ایمان: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۶ اوت ۲۰۱۹
خط ۲۵: خط ۲۵:
*در روایات بسیاری، آیاتی از [[قرآن]] که به ایمان اشاره دارد، به ایمان به [[امامت]] [[اهل بیت]]{{عم}} تفسیر و تأویل شده و ایمان واقعی مرادف ولایت عترت به شمار رفته است. حتی در اصطلاح فقهی اشتراط ایمان در برخی موارد (مثل مجتهد، قاضی، ذابح در قربانی و. . .) به معنای شرط شیعه بودن است. در اینکه در تقلید، شرط است که مجتهد دارای ایمان یعنی شیعه باشد، به این حدیث استناد شده که [[امام کاظم|حضرت کاظم]]{{ع}} فرمود: {{عربی|"لا تأخذنّ معالم دینک عن غیر شیعتنا"}}<ref>«آثار و نشانه‌های دین خود را جز از شیعیان ما نگیر.» وسائل الشیعه، ج ۱۸ ص ۱۰۹(باب وجوب رجوع به راویان شیعه در موضوع قضاوت و فتوا)</ref>، با این تحلیل، همۀ آنان که مؤمنند مسلمانند، امّا هرکس مسلمان باشد، لزوما مؤمن نیست. مثالی که برای تفکیک این دو قلمرو در روایات آمده، بسیار گویا و ظریف است. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: "ایمان و اسلام مثل کعبه و حرم است، گاهی کسی وارد در محدودۀ حرم است، ولی داخل کعبه نیست، امّا هرکس وارد کعبه شده باشد، حتما وارد حرم نیز هست، گاهی کسی مسلمان است امّا مؤمن نیست، ولی مؤمن نخواهد بود مگر آنکه مسلمان هم باشد".<ref> اصول کافی، ج ۲ ص ۲۸ ح ۲</ref> اینکه ایمان به معنای جعفری مذهب بودن به عنوان یک اصطلاح است، در قاموس اصطلاحات نیز آمده است و مؤمن نزد شیعیان جعفری کسی است که از آنان باشد.<ref>القاموس الفقهی، سعدی ابو جیب، ص ۲۷</ref> از آنجاکه مودّت [[اهل بیت]]، فرمان الهی است و اطاعت از امامان، واجب خدایی است و امامت [[ائمه]] معصومین، براساس نصب و وصیّت و امر [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} است، پس مؤمن واقعی نیز کسی است که مطیع امر خدا و رسول و پیرو امامان شیعه باشد. [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: {{عربی|"حبّنا إیمان و بغضنا کفر"}}.<ref>بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۶۸ ح ۳۷</ref> از قول محمّد حنفیّه نیز نقل شده است: {{عربی|"حبّنا أهل البیت الإیمان"}}.<ref>بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۶۶ ح ۳۱</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز در مورد آیۀ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>سوره رعد آیه۲۸</ref> روایت می‌کند که [[پیامبر]] {{صل}} به [[امام علی|حضرت امیر]]{{ع}} فرمود: آیا می‌دانی این آیه دربارۀ چه کسانی نازل شده است؟ دربارۀ هرکس که به من ایمان آورد و تصدیق کند و تو را دوست بدارد و خاندان تو را پس از تو دوست بدارد و در برابر تو و امامان پس از تو تسلیم امر باشد.<ref>بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۶۷ ح ۳۶</ref> نیز [[امام صادق]]{{ع}} در حدیثی ضمن تفسیر آیه‌ای می‌فرماید: {{عربی|"تدعون الی الإیمان"}}، (به ایمان فراخوانده می‌شوید) یعنی به ولایت علی که ایمان است.<ref>بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۶۴ ح ۲۶</ref> نیز از [[امام صادق]]{{ع}} در ذیل این آیه {{متن قرآن|وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ ...}}<ref>سوره طه آیه ۱۱۲</ref> روایت شده که  فرمود: مؤمن به محبت [[آل محمد]] باشد و دشمن دشمنانشان.<ref>بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۶۰ ح ۱۷</ref> [[امام باقر|حضرت باقر]]{{ع}} نیز دربارۀ مؤمنان راستین که شیعیان [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}}اند، فرمود: {{عربی|"و شیعته هم المؤمنون حقّا"}}.<ref>بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۵۸ ح ۱۵</ref> پس ایمان در این نگاه، هم‌معنی با تشیّع و پیروی از [[اهل بیت]]{{عم}} است.<ref>دربارۀ این موضوع از جمله ر. ک: بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۵۴ تا ۳۹۰ و ج ۶۵ ص ۱ تا ۹۶ و ص ۲۲۵ تا ۳۰۹</ref> ایمان واقعی از عهد و تعهّد جدا نیست، به تعبیر [[علامه طباطبایی]]: ایمان به چیزی تنها به معنای علم به آن چیز نیست، بلکه باید به مقتضای آن ملتزم و متعهّد بود و قلبا به آن عقیده و باور داشت، بگونه‌ای که آثار عملی بر آن هرچند فی الجمله مترتّب شود. پس ایمان، نه‌تنها علم است، زیرا ممکن است کافری هم علم به یک واقعیت داشته باشد، بدون ایمان و نه تنها عمل است، چون ممکن است منافقی هم عمل کند، ولی ایمان نداشته باشد. و چون ایمان، آمیخته‌ای از علم و اعتقاد و عمل است، پس به این نسبت هم قابل کم و زیاد شدن است. در روایات نیز مراتب و درجات ایمان مطرح است.<ref>المیزان، ج ۱۸ ص ۲۸۲</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۱۴.</ref>
*در روایات بسیاری، آیاتی از [[قرآن]] که به ایمان اشاره دارد، به ایمان به [[امامت]] [[اهل بیت]]{{عم}} تفسیر و تأویل شده و ایمان واقعی مرادف ولایت عترت به شمار رفته است. حتی در اصطلاح فقهی اشتراط ایمان در برخی موارد (مثل مجتهد، قاضی، ذابح در قربانی و. . .) به معنای شرط شیعه بودن است. در اینکه در تقلید، شرط است که مجتهد دارای ایمان یعنی شیعه باشد، به این حدیث استناد شده که [[امام کاظم|حضرت کاظم]]{{ع}} فرمود: {{عربی|"لا تأخذنّ معالم دینک عن غیر شیعتنا"}}<ref>«آثار و نشانه‌های دین خود را جز از شیعیان ما نگیر.» وسائل الشیعه، ج ۱۸ ص ۱۰۹(باب وجوب رجوع به راویان شیعه در موضوع قضاوت و فتوا)</ref>، با این تحلیل، همۀ آنان که مؤمنند مسلمانند، امّا هرکس مسلمان باشد، لزوما مؤمن نیست. مثالی که برای تفکیک این دو قلمرو در روایات آمده، بسیار گویا و ظریف است. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: "ایمان و اسلام مثل کعبه و حرم است، گاهی کسی وارد در محدودۀ حرم است، ولی داخل کعبه نیست، امّا هرکس وارد کعبه شده باشد، حتما وارد حرم نیز هست، گاهی کسی مسلمان است امّا مؤمن نیست، ولی مؤمن نخواهد بود مگر آنکه مسلمان هم باشد".<ref> اصول کافی، ج ۲ ص ۲۸ ح ۲</ref> اینکه ایمان به معنای جعفری مذهب بودن به عنوان یک اصطلاح است، در قاموس اصطلاحات نیز آمده است و مؤمن نزد شیعیان جعفری کسی است که از آنان باشد.<ref>القاموس الفقهی، سعدی ابو جیب، ص ۲۷</ref> از آنجاکه مودّت [[اهل بیت]]، فرمان الهی است و اطاعت از امامان، واجب خدایی است و امامت [[ائمه]] معصومین، براساس نصب و وصیّت و امر [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} است، پس مؤمن واقعی نیز کسی است که مطیع امر خدا و رسول و پیرو امامان شیعه باشد. [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: {{عربی|"حبّنا إیمان و بغضنا کفر"}}.<ref>بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۶۸ ح ۳۷</ref> از قول محمّد حنفیّه نیز نقل شده است: {{عربی|"حبّنا أهل البیت الإیمان"}}.<ref>بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۶۶ ح ۳۱</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز در مورد آیۀ {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ}}<ref>سوره رعد آیه۲۸</ref> روایت می‌کند که [[پیامبر]] {{صل}} به [[امام علی|حضرت امیر]]{{ع}} فرمود: آیا می‌دانی این آیه دربارۀ چه کسانی نازل شده است؟ دربارۀ هرکس که به من ایمان آورد و تصدیق کند و تو را دوست بدارد و خاندان تو را پس از تو دوست بدارد و در برابر تو و امامان پس از تو تسلیم امر باشد.<ref>بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۶۷ ح ۳۶</ref> نیز [[امام صادق]]{{ع}} در حدیثی ضمن تفسیر آیه‌ای می‌فرماید: {{عربی|"تدعون الی الإیمان"}}، (به ایمان فراخوانده می‌شوید) یعنی به ولایت علی که ایمان است.<ref>بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۶۴ ح ۲۶</ref> نیز از [[امام صادق]]{{ع}} در ذیل این آیه {{متن قرآن|وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ ...}}<ref>سوره طه آیه ۱۱۲</ref> روایت شده که  فرمود: مؤمن به محبت [[آل محمد]] باشد و دشمن دشمنانشان.<ref>بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۶۰ ح ۱۷</ref> [[امام باقر|حضرت باقر]]{{ع}} نیز دربارۀ مؤمنان راستین که شیعیان [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}}اند، فرمود: {{عربی|"و شیعته هم المؤمنون حقّا"}}.<ref>بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۵۸ ح ۱۵</ref> پس ایمان در این نگاه، هم‌معنی با تشیّع و پیروی از [[اهل بیت]]{{عم}} است.<ref>دربارۀ این موضوع از جمله ر. ک: بحار الأنوار، ج ۲۳ ص ۳۵۴ تا ۳۹۰ و ج ۶۵ ص ۱ تا ۹۶ و ص ۲۲۵ تا ۳۰۹</ref> ایمان واقعی از عهد و تعهّد جدا نیست، به تعبیر [[علامه طباطبایی]]: ایمان به چیزی تنها به معنای علم به آن چیز نیست، بلکه باید به مقتضای آن ملتزم و متعهّد بود و قلبا به آن عقیده و باور داشت، بگونه‌ای که آثار عملی بر آن هرچند فی الجمله مترتّب شود. پس ایمان، نه‌تنها علم است، زیرا ممکن است کافری هم علم به یک واقعیت داشته باشد، بدون ایمان و نه تنها عمل است، چون ممکن است منافقی هم عمل کند، ولی ایمان نداشته باشد. و چون ایمان، آمیخته‌ای از علم و اعتقاد و عمل است، پس به این نسبت هم قابل کم و زیاد شدن است. در روایات نیز مراتب و درجات ایمان مطرح است.<ref>المیزان، ج ۱۸ ص ۲۸۲</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۱۴.</ref>


==رابطه ایمان و علم==
==رابطه ایمان و [[علم]]==
*مراد، مسئله‌ای است درباره چگونگی رابطه [[علم]] و ایمان و اینکه آیا با یکدیگر همساز و هماهنگ‌اند یا ناسازگارند. از تعالیم‌ [[عهد]] عتیق‌ این است که [[علم]] و ایمان با یکدیگر [[سازگاری]] ندارند. [[شجره ممنوعه]] بنابر آنچه در تورات‌ آمده است، همان [[دانش]] و [[معرفت]] است و [[آدم]] و [[حوا]] با [[نافرمانی]] [[خداوند]] بدان دست یافتند<ref>سِفر پیدایش‌، باب ۲/ ۱۶ و ۱۷؛ باب ۳/ ۸- ۱، باب ۳/ ۲۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 148.</ref>.
*مراد، مسئله‌ای است درباره چگونگی رابطه [[علم]] و ایمان و اینکه آیا با یکدیگر همساز و هماهنگ‌اند یا ناسازگارند. از تعالیم‌ [[عهد]] عتیق‌ این است که [[علم]] و ایمان با یکدیگر [[سازگاری]] ندارند. [[شجره ممنوعه]] بنابر آنچه در تورات‌ آمده است، همان [[دانش]] و [[معرفت]] است و [[آدم]] و [[حوا]] با [[نافرمانی]] [[خداوند]] بدان دست یافتند<ref>سِفر پیدایش‌، باب ۲/ ۱۶ و ۱۷؛ باب ۳/ ۸- ۱، باب ۳/ ۲۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 148.</ref>.
*[[تاریخ]] [[تمدن]] ۲۵۰۰ ساله اروپا را نیز بدین روی به دو عصر ایمان و [[علم]] تقسیم کرده‌اند و این دو را رویاروی یکدیگر گذاشته‌اند. اما بنابر آموزه‌های [[قرآنی]]، [[خداوند]]، خود به [[آدم]]{{ع}} [[دانش]] آموخت و آن گاه [[فرشتگان]] را [[فرمان]] داد تا بر او [[سجده]] کنند<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}؛ سوره بقره، آیه ۳۴- ۳۰.</ref>. بزرگان [[دین اسلام]] نیز مراد از [[شجره ممنوعه]] را [[حرص]] و [[طمع]] دانسته‌اند نه [[علم]] و [[دانش]]<ref>تفسیر نور الثقلین‌، ۱/ ۷۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 148.</ref>.
*[[تاریخ]] [[تمدن]] ۲۵۰۰ ساله اروپا را نیز بدین روی به دو عصر ایمان و [[علم]] تقسیم کرده‌اند و این دو را رویاروی یکدیگر گذاشته‌اند. اما بنابر آموزه‌های [[قرآنی]]، [[خداوند]]، خود به [[آدم]]{{ع}} [[دانش]] آموخت و آن گاه [[فرشتگان]] را [[فرمان]] داد تا بر او [[سجده]] کنند<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}؛ سوره بقره، آیه ۳۴- ۳۰.</ref>. بزرگان [[دین اسلام]] نیز مراد از [[شجره ممنوعه]] را [[حرص]] و [[طمع]] دانسته‌اند نه [[علم]] و [[دانش]]<ref>تفسیر نور الثقلین‌، ۱/ ۷۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 148.</ref>.
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش