پیام غدیر: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ') |
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
'''پیام غدیر''' واقعۀ [[غدیر خم]]، تنها یک حادثۀ زمانی مربوط به گذشته نبود، بلکه پیامی برای همۀ مسلمانان و همۀ دورانها داشت، تا [[امامت]] علوی را سرلوحۀ زیستن خود قرار دهند. پیام غدیر را میتوان چنین ترسیم کرد: غدیر [[امام علی|علی]]{{ع}}، هنوز هم چشمهای لبریز از آب حیات و دریایی موّاج از کرامتها و هدایتهاست. غدیر دریایی از باور و بصیرت، در کویر حیرت و هامون ضلالت است، تا کام جانها از آن سیراب شود. آن روز که [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} در حرای حق به [[نبوت]] مبعوث شد، فرمان نجات و [[سعادت]] انسانها را در کف داشت، آن روز هم که در پهنۀ غدیر و در جمع حاجیان برگشته از زیارت خانۀ خدا، به خطبهخوانی پرداخت، باز در اندیشۀ هدایت امّت و تضمین سعادت آنان بود. این است که غدیر، حلقۀ میانی [[رسالت]] و [[امامت]] است. از سویی به [[بعثت]] در حرا وصل میشود، از سوی دیگر به [[شهادت]] در کربلا پیوند میخورد و فاصلۀ میان حرا تا کربلا را، دریایی از باورهای پاک و هدایتهای آسمانی پرکرده است که در غدیر، تجسّم یافته است. دریای غدیر، از ریزش آبشارگون [[وحی]] بر جان [[پیامبر|محمّد]]{{صل}} لبریز است و قامت دین در زلال [[غدیر خم]] انعکاس مییابد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، | '''پیام غدیر''' واقعۀ [[غدیر خم]]، تنها یک حادثۀ زمانی مربوط به گذشته نبود، بلکه پیامی برای همۀ مسلمانان و همۀ دورانها داشت، تا [[امامت]] علوی را سرلوحۀ زیستن خود قرار دهند. پیام غدیر را میتوان چنین ترسیم کرد: غدیر [[امام علی|علی]]{{ع}}، هنوز هم چشمهای لبریز از آب حیات و دریایی موّاج از کرامتها و هدایتهاست. غدیر دریایی از باور و بصیرت، در کویر حیرت و هامون ضلالت است، تا کام جانها از آن سیراب شود. آن روز که [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} در حرای حق به [[نبوت]] مبعوث شد، فرمان نجات و [[سعادت]] انسانها را در کف داشت، آن روز هم که در پهنۀ غدیر و در جمع حاجیان برگشته از زیارت خانۀ خدا، به خطبهخوانی پرداخت، باز در اندیشۀ هدایت امّت و تضمین سعادت آنان بود. این است که غدیر، حلقۀ میانی [[رسالت]] و [[امامت]] است. از سویی به [[بعثت]] در حرا وصل میشود، از سوی دیگر به [[شهادت]] در کربلا پیوند میخورد و فاصلۀ میان حرا تا کربلا را، دریایی از باورهای پاک و هدایتهای آسمانی پرکرده است که در غدیر، تجسّم یافته است. دریای غدیر، از ریزش آبشارگون [[وحی]] بر جان [[پیامبر|محمّد]]{{صل}} لبریز است و قامت دین در زلال [[غدیر خم]] انعکاس مییابد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۴۶.</ref>. | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*غدیر، یک [[کتاب مبین]] است، سندی برای تداوم خطّ رسالت در جلوۀ [[امامت]] و صراطی است مستقیم که به [[سنت]] [[پیامبر]] منتهی میشود. امّتی که پاسدار غدیر باشد، عاشوراهای مظلومیّت و کربلاهای خون و [[شهادت]] را شاهد نخواهد بود و [[ولایت]] در محاق غربت و تنهایی نخواهد ماند. دریغ و صد دریغ، که کوردلان و خفّاشان به تابش خورشید دل و دیده نسپارند و به تیرگی و ظلمت خو کنند و همچون گلهای بیچوپان باشند و راهی بیراهنما و شبی بیچراغ و کشتی بیناخدا و دشت بیچشمه و کویر بیآب.... قافلهای که از زیارت برمیگشت و راهش حق بود و بارش ایمان و مقصدش "اللّه"، وقتی به [[غدیر خم]] رسید، چشم به افقی دوخت که پیام هدایت داشت و دستی را دید که خورشیدی را فرادست برد و به همگان نشان داد و گوش امّت به دهانی بود که از [[وحی]] و [[غیب]] میگفت و به خدا وصل بود و دامندامن معرفت برای بندگان خدا هدیه میداد و خرمنخرمن کرامت و معنویت، پیش پایشان میریخت، تا از وسوسههای نفس و تلبیس ابلیس و فریب نفاق، رها شوند و همچنان عبد خدا و مطیع رسول بمانند. ولی. . . مگر شیطان میگذارد که بندگان خدا، راه بندگی را بیدردسر بپیمایند و به مقصد برسند؟ خطبۀ [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} در آن دشت سوزان، آب گوارایی برای روحهای عطشناک بود که میرفت تا همیشۀ تاریخ را سیراب سازد. امّا مگر گذاشتند که این زلال گوارا، به جانهای تشنه برسد؟ [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} میخواست دست امت را در دست [[امام]] بگذارد، تا نه گمراه شوند و نه سرگردان، نه تشنه بمانند و نه در دام نفس بیفتند. این بود که منشور بلند و جاودانۀ خطبۀ غدیر را سرود و به گوش تاریخ سپرد. مردم نیز، پیمانها بستند و تبریکها گفتند و قولها دادند. امّا تاریخ نشان میدهد که آن عهدها شکست و آن پیمانها از یادها رفت. افسوس که گروهی از امت، در کلاس درسهای [[نبوت]] و [[وحی]]، مردود شدند و آن همه یادها را به نسیان سپردند.... (...) [[امام علی|علی]]{{ع}}، برگزیدۀ [[پیامبر|محمّد]]{{صل}} نبود، بلکه منتخب خدا بود. [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]، تنها مأمور ابلاغ پیام آسمانی بود (بلّغ ما أنزل إلیک) و اگر در آن نیمروز داغ، آن پیام را نمیرساند، [[رسالت]] الهی را به انجام نرسانده بود. اینک ماییم و غدیر، که مرامنامۀ مکتب ما و محور وحدت ما و چراغ راهمان و راه زندگیمان است. گرامیداشت غدیر، تکریم [[رسالت]] [[پیامبر]] و [[وحی]] خدایی است. تکریم غدیر، ارج نهادن به فضیلتهای متبلور در وجود صاحب ذوالفقار و ساقی کوثر است. بها دادن به غدیر، ادای احترام به تکمیل [[دین]] و اتمام نعمت و کاشتن بذر [[ولایت]] در جانها و نشان دادن خورشید به گرفتاران در ظلمتهاست. عید گرفتن غدیر، ارج نهادن به کرامت انسان است، چراکه غدیر، عید [[عدالت]] و رهبری، عید کمالطلبی و حقجویی، عید شعلهافکنی بر اندیشهها و امیدآفرینی در دلهاست. غدیر، روز بشریّت و روز انسان است، عید پیمان و میثاق و عهد است. آیا دریغ نیست که بشریت، [[امام علی|علی]]{{ع}} را نشناسد و درک نکند و از زمزم زلال علیشناسی سیراب نشود و دامن مهر در این دریا نشوید و چراغ راه از این فروغ الهی نجوید؟... رسالتی را که رسول در [[غدیر خم]] انجام داد، [[اطاعت]] امر خدا بود و حج آن سال، گرچه به "حجّة الوداع" شهرت یافته است، لکن در گذشتههای دور و در متون کهن، از آن به "حجة الإبلاغ" هم تعبیر شده، که اشاره به همین فرمان "بلّغ" است که نازل شد و چون ابلاغ انجام گرفت، [[آیه اکمال دین]] فرود آمد و [[حجت]] تمام شد و صراط، روشن گشت. راویان [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، همه در کتابها نوشتند و در نقلها آوردند. شاهدان، بارها برای اثبات حق، به "خطبۀ غدیر" استناد کردند. مؤلفان برای اینکه این حق روشن و مسلّم انکار نشود، صدها سند برای غدیر و خطبۀ رسول و [[بیعت]] مردم آوردند و ثبت کردند، تا اگر انصاف در میان باشد و هدف، شناختن حقیقت باشد، نه انکار لجوجانۀ خورشید و نه کتمان حسودانۀ فضایل و نه ستیز عنودانه با ولیّ خدا و وصیّ رسول، به این آینه بنگرند، آینۀ غدیر، که همۀ حقیقت در آن متجلّی است. از این جهت، بر این باوریم که خطبۀ غدیریّۀ [[پیامبر|حضرت محمّد]]{{صل}} نیز، همچون خود [[غدیر خم]] مظلوم است و مورد بیمهری قرار گرفته است و جز چند جملۀ مشهور آن، چندان مطرح نیست، در حالی که سزا و بجاست که این منشور جاویدان، هرچه دقیقتر و گستردهتر و پرشورتر، مورد توجّه و مطالعه و شرح و تفسیر قرار گیرد. کمترین کار در این مسیر است، تا چشمهای بصیر، از درخشش حکمتها و پندها و تذکرهای پرارج این گنجینۀ معرفت، لذت ببرد و به تماشای حقیقت ناب بنشیند. بر این باوریم که در ادای تکلیف نسبت به غدیر، قصور کردهایم. میبایست غدیر را، بیش از این چونان مشعلی فراراه اندیشههای بشری قرار دهیم و دینپژوهان و حقیقت جویان را با فرهنگ ژرف نهفته در غدیر و خطبۀ [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}}، و جامعه بشری را با دو چشمۀ فیاض و جوشان معرفت، یعنی [[قرآن]] و [[عترت]] آشنا سازیم، دو چشمهای که یادگار [[پیامبر]] و میراث ماندگار آن [[پیامبر خاتم|رسول خاتم]] تا دامنۀ [[قیامت]] است و خود او پیروان و متمسّکان به این هردو را که نام ثقلین بر آنها نهاده است، ارج نهاده و سلامتشان را از ضلالت تضمین کرده است.(...).<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، | *غدیر، یک [[کتاب مبین]] است، سندی برای تداوم خطّ رسالت در جلوۀ [[امامت]] و صراطی است مستقیم که به [[سنت]] [[پیامبر]] منتهی میشود. امّتی که پاسدار غدیر باشد، عاشوراهای مظلومیّت و کربلاهای خون و [[شهادت]] را شاهد نخواهد بود و [[ولایت]] در محاق غربت و تنهایی نخواهد ماند. دریغ و صد دریغ، که کوردلان و خفّاشان به تابش خورشید دل و دیده نسپارند و به تیرگی و ظلمت خو کنند و همچون گلهای بیچوپان باشند و راهی بیراهنما و شبی بیچراغ و کشتی بیناخدا و دشت بیچشمه و کویر بیآب.... قافلهای که از زیارت برمیگشت و راهش حق بود و بارش ایمان و مقصدش "اللّه"، وقتی به [[غدیر خم]] رسید، چشم به افقی دوخت که پیام هدایت داشت و دستی را دید که خورشیدی را فرادست برد و به همگان نشان داد و گوش امّت به دهانی بود که از [[وحی]] و [[غیب]] میگفت و به خدا وصل بود و دامندامن معرفت برای بندگان خدا هدیه میداد و خرمنخرمن کرامت و معنویت، پیش پایشان میریخت، تا از وسوسههای نفس و تلبیس ابلیس و فریب نفاق، رها شوند و همچنان عبد خدا و مطیع رسول بمانند. ولی. . . مگر شیطان میگذارد که بندگان خدا، راه بندگی را بیدردسر بپیمایند و به مقصد برسند؟ خطبۀ [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} در آن دشت سوزان، آب گوارایی برای روحهای عطشناک بود که میرفت تا همیشۀ تاریخ را سیراب سازد. امّا مگر گذاشتند که این زلال گوارا، به جانهای تشنه برسد؟ [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} میخواست دست امت را در دست [[امام]] بگذارد، تا نه گمراه شوند و نه سرگردان، نه تشنه بمانند و نه در دام نفس بیفتند. این بود که منشور بلند و جاودانۀ خطبۀ غدیر را سرود و به گوش تاریخ سپرد. مردم نیز، پیمانها بستند و تبریکها گفتند و قولها دادند. امّا تاریخ نشان میدهد که آن عهدها شکست و آن پیمانها از یادها رفت. افسوس که گروهی از امت، در کلاس درسهای [[نبوت]] و [[وحی]]، مردود شدند و آن همه یادها را به نسیان سپردند.... (...) [[امام علی|علی]]{{ع}}، برگزیدۀ [[پیامبر|محمّد]]{{صل}} نبود، بلکه منتخب خدا بود. [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]]، تنها مأمور ابلاغ پیام آسمانی بود (بلّغ ما أنزل إلیک) و اگر در آن نیمروز داغ، آن پیام را نمیرساند، [[رسالت]] الهی را به انجام نرسانده بود. اینک ماییم و غدیر، که مرامنامۀ مکتب ما و محور وحدت ما و چراغ راهمان و راه زندگیمان است. گرامیداشت غدیر، تکریم [[رسالت]] [[پیامبر]] و [[وحی]] خدایی است. تکریم غدیر، ارج نهادن به فضیلتهای متبلور در وجود صاحب ذوالفقار و ساقی کوثر است. بها دادن به غدیر، ادای احترام به تکمیل [[دین]] و اتمام نعمت و کاشتن بذر [[ولایت]] در جانها و نشان دادن خورشید به گرفتاران در ظلمتهاست. عید گرفتن غدیر، ارج نهادن به کرامت انسان است، چراکه غدیر، عید [[عدالت]] و رهبری، عید کمالطلبی و حقجویی، عید شعلهافکنی بر اندیشهها و امیدآفرینی در دلهاست. غدیر، روز بشریّت و روز انسان است، عید پیمان و میثاق و عهد است. آیا دریغ نیست که بشریت، [[امام علی|علی]]{{ع}} را نشناسد و درک نکند و از زمزم زلال علیشناسی سیراب نشود و دامن مهر در این دریا نشوید و چراغ راه از این فروغ الهی نجوید؟... رسالتی را که رسول در [[غدیر خم]] انجام داد، [[اطاعت]] امر خدا بود و حج آن سال، گرچه به "حجّة الوداع" شهرت یافته است، لکن در گذشتههای دور و در متون کهن، از آن به "حجة الإبلاغ" هم تعبیر شده، که اشاره به همین فرمان "بلّغ" است که نازل شد و چون ابلاغ انجام گرفت، [[آیه اکمال دین]] فرود آمد و [[حجت]] تمام شد و صراط، روشن گشت. راویان [[شیعه]] و [[اهل سنت]]، همه در کتابها نوشتند و در نقلها آوردند. شاهدان، بارها برای اثبات حق، به "خطبۀ غدیر" استناد کردند. مؤلفان برای اینکه این حق روشن و مسلّم انکار نشود، صدها سند برای غدیر و خطبۀ رسول و [[بیعت]] مردم آوردند و ثبت کردند، تا اگر انصاف در میان باشد و هدف، شناختن حقیقت باشد، نه انکار لجوجانۀ خورشید و نه کتمان حسودانۀ فضایل و نه ستیز عنودانه با ولیّ خدا و وصیّ رسول، به این آینه بنگرند، آینۀ غدیر، که همۀ حقیقت در آن متجلّی است. از این جهت، بر این باوریم که خطبۀ غدیریّۀ [[پیامبر|حضرت محمّد]]{{صل}} نیز، همچون خود [[غدیر خم]] مظلوم است و مورد بیمهری قرار گرفته است و جز چند جملۀ مشهور آن، چندان مطرح نیست، در حالی که سزا و بجاست که این منشور جاویدان، هرچه دقیقتر و گستردهتر و پرشورتر، مورد توجّه و مطالعه و شرح و تفسیر قرار گیرد. کمترین کار در این مسیر است، تا چشمهای بصیر، از درخشش حکمتها و پندها و تذکرهای پرارج این گنجینۀ معرفت، لذت ببرد و به تماشای حقیقت ناب بنشیند. بر این باوریم که در ادای تکلیف نسبت به غدیر، قصور کردهایم. میبایست غدیر را، بیش از این چونان مشعلی فراراه اندیشههای بشری قرار دهیم و دینپژوهان و حقیقت جویان را با فرهنگ ژرف نهفته در غدیر و خطبۀ [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}}، و جامعه بشری را با دو چشمۀ فیاض و جوشان معرفت، یعنی [[قرآن]] و [[عترت]] آشنا سازیم، دو چشمهای که یادگار [[پیامبر]] و میراث ماندگار آن [[پیامبر خاتم|رسول خاتم]] تا دامنۀ [[قیامت]] است و خود او پیروان و متمسّکان به این هردو را که نام ثقلین بر آنها نهاده است، ارج نهاده و سلامتشان را از ضلالت تضمین کرده است.(...).<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۴۶.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||