بحث:ابوذر غفاری: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷: خط ۷:
*[[ابوذر]] نزد [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] مقامی والا داشت. [[صداقت]] [[ابوذر]] در بین [[عرب]] ضرب المثل بود<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۲، ص ۲۷۲.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} دربارۀ [[ابوذر]] فرمودند: «[[آسمان]] بر کسی سایه نیفکند و [[زمین]]، کسی را بر پشت خود نگرفت که راستگوتر از [[ابوذر]] باشد»<ref>{{متن حدیث|مَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ وَ لَا أَقَلَّتِ الْغَبْرَاءُ عَلَی ذِی لَهْجَةٍ أَصْدَقَ مِنْ أَبِی ذَر}}؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۸۵، ح ۵۴۶۱.</ref>.<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۴، ص ۱۴.</ref> [[زهد]] و [[پارسایی]] [[ابوذر]] موجب شد [[پیامبر]] وی را به [[حضرت عیسی]] [[تشبیه]] کند<ref>ر.ک: جامع البیان، مج ۱۱، ج ۲۱، ص ۱۵۵ ـ ۱۵۶.</ref>. او در [[زندگی]] [[دنیایی]] به حداقل ممکن [[قناعت]] می‌کرد و حتی حاضر به پذیرش هدیه نبود<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۲۸.</ref>.  [[ابوذر]]، فردی آزاداندیش، رُک و دارای [[اعتقادات]] [[دینی]] ژرف و عمیق، [[زاهد]] و [[قناعت‌پیشه]] بود وی در حق‌گویی سرآمد بود چنانکه [[حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: «امروز هیچ کس جز من و [[ابوذر]] نیست که در [[راه خدا]] از [[سرزنش]] دیگران نهراسد»<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۹، ص ۲۶۳.</ref> و این براساس عهدی بود که با [[پیامبر]] بسته بود<ref>ر.ک: الدرالمنثور، ج ۴، ص ۱۳۶.</ref>. [[ابوذر]] هرگز از [[بیان]] [[حق]] باز نایستاد و هنگامی که به او گفتند: چرا با اینکه [[خلیفه]] تو را از [[فتوا]] دادن منع کرده باز چنین می‌کنی؟ گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر خنجر بر حلقم نهید تا یک کلمه از آنچه را از [[رسول خدا]] شنیده‌ام، ترک کنم چنین نخواهم کرد»<ref>ر.ک: مبهمات القرآن، ج ۱، ص ۵۳۵ ـ ۵۳۶.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} او را از آنانی دانسته که [[بهشت]]، مشتاق دیدارشان است<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۴، ص ۱۵۹؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص ۲۲۳؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۳۹۱.</ref>. او مورد [[اعتماد]] [[پیامبر]] بود و به او علاقه داشت و وی را یکی از چهارده رفیق خود می‌شمرد<ref>.ر.ک: تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۳۶؛ الاستیعاب، ج ۴، ص ۲۴۰.</ref> و حتی او را بر مرکب خود، پشت سرش سوار می‌کرد<ref>ر.ک: الاستیعاب، ج ۲، ص ۲۷۰.</ref>، اما با این حال، گویا از طرف حضرتش، مسؤولیتی [[سیاسی]] به او واگذار نشد<ref>ر.ک: قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۸۷ و ۴۸۸.</ref>. خود او نیز از آنان که در برخی از ادوار بعدی [[مقام]] [[سیاسی]] را می‌پذیرفتند، دوری می‌گزید از این رو به [[ابوموسی اشعری]] که وی را [[برادر]] خطاب کرده بود، گفت: «من پیش از آنکه به [[خدمت]] در [[خلافت عثمان]] درآیی، برادرت بوده‌ام»<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۹؛ قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۸۸.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵.</ref>
*[[ابوذر]] نزد [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] مقامی والا داشت. [[صداقت]] [[ابوذر]] در بین [[عرب]] ضرب المثل بود<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۲، ص ۲۷۲.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} دربارۀ [[ابوذر]] فرمودند: «[[آسمان]] بر کسی سایه نیفکند و [[زمین]]، کسی را بر پشت خود نگرفت که راستگوتر از [[ابوذر]] باشد»<ref>{{متن حدیث|مَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ وَ لَا أَقَلَّتِ الْغَبْرَاءُ عَلَی ذِی لَهْجَةٍ أَصْدَقَ مِنْ أَبِی ذَر}}؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۸۵، ح ۵۴۶۱.</ref>.<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۴، ص ۱۴.</ref> [[زهد]] و [[پارسایی]] [[ابوذر]] موجب شد [[پیامبر]] وی را به [[حضرت عیسی]] [[تشبیه]] کند<ref>ر.ک: جامع البیان، مج ۱۱، ج ۲۱، ص ۱۵۵ ـ ۱۵۶.</ref>. او در [[زندگی]] [[دنیایی]] به حداقل ممکن [[قناعت]] می‌کرد و حتی حاضر به پذیرش هدیه نبود<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج ۳، ص ۱۲۸.</ref>.  [[ابوذر]]، فردی آزاداندیش، رُک و دارای [[اعتقادات]] [[دینی]] ژرف و عمیق، [[زاهد]] و [[قناعت‌پیشه]] بود وی در حق‌گویی سرآمد بود چنانکه [[حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: «امروز هیچ کس جز من و [[ابوذر]] نیست که در [[راه خدا]] از [[سرزنش]] دیگران نهراسد»<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۹، ص ۲۶۳.</ref> و این براساس عهدی بود که با [[پیامبر]] بسته بود<ref>ر.ک: الدرالمنثور، ج ۴، ص ۱۳۶.</ref>. [[ابوذر]] هرگز از [[بیان]] [[حق]] باز نایستاد و هنگامی که به او گفتند: چرا با اینکه [[خلیفه]] تو را از [[فتوا]] دادن منع کرده باز چنین می‌کنی؟ گفت: «به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر خنجر بر حلقم نهید تا یک کلمه از آنچه را از [[رسول خدا]] شنیده‌ام، ترک کنم چنین نخواهم کرد»<ref>ر.ک: مبهمات القرآن، ج ۱، ص ۵۳۵ ـ ۵۳۶.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} او را از آنانی دانسته که [[بهشت]]، مشتاق دیدارشان است<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۴، ص ۱۵۹؛ الدرالمنثور، ج ۴، ص ۲۲۳؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۳۹۱.</ref>. او مورد [[اعتماد]] [[پیامبر]] بود و به او علاقه داشت و وی را یکی از چهارده رفیق خود می‌شمرد<ref>.ر.ک: تاریخ طبری، ج ۲، ص ۳۳۶؛ الاستیعاب، ج ۴، ص ۲۴۰.</ref> و حتی او را بر مرکب خود، پشت سرش سوار می‌کرد<ref>ر.ک: الاستیعاب، ج ۲، ص ۲۷۰.</ref>، اما با این حال، گویا از طرف حضرتش، مسؤولیتی [[سیاسی]] به او واگذار نشد<ref>ر.ک: قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۸۷ و ۴۸۸.</ref>. خود او نیز از آنان که در برخی از ادوار بعدی [[مقام]] [[سیاسی]] را می‌پذیرفتند، دوری می‌گزید از این رو به [[ابوموسی اشعری]] که وی را [[برادر]] خطاب کرده بود، گفت: «من پیش از آنکه به [[خدمت]] در [[خلافت عثمان]] درآیی، برادرت بوده‌ام»<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۹؛ قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۸۸.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵.</ref>
*[[ابوذر]] در برخی [[غزوات]] شرکت کرده از جمله:  
*[[ابوذر]] در برخی [[غزوات]] شرکت کرده از جمله:  
#[[فتح مکه]]: [[پرچم]] بنی [[غفار]] را به دست داشت<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۸.</ref>.
#[[فتح مکه]]: [[پرچم]] بنی [[غفار]] را به دست داشت<ref>ر.ک: انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۸.</ref>.
#[[جنگ حنین]]: [[پرچم]] دار آنان بود<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۴، ص ۲۴۰.</ref> گرچه بعضی او را در این [[جنگ]]، [[جانشین پیامبر]] در [[مدینه]] دانسته‌اند<ref>.ر.ک: انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۸.</ref>.  
#[[جنگ حنین]]: [[پرچم]] دار آنان بود<ref>ر.ک: العقدالفرید، ج ۴، ص ۲۴۰.</ref> گرچه بعضی او را در این [[جنگ]]، [[جانشین پیامبر]] در [[مدینه]] دانسته‌اند<ref>.ر.ک: انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۸.</ref>.  
#غزوۀ «عمرة القضاء»: [[امامت]] [[جماعت]] [[مدینه]] به جای [[پیامبر]] و [[جانشینی]] [[حضرت]] را برعهده داشت.
#غزوۀ «عمرة القضاء»: [[امامت]] [[جماعت]] [[مدینه]] به جای [[پیامبر]] و [[جانشینی]] [[حضرت]] را برعهده داشت.
#غزوۀ «ذات الرقاع»: [[امامت]] [[جماعت]] [[مدینه]] به جای [[پیامبر]] و [[جانشینی]] [[حضرت]] را برعهده داشت<ref>ر.ک: الفتوح، ج ۲، ص ۵۵۹.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵.</ref>  
#غزوۀ «ذات الرقاع»: [[امامت]] [[جماعت]] [[مدینه]] به جای [[پیامبر]] و [[جانشینی]] [[حضرت]] را برعهده داشت<ref>ر.ک: الفتوح، ج ۲، ص ۵۵۹.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵.</ref>
 
==[[ابوذر]] بعد از [[پیامبر]]==
==[[ابوذر]] بعد از [[پیامبر]]==
* [[ابوذر]] در زمان [[رحلت پیامبر]] در [[مدینه]] نبود و چون بازگشت و وضعیت را به گونه‌ای دیگر یافت، گفت: آری به بهره و میوۀ آن دست یافتید و پوسته آن را رها کردید و حال آنکه اگر این کار را در [[خاندان]] پیامبرتان قرار می‌دادید حتی دو تن هم با شما [[اختلاف]] نمی‌کردند. وی سرانجام با اکراه با [[ابوبکر]] [[بیعت]] کرد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۲ ـ ۸۳.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵.</ref> با [[رحلت پیامبر]]{{صل}} [[ابوذر]] بر [[امامت علی]]{{ع}} پای فشرد و به تعبیر [[امام صادق]]{{ع}} یکی از سه تنی بود که بر [[فرمان]] [[رسول خدا]] [[استوار]] ماند<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۸۳۴.</ref> و تا پایان [[عمر]]، دیگران را بدان سفارش می‌کرد<ref>ر.ک: مبهمات القرآن، ج ۲، ص ۴۲۳.</ref> به همین جهت، [[خلافت ابوبکر]] را [[انکار]] کرد<ref>ر.ک: سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۴۱۷ ـ ۴۱۸.</ref> و با برخی دیگر از بزرگان [[صحابه]] از [[علی]]{{ع}} ‌خواست تا برای گرفتن [[حق]] خود به پاخیزد و در برخوردی که با [[عمر]] داشت در [[حقانیت]] [[علی]] خطبه‌ای خواند<ref>ر.ک: جامع البیان، مج ۹، ج ۱۵، ص ۲۰۴ ـ ۲۰۷؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۷۸.</ref>. خود با افتخار به این [[استواری]] در جمعی می‌گوید: من در [[روز قیامت]] از همۀ شما به [[پیامبر]]{{صل}} نزدیک‌تر خواهم بود؛ زیرا از [[حضرت]] شنیده‌ام که می‌فرمود: «نزدیک‌ترین شما در [[قیامت]] به من، کسی است که از این [[دنیا]] به همان صورتی که من او را ترک گفته‌ام، خارج شود». به [[خدا]] [[سوگند]]! جز من هیچ یک از شما نیست که به چیزی از [[دنیا]] دست نیافته باشد<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۳، ص ۳۲۶.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵ ـ ۶۶۶.</ref> همین رابطه با [[خاندان پیامبر]] و [[علی]] او را در جمع محدود و خلوت تشییع کنندگان [[حضرت]] [[فاطمه]]{{س}} که حتی بسیاری از [[زنان پیامبر]] حضور نداشتند، قرار داد<ref>.ر.ک: قرطبی، ج ۱۴، ص ۱۶۷؛ غررالتبیان، ص ۴۲۵.</ref>. او از معدود کسانی است که در آن هنگامۀ آمیخته به [[رنج]] و [[غم]] بر پیکر [[فاطمه زهرا]]{{س}} [[نماز]] خواند. خروش او [[علیه ]][[بیداد]]، شُهره [[تاریخ]] است<ref>ر.ک: محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین، ص ۸۲۳.</ref>.
* [[ابوذر]] در زمان [[رحلت پیامبر]] در [[مدینه]] نبود و چون بازگشت و وضعیت را به گونه‌ای دیگر یافت، گفت: آری به بهره و میوۀ آن دست یافتید و پوسته آن را رها کردید و حال آنکه اگر این کار را در [[خاندان]] پیامبرتان قرار می‌دادید حتی دو تن هم با شما [[اختلاف]] نمی‌کردند. وی سرانجام با اکراه با [[ابوبکر]] [[بیعت]] کرد<ref>ر.ک: دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۲ ـ ۸۳.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵.</ref> با [[رحلت پیامبر]]{{صل}} [[ابوذر]] بر [[امامت علی]]{{ع}} پای فشرد و به تعبیر [[امام صادق]]{{ع}} یکی از سه تنی بود که بر [[فرمان]] [[رسول خدا]] [[استوار]] ماند<ref>ر.ک: مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۸۳۴.</ref> و تا پایان [[عمر]]، دیگران را بدان سفارش می‌کرد<ref>ر.ک: مبهمات القرآن، ج ۲، ص ۴۲۳.</ref> به همین جهت، [[خلافت ابوبکر]] را [[انکار]] کرد<ref>ر.ک: سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۴۱۷ ـ ۴۱۸.</ref> و با برخی دیگر از بزرگان [[صحابه]] از [[علی]]{{ع}} ‌خواست تا برای گرفتن [[حق]] خود به پاخیزد و در برخوردی که با [[عمر]] داشت در [[حقانیت]] [[علی]] خطبه‌ای خواند<ref>ر.ک: جامع البیان، مج ۹، ج ۱۵، ص ۲۰۴ ـ ۲۰۷؛ مجمع البیان، ج ۶، ص ۶۷۸.</ref>. خود با افتخار به این [[استواری]] در جمعی می‌گوید: من در [[روز قیامت]] از همۀ شما به [[پیامبر]]{{صل}} نزدیک‌تر خواهم بود؛ زیرا از [[حضرت]] شنیده‌ام که می‌فرمود: «نزدیک‌ترین شما در [[قیامت]] به من، کسی است که از این [[دنیا]] به همان صورتی که من او را ترک گفته‌ام، خارج شود». به [[خدا]] [[سوگند]]! جز من هیچ یک از شما نیست که به چیزی از [[دنیا]] دست نیافته باشد<ref>ر.ک: کشف الاسرار، ج ۳، ص ۳۲۶.</ref>.<ref>ر.ک: واسعی، سید علی رضا، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱، ص ۶۶۵ ـ ۶۶۶.</ref> همین رابطه با [[خاندان پیامبر]] و [[علی]] او را در جمع محدود و خلوت تشییع کنندگان [[حضرت]] [[فاطمه]]{{س}} که حتی بسیاری از [[زنان پیامبر]] حضور نداشتند، قرار داد<ref>.ر.ک: قرطبی، ج ۱۴، ص ۱۶۷؛ غررالتبیان، ص ۴۲۵.</ref>. او از معدود کسانی است که در آن هنگامۀ آمیخته به [[رنج]] و [[غم]] بر پیکر [[فاطمه زهرا]]{{س}} [[نماز]] خواند. خروش او [[علیه ]][[بیداد]]، شُهره [[تاریخ]] است<ref>ر.ک: محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین، ص ۸۲۳.</ref>.
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش