←پرسشهای وابسته
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
*[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: آیا در میان شما [[شیعیان]] کسی هست که دست در جیب [[برادر]] خود کند و به مقداری که لازم دارد برداشته و برادرش هم اعتراضی نکند؟ [[راوی]] عرض کرد: خیر من چنین شخصی را نمیشناسم. [[حضرت]] فرمود: پس شما امتیاز خاصی ندارید. [[راوی]] پرسید: یعنی ما در این صورت هلاک میشویم؟ [[حضرت]] فرمود، خیر (هلاک نمیشوید) بلکه شما هنوز عقلهایتان کامل نگشته است و در [[حدیث]] دیگری فرمود: شیعیانی که در جیب [[پول]] خود هنوز نسبت به [[برادر دینی]] خود [[بخل]] میورزند، پس در نثار کردن [[خون]] خود در راه ما بخیلتر خواهند بود... اما زمانی که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] نماید، [[برادر]] دست در جیب [[برادر]] خود میکند و به اندازه احتیاج خود برمیدارد و برادرش هیچگونه اعتراضی نمیکند<ref>نجم الثاقب: باب سوم، خصوصیت بیست و چهارم:</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]. ص ۴۲۶.</ref>. | *[[امام باقر]]{{ع}} فرمود: آیا در میان شما [[شیعیان]] کسی هست که دست در جیب [[برادر]] خود کند و به مقداری که لازم دارد برداشته و برادرش هم اعتراضی نکند؟ [[راوی]] عرض کرد: خیر من چنین شخصی را نمیشناسم. [[حضرت]] فرمود: پس شما امتیاز خاصی ندارید. [[راوی]] پرسید: یعنی ما در این صورت هلاک میشویم؟ [[حضرت]] فرمود، خیر (هلاک نمیشوید) بلکه شما هنوز عقلهایتان کامل نگشته است و در [[حدیث]] دیگری فرمود: شیعیانی که در جیب [[پول]] خود هنوز نسبت به [[برادر دینی]] خود [[بخل]] میورزند، پس در نثار کردن [[خون]] خود در راه ما بخیلتر خواهند بود... اما زمانی که [[حضرت قائم]]{{ع}} [[قیام]] نماید، [[برادر]] دست در جیب [[برادر]] خود میکند و به اندازه احتیاج خود برمیدارد و برادرش هیچگونه اعتراضی نمیکند<ref>نجم الثاقب: باب سوم، خصوصیت بیست و چهارم:</ref><ref>[[عباس حیدرزاده|حیدرزاده، عباس]]، [[فرهنگنامه آخرالزمان (کتاب)|فرهنگنامه آخرالزمان]]. ص ۴۲۶.</ref>. | ||
==رابطه عقل و دین== | |||
*"ترابط یا تعاند عقل و [[دین]]"، از جمله مباحثی است که هم در عالم [[اسلام]] بحث و گفتگوهای فراوانی در مورد آن صورت گرفته و هم در [[مغرب]] [[زمین]]، موضوع جدالهای فراوانی شده است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۴.</ref>. | |||
===[[شرافت]] عقل=== | |||
*"عقل"، به معنای [[قوه]] مدرکه حقایق و مرکز تشخیص خوبی از [[بدی]]، و همچنین ابزار تحلیل مفاهیم، در نگاه [[دین]] از [[جایگاه]] و [[شرافت]] بالایی برخوردار است. | |||
*نزدیک به سیصد [[آیه]] [[قرآن]] به عقل، [[تفکر]] در [[عالم هستی]]، دوری از تقلیدهای غیر منطقی و تأکید بر [[استدلال]] و [[برهان]] پرداخته است. | |||
*[[روایات]] نیز به بیانهای مختلف به [[ارزش]] و اهمیت عقل از جنبههای مختلف پرداختهاند که [[بهترین]] نمونه آن، کتاب العقل و الجهل کتاب [[اصول کافی]] مرحوم کلینی است که این بحث را فصل آغازین و مطلع مباحث کتاب خود قرار داده و به تفصیل [[روایات]] مربوط به عقل و [[جهل]] را با سندهای صحیح و معتبر جمعآوری کرده است. از جمله [[احادیث]] آن، اینکه [[خداوند]] در [[حدیث قدسی]] میفرماید: "آفریدهای محبوبتر از عقل نیافریده است"<ref>کلینی، کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>. نیز در [[حدیث]] دیگری آمده است: "که [[حیا]] و [[دین]] موظف شدند همواره با عقل ملازم باشند و از آن جدا نشوند"<ref>کلینی، کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>. | |||
*بالاتر اینکه عقل بال دیگر [[دین]] است؛ همانگونه که فرمودند: "در مقابل [[پیامبران]] و [[امامان]] که حجتهای بیرونی هستند، عقل [[حجت]] درونی است"<ref>کلینی، کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۶۰.</ref>. | |||
*جمع میان [[روایات]] مذکور و روایاتی که به [[تبیین]] حدود و ثغور و برخی ناتواناییهای عقل پرداخته است، گویای رویکرد اعتدالی به عقل در نگاه [[مفسران]] [[وحی]] است. [[امام علی]]{{ع}} درباره محدوده تواناییهای عقل در [[شناخت]] ذات و [[صفات خدا]] میفرماید: "[[خداوند]]، خردها را به [[درک]] کامل صفات خود [[آگاه]] نساخته و در [[شناخت]] خود -در [[حد ]][[توان]] و [[ضرورت]]- بر [[عقول]] پرده نیفکنده است"<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۴۹.</ref>. در قسمت اول، [[امام]] به [[ضعف]] عقل در [[کشف]] کنه [[صفات خدا]] اشاره میکند؛ ولی در بخش دوم، [[توانایی]] عقل را یادآوری میکند که جمع میان آن دو، همان رویکرد اعتدالی است. برخلاف دو رویکرد عقلگرایی حداکثری و حداقلی در عالم [[اسلام]] که به ترتیب [[معتزله]] و [[اشاعره]] بر آنها بودند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۵.</ref>. | |||
===عقل و [[دین]] در [[اندیشه]] [[اسلامی]]=== | |||
*در مجموعه اندیشههای [[اسلامی]]، سه نوع عقل را جهت [[فهم]] حقایق [[دینی]] میتوان پیگیری و رصد نمود: | |||
#'''عقل نظری و [[معارف]] بنیادین:''' "عقل نظری"، آن جنبه از عقل است که به [[کشف]] واقعیتها و هست و نیستها، مانند [[خداشناسی]] و [[انسانشناسی]] میپردازد. [[دینشناسی]] مبتنی بر عقل، از [[استدلال]] منطقی برخوردار است؛ چه در اصل [[خداشناسی]] که [[امام صادق]]{{ع}} دراینباره میفرماید: "[[بندگان]] به سبب عقل، [[خداوند]] خویش را میشناسند و میفهمند که خود آفریده هستند"<ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۲۹.</ref>؛ و چه در [[ثبات]] و ماندگاری [[اعتقادات]]، همانگونه که [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: "با خردها [[شناخت]] [[خدا]] پایدار میگردد"<ref>حرانی، تحف العقول، ص۶۲.</ref>. | |||
#'''عقل عملی و [[حسن و قبح]] [[اخلاقی]]:''' [[وظیفه]] "عقل عملی"، [[شناخت]] بایدها و نبایدها، مانند تشخیص [[فضایل]] و [[رذایل اخلاقی]] و عمل به [[دستورهای الهی]] است. [[امام صادق]]{{ع}} درباره این جنبه عقل میفرماید: "عقل آن است که عمل [[نیکو]] را از عمل قبیح باز میشناسند"<ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۲۹.</ref>. | |||
#'''عقل ابزاری و [[مدیریت]] [[زندگی]]:''' "عقل ابزاری"، وسیلهای برای سامان دادن به [[زندگی]]، مانند [[مدیریت]] سازمانی، [[برنامهریزی]] درست، تشخیص سود و زیان و پیدا کردن مسیر درست برای دستیابی به اهداف [[زندگی]] است. | |||
*در این [[حوزه]] نیز، در [[روایات]] بر به کار انداختن عقل جهت [[فهم]] درست امور و [[آیندهنگری]] نسبت به سرانجام [[کارها]] تأکید زیادی شده است. [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] میکند: شخصی نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و عرض کرد: ای [[رسول خدا]]! توصیه و سفارشی به من کن. آن [[حضرت]] سه بار پرسید: اگر سفارشی کنم، انجام میدهی؟ آن شخص در هر سه بار جواب داد: آری، ای [[رسول خدا]]! [[حضرت]] فرمود: به تو سفارش میکنم هرگاه خواستی کاری انجام دهی، درباره سرانجام آن [[تدبر]] کن؛ اگر مایه رشد و [[هدایت]] بود، انجام بده و اگر مایه [[گمراهی]] بود، از آن بپرهیز<ref>کلینی، کافی، ج۸، ص۱۵۰.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۶.</ref>. | |||
*آنچه گفته شد، غیر از اختلافنظرهایی است که کم و بیش وجود داشته است، که اوج آن در قصه اخباریان دیده میشود که امروزه نیز با اندک تغییراتی در روش، با اسم و عناوین دیگر مسیر خود را ادامه میدهند. | |||
===عقل و [[دین]] در [[اندیشه]] غربیان=== | |||
*در فضای مفهومشناسی، عقلگرایی در دنیای [[غرب]]، با توجه به ورود آن به حوزههای مختلف، سه [[هویت]] معنایی را پشت سر گذاشته که عبارتند از: عقلگرایی [[فلسفی]]، عقلگرایی [[کلامی]] و عقلگرایی عصر روشنگری. | |||
*عقلگرایی [[فلسفی]]، در برابر اصطلاح تجربهگرایی قرار دارد؛ یعنی عقل برخلاف تجربه، میتواند نظامهای نظری و [[فلسفی]] را بنیان کند<ref>کاپلستون، تاریخ فلسفه، از دکارت تا لایب نیتس، ج۴، ص۲۸ بعد.</ref>. | |||
*عقلگرایی [[کلامی]] در برابر ایمانگرایی قرار دارد و گرایشی است که اثبات حقایق [[دینی]] به وسیله [[براهین]] [[عقلی]] تأکید دارد<ref>پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ص۹۶ - ۸۵.</ref>. کارکرد سوم آن، ویژه عصر [[خرد]] و روشنگری است که از نظر آنان، عقل در برابر [[تفکر]] سنتی [[کلیسا]]، [[جمودگرایی]] و خرافهپرستی قرار میگیرد و به نحوی عقل در همه حوزههای [[زندگی دنیوی]] [[بشر]]، اعم از [[علم]]، [[دین]] و [[اخلاق]] و غیر آن [[مرجع]] و منبع تصمیمگیری و جهتدهی است سر. | |||
*از آنجا که تطور معنایی عقل در اروپا از دیرباز تاکنون، داستان مفصل و بغرنجی را پشت گذرانده است، تقسیم مذکور را میتوان بیان دیگر و کاملتری دانست: در قرون وسطی و [[عهد]] [[قدرت]] [[کلیسا]]، میان عقل و گزارههای [[الهی]] تعارضی به چشم نمیخورد. عقلگرایی در قرن شانزدهم و هفدهم در برابر تجربهگرایی و مدافع جدی [[دین]] بود. نمونه روشن آن، عقلگرایی دکارتی است که مفهوم [[خدا]] را از مفاهیم [[فطری]] برشمرد و برخی دیگر، مانند مالبرانش و لایبنیتس با دلائل [[عقلی]] به اثبات [[خدا]] پرداختند. | |||
*رویکرد عقلگرایی [[کلامی]] نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دورههای مختلف [[غرب]] قابل بررسی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۷.</ref>. | |||
*اما اوج قدرتنمایی عقل و به زیر کشیدن قامت [[دین]] در قرن هجدهم (که آن را عصر عقل و روشنگری مینامند) و نوزدهم شکل میگیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از [[دین]] را محکوم میکند. همچنین کانت هر چند که عقل نظری را [[ناتوان]] میانگارد، لازمه آن، [[خدمت]] به [[فهم]] گزارههای [[دینی]] نبود؛ بلکه عملاً [[پلورالیسم]] [[فکری]] و معرفتی را در این مسیر پیریزی مینماید، که لازمه هر دو [[تفکر]] تجربهگرایی و پدیدارگرایی، حذف [[دین]] از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] در دوران مدرنیته شد<ref>جهت مطالعه بیشتر دو تفکر مذکور، بنگرید به: نگارنده، مکتبهای نسبیگرایی اخلاقی، فصلهای مربوط به هیوم و کانت.</ref>؛ تا جایی که عقل در این دوره [[حاکمیت]] بیچون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از [[دین]] وحیانی رواج یافت و [[دین]] طبیعی و دئیزم جایگزین [[دین]] آسمانی و [[الهی]] شد<ref>بنگرید به: باربور، علم و دین، ص۸۰ - ۷۱.</ref>. و عقل نه تنها در [[حوزه]] [[دین]]، بلکه در همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصلالخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۸.</ | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
{{جستارهای وابسته}} | {{جستارهای وابسته}} | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
* [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | * [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | ||