غریم: تفاوت میان نسخهها
←غریم در درسنامه
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
==غریم در درسنامه== | ==غریم در درسنامه== | ||
*این واژه در کتابهای لغت، هم به معنای طلبکار آمده است و هم به معنای بدهکار<ref>مجمع البحرین، ج ۶، ص ۱۲۵؛ لسان العرب، ج ۱۲، ص ۴۳۶.</ref>. در [[روایات]] فراوانی از آن، به عنوان یکی از [[القاب حضرت مهدی]]{{ع}} یاد شده است. بیشتر به نظر میرسد مقصود، معنای نخست آن باشد. این [[لقب]] نیز، از روی [[تقیه]] بوده که هرگاه [[شیعیان]] میخواستند [[مالی]] را نزد آن [[حضرت]] یا [[وکیلان]] ایشان بفرستند، یا [[وصیت]] کنند و یا از جانب آن [[حضرت]] مطالبه کنند، این [[لقب]] را به کار میبردند. [[شیخ مفید]] به این نکته تصریح کرده، مینویسد: "کلمه غریم، رمزی بود بین [[شیعه]] که وقتی [[حضرت مهدی]]{{ع}} را از روی [[تقیه]] یاد میکردند، از آن استفاده مینمودند"<ref>الارشاد، ص ۳۵۴.</ref>. | *این واژه در کتابهای لغت، هم به معنای طلبکار آمده است و هم به معنای بدهکار<ref>مجمع البحرین، ج ۶، ص ۱۲۵؛ لسان العرب، ج ۱۲، ص ۴۳۶.</ref>. در [[روایات]] فراوانی از آن، به عنوان یکی از [[القاب حضرت مهدی]]{{ع}} یاد شده است. بیشتر به نظر میرسد مقصود، معنای نخست آن باشد. این [[لقب]] نیز، از روی [[تقیه]] بوده که هرگاه [[شیعیان]] میخواستند [[مالی]] را نزد آن [[حضرت]] یا [[وکیلان]] ایشان بفرستند، یا [[وصیت]] کنند و یا از جانب آن [[حضرت]] مطالبه کنند، این [[لقب]] را به کار میبردند. [[شیخ مفید]] به این نکته تصریح کرده، مینویسد: "کلمه غریم، رمزی بود بین [[شیعه]] که وقتی [[حضرت مهدی]]{{ع}} را از روی [[تقیه]] یاد میکردند، از آن استفاده مینمودند"<ref>الارشاد، ص ۳۵۴.</ref>. | ||
*بنابراین استفاده از این [[لقب]] بیشتر در ارتباطات [[مالی]] [[شیعیان]] با [[حضرت مهدی]]{{ع}}- آن هم در طول [[غیبت صغرا]]- بوده است<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، باب ۴۵، ح ۵.</ref>. [[محمد بن صالح]] گوید: "وقتی پدرم از [[دنیا]] رفت و امر به من رسید، حوالههایی نزد پدرم بود که نشان میداد، مربوط به [[اموال]] غریم است"<ref>کافی، ج ۱، ص ۵۲۱، ح ۱۵.</ref>. [[اسحاق بن یعقوب]] گوید: "از [[شیخ]] | *بنابراین استفاده از این [[لقب]] بیشتر در ارتباطات [[مالی]] [[شیعیان]] با [[حضرت مهدی]]{{ع}}- آن هم در طول [[غیبت صغرا]]- بوده است<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، باب ۴۵، ح ۵.</ref>. [[محمد بن صالح]] گوید: "وقتی پدرم از [[دنیا]] رفت و امر به من رسید، حوالههایی نزد پدرم بود که نشان میداد، مربوط به [[اموال]] غریم است"<ref>کافی، ج ۱، ص ۵۲۱، ح ۱۵.</ref>. [[اسحاق بن یعقوب]] گوید: "از [[شیخ عمری]] شنیدم که میگفت: با مردی شهری [[مصاحبت]] داشتم و به همراه او [[مالی]] برای غریم بود و آن را برای او فرستاد"<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، باب ۴۵، ح ۶.</ref>. [[محمد بن هارون]] گوید: "از [[اموال]] غریم، پانصد [[دینار]] بر ذمه من بود"<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، باب ۴۵، ح ۱۷.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ص۲۲۳، ۲۲۴.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||