بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '''']].' به '''']]') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
*از مکانهای ادعایی و بحثبرانگیز زندگی [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} و [[فرزندان]] ایشان در [[دوران غیبت کبرا]] | *از مکانهای ادعایی و بحثبرانگیز زندگی [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} و [[فرزندان]] ایشان در [[دوران غیبت کبرا]] | ||
* [[محل زندگی]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در [[دوران غیبت]] که یکی از بحثهای مهم و قابل توجه است، از عرصههایی بوده که از خیالپردازیها مصون نبوده است. | * [[محل زندگی]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در [[دوران غیبت]] که یکی از بحثهای مهم و قابل توجه است، از عرصههایی بوده که از خیالپردازیها مصون نبوده است. | ||
*داستان " | *داستان "جزیره خضرا" از داستانهایی است که در زمینه [[محل زندگی]] آن حضرت در پارهای متون اسلامی وجود دارد و لازم است درباره آن بحث شود<ref> البته درباره نقد این داستان، در سالهای اخیر آثار ارزشمندی از طرف دانشوران شیعه در دسترس قرار گرفته که هریک در نوع خود قابل استفاده و ستایش است. از جمله این تلاشها میتوان به مقالههای استاد کلباسی اشاره کرد که مبنای تدوین این مدخل نیز بوده است. ر.ک:مجتبی کلباسی، « بررسی افسانه جزیره خضراء»، فصلنامه انتظار، ش ۱، ۲، ۳، ۴،</ref>. | ||
*به نظر میرسد بین منابع موجود، نخستین اثری که به گونهای گسترده به [[نقل]] داستان | *به نظر میرسد بین منابع موجود، نخستین اثری که به گونهای گسترده به [[نقل]] داستان "جزیره خضرا" پرداخته، [[بحار الانوار]]<ref> محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۹</ref> است. پس از آن، مرحوم [[محدث نوری]] در کتابهای خود<ref> میرزا حسین طبرسی نوری، نجم الثاقب، باب هفتم، حکایت ۳۷.با این وجود این که وی حکایت را از بحار الانوار نقل کرده است، تفاوتهای فراوانی با نقل علامه مجلسی دارد</ref> در کنار [[نقل]] حکایاتی از این دست، به [[نقل]] این داستان و مانند آن مبادرت کرده است. | ||
* نخست لازم است به چکیده این داستان که به دو داستان برمیگردد اشاره کنیم. | * نخست لازم است به چکیده این داستان که به دو داستان برمیگردد اشاره کنیم. | ||
*[[علامه مجلسی]] در [[بحار الانوار]] در بابی با عنوان {{عربی|" نادر في ذكر من رآه {{ع}} في الغيبة الكبرى قريبا من زماننا"}} - فقط به [[دلیل]] این که مشتمل بر [[دیدار]] با آن حضرت و نیز رخدادهای عجیب و [[غریب]] است - به [[نقل]] آن پرداخته، مینویسد: "رسالهای یافتم مشهور به داستان [[جزیره خضراء]] ... و چون آن را در کتابهای روایی معتبری ندیدم، آن را در فصل جداگانهای آوردم" | *[[علامه مجلسی]] در [[بحار الانوار]] در بابی با عنوان {{عربی|" نادر في ذكر من رآه {{ع}} في الغيبة الكبرى قريبا من زماننا"}} - فقط به [[دلیل]] این که مشتمل بر [[دیدار]] با آن حضرت و نیز رخدادهای عجیب و [[غریب]] است - به [[نقل]] آن پرداخته، مینویسد: "رسالهای یافتم مشهور به داستان [[جزیره خضراء]] ... و چون آن را در کتابهای روایی معتبری ندیدم، آن را در فصل جداگانهای آوردم" | ||
*چکیده رسالهای که این عالم بزرگوار یافته چنین است: | *چکیده رسالهای که این عالم بزرگوار یافته چنین است: | ||
*بسم اللّه الرحمن الرحیم؛ نوشتهای یافتم به خط [[شیخ]] [[فاضل]] عالم عامل "[[فضل بن یحیی بن علی طیبی کوفی]]" که متن آن چنین است: من در سال ۶۹۹ ق در [[کربلا]] از دو نفر، داستانی شنیدم. آنها داستان را، از "[[زین الدین علی بن فاضل مازندرانی"]]، [[نقل]] میکردند. | *بسم اللّه الرحمن الرحیم؛ نوشتهای یافتم به خط [[شیخ]] [[فاضل]] عالم عامل "[[فضل بن یحیی بن علی طیبی کوفی]]" که متن آن چنین است: من در سال ۶۹۹ ق در [[کربلا]] از دو نفر، داستانی شنیدم. آنها داستان را، از "[[زین الدین علی بن فاضل مازندرانی"]]، [[نقل]] میکردند. | ||
*داستان مربوط به | *داستان مربوط به "جزیره خضرا" در دریای سفید بود. مشتاق شدم داستان را از خود [[علی بن فاضل]] بشنوم؛ به همین [[دلیل]] به شهر حلّه رفتم و در خانه [[سید فخر الدین]]، با [[علی بن فاضل]] [[ملاقات]] کردم و اصل داستان را پرسیدم. | ||
* او، داستان را در حضور عدهای از [[دانشمندان]] حله و نواحی آن چنین بازگو کرد: سالها در [[دمشق]] نزد [[شیخ]] [[عبد الرحیم حنفی]] و [[شیخ]] [[زین الدین علی مغربی اندلسی]] [[دانش]] آموختم. روزی [[شیخ]] [[مغربی]] عزم سفر به [[مصر]] کرد. من و عدهای از شاگردان با او همراه شدیم. به قاهره رسیدیم. استاد مدتی در الازهر به [[تدریس]] پرداخت، تا این که نامهای از اندلس آمد که خبر از بیماری پدر استاد میداد. استاد عزم اندلس کرد. من و برخی از شاگردان با او همراه شدیم. به نخستین روستای اندلس که رسیدیم، من [[بیمار]] شدم. به ناچار، استاد مرا به خطیب آن قریه سپرد و خود به سفر ادامه داد. سه روز [[بیمار]] بودم، پس از آن، روزی در اطراف ده قدم میزدم که کاروانی از طرف کوههای ساحل دریای غربی وارد شدند. پرسیدم: از کجا میآیند؟ گفتند: از دهی از سرزمین بربرها میآیند که نزدیک جزایر رافضیان است. هنگامی که نام جزیره رافضیان را شنیدم، مشتاق [[زیارت]] آنان شدم. تا محل آنان، بیست و پنج روز راه بود که دو روز بیآب و آبادی و بقیه آباد بودند. حرکت کردم و به سرزمین آباد رسیدم. به جزیرهای رسیدم با دیوارهای بلند و برجهای مستحکم که بر ساحل دریا قرار داشت. [[مردم]] آن جزیره، [[شیعه]] بودند و [[اذان]] و [[نماز]] آنها بر هیأت [[شیعیان]] بود. آنان از من پذیرایی کردند. پرسیدم: غذای شما از کجا تأمین میشود؟ گفتند: از | * او، داستان را در حضور عدهای از [[دانشمندان]] حله و نواحی آن چنین بازگو کرد: سالها در [[دمشق]] نزد [[شیخ]] [[عبد الرحیم حنفی]] و [[شیخ]] [[زین الدین علی مغربی اندلسی]] [[دانش]] آموختم. روزی [[شیخ]] [[مغربی]] عزم سفر به [[مصر]] کرد. من و عدهای از شاگردان با او همراه شدیم. به قاهره رسیدیم. استاد مدتی در الازهر به [[تدریس]] پرداخت، تا این که نامهای از اندلس آمد که خبر از بیماری پدر استاد میداد. استاد عزم اندلس کرد. من و برخی از شاگردان با او همراه شدیم. به نخستین روستای اندلس که رسیدیم، من [[بیمار]] شدم. به ناچار، استاد مرا به خطیب آن قریه سپرد و خود به سفر ادامه داد. سه روز [[بیمار]] بودم، پس از آن، روزی در اطراف ده قدم میزدم که کاروانی از طرف کوههای ساحل دریای غربی وارد شدند. پرسیدم: از کجا میآیند؟ گفتند: از دهی از سرزمین بربرها میآیند که نزدیک جزایر رافضیان است. هنگامی که نام جزیره رافضیان را شنیدم، مشتاق [[زیارت]] آنان شدم. تا محل آنان، بیست و پنج روز راه بود که دو روز بیآب و آبادی و بقیه آباد بودند. حرکت کردم و به سرزمین آباد رسیدم. به جزیرهای رسیدم با دیوارهای بلند و برجهای مستحکم که بر ساحل دریا قرار داشت. [[مردم]] آن جزیره، [[شیعه]] بودند و [[اذان]] و [[نماز]] آنها بر هیأت [[شیعیان]] بود. آنان از من پذیرایی کردند. پرسیدم: غذای شما از کجا تأمین میشود؟ گفتند: از "جزیره خضرا" در دریای سفید که جزایر [[فرزندان]] [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} است که سالی دو مرتبه، برای ما غذا میآورند. [[چهل]] روز [[منتظر]] ماندم تا کاروان کشتیها از "جزیره خضرا" رسید. [[فرمانده]] آن، پیرمردی بود که مرا میشناخت و اسم من و پدرم را نیز میدانست. او مرا با خود به "جزیره خضرا" برد. شانزده روز که گذشت، [[آب]] سفیدی در اطراف کشتی دیدم و علت آن را پرسیدم. [[شیخ]] گفت: این دریای سفید است و آن "جزیره خضرا". این آبهای سفید، اطراف جزیره را گرفته است و هرگاه کشتی [[دشمنان]] ما وارد آن شود، غرق میگردد. وارد جزیره شدیم. شهر دارای قلعهها و برجهای زیاد و هفت حصار بود. خانههای آن از سنگ مرمر شفاف بود .... در [[مسجد]] جزیره، [[سید شمس الدین محمد]] را که عالم آن جزیره بود، [[ملاقات]] کردم. او مرا در [[مسجد]] جای داد. آنان [[نماز]] [[جمعه]] میخواندند. از [[سید شمس الدین]] پرسیدم: آیا [[امام]] حاضر است؟ گفت: نه؛ ولی من [[نایب خاص]] او هستم. به او گفتم: [[امام]] را دیدهای؟ گفت: نه؛ ولی پدرم، صدای او را شنیده و جدم، او را دیده است. [[سید]] مرا به اطراف برد. آن جا کوهی مرتفع بود که قبّهای در آن وجود داشت و دو خادم آن جا بودند. [[سید]] گفت: من هر صبح [[جمعه]] آنجا میروم و [[امام مهدی|امام زمان]] را [[زیارت]] میکنم و آنجا ورقهای مییابم که مسایل مورد نیاز در آن نوشته شده است. من نیز به آن کوه رفتم و خادمان قبه از من پذیرایی کردند ... درباره دیدن [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} از آنان پرسیدم، گفتند: غیرممکن است. درباره [[سید شمس الدین]] از [[شیخ]] [[محمد]] "که با او به خضرا آمدم" پرسیدم. گفت: او از [[فرزندان]] فرزندان [[امام]] است و بین او و [[امام]]، پنج واسطه است. با [[سید شمس الدین]]، گفتوگوی بسیار کردم و [[قرآن]] را نزد او خواندم. از او درباره ارتباط [[آیات]] و اینکه برخی [[آیات]]، با پیش بیارتباط هستند، پرسیدم. | ||
* پاسخ داد: [[مسلمانان]] پس از [[رسول خدا]] و به [[دستور]] [[خلفا]]، [[قرآن]] را جمعآوری کردند؛ از همینرو، آیاتی که در قدح و مذمت [[خلفا]] بود، از آن ساقط کردند؛ لذا [[آیات]] را نامربوط میبینی؛ ولی [[قرآن]] [[امام علی|علی]]{{ع}} که نزد [[امام مهدی|صاحب الامر]]{{ع}} است، از هر نقصی مبرّا است و همه چیز در آن آمده است. در [[جمعه]] دومی که آنجا بودم، پس از [[نماز]]، سروصدای فراوانی از بیرون [[مسجد]] شنیده شد. پرسیدم: این صداها چیست؟ [[سید]] پاسخ داد: [[فرماندهان]] ارتش ما هردو [[جمعه]] میانی ماه سوار میشوند و [[منتظر فرج]] هستند. پس از اینکه آنان را در بیرون [[مسجد]] دیدم، [[سید]] گفت: آیا آنان را شمارش کردی؟ گفتم: نه. گفت: آنان، سیصد نفرند و سیزده نفر باقی ماندهاند. از [[سید]] پرسیدم: [[عالمان]] ما احادیثی [[نقل]] میکنند که هرکس پس از [[غیبت]] ادعا کند مرا دیده است، [[دروغ]] میگوید. حال چگونه است که برخی از شما او را میبینید؟ [[سید]] گفت: درست میگویی؛ ولی این [[حدیث]] به زمانی مربوط است که [[دشمنان]] آن حضرت و فرعونهای [[بنی العباس]] فراوان بودند؛ امّا اکنون که اینچنین نیست و سرزمین ما از آنان دور است، [[دیدار]] آن حضرت ممکن است. [[سید شمس الدین]] ادعا کرد: تو نیز [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} را دو مرتبه دیدهای، ولی نشناختهای. همچنین گفت: آن حضرت، [[خمس]] را بر [[شیعیان]] خود [[مباح]] کرده است. سپس جناب [[سید شمس الدین]] به من [[دستور]] داد در بازگشت درنگ نکنم و در سرزمینهای [[مغرب]] توقف نکنم. پس از آن با همان کشتی که آمده بودم بازگشتم. | * پاسخ داد: [[مسلمانان]] پس از [[رسول خدا]] و به [[دستور]] [[خلفا]]، [[قرآن]] را جمعآوری کردند؛ از همینرو، آیاتی که در قدح و مذمت [[خلفا]] بود، از آن ساقط کردند؛ لذا [[آیات]] را نامربوط میبینی؛ ولی [[قرآن]] [[امام علی|علی]]{{ع}} که نزد [[امام مهدی|صاحب الامر]]{{ع}} است، از هر نقصی مبرّا است و همه چیز در آن آمده است. در [[جمعه]] دومی که آنجا بودم، پس از [[نماز]]، سروصدای فراوانی از بیرون [[مسجد]] شنیده شد. پرسیدم: این صداها چیست؟ [[سید]] پاسخ داد: [[فرماندهان]] ارتش ما هردو [[جمعه]] میانی ماه سوار میشوند و [[منتظر فرج]] هستند. پس از اینکه آنان را در بیرون [[مسجد]] دیدم، [[سید]] گفت: آیا آنان را شمارش کردی؟ گفتم: نه. گفت: آنان، سیصد نفرند و سیزده نفر باقی ماندهاند. از [[سید]] پرسیدم: [[عالمان]] ما احادیثی [[نقل]] میکنند که هرکس پس از [[غیبت]] ادعا کند مرا دیده است، [[دروغ]] میگوید. حال چگونه است که برخی از شما او را میبینید؟ [[سید]] گفت: درست میگویی؛ ولی این [[حدیث]] به زمانی مربوط است که [[دشمنان]] آن حضرت و فرعونهای [[بنی العباس]] فراوان بودند؛ امّا اکنون که اینچنین نیست و سرزمین ما از آنان دور است، [[دیدار]] آن حضرت ممکن است. [[سید شمس الدین]] ادعا کرد: تو نیز [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} را دو مرتبه دیدهای، ولی نشناختهای. همچنین گفت: آن حضرت، [[خمس]] را بر [[شیعیان]] خود [[مباح]] کرده است. سپس جناب [[سید شمس الدین]] به من [[دستور]] داد در بازگشت درنگ نکنم و در سرزمینهای [[مغرب]] توقف نکنم. پس از آن با همان کشتی که آمده بودم بازگشتم. | ||
واپسین مطلبی که که از [[علی بن فاضل]] شنیدم این بود که: در | واپسین مطلبی که که از [[علی بن فاضل]] شنیدم این بود که: در "جزیره خضرا" فقط نام [[پنج تن]] از [[دانشمندان]] [[شیعه]] مطرح بود: [[سید مرتضی]]، [[شیخ طوسی]]، [[شیخ کلینی]]، [[شیخ صدوق]]، [[شیخ]] [[ابو القاسم جعفر بن اسماعیل حلی]]"<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۵۳-۱۶۴.</ref>. | ||
==بررسی داستان== | ==بررسی داستان== | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
#این مرد "ناشناخته" چگونه فهمید آنچه پیدا کرده است همان خط طیبی است؟ | #این مرد "ناشناخته" چگونه فهمید آنچه پیدا کرده است همان خط طیبی است؟ | ||
#معاصران او از قبیل [[علامه حلی]] و [[ابن داود]] که کتابش را در سال ۷۰۷ قمری به پایان رسانده هیچ اشارهای به وی نکردهاند. | #معاصران او از قبیل [[علامه حلی]] و [[ابن داود]] که کتابش را در سال ۷۰۷ قمری به پایان رسانده هیچ اشارهای به وی نکردهاند. | ||
#[[علی بن فاضل]] در [[روایت]] یاد شده تصریح میکند از اوّل تا آخر [[روایت]] خویش را در حضور طیبی و گروهی از [[عالمان]] حله و اطراف آنکه برای [[دیدار]] این [[شیخ]] آمده بودند، [[نقل]] کرده است. امّا- با این وجود- هیچ یک از [[عالمان]] را نمیشناسیم که به طور مستقیم یا با واسطه [[روایت]] یاد شده را [[نقل]] کرده باشند<ref>سیّد جعفر مرتضی، جزیره خضرا در ترازوی نقد، ترجمه: محمد سپهری، ص ۱۸۶</ref>. | #[[علی بن فاضل]] در [[روایت]] یاد شده تصریح میکند از اوّل تا آخر [[روایت]] خویش را در حضور طیبی و گروهی از [[عالمان]] حله و اطراف آنکه برای [[دیدار]] این [[شیخ]] آمده بودند، [[نقل]] کرده است. امّا- با این وجود- هیچ یک از [[عالمان]] را نمیشناسیم که به طور مستقیم یا با واسطه [[روایت]] یاد شده را [[نقل]] کرده باشند<ref>سیّد جعفر مرتضی، جزیره خضرا در ترازوی نقد، ترجمه: محمد سپهری، ص ۱۸۶</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۵۳-۱۶۴.</ref>. | ||
===از نظر محتوا=== | ===از نظر محتوا=== | ||
*برخی از | *اما آنچه مهمتر است بررسی داستان از نگاه متن و محتوا است. برخی از مهمترین ایرادهای متنی داستان از این قرار است: | ||
:۱. دلالت قصه بر [[تحریف]] قرآن: از مطالبی که در ضمن گفتوگوی [[علی بن فاضل]] (مجهول) با [[شمس]] الدین (مجهول) آمده است، تصریح به [[تحریف قرآن]] است<ref>ر.ک: سید جعفر مرتضی، جزیرة خضرا در ترازوی نقد، ترجمه: محمد سپهری، ص ۲۰۹.</ref>. حال آن که [[نص]] [[قرآن]] به حفظ آن از هرگونه [[تحریف]]، تصریح دارد {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}<ref>«بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.</ref>. شاید [[اعتماد]] به این حکایت و روایاتی مانند آن بوده که برخی به [[تحریف قرآن]] قائل شدهاند. البته در پاسخ به این [[پندار]]، بزرگان [[شیعه]] مطالب ارزندهای بیان کردهاند. [[حضرت]] [[امام خمینی]] در مبحث اصولی "[[حجیت]] [[ظواهر]] کتاب" و هنگام بحث "عدم [[تحریف قرآن]]" میفرماید: ... غالب کتابهای روایی [[صاحب]] [[فصل الخطاب]] مانند مستدرک الوسایل نه فایده [[علمی]] دارد و نه فایده عملی و مملو از [[احادیث]] ضعیفی است که [[عالمان شیعه]] از آنها رویگردانند و صاحبنظران از بزرگان [[شیعه]]، مانند کلینی و [[صدوق]] و [[طوسی]] به آنها وقعی نمینهند. و از کتابهای غیر روایی او نپرس که پر است از داستانها و حکایات عجیب که اکثر آنها به شوخی شبیهتر است. البته او- که [[خدا]] رحمتش کند- فرد [[صالح]] و محققی بود، لکن علاقهاش به جمعآوری منقولات ضعیف و عجیب و [[غریب]] و چیزهایی که [[عقل]] سلیم و نظر صائب آنها را نمیپذیرد بیشتر بود، تا گردآوری مطالب [[نافع]]..<ref>.«{{عربی|"... صَاحِبُ فَصْلِ الْخِطَابِ الذی کان کتبه لَا یفید عِلْماً وَ لَا عَمَلًا وَ أَنَّما هُوَ ایراد روایات ضِعَافُ اعْرِضْ عَنْهَا الاصحاب وَ تَنَزَّهَ عَنْهَا أُولُو الالباب مِنْ قَدَماً أَصْحَابِنَا کالمحمدین الثلاثه المتقدمین - رَحِمَهُمُ اللَّهُ - هَذَا حَالُ کتب روایته غَالِباً کالمستدرک وَ لَا تسال عَنْ سَائِرِ کتبه المشحونة بالقصص وَ الحکایات الغریبة التی غالبها بِالْهَزْلِ أَشْبَهَ مِنْهُ بِالْجَدِّ وَ هُوَ شَخْصُ صَالِحٍ مُتَتَبِّعُ الَّا انَّ اشتیاقه لِجُمَعِ الضعاف وَ الْغَرَائِبِ وَ الْعَجَائِبَ وَ مَا لَا یقبلها الْعَقْلِ السلیم وَ الرای المستقیم اکثر مِنْ الکلام النَّافِعُ..."}}».؛ موسوی خمینی، روح الله، انوار الهدایة فی التعلیقة علی الکفایة، ج ۱، صص ۲۴۴- ۲۴۵.</ref>. | |||
*[[آیت الله حسن زاده آملی]]، [[اندیشور]] معاصر، در کتاب نفیس [[هشت رساله عربی (کتاب)|هشت رساله عربی]] بحث مفصلی را درباره عدم [[تحریف قرآن]] در رسالهای مستقل با عنوان "[[فصل الخطاب]] فی عدم [[تحریف]] کتاب [[رب]] الارباب" آورده است. وی در خاتمه رساله مینویسد: [[محدث نوری]] به داستانها و حکایتهای [[سست]] و روایتهای بیاساس [[تمسک]] جسته است، تا با ربط بعضی از آنها به بعضی دیگر، [[استدلال]] کند [[قرآنی]] که فرود آوردندهاش فرموده: {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}<ref>«بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.</ref> [[تحریف]] شده است... کتابهای دیگر [[محدث نوری]] هم [[بهترین]] [[گواه]] است که ایشان گرچه چند [[محدث]] بوده؛ ولی محقق و پژوهشگر نبوده است؛ پس بهتر آن بود که پای از گلیم خویش، بیرون ننهد و به [[قدر]] خویش سخن بگوید... استاد [[حسن زاده آملی]] سپس مطالبی را از یک نسخه خطی متعلق به استاد خود، مرحوم [[آیت الله]] شعرانی میآورد که در آن، کتاب [[فصل الخطاب]] [[محدث نوری]] نقد شده است. در یک فراز از آن نسخه، مرحوم [[آیت الله شعرانی]] به مناسبت این که [[محدث نوری]] برای اثبات مدعای خود به داستان [[جزیره خضراء]] استناد میکند، به این داستان اشاره کرده و میفرماید: حکایت [[جزیره خضراء]]، جعلی است و در جعلی بودن آن، هیچ شکی نیست<ref>جزیره خضراء افسانه یا واقعیت؟، ص ۲۲۷، به نقل از: آیت الله حسن زاده آملی، هشت رساله عربی، ص ۲۸۸.</ref>. [[شیخ جعفر کاشف الغطا]] از [[فقیهان]] نامدار [[شیعه]] و از [[شاگردان]] [[سید بهبهانی]] و [[سید بحر العلوم]] و به [[زهد]] و [[تقوا]] مشهور بود. وی درباره "جزیره خضرا" میگوید: و از [[اخبار]] شگفتانگیز اخباریان، [[اعتماد]] آنان بر هر روایتی است. حتی برخی از فضلای آنان از کتابهای مهجور و ساختگی، حکایتی را میآورند که افسانه سرایان [[نقل]] کردهاند: جزیرهای است در دریا به نام "جزیره خضرا" و در آن، خانههای [[صاحب الزمان]] و [[خانواده]] و اولادش قرار دارد. او نیز به آنجا میرود و میبیند که در آن جزیره، گروهی از [[نصارا]] وجود دارند. گویا او اخباری که بر عدم [[وقوع رؤیت]] در [[غیبت کبرا]]، دلالت دارد ندیده و نه کلمات [[عالمان]] را که بر این مطلب دلالت میکند، تتبع کرده است<ref> جزیره خضراء افسانه یا واقعیت؟، ص ۲۲۷، به نقل از: حق المبین فی تصویب المجتهدین، ص ۸۷.</ref>. | |||
:۲. در متن داستان آمده است: "این آبهای سفید، اطراف جزیره را گرفته است و هرگاه [[کشتی]] [[دشمنان]] ما وارد آن شود، [[غرق]] میگردد". ولی [[علی بن فاضل]] هنگام گزارش از جزیره، آن را دارای هفت حصار میداند و از برجهای محکم دفاعی آن یاد میکند. حال اگر این جزیره به وسیله آبهای سفید و نیروی غیبی، محافظت میشده، به حصارهای محکم چه نیازی داشته است؟ | |||
:۳. در ضمن داستان، به [[نقل]] از خادمان [[قبه]] مینویسد: "رؤیت [[امام]] غیرممکن است"... ولی در گفتوگوی با [[سید شمس الدین]]، او سخن دیگری بر زبان میراند و میگوید: "ای برادرم! هر [[مؤمن]] با اخلاصی میتواند [[امام]] را ببیند؛ ولی او را نمیشناسد". حال چگونه بین غیرممکن بودن رؤیت و دیدن مشروط میتوان جمع کرد؟ | |||
:۴. در یکی از روزهای [[جمعه]]، وقتی [[علی]] بن [[فاضل]]، سر و صدای زیادی از بیرون [[مسجد]] میشنود و [[علت]] را از [[سید شمس الدین]] جویا میشود، وی اظهار میدارد سیصد نفر از [[فرماندهان]]، [[منتظر ظهور]] [[حضرت]] هستند و [[منتظر]] سیزده نفر دیگرند. برایناساس، این سیصد نفر که از [[خواص]] [[حضرت]] هستند، نیز باید دارای عمرهای طولانی باشند و پس از آن نیز به [[زندگی]] ادامه دهند، تا [[زمان ظهور]] فرا رسد. آیا ما بر چنین سخن گزافی دلیلی داریم؟ دلیلها فقط درباره [[امام زمان]] و برخی دیگر از [[انبیای الهی]] است؛ ولی درباره سیصد نفر که آنان نیز چنین عمرهایی داشته باشند، دلیلی در دست نداریم. افزون بر آن، چگونه ممکن است تا زمان داستان پیشین که حدود چهار قرن از [[غیبت امام]] گذشته بود، سیصد نفر آماده شده باشد و پس از آن تا زمان ما که نزدیک به دو برابر آن مقدار گذشته است، سیزده نفر آماده نشده باشد؟ | |||
:۵. به مقتضای این خبر، [[خمس]] بر [[شیعیان]] [[حضرت]]، [[حلال]] است و ادای آن [[واجب]] نیست. این مطلب، خلاف نظر بیشتر فقهای [[اسلام]] از آغاز [[غیبت]] تا کنون است. | |||
:۶. [[علی بن فاضل]] از [[سید شمس الدین]] میپرسد: "آیا تو [[امام]]{{ع}} را دیدهای؟" گفت: "نه؛ ولی پدرم به من گفت که [[سخن امام]] را شنیده، ولی شخص او را ندیده و جدم سخنانش را شنیده و شخص او را دیده است"؛ ولی [[سید شمس الدین]] در جای دیگر همین داستان میگوید: "هر [[مؤمن]] با اخلاصی میتواند [[امام]] را ببیند؛ ولی او را نشناسد". گفتم: "من از جمله [[مخلصان]] هستم؛ ولی او را ندیدهام". گفت: "دو بار او را دیدهای؛ یکبار در راه [[سامرا]] و یکبار در سفر [[مصر]]...". حال پرسش این است: چگونه کسی که [[ادعای نیابت]] خاص دارد و از ملاقاتهای [[امام]]{{ع}} [[آگاه]] است، خود، آن [[حضرت]] را ندیده است و اظهار میدارد که پدرش، سخن آن [[حضرت]] را شنیده است؟ | |||
*اما متأسفانه با وجود تأکید فراوان [[دانشمندان | :۷. در پایان داستان گفته شده است در "جزیره خضرا" فقط نام [[پنج تن]] از علمای [[شیعه]] مطرح بود: [[سید مرتضی]]، [[شیخ طوسی]]، [[شیخ کلینی]]، [[شیخ صدوق]]، [[شیخ ابو القاسم جعفر بن اسماعیل]] حلی. حال این پرسش پیش میآید: چرا فقط پنج نفر؟ چرا آنجا نامی از [[شیخ مفید]]- با آن همه [[عظمت]] و بزرگی او- نبوده است. آیا این توهم پیش نمیآید که آن بزرگوار و امثال ایشان، در ذهن سازنده داستان نبوده است. با توجه به اشکالات یاد شده و دو چندان اشکال دیگر، این داستان غیر قابل پذیرش است. [[علامه]] [[شیخ محمد تقی شوشتری]] در [[الاخبار الدخیلة (کتاب)|الاخبار الدخیلة]] پس از نقد عالمانه این داستان و داستان بعدی مینویسد: شاید ناقل این دو داستان، از [[دشمنان]] [[شیعه]] بوده که چنین داستانی را [[جعل]] کرده است تا حقایق را وارونه جلوه دهد. و نیز مینویسد: در داستان "جزیره خضرا" آمده است که: "تعداد فرماندههای [[لشکر امام زمان]]{{ع}} سیصد نفر بودند" و در داستان [[ابن انباری]] آمده است که "مسافت سرزمین [[فرزندان امام زمان]]{{ع}} به اندازه یک سال راه و جمعیت آنها بسیار زیاد است". اگر [[یاران]] [[حضرت حجت]]{{ع}} تا این اندازه زیاد است، چرا [[ظهور]] نمیکند تا [[مخالفان]] را [[سرکوب]] نماید؟ چرا چنین چیزی در خبر یا اثری از [[امامان]]{{عم}} با توصیف خصوصیات آنها نیامده است؟<ref>جزیرة خضرا افسانه یا واقعیت؟، ص ۲۲۲، به نقل از: محمد تقی شوشتری، الاخبار الدخیلة، ج ۲، ص ۷۲.</ref> | ||
*درباره " | *اما متأسفانه با وجود تأکید فراوان [[دانشمندان شیعه]] بر افسانه بودن داستان یاد شده، باز عدهای به دلایلی به [[ترویج]] آن [[اقدام]] کرده و از آن، پا را فراتر نهاده، بین داستان "جزیره خضرا" و [[مثلث برمودا]] ارتباط برقرار کردهاند<ref>ر.ک: ناجی نجار، جزیرة خضرا و تحقیقی پیرامون مثلث برمودا، ترجمه: علی اکبر مهدیپور.</ref>. غافل از این که گذشته از اشکالات متعدد، تطبیق آن بر "[[مثلث برمودا]]" که ترسیمی [[نادرست]] و غیر معتبر است، چهره [[امام زمان]]{{ع}} را نیز مخدوش میسازد<ref>ر.ک: نظری، غلامرضا، جزیرة خضرا تحریفی در تاریخ شیعه، بخش ۱۴ و ۱۵.</ref>. | ||
*درباره "جزیره خضرا" و تطبیق [[نادرست]] آن بر "برمودا" باید گفت: | |||
**یکم. اصل داستان، غیر قابل پذیرش است؛ | |||
**دوم: "جزیره خضرا" در دریای مدیترانه است، نه اقیانوس اطلس؛ | |||
**سوم: وقایع "[[مثلث برمودا]]" ساخته رسانههای غربی و افسانهسازان است؛ | |||
**چهارم: بر فرض که افسانههای "برمودا" درست باشد، هیچ ربطی به [[امام زمان]] و [[مقام]] آن [[حضرت]] ندارد. اگرچه افرادی که به بررسی داستان پرداختهاند، هر دو داستان را بررسی کردهاند، به نظر میرسد نیازی به بررسی داستان دوم نیست و علاقهمندان به منابع یاد شده مراجعه مینمایند. | |||
*نتیجه | |||
#داستان، از نگاه [[سند]]، ضعیف و غیر قابل اعتنا است. | |||
#داستان، از نگاه محتوا، دارای اشکالات و تناقضات فراوانی است. | |||
#داستان، بازتاب حوادث زمان [[نقل]] آن است و با آنچه در عرصه [[تاریخ]] و جغرافیای آن زمان میگذشته، مرتبط است. | |||
#حکومتهای متعددی در سرزمینهای [[مغرب]] و جزایر دریای مدیترانه و سواحل آن، در آن زمان وجود داشتهاند که خود را از اعقاب [[امامان]]{{عم}} میشمردند. برخی از آنان، خود را [[فرزندان]] [[صاحب الامر]] میدانستند. بعید نیست دستهای این گروه در ساختن این داستانها و مانند آن، نقش داشته باشند. | |||
#افکار و آرمانهای [[سرکوب]] شدن [[شیعیان]] در دوران [[عباسی]]، زمینه بروز آنها را به صورت داستانها، فراهم آورد. | |||
#فشارهای متعدد [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] و [[عقیدتی]] که بر [[شیعه]] وارد میشد، آنان را وا میداشت به آواهایی که از حکومتهای [[شیعی]]، از نوع [[اسماعیلی]] و [[موحدان]] و...، [[دل]] ببندند و آرمانهای [[سرکوب]] شده خود را آنجا بیابند. | |||
#در موضوع [[امام زمان]]{{ع}} که از [[عقاید]] حتمی و بینالمللی همه [[مسلمانان]] است، سزاوار نیست با اتکا به خبرهای [[غیر موثق]] و حدسیات ساخته اذهان، سخن گفته و قلم زده، زیرا از موارد افترای بر [[امامان]]{{عم}} است که از خطاهای بزرگ و [[گناهان کبیره]] به شمار میرود. | |||
#در آرا و [[عقاید]]، مواردی یافت میشوند که [[علم]] آن را بایستی به [[خدا]] و [[رسول]] واگذار کرد و بدون [[علم]] و اطلاع و طی مقدمات لازم، در آن موارد سخن نگفت. موضوع [[فرزندان امام زمان]]{{ع}} و این که به طور اساسی آن [[حضرت]] [[ازدواج]] کرده است؟ آیا دارای فرزندانی هست یا نه؟ آنان چگونه [[زندگی]] میکنند؟ از همین موارد است. بهتر است [[علم]] آن را به [[خدا]] واگذار کنیم و بدون سبب، افکار و [[عقاید]] دیگران را با مطالب نامستند و نامعقول، آشفته نکنیم. افزون بر آن که [[ادله]] فراوانی بر [[زن]] و [[فرزند]] نداشتن آن [[حضرت]] در کتابهای معتبر وجود دارد. | |||
#این افسانه، ممکن است در زمان خود خریدار داشته است؛ اما امروزه که تمام نقاط کره [[زمین]] از دید دوربینهای ماهوارهها در [[امان]] نیستند و کوچکترین شئ و حرکتی، قابل نمایش و ردیابی است، [[نقل]] ۱۲۰۰ روستا با جمعیتی بیشمار، سخنی بس گزاف و غیر قابل پذیرش است.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص۱۴۳ - ۱۴۸.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|درسنامه مهدویت ج۲]]، ص۱۵۳-۱۶۴.</ref>. | |||
==جزیره خضرا در موعودنامه== | ==جزیره خضرا در موعودنامه== | ||
*داستان | *داستان "جزیره خضرا" حکایت از آن میکند که: [[زین الدین علی بن فاضل مازندرانی]]، در سال ۶۹۰ هجری به اقیانوس اطلس سفر کرده و از سرزمین بربر، سه روز با کشتی در [[دل]] اقیانوس رفته، تا به جزایر روافض (جزیرههای [[شیعیان]]) رسیده است. در آنجا اطلاع یافته که جزیرهای به نام "[[جزیره خضراء]]" وجود دارد که [[فرزندان]] [[حضرت ولی عصر]] {{ع}} در آن زندگی میکنند. [[چهل]] روز در آنجا اقامت کرده و سرانجام پس از [[چهل]] روز، هفت کشتی مواد غذایی از [[جزیره خضراء]] به این جزیره آمده است. ناخدای کشتی او را با نام و نام پدر صدا کرده و گفته مشخصات تو را به من گفتهاند و اجازه دادند که تو را به "جزیره خضرا" ببرم. او را به "جزیره خضرا" بردهاند. پس از ۱۶ روز دریانوردی، سرانجام به "آبهای سفید" رسیدهاند. ناخدا توضیح داده که این آبها، چون جزیره را احاطه کرده است، کشتی [[دشمنان]] هرگز نمیتواند از آن بگذرد و به [[برکت]] [[حضرت ولی عصر]] {{ع}} در آن آبها غرق میشود. انها به [[جزیره خضراء]] رسیده، جمعیت انبوهی را با [[بهترین]] [[لباس]] و وضع مشاهده کرده، شهری بسیار آباد با درختان سرسبز و انواع میوهها و بازارهای بسیار و ساختمانهای مجلل از سنگهای شفاف رخام دیده است. شخصی به نام "[[سید شمس الدین]]" که او را نوه پنجم [[حضرت ولی عصر]] {{ع}} معرفی میکنند، متصدی [[تعلیم]]، [[تربیت]] و اداره آنجاست و او [[نائب خاص]] حضرت در آن جزیره است و مستقیما از [[امام]] [[فرمان]] میگیرد. وی حضرت را نمیبیند، بلکه صبح هرجمعه، نامهای به خط [[امام]] {{ع}} در نقطه معینی گذاشته میشود و در آن، [[اوامر]] آن حضرت و آنچه موردنیاز "[[سید شمس الدین]]" تا هفته آینده خواهد بود، مندرج میباشد. [[علی بن فاضل]]، هیجده روز در آن جزیره اقامت نموده و از محضر جناب "[[سید شمس الدین]]" خوشهها چیده، و پس از هیجده روز، به او [[دستور]] رسیده که به وطن خود بازگردد. "[[علی]] بن [[فاضل]]"، آنچه را که از محضر جناب "[[سید شمس الدین]]" استفاده کرده، در کتابی به نام "[[الفوائد الشمسیه (کتاب)|الفوائد الشمسیه]]" گرد آورده و مشروح [[تشرف]] خود را به چند نفر از علمای بزرگ عصر خود بازگو کرده است. | ||
*"[[فضل بن یحیی طیبی]]" نویسنده قرن هفتم، در سال ۶۹۹ هجری، مشروح داستان را از زبان شخص "[[علی بن فاضل]]" در حلّه شنیده و آن را در کتابی به نام "الجزیرة الخضراء" گرد آورده است. این داستان بهطور کامل در کتاب [[بحار الانوار]]، ج ۵۲، صفحات ۱۵۹ تا ۱۷۴ آمده است. علاوه بر [[علی]] بن [[فاضل]]، "[[ابن انباری]]" نیز داستان [[جزیره خضراء]] را [[نقل]] کرده است که در کتاب [[بحار الانوار]]، ج ٥٣، صفحات ٢١٣ تا ٢٢١ آمده است. در دو داستان ([[علی بن فاضل مازندرانی]] و [[ابن انباری]]) نقاط مشترک بسیاری به چشم میخورد. | *"[[فضل بن یحیی طیبی]]" نویسنده قرن هفتم، در سال ۶۹۹ هجری، مشروح داستان را از زبان شخص "[[علی بن فاضل]]" در حلّه شنیده و آن را در کتابی به نام "الجزیرة الخضراء" گرد آورده است. این داستان بهطور کامل در کتاب [[بحار الانوار]]، ج ۵۲، صفحات ۱۵۹ تا ۱۷۴ آمده است. علاوه بر [[علی]] بن [[فاضل]]، "[[ابن انباری]]" نیز داستان [[جزیره خضراء]] را [[نقل]] کرده است که در کتاب [[بحار الانوار]]، ج ٥٣، صفحات ٢١٣ تا ٢٢١ آمده است. در دو داستان ([[علی بن فاضل مازندرانی]] و [[ابن انباری]]) نقاط مشترک بسیاری به چشم میخورد. | ||
*و اما داستان [[جزیره خضراء]] از هفتصد سال پیش به این طرف، در برخی از کتابها راه یافته است و از همان زمان تاکنون، دو دیدگاه درباره آن مطرح بوده است: یکی، دیدگاه افرادی که این داستان را پذیرفتهاند و دیگری، دیدگاهی است که این داستان را ساختگی و افسانه میدانند. به تازگی دو ادعای جدید نیز بر آنها اضافه شده است. آن دو ادّعا این است که: | *و اما داستان [[جزیره خضراء]] از هفتصد سال پیش به این طرف، در برخی از کتابها راه یافته است و از همان زمان تاکنون، دو دیدگاه درباره آن مطرح بوده است: یکی، دیدگاه افرادی که این داستان را پذیرفتهاند و دیگری، دیدگاهی است که این داستان را ساختگی و افسانه میدانند. به تازگی دو ادعای جدید نیز بر آنها اضافه شده است. آن دو ادّعا این است که: | ||
#براساس بعضی [[نشانهها]]، احتمالا [[جزیره خضراء]]، همان منطقه [[مثلث برمودا]] است. | #براساس بعضی [[نشانهها]]، احتمالا [[جزیره خضراء]]، همان منطقه [[مثلث برمودا]] است. | ||
#بشقابپرندهها در [[اختیار]] ساکنان [[جزیره خضراء]] ([[امام زمان]] {{ع}} و فرزندانش) است. | #بشقابپرندهها در [[اختیار]] ساکنان [[جزیره خضراء]] ([[امام زمان]] {{ع}} و فرزندانش) است. | ||
*این دو ادّعا را "ناجی نجّار" در کتاب خود آورده است. تقریباً همه [[عالمان]] [[شیعی]]، [[روایت]] [[جزیره خضراء]] را ساختگی میدانند و این ساختگی بودن را در دو جهت میتوان دید: یکی زنجیره [[حدیث]] و [[راویان]]، دیگری محتوای آن. وقتی اصل [[جزیره خضراء]]، یک افسانه و داستان ساختگی شد، دو ادّعای دیگر ([[جزیره خضراء]] همان [[مثلث برمودا]] است و بشقابپرندهها در [[اختیار]] ساکنان | *این دو ادّعا را "[[ناجی نجّار]]" در کتاب خود آورده است. تقریباً همه [[عالمان]] [[شیعی]]، [[روایت]] [[جزیره خضراء]] را ساختگی میدانند و این ساختگی بودن را در دو جهت میتوان دید: یکی زنجیره [[حدیث]] و [[راویان]]، دیگری محتوای آن. وقتی اصل [[جزیره خضراء]]، یک افسانه و داستان ساختگی شد، دو ادّعای دیگر ([[جزیره خضراء]] همان [[مثلث برمودا]] است و بشقابپرندهها در [[اختیار]] ساکنان "جزیره خضرا" است) همه [[باطل]] و خیالی میشود. | ||
*ادلّه کسانی که [[جزیره خضراء]] را پذیرفتهاند این است که علمای بسیاری از قبیل [[شهید]] اول، [[محقق کرکی]]، [[علامه مجلسی]]، [[مقدس اردبیلی]]، [[شیخ]] [[حر عاملی]]، [[وحید بهبهانی]]، [[بحرالعلوم]]، [[قاضی نورالله شوشتری]]، میرزا [[عبدالله اصفهانی]]، میرزای نوری و... این داستان را در کتاب خود آورده، یا به آن استناد کردهاند. | *ادلّه کسانی که [[جزیره خضراء]] را پذیرفتهاند این است که علمای بسیاری از قبیل [[شهید]] اول، [[محقق کرکی]]، [[علامه مجلسی]]، [[مقدس اردبیلی]]، [[شیخ]] [[حر عاملی]]، [[وحید بهبهانی]]، [[بحرالعلوم]]، [[قاضی نورالله شوشتری]]، میرزا [[عبدالله اصفهانی]]، میرزای نوری و... این داستان را در کتاب خود آورده، یا به آن استناد کردهاند. | ||
*و اما ادلّه کسانی که این داستان را افسانه میدانند، این است که: داستان از جهت [[سند]] و متن صحیح نیست، تناقضاتی در داستان است که راهحلّی برای آنها نیست، در آن سخن از [[تحریف قرآن]] آمده است. روایاتی که دالّ بر وجود [[فرزند]] برای حضرت است قابلاعتماد نیست و بسیاری مطالب دیگر که در جای خود بهطور کامل بحث شده است. | *و اما ادلّه کسانی که این داستان را افسانه میدانند، این است که: داستان از جهت [[سند]] و متن صحیح نیست، تناقضاتی در داستان است که راهحلّی برای آنها نیست، در آن سخن از [[تحریف قرآن]] آمده است. روایاتی که دالّ بر وجود [[فرزند]] برای حضرت است قابلاعتماد نیست و بسیاری مطالب دیگر که در جای خود بهطور کامل بحث شده است. | ||
| خط ۶۰: | خط ۷۰: | ||
*[[دانشمندان]] تصریح کردهاند که آنچه در این منطقه از اقیانوس اطلس میگذرد، در هالهای از ابهام پوشیده است و کسی نتوانسته توجیه علمی آن را پیدا کند<ref>مجله هفتگی طب و علوم، ضمیمه روزنامه جمهوریت، ۳۰ مارس ۱۹۷۸، شماره ۵۰.</ref>. حوادثی که در ۱۵۰ سال اخیر در برمودا روی داده و [[دانشمندان]] را دچار سردرگمی کرده است، بسیار جالب و در عین حال پیچیده است. سرگذشت کشتی "ماری سیلست"، سرگذشت "اتلانتا" ناو جنگی [[انگلستان]]، سرگذشت پنج هواپیمای ناپدیدشده آمریکایی، سرگذشت ۲۴۰ کشتی اکتشافی، سرگذشت جتهای سوخترسان، سرگذشت ناو جنگی "اوچکرافت"، حوادث سال ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶ از حوادث برمودا است. | *[[دانشمندان]] تصریح کردهاند که آنچه در این منطقه از اقیانوس اطلس میگذرد، در هالهای از ابهام پوشیده است و کسی نتوانسته توجیه علمی آن را پیدا کند<ref>مجله هفتگی طب و علوم، ضمیمه روزنامه جمهوریت، ۳۰ مارس ۱۹۷۸، شماره ۵۰.</ref>. حوادثی که در ۱۵۰ سال اخیر در برمودا روی داده و [[دانشمندان]] را دچار سردرگمی کرده است، بسیار جالب و در عین حال پیچیده است. سرگذشت کشتی "ماری سیلست"، سرگذشت "اتلانتا" ناو جنگی [[انگلستان]]، سرگذشت پنج هواپیمای ناپدیدشده آمریکایی، سرگذشت ۲۴۰ کشتی اکتشافی، سرگذشت جتهای سوخترسان، سرگذشت ناو جنگی "اوچکرافت"، حوادث سال ۱۹۷۵ و ۱۹۷۶ از حوادث برمودا است. | ||
*بیش از یکصد حادثه مهم هوایی-دریایی در سی سال گذشته در آمار رسمی کشورها ثبت شده است که از ناپدید شدن بیش از یکصد هواپیما و کشتی در این منطقه اسرارآمیز حکایت میکند. همه این حوادث به صورت مرموزی در [[مثلث برمودا]] و در منطقهای بین جزیرههای برمودا و جزیرههای پاناما به وقوع پیوسته است و سرنخی از این حوادث به دست پژوهشگران نیفتاده است. رویدادهای [[مثلث برمودا]] بهعنوان یک سلسله حوادث پیچیده فضایی، به [[دانشمندان]] متخصص این فن عرضه شد که شاید بتوانند راهحلی برای تکرار نشدن این حوادث پیدا کنند. زیرا این حوادث یکی از زیانبارترین حوادث دریایی و هوایی است که از این رهگذر به زندگی هزاران خلبان، ملوان، خدمه و مسافر خاتمه داده شده و صدها کشتی، هواپیما، زیردریایی، ناوگان و ناوشکن در این حوادث ناپدید شدهاند. نتیجه [[پژوهش]] هزاران پژوهشگر این شد که تعدادی فرضیه یا تئوری غیرقابلاعتماد که احیانا با یکدیگر نیز تضاد داشتند، عرضه شد که این تئوریها هرگز مشکلی را حل نکرد. برخی از پژوهشگران میان حوادث [[مثلث برمودا]] و بشقابهای پرنده، ارتباطی قائل شدهاند. | *بیش از یکصد حادثه مهم هوایی-دریایی در سی سال گذشته در آمار رسمی کشورها ثبت شده است که از ناپدید شدن بیش از یکصد هواپیما و کشتی در این منطقه اسرارآمیز حکایت میکند. همه این حوادث به صورت مرموزی در [[مثلث برمودا]] و در منطقهای بین جزیرههای برمودا و جزیرههای پاناما به وقوع پیوسته است و سرنخی از این حوادث به دست پژوهشگران نیفتاده است. رویدادهای [[مثلث برمودا]] بهعنوان یک سلسله حوادث پیچیده فضایی، به [[دانشمندان]] متخصص این فن عرضه شد که شاید بتوانند راهحلی برای تکرار نشدن این حوادث پیدا کنند. زیرا این حوادث یکی از زیانبارترین حوادث دریایی و هوایی است که از این رهگذر به زندگی هزاران خلبان، ملوان، خدمه و مسافر خاتمه داده شده و صدها کشتی، هواپیما، زیردریایی، ناوگان و ناوشکن در این حوادث ناپدید شدهاند. نتیجه [[پژوهش]] هزاران پژوهشگر این شد که تعدادی فرضیه یا تئوری غیرقابلاعتماد که احیانا با یکدیگر نیز تضاد داشتند، عرضه شد که این تئوریها هرگز مشکلی را حل نکرد. برخی از پژوهشگران میان حوادث [[مثلث برمودا]] و بشقابهای پرنده، ارتباطی قائل شدهاند. | ||
*بعضی دیگر شکل مثلث را در پدید آمدن این حوادث، مؤثر دانستهاند. برخی دیگر این حوادث را مربوط به اشعههایی میدانند که از شهر خیالی "اطلنطید"<ref>از نظر میتولوژی، اطلنطید اسم جزیرهای بوده در دنیای باستان، در اقیانوس اطلس، در غرب جبل الطارق که در هزاران سال پیش به زیر آب رفته است.</ref> برمیخیزد و موجب بروز این حوادث میشود. و برخی دیگر، آنها را معلول هرمهایی میدانند که چون اهرام [[مصر]] در زیر [[آب]] وجود دارد و موجب این رویدادها میشوند. برخی ادعا کردهاند، [[مثلث برمودا]] همان | *بعضی دیگر شکل مثلث را در پدید آمدن این حوادث، مؤثر دانستهاند. برخی دیگر این حوادث را مربوط به اشعههایی میدانند که از شهر خیالی "اطلنطید"<ref>از نظر میتولوژی، اطلنطید اسم جزیرهای بوده در دنیای باستان، در اقیانوس اطلس، در غرب جبل الطارق که در هزاران سال پیش به زیر آب رفته است.</ref> برمیخیزد و موجب بروز این حوادث میشود. و برخی دیگر، آنها را معلول هرمهایی میدانند که چون اهرام [[مصر]] در زیر [[آب]] وجود دارد و موجب این رویدادها میشوند. برخی ادعا کردهاند، [[مثلث برمودا]] همان "جزیره خضرا" است<ref>برگرفته از "جزیره خضراء، افسانه یا واقعیت" ، طریقهدار، ص ۶۸.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص ۶۱۱.</ref>. | ||
==پرسش مستقیم== | ==پرسش مستقیم== | ||
* [[ماجرای زندگی کردن امام مهدی در جزیره خضرا چیست؟ آیا صحت دارد؟ (پرسش)]] | * [[ماجرای زندگی کردن امام مهدی در جزیره خضرا چیست؟ آیا صحت دارد؟ (پرسش)]] | ||
| خط ۷۰: | خط ۸۰: | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
* [[پرونده:134491.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|'''فرهنگنامه مهدویت''']] | * [[پرونده:134491.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|'''فرهنگنامه مهدویت''']] | ||
* [[پرونده:136864.jpg|22px]] [[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت ج۲ (کتاب)|'''درسنامه مهدویت ج۲''']]. | |||
* [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | * [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | ||
| خط ۸۲: | خط ۹۳: | ||
[[رده:مدخل موعودنامه]] | [[رده:مدخل موعودنامه]] | ||
[[رده:اتمام لینک داخلی]] | [[رده:اتمام لینک داخلی]] | ||
[[رده:مدخل]] | |||