|
|
| (۴۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{ویرایش غیرنهایی}} | | {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = منابع معرفت| عنوان مدخل = تهذیب نفس| مداخل مرتبط = [[تهذیب نفس در قرآن]] - [[تهذیب نفس در اخلاق اسلامی]] - [[تهذیب نفس در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} |
| {{ولایت}}
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[تهذیب نفس در قرآن]] | [[تهذیب نفس در حدیث]] | [[تهذیب نفس در اخلاق اسلامی]] | [[تهذیب نفس در عرفان اسلامی]]</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[تهذیب نفس (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
|
| |
|
| ==دلائل [[وجوب]] تهذیب نفس== | | == دلائل [[وجوب]] تهذیب نفس == |
| *تهذیب نفس و [[پاک]] نمودن آن از رذائل از سوئی، و آراستن آن به [[اخلاق]] حسنه و صفات [[برتر]] انسانی، به دلالت دلائل چهارگانه شرعی در شمار مهمترین [[واجبات]] قرار دارد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۵.</ref>:
| | تهذیب نفس و [[پاک]] نمودن آن از رذائل از سوئی، و آراستن آن به [[اخلاق]] حسنه و صفات [[برتر]] انسانی، به دلالت دلائل چهارگانه شرعی در شمار مهمترین [[واجبات]] قرار دارد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۵.</ref>: |
| ===[[دلیل]] [[قرآن کریم]]=== | | === [[دلیل]] [[قرآن کریم]] === |
| *در این شمار است [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن| قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا}}<ref> بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت سوره شمس، آیه: ۹-۱۰.</ref>؛ که از جهت شدّت تأکید، هیج نمونه دیگری در [[قرآن کریم]] ندارد؛ چه پیش از آن شانزده قسم آمده، و آنگاه به شش گونه مختلف بر آن تأکید شده است. و نیز در این شمار است [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن| يَوْمَ لا يَنفَعُ مَالٌ وَلا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ }}<ref> روزی که در آن دارایی و فرزندان سودی نمیرسانند. جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد؛ سوره شعراء، آیه: ۸۸ - ۸۹.</ref>؛ که نشان میدهد رسیدن به درجات [[برتر]] [[اخروی]]، تنها از راه بهدست آوردن [[قلب]] سلیم ممکن است که آنهم تنها از راه تخلیه از رذائل بهدست میآید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۵.</ref>.
| | در این شمار است [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن| قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا}}<ref> بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت سوره شمس، آیه: ۹-۱۰.</ref>؛ که از جهت شدّت تأکید، هیج نمونه دیگری در [[قرآن کریم]] ندارد؛ چه پیش از آن شانزده قسم آمده، و آنگاه به شش گونه مختلف بر آن تأکید شده است. و نیز در این شمار است [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن| يَوْمَ لا يَنفَعُ مَالٌ وَلا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ }}<ref> روزی که در آن دارایی و فرزندان سودی نمیرسانند. جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد؛ سوره شعراء، آیه: ۸۸ - ۸۹.</ref>؛ که نشان میدهد رسیدن به درجات [[برتر]] [[اخروی]]، تنها از راه بهدست آوردن [[قلب]] سلیم ممکن است که آنهم تنها از راه تخلیه از رذائل بهدست میآید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۵.</ref>. |
| *گذشته از این دو [[آیه]]، [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ رَسُولا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ}}<ref> اوست که در میان نانویسندگان (عرب) ، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند؛ سوره جمعه، آیه: ۲.</ref>، نیز نشان میدهد که علّت نهائی [[بعثت پیامبران]] [[تزکیه]] جانهای [[آدمیان]] و [[تعلیم]] [[مکارم اخلاق]] به آنان بوده است. و باز در همین شمار است: {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان میداشتید برای شما بیان میکند و بسیاری (از لغزشهای شما) را میبخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است * خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راههای بیگزند، راهنمایی میکند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ها به سوی روشنایی بیرون میآورد و آنها را به راهی راست رهنمون میگردد» سوره مائده، آیه ۱۵ -۱۶.</ref>. این [[آیه]]، بوضوح نشان میدهد که [[قرآن کریم]] نازل شده است تا راههای سیر به سوی [[حضرت]] معبود را نشان دهد؛ بدان معنی که از تخلیه تا مراتب متعدّد لقاء را، فرا روی [[آدمیان]] نهد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۵-۱۵۶.</ref>.
| | |
| *گذشته از این [[آیه]]، [[تدبّر]] در معانی دیگر [[آیات]] نیز نشان میدهد که [[هدف]] نهایی بیشترینه [[آیات]]، همان تهذیب نفس از رذائل و تخلّق آن به [[فضائل]] بوده است؛
| | گذشته از این دو [[آیه]]، [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ رَسُولا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ}}<ref> اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند؛ سوره جمعه، آیه: ۲.</ref>، نیز نشان میدهد که علّت نهائی [[بعثت پیامبران]] [[تزکیه]] جانهای [[آدمیان]] و [[تعلیم]] [[مکارم اخلاق]] به آنان بوده است. و باز در همین شمار است: {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«ای اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده است که بسیاری از آنچه را که از کتاب (آسمانی خود) پنهان میداشتید برای شما بیان میکند و بسیاری (از لغزشهای شما) را میبخشاید؛ به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است * خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راههای بیگزند، راهنمایی میکند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ها به سوی روشنایی بیرون میآورد و آنها را به راهی راست رهنمون میگردد» سوره مائده، آیه ۱۵ -۱۶.</ref>. این [[آیه]]، بوضوح نشان میدهد که [[قرآن کریم]] نازل شده است تا راههای سیر به سوی [[حضرت]] معبود را نشان دهد؛ بدان معنی که از تخلیه تا مراتب متعدّد لقاء را، فرا روی [[آدمیان]] نهد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۵-۱۵۶.</ref>. |
| *آیا قصص [[قرآنی]] جز برای این مقصود نازل شده است؟
| | |
| *و آیا [[آیات]] آفاقی و آنفسی [[قرآن]] را هدفی جز این بوده است؟؛
| | گذشته از این [[آیه]]، [[تدبّر]] در معانی دیگر [[آیات]] نیز نشان میدهد که [[هدف]] نهایی بیشترینه [[آیات]]، همان تهذیب نفس از رذائل و تخلّق آن به [[فضائل]] بوده است؛ |
| *و آیا [[آیات]] [[توحیدی]] [[قرآن کریم]]، رنگی [[اخلاقی]] نداشته هدفی جز [[اخلاق]] [[آدمیان]] داشته است؟؛
| | |
| *و آیا [[آیات]] الأحکام این [[کتاب الهی]]، برای هدفی جز تعالی [[اخلاقی]] [[انسان]] نازل شده است؟.
| | آیا قصص [[قرآنی]] جز برای این مقصود نازل شده است؟ |
| *به این [[آیات]] بنگرید:
| | |
| | و آیا [[آیات]] آفاقی و آنفسی [[قرآن]] را هدفی جز این بوده است؟؛ |
| | |
| | و آیا [[آیات]] [[توحیدی]] [[قرآن کریم]]، رنگی [[اخلاقی]] نداشته هدفی جز [[اخلاق]] [[آدمیان]] داشته است؟؛ |
| | |
| | و آیا [[آیات]] الأحکام این [[کتاب الهی]]، برای هدفی جز تعالی [[اخلاقی]] [[انسان]] نازل شده است؟. |
| | |
| | به این [[آیات]] بنگرید: |
| #{{متن قرآن|أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي}}<ref>«بیگمان این منم خداوند که هیچ خدایی جز من نیست، مرا بپرست و نماز را برای یادکرد من بپا دار» سوره طه، آیه ۱۴.</ref>؛ | | #{{متن قرآن|أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي}}<ref>«بیگمان این منم خداوند که هیچ خدایی جز من نیست، مرا بپرست و نماز را برای یادکرد من بپا دار» سوره طه، آیه ۱۴.</ref>؛ |
| #{{متن قرآن|َ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ}}<ref>نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد؛ سوره عنکبوت، آیه ۴۵.</ref>؛ | | #{{متن قرآن|َ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ}}<ref>نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد؛ سوره عنکبوت، آیه ۴۵.</ref>؛ |
| #{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! روزه بر شما مقرّر شده است چنان که بر پیشینیان شما مقرّر شده بود، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۸۳.</ref>؛ | | #{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! روزه بر شما مقرّر شده است چنان که بر پیشینیان شما مقرّر شده بود، باشد که پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۸۳.</ref>؛ |
| #{{متن قرآن|خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ}}<ref>از داراییهای آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک میداری و پاکیزه میگردانی؛ سوره توبه، آیه ۱۰۳.</ref> | | #{{متن قرآن|خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ}}<ref>از داراییهای آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک میداری و پاکیزه میگردانی؛ سوره توبه، آیه ۱۰۳.</ref> |
| *از اینرو، اگر گفته شود که [[قرآن کریم]]، سراسر کتاب [[اخلاق]]؛ و [[اسلام]] خود مدرسه [[اخلاق]] است، سخنی صحیح و در [[شأن]] [[اسلام]] و [[قرآن]] گفته آمده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۶-۱۵۷.</ref>.
| |
| *چرا [[قرآن کریم]] اینگونه بر مسأله [[اخلاق]] تأکید کرده است؟
| |
| *پاسخ این پرسش، هم علّت این تأکید شدید را بیان میکند، و هم میتواند دلیلی دیگر بر این امر به حساب آید.
| |
| *[[قرآن کریم]]، گاه با [[پیروی]] از اسلوب [[تشبیه]] معقول به محسوس، سر آن دارد تا [[لزوم]] اتّصاف به [[اخلاق]] حسنه را باز نماید، همانگونه که با [[تشبیه]] [[قلب]] [[انسان]] به [[زمین]] میفرماید: {{متن قرآن|وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا}}<ref>و گیاه سرزمین پاک به اذن پروردگارش بیرون میآید و از آن (سرزمین) که ناپاک است جز به سختی و کندی (گیاهی) بیرون نمیآید؛ بدینگونه آیات را برای گروهی که سپاس میگزارند گونه گون میآوریم؛ سوره اعراف، آیه ۵۸.</ref>. و نیز همانگونه که صفات نهفته در [[نفس]] [[انسان]] را به درخت [[تشبیه]] مینماید: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ}}<ref>«آیا درنیافتهای که خداوند چگونه به کلمهای پاک مثل میزند که همگون درختی پاک است، ریشهاش پابرجاست و شاخهاش سر بر آسمان دارد به اذن پروردگارش هر دم بر خود را میدهد و خداوند مثلها را برای مردم میزند باشد که پند گیرند و مثل کلمهای پلید چون درختی پلید است که از روی زمین ریشهکن شده باشد، آن را هیچ پایداری نیست؛ سوره ابراهیم، آیه ۲۴-۲۶</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۸.</ref>.
| |
| *نیز این [[کتاب الهی]]، با حکایتگری بخشی از حکایات پیشینیان، نشان میدهد که تهذیب نفس از رذائل، در شمار اوجب [[واجبات]] است؛ از اینگونه است آنچه در سوره [[شمس]] بعد از تأکیدات فراوان و قسمهای گونه گون - و پس از [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا}}<ref>«بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۹ -۱۰.</ref>-، فرموده است: {{متن قرآن|كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا}}<ref>قوم "ثمود" با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند؛ سوره شمس، آیه ۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۸.</ref>.
| |
| *همانگونه که بوضوح بهچشم میآید، [[قرآن کریم]] علّت [[سرپیچی]] [[قوم ثمود]] از [[دعوت پیامبر]] خود را، تنها [[رسوخ]] صفت [[ناپسند]] [[طغیان]] و تسلّط آن بر آنان دانسته است. چه شگفتیآور است که [[آدمی]] شتری را که با فرزندش از [[دل]] کوه بیرون آمده و معجزهای [[آشکار]] است، به [[قتل]] رساند!؛
| |
| *و آیا سزاوار است که [[انسان]] [[عاقل]]، به تهدید آن کس که چنین [[معجزه]] روشنی عرضه نموده است، وقعی ننهد؟!؛
| |
| *و آیا [[شایسته]] است که [[انسان]] [[عاقل]]، از [[عاقبت]] این فعل شرمآور خود ترسان نباشد؟!.
| |
| *آری! [[قرآن کریم]] اشاره میکند که هرگاه رذیلتی [[اخلاقی]] در [[جان]] کسی ریشه دوانَد، تمامی [[افعال]] ناپسندی که از پی این صفت [[ناپسند]] پدید میآید، از آنکه از یک تن سر میزند، میتواند حتّی از یک گروه و [[قوم]] نیز سر زند!.
| |
| *[[قرآن کریم]] در این رابطه، آیاتی سخت درباره [[ولید]] بن مُغَیره - که در میان [[عرب]] از رتبتی والا برخوردار بود-، ذکر مینماید؛ چه او: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآيَاتِنَا عَنِيدًا}}<ref>«هرگز! که او با آیات ما ستیزهگر است» سوره مدثر، آیه ۱۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۸-۱۵۹.</ref>.
| |
| *همین عنادورزی او و ریشه دوانیدن این [[رذیلت]] در نفسش، باعث شد تا از [[هدایت]] [[قرآن کریم]] چشم پوشد؛ و هرچند خود به بیهمانندیِ این [[کتاب آسمانی]] معترف بود، امّا با [[جادو]] [[خواندن]] آن، خود و شماری از [[کافران]] را از دریافت [[نور]] وهدایت آن [[محروم]] ساخت.
| |
| *به این [[آیات]] که در [[شأن]] او نازل، و [[عاقبت]] اتّصاف [[انسان]] به صفات [[رذیلت]] را نشان میدهد-، بنگرید: {{متن قرآن|إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ }}<ref>«که او اندیشید و سنجید و مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ سپس نگریست آنگاه روی در هم کشید و ترشرویی کرد سپس پشت کرد و گردنکشی ورزید و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست این جز گفتار آدمی نیست» سوره مدثر، آیه ۱۸ -۲۵.</ref>. این [[آیات]]، بخوبی سرانجام عنادورزی را نشان میدهد. این صفت - همچون دیگر صفات [[رذیلت]] - [[قلب]] [[انسان]] را از دریافت [[نور الهی]] [[محروم]]، و او را در دو [[جهان]] زیانکار میسازد: {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۹-۱۶۰.</ref>.
| |
| *'''کوتاه سخن اینکه:''' [[قرآن کریم]] بر آن است که قلبْ منبع افکار، اقوال و سخنان [[آدمی]] است؛ حال اگر این [[قلب]] سالم بوده از آلودگیهای رذائل بدور مانَد، تمامی افکار، [[اندیشهها]] و سخنان [[صاحب]] او بر [[سلامت]] بوده، موجب [[نجات]] او میگردد؛ و اگر به رذائل آلوده گردد، سرانجام او را به تنگناهای جهنّم رهنمون میشود. [[عرب]] راست: {{عربی| كُلُّ إِنَاءٍ بِمَا فِيهِ يَنْضِحُ }}؛ و در [[زبان فارسی]] مثلی مشهور است که: "از کوزه همان برون تراود که در اوست"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۰.</ref>.
| |
|
| |
|
| ===[[استدلال]] به [[سنّت]]===
| | از اینرو، اگر گفته شود که [[قرآن کریم]]، سراسر کتاب [[اخلاق]]؛ و [[اسلام]] خود مدرسه [[اخلاق]] است، سخنی صحیح و در [[شأن]] [[اسلام]] و [[قرآن]] گفته آمده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، |
| *بسیاری از [
| |
|
| |
|
| ===[[دلیل عقل]]=== | | == جستارهای وابسته == |
| *همانگونه که پیش از این دیدیم، [[وجوب]] پالایش [[نفس]] از رذائل و آرایش آن به [[فضائل]]، از [[امور فطری]] است؛ از اینرو، [[عقل انسان]] مستقلانه [[وجوب]] آن را دریافته، در این امر [[نیازمند]] به [[هدایت]] [[شرع]] نیست؛ همانگونه که تمامی عقلا نیز، کسانی که به این امر نمیپردازند را [[شایسته]] [[مذمت]]، و اهتمامکنندگان به آن را [[شایسته]] [[ستایش]] میدانند. از اینرو، درمییابیم که همه [[روایات]] و [[آیات]] بسیاری که در این زمینه وارد شده است، از [[باب ]][[ارشاد]] به همین [[حکم عقل]] بوده هیچگونه تعبدی در آن راه ندارد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۱.</ref>. | | {{مدخل وابسته}} |
| *توضیح آنکه؛ [[احکام شرعی]] به سه نوع تقسیم میشود: | | * [[تزکیه]] |
| #[[احکام]] [[مولوی]]،
| | * [[خودسازی حاکم]] |
| #[[احکام]] امضائی؛
| | * [[خودسازی در زمان پیری]] |
| #[[احکام]] ارشادی.
| | * [[خودسازی در زمان جوانی]] |
| *منظور از "[[احکام]] [[مولوی]]"، احکامی است که دست [[عقل انسان]] از رسیدن به آن کوتاه است. [[وجوب]] [[نماز]]، [[روزه]] و [[حج]] در این شمار است. از اینرو، در این امور، [[عقل]] از [[شرع]] [[پیروی]] نموده [[اختیار]] خود را به دست [[پیامبران]] وا مینهد. | | * [[ابتلای مومن]] |
| *"[[احکام]] امضائی" اما، احکامی است که در میان عاقلان رائج بوده، اینان خود بر [[دوستی]] آن [[گواهی]] میدهند. [[اعتماد]] به سخن [[انسان]] راستکردار و راستگو، پذیرش مالکیت فرد نسبت به آنچه در [[اختیار]] دارد، و [[اعتماد]] به آنچه دیگران بر زبان میآورند، در شمار این قواعد است؛ که دانایان [[جهان]] [[زندگی]] خود را بر اساس آن بنا کرده هر روز آن را در این [[زندگی]] به کار میبرند. این امور چنان از جانب [[شرع]] امضاء و پذیرفه شده است، به "[[احکام]] امضائی" نامبردار شده است. این گونه [[احکام]]، از سوی [[عقل]] و [[شرع]] هردو تأثیر میشود. | | * [[ابتلائات دنیوی]] |
| *"[[احکام]] ارشادی" اما، احکامی است که [[عقل]] به [[استقلال]] آن را دریافته هیچ نیازی به سخن [[شرع]] در این زمینه ندارد. [[بدی]] [[ظلم]]، خوبی [[صدق]] ، [[وجوب]] شکرگذاری کسی که نعمتی به [[انسان]] بخشیده است، و ... در این شمارند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۷۱.</ref>. | | * [[آثار خودسازی]] |
| *در این امور اگر دستوری از [[شرع]] رسیده باشد، تنها به همان [[حکم عقلی]] [[ارشاد]] و [[راهنمایی]] میکند؛ وگرنه [[عقل]] به خودی خود آن [[حکم]] را پذیرفته [[نیازمند]] به [[شرع]] نمیباشد. حال از آنجا که تمامی [[فضائل]] و رذائل، و نیز آثار خارجی آنها، در شمار بدیهیّات قرار دارند. همانگونه که [[حضرت]] [[حق]] خود در این زمینه میفرماید: {{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref>«و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۸-۷</ref>؛ از اینرو، [[شارع]] را در این مسأله سخن نوئی نیست، و تنها به همان [[حکم عقل]] [[راهنمائی]] فرموده است. آیاتی نظیر: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا}}<ref>«بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد،» سوره شمس، آیه ۹.</ref> و {{متن قرآن|يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«روزی که در آن دارایی و فرزندان سودی نمیرسانند جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۸ -۸۹.</ref>، نیز از همین حالت برخوردارند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۷۲.</ref>. | | * [[تدریج در تهذیب اخلاق]] |
| *'''کوتاه سخن آنکه:''' [[دلیل]] اصلی بر [[وجوب]] تهذیب نفس از آلودگیها و تخلّق آن به [[اخلاق]] [[شایسته]]، همین [[حکم عقل]] است که بدون [[نیاز]] به [[اوامر]] شرعی، آن را پذیرفته خود به حرکت به سوی آن امر مینماید. از اینرو است که ما در این رساله، در پی بیان [[قوّت]] و یا [[ضعف روایات]] نبوده، تنها به ظاهر آنها اکتفا مینمائیم؛ چه تمامی این [[روایات]] از [[باب ]][[ارشاد]] بوده در پی تأسیس مطلب جدیدی نیست، تا [[نیازمند]] به بررسی [[سند]] و یا دلالت آنها باشیم. روش [[اخلاق]] پژوهان پیشین نیز همین بوده است. اینان با توجّه به همین مطلب تنها به [[نقل]] [[روایات]] پرداخته از بررسی [[سند]] و دلالت آنها احتراز جستهاند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۷۲.</ref>.
| | * [[ترتیب تهذیب اخلاق]] |
| | * [[تفکر در امر ستارگان]] |
| | * [[تفکر در عجائب مخلوقات الهی]] |
| | * [[تمحیص]] |
| | * [[ستایش خود سازی]] |
| | * [[صناعی بودن تهذیب اخلاق]] |
| | * [[ظلم حاکم]] |
| | * [[عدالت حاکم]] |
| | * [[غذای روحانی]] |
| | * [[مراحل خودسازی]] |
| | * [[مقدار خودسازی]] |
| | * [[موانع خودسازی]] |
| | * [[نیاز به پناهگاه امن]] |
| | {{پایان مدخل وابسته}} |
|
| |
|
| ==راههای تهذیب نفس== | | == منابع == |
| ===[[تقوی]]===
| | {{منابع}} |
| ===[[مراقبه]]===
| | #[[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۱''']] |
| | {{پایان منابع}} |
|
| |
|
| ==منابع== | | == پانویس == |
| * [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۱''']]
| | {{پانویس}} |
|
| |
|
| ==پانویس==
| | {{فضایل اخلاقی}} |
| {{یادآوری پانویس}} | |
| {{پانویس2}}
| |
|
| |
|
| [[رده: مدخل]] | | [[رده:منابع معرفت]] |
| [[رده: تهذیب نفس]] | | [[رده:فضایل اخلاقی]] |
| | [[رده:مدخل دانش اخلاق اسلامی]] |