بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۴۲: | خط ۱۴۲: | ||
===نوع چهارم=== | ===نوع چهارم=== | ||
*نوع چهارم از انگیزهها، [[ذات اقدس الهی]] است، که [[برترین]] و شریفترین انگیزههای انسانی است. انگیزه بودن [[حضرت]] [[حق]] برای [[انسان]] را نیز، میتوان به صورتهای گوناگونی ترسیم نمود. | *نوع چهارم از انگیزهها، [[ذات اقدس الهی]] است، که [[برترین]] و شریفترین انگیزههای انسانی است. انگیزه بودن [[حضرت]] [[حق]] برای [[انسان]] را نیز، میتوان به صورتهای گوناگونی ترسیم نمود. | ||
*۱. [[تقرب]] به او - جلَّ و علا! -، که همان [[تقرّب]] [[بنده]] به مولاست، میتواند یکی از این انگیزهها باشد. [[تقرّب]] و نزدیک شدن، خود دارای مراتبی است که از شدّت و [[ضعف]] این [[قرب]] ناشی شده است. برخی از انواع این [[تقرّب]] عبارتند از: | |||
#[[تقرّب]] عموم [[مردمان]] به [[حضرت]] [[حق]]؛ | |||
#[[تقرّب]] [[خواص]] [[مردمان]] به [[حضرت]] [[حق]]؛ | |||
#[[تقرّب]] اخصّ [[خواص]] به [[حضرت]] [[حق]]. پر واضح است که هریک از این مراتب سه گانه را نیز مراتب بیشماری است، که باز از شدّت و [[ضعف]] آنها سرچشمه گرفته است. | |||
*۲. [[اطاعت]] امر [[حضرت]] [[حق]] نیز، میتواند در شمار انگیزههای [[اخلاقی]] قرار گیرد. این انگیزه نیز بهواسطه شدّت و [[ضعف]] [[اطاعت]]، خود صورتهای گوناگونی میپذیرد: | |||
#[[اطاعت]] عوامّ [[مردمان]]؛ | |||
#[[اطاعت]] [[خواصّ]] [[مردمان]]؛ | |||
#[[اطاعت]] اخصّ [[خواصّ]] [[مردمان]]. این مراتب سه گانه نیز، خود از مراتبی بیشمار برخوردار است. | |||
*۳. حیای [[بنده]] از [[مولی]] نیز صورتی اینگونه دارد؛ چه [[بنده]] حقشناس همواره از آنکه [[مولی]] او را در [[مقام]] [[عصیان]] بیابد، [[حیا]] میکند، تا [[بنده]] ناشکر قلمداد نشود. این انگیزه نیز از مراتبی چند برخوردار است: | |||
#حیاء عموم [[مردمان]] از [[مولی]]؛ | |||
#حیاء [[خواص]] از [[مولی]]؛ | |||
#حیاء اخص [[خواص]] از [[مولی]]<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۴۵-۲۴۶.</ref>. | |||
*۴. شکرگذاری از [[مولی]] نیز در همین شمار است؛ مراتب گوناگون این انگیزه را اینگونه میتوان ترسیم کرد: | |||
#شکرگذاری عموم [[مردمان]] از [[مولی]]؛ | |||
#شکرگذاری [[خواص]] از [[مولی]]؛ | |||
#شکرگذاری اخص [[خواص]] از [[مولی]]. | |||
*۵. [[رضایت]] [[مولی]] - جلَّ و علا! - نیز میتواند در شمار انگیزهها باشد. این نوع، در [[قرآن کریم]] [[برتر]] و ارزشمندتر از خود بهشت نیز خوانده شده است: {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند به مردان و زنان مؤمن، بوستانهایی، نوید داده است که از بن آنها جویباران روان است؛ در آنها جاودانند، نیز جایگاههایی پاک در بوستانهای جاودان (نوید داده است) و خشنودی خداوند (از همه اینها) برتر است؛ این همان رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۷۲.</ref>. | |||
*[[رضایت]] [[مولی]] -که گاه [[بهشت]] عدن خوانده شده-، [[پاداش]] کاملان دانسته شده است؛ چه آنان به چیزی جز از آن، [[رضایت]] نمیدهند: {{متن قرآن|مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ}}<ref>«بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref>. | *[[رضایت]] [[مولی]] -که گاه [[بهشت]] عدن خوانده شده-، [[پاداش]] کاملان دانسته شده است؛ چه آنان به چیزی جز از آن، [[رضایت]] نمیدهند: {{متن قرآن|مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ}}<ref>«بر آنان مقرّر نداشتیم جز آنکه برای رسیدن به خشنودی خداوند چنین کردند» سوره حدید، آیه ۲۷.</ref>. | ||
*آنان که در این [[دنیا]] به [[هدایت الهی]] سرافرازند، در آن [[جهان]] به این [[بهشت]] رهنمون میشوند و از [[رضایت الهی]] برخوردار. پر واضح است که هیچ لذّتی برای اینان در شمار لذّت استفاده از [[رضایت الهی]] قرار نخواهد داشت: {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است * خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راههای بیگزند، راهنمایی میکند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ها به سوی روشنایی بیرون میآورد و آنها را به راهی راست رهنمون میگردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۴۶.</ref>. | *آنان که در این [[دنیا]] به [[هدایت الهی]] سرافرازند، در آن [[جهان]] به این [[بهشت]] رهنمون میشوند و از [[رضایت الهی]] برخوردار. پر واضح است که هیچ لذّتی برای اینان در شمار لذّت استفاده از [[رضایت الهی]] قرار نخواهد داشت: {{متن قرآن|قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«به راستی، روشنایی و کتابی روشن از سوی خداوند نزد شما آمده است * خداوند با آن (روشنایی) هر کسی را که پی خشنودی وی باشد به راههای بیگزند، راهنمایی میکند و آنان را به اراده خویش از تیرگی ها به سوی روشنایی بیرون میآورد و آنها را به راهی راست رهنمون میگردد» سوره مائده، آیه ۱۵-۱۶.</ref> | ||
*مراتب این انگیزه: این انگیزه نیز از مراتبی چند برخوردار است: | |||
#مرتبه ضعیف آن، که فرادست عموم [[مردمان]] خواهد آمد؛ | |||
#مرتبه متوسّط، که مربوط به [[خواص]] میباشد؛ | |||
#مرتبه شدید، که مخصوص اخصّ [[خواص]] است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۴۶-۲۴۷.</ref>. | |||
*۶. [[محبّت]] [[حضرت]] [[حق]] - جلَّ و علا! - نیز گاه میتواند در شمار انگیزهها باشد. این انگیزه، تنها ویژه کسانی است که از جام [[محبّت]] او نوشیدهاند، و [[جان]] خویش را به آن موهبت [[ناب]] [[صیقل]] دادهاند. | |||
*از آنجا که [[محبّت]] نیز از مراتبی چند برخوردار است، انگیزه بودن آن نیز صورتهای گوناگونی میپذیرد. در اینجا به شماری از این صورتها اشاره میکنیم: | |||
#مرتبه ضعیف آن، که میتواند انگیزه عموم [[مردم]] برای رسیدن به درجات کمال باشد؛ | |||
#مرتبه متوسّط آن، که تنها فرادست [[خواص]] میآید، آنان که قلبهایشان از [[محبّت]] [[الهی]] سرشار است، و ضرباهنگ آن، با این [[محبّت]] هماهنگی یافته است. | |||
#مرتبه شدید آن، که تنها انگیزه شماری از اخصّ [[خواص]] است. اینان نزد [[اهل دل]] آزادگانند، که از بند [[دنیا]] و [[آخرت]] رهیدهاند. [[حضرت]] [[حق]]، خود اینان را اینگونه توصیف فرموده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را میآورد که دوستشان میدارد و دوستش میدارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد میکنند و از سرزنش سرزنشگری نمیهراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی میدارد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۴۷-۲۴۸.</ref>. | |||
*۷. خود [[حضرت]] [[حق]] - جلَّ و علا! - [[برتر]] از همه امّا، آن است که انگیزه [[انسان]]، صرفاً خود [[حضرت]] [[حق]] باشد و بس. این مرتبه تنها برای [[اولیاء]] کامل [[الهی]] دستیاب میشود، که هرگز [[شیطان]] را بدانان راهی نیست. اینان یگانههای کمشمار روزگارند، که در [[قرآن کریم]] با نام "مُخلَصین" خوانده شدهاند. | |||
*این انگیزه نیز دارای مراتبی است، که از مراتب و [[مقامات معنوی]] اینان حکایت میکند. شماری از این مراتب عبارتست از: | |||
#مرتبه نخست این انگیزه، آن است که که صفات فعلی [[حضرت]] [[حق]] - همچون [[رحمت]]، [[رأفت]]، [[هدایت]]، [[عنایت]] و آفرینندگی او- در نظر سالک واصل جلوهگر شده، او را به کسب [[کمالات]] تحریک نماید. | |||
# مرتبه دوّم که پس از آن واقع میشود، مرتبتی است که در آن، صفات ذاتی [[حضرت]] [[حق]]- و نه صفات فعلی او- انگیزه سالک کامل خواهد بود. [[علم]]، [[قدرت]]، مالکیّت، قدّوسیّت و جبروت او، میتواند در این شمار باشد. به شماری از این صفات در پایان [[سوره]] [[حشر]] این چنین اشاره شده است: {{متن قرآن|هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ * هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ * هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ}}<ref>«اوست خداوندی که خدایی جز او نیست، داننده پنهان و آشکار است، او بخشنده بخشاینده است * اوست خداوندی که هیچ خدایی جز او نیست، فرمانفرمای بسیار پاک بیعیب، ایمنیبخش، گواه راستین ، پیروز کامشکن بزرگ منش؛ پاکاکه خداوند است از آنچه (بدو) شرک میورزند * اوست خداوند آفریننده پدیدآور نگارگر، نامهای نکوتر او راست؛ هر چه در آسمانها و زمین است او را به پاکی میستایند و او پیروزمند فرزانه است» سوره حشر، آیه ۲۲-۲۴.</ref>. [[عبادت]] خاضعان، که [[خوف]] و خشیتی برخاسته از [[عظمت]] او بهدست آوردهاند، از این نوع میباشد. | |||
#[[وجه الله]]. این انگیزه در این قسم، گاه میتواند [[وجه الله]] - تعالی! - باشد. به این وجه در ابتدای [[سوره]] حدید اینگونه اشاره شده است: {{متن قرآن|هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ}}<ref>«او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است» سوره حدید، آیه ۳.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۴۸-۲۴۹.</ref>. | |||
*در [[قرآن کریم]]، بارها بر این مطلب تأکید شده است، که [[اولیاء الهی]] تنها برای او به کاری [[اقدام]] و یا کاری را ترک میکنند؛ همانگونه که بارها [[سعادت]] در [[دنیا]] در گرو این مطلب دانسته شده است. به این چند [[آیه]] بنگرید: {{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ}}<ref>«آری، آن کسان که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهند در حالی که نکوکار باشند، بیگمان پاداش آنان نزد پروردگارشان است» سوره بقره، آیه ۱۱۲.</ref>؛ | |||
*{{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ}}<ref>«پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آوردهام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است)» سوره آل عمران، آیه ۲۰.</ref>؛ | |||
*{{متن قرآن|إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«من با درستی آیین روی خویش به سوی کسی آوردهام که آسمانها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم» سوره انعام، آیه ۷۹.</ref>؛ | |||
*{{متن قرآن|قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«بگو: بیگمان نمازم و نیایشم و زندگیم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانیان است * که او را شریکی نیست و به این فرمان یافتهام و من نخستین مسلمانم» سوره انعام، آیه ۱۶۲-۱۶۳</ref>؛ | |||
*{{متن قرآن|وَلَا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ}}<ref>«و کسانی را که پروردگارشان را در سپیدهدمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی میخوانند از خود مران» سوره انعام، آیه ۵۲.</ref>؛ | |||
*{{متن قرآن|ذَلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}}<ref>«این برای آنان که خواستار خشنودی خداوندند بهتر است و آنانند که رستگارند» سوره روم، آیه ۳۸.</ref>؛ | |||
*{{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا}}<ref>«(با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی * بیگمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است میهراسیم» سوره انسان، آیه ۹-۱۰.</ref> | |||
*[[روایت]] مشهور از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}: "تو را از سر [[ترس]] از [[آتش]] و یا از سر [[طمع]] در [[بهشت]] [[عبادت]] نمیکنم، بلکه یافتمت که [[شایسته]] عبادتی از این رو به [[عبادت]] تو پرداختم"<ref>{{متن حدیث|مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لَا شَوْقاً إِلَى جَنَّتِكَ بَلْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُكَ}}</ref> نیز بر همین مطلب دلالت مینماید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۴۹-۲۵۰.</ref>. | |||
*ثبوت این [[مقام]] برای [[اهل بیت]]{{عم}} و شماری از [[انبیاء الهی]]، که در [[مرتبت]] از پی اینان قرار دارند، واضح است و [[نیاز]] به بررسی چندانی نخواهد داشت. | |||
*از برخی [[روایات]]، اینگونه روشن میشود که [[اهل بیت]]{{عم}} را مقاماتی چند بوده است. آنان گاه [[خداوند]] را از [[ترس]] [[قیامت]] به [[پرستش]] میگرفتهاند، و گاه بهخاطر بهدست آوردن رضای او، و گاه از سر حبّ و دوستیش، و گاه بهخاطر [[شکر]] بر نعمتهایش، و گاه از آن رو که او خود [[شایستگی]] معبود بودن را داشته است. | |||
*گویا سِرّ این نکته، در آن است که از آنجا که [[اهل بیت]]{{عم}} از نظر وجودی کامل بودهاند، به [[برترین]] [[مراتب عبودیت]] نائل شده گه گاه به مرتبهای از مراتب آن تجلّی مینمودهاند. به تعبیری دیگر، گاه [[صفات جمال]] او - جلَّ و علا! - در [[قلوب]] اینان تجلّی میکرده است، پس بهواسطه [[طمع]] در نعمتهایش به [[عبادت]] او میپرداختهاند، و گاه صفات جلال او در [[قلوب]] اینان [[ظهور]] مینموده، پس به واسطه [[ترس]] از او به عبادتش میپرداختهاند. به این [[آیه شریفه]] که [[اهل بیت]] مصداق بارز و بلکه [[کاملترین]] مصداق آن هستند، بنگرید: {{متن قرآن|تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا}}<ref>«از بسترها پهلو تهی میکنند (و برای نماز برمیخیزند) در حالی که پروردگارشان را به بیم و امید میخوانند» سوره سجده، آیه ۱۶.</ref>، از این رو، تجلّیات گوناگون [[حضرت]] [[حق]] در [[قلب]] آنان، صورتهای گوناگون [[عبادت]] را برایشان پدید میآورده؛ و هر لحظه آنان را به حالتی دیگر در میآورده است<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۵۱.</ref>. | |||
*پُر واضح است که این مرتبه، تنها ویژه آنان است که از کمال وجود برخوردارند؛ و جز از آن [[انوار]] [[مقدّس]]؛ هیچکس دیگر را به آن مرتبه دسترسی نخواهد بود. | |||
*از آنچه گذشت، میتوان به این نتایج دست یافت: | |||
#هرچند بیشتر [[مردم]] به [[پرستش]] [[خداوند]] میپردازند، امّا انگیزههای آنان در این مسیر متفاوت است و گوناگون. ما در اینجا به بیش از پنجاه انگیزه اشاره کردیم، و پر واضح است که خواننده متتبّع میتواند به مقدار بسیار بیشتری از این انگیزهها دست یابد. در مقابل اینان، [[ریاکاران]] قرار دارند که تنها از [[عبادت]] ظاهری برخوردارند. ما پس از این در بحث از [[ریاء]]، به تفصیل این مطلب را باز خواهیم نمود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۵۱.</ref>. | |||
#[[عبادات]] کاملان، و حتّی [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}}- که عنوان "عباد [[الله]]" تنها بر آنان سزاوار است-، از یک صورت [[واحد]] برخوردار نبوده، در حالات مختلف از انگیزههای چندی برخوردار بوده است. این مطلب به تفصیل پیش از این گذشت؛ اکنون امّا اضافه میکنیم که بر اساس آنچه از [[قرآن کریم]] استفاده میشود، میتوان گفت که [[معصومان]] و در یک عمل [[واحد]]، میان چندین و چند انگیزه مختلف جمع مینمودهاند. این نشان از مراتب بینظیر آنان دارد، که هیچکس نمیتواند به آن حتّی نزدیک شود. [[قرآن کریم]] در این زمینه میفرماید: {{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا * وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا * إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا * فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«به پیمان خود وفا میکنند و از روزی میهراسند که شرّ آن همهگیر است * و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر میدهند *(با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی * بیگمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است میهراسیم * پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه میدارد و به آنان شادابی و شادمانی مینمایاند * و به آنان برای شکیبی که ورزیدهاند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش میدهد» سوره انسان، آیه ۷-۱۲.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۵۲.</ref>. | |||
*از این رو، مکلّفان میتوانند [[نیّت]] خود را [[الهی]] نمایند، امّا در عین حال انگیزههای دیگری را نیز به آن ضمیمه نمایند. نمونه را، [[نماز]] تنها از آن خداست و با [[نیّت]] انجام امر او انجام میشود؛ در عین حال امّا میتوان با [[امید]] ورود به [[بهشت]] به انجام آن پرداخت. این مسأله از نظر [[فقهی]] نیز روشن بوده موجب رفع [[تکلیف]] میگردد. | |||
*آری! خوشا به حال آن کس که به [[مقام]] [[بندگی]] واصل شود، تا در عباداتش تنها رضای او را در نظر گیرد، و هیچ مطلب دیگری را در این میانه دخیل نداند. | |||
*پُر واضح است که بهدست آوردن این [[مقام]]، [[نیازمند]] به طیّ مراحل و منازلی بیشمار است، که مراتب [[عظیم]] فناء و لقاء در آن شمار میباشد. تمامی این مراتب را در هفت منزل اصلی گرد آوردهاند. | |||
*[[خداوند]] را میخوانیم و از او مسألت مینماییم که به [[فضل]] عمیم خویش ما را دستگیری نماید، تا بتوانیم در کوچهای از کوچههای یکی از این [[شهرها]] قدمی [[زنیم]]، و [[جان]] خویش را به [[نسیم]] حیات بخش [[سلوک]] معطّر سازیم - بمنّه وکرَمه!-<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۵۳.</ref>. | |||
==تذکر چند نکته مهم== | |||
===نکته نخست=== | |||
*مسأله [[خلوص]]، در شمار مسائلی است که بهدست آوردن آن در عین مشکل بودن، سخت آسان مینماید؛ چه از سویی با توجه به آنکه تعدّد انگیزهها نمیتواند [[مانع]] از [[خلوص]] باشد، میتوان آن را آسان برشمرد؛ و از سویی دیگر با توجه به [[وحدت]] انگیزه، تحصیل آن سخت مشکل است، و در هر عصر تنها فرادست افرادی انگشتشمار خواهد آمد. | |||
*توضیح آنکه انجام هر فعلی با [[نیّت]] آنکه برای [[خداوند]] صورت گیرد، ولی در عین حال انگیزهای دیگر- همچون طلب [[دنیا]] یا طلب [[آخرت]] - نیز در کنار آن باشد، آسان بوده گذشته از عموم [[مردمان]]، حتّی شماری از [[خواص]] نیز در [[زندگی]] خود، همینگونه [[رفتار]] میکنند؛ امّا انجام کاری فقط و فقط با [[نیّت]] و انگیزه [[الهی]] - بدون آنکه انگیزهای دیگر در کنار آن قرار گیرد- در نهایت صعوبت است؛ بهویژه آنکه اگر سالک [[مسیر کمال]]، تنها به ذات او - جلَّ وعلا! - توجّه کرده حتی از توجه به اسماء و صفات او نیز بازماند؛ و یا [[برتر]] از آن، در پی آن باشد که حتّی تقرُّب به او و [[رضایت]] او را نیز در نظر نیاورد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۵۳.</ref>. | |||
*به عبارت دیگر، انجام کار بدان قید که فقط و فقط برای او انجام گیرد، و فاعل تنها عبودیّت خود و [[مولی]] بودنِ [[مولی]] را در نظر آورد و به چیزی دیگر - همچون [[رضایت]] او، [[تقرّب]] به او، [[عظمت]] او، و تحصیل بهشتش - نظری نداشته باشد. | |||
*این مسأله، به تحمّل ریاضتهای بسیار سنگین [[دینی]] و طی نمودن منازل هفتگانه، بههمراه [[فضل]] و [[لطف الهی]] [[نیازمند]] است؛ که اگر این شرایط در کسی جمع شد، میتواند در چنان درجهای از [[خلوص]] قرار گیرد؛ [[حضرت]] [[حق]] خود میفرماید:{{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ}}<ref>«و اگر بخشش خداوند و بخشایش وی بر شما نبود هرگز هیچ یک از شما پاک نمیماند اما خداوند هر که را بخواهد پاک میدارد» سوره نور، آیه ۲۱.</ref>. | |||
*با این سخن، خواننده ارجمند میتواند میان اقوال گوناگونی که در این مسأله ارائه شده است، جمع نماید: | |||
*سخن کسانی که انجام خالصانه [[اعمال]] را ساده برشمردهاند؛ | |||
*و سخن کسانی که این مطلب را سخت مشکل - و بلکه ناممکن! - دانستهاند؛ چه گروه اوّل به انجام عمل بههمراه انگیزههای دیگر نظر داشتهاند، و گروه دوّم تنها به انجام آن بدون انضمام دیگر انگیزههای [[دنیوی]] و [[اخروی]]، نظر انداختهاند. | |||
*بررسی بیشتر در این مسأله، با مراجعه به کتاب [[شریف]] "بحار الأنوار"<ref>بحار الأنوار، ج۶۷، ص۱۸۵ - ۱۹۸؛ ۲۳۴ - ۲۳۹.</ref>، و توجّه به آنچه گذشت، میسّر میگردد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۵۴.</ref>. | |||
===نکته دوّم=== | |||
*فواید [[خلوص]] برای [[دنیا]] و [[آخرت]] سالکان، بسیار است؛ و [[گمان]] نمیکنم که هیچ یک از [[فضائل]] از فوایدی بیشتر و نتایج درخشانتر از [[خلوص]]، برخوردار باشد. بلکه میتوان گفت که هیچ [[فضیلت]] دیگری، با این [[فضیلت]] قابل [[قیاس]] نیست. | |||
*فراتر از این، میتوان ادّعا نمود که تمامی دیگر [[فضائل]]، بر این [[فضیلت]] متوقّف است؛ و تحصیل آن وابسته به بهدست آوردن این [[فضیلت]] میباشد: {{متن قرآن|صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً}}<ref>«رنگ (و نگار) خداوند را (بگزینید) و خوشرنگ (و نگار) تر از خداوند کیست؟» سوره بقره، آیه ۱۳۸.</ref>. | |||
*چه، هرچه به این رنگ در آید، به همان اندازه که این رنگ را پذیرفته است از [[عظمت]] و فواید گوناگون بهرهمند میشود؛ حال این رنگپذیری به هر اندازه شدیدتر شود، [[عظمت]] آن و فواید آن نیز بیشتر خواهد شد. این مطلب تا بدانجا پیش خواهد رفت، که حتّی ممکن است آنچه از نظری دیگر عادی جلوه میکند، از عظمتی بهرهمند شود که [[حضرت]] [[حق]] - جلَّ وعلا! - در خصوص آن، آیهای و یا سورهای نازل فرماید. | |||
*نمونه را، آیا [[ارزش]] مادّی غذایی که [[اهل بیت]]{{عم}} در سه شب پیاپی به [[مستمندان]] بخشیدند، آن چنان بود که قابل توجّه باشد؟؛ بدیهی است که چند قرص نان را چنان [[ارزش]] مادّی چشمگیری نبوده است که [[حضرت]] [[حق]] درباره آن [[سوره انسان]] را نازل فرماید، امّا درجه [[خلوص]] [[حضرت]] زهرای مرضیه{{س}} و [[خانواده]] گرامی گرانسنگش، آن چنان بود که این عمل را به چنان رنگی درآورد، که سورهای درباره آن نازل شد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۵۵.</ref>. | |||
*قرار گرفتن [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در بستر [[رسول خدا]]{{صل}} در شب [[هجرت]] نیز، اینچنین بود. این عمل به حسب ظاهر برای ایشان سخت آسان بود، امّا [[اخلاص]] ایشان در آن کار، آن را برای ایشان و شیعیانشان تاج فخری نمود که تا ابد بهواسطه آن، سر فخر بر [[آسمان]] هفتم میسایند: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ}}<ref>«و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان میگذرد » سوره بقره، آیه ۲۰۷.</ref> | |||
*[[آیه ولایت]] نیز داستانی همینگونه دارد. [[نور]] و جلال این [[آیه]]، بهگونهای است که هیچ [[آیه]] دیگری در این [[کتاب آسمانی]] هماورد آن نیست، و هیچ نمونه دیگری در [[قرآن کریم]] ندارد. [[شیعه]] و [[سنّی]] همگی هماوایند که این [[آیه]] در ماجرای [[بخشش]] انگشتری در میان [[نماز]]، در [[فضیلت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نازل شد: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>؛ با آن وجود که این انگشتر بهحسب ظاهر از قیمت چندانی برخوردار نبود، و تنها دیناری خُرد [[ارزش]] داشت، چه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} -گذشته از [[زهد]] دائمی بینظیرشان-، در آن روزگار از تمکّنی بهرهمند نبودهاند که انگشتری گرانبها در دست داشته باشند. پر واضح است که سخنان بیپایه برخی کسان -که قیمت این انگشتر را بسیار گران، و یا حتّی مساوی [[خراج]] [[شام]] دانستهاند! - یا بر پایه [[جهل]] آنان بنا شده است، و یا بر پایه عداوتشان با [[مقام امامت]] کبری. | |||
*آری! این [[خلوص]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} بود که عملشان را چنان ارزشمند ساخت، نه قیمت انگشتری. | |||
*در مقابل امّا، هر فعلی که از چنان رنگی رنگ نپذیرد، هیچ قیمتی نخواهد داشت؛ بلکه [[خاک]] از آن پرارزشتر است هرچند به حسب ظاهر از قیمتی گران برخوردار باشد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۵۶.</ref>. | |||
*در این رابطه، توجّه به این [[حدیث نبوی]] [[شریف]] کافی است: "اوّلین کسانی که در [[قیامت]] به حساب فراخوانده میشوند، مردی است که [[قرآن]] را جمع و حفظ کرده، و مردی که در [[راه خدا]] به [[شهادت]] رسیده، و مردی که از [[ثروت]] زیادی برخوردار بوده است. [[خداوند]] در آن صحنه به قاری [[قرآن]] میفرماید: آیا آنچه بر پیامبرم نازل کردم را به تو نیاموختم؟ پاسخ میدهد: بله ای [[پروردگار]]! [[خداوند]] میفرماید: با آنچه به تو آموختم چه کردی؟ پاسخ میدهد: خدایا! در میانه شب و دو سوی روز برخاستم، امّا [[خداوند]] میفرماید: [[دروغ]] میگویی و [[ملائکه]] نیز گویند: [[دروغ]] میگویی، در این حال [[خداوند]] میفرماید: میخواستی که [[مردمان]] بگویند: فلان کس قاری [[قرآن]] است!، آنان نیز گفتند و تو به [[هدف]] خود رسیدی!. آنگاه مرد ثروتمند را حاضر میکنند. [[خداوند]] به او میفرماید: آیا تو را در [[ثروت]] قرار ندادم تا آنکه به هیچکس [[نیازمند]] نشوی؟ آن مرد پاسخ مثبت میدهد، [[حضرت]] [[حق]] میفرماید: تو با آنچه به تو بخشیدم چه کردی؟ پاسخ میدهد: من همواره از خویشانم تفقّد میکردم و به آنان [[نیکی]] میکردم، [[خداوند]] پاسخ میدهد: [[دروغ]] میگویی و [[ملائکه]] نیز میگویند: [[دروغ]] میگویی، تو فقط میخواستی که [[مردمان]] تو را [[بخشنده]] بدانند، به این [[هدف]] خود هم رسیدی!. آنگاه آن کس که در [[راه خدا]] به [[شهادت]] رسیده است را حاضر مینمایند. [[حضرت]] [[حق]] از او میپرسد: چه کردی؟ پاسخ میدهد: تو امر نمودی که در راهت [[جهاد]] کنند، من نیز آن [[قدر]] [[جهاد]] کردم که سرانجام در این راه کشته شدم، [[خداوند]] میفرماید: نه! تو [[اراده]] کردی که [[مردمان]] تو را [[شجاع]] و بیپروا بدانند، و اینگونه هم شد!. آنگاه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: اینان خَلقی هستند که [[خداوند]] بهواسطه آنها [[آتش]] جهنّم را بر میافروزد" <ref>{{متن حدیث|أَنَّ أَوَّلَ مَنْ يُدْعَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ رَجُلٌ جَمَعَ الْقُرْآنَ وَ رَجُلٌ قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ رَجُلٌ كَثِيرُ الْمَالِ فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْقَارِي أَ لَمْ أُعَلِّمْكَ مَا أَنْزَلْتُ عَلَى رَسُولِي فَيَقُولُ بَلَى يَا رَبِّ فَيَقُولُ مَا عَمِلْتَ فِيمَا عَلِمْتَ فَيَقُولُ يَا رَبِّ قُمْتُ بِهِ فِي آنَاءِ اللَّيْلِ وَ أَطْرَافِ النَّهَارِ فَيَقُولُ اللَّهُ كَذَبْتَ وَ تَقُولُ الْمَلَائِكَةُ كَذَبْتَ وَ يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى إِنَّمَا أَرَدْتَ أَنْ يُقَالَ فُلَانٌ قَارِئٌ فَقَدْ قِيلَ ذَلِكَ. وَ يُؤْتَى بِصَاحِبِ الْمَالِ فَيَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى أَ لَمْ أُوَسِّعْ عَلَيْكَ الْمَالَ حَتَّى لَمْ أَدَعْكَ تَحْتَاجُ إِلَى أَحَدٍ فَيَقُولُ بَلَى يَا رَبِّ فَيَقُولُ فَمَا عَمِلْتَ بِمَا آتَيْتُكَ قَالَ كُنْتُ أَصِلُ الرَّحِمَ وَ أَتَصَدَّقُ فَيَقُولُ اللَّهُ كَذَبْتَ وَ تَقُولُ الْمَلَائِكَةُ كَذَبْتَ وَ يَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بَلْ أَرَدْتَ أَنْ يُقَالَ فُلَانٌ جَوَادٌ وَ قَدْ قِيلَ ذَلِكَ. وَ يُؤْتَى بِالَّذِي قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقُولُ اللَّهُ مَا فَعَلْتَ فَيَقُولُ أَمَرْتَ بِالْجِهَادِ فِي سَبِيلِكَ فَقَاتَلْتُ حَتَّى قُتِلْتُ فَيَقُولُ اللَّهُ كَذَبْتَ وَ تَقُولُ الْمَلَائِكَةُ كَذَبْتَ وَ يَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بَلْ أَرَدْتَ أَنْ يُقَالَ فُلَانٌ شُجَاعٌ جَرِيءٌ فَقَدْ قِيلَ ذَلِكَ. ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} أُولَئِكَ خَلْقُ اللَّهِ تُسْعَرُ بِهِمْ نَارُ جَهَنَّمَ}}؛ بحار الأنوار، ج۶۹، ص۳۰۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۵۷-۲۵۸.</ref>. | |||
*کوتاه سخن آن که، [[خلوص]] مقامی [[عالی]] و شامخ است، که تمامی خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] در آن جمع شده؛ و [[صاحب]] آن را مقامی خاص است، که هر [[قدر]] بر [[خلوص]] خود بیفزاید، از مقامی عالیتر بهرهمند میشود. | |||
*[[امام]] عسگری{{ع}} میفرمایند: "اگر تمامی [[دنیا]] فقط یک لقمه باشد و من آن یک لقمه را به دهان کسی گذارم که [[خداوند]] را با خلوصْ [[عبادت]] میکند، باز میپندارم که در [[حق]] او کوتاهی کردهام؛ و باز اگر [[کافر]] را از آن یک لقمه بازدارم تا از [[گرسنگی]] و [[تشنگی]] بمیرد، آنگاه فقط یک جرعه [[آب]] به او بنوشانم میپندارم که [[اسراف]] کردهام" <ref>{{متن حدیث|لَوْ جَعَلْتُ الدُّنْيَا كُلَّهَا لُقْمَةً وَاحِدَةً وَ لَقَّمْتُهَا مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ خَالِصاً لَرَأَيْتُ أَنِّي مُقَصِّرٌ فِي حَقِّهِ وَ لَوْ مَنَعْتُ الْكَافِرَ مِنْهَا حَتَّى يَمُوتَ جُوعاً وَ عَطَشاً ثُمَّ أَذَقْتُهُ شَرْبَةً مِنَ الْمَاءِ لَرَأَيْتُ أَنِّي قَدْ أَسْرَفْتُ}}؛ بحار الأنوار، ج۶۷، ص۲۴۵.</ref>. این [[روایت]]، بهخوبی نشان میدهد که [[امام]] عسگری{{ع}}، [[خلوص]] را همارزش با تمامی [[دنیا]] دانستهاند، و بهرهمندان از [[خلوص]] را ارزشمندتر از [[دنیا]]. | |||
[[روایات]] بسیاری از [[اهل بیت]]{{ع}} وارد شده، که بر اساس آن، هرکس تنها مدّتی کوتاه از [[خلوص]] در [[افعال]] و اقوال برخوردار شود، به [[مقام]] فرقان [[الهی]] و تجلیه به صفات او نائل میشود. این [[حدیث]] معروف [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در همین شمار است: "هرکس [[چهل]] روز برای [[خداوند متعال]] [[اخلاص]] ورزد، [[خداوند]] چشمههای [[حکمت]] را از [[قلب]] او به زبانش جاری میسازد" <ref>{{متن حدیث|مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَجَّرَ اللَّهُ يَنَابِيعَ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ}}؛ بحار الأنوار،، ج۶۷، ص۲۴۹.</ref>. | |||
*[[روایات]] بسیاری نیز دلالت بر آن دارد، که خلوصْ خیر [[دنیا]] و [[آخرت]] را از پی خواهد داشت؛ در شمار این [[روایات]]، [[حدیث]] منقول از سیّد [[زنان]] عالم [[حضرت]] زهرای اطهر{{س}} است: "هرکس که [[عبادت]] [[خالص]] خود را به سوی [[خداوند]] فرستد، [[خداوند]] [[بهترین]] چیزی که [[مصلحت]] اوست را به سویش نازل میکند" <ref>{{متن حدیث|مَنْ أَصْعَدَ إِلَى اللَّهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ، أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ}}؛ بحار الأنوار،، ج۶۷، ص۲۴۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۵۹.</ref>. | |||
===نکته سوّم=== | |||
*بهدست آوردن این [[فضیلت]] بزرگ نیز همچون تحصیل دیگر [[فضائل]]، از راه ویژه خود ممکن است. ما در مجلّد اوّل این کتاب، از این راه سخن داشتیم. در اینجا تنها اضافه میکنیم که تحصیل این [[فضیلت]]، به طیّ منازل هفتگانه وابسته است؛ و تنها سالکی که این منازل را طی نماید، میتواند به این [[سعادت]] مفتخر شود. شاید تأکید بسیاری که بر این مطلب در [[روایات]] ما آمده است، با توجّه به همین اهمیّت [[اخلاص]] باشد، چه ممکن است سالکان کوی کمال با توجّه به صعوبت طی منازل هفتگانه، از رسیدن به آن دست بازکشند و خود را از آن [[ناتوان]] بینند. از این رو در [[فرهنگ]] معارفی [[اهل بیت]]{{عم}}، به صدها [[حدیث]] میتوان دست یافت که اهمیّت [[خلوص]] را متذکّر شده است، تا سالکان در تحصیل آن جدیّت کنند و در این راه سخت بکوشند. به این سه سخن [[علوی]]{{ع}} بنگرید: | |||
#[[اخلاص]] ثمره و نتیجه [[یقین]] است<ref>{{متن حدیث|الْإِخْلَاصُ ثَمَرَةُ الْيَقِينِ}}.</ref> | |||
#[[اخلاص]] در عمل نتیجه [[قوت]] [[یقین]] است<ref>{{متن حدیث|إِخْلَاصُ الْعَمَلِ مِنْ قُوَّةِ الْيَقِينِ}}؛</ref> | |||
#به اندازه [[قوت]] [[دین]] [[خلوص]] [[نیّت]] پدید میآید<ref>{{متن حدیث|عَلَى قَدْرِ قُوَّةِ الدِّينِ يَكُونُ خُلُوصُ النِّيَّةِ}}؛</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۲۶۰.</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
* [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۳''']] | * [[پرونده:10115255.jpg|22px]] [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|'''دانش اخلاق اسلامی ج۳''']] | ||