امانت در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۵۷۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۴ آوریل ۲۰۲۰
خط ۳۶: خط ۳۶:


==انواع [[امانت]]==
==انواع [[امانت]]==
*امانتهایی که به دیگری سپرده می‌شود از جهت صاحب [[امانت]] دو قسم است<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>:
*امانت‌هایی که به دیگری سپرده می‌شود از جهت [[صاحب]] [[امانت]] دو قسم است<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>:
۱ . '''امانتهای الهی: ''' قرآن در آیات متعدد از امانتهایی که خداوند در اختیار بشر نهاده سخن به میان آورده است. خداوند در آیه ۷۲ سوره احزاب می‌فرماید: ما [[امانت]] را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم؛ ولی آنها از پذیرش آن امتناع کردند؛ ولی انسان آن را بر دوش کشید: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا }}<ref> ما [[امانت]] را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است؛ سوره احزاب، آیه: ۷۲.</ref> مراد از [[امانت]] خدا در این آیه به نظر برخی ولایت الهی، دین حق، واجبات و محرمات خدا، اطاعت از خدا، نماز و روزه <ref>جامع‌البیان، مج۱۲، ج۲۲، ص۶۶ـ۶۹؛ مجمع‌البیان، ج ۸ ، ص۵۸۴ ـ ۵۸۵؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۱۳.</ref> است. برخی نیز مقصود از آن را عقل یا جمله «لا إله إلاّ اللّه» دانسته و عده‌ای گفته‌اند: مراد اعضای بدن انسان است که خداوند به عنوان [[امانت]] در اختیار انسان نهاده است و انسان باید آنها را در راهی که خدا دستور داده به‌کار گیرد<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۲۵، ص‌۲۳۵؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۴، ص‌۱۶۳؛ المیزان، ج‌۱۶، ص‌۳۵۲.</ref>. در روایات [[اهل ‌بیت]]{{ع}} [[امانت]] در آیه فوق بیشتر به ولایت، ولایت [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، ولایت تمامی [[ائمه]]{{عم}} و [[امامت]] <ref>بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۲۷۹ ـ ۲۸۳؛ البرهان، ج ۴، ص۴۹۹ ـ ۵۰۲؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۱۳ ـ ۳۱۴.</ref>تفسیر شده است<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>.
===[[امانتهای الهی]]===
*در مورد عرضه [[امانت]] بر آسمانها و زمین و علت امتناع آنها و پذیرش انسان نیز اقوال گوناگونی در میان مفسران مطرح است. برخی گفته‌اند: مقصود عرضه [[امانت]] بر اهل آسمان و زمین است، زیرا آسمان و زمین جماد بوده و جماد تکلیفی ندارد<ref>مجمع البیان، ج ۸ ،ص ۵۸۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۵، ص ۲۳۵.</ref>. برخی در تأیید این نظریه گفته‌اند: خودداری آسمان و زمین از حمل [[امانت]] به معنای عدم وجود استعداد پذیرش [[امانت]] در آسمان و زمین بوده است<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۳۴۹.</ref>. عده‌ای  دیگر برآن‌اند که [[امانت]] بر خود آسمان و زمین عرضه گردیده و جهت امتناع ضعف و ناتوانی آسمان و زمین و کوچک شمردن خود از پذیرش آن بوده است؛ اما انسان آن را پذیرفت؛ ولی حق این [[امانت]] را ادا نکرد، به همین جهت خداوند وی را ظالم و جاهل شمرد<ref>مجمع البیان، ج ۸ ، ص ۵۸۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۵، ص ۲۳۵.</ref>.: {{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا }}<ref> بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است؛ سوره احزاب، آیه: ۷۲.</ref>  قول دیگر این است که "عقل" در تقدیر باشد، بر این اساس معنای آیه این خواهد بود که اگر آسمان و زمین عاقل بودند به جهت عظمت  امانتهای الهی و ترس از کوتاهی در انجام آن از پذیرش این امانتها امتناع می‌کردند؛ ولی انسان با ظلم به خویشتن و جهل از واقعیت امر ترسی به خود راه نداد و این [[امانت]] را پذیرفت<ref>مجمع‌البیان، ج ۸ ، ص ۵۸۶ .</ref>.
*[[قرآن]] در [[آیات]] متعدد از امانت‌هایی که [[خداوند]] در [[اختیار]] [[بشر]] نهاده سخن به میان آورده است. [[خداوند]] در [[آیه]] ۷۲ [[سوره]] احزاب می‌فرماید: ما [[امانت]] را بر [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و کوه‌ها عرضه داشتیم؛ ولی آنها از پذیرش آن [[امتناع]] کردند؛ ولی [[انسان]] آن را بر دوش کشید: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا }}<ref> ما [[امانت]] را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی‌آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است؛ سوره احزاب، آیه: ۷۲.</ref>.
*قرآن در آیاتی دیگر فرشته [[وحی]] را در آوردن قرآن به امانتداری متصف کرده است: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ }}<ref> که روح الامین آن را فرود آورده است؛ سوره شعراء، آیه: ۱۹۳.</ref> یا پیامبران خود را به عنوان فرستاده‌ای امین به مردم معرفی کرده‌اند: {{متن قرآن|إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ }}<ref> من برای شما پیامبری امینم؛ سوره شعراء، آیه: ۱۰۷.</ref>از این آیات به دست می‌آید که قرآن و کتب آسمانی و شرایع الهی از دیگر امانتهای خداوند است که برای ابلاغ آن به مردم به جبرئیل و انبیای الهی سپرده شده است<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>.
*مراد از [[امانت]] [[خدا]] در این [[آیه]] به نظر برخی [[ولایت الهی]]، [[دین حق]]، [[واجبات]] و [[محرمات]] [[خدا]]، [[اطاعت از خدا]]، [[نماز]] و [[روزه]] <ref>جامع‌البیان، مج۱۲، ج۲۲، ص۶۶ـ۶۹؛ مجمع‌البیان، ج ۸، ص۵۸۴ ـ ۵۸۵؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۱۳.</ref> است. برخی نیز مقصود از آن را [[عقل]] یا جمله {{متن حدیث|ْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه‏}} دانسته و عده‌ای گفته‌اند: مراد اعضای [[بدن انسان]] است که [[خداوند]] به عنوان [[امانت]] در [[اختیار انسان]] نهاده است و [[انسان]] باید آنها را در راهی که [[خدا]] [[دستور]] داده به‌کار گیرد<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۲۵، ص‌۲۳۵؛ تفسیر قرطبی، ج‌۱۴، ص‌۱۶۳؛ المیزان، ج‌۱۶، ص‌۳۵۲.</ref>.
*در آیه ۲۷ سوره انفال نیز قرآن مسلمانان را از خیانت به خدا برحذر داشته است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللَّهَ }}<ref> ای مؤمنان! به خداوند  خیانت نکنید؛ سوره انفال، آیه: ۲۷.</ref>با توجه به شأن نزول آیه که مورد افشای اسرار از سوی ابولبابه است<ref>جامع‌البیان، مج۶ ، ج۹، ص۲۹۲ـ۲۹۳؛ مجمع‌البیان، ج ۴، ص ۸۲۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۵ ، ص ۴۷۵.</ref> اسرار مسلمانان می‌تواند مصداق بارز [[امانت]] خدا در این آیه باشد. برخی نیز مقصود از خیانت در امانت خدا را ترک واجبات دانسته<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۸۲۴ .</ref> و بعضی دیگر گفته‌اند: مراد غنایم جنگی است که در دست مسلمانان بوده یا مقصود همه تکالیف الهی است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۵ ، ص ۴۷۵.</ref><ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>.
*در [[روایات]] [[اهل ‌بیت]]{{ع}} [[امانت]] در [[آیه]] فوق بیشتر به [[ولایت]]، [[ولایت]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، [[ولایت]] تمامی‌[[ائمه]]{{عم}} و [[امامت]] <ref>بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۲۷۹ ـ ۲۸۳؛ البرهان، ج ۴، ص۴۹۹ ـ ۵۰۲؛ نورالثقلین، ج۴، ص۳۱۳ ـ ۳۱۴.</ref>[[تفسیر]] شده است<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>.
*اموالی که در اختیار انسان قرار دارد از دیگر امانتهای الهی است، بر همین اساس قرآن از این اموال به مال خدا یاد کرده و به مسلمانان توصیه کرده که با آن، به بردگان در راه آزادی خویش کمک کنند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ }}<ref> و کسانی که (توان) زناشویی نمی‌یابند باید خویشتنداری کنند تا خداوند به آنان از بخشش خویش بی‌نیازی دهد و کسانی از بردگانتان که بازخرید خویش را می‌خواهند؛ سوره نور، آیه: ۳۳.</ref> و در آیه‌ای دیگر همه انسانها را جانشینان خدا در این اموال دانسته و به آنان سفارش می‌کند که از این اموال در راه او انفاق کنند: {{متن قرآن|وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ }}<ref> و از آنچه شما را در آن جانشین کرده است ببخشید؛ سوره حدید، آیه: ۷.</ref>، ازاین‌رو انسان باید این اموال را در راهی صرف کند که صاحب اصلی آن اجازه داده است، چنان‌که [[امام زین ‌العابدین]]{{ع}} فرمود: وقتی مال از آن خداست آن را جز در راه خدا مصرف نکن<ref>تحف العقول، ص ۲۶۷؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۱۶۴.</ref><ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>.
*در مورد عرضه [[امانت]] بر [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و علت [[امتناع]] آنها و پذیرش [[انسان]] نیز اقوال گوناگونی در میان [[مفسران]] مطرح است. برخی گفته‌اند: مقصود عرضه [[امانت]] بر اهل [[آسمان]] و [[زمین]] است، زیرا [[آسمان]] و [[زمین]] جماد بوده و جماد تکلیفی ندارد<ref>مجمع البیان، ج ۸،ص ۵۸۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۵، ص ۲۳۵.</ref>. برخی در [[تأیید]] این نظریه گفته‌اند: [[خودداری]] [[آسمان]] و [[زمین]] از حمل [[امانت]] به معنای عدم وجود استعداد پذیرش [[امانت]] در [[آسمان]] و [[زمین]] بوده است<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۳۴۹.</ref>. عده‌ای  دیگر برآن‌اند که [[امانت]] بر خود [[آسمان]] و [[زمین]] عرضه گردیده و جهت [[امتناع]] [[ضعف]] و [[ناتوانی]] [[آسمان]] و [[زمین]] و کوچک شمردن خود از پذیرش آن بوده است؛ اما [[انسان]] آن را پذیرفت؛ ولی [[حق]] این [[امانت]] را ادا نکرد، به همین جهت [[خداوند]] وی را [[ظالم]] و [[جاهل]] شمرد: {{متن قرآن|إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا }}<ref> بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است؛ سوره احزاب، آیه: ۷۲.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۸، ص ۵۸۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۵، ص ۲۳۵.</ref>. قول دیگر این است که "[[عقل]]" در تقدیر باشد، بر این اساس معنای [[آیه]] این خواهد بود که اگر [[آسمان]] و [[زمین]] [[عاقل]] بودند به جهت [[عظمت]] [[امانتهای الهی]] و [[ترس]] از کوتاهی در انجام آن از پذیرش این امانتها [[امتناع]] می‌کردند؛ ولی [[انسان]] با [[ظلم به خویشتن]] و [[جهل]] از واقعیت امر ترسی به خود راه نداد و این [[امانت]] را پذیرفت<ref>مجمع‌البیان، ج ۸، ص ۵۸۶.</ref>.
۲ . ''' امانتهای مردم: '''بخش دیگر امانت‌هایی است که انسان‌ها به یکدیگر می‌سپارند: {{متن قرآن|فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا }} <ref>و اگر بدون گرو یکی از شما دیگری را بر دارایی خود امین دانست؛ سوره بقره، آیه: ۲۸۳.</ref> و امانتگذار در این قسم گاه [[پیامبر]]{{صل}}، [[امام]]{{ع}} و حاکم اسلامی و گاه مردم عادی‌اند. در آیه ۲۷ سوره انفال قرآن مسلمانان را از خیانت به [[پیامبر]]{{صل}} و امانتهای خود برحذر داشته است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ }}<ref> ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانت‌های خود دانسته خیانت نورزید؛ سوره انفال، آیه: ۲۷.</ref>. که به نظر مفسران مقصود از  امانتهای [[پیامبر]]{{صل}}، اسرار آن حضرت است که در نزد مسلمانان قرار داشت<ref>تفسیر قرطبی، ج ۷، ص ۲۵۱.</ref>. برخی نیز مراد از آن را سنت [[پیامبر]]{{صل}} و ... یا اوامر و نواهی آن حضرت<ref>جامع‌البیان، مج۶، ج۹، ص۲۹۴ـ ۲۹۵؛ مجمع‌البیان، ج ۴، ص ۸۲۴ .</ref>. دانسته‌اند. به نظر برخی مراد از [[امانت]] [[پیامبر]]{{صل}} غنایم جنگی است که آن حضرت در دست مسلمانان قرار داده که قرآن به مسلمانان فرمان می‌دهد که قبل از قسمت در آن خیانت نکنن<ref>التفسیر الکبیر، ج ۵ ، ص ۴۷۵.</ref> و مقصود از [[امانت]] مردم: {{متن قرآن|أَمَانَاتِكُمْ}} اموال و اسراری است که افراد در نزد یکدیگر به [[امانت]] می‌گذارند<ref>المیزان، ج ۹، ص ۵۵ .</ref>. برخی نیز گفته‌اند: مراد از [[امانت]] مردم در این آیه اعمال و عباداتی است که خدا و رسول در اختیار مردم گذاشته‌اند که در حقیقت همان امانتهای خداست<ref> جامع‌البیان، مج۶، ج۹، ص۲۹۴ ـ ۲۹۵؛ مجمع‌البیان، ج ۴، ص ۸۲۴ .</ref>. در آیه ۷۵ سوره آل‌عمران نیز از اموال و پول فراوان یا اندک به عنوان [[امانت]] مردم یاد شده و اهل کتاب در نگهداری این امانتها به دو دسته امین و غیر امین تقسیم شده‌اند: {{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ }}<ref> و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی  بدو بسپاری به تو باز پس می‌دهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان می‌گویند: درباره بی‌سوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ می‌بندند با آنکه خود می‌دانند؛ سوره آل عمران، آیه: ۷۵.</ref>  مقصود از این دو گروه به نظر برخی، یهودیان هستند که برخی از آنان امانتدار و گروهی دیگر خائن به امانات بودند<ref>جامع البیان، مج ۳، ج ۳، ص ۴۳۰؛ المنیر، ج ۳، ص ۲۶۶.</ref>؛ اما قول دیگر این است که مراد از امانتداران مسیحیان و مقصود از غیر امانتداران یهودیان هستند که خیانت در [[امانت]] غیر همکیشان خود را جایز شمرده و این عمل را به خداوند نسبت می‌دادند<ref>الکشاف، ج۱، ص ۳۷۵؛ مجمع‌البیان، ج۲، ص۷۷۷؛ فقه القرآن، ج ۲، ص ۶۱ .</ref> قول دیگر این است که امانتداران یهودیانی هستند که اسلام آورده‌اند و خیانتکاران کسانی هستند که به شریعت خود مانده و طبق عقیده خود نسبت به [[امانت]] غیر یهود احساس مسئولیتی ندارند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳، ص ۲۶۲.</ref><ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>.
*[[قرآن]] در آیاتی دیگر [[فرشته]] [[وحی]] را در آوردن [[قرآن]] به [[امانتداری]] متصف کرده است: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ }}<ref> که روح الامین آن را فرود آورده است؛ سوره شعراء، آیه: ۱۹۳.</ref> یا [[پیامبران]] خود را به عنوان فرستاده‌ای [[امین]] به [[مردم]] معرفی کرده‌اند: {{متن قرآن|إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ }}<ref> من برای شما پیامبری امینم؛ سوره شعراء، آیه: ۱۰۷.</ref>از این [[آیات]] به دست می‌آید که [[قرآن]] و [[کتب آسمانی]] و [[شرایع الهی]] از دیگر امانتهای [[خداوند]] است که برای [[ابلاغ]] آن به [[مردم]] به [[جبرئیل]] و [[انبیای الهی]] سپرده شده است<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>.
*در [[آیه]] ۲۷ [[سوره]] [[انفال]] نیز [[قرآن]] [[مسلمانان]] را از [[خیانت به خدا]] برحذر داشته است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللَّهَ }}<ref> ای مؤمنان! به خداوند  خیانت نکنید؛ سوره انفال، آیه: ۲۷.</ref>با توجه به [[شأن نزول]] [[آیه]] که مورد افشای [[اسرار]] از سوی [[ابولبابه]] است<ref>جامع‌البیان، مج۶، ج۹، ص۲۹۲ـ۲۹۳؛ مجمع‌البیان، ج ۴، ص ۸۲۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۴۷۵.</ref>[[اسرار]] [[مسلمانان]] می‌تواند مصداق بارز [[امانت]] [[خدا]] در این [[آیه]] باشد. برخی نیز مقصود از [[خیانت]] در [[امانت]] [[خدا]] را ترک [[واجبات]] دانسته<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص ۸۲۴.</ref> و بعضی دیگر گفته‌اند: مراد [[غنایم]] [[جنگی]] است که در دست [[مسلمانان]] بوده یا مقصود همه [[تکالیف الهی]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۴۷۵.</ref><ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>.
*اموالی که در [[اختیار انسان]] قرار دارد از دیگر [[امانتهای الهی]] است، بر همین اساس [[قرآن]] از این [[اموال]] به [[مال]] [[خدا]] یاد کرده و به [[مسلمانان]] توصیه کرده که با آن، به بردگان در راه [[آزادی]] خویش کمک کنند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ }}<ref> و کسانی که (توان) زناشویی نمی‌یابند باید خویشتنداری کنند تا خداوند به آنان از بخشش خویش بی‌نیازی دهد و کسانی از بردگانتان که بازخرید خویش را می‌خواهند؛ سوره نور، آیه: ۳۳.</ref> و در آیه‌ای دیگر همه [[انسان‌ها]] را [[جانشینان]] [[خدا]] در این [[اموال]] دانسته و به آنان سفارش می‌کند که از این [[اموال]] در راه او [[انفاق]] کنند: {{متن قرآن|وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ }}<ref> و از آنچه شما را در آن جانشین کرده است ببخشید؛ سوره حدید، آیه: ۷.</ref>، ازاین‌رو [[انسان]] باید این [[اموال]] را در راهی صرف کند که [[صاحب]] اصلی آن اجازه داده است، چنان‌که [[امام زین ‌العابدین]]{{ع}} فرمود: وقتی [[مال]] از آن خداست آن را جز در [[راه خدا]] [[مصرف]] نکن<ref>تحف العقول، ص ۲۶۷؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۱۶۴.</ref><ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>.
===امانت‌های [[مردم]]===
*بخش دیگر امانت‌هایی است که انسان‌ها به یکدیگر می‌سپارند: {{متن قرآن|فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا }} <ref>و اگر بدون گرو یکی از شما دیگری را بر دارایی خود امین دانست؛ سوره بقره، آیه: ۲۸۳.</ref> و امانتگذار در این قسم گاه [[پیامبر]]{{صل}}، [[امام]]{{ع}} و حاکم اسلامی و گاه مردم عادی‌اند. در آیه ۲۷ سوره انفال قرآن مسلمانان را از خیانت به [[پیامبر]]{{صل}} و امانتهای خود برحذر داشته است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ }}<ref> ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانت‌های خود دانسته خیانت نورزید؛ سوره انفال، آیه: ۲۷.</ref>. که به نظر مفسران مقصود از  امانتهای [[پیامبر]]{{صل}}، اسرار آن حضرت است که در نزد مسلمانان قرار داشت<ref>تفسیر قرطبی، ج ۷، ص ۲۵۱.</ref>. برخی نیز مراد از آن را سنت [[پیامبر]]{{صل}} و ... یا اوامر و نواهی آن حضرت<ref>جامع‌البیان، مج۶، ج۹، ص۲۹۴ـ ۲۹۵؛ مجمع‌البیان، ج ۴، ص ۸۲۴ .</ref>. دانسته‌اند. به نظر برخی مراد از [[امانت]] [[پیامبر]]{{صل}} غنایم جنگی است که آن حضرت در دست مسلمانان قرار داده که قرآن به مسلمانان فرمان می‌دهد که قبل از قسمت در آن خیانت نکنن<ref>التفسیر الکبیر، ج ۵ ، ص ۴۷۵.</ref> و مقصود از [[امانت]] مردم: {{متن قرآن|أَمَانَاتِكُمْ}} اموال و اسراری است که افراد در نزد یکدیگر به [[امانت]] می‌گذارند<ref>المیزان، ج ۹، ص ۵۵ .</ref>. برخی نیز گفته‌اند: مراد از [[امانت]] مردم در این آیه اعمال و عباداتی است که خدا و رسول در اختیار مردم گذاشته‌اند که در حقیقت همان امانتهای خداست<ref> جامع‌البیان، مج۶، ج۹، ص۲۹۴ ـ ۲۹۵؛ مجمع‌البیان، ج ۴، ص ۸۲۴ .</ref>. در آیه ۷۵ سوره آل‌عمران نیز از اموال و پول فراوان یا اندک به عنوان [[امانت]] مردم یاد شده و اهل کتاب در نگهداری این امانتها به دو دسته امین و غیر امین تقسیم شده‌اند: {{متن قرآن|وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ }}<ref> و از اهل کتاب کسی هست که اگر دارایی فراوانی  بدو بسپاری به تو باز پس می‌دهد و از ایشان کسی نیز هست که چون دیناری بدو بسپاری به تو باز نخواهد داد مگر آنکه پیوسته بر سرش ایستاده باشی؛ این بدان روی است که آنان می‌گویند: درباره بی‌سوادان راهی (برای بازخواست) بر ما نیست و بر خداوند دروغ می‌بندند با آنکه خود می‌دانند؛ سوره آل عمران، آیه: ۷۵.</ref>  مقصود از این دو گروه به نظر برخی، یهودیان هستند که برخی از آنان امانتدار و گروهی دیگر خائن به امانات بودند<ref>جامع البیان، مج ۳، ج ۳، ص ۴۳۰؛ المنیر، ج ۳، ص ۲۶۶.</ref>؛ اما قول دیگر این است که مراد از امانتداران مسیحیان و مقصود از غیر امانتداران یهودیان هستند که خیانت در [[امانت]] غیر همکیشان خود را جایز شمرده و این عمل را به خداوند نسبت می‌دادند<ref>الکشاف، ج۱، ص ۳۷۵؛ مجمع‌البیان، ج۲، ص۷۷۷؛ فقه القرآن، ج ۲، ص ۶۱ .</ref> قول دیگر این است که امانتداران یهودیانی هستند که اسلام آورده‌اند و خیانتکاران کسانی هستند که به شریعت خود مانده و طبق عقیده خود نسبت به [[امانت]] غیر یهود احساس مسئولیتی ندارند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳، ص ۲۶۲.</ref><ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>.
*[[امانت]] مردم گاه می‌تواند یک انسان باشد، چنان‌که برادران یوسف از آن جهت که پدرشان آنان را امین بر یوسف نمی‌دانست وی را سرزنش کردند: {{متن قرآن|قَالُواْ يَا أَبَانَا مَا لَكَ لاَ تَأْمَنَّا عَلَى يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ }}<ref> گفتند: ای پدر! چرا ما را بر یوسف امین نمی‌داری با آنکه ما خیرخواه او هستیم؟؛ سوره یوسف، آیه: ۱۱.</ref> و با معرفی خود به وصف امانتداری خواستار به همراه بردن یوسف شدند: {{متن قرآن|أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ }}<ref> فردا او را با ما بفرست تا (در دشت) بگردد و بازی کند و ما نیک نگهدار او خواهیم بود؛ سوره یوسف، آیه: ۱۲.</ref>؛ ولی پس از به همراه بردن یوسف به عهد خود در حفظ او وفا نکردند ، ازاین‌رو وقتی آنان برای بار دیگر بنیامین را برای همراهی خود از پدر طلب کردند آن حضرت آنان را به سبب خیانت پیشین امین بر وی ندانست: {{متن قرآن|قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلاَّ كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِن قَبْلُ }}<ref> گفت: آیا شما را بر او جز همان‌گونه امین می‌توانم داشت که پیش از این بر برادرش امین داشته بودم؟؛ سوره یوسف، آیه: ۶۴.</ref> و از آنان وثیقه‌ای اطمینان آور خواست و پس از گرفتن وثیقه، بنیامین را به آنان سپرد. گاه نیز [[امانت]] انسانها، مسئولیتها و مقامهای دنیوی است، بر همین اساس دختران شعیب به پدر پیشنهاد کردند  که برای برعهده گرفتن چوپانی و دیگر کارهای آنان موسی را به اجیری بگیرد، زیرا او مسئولیت‌پذیر و امانتدار است: {{متن قرآن|قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الأَمِينُ }}<ref> یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بی‌گمان بهترین کسی که (می‌توانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است؛ سوره قصص، آیه: ۲۶.</ref> [[حضرت یوسف]]{{ع}} نیز بدان جهت که خود را در احراز مسئولیتها امانتدار می‌دانست به عزیز مصر پیشنهاد کرد که مسئولیت خزانه‌داری وی را بر عهده گیرد: {{متن قرآن|قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ }}<ref> یوسف گفت: مرا بر گنجینه‌های این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم؛ سوره یوسف، آیه: ۵۵.</ref> و نیز آنگاه که سلیمان اراده  کرد مأموریت آوردن تخت بلقیس را به یکی از مأموران خود بسپارد یکی از جنیان با این استدلال که فردی قوی و امانتدار است برای پذیرش این مسئولیت پیشگام گردید: {{متن قرآن|وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ }}<ref> و من در این کار بسی توانمند درستکارم؛ سوره نمل، آیه: ۳۹.</ref>؛ همچنین از دیگر امانتهای بشری حفظ اسرار خانوادگی است که زن و شوهر باید به آن ملتزم باشند، از این‌رو قرآن یکی از اوصاف زنان شایسته و مؤمن را رازداری آنان برشمرده است: {{متن قرآن|فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ }}<ref>سوره نساء، آیه: ۳۴.</ref><ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>.
*[[امانت]] مردم گاه می‌تواند یک انسان باشد، چنان‌که برادران یوسف از آن جهت که پدرشان آنان را امین بر یوسف نمی‌دانست وی را سرزنش کردند: {{متن قرآن|قَالُواْ يَا أَبَانَا مَا لَكَ لاَ تَأْمَنَّا عَلَى يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ }}<ref> گفتند: ای پدر! چرا ما را بر یوسف امین نمی‌داری با آنکه ما خیرخواه او هستیم؟؛ سوره یوسف، آیه: ۱۱.</ref> و با معرفی خود به وصف امانتداری خواستار به همراه بردن یوسف شدند: {{متن قرآن|أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ }}<ref> فردا او را با ما بفرست تا (در دشت) بگردد و بازی کند و ما نیک نگهدار او خواهیم بود؛ سوره یوسف، آیه: ۱۲.</ref>؛ ولی پس از به همراه بردن یوسف به عهد خود در حفظ او وفا نکردند ، ازاین‌رو وقتی آنان برای بار دیگر بنیامین را برای همراهی خود از پدر طلب کردند آن حضرت آنان را به سبب خیانت پیشین امین بر وی ندانست: {{متن قرآن|قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلاَّ كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِن قَبْلُ }}<ref> گفت: آیا شما را بر او جز همان‌گونه امین می‌توانم داشت که پیش از این بر برادرش امین داشته بودم؟؛ سوره یوسف، آیه: ۶۴.</ref> و از آنان وثیقه‌ای اطمینان آور خواست و پس از گرفتن وثیقه، بنیامین را به آنان سپرد. گاه نیز [[امانت]] انسانها، مسئولیتها و مقامهای دنیوی است، بر همین اساس دختران شعیب به پدر پیشنهاد کردند  که برای برعهده گرفتن چوپانی و دیگر کارهای آنان موسی را به اجیری بگیرد، زیرا او مسئولیت‌پذیر و امانتدار است: {{متن قرآن|قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الأَمِينُ }}<ref> یکی از آن دو (دختر) گفت: ای پدر! او را به مزد گیر که بی‌گمان بهترین کسی که (می‌توانی) به مزد بگیری، این توانمند درستکار است؛ سوره قصص، آیه: ۲۶.</ref> [[حضرت یوسف]]{{ع}} نیز بدان جهت که خود را در احراز مسئولیتها امانتدار می‌دانست به عزیز مصر پیشنهاد کرد که مسئولیت خزانه‌داری وی را بر عهده گیرد: {{متن قرآن|قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ }}<ref> یوسف گفت: مرا بر گنجینه‌های این سرزمین بگمار که من نگاهبانی دانایم؛ سوره یوسف، آیه: ۵۵.</ref> و نیز آنگاه که سلیمان اراده  کرد مأموریت آوردن تخت بلقیس را به یکی از مأموران خود بسپارد یکی از جنیان با این استدلال که فردی قوی و امانتدار است برای پذیرش این مسئولیت پیشگام گردید: {{متن قرآن|وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ }}<ref> و من در این کار بسی توانمند درستکارم؛ سوره نمل، آیه: ۳۹.</ref>؛ همچنین از دیگر امانتهای بشری حفظ اسرار خانوادگی است که زن و شوهر باید به آن ملتزم باشند، از این‌رو قرآن یکی از اوصاف زنان شایسته و مؤمن را رازداری آنان برشمرده است: {{متن قرآن|فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ }}<ref>سوره نساء، آیه: ۳۴.</ref><ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی،حمیده]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۴، ص ۲۴۶ - ۵۲۴.</ref>.


۱۱۵٬۳۳۵

ویرایش