←مخالفت با امام{{ع}} در گزینشِ داور
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
==[[مخالفت با امام]]{{ع}} در گزینشِ داور== | ==[[مخالفت با امام]]{{ع}} در گزینشِ داور== | ||
*[[امام باقر]]{{ع}}: آنگاه که افراد از [[علی]]{{ع}} خواستند تا دو [[حَکم]] برگزیند، وی به ایشان گفت: "[[معاویه]] کسی نیست که برای این کار، کسی جز [[عمرو بن عاص]] را برگزیند که به [[اندیشه]] و نظرش [[اطمینان]] داشته باشد؛ و برای فرد قُرشی، جز شخص همتای او | *[[امام باقر]]{{ع}}: آنگاه که افراد از [[علی]]{{ع}} خواستند تا دو [[حَکم]] برگزیند، وی به ایشان گفت: "[[معاویه]] کسی نیست که برای این کار، کسی جز [[عمرو بن عاص]] را برگزیند که به [[اندیشه]] و نظرش [[اطمینان]] داشته باشد؛ و برای فرد قُرشی، جز شخص همتای او در هوش و اندیشه روا نیست. پس بر شما باد که [[عمرو عاص]] را با [تیری چون] [[عبد الله بن عباس]] بزنید؛ زیرا عمرو، هیچ گرهی بر نمیبندد، مگر آن که [[عبد الله]] بگشاید؛ و هیچ گرهی را نمیگشاید، مگر آن که [[عبد الله]] بر بندد؛ و هیچ کاری را [[استوار]] نمیکند، جز آن که [[عبد الله]] آن را بر شکند؛ و هیچ کاری را بر نمیشکند، جز آن که [[عبد الله]] استوارش سازد". [[اشعث]] گفت: نه. به [[خدا]] [[سوگند]]، تا [[قیامت]] بر پا شود، نباید دو تن از مُضَر در این باب [[داوری]] کنند. اکنون که ایشان مردی از مُضَر را به [[داوری]] گزیدهاند، تو مردی از [[یمن]] برگزین. [[علی]]{{ع}} گفت: "من [[بیم]] دارم که [[یمنی]] شما فریفته شود؛ زیرا عمرو کسی نیست که اگر کاری موافق [[هوای نفس]] او باشد، ذرهای از [[خدا]] [[پروا]] کند". [[اشعث]] گفت: به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر یکی از آن دو [[یمنی]] باشد و داوریشان برابر با بخشی از خواسته ما نباشد، برای ما [[دوست]] داشتنیتر است از آن که هر دو مُضَری باشند و داوریشان برابر با بخشی از خواسته ما باشد<ref>{{متن حدیث|الإمام الباقر{{ع}}: لَما أرادَ الناسُ عَلِیاً عَلی أن یضَعَ حَکمَینِ قالَ لَهُم عَلِی: إن مُعاوِیةَ لَم یکن لِیضَعَ لِهذَا الأَمرِ أحَداً هُوَ أوثَقُ بِرَأیهِ ونَظَرِهِ مِن عَمرِو بنِ العاصِ، وإنهُ لا یصلُحُ لِلقُرَشِی إلامِثلُهُ، فَعَلَیکم بِعَبدِ اللهِ بنِ عَباسٍ فَارموهُ بِهِ؛ فَإِن عَمراً لا یعقِدُ عُقدَةً إلاحَلها عَبدُ اللهِ، ولا یحُل عُقدَةً إلاعَقَدَها، ولا یبرِمُ أمراً إلانَقَضَهُ، ولا ینقُضُ أمراً إلاأبرَمَهُ. فَقالَ الأَشعَثُ: لا وَاللهِ، لا یحکمُ فیها مُضَرِیانِ حَتی تَقومَ الساعَةُ، ولکنِ اجعَلهُ رَجُلًا مِن أهل الیمنِ إذ جَعَلوا رَجُلًا مِن مُضَرَ. فَقالَ عَلِی: إنی أخافُ أن یخدَعَ یمَنِیکم؛ فَإِن عَمراً لَیسَ مِنَ اللهِ فی شَیءٍ إذا کانَ لَهُ فی أمرٍ هوی. فَقالَ الأَشعَثُ: وَاللهِ، لِأَن یحکما بِبَعضِ مانَکرَهُ، وأحَدُهُما مِن أهلِ الیمنِ، أحَب إلَینا مِن أن یکونَ بَعضُ ما نُحِب فی حُکمِهِما وهُما مُضَرِیانِ}} ([[وقعة صفین (کتاب)|وقعة صفین]]، ص ۵۰۰).</ref><ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۴۵۵.</ref>. | ||
==سندِ داوری== | ==سندِ داوری== | ||
*[[تاریخ الطبری (کتاب)|تاریخ الطبری]]- به [[نقل]] از فُضیل بن خدیج کنْدی، درباره [[سند]] [[داوری]]-: آن [[نامه]] در ماه صفر نگاشته شد و مهلت تعیین شده برای [[دیدار]] داوران از [ماه مبارک] [[رمضان]] تا هشت ماه بود. سپس [[مردم]]، کشتگانشان را به [[خاک]] سپردند و [[علی]]{{ع}}، اعوَر را [[فرمان]] داد که بانگ بازگشت را میان [[سپاهیان]] سر دهد<ref>[[تاریخ الطبری (کتاب)|تاریخ الطبری]]، ج ۵، ص ۵۹.</ref><ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۴۵۵.</ref>. | *[[تاریخ الطبری (کتاب)|تاریخ الطبری]]- به [[نقل]] از فُضیل بن خدیج کنْدی، درباره [[سند]] [[داوری]]-: آن [[نامه]] در ماه صفر نگاشته شد و مهلت تعیین شده برای [[دیدار]] داوران از [ماه مبارک] [[رمضان]] تا هشت ماه بود. سپس [[مردم]]، کشتگانشان را به [[خاک]] سپردند و [[علی]]{{ع}}، اعوَر را [[فرمان]] داد که بانگ بازگشت را میان [[سپاهیان]] سر دهد<ref>[[تاریخ الطبری (کتاب)|تاریخ الطبری]]، ج ۵، ص ۵۹.</ref><ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۴۵۵.</ref>. | ||