بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
== | ==واژهشناسی لغوی== | ||
*امید در لغت به معنای [[گمان]] وقوع خیری ممکنالحصول در [[آینده]] آمده است<ref>مفردات، ص۳۴۶؛ الفروقاللغویه، ص۲۴۸، "رجا"؛ التحقیق، ج۴، ص۷۰، "رجو".</ref>. معانی [[ترس]]، توقع، [[انتظار]] و [[شوق]] نیز برای آن ذکر شده است<ref>مجمعالبحرین، ج۲، ص۱۵۵، "رجو"؛ نثر طوبی، ج۱، ص۲۹۷؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۸۴۴، "رجاء".</ref>. شاید بتوان گفت این معانی به لوازم معنای امید یا به بخشی از آن اشاره دارد، زیرا از آن رو که متعلق امید امری ممکن الحصول است نه قطعی، و [[ترس]] از تحقق نیافتن آن وجود دارد امید را به [[خوف]] معنا کردهاند و از آن رو که متعلَّق امید، امری خیر و مسرّت بخش است و طبعا موجب [[اشتیاق]] شخص [[امیدوار]] به آن امر شده و حالت [[انتظار]] و توقع به او دست میدهد، امید را به توقع و [[شوق]] و [[انتظار]] معنا کردهاند<ref>[[محمد هادی ذبیحزاده|ذبیحزاده، محمد هادی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص ۴۰۲.</ref>. | *امید در لغت به معنای [[گمان]] وقوع خیری ممکنالحصول در [[آینده]] آمده است<ref>مفردات، ص۳۴۶؛ الفروقاللغویه، ص۲۴۸، "رجا"؛ التحقیق، ج۴، ص۷۰، "رجو".</ref>. معانی [[ترس]]، توقع، [[انتظار]] و [[شوق]] نیز برای آن ذکر شده است<ref>مجمعالبحرین، ج۲، ص۱۵۵، "رجو"؛ نثر طوبی، ج۱، ص۲۹۷؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج۱، ص۸۴۴، "رجاء".</ref>. شاید بتوان گفت این معانی به لوازم معنای امید یا به بخشی از آن اشاره دارد، زیرا از آن رو که متعلق امید امری ممکن الحصول است نه قطعی، و [[ترس]] از تحقق نیافتن آن وجود دارد امید را به [[خوف]] معنا کردهاند و از آن رو که متعلَّق امید، امری خیر و مسرّت بخش است و طبعا موجب [[اشتیاق]] شخص [[امیدوار]] به آن امر شده و حالت [[انتظار]] و توقع به او دست میدهد، امید را به توقع و [[شوق]] و [[انتظار]] معنا کردهاند<ref>[[محمد هادی ذبیحزاده|ذبیحزاده، محمد هادی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص ۴۰۲.</ref>. | ||
==امید در [[قرآن]]== | |||
*در اصطلاح [[علم]] [[اخلاق]]، به راحتی و لذتی که از [[انتظار]] تحقق امری [[محبوب]]، در [[قلب]] حاصل میشود امید میگویند<ref>المحجة البیضاء، ج۷، ص۲۴۹.</ref><ref>[[محمد هادی ذبیحزاده|ذبیحزاده، محمد هادی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص ۴۰۲.</ref>. | *در اصطلاح [[علم]] [[اخلاق]]، به راحتی و لذتی که از [[انتظار]] تحقق امری [[محبوب]]، در [[قلب]] حاصل میشود امید میگویند<ref>المحجة البیضاء، ج۷، ص۲۴۹.</ref><ref>[[محمد هادی ذبیحزاده|ذبیحزاده، محمد هادی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص ۴۰۲.</ref>. | ||
*موضوع امید در بسیاری از [[آیات قرآن کریم]] با مشتقات واژه "[[رجاء]]"{{متن قرآن|مَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}} <ref>«هر کس لقای خداوند را امید میدارد (بداند که) زمان (مقرر کرده) خداوند آمدنی است و او شنوای داناست» سوره عنکبوت، آیه ۵.</ref> و "عسی"{{متن قرآن|قَالُوا أُوذِينَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ}}<ref> «گفتند: ما پیش از آنکه تو نزد ما بیایی و پس از آنکه آمدی آزار دیدهایم، (موسی) گفت: امید است پروردگارتان دشمنتان را نابود گرداند و شما را در زمین جانشین سازد آنگاه در نگرد که چگونه رفتار میکنید» سوره اعراف، آیه ۱۲۹.</ref> طرح شده است. در برخی از [[آیات]] نیز امید با واژههایی مانند عسی{{متن قرآن|فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ}}<ref> «آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست میشکنند؛ میگویند بیم داریم که بلایی به ما رسد ؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل مینهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref> و لعلّ{{متن قرآن|فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى}} «و با او به نرمی سخن گویید باشد که او پند گیرد یا بهراسد»<ref> سوره طه، آیه ۴۴.</ref> به [[خداوند]] نسبت داده شده است. در اینگونه موارد، اگر نگوییم استعمال امید مجازی است، باید آن را با توجه به [[انسانها]] و [[اعمال]] و [[رفتار]] آنها تصور کرد و گفت [[خداوند]] در موارد مزبور خواسته است با این روش، مخاطب یا شخص دیگری را نسبت به وقوع امری [[امیدوار]] سازد<ref>[[محمد هادی ذبیحزاده|ذبیحزاده، محمد هادی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص ۴۰۲.</ref>. | *موضوع امید در بسیاری از [[آیات قرآن کریم]] با مشتقات واژه "[[رجاء]]"{{متن قرآن|مَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}} <ref>«هر کس لقای خداوند را امید میدارد (بداند که) زمان (مقرر کرده) خداوند آمدنی است و او شنوای داناست» سوره عنکبوت، آیه ۵.</ref> و "عسی"{{متن قرآن|قَالُوا أُوذِينَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ}}<ref> «گفتند: ما پیش از آنکه تو نزد ما بیایی و پس از آنکه آمدی آزار دیدهایم، (موسی) گفت: امید است پروردگارتان دشمنتان را نابود گرداند و شما را در زمین جانشین سازد آنگاه در نگرد که چگونه رفتار میکنید» سوره اعراف، آیه ۱۲۹.</ref> طرح شده است. در برخی از [[آیات]] نیز امید با واژههایی مانند عسی{{متن قرآن|فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ}}<ref> «آنگاه بیماردلان را خواهی دید که برای آنان سر و دست میشکنند؛ میگویند بیم داریم که بلایی به ما رسد ؛ بسا خداوند پیروزی یا امری (دیگر، پیش) آورد تا آنان از آنچه در دل مینهفتند پشیمان گردند» سوره مائده، آیه ۵۲.</ref> و لعلّ{{متن قرآن|فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى}} «و با او به نرمی سخن گویید باشد که او پند گیرد یا بهراسد»<ref> سوره طه، آیه ۴۴.</ref> به [[خداوند]] نسبت داده شده است. در اینگونه موارد، اگر نگوییم استعمال امید مجازی است، باید آن را با توجه به [[انسانها]] و [[اعمال]] و [[رفتار]] آنها تصور کرد و گفت [[خداوند]] در موارد مزبور خواسته است با این روش، مخاطب یا شخص دیگری را نسبت به وقوع امری [[امیدوار]] سازد<ref>[[محمد هادی ذبیحزاده|ذبیحزاده، محمد هادی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص ۴۰۲.</ref>. | ||