حکمیت: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۰۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ ژانویهٔ ۲۰۲۰
خط ۵۱: خط ۵۱:
*'''[[حکمت]] بهره‌گیری نکردن [[امام]]{{ع}} از [[فرصت]] پس از [[توبه]] خوارج‌''': پس از توقف [[جنگ]]، چیزی نگذشت که [[قاریان]] [[کوفه]] متوجه شدند که [[فریب]] خورده‌اند و در ماجرای تحمیل حکمیت بر [[امام]]{{ع}} [[خطا]] کرده‌اند. از این‌رو، نزد [[امام]] آمدند و گفتند: ما در تحمیل [[داوری]] [[خطا]] کردیم و [[توبه]] می‌کنیم. تو هم در پذیرفتن پیشنهاد ما [[خطا]] کردی و باید [[توبه]] کنی. نیز عهدنامه‌ای را که بر پایه [[نیرنگ]] و [[خطا]] شکل گرفته است، فاقد [[ارزش]] دیدند و پیشنهاد نقض آن و بازگشت به [[جنگ]] را با [[اصرار]] تمام ارائه کردند؛ اما این بار، [[امام]]{{ع}} در برابر پیشنهادهای آنان [[مقاومت]] کرد، و این [[مقاومت]] به جدا شدن [[قاریان]] از [[امام]] و در نهایت، به [[جنگ نهروان]] انجامید. آخرین پرسش اساسی در جریان حکمیت این است که: چرا [[امام]]{{ع}} پیشنهاد [[قاریان]] را نپذیرفت؟ آیا نمی‌دانست که نپذیرفتن پیشنهاد آنان به کجا می‌انجامد؟ و سرانجام، [[حکمت]] بهره‌گیری نکردن [[امام]]{{ع}} از این [[فرصت]] طلایی برای پایان دادن به [[فتنه]] [[قاسطین]] و پیشگیری از [[فتنه]] [[مارقین]] چیست؟ پاسخ این است که پذیرفتن پیشنهاد آنان، مستلزم سه خطای بزرگ [[سیاسی]] و [[دینی]] بود که [[امام]]{{ع}} نمی‌توانست به آن تن در دهد:
*'''[[حکمت]] بهره‌گیری نکردن [[امام]]{{ع}} از [[فرصت]] پس از [[توبه]] خوارج‌''': پس از توقف [[جنگ]]، چیزی نگذشت که [[قاریان]] [[کوفه]] متوجه شدند که [[فریب]] خورده‌اند و در ماجرای تحمیل حکمیت بر [[امام]]{{ع}} [[خطا]] کرده‌اند. از این‌رو، نزد [[امام]] آمدند و گفتند: ما در تحمیل [[داوری]] [[خطا]] کردیم و [[توبه]] می‌کنیم. تو هم در پذیرفتن پیشنهاد ما [[خطا]] کردی و باید [[توبه]] کنی. نیز عهدنامه‌ای را که بر پایه [[نیرنگ]] و [[خطا]] شکل گرفته است، فاقد [[ارزش]] دیدند و پیشنهاد نقض آن و بازگشت به [[جنگ]] را با [[اصرار]] تمام ارائه کردند؛ اما این بار، [[امام]]{{ع}} در برابر پیشنهادهای آنان [[مقاومت]] کرد، و این [[مقاومت]] به جدا شدن [[قاریان]] از [[امام]] و در نهایت، به [[جنگ نهروان]] انجامید. آخرین پرسش اساسی در جریان حکمیت این است که: چرا [[امام]]{{ع}} پیشنهاد [[قاریان]] را نپذیرفت؟ آیا نمی‌دانست که نپذیرفتن پیشنهاد آنان به کجا می‌انجامد؟ و سرانجام، [[حکمت]] بهره‌گیری نکردن [[امام]]{{ع}} از این [[فرصت]] طلایی برای پایان دادن به [[فتنه]] [[قاسطین]] و پیشگیری از [[فتنه]] [[مارقین]] چیست؟ پاسخ این است که پذیرفتن پیشنهاد آنان، مستلزم سه خطای بزرگ [[سیاسی]] و [[دینی]] بود که [[امام]]{{ع}} نمی‌توانست به آن تن در دهد:
#'''پذیرفتن [[خطا]] در رهبری‌''': نخستین درخواست [[خوارج]] این بود که [[امام]]{{ع}} بپذیرد که در [[رهبری]] و [[فرماندهی سپاه]] در ارتباط با پذیرش حکمیت [[خطا]] کرده است. اما [[امام]]{{ع}} نمی‌توانست خود را [[خطا]] کار اعلام کند؛ زیرا: [[حَکم]] قرار دادن برای [[حل اختلافات]]، نه تنها [[خطا]] نیست، بلکه موردتأیید [[قرآن]] است. تنها ایراد این است که حکمیت در این ماجرا برخلاف [[حکمت]] و [[سیاست]] بود و [[امام]]{{ع}} نیز این نکته را صریحاً اعلام کرده بود؛ ولی آنان خود نپذیرفتند و حکمیت را بر [[امام]]{{ع}} و [[سپاه]] [[کوفه]] تحمیل کردند.
#'''پذیرفتن [[خطا]] در رهبری‌''': نخستین درخواست [[خوارج]] این بود که [[امام]]{{ع}} بپذیرد که در [[رهبری]] و [[فرماندهی سپاه]] در ارتباط با پذیرش حکمیت [[خطا]] کرده است. اما [[امام]]{{ع}} نمی‌توانست خود را [[خطا]] کار اعلام کند؛ زیرا: [[حَکم]] قرار دادن برای [[حل اختلافات]]، نه تنها [[خطا]] نیست، بلکه موردتأیید [[قرآن]] است. تنها ایراد این است که حکمیت در این ماجرا برخلاف [[حکمت]] و [[سیاست]] بود و [[امام]]{{ع}} نیز این نکته را صریحاً اعلام کرده بود؛ ولی آنان خود نپذیرفتند و حکمیت را بر [[امام]]{{ع}} و [[سپاه]] [[کوفه]] تحمیل کردند.
#'''نقض [[عهد]]''': برفرض که [[امام]]{{ع}} به خطای خود اعتراف می‌کرد، [[خوارج]] درخواست دیگری داشتند که [[پیمان‌نامه]] [[سپاهیان]] [[کوفه]] و [[شام]] نقض شود؛ اما از دیدگاه [[امام]]{{ع}} [[وفاداری]] به [[پیمان]] یکی از اصول بین المللی [[اسلام]] است که به‌هیچ بهانه‌ای نباید نقض شود چنانچه در عهدنامه معروف خود به [[مالک اشتر]] هم نوشت: و اگر با دشمنت پیمانی نهادی و در ذمه (بر گردن) خود، او را [[امان]] دادی، به [[عهد]] خود وفا کن و آنچه بر ذمه گرفته‌ای، ادا کن و خود را چون سپری در برابر پیمانت قرار بده‌<ref>نهج البلاغة، نامه ۵۳.</ref>
#'''نقض [[عهد]]''': برفرض که [[امام]]{{ع}} به خطای خود اعتراف می‌کرد، [[خوارج]] درخواست دیگری داشتند که [[پیمان‌نامه]] [[سپاهیان]] [[کوفه]] و [[شام]] نقض شود؛ اما از دیدگاه [[امام]]{{ع}} [[وفاداری]] به [[پیمان]] یکی از اصول بین المللی [[اسلام]] است که به‌هیچ بهانه‌ای نباید نقض شود چنانچه در عهدنامه معروف خود به [[مالک اشتر]] هم نوشت: و اگر با دشمنت پیمانی نهادی و در ذمه (بر گردن) خود، او را [[امان]] دادی، به [[عهد]] خود وفا کن و آنچه بر ذمه گرفته‌ای، ادا کن و خود را چون سپری در برابر پیمانت قرار بده‌<ref>نهج البلاغة، نامه ۵۳؛ {{متن حدیث|وَإِنْ عَقَدْتَ بَيْنَکَ وَبَيْنَ عَدُوِّکَ عُقْدَةً، أَوْ أَلْبَسْتَهُ مِنْکَ ذِمَّةً، فَحُطْ عَهْدَکَ بِالْوَفَاءِ، وَارْعَ ذِمَّتَکَ بِالاْمَانَةِ}}</ref>
#'''[[سلطه]] [[جاهلان]] ناسک‌''': از دیدگاه [[امام علی]]{{ع}} خطر [[سلطه]] [[جاهلان]] ناسک (عمل کننده به [[احکام شرع]]) کم‌تر از خطر [[عالمان]] [[فاسق]] نیست. اعتراف به [[خطا]] و نقض [[عهد]] در جریان حکمیت بدین معناست که [[علی]]{{ع}} [[سلطه]] [[جاهلان]] ناسک [[مبتلا]] به [[بیماری]] عُجب و [[دنیاطلبی]] و تعمق (تندروی [[دینی]]) را بر خود و [[امت اسلامی]] پذیرفته و تصمیم‌گیری‌های اساسی در [[جنگ]] و [[صلح]] و پس از آن در همه امور کلیدی را به آنان سپرده است<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۴۶۰-۴۷۳.</ref>.
#'''[[سلطه]] [[جاهلان]] ناسک‌''': از دیدگاه [[امام علی]]{{ع}} خطر [[سلطه]] [[جاهلان]] ناسک (عمل کننده به [[احکام شرع]]) کم‌تر از خطر [[عالمان]] [[فاسق]] نیست. اعتراف به [[خطا]] و نقض [[عهد]] در جریان حکمیت بدین معناست که [[علی]]{{ع}} [[سلطه]] [[جاهلان]] ناسک [[مبتلا]] به [[بیماری]] عُجب و [[دنیاطلبی]] و تعمق (تندروی [[دینی]]) را بر خود و [[امت اسلامی]] پذیرفته و تصمیم‌گیری‌های اساسی در [[جنگ]] و [[صلح]] و پس از آن در همه امور کلیدی را به آنان سپرده است<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۴۶۰-۴۷۳.</ref>.


۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش