جز
جایگزینی متن - ']] صفحه ' به ']]، ص'
جز (جایگزینی متن - ']] صفحه ' به ']]، ص') |
|||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
*[[امام حسین]]{{ع}} هنگامی که پس از [[مرگ]] [[معاویه]] و [[اصرار]] [[والی مدینه]] برای [[بیعت]] گرفتن از او، میخواهد از [[مدینه]] خارج شود، به [[زیارت]] [[قبر]] [[پیامبر]] رفته و با او خداحافظی میکند و عازم [[مکه]] میشود، وداعی آمیخته با [[اشک]] و [[اندوه]] [[فراق]]، که در همانجا به [[خواب]] میرود و [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] را در [[خواب]] میبیند. با [[قبر]] مادرش و برادرش هم وداع میکند<ref>حیاة الامام الحسین،ج ۲، ص ۲۵۹و ۲۶۱</ref>. | *[[امام حسین]]{{ع}} هنگامی که پس از [[مرگ]] [[معاویه]] و [[اصرار]] [[والی مدینه]] برای [[بیعت]] گرفتن از او، میخواهد از [[مدینه]] خارج شود، به [[زیارت]] [[قبر]] [[پیامبر]] رفته و با او خداحافظی میکند و عازم [[مکه]] میشود، وداعی آمیخته با [[اشک]] و [[اندوه]] [[فراق]]، که در همانجا به [[خواب]] میرود و [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] را در [[خواب]] میبیند. با [[قبر]] مادرش و برادرش هم وداع میکند<ref>حیاة الامام الحسین،ج ۲، ص ۲۵۹و ۲۶۱</ref>. | ||
*وداع دیگر در [[روز عاشورا]] و کربلاست. [[فرزندان]] [[اهل بیت]] نیز در آخرین باری که از [[امام]] و [[خیمهگاه]] خداحافظی میکنند، [[سلام]] آخر را میدهند. وداع واپسین، همراه با سلامی خاص است. [[امام حسین|سید الشهدا]] روز [[عاشورا]] چندین بار وداع کرد. وداع اول، آنگاه بود که به خیمهها آمد و از خواهرش [[زینب]]، پیراهنی کهنه طلبید تا از زیر [[لباس]] بپوشد و در این وداع بود که [[علی اصغر]] را به آغوش گرفت تا با او نیز وداع کند، تیری گلوی او را از هم درید. | *وداع دیگر در [[روز عاشورا]] و کربلاست. [[فرزندان]] [[اهل بیت]] نیز در آخرین باری که از [[امام]] و [[خیمهگاه]] خداحافظی میکنند، [[سلام]] آخر را میدهند. وداع واپسین، همراه با سلامی خاص است. [[امام حسین|سید الشهدا]] روز [[عاشورا]] چندین بار وداع کرد. وداع اول، آنگاه بود که به خیمهها آمد و از خواهرش [[زینب]]، پیراهنی کهنه طلبید تا از زیر [[لباس]] بپوشد و در این وداع بود که [[علی اصغر]] را به آغوش گرفت تا با او نیز وداع کند، تیری گلوی او را از هم درید. | ||
*وداع دیگر با فرزندش [[امام سجاد]]{{ع}} بود که درون [[خیمه]] انجام گرفت. وداعی هم با دخترش سکینه داشت که بسی جانسوز بود و این در همان وداع آخر بود که [[حضرت]] با زخمهایی که از آنها [[خون]] میآمد برای خداحافظی به میان [[اهل بیت]] آمد و با جمله {{عربی|استعدوا للبلاء و اعلمواان الله تعالی حامیکم و حافظکم}} آنان را به [[صبر]] [[دعوت]] کرد<ref>مقتل الحسین،مقرم، ص ۳۳۷</ref> و چون خواست برای [[کارزار]] نهایی به میدان [[رود]]، همه را اینگونه خطاب کرد: {{متن حدیث| يَا سُكَيْنَةُ يَا فَاطِمَةُ يَا زَيْنَبُ يَا أُمَّ كُلْثُومٍ عَلَيْكُنَّ مِنِّي السَّلَام}}<ref>معالی السبطین، ج ۲، ص ۲۵</ref> و این نشان [[دیدار]] آخر بود. [[اهل بیت]] چون [[یقین]] کردند که دیگر او را نخواهند دید، بشدت گریستند. آمدن [[زینب]] {{عم}} از پی [[برادر]] و بوسیدن زیر گلوی او و نیز صدا کردن سکینه، [[پدر]] را و درخواست اینکه مرا بر دامن بنشان و ...از جزئیات همین وداع است. [[روضه]] وداع ازسوزناکترین مرثیههای حادثه عاشوراست، و نیز وداع [[امام حسین]] با [[علی اکبر]]، آنگاه که عازم میدان بود. هنگام میدان رفتن یکایک [[اصحاب]]، با آن [[حضرت]] وداع میکردند وداعشان با [[سلام]] کردن بود که [[اذن میدان]] هم حساب میشد<ref>ر. ک. [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]] | *وداع دیگر با فرزندش [[امام سجاد]]{{ع}} بود که درون [[خیمه]] انجام گرفت. وداعی هم با دخترش سکینه داشت که بسی جانسوز بود و این در همان وداع آخر بود که [[حضرت]] با زخمهایی که از آنها [[خون]] میآمد برای خداحافظی به میان [[اهل بیت]] آمد و با جمله {{عربی|استعدوا للبلاء و اعلمواان الله تعالی حامیکم و حافظکم}} آنان را به [[صبر]] [[دعوت]] کرد<ref>مقتل الحسین،مقرم، ص ۳۳۷</ref> و چون خواست برای [[کارزار]] نهایی به میدان [[رود]]، همه را اینگونه خطاب کرد: {{متن حدیث| يَا سُكَيْنَةُ يَا فَاطِمَةُ يَا زَيْنَبُ يَا أُمَّ كُلْثُومٍ عَلَيْكُنَّ مِنِّي السَّلَام}}<ref>معالی السبطین، ج ۲، ص ۲۵</ref> و این نشان [[دیدار]] آخر بود. [[اهل بیت]] چون [[یقین]] کردند که دیگر او را نخواهند دید، بشدت گریستند. آمدن [[زینب]] {{عم}} از پی [[برادر]] و بوسیدن زیر گلوی او و نیز صدا کردن سکینه، [[پدر]] را و درخواست اینکه مرا بر دامن بنشان و ...از جزئیات همین وداع است. [[روضه]] وداع ازسوزناکترین مرثیههای حادثه عاشوراست، و نیز وداع [[امام حسین]] با [[علی اکبر]]، آنگاه که عازم میدان بود. هنگام میدان رفتن یکایک [[اصحاب]]، با آن [[حضرت]] وداع میکردند وداعشان با [[سلام]] کردن بود که [[اذن میدان]] هم حساب میشد<ref>ر. ک. [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص۵۹.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||