جز
جایگزینی متن - 'آنها' به 'آنها'
جز (جایگزینی متن - 'است{{متن قرآن' به 'است: {{متن قرآن') |
جز (جایگزینی متن - 'آنها' به 'آنها') |
||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
*[[آزادی]] پیش از آن که پدیدهای [[اجتماعی]]، [[سیاسی]] و قراردادی باشد، [[قانون]] فطری، طبیعی و انسانی<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۶۸ و ج ۶، ص ۳۵۲.زر</ref> برای همه [[انسانها]] است<ref>همان، ج ۲، ص ۲۷۴.</ref> که بر مبانی ذیل [[استوار]] میباشد: | *[[آزادی]] پیش از آن که پدیدهای [[اجتماعی]]، [[سیاسی]] و قراردادی باشد، [[قانون]] فطری، طبیعی و انسانی<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۶۸ و ج ۶، ص ۳۵۲.زر</ref> برای همه [[انسانها]] است<ref>همان، ج ۲، ص ۲۷۴.</ref> که بر مبانی ذیل [[استوار]] میباشد: | ||
#'''[[آفرینش]] دو بعدی [[انسان]]:''' [[قرآن کریم]] [[انسان]] را موجودی مرکب از [[روح]] [[الهی]] و [[بدن]] مادی میداند که زمینه بی نهایت [[صعود]] و یا سقوط را دارا است و در [[آیات]] بسیاری او را ستوده {{متن قرآن| وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ }}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم ؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید؛ سوره بقره، آیه: 30.</ref>؛{{متن قرآن| لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ }}<ref> که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریدهایم؛ سوره تین، آیه: 4.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً}}<ref> و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشتهایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کردهایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی دادهایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریدهایم، نیک برتری بخشیدهایم ؛ سوره اسراء، آیه: 70.</ref> و در نزدیک به شصت [[آیه]] از جمله {{متن قرآن|يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا}}<ref> خداوند بر آن است تا بر شما آسان گیرد و آدمی را ناتوان آفریدهاند؛ سوره نساء، آیه: 28.</ref>؛ {{متن قرآن|وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً}}<ref> و آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را و آدمی شتابگر است؛ سوره اسراء، آیه: 11.</ref>؛ {{متن قرآن| وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}}<ref> و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است؛ سوره ابراهیم، آیه: 34.</ref> او را به نوعی نکوهیده است<ref>فلسفه حقوق بشر، ص ۱۰۴.</ref> و همین دو بعد وجودی و قابلیت وی، مبنای اعطای [[آزادی]] و به [[ودیعه]] گذاشته شدن [[اراده]] در نهاد او است<ref>المیزان، ج ۴، ص ۱۱۶.</ref>: {{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}}<ref>«ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۳.</ref> | #'''[[آفرینش]] دو بعدی [[انسان]]:''' [[قرآن کریم]] [[انسان]] را موجودی مرکب از [[روح]] [[الهی]] و [[بدن]] مادی میداند که زمینه بی نهایت [[صعود]] و یا سقوط را دارا است و در [[آیات]] بسیاری او را ستوده {{متن قرآن| وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ }}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم ؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید؛ سوره بقره، آیه: 30.</ref>؛{{متن قرآن| لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ }}<ref> که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریدهایم؛ سوره تین، آیه: 4.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً}}<ref> و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشتهایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کردهایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی دادهایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریدهایم، نیک برتری بخشیدهایم ؛ سوره اسراء، آیه: 70.</ref> و در نزدیک به شصت [[آیه]] از جمله {{متن قرآن|يُرِيدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا}}<ref> خداوند بر آن است تا بر شما آسان گیرد و آدمی را ناتوان آفریدهاند؛ سوره نساء، آیه: 28.</ref>؛ {{متن قرآن|وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً}}<ref> و آدمی بدی را چنان فرا میخواند که نیکی را و آدمی شتابگر است؛ سوره اسراء، آیه: 11.</ref>؛ {{متن قرآن| وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ}}<ref> و از هر چه خواستید به شما داده است و اگر نعمت خداوند را بر شمارید نمیتوانید شمار کرد؛ بیگمان انسان ستمکارهای بسیار ناسپاس است؛ سوره ابراهیم، آیه: 34.</ref> او را به نوعی نکوهیده است<ref>فلسفه حقوق بشر، ص ۱۰۴.</ref> و همین دو بعد وجودی و قابلیت وی، مبنای اعطای [[آزادی]] و به [[ودیعه]] گذاشته شدن [[اراده]] در نهاد او است<ref>المیزان، ج ۴، ص ۱۱۶.</ref>: {{متن قرآن|إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}}<ref>«ما به او راه را نشان دادهایم خواه سپاسگزار باشد یا ناسپاس» سوره انسان، آیه ۳.</ref> | ||
#'''[[اختیار]] طبیعی:''' [[قرآن]] با نفی [[عقیده]] [[باطل]] و بی [[دلیل]] جبرگرایی<ref>المیزان، ج ۷، ص ۳۶۷.</ref>{{متن قرآن|قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref> بگو: برهان رسا از آن خداوند است، اگر میخواست شما همگان را رهنمایی میکرد؛ سوره انعام، آیه: 149.</ref> و اثبات [[قدرت]] [[اراده]] [[انسان]] بر انجام یا ترک آگاهانه اعمالش، او را موجودی مُختار میداند؛ اگرچه [[اختیار]] مطلق ندارد و اسباب و [[علل]] دیگری و در رأس | #'''[[اختیار]] طبیعی:''' [[قرآن]] با نفی [[عقیده]] [[باطل]] و بی [[دلیل]] جبرگرایی<ref>المیزان، ج ۷، ص ۳۶۷.</ref>{{متن قرآن|قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref> بگو: برهان رسا از آن خداوند است، اگر میخواست شما همگان را رهنمایی میکرد؛ سوره انعام، آیه: 149.</ref> و اثبات [[قدرت]] [[اراده]] [[انسان]] بر انجام یا ترک آگاهانه اعمالش، او را موجودی مُختار میداند؛ اگرچه [[اختیار]] مطلق ندارد و اسباب و [[علل]] دیگری و در رأس آنها، [[اراده خدا]]، [[اختیار]] او را محدود میکنند، لازمه اصل [[اختیار]] [[تکوینی]] این است که از آزادیهای [[حقوقی]] نیز برخوردار باشد و فقط [[خدا]] که مالک او است {{متن قرآن|وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ }}<ref> و پروردگارت هر چه خواهد میآفریند و میگزیند؛ آنان را گزینشی نیست، پاکا خداوند و فرابرترا (که اوست) از آنچه (برای او) شریک میآورند؛ سوره قصص، آیه: 68.</ref> یا خودش میتوانند [[آزادی]] او را محدود کنند<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۶۸ و ج ۱۰، ص ۳۶۷ و ۳۷۰.</ref>. | ||
#'''[[مسؤولیت]] [[انسان]]:''' براساس [[بینش]] [[توحیدی]]، [[انسان]] از [[خدا]] است و به سوی او حرکت میکند: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}} و پاسخگوی [[کردار]] خویش در سرای [[باقی]] است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۹۶.</ref>: {{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ}}<ref>«هر کس در گرو کاری است که انجام داده است» سوره مدثر، آیه ۳۸.</ref> و با توجه به این که برای رسیدن به [[غیب]] و خیر مشترک، فقط یک [[صراط مستقیم]] وجود دارد<ref>المیزان، ج ۱، ص ۳۱ - ۳۳.</ref>، [[انسان]] مسؤول و سازنده [[سرنوشت]] خویش و دارای [[رسالت]] ویژه در [[دنیا]] است و اعطای [[مسؤولیت]] و [[الزام]] به [[پاسخ گویی]] بدون اعطای [[آزادی]] به صورت وسیلهای برای انجام [[مسؤولیت]]، امری غیر معقول و بر خلاف [[عدل الهی]] به شمار میرود. | #'''[[مسؤولیت]] [[انسان]]:''' براساس [[بینش]] [[توحیدی]]، [[انسان]] از [[خدا]] است و به سوی او حرکت میکند: {{متن قرآن|إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}} و پاسخگوی [[کردار]] خویش در سرای [[باقی]] است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۹۶.</ref>: {{متن قرآن|كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ}}<ref>«هر کس در گرو کاری است که انجام داده است» سوره مدثر، آیه ۳۸.</ref> و با توجه به این که برای رسیدن به [[غیب]] و خیر مشترک، فقط یک [[صراط مستقیم]] وجود دارد<ref>المیزان، ج ۱، ص ۳۱ - ۳۳.</ref>، [[انسان]] مسؤول و سازنده [[سرنوشت]] خویش و دارای [[رسالت]] ویژه در [[دنیا]] است و اعطای [[مسؤولیت]] و [[الزام]] به [[پاسخ گویی]] بدون اعطای [[آزادی]] به صورت وسیلهای برای انجام [[مسؤولیت]]، امری غیر معقول و بر خلاف [[عدل الهی]] به شمار میرود. | ||
#'''اصل [[تربیت]]:''' [[قرآن]]، برخلاف کسانی که [[انسان]] را موجودی [[طغیان]] گر و [[مفسد]] معرفی کرده و اعطای [[آزادی]] را به [[مصلحت]] ندیدهاند، او را موجودی به طور فطری [[پاک]] و طرف دار [[حق]] و [[عدل]] و نیز دارای [[فطرت]] [[توحیدی]] {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند؛ سوره روم، آیه: 30.</ref> و دارای گرایشهای [[عالی]] و [[مقدس]] میداند و [[کتابهای آسمانی]] را دستورالعمل [[تربیتی]]، {{متن قرآن|مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ}}<ref> هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید ولی (میتواند گفت): شما که کتاب (آسمانی) را آموزش میداده و درس میگرفتهاید؛ (دانشورانی) ربّانی باشید؛ سوره آل عمران، آیه: 79.</ref> و [[رسالت]] [[انبیای الهی]] راتربیت [[انسانها]] و تقویت [[فطرت]] [[توحیدی]] او و [[کمک]] به آنان در جهت ایفای [[مسؤولیت]] [[الهی]] و رساندن آنان به کمال و تأمین [[سعادت]] دنیاو [[آخرت]] معرفی میکند<ref>طلب و اراده، ص ۱۵۳ - ۱۵۷.</ref> و عنصر تربیتپذیری را زیر بنای اعطا یا سلب آزادیها میشمرد. | #'''اصل [[تربیت]]:''' [[قرآن]]، برخلاف کسانی که [[انسان]] را موجودی [[طغیان]] گر و [[مفسد]] معرفی کرده و اعطای [[آزادی]] را به [[مصلحت]] ندیدهاند، او را موجودی به طور فطری [[پاک]] و طرف دار [[حق]] و [[عدل]] و نیز دارای [[فطرت]] [[توحیدی]] {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند؛ سوره روم، آیه: 30.</ref> و دارای گرایشهای [[عالی]] و [[مقدس]] میداند و [[کتابهای آسمانی]] را دستورالعمل [[تربیتی]]، {{متن قرآن|مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللَّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ}}<ref> هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکمت و پیامبری بدهد سپس او به مردم بگوید: به جای خداوند، بندگان من باشید ولی (میتواند گفت): شما که کتاب (آسمانی) را آموزش میداده و درس میگرفتهاید؛ (دانشورانی) ربّانی باشید؛ سوره آل عمران، آیه: 79.</ref> و [[رسالت]] [[انبیای الهی]] راتربیت [[انسانها]] و تقویت [[فطرت]] [[توحیدی]] او و [[کمک]] به آنان در جهت ایفای [[مسؤولیت]] [[الهی]] و رساندن آنان به کمال و تأمین [[سعادت]] دنیاو [[آخرت]] معرفی میکند<ref>طلب و اراده، ص ۱۵۳ - ۱۵۷.</ref> و عنصر تربیتپذیری را زیر بنای اعطا یا سلب آزادیها میشمرد. | ||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
*[[آزادی]]، امری طبیعی و [[انسان]] آن را دارا است و دیگران موظفند آن را رعایت کنند و به زمان و مکان خاصی بستگی ندارد و با توجه به تلازم [[حق]] و [[تکلیف]]<ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۱۰.</ref>، هم برخورداری از [[آزادی]]، [[حق]] و عطیهای [[الهی]] است و هم [[تکلیف]]؛ یعنی کسی [[حق]] ندارد [[آزادی]] را از خویش سلب کند و خود را برده دیگران سازد و حراست از آن، شرط [[عبودیت]]، و تضییع آن، موجب از بین رفتن [[انسانیت]]<ref>المیزان، ج ۴، ص ۱۱۶.</ref>، تغییر [[خلقت]]، تبدیل [[سنت]] و تخلف از [[مشیت الهی]] است و همه [[انسانها]] برای حفظ [[آزادی]] و دست یابی به آن مسؤولند {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالُواْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا }}<ref> از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش میگیرند، میپرسند: در چه حال بودهاید؟ میگویند: ما ناتوان شمردهشدگان روی زمین بودهایم. میگویند: آیا زمین خداوند (آنقدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانهای است؛ سوره نساء، آیه: 97.</ref> افزون بر این، در مقابل آزادسازی دیگران نیز [[مسؤولیت]] مهمی برعهده دارند<ref>جامع البیان، مج ۴، ج ۵، ص ۲۳۰ و ۲۳۱.</ref> و موظفند برای رهایی [[مظلومان]] و کسانی که تحت [[سلطه]] [[ستم]] گران قرار گرفتهاند، در صورت [[لزوم]] بجنگند: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا}}<ref>«و چرا شما در راه خداوند نبرد نمیکنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که میگویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما سرپرستی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار» سوره نساء، آیه ۷۵.</ref>از سوی دیگر، [[قرآن کریم]] [[آزادی]] را نعمتی [[الهی]]<ref>نمونه، ج ۱۰، ص ۲۷۷؛ من وحی القرآن، ج ۱۰، ص ۲۲۹.</ref> میداند که [[مسؤولیت]] [[حمد]] و [[ستایش]] [[خدا]] را در پی دارد {{متن قرآن|فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> و چون خود و هر که با توست، بر کشتی برنشستید، بگو: سپاس ویژه خداوند است که ما را از ستمگران رهانید ؛ سوره مؤمنون، آیه: 28.</ref>؛ {{متن قرآن|وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاءَ بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزَغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاء إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref> و پدر و مادر خود را بر اورنگ (خویش) فرا برد و همه برای او به فروتنی در افتادند و گفت: پدر جان! این تعبیر خواب پیشین من است که خداوند آن را درست گردانید و بیگمان به من نیکی فرمود هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد و شما را پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم را خراب کرده بود از بیابان (نزد من) آورد؛ به راستی پروردگارم در آنچه بخواهد، نازکبین است؛ همانا اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه: 100.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذْ نَجَّيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ }}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که شما را از فرعونیان رهانیدیم که به شما عذابی سخت میچشاندند، پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده میگذاردند و در آن از سوی پروردگارتان برای شما آزمونی سترگ بود؛ سوره بقره، آیه: 49.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که شما را از فرعونیان رهایی داد که عذابی سخت را به شما میچشاندند و پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده مینهادند و در آن آزمونی سترگ از سوی پروردگارتان بود؛ سوره ابراهیم، آیه: 6.</ref> و [[آزادی]] نیز مانند هر نعمتی، وسیلهای برای [[آزمایش]] [[انسانها]] قرار گرفته: {{متن قرآن|وَإِذْ نَجَّيْنَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَلِكُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که شما را از فرعونیان رهانیدیم که به شما عذابی سخت میچشاندند، پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده میگذاردند و در آن از سوی پروردگارتان برای شما آزمونی سترگ بود» سوره بقره، آیه ۴۹.</ref>[[آیات]] {{متن قرآن|وَإِذْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُقَتِّلُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که شما را از فرعونیان نجات بخشیدیم که عذابی تلخ را به شما میچشاندند؛ پسرانتان را میکشتند و زنانتان را زنده باز مینهادند و در این، برای شما از سوی پروردگارتان آزمونی سترگ بود ؛ سوره اعراف، آیه: 141.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که شما را از فرعونیان رهایی داد که عذابی سخت را به شما میچشاندند و پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده مینهادند و در آن آزمونی سترگ از سوی پروردگارتان بود؛ سوره ابراهیم، آیه: 6.</ref> نیز به این [[حقیقت]] اشاره دارد؛ بنابراین، [[مسؤولیت]] عدم [[شکرگزاری]] در برابر این [[نعمت]] بزرگ و عدم استفاده درست و بجا از [[آزادی]] و عواقب ناخوشایند آن نیز متوجه خود [[انسان]] است<ref>جامع البیان، مج ۱۰، ج ۸، ص ۲۱۰؛ المنیر، ج ۲۴، ص ۲۱؛ من وحی القرآن، ج ۵، ص ۲۷۹ و ج ۱۱، ص ۳۷۸ و ج ۱۴، ص ۳۲۲.</ref><ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 187-188.</ref>. | *[[آزادی]]، امری طبیعی و [[انسان]] آن را دارا است و دیگران موظفند آن را رعایت کنند و به زمان و مکان خاصی بستگی ندارد و با توجه به تلازم [[حق]] و [[تکلیف]]<ref>نمونه، ج ۲، ص ۱۱۰.</ref>، هم برخورداری از [[آزادی]]، [[حق]] و عطیهای [[الهی]] است و هم [[تکلیف]]؛ یعنی کسی [[حق]] ندارد [[آزادی]] را از خویش سلب کند و خود را برده دیگران سازد و حراست از آن، شرط [[عبودیت]]، و تضییع آن، موجب از بین رفتن [[انسانیت]]<ref>المیزان، ج ۴، ص ۱۱۶.</ref>، تغییر [[خلقت]]، تبدیل [[سنت]] و تخلف از [[مشیت الهی]] است و همه [[انسانها]] برای حفظ [[آزادی]] و دست یابی به آن مسؤولند {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالُواْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا }}<ref> از کسانی که فرشتگان جانشان را در حال ستم به خویش میگیرند، میپرسند: در چه حال بودهاید؟ میگویند: ما ناتوان شمردهشدگان روی زمین بودهایم. میگویند: آیا زمین خداوند (آنقدر) فراخ نبود که در آن هجرت کنید؟ بنابراین، سرای (پایانی) اینان دوزخ است و بد پایانهای است؛ سوره نساء، آیه: 97.</ref> افزون بر این، در مقابل آزادسازی دیگران نیز [[مسؤولیت]] مهمی برعهده دارند<ref>جامع البیان، مج ۴، ج ۵، ص ۲۳۰ و ۲۳۱.</ref> و موظفند برای رهایی [[مظلومان]] و کسانی که تحت [[سلطه]] [[ستم]] گران قرار گرفتهاند، در صورت [[لزوم]] بجنگند: {{متن قرآن|وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا}}<ref>«و چرا شما در راه خداوند نبرد نمیکنید و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که میگویند: پروردگارا! ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما سرپرستی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار» سوره نساء، آیه ۷۵.</ref>از سوی دیگر، [[قرآن کریم]] [[آزادی]] را نعمتی [[الهی]]<ref>نمونه، ج ۱۰، ص ۲۷۷؛ من وحی القرآن، ج ۱۰، ص ۲۲۹.</ref> میداند که [[مسؤولیت]] [[حمد]] و [[ستایش]] [[خدا]] را در پی دارد {{متن قرآن|فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}<ref> و چون خود و هر که با توست، بر کشتی برنشستید، بگو: سپاس ویژه خداوند است که ما را از ستمگران رهانید ؛ سوره مؤمنون، آیه: 28.</ref>؛ {{متن قرآن|وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بِي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاءَ بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزَغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاء إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ}}<ref> و پدر و مادر خود را بر اورنگ (خویش) فرا برد و همه برای او به فروتنی در افتادند و گفت: پدر جان! این تعبیر خواب پیشین من است که خداوند آن را درست گردانید و بیگمان به من نیکی فرمود هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد و شما را پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم را خراب کرده بود از بیابان (نزد من) آورد؛ به راستی پروردگارم در آنچه بخواهد، نازکبین است؛ همانا اوست که دانای فرزانه است؛ سوره یوسف، آیه: 100.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذْ نَجَّيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ }}<ref> و (یاد کنید) آنگاه را که شما را از فرعونیان رهانیدیم که به شما عذابی سخت میچشاندند، پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده میگذاردند و در آن از سوی پروردگارتان برای شما آزمونی سترگ بود؛ سوره بقره، آیه: 49.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که شما را از فرعونیان رهایی داد که عذابی سخت را به شما میچشاندند و پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده مینهادند و در آن آزمونی سترگ از سوی پروردگارتان بود؛ سوره ابراهیم، آیه: 6.</ref> و [[آزادی]] نیز مانند هر نعمتی، وسیلهای برای [[آزمایش]] [[انسانها]] قرار گرفته: {{متن قرآن|وَإِذْ نَجَّيْنَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَلِكُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که شما را از فرعونیان رهانیدیم که به شما عذابی سخت میچشاندند، پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده میگذاردند و در آن از سوی پروردگارتان برای شما آزمونی سترگ بود» سوره بقره، آیه ۴۹.</ref>[[آیات]] {{متن قرآن|وَإِذْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُقَتِّلُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که شما را از فرعونیان نجات بخشیدیم که عذابی تلخ را به شما میچشاندند؛ پسرانتان را میکشتند و زنانتان را زنده باز مینهادند و در این، برای شما از سوی پروردگارتان آزمونی سترگ بود ؛ سوره اعراف، آیه: 141.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: نعمت خداوند را بر خویش به یاد آورید هنگامی که شما را از فرعونیان رهایی داد که عذابی سخت را به شما میچشاندند و پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده مینهادند و در آن آزمونی سترگ از سوی پروردگارتان بود؛ سوره ابراهیم، آیه: 6.</ref> نیز به این [[حقیقت]] اشاره دارد؛ بنابراین، [[مسؤولیت]] عدم [[شکرگزاری]] در برابر این [[نعمت]] بزرگ و عدم استفاده درست و بجا از [[آزادی]] و عواقب ناخوشایند آن نیز متوجه خود [[انسان]] است<ref>جامع البیان، مج ۱۰، ج ۸، ص ۲۱۰؛ المنیر، ج ۲۴، ص ۲۱؛ من وحی القرآن، ج ۵، ص ۲۷۹ و ج ۱۱، ص ۳۷۸ و ج ۱۴، ص ۳۲۲.</ref><ref>[[علی رضایی بیرجندی|رضایی بیرجندی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 187-188.</ref>. | ||
==انواع آزادیهای [[حقوقی]] و حدود | ==انواع آزادیهای [[حقوقی]] و حدود آنها== | ||
===[[آزادی]] [[اندیشه]]=== | ===[[آزادی]] [[اندیشه]]=== | ||
*[[آزادی]] [[اندیشه]] به معنای [[آزادی]] [[تعقل]] است، و آزاد اندیشی و [[تعقل]]، زیربنای [[گزینش]] درست [[هدف]]، مسیر و شیوه [[زندگی]]<ref>من وحی القرآن، ج ۱۱، ص ۳۷۹.</ref> و شرط برخورداری از [[هدایت الهی]] است. | *[[آزادی]] [[اندیشه]] به معنای [[آزادی]] [[تعقل]] است، و آزاد اندیشی و [[تعقل]]، زیربنای [[گزینش]] درست [[هدف]]، مسیر و شیوه [[زندگی]]<ref>من وحی القرآن، ج ۱۱، ص ۳۷۹.</ref> و شرط برخورداری از [[هدایت الهی]] است. | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
===[[آزادی]] [[انتخاب]] [[دین]]=== | ===[[آزادی]] [[انتخاب]] [[دین]]=== | ||
*[[قرآن]]، در جهت [[تکریم]] [[انسان]] و [[احترام]] به [[اراده]]، [[اندیشه]] و [[شعور]] او<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱؛ من وحی القرآن، ج ۹، ص ۳۶۲.</ref>، و با [[عنایت]] به این که تحصیل کمال، فقط در سایه پذیرش آزادانه [[حق]] میسر است<ref>ولایت فقیه، ص ۳۳ و ۳۴.</ref> و با توجه به این که اگر اصول و مبادی [[دین]] برای کسی حاصل نشود، [[دین]] نیز به قلمرو جانش پای نمینهد<ref>فلسفه حقوق بشر، ص ۱۹۵.</ref>، ضمن [[دعوت]] به پذیرش [[دین حق]] وکامل، بر [[نهی]] و نفی هرگونه تحمیل [[عقیده]] و [[اجبار]] در [[انتخاب]] [[دین]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱.</ref>، تأکید فرموده: {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بیگمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> به گفته [[علامه طباطبایی]]، دلیلی که در [[آیه]] پیشین، پس از نفی اکراه ذکر شده، مؤید است که اکراه و [[اجبار]] در [[دین]] جایز نیست<ref>المیزان، ج ۲، ص ۳۴۳.</ref>. این [[آیه]]، زمانی فرود آمد که برخی از [[انصار]] میخواستند [[فرزندان]] خود را که در [[کودکی]] [[یهودی]] و نصرانی شده بودند، به پذیرش [[اسلام]] وادارند و [[خداوند]]، [[فرمان]] داد که فرزندانشان را آزاد بگذارند<ref>جامع البیان، مج ۳، ج ۳، ص ۲۱.</ref>. اگر {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ}} قضیه خبری باشد، از [[تکوین]] و نتیجه خبر میدهد که [[دین]]، اکراه برنمی دارد؛ زیرا [[اعتقاد]] و [[ایمان]]، امری قلبی است و [[امر قلبی]]، اکراه برنمی دارد و اگر انشایی [[تشریعی]] باشد - چنان که جمله بعدی [[آیه]] هم [[شاهد]] آن است - نتیجه میدهد که کسی [[حق]] ندارد در صدد اکراه و [[اجبار]] دیگران برآید و این [[نهی]]، بر یک [[حقیقت]] [[تکوینی]] متکی است<ref>المیزان، ج ۲، ص ۳۴۲ و ۳۴۳.</ref>. | *[[قرآن]]، در جهت [[تکریم]] [[انسان]] و [[احترام]] به [[اراده]]، [[اندیشه]] و [[شعور]] او<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱؛ من وحی القرآن، ج ۹، ص ۳۶۲.</ref>، و با [[عنایت]] به این که تحصیل کمال، فقط در سایه پذیرش آزادانه [[حق]] میسر است<ref>ولایت فقیه، ص ۳۳ و ۳۴.</ref> و با توجه به این که اگر اصول و مبادی [[دین]] برای کسی حاصل نشود، [[دین]] نیز به قلمرو جانش پای نمینهد<ref>فلسفه حقوق بشر، ص ۱۹۵.</ref>، ضمن [[دعوت]] به پذیرش [[دین حق]] وکامل، بر [[نهی]] و نفی هرگونه تحمیل [[عقیده]] و [[اجبار]] در [[انتخاب]] [[دین]]<ref>فی ظلال، ج ۱، ص ۲۹۱.</ref>، تأکید فرموده: {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است پس، آنکه به طاغوت کفر ورزد و به خداوند ایمان آورد، بیگمان به دستاویز استوارتر چنگ زده است که هرگز گسستن ندارد و خداوند شنوای داناست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> به گفته [[علامه طباطبایی]]، دلیلی که در [[آیه]] پیشین، پس از نفی اکراه ذکر شده، مؤید است که اکراه و [[اجبار]] در [[دین]] جایز نیست<ref>المیزان، ج ۲، ص ۳۴۳.</ref>. این [[آیه]]، زمانی فرود آمد که برخی از [[انصار]] میخواستند [[فرزندان]] خود را که در [[کودکی]] [[یهودی]] و نصرانی شده بودند، به پذیرش [[اسلام]] وادارند و [[خداوند]]، [[فرمان]] داد که فرزندانشان را آزاد بگذارند<ref>جامع البیان، مج ۳، ج ۳، ص ۲۱.</ref>. اگر {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ}} قضیه خبری باشد، از [[تکوین]] و نتیجه خبر میدهد که [[دین]]، اکراه برنمی دارد؛ زیرا [[اعتقاد]] و [[ایمان]]، امری قلبی است و [[امر قلبی]]، اکراه برنمی دارد و اگر انشایی [[تشریعی]] باشد - چنان که جمله بعدی [[آیه]] هم [[شاهد]] آن است - نتیجه میدهد که کسی [[حق]] ندارد در صدد اکراه و [[اجبار]] دیگران برآید و این [[نهی]]، بر یک [[حقیقت]] [[تکوینی]] متکی است<ref>المیزان، ج ۲، ص ۳۴۲ و ۳۴۳.</ref>. | ||
*نگارنده [[المیزان]]، [[توحید]] را اصل، [[روح]]، غرض یگانه<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۱۳۵ و ۱۳۶.</ref> و اساس همه نوامیس [[اسلامی]] و زیربنای [[معارف]]، [[اخلاق]] و [[قوانین]] و مبنای [[تشریع]]<ref>المیزان، ج ۱، ص ۶۳ و ج ۴، ص ۱۱۶.</ref> [[دین]] میداند؛ براین اساس، [[آزادی]] [[دینی]] و [[نهی]] از اکراه بر پذیرش [[دین]] را فقط در دایره [[پیروان ادیان]] [[توحیدی]]، یعنی [[اسلام]]، [[یهود]]، [[نصارا]] و [[مجوس]] میپذیرد<ref>المیزان، ج ۹، ص ۲۴۰.</ref>. بر خود فرد به طور [[تشریعی]] لازم است که [[دین حق]] و کامل را بپذیرد؛ اما دیگران [[حق]] اکراه او را ندارند و [[علامه طباطبایی]]، [[آزادی]] [[دینی]] به معنای [[آزادی]] [[دعوت]] و [[تبلیغ]] [[دینی]] غیر از ادیانِ دارای [[کتاب آسمانی]] را متناقض و مخالف [[قانون]] [[اسلام]] و موجب نابودی اصل [[دین]] میشمرد<ref>المیزان، ج ۴، ۱۱۷.</ref>. آرای بعضی [[مفسران]] و تعدادی از [[روایات]]، این نظریه را تأیید میکند؛ زیرا [[اسلام]]، [[الحاد]] و [[شرک]] را نقیض خود، ضد [[مصالح]] [[بشر]] و غیرقابل [[احترام]] میداند و [[آزادی]] معتقدان به | *نگارنده [[المیزان]]، [[توحید]] را اصل، [[روح]]، غرض یگانه<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۱۳۵ و ۱۳۶.</ref> و اساس همه نوامیس [[اسلامی]] و زیربنای [[معارف]]، [[اخلاق]] و [[قوانین]] و مبنای [[تشریع]]<ref>المیزان، ج ۱، ص ۶۳ و ج ۴، ص ۱۱۶.</ref> [[دین]] میداند؛ براین اساس، [[آزادی]] [[دینی]] و [[نهی]] از اکراه بر پذیرش [[دین]] را فقط در دایره [[پیروان ادیان]] [[توحیدی]]، یعنی [[اسلام]]، [[یهود]]، [[نصارا]] و [[مجوس]] میپذیرد<ref>المیزان، ج ۹، ص ۲۴۰.</ref>. بر خود فرد به طور [[تشریعی]] لازم است که [[دین حق]] و کامل را بپذیرد؛ اما دیگران [[حق]] اکراه او را ندارند و [[علامه طباطبایی]]، [[آزادی]] [[دینی]] به معنای [[آزادی]] [[دعوت]] و [[تبلیغ]] [[دینی]] غیر از ادیانِ دارای [[کتاب آسمانی]] را متناقض و مخالف [[قانون]] [[اسلام]] و موجب نابودی اصل [[دین]] میشمرد<ref>المیزان، ج ۴، ۱۱۷.</ref>. آرای بعضی [[مفسران]] و تعدادی از [[روایات]]، این نظریه را تأیید میکند؛ زیرا [[اسلام]]، [[الحاد]] و [[شرک]] را نقیض خود، ضد [[مصالح]] [[بشر]] و غیرقابل [[احترام]] میداند و [[آزادی]] معتقدان به آنها را نفی میکند، مگر این که عناوین [[برتر]] و [[مصالح]] مهم تری آن را ایجاب کند<ref>من وحی القرآن، ج ۵، ص ۴۸ - ۵۰.</ref>. | ||
*[[خداوند]] در جهت نفی تحمیل [[دین]] پس از [[اقامه دلیل]] بر [[حقانیت]] [[رسولان]] و [[کتابهای آسمانی]]، از [[انسان]] درخواست [[تدبر]]، [[اندیشه]] و [[اقامه برهان]] کرده است<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۴۲۷؛ الکاشف، ج۳، ص ۱۶۱.</ref>؛ بر این مبنا، [[خداوند]] [[حق]] تحمیل [[عقیده]] را از همگان سلب فرموده است<ref>الکاشف، ج۳، ص۱۶۱؛ الفرقان، ج۲ و ۳، ص۲۲۵.</ref>. بیان [[نوح]]، بنیان گذار قدیمترین [[شریعت]] به قومش مبنی بر عدم جواز اکراه حتی در صورت داشتن [[حجت]] روشن [[الهی]]: « {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید اگر من برهانی از پروردگارم داشته باشم و به من بخشایشی از سوی خویش داده باشد که از چشم شما پنهان گردانده باشند آیا میتوانیم شما را به (قبول) آن وا داریم در حالی که شما آن را ناپسند میدارید؟» سوره هود، آیه ۲۸.</ref> و خطاب [[الهی]] به آخرین پیامبرش در زمان [[قدرت]] بر اکراه<ref>المنار، ج ۱۲، ص ۲۳۲.</ref>: {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref> بر عدم جواز اکراه [[انسانها]] به پذیرش [[دین]] دلالت میکند و امروز هم به [[قوت]] خود [[باقی]] است<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۲۰۷.</ref>؛ بدین جهت براساس [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«بگو: از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و اگر رو بگردانید جز این نیست که آنچه بر گردن او نهادهاند بر اوست و آنچه بر گردن شما نهادهاند بر شماست و اگر از او فرمان برید راهیاب میشوید و بر (عهده) پیامبر جز پیامرسانی آشکار نیست» سوره نور، آیه ۵۴.</ref> هم چنین بر اساس [[آیات]] {{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref> پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آوردهام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام میآورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شدهاند و اگر رو گرداندند، بیگمان بر تو جز پیامرسانی نیست و خداوند به (حال) بندگان بیناست؛ سوره آل عمران، آیه: 20.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ }}<ref> و از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و (از بدی) بپرهیزید؛ بنابراین اگر رو بگردانید بدانید که تنها پیامرسانی روشن بر عهده فرستاده ماست؛ سوره مائده، آیه: 92.</ref>؛ {{متن قرآن|مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ}}<ref> بر پیامبر جز پیام رسانی نیست و خداوند آنچه را آشکار میدارید و آنچه را نهان میکنید میداند؛ سوره مائده، آیه: 99.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ}}<ref> و اگر ما برخی از چیزهایی را که به آنان وعده میدهیم به تو نشان دهیم و یا جان تو را بستانیم؛ بر تو تنها پیام رسانی و بر ما حسابرسی است؛ سوره رعد، آیه: 40.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ}}<ref> و اگر دروغانگاری کنید بیگمان امتهای پیش از شما (نیز) دروغانگاری کردهاند و بر پیامبر جز پیامرسانی آشکار، نیست ؛ سوره عنکبوت، آیه: 18.</ref>؛ {{متن قرآن|فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلاَّ الْبَلاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الإِنسَانَ كَفُورٌ }}<ref> پس اگر روی گرداندند تو را بر آنان نگهبان نفرستادهایم، بر تو جز پیامرسانی نیست و ما هر گاه به آدمی بخشایشی از خود چشاندیم بدان شادمان شد و چون برای کارهایی که کردهاند گزندی به آنان برسد بیگمان (در آن حال) آدمی بسیار ناسپاس است؛ سوره شوری، آیه: 48.</ref> و {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ }}<ref> و از خداوند فرمان برید و از پیامبر فرمانبرداری کنید پس اگر پشت کنید بر عهده پیامبر ما، تنها پیامرسانی آشکار است؛ سوره تغابن، آیه: 12.</ref> [[وظیفه]] [[پیامبران الهی]]، [[ابلاغ]]، و براساس [[آیات]] {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ}}<ref>«تو، تنها بیمدهندهای» سوره هود، آیه ۱۲.</ref> (و نیز: {{متن قرآن| وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ}}<ref> و اینکه قرآن را بخوانم؛ آنگاه هر کس رهیاب شد به سود خویش رهیاب میشود و آنکه گمراه شد بگو: من تنها از بیمدهندگانم ؛ سوره نمل، آیه: 92.</ref>) [[انذار]] [[انسانها]] بوده است. | *[[خداوند]] در جهت نفی تحمیل [[دین]] پس از [[اقامه دلیل]] بر [[حقانیت]] [[رسولان]] و [[کتابهای آسمانی]]، از [[انسان]] درخواست [[تدبر]]، [[اندیشه]] و [[اقامه برهان]] کرده است<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۴۲۷؛ الکاشف، ج۳، ص ۱۶۱.</ref>؛ بر این مبنا، [[خداوند]] [[حق]] تحمیل [[عقیده]] را از همگان سلب فرموده است<ref>الکاشف، ج۳، ص۱۶۱؛ الفرقان، ج۲ و ۳، ص۲۲۵.</ref>. بیان [[نوح]]، بنیان گذار قدیمترین [[شریعت]] به قومش مبنی بر عدم جواز اکراه حتی در صورت داشتن [[حجت]] روشن [[الهی]]: « {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ}}<ref>«گفت: ای قوم من! به من بگویید اگر من برهانی از پروردگارم داشته باشم و به من بخشایشی از سوی خویش داده باشد که از چشم شما پنهان گردانده باشند آیا میتوانیم شما را به (قبول) آن وا داریم در حالی که شما آن را ناپسند میدارید؟» سوره هود، آیه ۲۸.</ref> و خطاب [[الهی]] به آخرین پیامبرش در زمان [[قدرت]] بر اکراه<ref>المنار، ج ۱۲، ص ۲۳۲.</ref>: {{متن قرآن|وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟» سوره یونس، آیه ۹۹.</ref> بر عدم جواز اکراه [[انسانها]] به پذیرش [[دین]] دلالت میکند و امروز هم به [[قوت]] خود [[باقی]] است<ref>المیزان، ج ۱۰، ص ۲۰۷.</ref>؛ بدین جهت براساس [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ}}<ref>«بگو: از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و اگر رو بگردانید جز این نیست که آنچه بر گردن او نهادهاند بر اوست و آنچه بر گردن شما نهادهاند بر شماست و اگر از او فرمان برید راهیاب میشوید و بر (عهده) پیامبر جز پیامرسانی آشکار نیست» سوره نور، آیه ۵۴.</ref> هم چنین بر اساس [[آیات]] {{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَّإِن تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref> پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آوردهام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام میآورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شدهاند و اگر رو گرداندند، بیگمان بر تو جز پیامرسانی نیست و خداوند به (حال) بندگان بیناست؛ سوره آل عمران، آیه: 20.</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ }}<ref> و از خداوند فرمانبرداری کنید و از پیامبر فرمان برید و (از بدی) بپرهیزید؛ بنابراین اگر رو بگردانید بدانید که تنها پیامرسانی روشن بر عهده فرستاده ماست؛ سوره مائده، آیه: 92.</ref>؛ {{متن قرآن|مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ}}<ref> بر پیامبر جز پیام رسانی نیست و خداوند آنچه را آشکار میدارید و آنچه را نهان میکنید میداند؛ سوره مائده، آیه: 99.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ}}<ref> و اگر ما برخی از چیزهایی را که به آنان وعده میدهیم به تو نشان دهیم و یا جان تو را بستانیم؛ بر تو تنها پیام رسانی و بر ما حسابرسی است؛ سوره رعد، آیه: 40.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ}}<ref> و اگر دروغانگاری کنید بیگمان امتهای پیش از شما (نیز) دروغانگاری کردهاند و بر پیامبر جز پیامرسانی آشکار، نیست ؛ سوره عنکبوت، آیه: 18.</ref>؛ {{متن قرآن|فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلاَّ الْبَلاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الإِنسَانَ كَفُورٌ }}<ref> پس اگر روی گرداندند تو را بر آنان نگهبان نفرستادهایم، بر تو جز پیامرسانی نیست و ما هر گاه به آدمی بخشایشی از خود چشاندیم بدان شادمان شد و چون برای کارهایی که کردهاند گزندی به آنان برسد بیگمان (در آن حال) آدمی بسیار ناسپاس است؛ سوره شوری، آیه: 48.</ref> و {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ }}<ref> و از خداوند فرمان برید و از پیامبر فرمانبرداری کنید پس اگر پشت کنید بر عهده پیامبر ما، تنها پیامرسانی آشکار است؛ سوره تغابن، آیه: 12.</ref> [[وظیفه]] [[پیامبران الهی]]، [[ابلاغ]]، و براساس [[آیات]] {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ}}<ref>«تو، تنها بیمدهندهای» سوره هود، آیه ۱۲.</ref> (و نیز: {{متن قرآن| وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ}}<ref> و اینکه قرآن را بخوانم؛ آنگاه هر کس رهیاب شد به سود خویش رهیاب میشود و آنکه گمراه شد بگو: من تنها از بیمدهندگانم ؛ سوره نمل، آیه: 92.</ref>) [[انذار]] [[انسانها]] بوده است. | ||
*از سوی دیگر، [[پیامبران الهی]] طبق [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ}}<ref>«ما به آنچه میگویند داناتریم و تو بر آنان چیره نیستی از این روی هر کس را که از وعده عذاب من میهراسد با قرآن پند بده!» سوره ق، آیه ۴۵.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ }}<ref> و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟؛ سوره یونس، آیه: 99.</ref> [[حق]] [[اجبار]] و اکراه، {{متن قرآن|وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref> [[حق]] [[مراقبت]] قهرآمیز<ref>المنار، ج ۵، ص ۲۸۰؛ الفرقان، ج ۳۰، ص ۳۰۲.</ref>، و طبق {{متن قرآن|فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ}}<ref>«پس پند بده که تنها تو پند دهندهای» سوره غاشیه، آیه ۲۱.</ref>. {{متن قرآن|لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ}}<ref>«تو بر آنان چیره نیستی،» سوره غاشیه، آیه ۲۲.</ref> [[حق]] سیطره بر [[مردم]] را ندارند، و مطابق [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ}}<ref>«بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، هر که رهیاب شد به سود خویش رهیاب میشود و هر که گمراه گشت بیگمان به زیان خویش گمراه میگردد و من کارگزار شما نیستم» سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref> و نیز [[آیات]] {{متن قرآن|وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ}}<ref> و قوم تو آن را دروغ شمردند در حالی که آن، حقّ است؛ بگو: من بر (نگهداشت) شما گمارده نیستم ؛ سوره انعام، آیه: 66.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء اللَّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ}}<ref> و اگر خداوند میخواست شرک نمیورزیدند و ما تو را بر آنان نگهبان نگماردهایم و تو گمارده بر آنها نیستی؛ سوره انعام، آیه: 107.</ref>؛ {{متن قرآن| أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلا }}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را خدای خویش گرفته است؟ و آیا تو بر او مراقب میتوانی بود؟؛ سوره فرقان، آیه: 43.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ}}<ref> ما این کتاب را به سوی تو برای مردم به حقّ فرو فرستادهایم؛ آن کس که رهیاب شود به سود خود اوست و هر که بیراه گردد تنها به زیان خود اوست و تو نگهبان آنان نیستی ؛ سوره زمر، آیه: 41.</ref> و {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ}}<ref> و خداوند (خود) مراقب کسانی است که به جای او سرورانی (را به پرستش) میگیرند و تو ناظر بر آنان نیستی ؛ سوره شوری، آیه: 6.</ref>، [[حق]] [[اجبار]] [[مردم]] را ندارند؛ پس [[ایمان]] باید بر مبنای [[آزادی]] و رغبت شکل گیرد، نه [[اجبار]] و اکراه<ref>المنیر، ج ۱۱، ص ۲۷۲.</ref>. | *از سوی دیگر، [[پیامبران الهی]] طبق [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ}}<ref>«ما به آنچه میگویند داناتریم و تو بر آنان چیره نیستی از این روی هر کس را که از وعده عذاب من میهراسد با قرآن پند بده!» سوره ق، آیه ۴۵.</ref> و [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ }}<ref> و اگر پروردگارت میخواست، تمام آن کسان که روی زمیناند همگی ایمان میآوردند؛ آیا تو مردم را ناگزیر میکنی که مؤمن باشند؟؛ سوره یونس، آیه: 99.</ref> [[حق]] [[اجبار]] و اکراه، {{متن قرآن|وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref> [[حق]] [[مراقبت]] قهرآمیز<ref>المنار، ج ۵، ص ۲۸۰؛ الفرقان، ج ۳۰، ص ۳۰۲.</ref>، و طبق {{متن قرآن|فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ}}<ref>«پس پند بده که تنها تو پند دهندهای» سوره غاشیه، آیه ۲۱.</ref>. {{متن قرآن|لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ}}<ref>«تو بر آنان چیره نیستی،» سوره غاشیه، آیه ۲۲.</ref> [[حق]] سیطره بر [[مردم]] را ندارند، و مطابق [[آیه]] {{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِوَكِيلٍ}}<ref>«بگو: ای مردم! حق از سوی پروردگارتان نزد شما آمده است، هر که رهیاب شد به سود خویش رهیاب میشود و هر که گمراه گشت بیگمان به زیان خویش گمراه میگردد و من کارگزار شما نیستم» سوره یونس، آیه ۱۰۸.</ref> و نیز [[آیات]] {{متن قرآن|وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ}}<ref> و قوم تو آن را دروغ شمردند در حالی که آن، حقّ است؛ بگو: من بر (نگهداشت) شما گمارده نیستم ؛ سوره انعام، آیه: 66.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَوْ شَاء اللَّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ}}<ref> و اگر خداوند میخواست شرک نمیورزیدند و ما تو را بر آنان نگهبان نگماردهایم و تو گمارده بر آنها نیستی؛ سوره انعام، آیه: 107.</ref>؛ {{متن قرآن| أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلا }}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را خدای خویش گرفته است؟ و آیا تو بر او مراقب میتوانی بود؟؛ سوره فرقان، آیه: 43.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ}}<ref> ما این کتاب را به سوی تو برای مردم به حقّ فرو فرستادهایم؛ آن کس که رهیاب شود به سود خود اوست و هر که بیراه گردد تنها به زیان خود اوست و تو نگهبان آنان نیستی ؛ سوره زمر، آیه: 41.</ref> و {{متن قرآن|وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ}}<ref> و خداوند (خود) مراقب کسانی است که به جای او سرورانی (را به پرستش) میگیرند و تو ناظر بر آنان نیستی ؛ سوره شوری، آیه: 6.</ref>، [[حق]] [[اجبار]] [[مردم]] را ندارند؛ پس [[ایمان]] باید بر مبنای [[آزادی]] و رغبت شکل گیرد، نه [[اجبار]] و اکراه<ref>المنیر، ج ۱۱، ص ۲۷۲.</ref>. | ||