جز
جایگزینی متن - 'مکارم شیرازی، ناصر،' به 'مکارم شیرازی، ناصر،'
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') |
جز (جایگزینی متن - 'مکارم شیرازی، ناصر،' به 'مکارم شیرازی، ناصر،') |
||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
===دلیل عقلی === | ===دلیل عقلی === | ||
*بعد از اثبات ربوبیت و خالقیت و مالکیت خداوند، ولایت او در تشریع نیز ثابت میگردد؛ زیرا ولایت و حاکمیت بر مردم، نوعی تدبیر و سازماندهی امور مردم است، از آنجا که مدبر حقیقی عالم خداوند است تدبیر امور انسانها در بعد حکومت و اجرای قوانین و تشریع نیز از حقوق الهی است و دیگران در آن حقی ندارند. یعنی کسی دارای استحقاق اطاعت و فرمانبرداری است که نسبتبه اطاعت کنندگان از خالقیتیا مالکیت و ربوبیت برخوردار باشد و چنین کسی فقط خداوند است . | *بعد از اثبات ربوبیت و خالقیت و مالکیت خداوند، ولایت او در تشریع نیز ثابت میگردد؛ زیرا ولایت و حاکمیت بر مردم، نوعی تدبیر و سازماندهی امور مردم است، از آنجا که مدبر حقیقی عالم خداوند است تدبیر امور انسانها در بعد حکومت و اجرای قوانین و تشریع نیز از حقوق الهی است و دیگران در آن حقی ندارند. یعنی کسی دارای استحقاق اطاعت و فرمانبرداری است که نسبتبه اطاعت کنندگان از خالقیتیا مالکیت و ربوبیت برخوردار باشد و چنین کسی فقط خداوند است . | ||
*یکی دیگر از محققان مینویسد: "وقتی خالق و مالک و مدیر و مدبر اوست، تکلیف مساله حکومت قانونی بر بندگان و داوری در اختلافات آنها را او باید تعیین کند، در غیر این صورت، دخالت در قلمرو مالکیت و تدبیر خداوند، بدون اذن او شده است" <ref>مکارم شیرازی، | *یکی دیگر از محققان مینویسد: "وقتی خالق و مالک و مدیر و مدبر اوست، تکلیف مساله حکومت قانونی بر بندگان و داوری در اختلافات آنها را او باید تعیین کند، در غیر این صورت، دخالت در قلمرو مالکیت و تدبیر خداوند، بدون اذن او شده است" <ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، پیام قرآن، ج۳، مؤسسة الامام علی بن ابی طالب، چاپ پنجم، قم ۱۳۷۵، ص۳۷۲ .</ref><ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref> | ||
*به عبارت دیگر، ولایت و حکومت با نوعی الزام <ref>در پاسخ به این پرسش که چه کسی حق حاکمیت و الزام کردن مردم و محدود ساختن اختیار آنان را دارد و این حق از کجا ناشی میشود، دیدگاههای مختلفی وجود دارد که در قسمت نتیجهگیری این بخش، به آن اشاره شده است.</ref> و محدود ساختن اختیار مردم همراه است و بدون دخالت عملی در شؤون مردم و تسلط بر جان و مال آنها ممکن نیست و از طرفی انسانها آزاد آفریده شدهاند و هیچ کس در میان انسانها، حق حاکمیت بر انسانهای دیگر را ندارد و هر نوع سلطه معنوی و فکری و مادی بر آنان ممنوع است، مگر اینکه به خداوند منتهی گردد. بنابراین، حکومت و ولایت شایسته کسی است که نوعی ولایت حقیقی بر دیگران داشته باشد که این ولایت حقیقی هم از آن مالک حقیقی مولی علیه میباشد{{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref> آیا به جای او سرورانی (را به پرستش) گرفتند؟ اما خداوند است که سرور (راستین) است و او مردگان را زنده میگرداند و او بر هر کاری تواناست؛ سوره شوری، آیه: ۹.</ref> که خداوند است <ref>برای آگاهی بیشتر ر . ک: تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۲۸ و ج۲۰، ص۴۰۳ و پیام قرآن، ج۳.</ref><ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref> | *به عبارت دیگر، ولایت و حکومت با نوعی الزام <ref>در پاسخ به این پرسش که چه کسی حق حاکمیت و الزام کردن مردم و محدود ساختن اختیار آنان را دارد و این حق از کجا ناشی میشود، دیدگاههای مختلفی وجود دارد که در قسمت نتیجهگیری این بخش، به آن اشاره شده است.</ref> و محدود ساختن اختیار مردم همراه است و بدون دخالت عملی در شؤون مردم و تسلط بر جان و مال آنها ممکن نیست و از طرفی انسانها آزاد آفریده شدهاند و هیچ کس در میان انسانها، حق حاکمیت بر انسانهای دیگر را ندارد و هر نوع سلطه معنوی و فکری و مادی بر آنان ممنوع است، مگر اینکه به خداوند منتهی گردد. بنابراین، حکومت و ولایت شایسته کسی است که نوعی ولایت حقیقی بر دیگران داشته باشد که این ولایت حقیقی هم از آن مالک حقیقی مولی علیه میباشد{{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref> آیا به جای او سرورانی (را به پرستش) گرفتند؟ اما خداوند است که سرور (راستین) است و او مردگان را زنده میگرداند و او بر هر کاری تواناست؛ سوره شوری، آیه: ۹.</ref> که خداوند است <ref>برای آگاهی بیشتر ر . ک: تفسیر نمونه، ج۸، ص۳۲۸ و ج۲۰، ص۴۰۳ و پیام قرآن، ج۳.</ref><ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref> | ||
===دلیل نقلی === | ===دلیل نقلی === | ||