|
|
| خط ۹: |
خط ۹: |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> |
|
| |
|
| ==مقدمه== | | ===تعریف [[اهل کتاب]]=== |
| *از [[روایات]] فهمیده میشود که [[ستیز]] و رویارویی [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} با اهل کتاب، همیشه یکسان نبوده، بلکه در مواردی با دریافت [[جزیه]]، به آنان اجازه میدهد به [[دین]] خودشان برجای بمانند و با گروهی به بحث و [[مناظره]] میپردازد و آنان را با این روش، به [[اسلام]] [[دعوت]] میکند و ممکن است بگوییم در آغاز [[قیام]]، با آنان به بحث میپردازد، و با کسانی که [[حق]] را [[پنهان]] سازند، میجنگد<ref>[[نجم الدین طبسی|طبسی، نجم الدین]]، [[چشماندازی به حکومت مهدی (کتاب)|چشماندازی به حکومت مهدی]]، ص ۱۴۳.</ref>.
| | [[اهل کتاب]]، اصطلاحی [[فقهی]] است که برای نخستین بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته و به [[پیروان]] [[دین یهود]] و [[مسیحیّت]] و [[مجوس]] اطلاق میشود که [[صاحب]] کتاب آسمانیاند، امّا دینشان [[نسخ]] شده و کتابشان [[تحریف]] و تغییر یافته است<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۲۵؛ فرهنگ شیعه، ص ۱۴۵.</ref>. |
| *[[شهر بن حوشب]] میگوید: [[حجاج]] به من گفت: در [[قرآن]] آیهای است که مرا خسته کرده است و معنای آن را نمیفهمم. گفتم: کدام آیه؟ گفت: آنجا که [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ}}<ref>هیچیک از [[اهل کتاب]] نیست مگر آنکه قبل از مرگش [[ایمان]] میآورد؛ذ سوره نساء، ۱۵۹.</ref>؛ و مکرّر اتفاق افتاده است که فردی [[نصرانی]] یا [[یهودی]] را پیش من میآورند و گردنش را میزنم و آنگاه به لبهایش خیره میشوم، ولی حرکتی نمیکند تا اینکه [[نفس]] او قطع میشود. [[شهر بن حوشب]] میگوید: به او گفتم: معنای [[آیه]]، این نیست که تو پنداشتی؛ بلکه مراد این است که وقتی پیش از [[قیامت]]، [[عیسی بن مریم]] از [[آسمان]] فرود آید و به [[حضرت قائم]] {{ع}} [[اقتدا]] کند، در آن هنگام هیچ [[یهودی]] و [[نصرانی]] نمیماند، مگر آنکه پیش از [[مرگ]] به او [[ایمان]] میآورد. [[حجاج]] پرسید: این [[تفسیر]] را از کجا فراگرفتهای و چه کسی آن را به تو آموخته است؟ گفتم: این [[تفسیر]] را [[امام باقر]] {{ع}} فرمود. [[حجاج]] گفت: از چشمهای زلال به دست آوردهای<ref>بحار الانوار، ج ۱۴، ص ۳۴۹؛ تفسیر قمی، ص ۱۴۶؛ احقاق الحق، ج ۱۳، ص ۳۳۲.</ref>.
| | در [[قرآن کریم]] از [[اهل کتاب]] [[دعوت]] شده [[دین]] [[حضرت محمّد]] {{صل}} و [[قرآن]] را بپذیرند و از آنانی که آگاهانه [[دین الهی]] و [[نبوّت]] آن [[حضرت]] را [[تکذیب]] میکنند، [[نکوهش]] شده است، چون ویژگیهای [[پیامبر آخرالزمان]] و توصیه به [[ایمان]] به او هنگام [[مبعوث]] شدنش در کتابهای آنان آمده بود<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۲۵.</ref>. |
| *[[عبدالله بن بکیر]] از [[امام کاظم]] {{ع}} درباره [[تفسیر]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا}}<ref>سوره آل عمران، ۸۴.</ref> سؤال کرد. [[امام]] فرمود: "این [[آیه]] درباره [[قائم]] {{ع}} فرود آمده است. هنگامی که علیه [[یهود]]، [[نصارا]]، صائبیان، مادیگرایان و برگشتگان از [[اسلام]] و [[کافران]] در [[شرق]] و [[غرب]] کره [[زمین]] [[قیام]] میکند و [[اسلام]] را به آنان پیشنهاد مینماید. هرکس پذیرفت، [[دستور]] میدهد که [[نماز]] بخواند و [[زکات]] بدهد و برطبق آنچه فرد [[مسلمان]]، [[مأمور]] به انجام آن است، [[رفتار]] نماید و هرکس [[مسلمان]] نشود گردنش را میزند تا آنکه در [[شرق]] و [[غرب]] [[جهان]]، یک [[کافر]] بر جای نمیماند." [[عبدالله]] پرسید: قربانت گردم، در روی [[زمین]] [[مردم]] بسیاری هستند؛ چگونه [[حضرت]] میتواند همه آنان را [[مسلمان]] کند یا گردن بزند؟ [[امام کاظم]] {{ع}} فرمود: "وقتی [[خداوند]] چیزی را [[اراده]] کند، چیز اندک را بسیار و بسیار را اندک میگرداند"<ref>نور الثقلین، ج ۱، ص ۳۶۲؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۰؛ اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۴۹.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۴۵.</ref>.
| | ===[[حکم]] [[فقهی]] [[اهل کتاب]]=== |
| | | [[اهل کتاب]]، [[احکام]] خاصّی دارند از جمله اینکه آیا آنان پاکاند یا نجس؟ [[فقها]] در این باره دو دستهاند: دستهای قائلند [[اهل کتاب]] همانند [[کفار]] نجساند اما دسته دوم به [[پاکی]] آنان [[حکم]] کردهاند. چون [[خدا]] و اصل [[دین]] را قبول دارند. |
| ==اهل کتاب در فرهنگنامه دینی==
| | از طرف [[حکومت اسلامی]] با [[اهل کتاب]] قرارداد بسته میشود تا مبلغی به عنوان "جِزیه" بپردازند و [[مال]] و جانشان محفوظ باشد و از [[حقوق شهروندی]] در جامعۀ [[اسلامی]] برخوردار باشند. به آنان "اهل ذِمّه" هم میگویند، چون در ذّمه و [[پناه]] [[حکومت]] [[مسلمین]] به سر میبرند<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۲۵؛ فرهنگ شیعه، ص ۸۵-۸۶ و ۱۴۵.</ref>. |
| *[[پیروان]] [[دین یهود]] و [[مسیحیّت]] و [[مجوس]]، که [[صاحب]] کتاب آسمانیاند، امّا دینشان [[نسخ]] شده و کتابشان [[تحریف]] و تغییر یافته است. در [[قرآن]] از اهل کتاب ([[یهودیان]] و [[مسیحیان]]) [[دعوت]] شده که [[دین]] [[حضرت محمّد]]{{صل}} و [[قرآن]] را بپذیرند و از آنانی که آگاهانه [[دین الهی]] و [[نبوّت]] آن [[حضرت]] را [[تکذیب]] میکنند، [[نکوهش]] شده است، چون ویژگیهای [[پیامبر آخرالزمان]] و توصیه به [[ایمان]] به او هنگام [[مبعوث]] شدنش در کتابهای آنان آمده بود.
| | ===[[مهدویت]] و [[اهل کتاب]]=== |
| *اهل کتاب، [[احکام]] خاصّی دارند و چون [[خدا]] و اصل [[دین]] را قبول دارند، از طرف [[حکومت اسلامی]] با آنان قرارداد بسته میشود تا مبلغی به عنوان "جِزیه" بپردازند و [[مال]] و جانشان محفوظ باشد و از [[حقوق شهروندی]] در [[جامعه اسلامی]] برخوردار باشند. به آنان "اهل ذِمّه" هم میگویند، چون در ذّمه و [[پناه]] [[حکومت]] [[مسلمین]] به سر میبرند<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[ فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۲۵.</ref>.
| | از [[روایات]] فهمیده میشود رویارویی [[حضرت مهدی]] {{ع}} با [[اهل کتاب]]، یکسان نخواهد بود، بلکه در مواردی با دریافت [[جزیه]] به آنان اجازه میدهد به [[دین]] خودشان برجای بمانند و با گروهی به بحث و [[مناظره]] میپردازد و آنان را با این روش، به [[اسلام]] [[دعوت]] میکند و ممکن است بگوییم در آغاز [[قیام]]، با آنان به بحث میپردازد و با کسانی که [[حق]] را [[پنهان]] سازند، میجنگد. چنانچه [[امام کاظم]] {{ع}} درباره [[تفسیر]] [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا}}<ref>«آیا جز دین خداوند را باز میجویند با آنکه آنان که در آسمانها و زمینند خواهناخواه گردن نهاده فرمان اویند و به سوی او بازگردانده میشوند» سوره آل عمران، آیه ۸۳.</ref> فرمود: «هنگامی که [[قائم]] {{ع}} علیه [[یهود]]، [[نصارا]]، صائبیان، مادیگرایان و برگشتگان از [[اسلام]] و [[کافران]] در [[شرق]] و [[غرب]] کرۀ [[زمین]] [[قیام]] میکند و [[اسلام]] را به آنان پیشنهاد مینماید، هرکس پذیرفت، [[دستور]] میدهد [[نماز]] بخواند و [[زکات]] بدهد و برطبق آنچه فرد [[مسلمان]]، [[مأمور]] به انجام آن است، [[رفتار]] نماید و هرکس [[مسلمان]] نشود گردنش را میزند تا آنکه در [[شرق]] و [[غرب]] [[جهان]]، یک [[کافر]] بر جای نمیماند»<ref>{{متن حدیث|إِذَا خَرَجَ بِالْیَهُودِ وَ النَّصَارَی وَ الصَّابِئِینَ وَ الزَّنَادِقَةِ وَ أَهْلِ الرِّدَّةِ وَ الْکُفَّارِ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا فَعَرَضَ عَلَیْهِمُ الْإِسْلَامَ فَمَنْ أَسْلَمَ طَوْعاً أَمَرَهُ بِالصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ مَا یُؤْمَرُ بِهِ الْمُسْلِمُ وَ یَجِبُ لِلَّهِ عَلَیْهِ وَ مَنْ لَمْ یُسْلِمْ ضَرَبَ عُنُقَهُ حَتَّی لَا یَبْقَی فِی الْمَشَارِقِ وَ الْمَغَارِبِ أَحَدٌ إِلَّا وَحَّدَ اللَّه}}؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۴۰؛ اثبات الهداة، ج ۳، ص ۵۴۹.</ref>.<ref>ر.ک: تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۴۵.</ref> |
|
| |
|
| ==پرسش مستقیم== | | ==پرسش مستقیم== |
| خط ۲۲: |
خط ۲۲: |
|
| |
|
| {{پرسمان روش برخورد امام مهدی با دشمنان}} | | {{پرسمان روش برخورد امام مهدی با دشمنان}} |
|
| |
|
| |
|
| ==منابع== | | ==منابع== |