پرش به محتوا

ریاست‌دوستی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ ژانویهٔ ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - 'امّید' به 'امید'
جز (جایگزینی متن - 'امّید' به 'امید')
خط ۴۹: خط ۴۹:
*توجّه به این نکته نیز ضروری است که ریاست‌طلبان، این [[رذیلت اخلاقی]] را [[برتر]] از دیگر رذائل خود می‌دانند. از این‌رو بی‌مهابا تمامی هستی خود را در راه آن به‌مصرف می‌رسانند؛ از [[اموال]] و لذّت‌های [[مشروع]] خود می‌گذرد، همان‌گونه که از به‌کاربردن امور [[حرام]] در این راه ابایی نمی‌نماید.
*توجّه به این نکته نیز ضروری است که ریاست‌طلبان، این [[رذیلت اخلاقی]] را [[برتر]] از دیگر رذائل خود می‌دانند. از این‌رو بی‌مهابا تمامی هستی خود را در راه آن به‌مصرف می‌رسانند؛ از [[اموال]] و لذّت‌های [[مشروع]] خود می‌گذرد، همان‌گونه که از به‌کاربردن امور [[حرام]] در این راه ابایی نمی‌نماید.
*این خود [[دلیل]] آن است که ریاست‌دوستی نزد [[انسان]] غیر مهذّب، از تمامی خواستنی‌های دیگر محبوب‌تر است؛ و پر واضح است که این مسأله از انسان‌های پَستی که سر در پی دنیای [[پست]] نهاده‌اند، هیچ بعید نمی‌نماید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۰.</ref>.
*این خود [[دلیل]] آن است که ریاست‌دوستی نزد [[انسان]] غیر مهذّب، از تمامی خواستنی‌های دیگر محبوب‌تر است؛ و پر واضح است که این مسأله از انسان‌های پَستی که سر در پی دنیای [[پست]] نهاده‌اند، هیچ بعید نمی‌نماید<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۰.</ref>.
*آورده‌اند که [[حُمَید بن قحطبه]]- که از [[فرماندهان لشکر]] [[هارون‌ الرَّشید]] بود-، در [[ماه رمضان]] بی‌مهابا [[روزه]] نگرفت. یکی از [[نزدیکان]] او، در رابطه با [[علت]] روزه‌خواریِ او از او سؤال کرد، و او پاسخ داد: من از [[رحمت]] و [[بخشش حضرت]] [[حق]] ناامیدم!، از این‌رو خود به [[عبادات]] نمی‌پردازم که فایده‌ای برایم نخواهد داشت؛ و چون از علّت [[ناامیدی]] او از [[رحمت]] حضرتش سؤال کردند، پاسخ داد: من تنها در یک روز، شصت مرد [[جوان]] و نوجوان را به [[قتل]] رساندم، که همه از [[فرزندان]] [[حضرت فاطمه زهرا]] (س) بودند!؛ او ادامه داد: شبی [[هارون]] از من خواست تا مقدار [[وفاداری]] خود نسبت به او را بیان کنم، پاسخ دادم: من تمامی [[مال]] خود را فدای تو می‌سازم؛ او بر این مقدار [[راضی]] نشد، گفتم: خود را فدای تو می‌سازم؛ باز [[راضی]] نشد، گفتم: آبروی خود را فدای تو می‌سازم؛ باز [[راضی]] نشد، گفتم: [[دین]] خود را فدای تو می‌سازم؛ چون این گفتم، شادمان و [[راضی]] شد. او شمشیری به من داد و گفت: به همراه این [[غلام]] برو و به هر چه فرمانت داد، همان را [[اطاعت]] کن. آن [[غلام]] به‌همراه من به زندانی آمد، که در آن شصت مرد [[جوان]] و نوجوان از [[فرزندان حضرت زهرا]] (س) قرار داشتند، و مرا امر کرد که همه آنان را به [[قتل]] رسانم؛ من نیز یکایک آنان را از زندان خارج کرده و سر بریدم!؛ از این‌رو هرگز در [[رحمت]] و غفران [[الهی]] امّید نخواهم داشت، چه می‌دانم که بدون تردید به جهنّم وارد خواهم شد!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۱.</ref>.
*آورده‌اند که [[حُمَید بن قحطبه]]- که از [[فرماندهان لشکر]] [[هارون‌ الرَّشید]] بود-، در [[ماه رمضان]] بی‌مهابا [[روزه]] نگرفت. یکی از [[نزدیکان]] او، در رابطه با [[علت]] روزه‌خواریِ او از او سؤال کرد، و او پاسخ داد: من از [[رحمت]] و [[بخشش حضرت]] [[حق]] ناامیدم!، از این‌رو خود به [[عبادات]] نمی‌پردازم که فایده‌ای برایم نخواهد داشت؛ و چون از علّت [[ناامیدی]] او از [[رحمت]] حضرتش سؤال کردند، پاسخ داد: من تنها در یک روز، شصت مرد [[جوان]] و نوجوان را به [[قتل]] رساندم، که همه از [[فرزندان]] [[حضرت فاطمه زهرا]] (س) بودند!؛ او ادامه داد: شبی [[هارون]] از من خواست تا مقدار [[وفاداری]] خود نسبت به او را بیان کنم، پاسخ دادم: من تمامی [[مال]] خود را فدای تو می‌سازم؛ او بر این مقدار [[راضی]] نشد، گفتم: خود را فدای تو می‌سازم؛ باز [[راضی]] نشد، گفتم: آبروی خود را فدای تو می‌سازم؛ باز [[راضی]] نشد، گفتم: [[دین]] خود را فدای تو می‌سازم؛ چون این گفتم، شادمان و [[راضی]] شد. او شمشیری به من داد و گفت: به همراه این [[غلام]] برو و به هر چه فرمانت داد، همان را [[اطاعت]] کن. آن [[غلام]] به‌همراه من به زندانی آمد، که در آن شصت مرد [[جوان]] و نوجوان از [[فرزندان حضرت زهرا]] (س) قرار داشتند، و مرا امر کرد که همه آنان را به [[قتل]] رسانم؛ من نیز یکایک آنان را از زندان خارج کرده و سر بریدم!؛ از این‌رو هرگز در [[رحمت]] و غفران [[الهی]] [[امید]] نخواهم داشت، چه می‌دانم که بدون تردید به جهنّم وارد خواهم شد!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۱.</ref>.
*[[تاریخ]] بسیاری از حکایات این‌گونه را برای ما بازگو می‌کند، تا دریابیم که [[رذیلت]] حبّ [[ریاست]]، [[آدمی]] را چسان به حیوانی درنده‌خو تبدیل می‌کند.
*[[تاریخ]] بسیاری از حکایات این‌گونه را برای ما بازگو می‌کند، تا دریابیم که [[رذیلت]] حبّ [[ریاست]]، [[آدمی]] را چسان به حیوانی درنده‌خو تبدیل می‌کند.
*گذشته از [[تاریخ]]، [[قرآن کریم]] نیز در داستان پیامبرانی همچون [[نوح]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[عیسی]] و [[محمّد]] مصطفی{{صل}}، نشان می‌دهد که "ملأ"، با آن‌که نسبت به حقّانیّت آنان [[آگاهی]] داشتند، امّا به [[انکار]] آنان می‌پرداختند و [[مردم]] را با [[فریب]] و خدعه از [[پیروی]] از آنان باز می‌داشتند. بالاتر از همه آن‌که [[خون]] [[انبیاء]] عظام{{ع}} را می‌ریختند، تا [[ریاست]] خود بر [[جامعه]] را از دست ندهند؛ و این تنها به [[جرم]] ایمانی بود که آن بزرگواران در [[جان]] خویش به [[خدای متعال]] داشتند!: {{متن قرآن|وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«و با آنان کینه‌توزی نکردند مگر از آن رو که آنان به خداوند پیروزمند ستوده، ایمان داشتند،» سوره بروج، آیه ۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۱-۳۲.</ref>.
*گذشته از [[تاریخ]]، [[قرآن کریم]] نیز در داستان پیامبرانی همچون [[نوح]]، [[ابراهیم]]، [[موسی]]، [[عیسی]] و [[محمّد]] مصطفی{{صل}}، نشان می‌دهد که "ملأ"، با آن‌که نسبت به حقّانیّت آنان [[آگاهی]] داشتند، امّا به [[انکار]] آنان می‌پرداختند و [[مردم]] را با [[فریب]] و خدعه از [[پیروی]] از آنان باز می‌داشتند. بالاتر از همه آن‌که [[خون]] [[انبیاء]] عظام{{ع}} را می‌ریختند، تا [[ریاست]] خود بر [[جامعه]] را از دست ندهند؛ و این تنها به [[جرم]] ایمانی بود که آن بزرگواران در [[جان]] خویش به [[خدای متعال]] داشتند!: {{متن قرآن|وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}}<ref>«و با آنان کینه‌توزی نکردند مگر از آن رو که آنان به خداوند پیروزمند ستوده، ایمان داشتند،» سوره بروج، آیه ۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۳۱-۳۲.</ref>.
۲۲۴٬۷۸۹

ویرایش