تهذیب نفس: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۶۳۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ دسامبر ۲۰۱۹
خط ۴۸: خط ۴۸:
===[[دلیل اجماع]]===
===[[دلیل اجماع]]===
*سخنانی که از بزرگان طائفه [[شیعه]] امامیّه درباره [[وجوب]] [[تهذیب نفس]] و تخلّق به [[فضائل]] [[نقل]] شده، بسیار زیاد است. این سخنان بوفور در آثار قدما و متأخّران دیده می‌‌شود. بلکه مراجعه به کتاب‌های [[اهل دل]]، نشان می‌دهد که این [[وجوب]] در نظر آنان ضروری بوده آن را در شمار بدیهیّات می‌‌دانسته‌اند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۳.</ref>.
*سخنانی که از بزرگان طائفه [[شیعه]] امامیّه درباره [[وجوب]] [[تهذیب نفس]] و تخلّق به [[فضائل]] [[نقل]] شده، بسیار زیاد است. این سخنان بوفور در آثار قدما و متأخّران دیده می‌‌شود. بلکه مراجعه به کتاب‌های [[اهل دل]]، نشان می‌دهد که این [[وجوب]] در نظر آنان ضروری بوده آن را در شمار بدیهیّات می‌‌دانسته‌اند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۳.</ref>.
*[[شیخ]] الرئیس [[ابن سینا]] در کتاب "الإشارات و التَّنبیهات" فرموده است: "عقابی که برای [[نفس]] در اثر گناهانش حاصل می‌‌شود، همچون [[مرضی]] است که به ناگزیر در اثر [[پرخوری]] برای [[بدن]] حاصل می‌‌شود. این [[مرض]] از لوازم حالات قبلی [[بدن]] است که به ناچار خود و توابعش سرانجام ظاهر می‌‌شود. امّا [[عقاب]] دیگری که به گونه‌ای دیگر و از مبدئی دیگر، از خارج از [[نفس]] است، آن را سخنی دیگر است"<ref>{{عربی| إن العقاب للنفس علی خطئتها - کما ستعلم - هو کالمرض للبدن علی نهمه، فهو لازم من لوازم ما ساق إلیه الاحوال الماضیه التی لم یکن من وقوعها بدُّ و لا من وقوع ما یتبعها. و أمّا [العقاب] الذی یکون [[علی]] جهة أخری من مبدء له من خارج فحدیث آخر}}؛ الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۲۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>.
*[[شیخ]] الرئیس [[ابن سینا]] در کتاب "الإشارات و التَّنبیهات" فرموده است: "عقابی که برای [[نفس]] در اثر گناهانش حاصل می‌‌شود، همچون [[مرضی]] است که به ناگزیر در اثر [[پرخوری]] برای [[بدن]] حاصل می‌‌شود. این [[مرض]] از لوازم حالات قبلی [[بدن]] است که به ناچار خود و توابعش سرانجام ظاهر می‌‌شود. امّا [[عقاب]] دیگری که به گونه‌ای دیگر و از مبدئی دیگر، از خارج از [[نفس]] است، آن را سخنی دیگر است"<ref>{{عربی| إِنَّ الْعِقَابِ لِلنَّفْسِ عَلَى خطئتها - كَمَا سَتَعْلَمُ - هُوَ كالمرض لِلْبَدَنِ عَلَى نهمه ، فَهُوَ لَازِمُ مَنْ لوازم مَا سَاقَ إِلَيْهِ الاحوال الماضيه الَّتِي لَمْ يَكُنْ مِنْ وُقُوعِهَا بُدَّ وَ لَا مِنْ وُقُوعِ مَا يَتْبَعُهَا . وَ أَمَّا الْعِقَابِ الَّذِي يَكُونُ عَلَى جِهَةِ أُخْرَى مِنْ مبدء لَهُ مِنْ خَارِجِ فحديث آخَرَ }}؛ الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۲۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>.
*متکلّم بزرگ [[شیعی]] خواجه [[نصیرالدّین طوسی]] در شرح این عبارت می‌‌فرماید:"این نوع از عقاب‌ها برای [[نفس]] [[انسان]] بواسطه ملکاتی که کسب کرده و در آن [[راسخ]] و پابرجا شده، حاصل می‌‌شود. از اینرو، گوئی این عقاب‌ها از داخل ذات [[انسان]] بوده و همان [[آتش]] فروزان [[الهی]] است که بر قلب‌ها شعله‌ور می‌‌شود. امّا اگر آیاتی که در کتب [[الهی]] درباره عذاب‌ها آمده است بر ظاهرش حمل شود، اقتضا دارد که بر عذابی جسمی، که بر [[بدن]] بدکاران از خارج از این [[بدن]] وارد می‌‌شود، حمل شود. [[تفاسیر]] و [[روایات]] وارده، این گونه از [[عقاب]] را تشریح کرده است. [[شیخ]] الرّئیس به این نوع از [[عقاب]] با عبارت: {{عربی| و امّا العقاب الذی...". }} اشاره کرده؛ یعنی: اثبات این نوع از [[عذاب]] بنا به این وجه مشهور در میان [[ادیان]] اگر [[حق]] باشد، تنها وابسته به سمع بوده باید از [[احادیث]] اخذ شود"<ref>{{عربی| و هذا النوع من العقاب إنما یکون للنفس الإنسانیة بسبب ملکاتها الردیئة الراسخة فیها، فکأنها تکون من داخل ذاتها؛ و هو نار الله الموقدة التی تطلع علی الأفئدة. لکنَّ الآیات الواردة بالوعید فی الکتب الإلهیه لو اجریت [[علی]] ظواهرها،‌ لاقتضت القول بعقاب جسمانی واردٍ علی بدن المسیء من خارج - علی ما توصف فی التفاسیر والأخبار -. فأشار الشیخ إلی ذلک ایضاً بقوله: "و أمّا العقاب الذی یکون علی جهة أخری من مبدءٍ له من خارج فحدیثأی: اثباثُه علی الوجه المشهور لوکان حقّاً لکان سمعیاً}}الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۳۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>.
*متکلّم بزرگ [[شیعی]] خواجه [[نصیرالدّین طوسی]] در شرح این عبارت می‌‌فرماید:"این نوع از عقاب‌ها برای [[نفس]] [[انسان]] بواسطه ملکاتی که کسب کرده و در آن [[راسخ]] و پابرجا شده، حاصل می‌‌شود. از اینرو، گوئی این عقاب‌ها از داخل ذات [[انسان]] بوده و همان [[آتش]] فروزان [[الهی]] است که بر قلب‌ها شعله‌ور می‌‌شود. امّا اگر آیاتی که در کتب [[الهی]] درباره عذاب‌ها آمده است بر ظاهرش حمل شود، اقتضا دارد که بر عذابی جسمی، که بر [[بدن]] بدکاران از خارج از این [[بدن]] وارد می‌‌شود، حمل شود. [[تفاسیر]] و [[روایات]] وارده، این گونه از [[عقاب]] را تشریح کرده است. [[شیخ]] الرّئیس به این نوع از [[عقاب]] با عبارت: {{عربی| و امّا العقاب الذی...". }} اشاره کرده؛ یعنی: اثبات این نوع از [[عذاب]] بنا به این وجه مشهور در میان [[ادیان]] اگر [[حق]] باشد، تنها وابسته به سمع بوده باید از [[احادیث]] اخذ شود"<ref>{{عربی|وَ هَذَا النَّوْعَ مِنَ الْعِقَابِ إِنَّمَا يَكُونُ لِلنَّفْسِ الْإِنْسَانِيَّةِ بِسَبَبِ ملكاتها الرَّدِيئَةُ الراسخة فِيهَا ، فَكَأَنَّهَا تَكُونَ مِنْ دَاخِلٍ ذاتها؛ وَ هُوَ نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةِ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ. لكِنِ الْآيَاتِ الْوَارِدَةُ بِالْوَعِيدِ فِي الْكُتُبِ الإلهيه لَوْ أَجْرَيْتُ عَلَى ظَوَاهِرِهَا، لاقتضت الْقَوْلُ بِعِقَابٍ جسماني وَارِدُ عَلَى بُدْنِ الْمُسِي‏ءِ مِنْ خَارِجٍ - عَلَى مَا تُوصَفُ فِي التفاسير وَ الْأَخْبَارِ. وَ أَمَّا الْعِقَابِ الَّذِي يَكُونُ عَلَى جِهَةِ أُخْرَى مِنْ مبدءٍ لَهُ مِنْ خَارِجِ فحديث أَيْ: اثباثه عَلَى الْوَجْهِ الْمَشْهُورُ لوكان حَقّاً لَكَانَ سمعياً }}؛ الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۳۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>.
*[[شیخ]] [[بهائی]] نیز در این زمینه می‌فرماید: "برخی از [[اهل دل]] گفته‌اند: مارها و عقربها - بلکه همان آتشی که در [[قبر]] و [[قیامت]] ظاهر می‌‌شود-، خود [[اعمال]] قبیح و [[اخلاق]] [[پست]] و [[عقائد]] باطلی است که در این [[دنیا]] بصورت [[اعمال]] و [[اخلاق]] و [[عقائد]]، ظاهر شده و این لباسها را به تن کرده؛ و در آن [[دنیا]] به آن صورت ظاهر می‌‌شود و آن لباسها را به تن می‌‌کند؛ همانگونه که راحتی و حوریان و میوه‌های بهشتی، همان [[اخلاق]] [[پاک]] و [[اعمال نیک]] و [[اعتقادات]] صحیحی هستند، که در این عالم به این صورت ظاهر شده با این اسم‌ها خوانده شده‌اند؛ و در آن عالم با آن نام خوانده می‌‌شوند و به آن صورت تمثُّل می‌‌یابند. چراکه یک [[حقیقت]] در چند محل به صور گوناگون و با [[اسامی]] گوناگون ظاهر می‌‌شود؛ این [[حقیقت]] در هر محلی لباسی می‌‌پوشد و به زی و صورت دیگری [[ظهور]] می‌‌یابد. اینان در [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«از تو عذاب را به شتاب می‌خواهند و بی‌گمان دوزخ، فراگیر کافران است» سوره عنکبوت، آیه ۵۴.</ref> برآنند که منظور [[آیه]] این نیست که [[عذاب]] در جهانی دیگر بدکاران را احاطه می‌‌نماید- آنگونه که مفسّران ظاهربین گفته‌اند-؛ بلکه به معنی زمان حال است؛ چراکه زشتی‌های [[اخلاقی]] و کرداری و [[اعتقادی]] آنان، هم‌اکنون آنان را در برگرفته و این همان [[جهنمی]] است که در سرای دیگر بصورت [[آتش]] و عقرب ومار، برای آنان ظاهر خواهد شد"<ref>{{عربی| قال بعضُ أصحابِ القلوب: "إنَّ الحیات و العقارب بل و النِّیران التی تظهَرُ فی القبر و القیامة هی بعینها الأعمال القبیحة و الأخلاق الذمیمةُ و العقائد الباطلة التی ظهرت فی هذه النشأة بهذه الصّورةِ و تجلببت بهذه الجلابیب، کما أنَّ الرّوح و الرّیحان و الحور و الثِّمار هی الاخلاق الزّکیة‌ و الاعمال الصّالحة‌ والاعتقادات الحقّه التی برزت فی هذا العالم بهذه الزِّیِّ و تسمّت بهذا الاسم،‌إذ الحقیقة‌ الواحدة تختلفُ صورُها باختلاف الأماکن، فتحلّی فی کلِّ موطنٍ بحلیةٍ و تزیی فی کل نشأةٍ بزیٍّ؛: و قالوا: إنَّ اسمَ الفاعلِ فی قوله تعالی: يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}، لیس بمعنی من الاستقبال بأن یکون المراد: أنّها ستُحیط بهم فی النشأة الأخری، کما ذکره الظّاهریّون من المُفسّرین، بل هو علی حقیقته، أی معنی الحال، فإنَّ قبائحَهم الخلقیّه و العملیّه و الاعتقادیّة محیطة بهم فی هذه النّشأة، و هی بعینها جهنّمُ التی ستظهر علیهم فی النشأة الأُخرویّة بصورةِ النّار و عقاربها و حیاتِها}}؛ بحار الأنوار، ج ۷ ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۵.</ref>.
*[[شیخ]] [[بهائی]] نیز در این زمینه می‌فرماید: "برخی از [[اهل دل]] گفته‌اند: مارها و عقربها - بلکه همان آتشی که در [[قبر]] و [[قیامت]] ظاهر می‌‌شود-، خود [[اعمال]] قبیح و [[اخلاق]] [[پست]] و [[عقائد]] باطلی است که در این [[دنیا]] بصورت [[اعمال]] و [[اخلاق]] و [[عقائد]]، ظاهر شده و این لباسها را به تن کرده؛ و در آن [[دنیا]] به آن صورت ظاهر می‌‌شود و آن لباسها را به تن می‌‌کند؛ همانگونه که راحتی و حوریان و میوه‌های بهشتی، همان [[اخلاق]] [[پاک]] و [[اعمال نیک]] و [[اعتقادات]] صحیحی هستند، که در این عالم به این صورت ظاهر شده با این اسم‌ها خوانده شده‌اند؛ و در آن عالم با آن نام خوانده می‌‌شوند و به آن صورت تمثُّل می‌‌یابند. چراکه یک [[حقیقت]] در چند محل به صور گوناگون و با [[اسامی]] گوناگون ظاهر می‌‌شود؛ این [[حقیقت]] در هر محلی لباسی می‌‌پوشد و به زی و صورت دیگری [[ظهور]] می‌‌یابد. اینان در [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«از تو عذاب را به شتاب می‌خواهند و بی‌گمان دوزخ، فراگیر کافران است» سوره عنکبوت، آیه ۵۴.</ref> برآنند که منظور [[آیه]] این نیست که [[عذاب]] در جهانی دیگر بدکاران را احاطه می‌‌نماید- آنگونه که مفسّران ظاهربین گفته‌اند-؛ بلکه به معنی زمان حال است؛ چراکه زشتی‌های [[اخلاقی]] و کرداری و [[اعتقادی]] آنان، هم‌اکنون آنان را در برگرفته و این همان [[جهنمی]] است که در سرای دیگر بصورت [[آتش]] و عقرب ومار، برای آنان ظاهر خواهد شد"<ref>{{عربی| قَالَ بَعْضُ أَصْحَابِ الْقُلُوبِ: " إِنَّ الْحَيَّاتِ وَ الْعَقَارِبَ بَلْ وَ النِّيرَانِ الَّتِي تَظْهَرُ فِي الْقَبْرِ وَ الْقِيَامَةُ هِيَ بِعَيْنِهَا الْأَعْمَالِ الْقَبِيحَةِ وَ الْأَخْلَاقِ الذَّمِيمَةُ وَ الْعَقَائِدِ الْبَاطِلَةِ الَّتِي ظَهَرَتْ فِي هَذِهِ النَّشْأَةَ بِهَذِهِ الصُّورَةِ وَ تجلببت بِهَذِهِ الجلابيب، كَمَا أَنَّ الرُّوحُ وَ الرَّيْحَانِ وَ الْحُورِ وَ الثِّمَارِ هِيَ الاخلاق الزكية‌ وَ الاعمال الصالحة‌ وَ الِاعْتِقَادَاتِ أَلْحِقْهُ الَّتِي بَرْزَةَ فِي هَذَا الْعَالَمِ بِهَذِهِ الزِّيِّ وَ تُسَمِّتْ بِهَذَا الِاسْمِ، ‌إِذْ الحقيقة‌  الْوَاحِدَةُ تَخْتَلِفُ صُوَرِهَا بِاخْتِلَافِ الْأَمَاكِنِ، فتحلّي فِي كُلِّ مَوْطِنٍ بِحِلْيَةِ وَ تزيي فِي كُلِّ نَشَأَتْ بِزِيِّ؛ وَ قالُوا: إِنَّ اسْمُ الْفَاعِلِ فِي قَوْلِهِ تَعَالِي: يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُ بِالْكافِرِينَ، لَيْسَ بِمَعْنَى مِنِ الِاسْتِقْبَالِ بِأَنْ يَكُونَ الْمُرَادُ: أَنَّهَا ستُحيط بِهِمْ فِي النَّشْأَةَ الْأُخْرى، كَمَا ذَكَرَهُ الظاهريون مِنَ الْمُفَسِّرِينَ، بَلْ هُوَ عَلَى حَقِيقَتَهُ، أَيْ مَعْنَى الْحَالِ، فَإِنْ قبائحَهم الخلقيه وَ العمليه وَ الاعتقادية مُحِيطَةُ بِهِمْ فِي هَذِهِ النَّشْأَةَ، وَ هِيَ بِعَيْنِهَا جَهَنَّمُ الَّتِي سَتَظْهَرُ عَلَيْهِمْ فِي النَّشْأَةَ الأخروية بِصُورَةِ النَّارِ وَ عَقَارِبَهَا وَ حَيَاتِهَا }}؛ بحار الأنوار، ج ۷ ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۵.</ref>.
*[[صدرالمتألّهین]] نیز در اسفار و اربعه می‌‌فرماید: "تحوّل [[نفس]] از این عالم [[طبیعت]] دنیائی به نشأة دیگر، و تبدیل شدنش به آنچه ملکه او بوده و پذیرفتنش صورت‌های [[جهان آخرت]] را، که چندین نوع است و زیبا و [[نورانی]] و یا [[زشت]] و [[پست]] و ظلمانی به‌صورت حیوانات وحشی و درّنده می‌‌باشد؛ اینها سراسر حاصل از [[اعمال]] و [[افعال]] دنیائی خود [[نفس]] است، که این صورتها را بدست آورده و این هیئتها را برای خود حاصل نموده است. این سخن نه تنها مخالف سخن صحیح نیست، بلکه امری است که به‌واسطه [[برهان]] نیز ثابت می‌‌شود؛ و برای بزرگان اهل [[کشف]] و [[شهود]] نیز اثبات شده و از صاحبان [[ادیان]] حقّه و دیگر [[ادیان]] نیز همین مطلب استفاده شده، [[ظواهر]] [[آیات]] قرانی و [[احادیث]] منقول از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز به همین مطلب [[گواهی]] می‌دهد"<ref>{{عربی| و اما تحول الَّنفس من نشأة الطَّبیعة الدّنیویّه إلی النشأه الاخرویّة و صیرورتها بحسب ملکاتها و أحوالها مصوّرة بصورةٍ أخرویَّةٍ حیوانیَّةٍ أو غیرها حسنةً بهیةً نوریّةً أو قبیحةً ردیّةً ظلمانیةً سَبُعیةً و أو بهیمیّةً متخالفةَ الأنواع حاصلة من أعمالها و افعالها الدّنیویّه الکاسبة لتلک الصّورة و الهیئات،‌ فلیس ذلک مخالفاً للتّحقیق، بل هو أمرُ ثابثُ بالبرهان محقَّق عند أئمَّة الکشفِ والعیان، مستفادُ من أرباب الشَّرایع الحقَّة و سائر الأدیان، دلَّت علیه ظواهرُ النّصوص القرآنیّة الأحادیث النّبویةّ}}؛ الأسفار الأربعة، ج ۹ ص ۴.</ref>؛  
*[[صدرالمتألّهین]] نیز در اسفار و اربعه می‌‌فرماید: "تحوّل [[نفس]] از این عالم [[طبیعت]] دنیائی به نشأة دیگر، و تبدیل شدنش به آنچه ملکه او بوده و پذیرفتنش صورت‌های [[جهان آخرت]] را، که چندین نوع است و زیبا و [[نورانی]] و یا [[زشت]] و [[پست]] و ظلمانی به‌صورت حیوانات وحشی و درّنده می‌‌باشد؛ اینها سراسر حاصل از [[اعمال]] و [[افعال]] دنیائی خود [[نفس]] است، که این صورتها را بدست آورده و این هیئتها را برای خود حاصل نموده است. این سخن نه تنها مخالف سخن صحیح نیست، بلکه امری است که به‌واسطه [[برهان]] نیز ثابت می‌‌شود؛ و برای بزرگان اهل [[کشف]] و [[شهود]] نیز اثبات شده و از صاحبان [[ادیان]] حقّه و دیگر [[ادیان]] نیز همین مطلب استفاده شده، [[ظواهر]] [[آیات]] قرانی و [[احادیث]] منقول از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز به همین مطلب [[گواهی]] می‌دهد"<ref>{{عربی|وَ أَمَّا تَحَوَّلْ النَّفْسِ مِنَ نَشَأَتْ الطَّبِيعَةِ الدنيويه إِلَى النشأه الاخروية وَ صيرورتها بِحَسَبِ ملكاتها وَ أَحْوَالِهَا مصوّرة بِصُورَةِ أخرويةٍ حيوانيةٍ أَوْ غَيْرِهَا حَسَنَةً بَهِيَّةَ نُورِيَّةَ أَوْ قَبِيحَةً رَدِيَّةُ ظلمانيةً سَبُعيةً وَ أَوْ بهيميةً متخالفةَ الْأَنْوَاعِ حَاصِلَةُ مِنْ أَعْمَالِهَا وَ أَفْعَالِهَا  الدُّنْيَوِيَّةِ الكاسبة لِتِلْكَ الصُّورَةِ وَ الْهَيْئَاتِ، ‌فَلَيْسَ ذَلِكَ مُخَالِفاً للتّحقيق، بَلْ هُوَ أَمْرُ ثابثُ بالبرهان مُحَقِّقُ عِنْدَ أَئِمَّةِ الْكَشْفِ وَ الْعِيَانِ، مُسْتَفَادُ مِنْ أَرْبَابِ الشرايع الْحِقَّةُ وَ سَائِرِ الْأَدْيَانِ، دَلَّتْ عَلَيْهِ ظَوَاهِرِ النُّصُوصِ القرآنية الْأَحَادِيثِ النَّبَوِيَّةِ }}؛ الأسفار الأربعة، ج ۹ ص ۴.</ref>؛  
*[[غزالی]] نیز می‌‌نویسد: "اگر به خویشتن مشغولی، پس به هیچ چیزی جز از [[علمی]] که بر تو - به حسب حال خودت - [[واجب]] است مشغول مباش؛ و به [[اعمال]] ظاهری‌ای که به [[علم]] وابسته است- همانند [[نماز]] وپاکی وروزه -. و از همه مهمتر که همگان آن را رها کرده‌اند، [[علم]] [[صفات ]][[پسندیده]] و ناپسندیده [[قلب]] است؛ چراکه هیچ انسانی از صفات بد - مثل [[حرص]] و [[حسد]] و... - جدا نمی‌شود، و تمامی اینها در شمار مهلکات بوده و از بین بردن آن در شمار [[واجبات]] است؛ از اینرو تنها به این مطلب بپرداز تا خود را از هلاک ایمن سازی"<ref>{{عربی| فإن کنت المشغول بنفسک فلا تشغل إلا بالعلم الذی هو فرض علیک بحسب ما یقتضیه حالک و ما یتعلق منه بالأعمال الظاهرة من تعلم الصلوۃ والطهارة والصوم. و إنما الأهم الذی أهمله الکلُّ علم صفات القلب و ما یحمد منها و ما یذمُّ، إذ لاینفکُّ بشر عن الصِّفات المذمومة مثل الحرص و الحسد و... وجمیع ذلک مهلکات و إهمالها من الواجبات}}؛ إحیاء علوم الدین، ج ۱ ص ۶۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷.</ref>.
*[[غزالی]] نیز می‌‌نویسد: "اگر به خویشتن مشغولی، پس به هیچ چیزی جز از [[علمی]] که بر تو - به حسب حال خودت - [[واجب]] است مشغول مباش؛ و به [[اعمال]] ظاهری‌ای که به [[علم]] وابسته است- همانند [[نماز]] وپاکی وروزه -. و از همه مهمتر که همگان آن را رها کرده‌اند، [[علم]] [[صفات ]][[پسندیده]] و ناپسندیده [[قلب]] است؛ چراکه هیچ انسانی از صفات بد - مثل [[حرص]] و [[حسد]] و... - جدا نمی‌شود، و تمامی اینها در شمار مهلکات بوده و از بین بردن آن در شمار [[واجبات]] است؛ از اینرو تنها به این مطلب بپرداز تا خود را از هلاک ایمن سازی"<ref>{{عربی| فَإِنْ كُنْتَ الْمَشْغُولَ بِنَفْسِكَ فَلَا تَشْغَلُ إِلَّا بِالْعِلْمِ الَّذِي هُوَ فَرَضَ عَلَيْكَ بِحَسَبِ مَا يَقْتَضِيهِ حَالِكَ وَ مَا يَتَعَلَّقُ مِنْهُ بِالْأَعْمَالِ الظَّاهِرَةُ مَنْ تَعَلَّمَ الصلوۃ وَ الطَّهَارَةِ وَ الصَّوْمِ. وَ إِنَّمَا الْأَهَمِّ الَّذِي أَهْمَلَهُ الْكُلَّ عَلِمَ صِفَاتِ الْقَلْبِ وَ مَا يُحْمَدُ مِنْهَا وَ مَا يُذَمُّ، إِذْ لَا يَنْفَكُّ بِشْرٍ عَنِ الصِّفَاتِ الْمَذْمُومَةِ مِثْلَ الْحِرْصُ وَ الْحَسَدُ وَ... وَ جَمِيعُ ذَلِكَ مُهْلِكَاتُ وَ إهمالها مِنَ الْوَاجِبَاتِ }}؛ إحیاء علوم الدین، ج ۱ ص ۶۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷.</ref>.
*[[شهید]] ثانی نیز در منیة المُرید می‌‌فرماید: "[[تزکیه نفس]] باجماع تمامی [[مسلمین]] [[واجب]] عینی بوده، بر یکایک آنان [[واجب]] است که به آن بپردازند"<ref>{{عربی| هی (تزکیة النفس) فرضُ عینیُّ بإجماعِ المسلمین}}؛ منیة المربد، ص ۵۵.</ref>؛ همو در جائی دیگر از همین کتاب می‌‌فرماید: آنچه از همه امور مهمتر و [[شناخت]] آن واجب‌تر و پرداختن به آن و رقابت بر سر آن بالاترین کار [[انسان]] است، [[تطهیر نفس]] از [[رذائل اخلاقی]] است"<ref>{{عربی| "ما هو أهمُّ و معرفتُه أوجَبُ و المطالبة به والمنافَسةُ علیه أعظم هو تطهیر الَّنفس عن الرَّذائل الخُلقیّةِ}}؛ منیة المرید، ص ۵۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷.</ref>.
*[[شهید]] ثانی نیز در منیة المُرید می‌‌فرماید: "[[تزکیه نفس]] باجماع تمامی [[مسلمین]] [[واجب]] عینی بوده، بر یکایک آنان [[واجب]] است که به آن بپردازند"<ref>{{عربی|هِيَ ( تَزْكِيَةِ النَّفْسِ ) فَرَضَ عَيْنِي بِإِجْمَاعِ الْمُسْلِمِينَ }}؛ منیة المربد، ص ۵۵.</ref>؛ همو در جائی دیگر از همین کتاب می‌‌فرماید: آنچه از همه امور مهمتر و [[شناخت]] آن واجب‌تر و پرداختن به آن و رقابت بر سر آن بالاترین کار [[انسان]] است، [[تطهیر نفس]] از [[رذائل اخلاقی]] است"<ref>{{عربی| "ما هو أهمُّ و معرفتُه أوجَبُ و المطالبة به والمنافَسةُ علیه أعظم هو تطهیر الَّنفس عن الرَّذائل الخُلقیّةِ}}؛ منیة المرید، ص ۵۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷.</ref>.
*[[فیض کاشانی]] نیز می‌‌فرماید: "[[مهرورزی]] برای جذب قلب‌ها به [[علمی]] که حیاة همیشگی ابدی به دنبال می‌‌آورد، مهمتر از [[مهربانی]] برای جلب قلبها به طبّ است، که تنها [[سلامتی بدن]] را در پی خواهد داشت"<ref>{{عربی| و التَّلطُّفُ فی اجتذابِ القُلوب إلی العلم الّذی یُفید حیاة الأبدِ أهمُّ من التَّلطُّفِ فی اجتذابها إلی الطِّبِّ الذی لا یُفیدُ الا صحّةَ الجسد}}؛ المحجَّة البیضاء، ج ۱، ص ۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷-۱۶۸.</ref>.
*[[فیض کاشانی]] نیز می‌‌فرماید: "[[مهرورزی]] برای جذب قلب‌ها به [[علمی]] که حیاة همیشگی ابدی به دنبال می‌‌آورد، مهمتر از [[مهربانی]] برای جلب قلبها به طبّ است، که تنها [[سلامتی بدن]] را در پی خواهد داشت"<ref>{{عربی| وَ التَّلَطُّفِ فِي اجْتِذَابِ الْقُلُوبِ إِلَى الْعِلْمِ الَّذِي يُفِيدُ حَيَاةُ الْأَبَدِ أَهُمُّ مِنِ التَّلَطُّفِ فِي اجتذابها إِلَى الطِّبِّ الَّذِي لَا يُفِيدُ الَّا صِحَّةُ الْجَسَدَ }}؛ المحجَّة البیضاء، ج ۱، ص ۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۷-۱۶۸.</ref>.
*[[محقق نراقی]] نیز فرموده است: "[[فضائل اخلاقی]] از امور [[نجات]] بخشی است که [[سعادت]] جاوید در پی داشته، و [[رذائل اخلاقی]] نیز از امور هلاک کننده‌ای است که موجب [[بدبختی]] همیشگی خواهد شد. از اینرو پیراستن [[نفس]] از رذائل و آرایش آن به [[فضائل]]، از مهمترین [[واجبات]] است و رسیدن به [[زندگی حقیقی]] بدون آن در شمار امور محال قرار دارد؛ بر این اساس بر هر [[انسان]] عاقلی [[واجب]] است که در به‌دست آوردن [[فضائل اخلاقی]] و دوری از رذائل تلاش کند؛ و اگر در این راه کوتاهی نماید [[هلاکت]] ابدی او را در خواهد یافت"<ref>{{عربی| فضائلُ الأخلاقِ من المُنجیات الموصِلة إلی السَّعادة الأبدیّة، و رذائِلُها من المهلکات الموجبة للشَّقاوة السَّرمدیَّة، فالتَّخلِّی عن الثّانیة و التَّحلِّی بالأولی من أهمِّ الواجبات، و الوصولُ إلی الحیاة الحقیقیَّة بدونهما من المُحالات. فیجبُ علی کلِّ عاقلٍ أن یجتهدَ فی اکتسابِ فضائلِ الأخلاقِ.. والإجتنابِ عن رذائلها... و لو قصَّرَ أدرکْتُهُ الهلاکةُ الأبدیَّةُ}}؛ جامع السَّعادات، ص ۴۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۸.</ref>.
*[[محقق نراقی]] نیز فرموده است: "[[فضائل اخلاقی]] از امور [[نجات]] بخشی است که [[سعادت]] جاوید در پی داشته، و [[رذائل اخلاقی]] نیز از امور هلاک کننده‌ای است که موجب [[بدبختی]] همیشگی خواهد شد. از اینرو پیراستن [[نفس]] از رذائل و آرایش آن به [[فضائل]]، از مهمترین [[واجبات]] است و رسیدن به [[زندگی حقیقی]] بدون آن در شمار امور محال قرار دارد؛ بر این اساس بر هر [[انسان]] عاقلی [[واجب]] است که در به‌دست آوردن [[فضائل اخلاقی]] و دوری از رذائل تلاش کند؛ و اگر در این راه کوتاهی نماید [[هلاکت]] ابدی او را در خواهد یافت"<ref>{{عربی| فَضَائِلِ الْأَخْلَاقِ مِنَ الْمُنْجِيَاتِ الْمُوصِلَةِ إِلَى السَّعَادَةِ الأبدية، وَ رذائِلُها مِنِ الْمُهْلِكَاتُ الْمُوجِبَةِ للشَّقاوة السرمدية، فالتَّخلِّي عَنِ الثَّانِيَةِ وَ التَّحَلِّي بِالْأُولَى مِنْ أَهُمُّ الْوَاجِبَاتِ، وَ الْوُصُولِ إِلَى الْحَيَاةِ الحقيقية بِدُونِهِمَا مِنْ المحالات . فَيَجِبُ عَلَى كُلِّ عَاقِلُ أَنْ يَجْتَهِدَ فِي اكْتِسَابِ فَضَائِلِ الْأَخْلَاقِ.. والإجتنابِ عَنْ رذائلها... وَ لَوْ قَصَّرَ أَدْرَكْتَهُ الهلاكة الأبدية }}؛ جامع السَّعادات، ص ۴۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۸.</ref>.
*[[سید عبداللّه شبر]] نیز در این رابطه می‌‌فرماید: "طلب کمال بر تمامی [[مسلمین]] [[واجب]] بوده، به‌واسطه آن به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[خاندان]] پاکش{{عم}} تاسّی و [[اقتدا]] می‌‌شود؛ چرا که [[اخلاق نیکو]] [[نجات]] بخش، و [[اخلاق]] بد سم‌های [[مرگ]] آورِ هلاک کننده دورکننده از درگاه [[حضرت]] [[حق]] است؛ که [[صاحب]] خود را در صف [[شیطان]] لعین قرار می‌‌دهد. و مریضی‌های قلب‌ها و [[جان‌ها]] که به [[دین]] ضرر می‌‌رسانند، ضرردارتر از مرض‌های جسمی و بدنی است، چراکه این بیماریها تنها [[زندگی]] جسمی را تهدید، و آن دیگری [[زندگی]] جاوید را نابود می‌‌سازد؛ از اینرو دانستن طبِّ [[بدن]] [[واجب]] کفائی، اما دانستن طبِّ [[روح]] [[واجب]] عینی است"<ref>{{عربی| طلبه فرضُ علی جمیعِ المسلمینَ، و به یحصُلُ التَّأسِّی بسیِّد المرسلینَ و عترتَهِ الطَّاهرینَ؛ فإنَّ الأخلاقَ الحسنةَ هی المُنجیاتُ و الأخلاقُ السَّیّئةُ هی السُّمومُ القاتلةُ المهلکاتُ المُبعدةُ من جوار ربِّ العالَمینَ و المُنخرطةُ بصاحِبِها فی سِلک الشَّیطانِ اللَّعینِ. و أمراضُ القلوبِ و النُّفوس المضرّةُ بالأدیان أعظم ضرراً من أمراضِ الأجسادِ و الأبدانِ، إذ تلکَ مغویةُ لحیاةِ الجسدِ و هذه تفوتُ حیاة الأبدِ، و وجوبُ ذلک الطِّبِّ کفائیُّ و تعلُّمُ هذا الطِّبِّ واجبٌ عینیٌّ}}؛ الاخلاق، ص ۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۸-۱۶۹.</ref>.
*[[سید عبداللّه شبر]] نیز در این رابطه می‌‌فرماید: "طلب کمال بر تمامی [[مسلمین]] [[واجب]] بوده، به‌واسطه آن به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[خاندان]] پاکش{{عم}} تاسّی و [[اقتدا]] می‌‌شود؛ چرا که [[اخلاق نیکو]] [[نجات]] بخش، و [[اخلاق]] بد سم‌های [[مرگ]] آورِ هلاک کننده دورکننده از درگاه [[حضرت]] [[حق]] است؛ که [[صاحب]] خود را در صف [[شیطان]] لعین قرار می‌‌دهد. و مریضی‌های قلب‌ها و [[جان‌ها]] که به [[دین]] ضرر می‌‌رسانند، ضرردارتر از مرض‌های جسمی و بدنی است، چراکه این بیماریها تنها [[زندگی]] جسمی را تهدید، و آن دیگری [[زندگی]] جاوید را نابود می‌‌سازد؛ از اینرو دانستن طبِّ [[بدن]] [[واجب]] کفائی، اما دانستن طبِّ [[روح]] [[واجب]] عینی است"<ref>{{عربی| طَلَبِهِ فَرَضَ عَلَيَّ جَمِيعِ الْمُسْلِمِينَ، وَ بِهِ يَحْصُلُ التَّأَسِّي بِسَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ عِتْرَتِهِ الطَّاهِرِينَ؛ فَإِنِ الْأَخْلَاقِ الْحَسَنَةِ هِيَ الْمُنْجِيَاتِ وَ الْأَخْلَاقِ السَّيِّئَةُ هِيَ السُّمُومِ الْقَاتِلَةِ الْمُهْلِكَاتُ المبعدة مِنْ جِوَارِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ المنخرطة بِصَاحِبِهَا فِي سَلَكَ الشَّيْطَانِ اللَّعِينُ. وَ أَمْرَاضِ الْقُلُوبِ وَ النُّفُوسِ الْمَضَرَّةُ بالأديان أَعْظَمُ ضَرَراً مِنْ أَمْرَاضِ الْأَجْسَادِ وَ الْأَبْدَانُ، إِذْ تِلْكَ مغويةُ لِحَيَاةِ الْجَسَدِ وَ هَذِهِ تَفُوتُ حَيَاةُ الْأَبَدِ، وَ وُجُوبِ ذَلِكَ الطِّبِّ كفائي وَ تَعْلَمَ هَذَا الطِّبِّ وَاجِبُ عَيْنِي }}؛ الاخلاق، ص ۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۸-۱۶۹.</ref>.
* محقّق بزرگوار ملّا [[احمد نراقی]] نیز فرموده است: "و بحکم محکم [[عقل]] و [[نفس]] [[مستفیض]] [[نقل]]، بر هر یک از افراد سالکین منهج رشاد و طالبین طریق [[ارشاد]]، لازم است که اوّلاً از آئینة گیتی‌نمای [[دل]] زنگ رذائل زائل، و بعد از آن ادهم همّت بصوب تجمّل بحُلَل [[فضائل]] مایل سازد؛ چه بدون تخلیة، تحلیه میسّر نشود و انعکاس نقش حبیب در [[نفس]] خبیث صورت نبندد"<ref>معراج السَّعادة، ص ۴.</ref>. همو در جائی دیگر می‌‌نویسد: "آلام و بیماری‌های [[روح]] عبارت است از [[اخلاق]] دمیمه و صفات [[رذیلت]]، که موجب [[هلاکت]] و [[بدبختی]] [[روح]] است، و او را از [[درک]] لذّات روحانیّه و رسیدن به سعادات ابدیّه باز می‌‌دارد"<ref>معراج السَّعادة، ص ۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹.</ref>.
* محقّق بزرگوار ملّا [[احمد نراقی]] نیز فرموده است: "و بحکم محکم [[عقل]] و [[نفس]] [[مستفیض]] [[نقل]]، بر هر یک از افراد سالکین منهج رشاد و طالبین طریق [[ارشاد]]، لازم است که اوّلاً از آئینة گیتی‌نمای [[دل]] زنگ رذائل زائل، و بعد از آن ادهم همّت بصوب تجمّل بحُلَل [[فضائل]] مایل سازد؛ چه بدون تخلیة، تحلیه میسّر نشود و انعکاس نقش حبیب در [[نفس]] خبیث صورت نبندد"<ref>معراج السَّعادة، ص ۴.</ref>. همو در جائی دیگر می‌‌نویسد: "آلام و بیماری‌های [[روح]] عبارت است از [[اخلاق]] دمیمه و صفات [[رذیلت]]، که موجب [[هلاکت]] و [[بدبختی]] [[روح]] است، و او را از [[درک]] لذّات روحانیّه و رسیدن به سعادات ابدیّه باز می‌‌دارد"<ref>معراج السَّعادة، ص ۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹.</ref>.
*[[امام خمینی]] نیز در این زمینه فرموده است: "و از بالاترین و والاترین حوزه‌هائی که لازم است به طور همگانی مورد [[تعلیم و تعلّم]] قرار گیرد، [[علوم]] [[معنوی]] [[اسلامی]] از قبیل [[علم]] [[اخلاق]] و [[تهذیب نفس]] و [[سیر و سلوک]] إلی اللّه – {{متن حدیث| رَزَقَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ}} -، که [[جهاد اکبر]] می‌باشد".<ref>بخشی است از وصیّت‌نامه سیاسی / الهیِ ایشان.</ref>. و باز هم ایشان می‌‌فرمایند: "... جهنّم با [[اعمال]] و [[کردار زشت]] [[انسان]] روشن می‌‌گردد. این [[اعمال]] [[بشر]] چموش است که آتش‌افروزی می‌‌کند، فرمود: "جُزنا و هی خامدةُ: از جهنّم گذشتیم در حالی که خاموش بود". اگر [[بشر]] با این [[اعمال]] و [[کردار]] خویش [[آتش]] نیفروزد، [[جهنم]] خاموش است. [[باطن]] این [[طبیعت]]، جهنّم است؛ [[اقبال]] به [[طبیعت]]، [[اقبال]] به جهنّم است. وقتی [[انسان]] از این [[جهان]] به [[جهان]] دیگر رخت بربندد و پرده‌ها پس برود، می‌‌فهمد که: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ}}<ref>«این برای کارهایی است که کرده‌اید و (بدانید) که خداوند با بندگان، ستمگر نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا}}<ref>«و کارنامه (ی هر کس، پیش رویش) نهاده می‌شود و گناهکاران را از آنچه در آن است هراسان می‌یابی و می‌گویند: وای بر ما! این چه کارنامه‌ای است که هیچ (کار) خرد و بزرگی را ناشمرده وا نمی‌نهد و آنچه کرده‌اند پیش چشم می‌یابند و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌ورزد» سوره کهف، آیه ۴۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>.
*[[امام خمینی]] نیز در این زمینه فرموده است: "و از بالاترین و والاترین حوزه‌هائی که لازم است به طور همگانی مورد [[تعلیم و تعلّم]] قرار گیرد، [[علوم]] [[معنوی]] [[اسلامی]] از قبیل [[علم]] [[اخلاق]] و [[تهذیب نفس]] و [[سیر و سلوک]] إلی اللّه – {{متن حدیث| رَزَقَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ}} -، که [[جهاد اکبر]] می‌باشد".<ref>بخشی است از وصیّت‌نامه سیاسی / الهیِ ایشان.</ref>. و باز هم ایشان می‌‌فرمایند: "... جهنّم با [[اعمال]] و [[کردار زشت]] [[انسان]] روشن می‌‌گردد. این [[اعمال]] [[بشر]] چموش است که آتش‌افروزی می‌‌کند، فرمود: "جُزنا و هی خامدةُ: از جهنّم گذشتیم در حالی که خاموش بود". اگر [[بشر]] با این [[اعمال]] و [[کردار]] خویش [[آتش]] نیفروزد، [[جهنم]] خاموش است. [[باطن]] این [[طبیعت]]، جهنّم است؛ [[اقبال]] به [[طبیعت]]، [[اقبال]] به جهنّم است. وقتی [[انسان]] از این [[جهان]] به [[جهان]] دیگر رخت بربندد و پرده‌ها پس برود، می‌‌فهمد که: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ}}<ref>«این برای کارهایی است که کرده‌اید و (بدانید) که خداوند با بندگان، ستمگر نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا}}<ref>«و کارنامه (ی هر کس، پیش رویش) نهاده می‌شود و گناهکاران را از آنچه در آن است هراسان می‌یابی و می‌گویند: وای بر ما! این چه کارنامه‌ای است که هیچ (کار) خرد و بزرگی را ناشمرده وا نمی‌نهد و آنچه کرده‌اند پیش چشم می‌یابند و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌ورزد» سوره کهف، آیه ۴۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>.
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش