خطبه ۹۰ نهج البلاغه: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{نهج البلاغه/بالا}} {{امامت}} ==مقدمه== *خطبه ۹۰ که به آن خطبه اشباح نیز می‌...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۸: خط ۱۸:
*[[ابن‌ ابی‌ الحدید]] با بیان معنای اشخاص از واژه اشباح، [[علت]] نام‌گذاری این [[خطبه]] را توصیف [[فرشتگان]] بیان می‌کند و منظور از اشباح را اشخاص، یعنی [[فرشتگان]] می‌داند. [[علامه شوشتری]] در شرح خود بر [[نهج البلاغه]] [[علت]] این نام‌گذاری را استفاده از واژه اشباح در متن [[خطبه]] یاد می‌کند و به مصداق [[خطبه شقشقیه]] که به‌دلیل واژه شقشقه به این نام معروف شده است، این [[خطبه]] نیز به‌واسطه واژه اشباح در درون متن به این نام خوانده می‌شود.
*[[ابن‌ ابی‌ الحدید]] با بیان معنای اشخاص از واژه اشباح، [[علت]] نام‌گذاری این [[خطبه]] را توصیف [[فرشتگان]] بیان می‌کند و منظور از اشباح را اشخاص، یعنی [[فرشتگان]] می‌داند. [[علامه شوشتری]] در شرح خود بر [[نهج البلاغه]] [[علت]] این نام‌گذاری را استفاده از واژه اشباح در متن [[خطبه]] یاد می‌کند و به مصداق [[خطبه شقشقیه]] که به‌دلیل واژه شقشقه به این نام معروف شده است، این [[خطبه]] نیز به‌واسطه واژه اشباح در درون متن به این نام خوانده می‌شود.
==بخش‌هایی از خطبه==
==بخش‌هایی از خطبه==
*[[[خداوند]]] اوّلی است که آغازی ندارد تا پیش از او چیزی بُوَد و آخری است که پایانش نیست تا تصوّر چیزی پس از او رود. دیده‌ها را نگذارد تا بدو توانند رسید یا [[عظمت]] و بزرگی وی را توانند دید. روزگار بر او نگذشت تا دگرگون شود، در جایی نبوده تا به جای دیگر رود. اگر ببخشد آنچه از کان‌های کوهستان‌ها برآید و صدف‌های دریاها بدان دهان گشاید از سیم و زر [[ناب]] برآورده از [[زمین]] و مروارید غلتان و مرجان دست‌چین، در [[بخشش]] او اثری نگذارد و [[خزانه]] گسترده وی را به پایان نیاورد. اندوخته‌های انعام نزد او بسیار بسیار است و افزون از درخواست آفریدگان. او بخشنده‌ای است که پرسش خواهندگان چشمه [[جود]] او را نخشکاند و ستهیدن آنان در طلب، او را به زفتی نکشاند. پس ای پرسنده! بیندیش و آنچه [[قرآن]] از [[وصف]] [[پروردگار]] به تو می‌نماید، بپذیر و [[نور]] [[هدایت]] [[قرآن]] را چراغ راه خود گیر.
*[[خداوند]] اوّلی است که آغازی ندارد تا پیش از او چیزی بُوَد و آخری است که پایانش نیست تا تصوّر چیزی پس از او رود. دیده‌ها را نگذارد تا بدو توانند رسید یا [[عظمت]] و بزرگی وی را توانند دید. روزگار بر او نگذشت تا دگرگون شود، در جایی نبوده تا به جای دیگر رود. اگر ببخشد آنچه از کان‌های کوهستان‌ها برآید و صدف‌های دریاها بدان دهان گشاید از سیم و زر [[ناب]] برآورده از [[زمین]] و مروارید غلتان و مرجان دست‌چین، در [[بخشش]] او اثری نگذارد و [[خزانه]] گسترده وی را به پایان نیاورد. اندوخته‌های انعام نزد او بسیار بسیار است و افزون از درخواست آفریدگان. او بخشنده‌ای است که پرسش خواهندگان چشمه [[جود]] او را نخشکاند و ستهیدن آنان در طلب، او را به زفتی نکشاند. پس ای پرسنده! بیندیش و آنچه [[قرآن]] از [[وصف]] [[پروردگار]] به تو می‌نماید، بپذیر و [[نور]] [[هدایت]] [[قرآن]] را چراغ راه خود گیر.
 
==فراز پایانی خطبه==
==فراز پایانی خطبه==
*خدایا تویی سزاوار [[نیکو]] [[ستودن]] و بسیار و بی‌شمارت [[ستایش]] کردن. اگر [[امید]] به تو بندند [[بهترین]] [[امید]] بسته‌ای و اگر چشم از تو دارند، این [[چشم‌داشت]] را هر چه نیکوتر شایسته‌ای.خدایا در [[نعمت]] بر من گشادی و مرا زبانی دادی تا بدان [[مدح]] تو را نخوانم و بر کسی غیر تو آفرین نرانم. بدان کسانی را نستایم که نومید کنند یا [[گمان]] آن بود که نبخشند. بارخدایا هر ثناگویی را بر ثناگفته پاداشی است؛ جزایی (درخور ثنای آفرین گوینده)، یا عطایی [[نیکو]] (سزاوار بزرگی [[پاداش]] دهنده). خدایا [[امید]] به تو بستم تا [[راهنما]] باشی به اندوخته‌های [[آمرزش]] و گنجینه‌های [[بخشایش]]. خدایا این [[بنده]] توست که در پیشگاهت برپاست، یگانه‌ات می‌خواند و [[یگانگی]] خاص، تو راست. جز تو کسی را نمی‌بیند که سزای این ستایش‌هاست. مرا به درگاه تو نیازی است که آن نیاز را جز [[فضل]] تو به [[بی‌نیازی]] نرساند و آن درویشی را جز عطا و [[بخشش]] تو به توانگری مبدّل نگرداند. خدایا [[خشنودی]] خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم و در هر حال، و بی‌نیازمان گردان از این‌که جز به‌سوی تو دست برداریم که تو بر هر چیز [[توانایی]]<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 344-346.</ref>.
*خدایا تویی سزاوار [[نیکو]] [[ستودن]] و بسیار و بی‌شمارت [[ستایش]] کردن. اگر [[امید]] به تو بندند [[بهترین]] [[امید]] بسته‌ای و اگر چشم از تو دارند، این [[چشم‌داشت]] را هر چه نیکوتر شایسته‌ای.خدایا در [[نعمت]] بر من گشادی و مرا زبانی دادی تا بدان [[مدح]] تو را نخوانم و بر کسی غیر تو آفرین نرانم. بدان کسانی را نستایم که نومید کنند یا [[گمان]] آن بود که نبخشند. بارخدایا هر ثناگویی را بر ثناگفته پاداشی است؛ جزایی (درخور ثنای آفرین گوینده)، یا عطایی [[نیکو]] (سزاوار بزرگی [[پاداش]] دهنده). خدایا [[امید]] به تو بستم تا [[راهنما]] باشی به اندوخته‌های [[آمرزش]] و گنجینه‌های [[بخشایش]]. خدایا این [[بنده]] توست که در پیشگاهت برپاست، یگانه‌ات می‌خواند و [[یگانگی]] خاص، تو راست. جز تو کسی را نمی‌بیند که سزای این ستایش‌هاست. مرا به درگاه تو نیازی است که آن نیاز را جز [[فضل]] تو به [[بی‌نیازی]] نرساند و آن درویشی را جز عطا و [[بخشش]] تو به توانگری مبدّل نگرداند. خدایا [[خشنودی]] خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم و در هر حال، و بی‌نیازمان گردان از این‌که جز به‌سوی تو دست برداریم که تو بر هر چیز [[توانایی]]<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 344-346.</ref>.
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش