دجال: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱ بایت حذف‌شده ،  ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
جز (جایگزینی متن - 'ref> شیخ طوسی' به 'ref>شیخ طوسی')
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص')
خط ۱۰: خط ۱۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
*"[[دجّال]]" در زبان [[عربی]] به معنای "[[آب]] طلا" و طلا اندود کردن است و به همین علت، افراد بسیار دروغ‏گو که [[باطل]] را [[حق]] جلوه می‌‏دهند "[[دجّال]]" نامیده می‌‏شوند<ref>  ر. ک: ابن منظور، لسان العرب، ج ۴، ص ۲۹۴</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.  
*"[[دجّال]]" در زبان [[عربی]] به معنای "[[آب]] طلا" و طلا اندود کردن است و به همین علت، افراد بسیار دروغ‏گو که [[باطل]] را [[حق]] جلوه می‌‏دهند "[[دجّال]]" نامیده می‌‏شوند<ref>  ر. ک: ابن منظور، لسان العرب، ج ۴، ص ۲۹۴</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.  
*از [[روایات]] استفاده می‏شود [[دجّال]] [[ستمکاری]] است که در [[آخر الزمان]]، [[مردم]] را [[گمراه]] خواهد کرد. البته در آموزه‏‌های هر سه [[دین]] یهودیت، [[مسیحیت]] و [[اسلام]] از آن سخن به میان آمده است. افرادی در هر سه [[جامعه دینی]] می‌‏گویند: [[دجّال]] تولد یافته و زنده است<ref>  ر. ک: متقی هندی، کنز العمال، ج ۱۴، ص ۳۲۳- ۲۸۲</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.  
*از [[روایات]] استفاده می‏شود [[دجّال]] [[ستمکاری]] است که در [[آخر الزمان]]، [[مردم]] را [[گمراه]] خواهد کرد. البته در آموزه‏‌های هر سه [[دین]] یهودیت، [[مسیحیت]] و [[اسلام]] از آن سخن به میان آمده است. افرادی در هر سه [[جامعه دینی]] می‌‏گویند: [[دجّال]] تولد یافته و زنده است<ref>  ر. ک: متقی هندی، کنز العمال، ج ۱۴، ص ۳۲۳- ۲۸۲</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.  
*در روایاتی چند از [[خروج]] "[[دجّال]]" به عنوان نشانه [[ظهور]] و در برخی دیگر از آن به عنوان یکی از "[[اشراط الساعه]]" یاد شده است. این نشانه، در کتاب‌‏های [[اهل سنت]] بیشتر، یکی از نشانه‌‏های [[برپایی قیامت]] دانسته شده است<ref>  مسلم، صحیح، باب فی الآیات التی تکون قبل الساعة، ح ۱؛ ترمذی، سنن، ج ۴، ص ۵۰۷؛ ابو داوود، سنن، ج ۴، ص ۱۱۵</ref>؛ ولی در [[منابع روایی]] [[شیعه]]، بیشتر از آن به عنوان حادثه‌‏ای مهّم که مقارن [[ظهور]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ رخ خواهد داد؛ یاد شده است<ref>  شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۰</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.  
*در روایاتی چند از [[خروج]] "[[دجّال]]" به عنوان نشانه [[ظهور]] و در برخی دیگر از آن به عنوان یکی از "[[اشراط الساعه]]" یاد شده است. این نشانه، در کتاب‌‏های [[اهل سنت]] بیشتر، یکی از نشانه‌‏های [[برپایی قیامت]] دانسته شده است<ref>  مسلم، صحیح، باب فی الآیات التی تکون قبل الساعة، ح ۱؛ ترمذی، سنن، ج ۴، ص ۵۰۷؛ ابو داوود، سنن، ج ۴، ص ۱۱۵</ref>؛ ولی در [[منابع روایی]] [[شیعه]]، بیشتر از آن به عنوان حادثه‌‏ای مهّم که مقارن [[ظهور]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ رخ خواهد داد؛ یاد شده است<ref>  شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۰</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.  
*درباره [[دجّال]]، چند احتمال وجود دارد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>:
*درباره [[دجّال]]، چند احتمال وجود دارد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>:
#[[دجّال]]، نام شخص معینی نیست و هرکس که با ادعاهای پوچ و بی‌‏اساس و با [[توسل]] به حیله‌‏گری و [[نیرنگ]]، در صدد [[فریب]] [[مردم]] باشد، [[دجّال]] است. این‏که در [[روایات]]، از "[[دجّال]]"‌های فراوان سخن به میان آمده است این احتمال را تقویت می‌‏کند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرموده است: [[قیامت]]، برپا نمی‌‏شود، تا وقتی که [[امام مهدی|مهدی]] از فرزندانم [[قیام]] کند. [[امام مهدی|مهدی]] [[قیام]] نمی‌‏کند، تا وقتی که شصت دروغ‏گو [[خروج]] کنند و هرکدام بگوید: من پیامبرم<ref> {{عربی|" لَا تَقُومُ‏ السَّاعَةُ حَتَّى‏ يَخْرُجَ‏ الْمَهْدِيُ‏ مِنْ‏ وُلْدِي‏ وَ لَا يَخْرُجُ‏ الْمَهْدِيُ‏ حَتَّى‏ يَخْرُجَ‏ سِتُّونَ‏ كَذَّاباً كُلُّهُمْ‏ يَقُولُ‏ أَنَا نَبِيٌ‏‏ ‏‏"}}، شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۷۱</ref>. در [[روایات]]، از این "[[دجّال]]"‌ها و دروغ‏گویان فراوان نام برده شده است. در بعضی [[دوازده]]، در برخی سی و برخی شصت و هفتاد [[دجّال]] آمده است<ref>  محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۹؛ متقی هندی، کنز العمال، ج ۱۴، ص ۱۹۸- ۲۰۰</ref>. از میان این "[[دجّال]]"‌ها، فردی که در دروغ‏گویی، حیله‌‏گری و مردم‌‏فریبی سرآمد همه دجالان و فتنه‌‏اش از همه بزرگ‏تر است، نشانه [[ظهور]] [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} و یا [[برپایی قیامت]] است. بر این اساس، دو نوع [[دجّال]] هست: یکی همان [[دجّال]] حقیقی و واقعی است که پس از همه "[[دجّال]]"ها می‏‌آید و دیگری گروهی شیاد و دروغ‏گویند که دست به فریب‏کاری، تحمیق و [[گمراهی]] [[مردم]] می‏زنند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌‏فرماید: پیش از [[خروج]] [[دجّال]]، بیش از هفتاد [[دجّال]] [[خروج]] خواهد کرد<ref>  متقی هندی، کنز العمال، ج ۱۴، ص ۲۰۰</ref>. [[حقیقت]] داستان [[دجّال]]، بیانگر این واقعیت است که در آستانه هر انقلابی، افراد [[فریب‌کار]] و [[منافق]] که [[معتقد]] به نظام‌‏های پوشالی گذشته و [[حافظ]] ضد ارزش‏‌هایند، برای نگه‏داشتن [[فرهنگ]] و [[نظام جاهلی]] گذشته، همه [[تلاش]] خود را به کار می‌‏گیرند و با سوءاستفاده از زمینه‌‏های فکری و اجتماعی و احساسات [[مردم]]، دست به تزویر و حیله‌‏گری می‏زنند. در [[انقلاب جهانی]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏، چنین خطری پیش‏بینی شده است. از آن‏جا که این [[انقلاب]] از همه انقلاب‏های [[تاریخ]] بزرگ‏تر و گسترده‌‏تر است، خطر [[فریبکاران]] [[دجّال]] صفت نیز به مراتب بیشتر و گسترده‌‏تر است. [[در آستانه ظهور]]، آنان همه [[تلاش]] خویش را به کار خواهند گرفت که [[مردم]] را [[فریب]] دهند و آن‏ها را از نتیجه آن، دلسرد و [[ناامید]] سازند و سرانجام از [[پیروزی]] حتمی آن جلوگیری کنند. البته در این احتمال می‏‌توان گفت: ممکن است یکی از آن دجّال‏ها- صفات زشت در او بیشتر از همه متبلور است- نشانه [[ظهور]] باشد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.
#[[دجّال]]، نام شخص معینی نیست و هرکس که با ادعاهای پوچ و بی‌‏اساس و با [[توسل]] به حیله‌‏گری و [[نیرنگ]]، در صدد [[فریب]] [[مردم]] باشد، [[دجّال]] است. این‏که در [[روایات]]، از "[[دجّال]]"‌های فراوان سخن به میان آمده است این احتمال را تقویت می‌‏کند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرموده است: [[قیامت]]، برپا نمی‌‏شود، تا وقتی که [[امام مهدی|مهدی]] از فرزندانم [[قیام]] کند. [[امام مهدی|مهدی]] [[قیام]] نمی‌‏کند، تا وقتی که شصت دروغ‏گو [[خروج]] کنند و هرکدام بگوید: من پیامبرم<ref> {{عربی|" لَا تَقُومُ‏ السَّاعَةُ حَتَّى‏ يَخْرُجَ‏ الْمَهْدِيُ‏ مِنْ‏ وُلْدِي‏ وَ لَا يَخْرُجُ‏ الْمَهْدِيُ‏ حَتَّى‏ يَخْرُجَ‏ سِتُّونَ‏ كَذَّاباً كُلُّهُمْ‏ يَقُولُ‏ أَنَا نَبِيٌ‏‏ ‏‏"}}، شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۳۷۱</ref>. در [[روایات]]، از این "[[دجّال]]"‌ها و دروغ‏گویان فراوان نام برده شده است. در بعضی [[دوازده]]، در برخی سی و برخی شصت و هفتاد [[دجّال]] آمده است<ref>  محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۹؛ متقی هندی، کنز العمال، ج ۱۴، ص ۱۹۸- ۲۰۰</ref>. از میان این "[[دجّال]]"‌ها، فردی که در دروغ‏گویی، حیله‌‏گری و مردم‌‏فریبی سرآمد همه دجالان و فتنه‌‏اش از همه بزرگ‏تر است، نشانه [[ظهور]] [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} و یا [[برپایی قیامت]] است. بر این اساس، دو نوع [[دجّال]] هست: یکی همان [[دجّال]] حقیقی و واقعی است که پس از همه "[[دجّال]]"ها می‏‌آید و دیگری گروهی شیاد و دروغ‏گویند که دست به فریب‏کاری، تحمیق و [[گمراهی]] [[مردم]] می‏زنند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌‏فرماید: پیش از [[خروج]] [[دجّال]]، بیش از هفتاد [[دجّال]] [[خروج]] خواهد کرد<ref>  متقی هندی، کنز العمال، ج ۱۴، ص ۲۰۰</ref>. [[حقیقت]] داستان [[دجّال]]، بیانگر این واقعیت است که در آستانه هر انقلابی، افراد [[فریب‌کار]] و [[منافق]] که [[معتقد]] به نظام‌‏های پوشالی گذشته و [[حافظ]] ضد ارزش‏‌هایند، برای نگه‏داشتن [[فرهنگ]] و [[نظام جاهلی]] گذشته، همه [[تلاش]] خود را به کار می‌‏گیرند و با سوءاستفاده از زمینه‌‏های فکری و اجتماعی و احساسات [[مردم]]، دست به تزویر و حیله‌‏گری می‏زنند. در [[انقلاب جهانی]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏، چنین خطری پیش‏بینی شده است. از آن‏جا که این [[انقلاب]] از همه انقلاب‏های [[تاریخ]] بزرگ‏تر و گسترده‌‏تر است، خطر [[فریبکاران]] [[دجّال]] صفت نیز به مراتب بیشتر و گسترده‌‏تر است. [[در آستانه ظهور]]، آنان همه [[تلاش]] خویش را به کار خواهند گرفت که [[مردم]] را [[فریب]] دهند و آن‏ها را از نتیجه آن، دلسرد و [[ناامید]] سازند و سرانجام از [[پیروزی]] حتمی آن جلوگیری کنند. البته در این احتمال می‏‌توان گفت: ممکن است یکی از آن دجّال‏ها- صفات زشت در او بیشتر از همه متبلور است- نشانه [[ظهور]] باشد<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.
#احتمال دوم آن است که فردی معین و مشخص، به نام "[[دجّال]]" در دوره غیبت- با همان ویژگی‌‏هایی که برای وی بیان شده است- [[خروج]] می‌‏کند و [[مردم]] را به [[انحراف]] می‏‌کشاند. برخی با استناد بعضی از [[روایات]]، او را زنده می‌‏دانند؛ برای مثال گفته می‌‏شود او در زمان [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} زنده بوده و تا هنگام [[خروج]]، زنده خواهد ماند<ref>  ر. ک: شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۱۳، ح ۸۶</ref>. برخی از کتاب‏‌ها و فیلم‌‏ها نام "[[دجّال]]" بر خود دارند. "[[دجّال]]" [[لقب]] دغل‌‏بازی است که نزد [[یهودیان]] "آرمیلوس" و نزد [[مسلمانان]] "[[صائد بن صید]]" نامیده می‌‏شود<ref>  حسین توفیقی، هزاره‏گرایی در فلسفه تاریخ مسیحیت، ص ۲۶</ref>. اصل داستان "[[دجّال]]" در کتاب‌‏های [[مقدس]] [[مسیحیان]] نیز آمده است. در [[انجیل]]، واژه "[[دجّال]]" بارها به کار رفته و از کسانی که منکر [[حضرت مسیح]]{{ع}} باشند یا "پدر و پسر" را [[انکار]] کنند، "[[دجّال]]" یاد شده است: دروغ‏گو کیست، جز آن‏که [[مسیح]] بودن [[عیسی]] را [[انکار]] کند؟ آن، [[دجّال]] است که پسر و پدر را [[انکار]] کند<ref>  رساله یوحنا، باب ۲،: ۱۸ و ۲۲</ref>. طرفداران احتمال دوم به روایتی استناد کرده‏‌اند که [[اصبغ بن نباته]] از [[حضرت علی]]{{ع}} پرسید: "ای [[امیر مؤمنان]]! [[دجّال]] کیست؟ آن حضرت فرمود: [[دجّال]]، [[صائد بن صائد]] (صید) است. بدبخت کسی است که او را [[تصدیق]] کند و خوشبخت آن است که او را [[تکذیب]] کند. از شهری برآید که آن را [[اصفهان]] نامند؛ از دهی که آن را یهودیه گویند<ref>در پاره‏ای روایات محل خروج او سجستان ذکر شده است؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۰</ref>. چشم راستش ممسوح و چشم دیگرش بر پیشانی است و مانند ستاره صبح می‏‌درخشد. در آن، نقطه علقه‌‏ای است که با [[خون]] در آمیخته است و میان دو چشمش نوشته است: "[[کافر]]" و هرخواننده و بی‌‏سواد آن را می‌‏خواند. در دریاها فرو می‏رود و [[آفتاب]] با او می‏‌گردد. مقابل او کوهی از [[دود]] و عقبش کوهی سپید است که [[مردم]] تصور می‌‏کنند طعام است. در زمان قحطی [[سختی]] [[خروج]] می‌‏کند؛ در حالی که بر الاغ سپیدی سوار است. هر گام حمارش، یک میل است و [[زمین]]، منزل به منزل زیر پایش درنوردیده شود. بر آبی نگذرد، جز آن‏که فرورود، تا [[روز قیامت]]. به آوازی که همه [[جن]] و انس و شیاطین- در شرق و غرب- عالم آن را می‌‏شنوند، فریاد کند: "ای [[دوستان]] من! نزد من آیید. منم آن‏که آفرید و تسویه کرد و تقدیر کرد و [[رهبری]] نمود. منم [[پروردگار]] شما". [[دشمن]] [[خدا]] [[دروغ]] می‏گوید. او یک چشمی است که غذا می‏خورد و در بازارها راه می‏رود. به [[راستی]] که [[پروردگار]] شما نه یک چشم است، و نه غذا می‌‏خورد، نه راه می‏رود و نه زوال دارد. و [[برتر]] است [[خدا]] از این اوصاف؛ [[برتری]] بزرگی. [[آگاه]] باشید! بیشتر پیروانش در آن روزگار، ناپاک زادگانند و [[صاحب]] پوستین‏های سبز. [[خداوند تعالی]] او را در [[شام]] بر سر گردنه‏ای که آن را [[افیق]] نامند به دست کسی که [[حضرت عیسی]]{{ع}} پشت سرش [[نماز]] می‌‏خواند هنگامی که سه ساعت از [[روز جمعه]] گذشته باشد، خواهد کشت. [[آگاه]] باشید پس از آن، حادثه بزرگ و [[قیامت]] کبرا باشد.  
#احتمال دوم آن است که فردی معین و مشخص، به نام "[[دجّال]]" در دوره غیبت- با همان ویژگی‌‏هایی که برای وی بیان شده است- [[خروج]] می‌‏کند و [[مردم]] را به [[انحراف]] می‏‌کشاند. برخی با استناد بعضی از [[روایات]]، او را زنده می‌‏دانند؛ برای مثال گفته می‌‏شود او در زمان [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} زنده بوده و تا هنگام [[خروج]]، زنده خواهد ماند<ref>  ر. ک: شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۱۱۳، ح ۸۶</ref>. برخی از کتاب‏‌ها و فیلم‌‏ها نام "[[دجّال]]" بر خود دارند. "[[دجّال]]" [[لقب]] دغل‌‏بازی است که نزد [[یهودیان]] "آرمیلوس" و نزد [[مسلمانان]] "[[صائد بن صید]]" نامیده می‌‏شود<ref>  حسین توفیقی، هزاره‏گرایی در فلسفه تاریخ مسیحیت، ص ۲۶</ref>. اصل داستان "[[دجّال]]" در کتاب‌‏های [[مقدس]] [[مسیحیان]] نیز آمده است. در [[انجیل]]، واژه "[[دجّال]]" بارها به کار رفته و از کسانی که منکر [[حضرت مسیح]]{{ع}} باشند یا "پدر و پسر" را [[انکار]] کنند، "[[دجّال]]" یاد شده است: دروغ‏گو کیست، جز آن‏که [[مسیح]] بودن [[عیسی]] را [[انکار]] کند؟ آن، [[دجّال]] است که پسر و پدر را [[انکار]] کند<ref>  رساله یوحنا، باب ۲،: ۱۸ و ۲۲</ref>. طرفداران احتمال دوم به روایتی استناد کرده‏‌اند که [[اصبغ بن نباته]] از [[حضرت علی]]{{ع}} پرسید: "ای [[امیر مؤمنان]]! [[دجّال]] کیست؟ آن حضرت فرمود: [[دجّال]]، [[صائد بن صائد]] (صید) است. بدبخت کسی است که او را [[تصدیق]] کند و خوشبخت آن است که او را [[تکذیب]] کند. از شهری برآید که آن را [[اصفهان]] نامند؛ از دهی که آن را یهودیه گویند<ref>در پاره‏ای روایات محل خروج او سجستان ذکر شده است؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۵۰</ref>. چشم راستش ممسوح و چشم دیگرش بر پیشانی است و مانند ستاره صبح می‏‌درخشد. در آن، نقطه علقه‌‏ای است که با [[خون]] در آمیخته است و میان دو چشمش نوشته است: "[[کافر]]" و هرخواننده و بی‌‏سواد آن را می‌‏خواند. در دریاها فرو می‏رود و [[آفتاب]] با او می‏‌گردد. مقابل او کوهی از [[دود]] و عقبش کوهی سپید است که [[مردم]] تصور می‌‏کنند طعام است. در زمان قحطی [[سختی]] [[خروج]] می‌‏کند؛ در حالی که بر الاغ سپیدی سوار است. هر گام حمارش، یک میل است و [[زمین]]، منزل به منزل زیر پایش درنوردیده شود. بر آبی نگذرد، جز آن‏که فرورود، تا [[روز قیامت]]. به آوازی که همه [[جن]] و انس و شیاطین- در شرق و غرب- عالم آن را می‌‏شنوند، فریاد کند: "ای [[دوستان]] من! نزد من آیید. منم آن‏که آفرید و تسویه کرد و تقدیر کرد و [[رهبری]] نمود. منم [[پروردگار]] شما". [[دشمن]] [[خدا]] [[دروغ]] می‏گوید. او یک چشمی است که غذا می‏خورد و در بازارها راه می‏رود. به [[راستی]] که [[پروردگار]] شما نه یک چشم است، و نه غذا می‌‏خورد، نه راه می‏رود و نه زوال دارد. و [[برتر]] است [[خدا]] از این اوصاف؛ [[برتری]] بزرگی. [[آگاه]] باشید! بیشتر پیروانش در آن روزگار، ناپاک زادگانند و [[صاحب]] پوستین‏های سبز. [[خداوند تعالی]] او را در [[شام]] بر سر گردنه‏ای که آن را [[افیق]] نامند به دست کسی که [[حضرت عیسی]]{{ع}} پشت سرش [[نماز]] می‌‏خواند هنگامی که سه ساعت از [[روز جمعه]] گذشته باشد، خواهد کشت. [[آگاه]] باشید پس از آن، حادثه بزرگ و [[قیامت]] کبرا باشد.  
#برخی نیز این احتمال را مطرح کرده‌‏اند که مراد از "[[دجّال]]" همان [[سفیانی]] است که در کتاب‏های [[اهل سنت]] بیشتر با عنوان "[[دجّال]]" و در کتاب‏های [[شیعی]] با عنوان [[سفیانی]] آمده است. البته این احتمال مردود است<ref>  شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۵۲۷، ح ۱؛( با فرض پذیرش روایت، بعید نیست بسیاری از آنچه ذکر شده است، معنایی کنایی داشته باشد).</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.  
#برخی نیز این احتمال را مطرح کرده‌‏اند که مراد از "[[دجّال]]" همان [[سفیانی]] است که در کتاب‏های [[اهل سنت]] بیشتر با عنوان "[[دجّال]]" و در کتاب‏های [[شیعی]] با عنوان [[سفیانی]] آمده است. البته این احتمال مردود است<ref>  شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۵۲۷، ح ۱؛( با فرض پذیرش روایت، بعید نیست بسیاری از آنچه ذکر شده است، معنایی کنایی داشته باشد).</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.  
#[[دجّال]]، کنایه از [[کفر]] جهانی و سیطره [[فرهنگ مادی]] بر [[جهان]] است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.
#[[دجّال]]، کنایه از [[کفر]] جهانی و سیطره [[فرهنگ مادی]] بر [[جهان]] است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.
*برخی از اهل نظر، این احتمال را تقویت کرده و همه ویژگی‌‏هایی را که برای [[دجّال]] بیان شده، با ویژگی‌‏های [[استکبار جهانی]] برابر دانسته‌‏اند. "[[استکبار]]" به معنای واقعی، [[دجّال]] است که خود را [[قیم]] ملت‏‌ها می‌‏داند و با تکیه به [[ثروت]] انبوه و [[قدرت]] عظیم، در همه جای [[زمین]] دخالت می‌‏کند و همه را به زیر [[سلطه]] خویش می‏‌آورد<ref>[[شیخ طوسی]]، کتاب الغیبة، ص ۴۶۳</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.  
*برخی از اهل نظر، این احتمال را تقویت کرده و همه ویژگی‌‏هایی را که برای [[دجّال]] بیان شده، با ویژگی‌‏های [[استکبار جهانی]] برابر دانسته‌‏اند. "[[استکبار]]" به معنای واقعی، [[دجّال]] است که خود را [[قیم]] ملت‏‌ها می‌‏داند و با تکیه به [[ثروت]] انبوه و [[قدرت]] عظیم، در همه جای [[زمین]] دخالت می‌‏کند و همه را به زیر [[سلطه]] خویش می‏‌آورد<ref>[[شیخ طوسی]]، کتاب الغیبة، ص ۴۶۳</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.  
*از نکات شگف‌‏آور و تأمل‏‌برانگیز در انبوه [[روایات]] [[شیعه]] و [[سنّی]] ارتباط تنگاتنگی است که بین [[دجّال]] و [[یهودیان]] مطرح شده است. در [[روایات]] بیشتر [[پیروان دجال]] [[یهودی]] معرفی شده‏‌اند<ref>  ر. ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۵۲۸، ح ۲؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج ۸، ص ۶۶۱</ref>. در منابع [[اهل سنت]] به صورت عمده، سخن از کشته شدن [[دجّال]] به دست [[حضرت عیسی]]{{ع}} است<ref>  تفسیر طبری، ج ۳، ص ۲۹۰، تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۵۷۹</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.
*از نکات شگف‌‏آور و تأمل‏‌برانگیز در انبوه [[روایات]] [[شیعه]] و [[سنّی]] ارتباط تنگاتنگی است که بین [[دجّال]] و [[یهودیان]] مطرح شده است. در [[روایات]] بیشتر [[پیروان دجال]] [[یهودی]] معرفی شده‏‌اند<ref>  ر. ک: شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۵۲۸، ح ۲؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج ۸، ص ۶۶۱</ref>. در منابع [[اهل سنت]] به صورت عمده، سخن از کشته شدن [[دجّال]] به دست [[حضرت عیسی]]{{ع}} است<ref>  تفسیر طبری، ج ۳، ص ۲۹۰، تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۵۷۹</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص۲۰۱ - ۲۰۵.</ref>.


==دجال در [[ادیان]] آسمانی==
==دجال در [[ادیان]] آسمانی==
خط ۴۱: خط ۴۱:
*از "نزّال بن سبره" آورده‌اند که می‌گوید: [[امیر مؤمنان]] {{ع}} برای ما سخن می‌گفت که: نخست سپاس [[خدا]] را به‌جا آورد و او را ستود و بر [[پیامبر]] و خاندانش {{عم}} [[درود]] فرستاد، انگاه سه بار فرمود: "سلونی -ایها النّاس!- قبل أن تفقدونی..." یعنی: [[مردم]]! تا مرا از دست نداده‌اید، هر آن‌چه می‌خواهید بپرسید.
*از "نزّال بن سبره" آورده‌اند که می‌گوید: [[امیر مؤمنان]] {{ع}} برای ما سخن می‌گفت که: نخست سپاس [[خدا]] را به‌جا آورد و او را ستود و بر [[پیامبر]] و خاندانش {{عم}} [[درود]] فرستاد، انگاه سه بار فرمود: "سلونی -ایها النّاس!- قبل أن تفقدونی..." یعنی: [[مردم]]! تا مرا از دست نداده‌اید، هر آن‌چه می‌خواهید بپرسید.
*"[[صعصعة بن صوحان]]" بپا خاست و گفت: چه زمانی "[[دجّال]]" خواهد آمد؟ [[علی]] {{ع}} فرمود: "بنشین! [[خدا]] سخن تو را شنید و منظورت را دانست... برای [[خروج]] "[[دجّال]]" [[نشانه‌ها]] و علایمی است که دسته‌دسته هرکدام پس از دیگری روی خواهد داد اگر می‌خواهی تو را از آن‌ها [[آگاه]] سازم‌؟" صعصعة پاسخ داد: "آری! ای [[امیر مؤمنان]]!" فرمود: پس به خاطر بسپار و حفظ‍‌ کن که این‌ها علایم و نشانه‌های آن است: هنگامی که [[مردم]] راه و رسم و [[فرهنگ]] و [[معنویت]] [[نماز]] را نابود ساختند و به پوسته آن [[قناعت]] کردند و ویژگی [[امانت]] و [[امانتداری]] را ضایع ساختند و دروغ‌پردازی را روا شمردند و رباخوارگی و [[ربا]] را [[مباح]] دانستند و [[رشوه]] دادند و گرفتند و [[دین]] به [[دنیا]] فروختند و سفیهان و کم‌خردان را به اداره امور [[جامعه]] گماشتند و قطع‌رحم کردند و هواهای [[دل]] را [[پیروی]] کردند و ریختن خون‌ها را آسان ساختند. هنگامی که [[بردباری]]، [[ناتوانی]] شمرده شد و [[بیدادگری]]، باعث افتخار گردید و [[زمامداران]] فاجر و [[بدکار]]! و [[وزیران]]، [[ستمکار]] شدند و مأموران و مجریان [[عدالت]]، [[خیانت]] پیشه ساختند و گویندگان و قاریان [[قرآن]]، به [[فسق]] و [[گناه]] روی آوردند و شهادت‌های دروغین در [[جامعه]] پدیدار شد و کارهای ناپسند و تهمت‌تراشی‌ها و گناهکاری و تجاوزگری علنی گردید، ان‌گاه که [[قرآن]] به صورت [[زیبایی]] چاپ و جلد و تزیین گردید و مسجدها آراسته شد و مناره‌ها سر به [[آسمان]] سایید و اشرار مورد [[تجلیل]] قرار گرفتند و صف‌های [[جماعت]] فشرده و دل‌ها از هم دور شد و عهدها و پیمان‌ها گسسته و آن وعده بزرگ نزدیک گردید و زنان به خاطر [[حرص]] به [[دنیا]]، در کسب و کار همسران خود شرکت کردند و به بازارها و مغازه‌ها و کارخانه‌ها سرازیر گشتند. صدای آواز [[فاسقان]]، همه‌جا پخش و به گوش‌ها رسید و هرچه گفتند و خواندند از آنان پذیرفته شد. [[رهبری]] جامعه‌ها به دست اراذل واگذاشته شد و با فاجر به خاطر [[ترس]] از شرارتش، [[مدارا]] گردید و دروغساز و دروغپرداز، [[تصدیق]] و تأیید شد و خیانتکار، [[امین]] شمرده شد.
*"[[صعصعة بن صوحان]]" بپا خاست و گفت: چه زمانی "[[دجّال]]" خواهد آمد؟ [[علی]] {{ع}} فرمود: "بنشین! [[خدا]] سخن تو را شنید و منظورت را دانست... برای [[خروج]] "[[دجّال]]" [[نشانه‌ها]] و علایمی است که دسته‌دسته هرکدام پس از دیگری روی خواهد داد اگر می‌خواهی تو را از آن‌ها [[آگاه]] سازم‌؟" صعصعة پاسخ داد: "آری! ای [[امیر مؤمنان]]!" فرمود: پس به خاطر بسپار و حفظ‍‌ کن که این‌ها علایم و نشانه‌های آن است: هنگامی که [[مردم]] راه و رسم و [[فرهنگ]] و [[معنویت]] [[نماز]] را نابود ساختند و به پوسته آن [[قناعت]] کردند و ویژگی [[امانت]] و [[امانتداری]] را ضایع ساختند و دروغ‌پردازی را روا شمردند و رباخوارگی و [[ربا]] را [[مباح]] دانستند و [[رشوه]] دادند و گرفتند و [[دین]] به [[دنیا]] فروختند و سفیهان و کم‌خردان را به اداره امور [[جامعه]] گماشتند و قطع‌رحم کردند و هواهای [[دل]] را [[پیروی]] کردند و ریختن خون‌ها را آسان ساختند. هنگامی که [[بردباری]]، [[ناتوانی]] شمرده شد و [[بیدادگری]]، باعث افتخار گردید و [[زمامداران]] فاجر و [[بدکار]]! و [[وزیران]]، [[ستمکار]] شدند و مأموران و مجریان [[عدالت]]، [[خیانت]] پیشه ساختند و گویندگان و قاریان [[قرآن]]، به [[فسق]] و [[گناه]] روی آوردند و شهادت‌های دروغین در [[جامعه]] پدیدار شد و کارهای ناپسند و تهمت‌تراشی‌ها و گناهکاری و تجاوزگری علنی گردید، ان‌گاه که [[قرآن]] به صورت [[زیبایی]] چاپ و جلد و تزیین گردید و مسجدها آراسته شد و مناره‌ها سر به [[آسمان]] سایید و اشرار مورد [[تجلیل]] قرار گرفتند و صف‌های [[جماعت]] فشرده و دل‌ها از هم دور شد و عهدها و پیمان‌ها گسسته و آن وعده بزرگ نزدیک گردید و زنان به خاطر [[حرص]] به [[دنیا]]، در کسب و کار همسران خود شرکت کردند و به بازارها و مغازه‌ها و کارخانه‌ها سرازیر گشتند. صدای آواز [[فاسقان]]، همه‌جا پخش و به گوش‌ها رسید و هرچه گفتند و خواندند از آنان پذیرفته شد. [[رهبری]] جامعه‌ها به دست اراذل واگذاشته شد و با فاجر به خاطر [[ترس]] از شرارتش، [[مدارا]] گردید و دروغساز و دروغپرداز، [[تصدیق]] و تأیید شد و خیانتکار، [[امین]] شمرده شد.
*هنگامی که کنیزان آوازه‌خوان و رقاصه‌ها و آلات لهو و موسیقی، به کار گرفته شد و نسل‌های آخرین به نسل‌های پیشین نفرین کردند و زنان بر زین‌ها سوار شدند و [[تلاش]] کردند خود را شبیه مردان سازند و مردان نیز خود را در ظاهر و [[اخلاق]] بسان زنان ساختند، و [[شاهد]] بی‌آن‌که از او [[شهادت]] بخواهند به دادگاه رفت و [[شهادت]] داد، و دیگری برخلاف [[حق]] و [[عدالت]] و بدون [[آگاهی]]، به خاطر رفاقت با کسی، به نفع او به [[دروغ]] گواهی کرد... آری! در این شرایط‍‌ منحطّ‍‌ و وخامت‌بارو گناه‌آلود جامعه‌ها و تمدّن‌های اسلامی و جهانی است که [[دجّال]] ظاهر می‌گردد و درآمدن شتاب می‌کند...<ref>کمال الدین، ج ۲، ص ۵۲۵ و ۵۲۶.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۲۹۲.</ref>.
*هنگامی که کنیزان آوازه‌خوان و رقاصه‌ها و آلات لهو و موسیقی، به کار گرفته شد و نسل‌های آخرین به نسل‌های پیشین نفرین کردند و زنان بر زین‌ها سوار شدند و [[تلاش]] کردند خود را شبیه مردان سازند و مردان نیز خود را در ظاهر و [[اخلاق]] بسان زنان ساختند، و [[شاهد]] بی‌آن‌که از او [[شهادت]] بخواهند به دادگاه رفت و [[شهادت]] داد، و دیگری برخلاف [[حق]] و [[عدالت]] و بدون [[آگاهی]]، به خاطر رفاقت با کسی، به نفع او به [[دروغ]] گواهی کرد... آری! در این شرایط‍‌ منحطّ‍‌ و وخامت‌بارو گناه‌آلود جامعه‌ها و تمدّن‌های اسلامی و جهانی است که [[دجّال]] ظاهر می‌گردد و درآمدن شتاب می‌کند...<ref>کمال الدین، ج ۲، ص ۵۲۵ و ۵۲۶.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۹۲.</ref>.


==دجال در موعودنامه==
==دجال در موعودنامه==
خط ۴۹: خط ۴۹:
#فردی معین و مشخص به‌عنوان "[[دجّال]]" در دوره [[غیبت]]، با همان ویژگی‌هایی که برای وی بیان شده، [[خروج]] می‌کند و [[مردم]] را به [[انحراف]] می‌کشاند.
#فردی معین و مشخص به‌عنوان "[[دجّال]]" در دوره [[غیبت]]، با همان ویژگی‌هایی که برای وی بیان شده، [[خروج]] می‌کند و [[مردم]] را به [[انحراف]] می‌کشاند.
#این احتمال نیز وجود دارد که مراد از "[[دجّال]]"، همان [[سفیانی]] باشد که در کتاب‌های [[عامه]]، بیشتر به‌عنوان "[[دجّال]]" و در کتاب‌های [[خاصه]] به‌عنوان "[[سفیانی]]" آمده است<ref>غیبة طوسی، ص ۴۶۳.</ref>.
#این احتمال نیز وجود دارد که مراد از "[[دجّال]]"، همان [[سفیانی]] باشد که در کتاب‌های [[عامه]]، بیشتر به‌عنوان "[[دجّال]]" و در کتاب‌های [[خاصه]] به‌عنوان "[[سفیانی]]" آمده است<ref>غیبة طوسی، ص ۴۶۳.</ref>.
#[[دجّال]]، کنایه از [[کفر]] جهانی و سیطره [[فرهنگ]] مادّی بر همه [[جهان]] است. [[استکبار]]، به‌معنای واقعی، [[دجّال]] است. [[استکبار]] خود را [[قیم]] ملت‌ها می‌داند و با تکیه بر [[ثروت]] انبوه و [[قدرت]] عظیمی که در [[اختیار]] دارد، در همه‌جای [[زمین]] دخالت می‌کند و همه را به زیر [[سلطه]] خویش می‌آورد<ref>برترین‌های فرهنگ مهدویت در مطبوعات، ص ۲۳۹.</ref>. موضوع [[دجّال]]، بیش از آن چه در [[روایات شیعه]] است، از طریق [[اهل سنت]] [[نقل]] شده است و قسمت عمده آن را "[[احمد بن حنبل]]" در کتاب مسند "[[ترمذی]]" در صحیح خود و "[[ابن ماجه]]" در سنن، و "مسلم" در صحیح، و "[[ابن اثیر]]" در نهایه از "[[عبدالله بن عمر]]" و "[[ابو سعید خدری]]" و "[[جابر بن عبدالله انصاری]]" [[نقل]] کرده‌اند<ref>آخرین امید، داود الهامی، ص ۳۲۳.</ref>. [[مرحوم صدوق]] در این زمینه می‌گوید: متعصّبین [[اهل سنت]]، این‌گونه [[اخبار]] را [[تصدیق]] می‌کنند و آن را درباره [[دجّال]] و [[غیبت]] وی و زنده بودنش را در این مدّت طولانی [[روایت]] نموده‌اند که در [[آخر الزمان]] [[خروج]] می‌کند، ولی درباره [[قائم]] باور نمی‌کنند که او مدت طولانی [[غائب]] می‌شود، آن‌گاه [[آشکار]] می‌گردد و [[جهان]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند، چنان‌که از [[ظلم]] و [[جور]] پر شده باشد، با این‌که [[پیامبر]] {{صل}} و [[امامان]] {{عم}} از این موضوع، صریحاً سخن گفته‌اند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۰.</ref>. همچنین موضوع [[دجال]]، اختصاص به [[اسلام]] ندارد، بلکه ریشه داستان [[دجال]] را باید در [[کتاب مقدس]] [[مسیحیان]] جست‌وجو کرد. در رساله اول [[یوحنا]] نوشته است: "[[دروغ‌گو]] کیست، جز آن‌که [[مسیح]] بودن [[عیسی]] را [[انکار]] کند، ان [[دجّال]] است که پدر و پسر را [[انکار]] می‌نماید"<ref>رساله یوحنا، باب ۲، آیه ۲۲.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۳۱۸.</ref>.
#[[دجّال]]، کنایه از [[کفر]] جهانی و سیطره [[فرهنگ]] مادّی بر همه [[جهان]] است. [[استکبار]]، به‌معنای واقعی، [[دجّال]] است. [[استکبار]] خود را [[قیم]] ملت‌ها می‌داند و با تکیه بر [[ثروت]] انبوه و [[قدرت]] عظیمی که در [[اختیار]] دارد، در همه‌جای [[زمین]] دخالت می‌کند و همه را به زیر [[سلطه]] خویش می‌آورد<ref>برترین‌های فرهنگ مهدویت در مطبوعات، ص ۲۳۹.</ref>. موضوع [[دجّال]]، بیش از آن چه در [[روایات شیعه]] است، از طریق [[اهل سنت]] [[نقل]] شده است و قسمت عمده آن را "[[احمد بن حنبل]]" در کتاب مسند "[[ترمذی]]" در صحیح خود و "[[ابن ماجه]]" در سنن، و "مسلم" در صحیح، و "[[ابن اثیر]]" در نهایه از "[[عبدالله بن عمر]]" و "[[ابو سعید خدری]]" و "[[جابر بن عبدالله انصاری]]" [[نقل]] کرده‌اند<ref>آخرین امید، داود الهامی، ص ۳۲۳.</ref>. [[مرحوم صدوق]] در این زمینه می‌گوید: متعصّبین [[اهل سنت]]، این‌گونه [[اخبار]] را [[تصدیق]] می‌کنند و آن را درباره [[دجّال]] و [[غیبت]] وی و زنده بودنش را در این مدّت طولانی [[روایت]] نموده‌اند که در [[آخر الزمان]] [[خروج]] می‌کند، ولی درباره [[قائم]] باور نمی‌کنند که او مدت طولانی [[غائب]] می‌شود، آن‌گاه [[آشکار]] می‌گردد و [[جهان]] را پر از [[عدل و داد]] می‌کند، چنان‌که از [[ظلم]] و [[جور]] پر شده باشد، با این‌که [[پیامبر]] {{صل}} و [[امامان]] {{عم}} از این موضوع، صریحاً سخن گفته‌اند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۰.</ref>. همچنین موضوع [[دجال]]، اختصاص به [[اسلام]] ندارد، بلکه ریشه داستان [[دجال]] را باید در [[کتاب مقدس]] [[مسیحیان]] جست‌وجو کرد. در رساله اول [[یوحنا]] نوشته است: "[[دروغ‌گو]] کیست، جز آن‌که [[مسیح]] بودن [[عیسی]] را [[انکار]] کند، ان [[دجّال]] است که پدر و پسر را [[انکار]] می‌نماید"<ref>رساله یوحنا، باب ۲، آیه ۲۲.</ref><ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۳۱۸.</ref>.
==پرسش‌های وابسته==
==پرسش‌های وابسته==
{{پرسش‌های وابسته}}
{{پرسش‌های وابسته}}
۲۲۴٬۷۸۹

ویرایش