بحث:عقل: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶٬۲۲۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۲ نوامبر ۲۰۲۳
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «==نویسنده: آقای ظرافتی== ==مقدمه== *عقل در وجود انسان به ودیعت نهاده شده است و [...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۰ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
==نویسنده: آقای ظرافتی==
==دارالحديث==
{{فهرست اثر}}
* العقل
* العقل أول ما خلق الله
* ما خلق منه العقل
* العقل أقوي أساس
* دور العقل في الفضائل
* دور العقل في العقاب والثواب
* إمامة العقل
* دعامة العقل
* دور العقل في خير الدارين
* حجية العقل
* مصيبة عدم العقل
* صديق المرء عقله
* خليل المؤمن عقله
* تجاذب النفس بين العقل والهوي
* الدين والعقل
* تفسير العقل
* العقول مواهب
* عقل الطبع وعقل التجربة
* صفات العاقل
* العقل والحكمة‌
* العقل وترك الفضول‌
* العقل والعمل للآخرة‌
* العقل وطاعة الله‌
* العقل وترك اللذات‌
* العقل ومعرفة الخير والشر
* ما يكون للعاقل‌
* ما يجب على العاقل‌
* ما ينبغي للعاقل‌
* ما لا ينبغي للعاقل‌
* أعقل الناس‌
* أنقص الناس عقلا
* من هو ليس بعاقل‌
* ما يزيد العقل‌
* ما يكمل العقل‌
* ما يعتبر به العقل‌
* من علامات العقل‌
* ما يدل على قوة العقل‌
* ما يضعف العقل‌
* ما يدل على ضعف العقل‌
* حد العقل‌
* رأس العقل‌
* أفضل العقل‌
* ثمرة العقل‌
* عدو العقل‌
* عقل الإنسان في أدوار حياته‌
* موضع العقل‌
* النوادر
{{پایان فهرست اثر}}
 
==م عقاید==
{{فهرست اثر}}
* القسم الثّاني: العقل
* تحقيق في معنى العقل
* حياة العقل
* العقل النظري والعقل العملي
* عقل الطبع وعقل التجربة
* الفرق بين العاقل والعالم
* خطر العلم بلا عقل
* 1/2 خلق العقل والجهل
* 2. خلق الجهل
* 3. تركيب العقل والجهل
* 4. الحكمة من تركيب العقل والجهل
* 1/3 موضع العقل
* 2/2 خير المواهب
* 2/3 أصل الإنسان
* 2/4 قيمة الإنسان
* 2/5 أوّل قواعد الإسلام
* 2/8 دعامة المؤمن
* 2/9 أجمل زينة
* 2/10 أغنى الغنى
* 2/11 العلم يحتاج إليه
* 2/12 النّوادر
* 3/2 الحثّ على التّفكّر
* 3/3 الحثّ على التّفقّه
* 3/4 التّحذير من ترك التّعقّل
* 3/5 حجّيّة العقل
* 3/6 دور العقل في حساب الأعمال
* 3/7 دور العقل في جزاء الأعمال
* ب- العلم
* ج- الأدب
* ط- ذكر الله
* ب- معرفة الله
* ه‌- مكارم الأخلاق
* و- محاسن الأعمال
* ز- وضع الأشياء مواضعها
* ك- حفظ التّجارب
* ع- التّزوّد للآخرة
* ف- النّجاة
* ص- الختم بالجنّة
* ق- صلاح كلّ أمر
* ر- خير الدّنيا والآخرة
* ب- الكلام
* ج- السّكوت
* 5/5 صفات العقلاء
* 5/6 صفات اولي النّهى
* 5/7 صفات اولي الألباب
* 5/8 علامات كمال العقل
* 5/9 أعقل النّاس
* 6/10 الاستغناء بالعقل
* 6/11 حبّ الدّنيا
* 6/21 كثرة أكل لحم الوحش والبقر
* 7/2 ما يحرم على العاقل
* 7/3 ما ينبغي للعاقل
* 7/4 ما لا ينبغي للعاقل
{{پایان فهرست اثر}}
 
==ح نبوی ج۱==
{{فهرست اثر}}
* الباب الأول العقل والجهل
* تحقيق في معنى العقل والجهل
* العقل في اللغة
* العقل في النصوص الإسلامية
* أ - استخدامات العقل في ما يخص مبدأ الإدراكات
* ۱. مبدأ جميع المعارف الإنسانية
* ۲. مبدأ التفكير
* ۳. الوجدان الأخلاقي
* قضية تسترعي الانتباه
* ب - استخدامات العقل في نتيجة الإدراكات
* ۱. معرفة الحقائق
* ۲. العمل بمقتضى العقل
* حياة العقل
* العقل النظري والعقل العملي
* عقل الطبع وعقل التجربة
* الفرق بين العاقل والعالم
* خطر العلم بلا عقل
* خطر الجهل
* مفاهيم الجهل
* ۱. مطلق الجهل
* ۲. الجهل بالمعارف المفيدة
* ۳. الجهل بالمعارف الضرورية للإنسان
* ۴. القوة المقابلة للعقل
* نقطتان تسترعيان الاهتمام
* ۱. أخطر الجهل
* ۲. المواجهة بين العقل والجهل
* الفصل الأول معرفة العقل
* ۱ / ۱. حقيقة العقل
* ۱ / ۲. خلق العقل والجهل
* الفصل الثاني قيمة العقل
* ۲ / ۱. هدية من الله
* ۲ / ۲. خير المواهب
* ۲ / ۳. أصل الإنسان
* ۲ / ۴. قيمة الإنسان
* ۲ / ۵. صديق المرء
* ۲ / ۶. دليل المؤمن
* ۲ / ۷. دعامة المؤمن
* ۲ / ۸. أعود المال
* الفصل الثالث الحث على التعقل والتفكر والتفقه
* ۳ / ۱. التعقل
* ۳ / ۲. التفكر
* ۳ / ۳. التفقه
* ۳ / ۴. تحذير ترك التعقل
* ۳ / ۵. حجية العقل
* ۳ / ۶. دور العقل في جزاء الأعمال
* الفصل الرابع عوامل تقوية العقل
* ۴ / ۱. مصابيح العقل
* أ - العلم
* ب - الإيمان
* ج - التقوى
* د - الوضوء
*ه‍ - الصلاة
* و - صلاة الليل
* ز - تلاوة القرآن
* ح - الجهاد في سبيل الله
* ط - رمي الجمار
* ي - شهادة حق لإحياء حق
* ك - تلك الخصال
* ۴ / ۲. نماذج ممن نور الله قلبه
* ۴ / ۳. ما يقوي الدماغ والعقل
* أ - الدباء
* ب - الكرفس
* ج - اللبان
* د - الفرفخ
*ه‍ - الاترج
* و - الحجامة
* ۴ / ۴. عوامل تقوية الحفظ
* الفصل الخامس علامات العقل
* ۵ / ۱. آثار العقل وبركاته
* أ - عقال الجهل
* ب - معرفة الله عز و جل
* ج - كمال الدين
*ه‍ - مكارم الأخلاق
* و - محاسن الأعمال
* ز - حسن التدبير
* ح - التزود للآخرة
* ط - النجاة
* ي - الختم بالجنة
* ۵ / ۲. إختبار العقل
* ۵ / ۳. صفات العقلاء
* ۵ / ۴. علامات كمال العقل
* ۵ / ۵. أعقل الناس
* ۵ / ۶. ما يجب على العاقل
* ۵ / ۷. ما ينبغي للعاقل
* الفصل السادس آفات العقل
* الفصل السابع الجهل
* ۷ / ۱. التحذير من الجهل
* ۷ / ۲. وجوب الهجرة من قرى الجهال
* بيان
* الفصل الثامن علامات الجاهل
* الفصل التاسع ما ينبغي للجاهل
* ۹ / ۱. التعلم
* ۹ / ۲. الوقوف عند الشبهة
* ۹ / ۳. الاستعاذة من الجهل
* ۹ / ۴. الاستغفار من الجهل
* الفصل العاشر ما ينبغي في معاشرة الجاهل
* ۱۰ / ۱. السلام عند المخاطبة
* ۱۰ / ۲. السكوت عند المنازعة
* ۱۰ / ۳. الحلم
* ۱۰ / ۴. الإعراض
* الفصل الحادى‌عشر الجاهلية الاولى
* ۱۱ / ۱. معنى الجاهلية
* كلام حول الجاهلية
* ۱۱ / ۲. أخلاق الجاهلية
* ۱۱ / ۳. أعمال الجاهلية
* أ - وأد البنات
* ب - الطيرة
* ج - التول
* د - النياحة
* ۱۱ / ۴. محق الإسلام لعادات الجاهلية
* ۱۱ / ۵. ما ابرم من سنن الجاهلية
* الفصل الثاني عشر الجاهلية الاخرى
* ۱۲ / ۱. الرجعة إلى الجاهلية
* ۱۲ / ۲. ما يوجب الرجعة إلى الجاهلية
* أ - عدم معرفة الإمام
* ب - شرب المسكر
* تحقيق فيما يوجب الرجعة إلى الجاهلية
* تحذير قرآني
* أسباب النكوص
{{پایان فهرست اثر}}
 
==مقدمه==
==مقدمه==
*عقل در وجود [[انسان]] به ودیعت نهاده شده است و [[انسان]] در صورت به‌کارگیری آن در مسیر کمال قرار می‌گیرد. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرماید: [[خداوند]] عقل را به [[انسان]] ودیعت نداد، مگر این‌که روزی سبب [[نجات]] او شود<ref>{{متن حدیث|مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلًا، إِلَّا اسْتَنْقَذَهُ بِهِ يَوْماًما}}؛ نهج البلاغه، حکمت  ۳۹۹</ref>. [[آدمی]] در مرحله به‌کارگیری، [[حکم عقل]] واقع‌بین را بر دیگر قوا (از جمله [[نفس]]، وهم، [[غضب]]، [[شهوت]] و...) [[برتری]] می‌دهد و به [[حکم]] آن عمل می‌کند. بدین‌ترتیب عقل خویش را فعال می‌سازد. [[امام]] {{ع}} [[حضور]] عقل فعال را بزرگ‌ترین [[بی‌نیازی]] برای [[انسان]] می‌داند، همان‌طور که از [[نادانی]] با عنوان بزرگ‌ترین تهی‌دستی یا می‌کند<ref>نک: حکمت ۵۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 568.</ref>.
*عقل در وجود [[انسان]] به ودیعت نهاده شده است و [[انسان]] در صورت به‌کارگیری آن در مسیر کمال قرار می‌گیرد. [[امام علی]] {{ع}} می‌فرماید: [[خداوند]] عقل را به [[انسان]] ودیعت نداد، مگر این‌که روزی سبب [[نجات]] او شود<ref>{{متن حدیث|مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلًا، إِلَّا اسْتَنْقَذَهُ بِهِ يَوْماًما}}؛ نهج البلاغه، حکمت  ۳۹۹</ref>. [[آدمی]] در مرحله به‌کارگیری، [[حکم عقل]] واقع‌بین را بر دیگر قوا (از جمله [[نفس]]، وهم، [[غضب]]، [[شهوت]] و...) [[برتری]] می‌دهد و به [[حکم]] آن عمل می‌کند. بدین‌ترتیب عقل خویش را فعال می‌سازد. [[امام]] {{ع}} [[حضور]] عقل فعال را بزرگ‌ترین [[بی‌نیازی]] برای [[انسان]] می‌داند، همان‌طور که از [[نادانی]] با عنوان بزرگ‌ترین تهی‌دستی یا می‌کند<ref>نک: حکمت ۵۱</ref><ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 568.</ref>.


==رابطه عقل و دین==
==رابطه عقل و دین==
خط ۱۱: خط ۲۴۱:
*[[روایات]] نیز به بیان‌های مختلف به [[ارزش]] و اهمیت عقل از جنبه‌های مختلف پرداخته‌اند که [[بهترین]] نمونه آن، کتاب العقل و الجهل کتاب [[اصول کافی]] مرحوم کلینی است که این بحث را فصل آغازین و مطلع مباحث کتاب خود قرار داده و به تفصیل [[روایات]] مربوط به عقل و [[جهل]] را با سندهای صحیح و معتبر جمع‌آوری کرده است. از جمله [[احادیث]] آن، اینکه [[خداوند]] در [[حدیث قدسی]] می‌‌فرماید: "آفریدهای محبوب‌تر از عقل نیافریده است"<ref>کلینی، کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>. نیز در [[حدیث]] دیگری آمده است: "که [[حیا]] و [[دین]] موظف شدند همواره با عقل ملازم باشند و از آن جدا نشوند"<ref>کلینی، کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>.
*[[روایات]] نیز به بیان‌های مختلف به [[ارزش]] و اهمیت عقل از جنبه‌های مختلف پرداخته‌اند که [[بهترین]] نمونه آن، کتاب العقل و الجهل کتاب [[اصول کافی]] مرحوم کلینی است که این بحث را فصل آغازین و مطلع مباحث کتاب خود قرار داده و به تفصیل [[روایات]] مربوط به عقل و [[جهل]] را با سندهای صحیح و معتبر جمع‌آوری کرده است. از جمله [[احادیث]] آن، اینکه [[خداوند]] در [[حدیث قدسی]] می‌‌فرماید: "آفریدهای محبوب‌تر از عقل نیافریده است"<ref>کلینی، کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>. نیز در [[حدیث]] دیگری آمده است: "که [[حیا]] و [[دین]] موظف شدند همواره با عقل ملازم باشند و از آن جدا نشوند"<ref>کلینی، کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۱۰.</ref>.
*بالاتر اینکه عقل بال دیگر [[دین]] است؛ همان‌گونه که فرمودند: "در مقابل [[پیامبران]] و [[امامان]] که حجت‌های بیرونی هستند، عقل [[حجت]] درونی است"<ref>کلینی، کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۶۰.</ref>.
*بالاتر اینکه عقل بال دیگر [[دین]] است؛ همان‌گونه که فرمودند: "در مقابل [[پیامبران]] و [[امامان]] که حجت‌های بیرونی هستند، عقل [[حجت]] درونی است"<ref>کلینی، کافی، ج۱، کتاب عقل و جهل، ص۶۰.</ref>.
*جمع میان [[روایات]] مذکور و روایاتی که به [[تبیین]] حدود و ثغور و برخی ناتوانایی‌های عقل پرداخته است، گویای رویکرد اعتدالی به عقل در نگاه [[مفسران]] [[وحی]] است. [[امام علی]]{{ع}} درباره محدوده توانایی‌های عقل در [[شناخت]] ذات و [[صفات خدا]] می‌‌فرماید: "[[خداوند]]، خردها را به [[درک]] کامل صفات خود [[آگاه]] نساخته و در [[شناخت]] خود -در [[حد ]][[توان]] و [[ضرورت]]- بر [[عقول]] پرده نیفکنده است"<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۴۹.</ref>. در قسمت اول، [[امام]] به [[ضعف]] عقل در [[کشف]] کنه [[صفات خدا]] اشاره می‌‌کند؛ ولی در بخش دوم، [[توانایی]] عقل را یادآوری می‌‌کند که جمع میان آن دو، همان رویکرد اعتدالی است. برخلاف دو رویکرد عقل‌گرایی حداکثری و حداقلی در عالم [[اسلام]] که به ترتیب [[معتزله]] و [[اشاعره]] بر آنها بودند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۵.</ref>.
*جمع میان [[روایات]] مذکور و روایاتی که به [[تبیین]] حدود و ثغور و برخی ناتوانایی‌های عقل پرداخته است، گویای رویکرد اعتدالی به عقل در نگاه [[مفسران]] [[وحی]] است. [[امام علی]]{{ع}} درباره محدوده توانایی‌های عقل در [[شناخت]] ذات و [[صفات خدا]] می‌‌فرماید: "[[خداوند]]، خردها را به [[درک]] کامل صفات خود [[آگاه]] نساخته و در [[شناخت]] خود -در [[حد]] [[توان]] و [[ضرورت]]- بر [[عقول]] پرده نیفکنده است"<ref>نهج‌البلاغه، خطبه ۴۹.</ref>. در قسمت اول، [[امام]] به [[ضعف]] عقل در [[کشف]] کنه [[صفات خدا]] اشاره می‌‌کند؛ ولی در بخش دوم، [[توانایی]] عقل را یادآوری می‌‌کند که جمع میان آن دو، همان رویکرد اعتدالی است. برخلاف دو رویکرد عقل‌گرایی حداکثری و حداقلی در عالم [[اسلام]] که به ترتیب [[معتزله]] و [[اشاعره]] بر آنها بودند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۵.</ref>.


===عقل و [[دین]] در [[اندیشه]] [[اسلامی]]===
===عقل و [[دین]] در [[اندیشه]] [[اسلامی]]===
خط ۲۸: خط ۲۵۸:
*رویکرد عقل‌گرایی [[کلامی]] نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دوره‌های مختلف [[غرب]] قابل بررسی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۷.</ref>.
*رویکرد عقل‌گرایی [[کلامی]] نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دوره‌های مختلف [[غرب]] قابل بررسی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۷.</ref>.
*اما اوج قدرت‌نمایی عقل و به زیر کشیدن قامت [[دین]] در قرن هجدهم (که آن را عصر عقل و روشنگری می‌نامند) و نوزدهم شکل می‌‌گیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از [[دین]] را محکوم می‌‌کند. همچنین کانت هر چند که عقل نظری را [[ناتوان]] می‌‌انگارد، لازمه آن، [[خدمت]] به [[فهم]] گزاره‌های [[دینی]] نبود؛ بلکه عملاً [[پلورالیسم]] [[فکری]] و معرفتی را در این مسیر پی‌ریزی می‌‌نماید، که لازمه هر دو [[تفکر]] تجربه‌گرایی و پدیدارگرایی، حذف [[دین]] از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] در دوران مدرنیته شد<ref>جهت مطالعه بیشتر دو تفکر مذکور، بنگرید به: نگارنده، مکتب‌های نسبی‌گرایی اخلاقی، فصل‌های مربوط به هیوم و کانت.</ref>؛ تا جایی که عقل در این دوره [[حاکمیت]] بی‌چون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از [[دین]] وحیانی رواج یافت و [[دین]] طبیعی و دئیزم جایگزین [[دین]] آسمانی و [[الهی]] شد<ref>بنگرید به: باربور، علم و دین، ص۸۰ - ۷۱.</ref>. و عقل نه تنها در [[حوزه]] [[دین]]، بلکه در همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصل‌الخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۸.</ref>.
*اما اوج قدرت‌نمایی عقل و به زیر کشیدن قامت [[دین]] در قرن هجدهم (که آن را عصر عقل و روشنگری می‌نامند) و نوزدهم شکل می‌‌گیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از [[دین]] را محکوم می‌‌کند. همچنین کانت هر چند که عقل نظری را [[ناتوان]] می‌‌انگارد، لازمه آن، [[خدمت]] به [[فهم]] گزاره‌های [[دینی]] نبود؛ بلکه عملاً [[پلورالیسم]] [[فکری]] و معرفتی را در این مسیر پی‌ریزی می‌‌نماید، که لازمه هر دو [[تفکر]] تجربه‌گرایی و پدیدارگرایی، حذف [[دین]] از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] در دوران مدرنیته شد<ref>جهت مطالعه بیشتر دو تفکر مذکور، بنگرید به: نگارنده، مکتب‌های نسبی‌گرایی اخلاقی، فصل‌های مربوط به هیوم و کانت.</ref>؛ تا جایی که عقل در این دوره [[حاکمیت]] بی‌چون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از [[دین]] وحیانی رواج یافت و [[دین]] طبیعی و دئیزم جایگزین [[دین]] آسمانی و [[الهی]] شد<ref>بنگرید به: باربور، علم و دین، ص۸۰ - ۷۱.</ref>. و عقل نه تنها در [[حوزه]] [[دین]]، بلکه در همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصل‌الخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۸.</ref>.
==عقل در فرهنگ مطهر==
عقل یا اصول و مبادی اوّلیه [[فطری]]<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۲۳۰.</ref>. عقل یعنی قوّه [[تفکر]] و قوّه [[اندیشیدن]]<ref>انسان کامل، ص۱۲۱.</ref>.
[[حجّت]] [[باطن]] و [[نبی]] درونی<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۷۹.</ref>. عقل به معنای تعقّل کردن<ref>شرح مبسوط منظومه، ج۲، ص۱۲.</ref>.
[[جوهر]] به حسب فرض عقل پنج قسم فرض می‌شود: یا [[نیازمند]] به ماده است در ذات و در فعل (هر دو) [یا نیست]؛ یعنی “ذاتاً”، در اصل وجود، و “فعلاً” در فعالیت، یا [[بی‌نیاز]] از ماده است یا نیست اگر بی‌نیاز از ماده است اصطلاحاً به او عقل می‌گویند<ref>مقالات فلسفی (۲)، ص۲۱۵.</ref>.
[[صادر اول]] باید [[کامل‌ترین]] و بسیط‌ترین ممکنات باشد و چنین موجودی جز اینکه مجرد از ماده و [[زمان]] و مکان باشد نمی‌تواند باشد، چنین موجودی طبعاً دارای ماهیت هست، زیرا ماهیت داشتن لازمه معلولیت است. این چنین موجودی را به حسب اصطلاح عقل می‌نامند<ref>مجموعه آثار، ج۶، ص۱۰۵۹.</ref>.
پس “عقل”، یعنی [[قدرت]] تجزیه و تحلیل و ربط دادن قضایا، یعنی مقدمات را به دست آوردن و نتایج را [[پیش‌بینی]] کردن. عقل از [[علم]] مایه می‌گیرد. عقل چراغی است که نفت آن چراغ، علم است<ref>ده گفتار، ص۲۰۷.</ref>.
مراجعه به [[قوه]] عقل<ref>اسلام و مقتضیات زمان، ج۱، ص۲۷۷.</ref>. [[مکتب]] عقل<ref>انسان کامل، ص۱۲۱.</ref>. نظریه [[عقلی]]<ref>مجموعه آثار، ج۶، ص۳۰۰.</ref>. [[اسارت عقل]]<ref>بیست گفتار، ص۲۸۵.</ref>. [[احیاء عقل]]<ref>مجموعه آثار، ج۶.</ref>. نیروی عقل. مراجعه به [[عاقل]]، معقول و عقل.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۱.</ref>
===عقل از نظر [[حکما]]===
کلمه عقل هر چند در عرف عام در مورد نیروی تفکر [[انسان]] به کار برده می‌شود، ولی حکما نظر به اینکه نیروی عاقله انسان را که نیرویی خود [[آگاه]] است، مجرد می‌دانند، هر نیروی خودآگاه مجرد را “عقل” می‌نامند. و نظر به اینکه آن موجود، [[واسطه فیض]] بین مبدأ کل و [[جهان]] است و نیرویی فعال است آن را “عقل فعال” می‌خوانند<ref>مقالات فلسفی (۱)، ص۱۸۵.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۲.</ref>
===عقل [[خالص]]===
عقل خالص، یعنی جدا شده از شوائب<ref>بیست گفتار، ص۳۰۱.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۲.</ref>
===[[عقل عملی]]===
عقل عملی انسان، یعنی همان چیزی که به قول [[بوعلی سینا]] ماهیّتش از نوع عقل نیست، بلکه لفظ عقل بر آن اصطلاح شده است متوجّه [[تدبیر]] [[زندگی]] [[مدنی]] است ولی این توجّه تنها متوجّه [[زندگی فردی]] و [[نفسانی]] نیست متوجّه [[زندگی اجتماعی]] هم هست<ref>مقالات فلسفی (۲)، ص۲۰۷.</ref>.
به عبارت دیگر [[عقل عملی]] آن است که مبنای [[علوم]] زندگی است، مبنای [[اصول اخلاقی]] است، و به قول قدما مبنای [[علم اخلاق]] و تدبیر [[منزل]] و [[سیاست]] مُدُن است. در عقل عملی مورد [[قضاوت]]، واقعیتی از واقعیت‌ها نیست که آیا این چنین است با آن چنان؟ مورد قضاوت، [[وظیفه]] و [[تکلیف]] است. آیا “باید” این کار را بکنم یا آن کار را؟ این طور عمل کنم یا آن طور؟ عقل عملی همان است که مفهوم خوبی و [[بدی]] و [[حسن و قبح]] و باید و نباید و [[امر و نهی]] و امثال اینها را [[خلق]] می‌کند. راهی که [[انسان]] در زندگی [[انتخاب]] می‌کند مربوط به طرز کارکردن و طرز قضاوت [[عقلی]] عملی او است و مستقیماً ربطی به طرز کار و طرز قضاوت [[عقل نظری]] وی ندارد<ref>ده گفتار، ص۴۶.</ref>.
یک قسمت [[درک]] چیزهایی است که باید بکنیم، درک بایدها اینها را می‌گویند عقل عملی<ref>فلسفه اخلاق، ص۶۴.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۲.</ref>
===عقل نظری===
عقل نظری، یعنی در آنچه که ما اسمش را می‌گذاریم “فلسفه و [[حکمت]] الهی”<ref>فلسفه اخلاق، ص۷۲-۷۳.</ref>. یک قسمت از کارهای [[عقل انسان]] درک چیزهایی است که باید بکنیم، درک اینها را می‌گویند، عقل نظری<ref>فلسفه اخلاق، ص۶۴.</ref>.
پس عقل نظری همان است که مبنای [[علوم طبیعی]] و ریاضی و [[فلسفه الهی]] است. این علوم همه در این جهت شرکت دارند که کار عقل در آن علوم قضاوت درباره واقعیت‌ها است که فلان شیء این طور است و یا آن طور؟ فلان اثر و فلان خاصیت را دارد یا ندارد؟ آیا فلان معنا [[حقیقت]] دارد یا ندارد؟<ref>ده گفتار، ص۴۶.</ref>.
مثلاً یک وقت در می‌یابد که فلان شیء فلان خاصیّت را دارد یا اینکه [[خورشید]] از [[زمین]] بزرگ‌تر است؛ از این نظر عقل تماشاگر و ناظر [[جهان]] بیرون است و چون آنچه دریافته است [[مطابق با واقع]] است آنچه را که دریافته “حق” ([[ادراک]] [[مطابق با واقع]]) می‌نامیم و خود عقل چون فقط نقش ناظر و تماشاگر را دارد “عقل نظری” نامیده می‌شود. این یک نوع [[حکم عقل]] است<ref>مجموعه آثار، ج۷، ص۹۵.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۴.</ref>
===عقلیون===
[[جماعت]] دیگری از [[فلاسفه]] مانند لایب‌نیتس و مالبرانش و اسپینوزا که بعد از دکارت آمده‌اند اجمالاً [[عقیده]] وی را در باب [[محسوسات]] و اینکه محسوسات حقایق نیستند و همچنین عقیده وی را در باب معقولات و [[فطریات]] و [[یقینی]] بودن آنها با [[اختلافات]] جزیی پذیرفته‌اند. این جماعت را از آن جهت که به معقولات غیر مستند به [[حس]] قائل هستند “عقلیون” می‌خوانند<ref>مجموعه آثار، ج۶، ص۱۲۴ و ۱۸۳.</ref>.<ref>[[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|فرهنگ مطهر]]، ص ۵۶۴.</ref>
==پانویس==
==پانویس==
{{یادآوری پانویس}}
{{پانویس}}
{{پانویس2}}
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش