←آزادی عقیده در سنجۀ عقل محض
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==آزادی عقیده در سنجۀ عقل محض== | ==آزادی عقیده در سنجۀ عقل محض== | ||
بر مبنای تکالیف عامۀ عقلی سابق الذکر میتوان محدودۀ آزادی عقیده را از نظر عقل مورد بررسی قرار داده و میزان و کیفیت آن را در سنجۀ عقل به داوری گذاشته و آنچه را عقل در این زمینه قضاوت میکند مشخص نمود. | بر مبنای تکالیف عامۀ عقلی سابق الذکر میتوان محدودۀ آزادی عقیده را از نظر عقل مورد بررسی قرار داده و میزان و کیفیت آن را در سنجۀ عقل به داوری گذاشته و آنچه را عقل در این زمینه قضاوت میکند مشخص نمود. ابتدا لازم است به تبیین واژۀ آزادی بپردازیم و معنای مورد نظر از آزادی عقیده را در این بحث مشخص کنیم: | ||
===معانی سه گانه آزادی=== | |||
ابتدا لازم است به تبیین واژۀ آزادی بپردازیم و معنای مورد نظر از آزادی عقیده را در این بحث مشخص کنیم: | |||
آزادی سه معنا دارد: | آزادی سه معنا دارد: | ||
# '''آزادی فلسفی''': در زبان معارف اسلامی از این آزادی به '''آزادی تکوینی''' تعبیر میشود، این نوع آزادی از نظر معرفت شناختی در حوزۀ مدرکات عقل نظری یعنی عقل مدرک «هست»ها جای میگیرد این نوع آزادی به معنای اختیار و نقطۀ مقابل جبر است. جبر به معنای آن است که انسان در رفتار خویش محکوم عامل یا عوامل فوقانی برتری است که طبق قانون تخلفناپذیر جبری رفتار آدمی را بر او تحمیل میکنند، بنابر جبری بودن رفتار انسان تنها ابزاری است که به وسیلۀ عوامل جبری بالاتر به جنبش و حرکت درآمده و رفتار معیّنی از او سر میزند. نظریاتی که معتقد به جبر اقتصادی یا جبر اجتماعی میباشند یا عواملی همچون عقدههای روانی شکلگرفته در دوران کودکی و امثال آن را عامل جبری تعیین کنندۀ خواستههای انسان میدانند، و نفس آدمی را در برابر آن عوامل جبری تنها بهعنوان پذیرندۀ منفعلی قلمداد میکنند که نقشی در تعیین رفتار خود به جز پذیرش آنچه از سوی آن عوامل جبری دیکته میشود ندارد، این گونه نظریات اجتماعی یا فلسفی بر جبر فلسفی و نفی مطلق آزادی تکوینی انسان استوارند، و نقشی برای آزادی آدمی در تعیین شخصیت و هویت فردی و اجتماعی و سرانجام سرنوشت خویش قائل نیستند. در اینجا سخن از این نوع آزادی نیست، بلکه آزادی فلسفی عقیده در این بحث بهعنوان اصل موضوع و پیشفرض مسلّم پذیرفته میشود. زیرا تنها در این صورت است که نوبت به حکم فقهی مربوط به عقاید و باورها میرسد، وگرنه بر مبنای نفی آزادی عقیده به معنای آزادی فلسفی یا تکوینی، و بر اساس نظریات جبرگرایانه در حوزۀ عقاید و باورها سخن از مسئولیت و تکلیف عقلی یا شرعی آدمی در حوزۀ عقاید و باورها جای ندارد. | # '''آزادی فلسفی''': در زبان معارف اسلامی از این آزادی به '''آزادی تکوینی''' تعبیر میشود، این نوع آزادی از نظر معرفت شناختی در حوزۀ مدرکات عقل نظری یعنی عقل مدرک «هست»ها جای میگیرد این نوع آزادی به معنای اختیار و نقطۀ مقابل جبر است. جبر به معنای آن است که انسان در رفتار خویش محکوم عامل یا عوامل فوقانی برتری است که طبق قانون تخلفناپذیر جبری رفتار آدمی را بر او تحمیل میکنند، بنابر جبری بودن رفتار انسان تنها ابزاری است که به وسیلۀ عوامل جبری بالاتر به جنبش و حرکت درآمده و رفتار معیّنی از او سر میزند. نظریاتی که معتقد به جبر اقتصادی یا جبر اجتماعی میباشند یا عواملی همچون عقدههای روانی شکلگرفته در دوران کودکی و امثال آن را عامل جبری تعیین کنندۀ خواستههای انسان میدانند، و نفس آدمی را در برابر آن عوامل جبری تنها بهعنوان پذیرندۀ منفعلی قلمداد میکنند که نقشی در تعیین رفتار خود به جز پذیرش آنچه از سوی آن عوامل جبری دیکته میشود ندارد، این گونه نظریات اجتماعی یا فلسفی بر جبر فلسفی و نفی مطلق آزادی تکوینی انسان استوارند، و نقشی برای آزادی آدمی در تعیین شخصیت و هویت فردی و اجتماعی و سرانجام سرنوشت خویش قائل نیستند. در اینجا سخن از این نوع آزادی نیست، بلکه آزادی فلسفی عقیده در این بحث بهعنوان اصل موضوع و پیشفرض مسلّم پذیرفته میشود. زیرا تنها در این صورت است که نوبت به حکم فقهی مربوط به عقاید و باورها میرسد، وگرنه بر مبنای نفی آزادی عقیده به معنای آزادی فلسفی یا تکوینی، و بر اساس نظریات جبرگرایانه در حوزۀ عقاید و باورها سخن از مسئولیت و تکلیف عقلی یا شرعی آدمی در حوزۀ عقاید و باورها جای ندارد. | ||
| خط ۲۱: | خط ۱۹: | ||
از آنچه دربارۀ معنای آزادی گفتیم معلوم شد آزادی به معنای اول یا آزادی فلسفی و تکوینی خارج از حوزۀ بحث ماست بنابراین مقصود از بحث دربارۀ آزادی عقیده در اینجا آزادی نوع دوم یعنی آزادی عقلی و آزادی نوع سوم یعنی آزادی قانونی است. دربارۀ آزادی قانونی در بخش دوم این بحث خواهیم پرداخت. | از آنچه دربارۀ معنای آزادی گفتیم معلوم شد آزادی به معنای اول یا آزادی فلسفی و تکوینی خارج از حوزۀ بحث ماست بنابراین مقصود از بحث دربارۀ آزادی عقیده در اینجا آزادی نوع دوم یعنی آزادی عقلی و آزادی نوع سوم یعنی آزادی قانونی است. دربارۀ آزادی قانونی در بخش دوم این بحث خواهیم پرداخت. | ||
==آزادی عقلی عقیده== | ==آزادی عقلی عقیده== | ||