پرش به محتوا

تواضع در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'خوردن' به 'خوردن'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'خوردن' به 'خوردن')
خط ۴۲: خط ۴۲:
#به [[نقل]] از [[انس بن مالک]]: [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[دعوت]] [[بنده]] زرخرید را [نیز] می‌پذیرفت<ref>{{عربی|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:... يُجِيبُ دَعْوَةَ الْمَمْلُوكِ‌}}؛ سنن ابن ماجة، ج۲، ص۷۷۰، ح۲۲۹۶؛ المستدرك علی الصحیحین، ج۲، ص۵۰۶، ح۳۷۳۴؛ المصنّف لابن أبي شیبة، ج۲، ص۵۵، ح۱۲ و ۱۳؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۷۰، وفیه، "العبد" بدل "المملوك"؛ کنز العمّال، ج۷، ص۹۸، ح۱۸۱۴۵؛ مکارم الأخلاق، ج۱، ص۴۷، ح۳؛ بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۲۹، ح۳۵</ref>.  
#به [[نقل]] از [[انس بن مالک]]: [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[دعوت]] [[بنده]] زرخرید را [نیز] می‌پذیرفت<ref>{{عربی|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:... يُجِيبُ دَعْوَةَ الْمَمْلُوكِ‌}}؛ سنن ابن ماجة، ج۲، ص۷۷۰، ح۲۲۹۶؛ المستدرك علی الصحیحین، ج۲، ص۵۰۶، ح۳۷۳۴؛ المصنّف لابن أبي شیبة، ج۲، ص۵۵، ح۱۲ و ۱۳؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۷۰، وفیه، "العبد" بدل "المملوك"؛ کنز العمّال، ج۷، ص۹۸، ح۱۸۱۴۵؛ مکارم الأخلاق، ج۱، ص۴۷، ح۳؛ بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۲۹، ح۳۵</ref>.  
#به [[نقل]] از [[ابو موسی]]: [[پیامبر]]{{صل}}... به مهمانی ضعیف‌ها نیز می‌رفت<ref>{{عربی|کَانَ النَّبِيُّ{{صل}}:... یأتي مَدعاةَ الضَّعیفِ}}؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۷۷، ح۹۰۰.</ref>.  
#به [[نقل]] از [[ابو موسی]]: [[پیامبر]]{{صل}}... به مهمانی ضعیف‌ها نیز می‌رفت<ref>{{عربی|کَانَ النَّبِيُّ{{صل}}:... یأتي مَدعاةَ الضَّعیفِ}}؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۷۷، ح۹۰۰.</ref>.  
#به [[نقل]] از [[انس بن مالک]]: [[پیامبر خدا]]{{صل}} روی [[زمین]] می‌نشست و روی [[زمین]] [[غذا]] می‌خورد و [[دعوت]] [[بنده]] زرخرید را می‌پذیرفت و می‌فرمود: "اگر به [[خوردن]] گوشت یک سردست [[دعوت]] شوم، می‌پذیرم و اگر پاچه‌ای برای من هدیه آورند، قبول می‌کنم" و گوسفندش را خود می‌بست<ref>{{عربی|كان رسول الله{{صل}} يقعد على الأرض و يأكل على الأرض و يجيب دعوة المملوك و يقول لو دعيت إلى ذراع لأجبت ولو أهدي إلي كراع لقبلت وكان يعقل شاته}}؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۷۱؛ الامالی للطوسی، ص۳۹۳، ح۸۶۶، المناقب لابن شهرآشوب، ج۱، ص۱۴۷؛ بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۲۷، ح۳۴.</ref><ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۴۰-۴۴۲.</ref>.
#به [[نقل]] از [[انس بن مالک]]: [[پیامبر خدا]]{{صل}} روی [[زمین]] می‌نشست و روی [[زمین]] [[غذا]] می‌خورد و [[دعوت]] [[بنده]] زرخرید را می‌پذیرفت و می‌فرمود: "اگر به خوردن گوشت یک سردست [[دعوت]] شوم، می‌پذیرم و اگر پاچه‌ای برای من هدیه آورند، قبول می‌کنم" و گوسفندش را خود می‌بست<ref>{{عربی|كان رسول الله{{صل}} يقعد على الأرض و يأكل على الأرض و يجيب دعوة المملوك و يقول لو دعيت إلى ذراع لأجبت ولو أهدي إلي كراع لقبلت وكان يعقل شاته}}؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۷۱؛ الامالی للطوسی، ص۳۹۳، ح۸۶۶، المناقب لابن شهرآشوب، ج۱، ص۱۴۷؛ بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۲۷، ح۳۴.</ref><ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۴۰-۴۴۲.</ref>.


==[[فروتنی]] در [[سلام]] دادن==
==[[فروتنی]] در [[سلام]] دادن==
خط ۵۴: خط ۵۴:
#[[پیامبر خدا]]{{صل}} می‌فرماید: من، تنها یک بنده‌ام. [[غذا]] می‌خورم، همان‌گونه که [[بنده]] زرخرید می‌خورد، و می‌آشامم، همان‌گونه که [[بنده]] زرخرید می‌آشامد<ref>{{متن حدیث|رسول الله{{صل}}: إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ؛ آْكُلُ كَمَا يَأْكُلُ الْعَبْدُ وَ أشْرَبُ كَمَا يَشْرَبُ الْعَبْدُ}}؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۷۵، ح۸۹۵؛ المصنّف لابن أبي  شبیه، ج۸، ص۱۲۸، ح۲۳، نحوه؛ کنزالعمال، ج۱۵، ص۲۳۲، ح۴۰۷۰۸ و راجع؛ المحاسن، ج۲، ص۲۴۲، ح۱۷۵۸.</ref>.  
#[[پیامبر خدا]]{{صل}} می‌فرماید: من، تنها یک بنده‌ام. [[غذا]] می‌خورم، همان‌گونه که [[بنده]] زرخرید می‌خورد، و می‌آشامم، همان‌گونه که [[بنده]] زرخرید می‌آشامد<ref>{{متن حدیث|رسول الله{{صل}}: إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ؛ آْكُلُ كَمَا يَأْكُلُ الْعَبْدُ وَ أشْرَبُ كَمَا يَشْرَبُ الْعَبْدُ}}؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۷۵، ح۸۹۵؛ المصنّف لابن أبي  شبیه، ج۸، ص۱۲۸، ح۲۳، نحوه؛ کنزالعمال، ج۱۵، ص۲۳۲، ح۴۰۷۰۸ و راجع؛ المحاسن، ج۲، ص۲۴۲، ح۱۷۵۸.</ref>.  
#به [[نقل]] از [[عایشه]]: [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: "فرشته‌ای نزد من آمد... و گفت: پروردگارت به تو [[سلام]] می‌رساند و می‌فرماید: "می‌خواهی [[پیامبر]] و [[بنده]] باشی، یا [[پیامبر]] و شاه؟". من به [[جبرئیل]] نگاه کردم. به من اشاره کرد که: [[تواضع]] کن. پس گفتم: [[پیامبر]] و [[بنده]]". از آن پس، [[پیامبر خدا]]{{صل}} در حال تکیه دادن [[غذا]] نمی‌خورد و می‌فرمود: "من، بنده‌وار [[غذا]] می‌خورم و بنده‌وار می‌نشینم"<ref>{عربی|عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:... جَاءَنِي مَلَكٌ... فَقَالَ: إِنَّ رَبَّكَ يَقْرَأُ عَلَيْكَ السَّلَامَ، وَيَقُولُ لَكَ: إِنْ شِئْتَ نَبِيًّا عَبْدًا، وَإِنْ شِئْتَ نَبِيًّا مَلِكًا. قَالَ: فَنَظَرْتُ إِلَى جِبْرِيلَ قَالَ: فَأَشَارَ إِلَيَّ أَنْ ضَعْ نَفْسَكَ قَالَ: فَقُلْتُ: نَبِيًّا عَبْدًا. قَالَ: فَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} بَعْدَ ذَلِكَ لَا يَأْكُلُ مُتَّكِئًا يَقُولُ: آكُلُ كَمَا يَأْكُلُ الْعَبْدُ، وَأَجْلِسُ كَمَا يَجْلِسُ الْعَبْدُ}}؛ مسند أبي یعلی، ج۴، ص۴۴۲، ح۴۸۹۹؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۸۱؛ سیر أعلام النبلا، ج۲، ص۱۹۵؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۷۴،ح ۸۹۲؛ کنز العمّال، ج۱۱، ص۴۳۲، ح۳۲۰۲۸.</ref>
#به [[نقل]] از [[عایشه]]: [[پیامبر خدا]]{{صل}} فرمود: "فرشته‌ای نزد من آمد... و گفت: پروردگارت به تو [[سلام]] می‌رساند و می‌فرماید: "می‌خواهی [[پیامبر]] و [[بنده]] باشی، یا [[پیامبر]] و شاه؟". من به [[جبرئیل]] نگاه کردم. به من اشاره کرد که: [[تواضع]] کن. پس گفتم: [[پیامبر]] و [[بنده]]". از آن پس، [[پیامبر خدا]]{{صل}} در حال تکیه دادن [[غذا]] نمی‌خورد و می‌فرمود: "من، بنده‌وار [[غذا]] می‌خورم و بنده‌وار می‌نشینم"<ref>{عربی|عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:... جَاءَنِي مَلَكٌ... فَقَالَ: إِنَّ رَبَّكَ يَقْرَأُ عَلَيْكَ السَّلَامَ، وَيَقُولُ لَكَ: إِنْ شِئْتَ نَبِيًّا عَبْدًا، وَإِنْ شِئْتَ نَبِيًّا مَلِكًا. قَالَ: فَنَظَرْتُ إِلَى جِبْرِيلَ قَالَ: فَأَشَارَ إِلَيَّ أَنْ ضَعْ نَفْسَكَ قَالَ: فَقُلْتُ: نَبِيًّا عَبْدًا. قَالَ: فَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} بَعْدَ ذَلِكَ لَا يَأْكُلُ مُتَّكِئًا يَقُولُ: آكُلُ كَمَا يَأْكُلُ الْعَبْدُ، وَأَجْلِسُ كَمَا يَجْلِسُ الْعَبْدُ}}؛ مسند أبي یعلی، ج۴، ص۴۴۲، ح۴۸۹۹؛ الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۸۱؛ سیر أعلام النبلا، ج۲، ص۱۹۵؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۷۴،ح ۸۹۲؛ کنز العمّال، ج۱۱، ص۴۳۲، ح۳۲۰۲۸.</ref>
#به [[نقل]] از [[محمّد بن مسلم]]: روزی بر [[امام باقر]]{{ع}} وارد شدم و ایشان تکیه داده بود و [[غذا]] می‌خورد، در حالی که برای ما [[روایت]] می‌شد که این کار، [[مکروه]] است. من شروع به نگاه کردن به ایشان کردم. [[امام]]{{ع}} مرا به غذایش [[دعوت]] کرد. چون از [[خوردن]] فراغت یافت، فرمود: "ای [[محمّد]]! شاید در این [[فکری]] که [[پیامبر خدا]]{{صل}} از زمانی که [[خداوند]]، او را [[مبعوث]] کرد تا وقتی از [[دنیا]] رفت، هیچ چشمی او را ندید که در حال تکیه دادن، [[غذا]] بخورد؟". سپس به خودش جواب داد و فرمود: "آری! به [[خدا]] [[سوگند]]، از زمانی که [[خداوند]]، مبعوث‌اش کرد تا زمانی که از [[دنیا]] رفت، هیچ چشمی ندید که او در حال تکیه دادن، [[غذا]] بخورد"<ref>{{عربی|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} ذَاتَ يَوْمٍ وَ هُوَ يَأْكُلُ مُتَّكِئاً- قَالَ وَ قَدْ كَانَ يَبْلُغُنَا أَنَّ ذَلِكَ يُكْرَهُ فَجَعَلْتُ أَنْظُرُ إِلَيْهِ فَدَعَانِي إِلَى طَعَامِهِ فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ يَا مُحَمَّدُ لَعَلَّكَ تَرَى أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} مَا رَأَتْهُ عَيْنٌ وَ هُوَ يَأْكُلُ وَ هُوَ مُتَّكِئٌ مِنْ أَنْ بَعَثَهُ اللَّهُ إِلَى أَنْ قَبَضَهُ. قَالَ ثُمَّ رَدَّ عَلَى نَفْسِهِ فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ مَا رَأَتْهُ عَيْنٌ يَأْكُلُ وَ هُوَ مُتَّكِئٌ مِنْ أَنْ بَعَثَهُ اللَّهُ إِلَى أَنْ قَبَضَهُ}}؛ الکافي، ج۸، ص۱۲۹، ح۱۰۰؛ الأمالي للطوسي، ص۶۹۲، ح۱۴۷۰؛ بحار الأنوار، ج۶۶، ص۳۸۶، ح۷.</ref>.  
#به [[نقل]] از [[محمّد بن مسلم]]: روزی بر [[امام باقر]]{{ع}} وارد شدم و ایشان تکیه داده بود و [[غذا]] می‌خورد، در حالی که برای ما [[روایت]] می‌شد که این کار، [[مکروه]] است. من شروع به نگاه کردن به ایشان کردم. [[امام]]{{ع}} مرا به غذایش [[دعوت]] کرد. چون از خوردن فراغت یافت، فرمود: "ای [[محمّد]]! شاید در این [[فکری]] که [[پیامبر خدا]]{{صل}} از زمانی که [[خداوند]]، او را [[مبعوث]] کرد تا وقتی از [[دنیا]] رفت، هیچ چشمی او را ندید که در حال تکیه دادن، [[غذا]] بخورد؟". سپس به خودش جواب داد و فرمود: "آری! به [[خدا]] [[سوگند]]، از زمانی که [[خداوند]]، مبعوث‌اش کرد تا زمانی که از [[دنیا]] رفت، هیچ چشمی ندید که او در حال تکیه دادن، [[غذا]] بخورد"<ref>{{عربی|عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} ذَاتَ يَوْمٍ وَ هُوَ يَأْكُلُ مُتَّكِئاً- قَالَ وَ قَدْ كَانَ يَبْلُغُنَا أَنَّ ذَلِكَ يُكْرَهُ فَجَعَلْتُ أَنْظُرُ إِلَيْهِ فَدَعَانِي إِلَى طَعَامِهِ فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ يَا مُحَمَّدُ لَعَلَّكَ تَرَى أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} مَا رَأَتْهُ عَيْنٌ وَ هُوَ يَأْكُلُ وَ هُوَ مُتَّكِئٌ مِنْ أَنْ بَعَثَهُ اللَّهُ إِلَى أَنْ قَبَضَهُ. قَالَ ثُمَّ رَدَّ عَلَى نَفْسِهِ فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ مَا رَأَتْهُ عَيْنٌ يَأْكُلُ وَ هُوَ مُتَّكِئٌ مِنْ أَنْ بَعَثَهُ اللَّهُ إِلَى أَنْ قَبَضَهُ}}؛ الکافي، ج۸، ص۱۲۹، ح۱۰۰؛ الأمالي للطوسي، ص۶۹۲، ح۱۴۷۰؛ بحار الأنوار، ج۶۶، ص۳۸۶، ح۷.</ref>.  
#[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: [[پیامبر خدا]]{{صل}} در شبانگاه روز [[پنجشنبه]] در [[مسجد قُبا]] [[روزه]] گشود و فرمود: "آیا هیچ آشامیدنی‌ای هست که بیاشامم؟". [[اوس بن خَوَلی انصاری]]، کاسه بزرگی از شیر و عسل به هم آمیخته، نزد ایشان آورد. [[پیامبر]]{{صل}} قدح را که بر دهانش گذاشت، آن را دور ساخت و پس از آن فرمود: "دو آشامیدنی که به یکی از آنها می‌توان اکتفا نمود! من آن را نمی‌آشامم، و آن را برای کسی [[حرام]] نمی‌گردانم؛ امّا برای [[خدا]] [[فروتنی]] می‌کنم، که هر کس برای [[خدا]] [[فروتنی]] کند، [[خدا]] بالایش می‌برد، و هر که گردن‌فرازی نماید، [[خدا]] پستش می‌کند، و هر که در [[معیشت]] خویش بین [[اسراف]] و تنگ‌گیری [[میانه‌روی]] پیش گیرد، [[خدا]] او را روزی می‌دهد، و هر که [[اسراف]] کند، [[خدا]] او را [[محروم]] می‌گرداند، و هر که [[مرگ]] را فراوان یاد کند، [[خدا]] او را [[دوست]] می‌دارد"<ref>{{متن حدیث|الإمام صادق{{ع}}: أَفْطَرَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَشِيَّةَ خَمِيسٍ فِي مَسْجِدِ قُبَا فَقَالَ هَلْ مِنْ شَرَابٍ فَأَتَاهُ أَوْسُ بْنُ خَوَلِيٍّ الْأَنْصَارِيُّ بِعُسِّ مَخِيضٍ بِعَسَلٍ فَلَمَّا وَضَعَهُ عَلَى فِيهِ نَحَّاهُ ثُمَّ قَالَ: شَرَابَانِ يُكْتَفَى بِأَحَدِهِمَا مِنْ صَاحِبِهِ لَا أَشْرَبُهُ وَ لَا أُحَرِّمُهُ وَ لَكِنْ أَتَوَاضَعُ لِلَّهِ فَإِنَّ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ خَفَضَهُ اللَّهُ وَ مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَكْثَرَ ذِكْرَ الْمَوْتِ أَحَبَّهُ اللَّهُ}}؛ الکافی، ج۲، ص۱۲۲، ح۳؛ الزهد للحسین بن سعید، ص۱۲۴، ح۱۵۱ کلاهما عن عبد الرّحمن بن الحجّاج؛ تحف العقول، ص۴۶ و فیه ذیله من "شرابان یکتفی..".؛ دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۱۶، ح۳۸۵ کلّها نحوه؛ بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۶۵، ح۶۴.</ref>.
#[[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: [[پیامبر خدا]]{{صل}} در شبانگاه روز [[پنجشنبه]] در [[مسجد قُبا]] [[روزه]] گشود و فرمود: "آیا هیچ آشامیدنی‌ای هست که بیاشامم؟". [[اوس بن خَوَلی انصاری]]، کاسه بزرگی از شیر و عسل به هم آمیخته، نزد ایشان آورد. [[پیامبر]]{{صل}} قدح را که بر دهانش گذاشت، آن را دور ساخت و پس از آن فرمود: "دو آشامیدنی که به یکی از آنها می‌توان اکتفا نمود! من آن را نمی‌آشامم، و آن را برای کسی [[حرام]] نمی‌گردانم؛ امّا برای [[خدا]] [[فروتنی]] می‌کنم، که هر کس برای [[خدا]] [[فروتنی]] کند، [[خدا]] بالایش می‌برد، و هر که گردن‌فرازی نماید، [[خدا]] پستش می‌کند، و هر که در [[معیشت]] خویش بین [[اسراف]] و تنگ‌گیری [[میانه‌روی]] پیش گیرد، [[خدا]] او را روزی می‌دهد، و هر که [[اسراف]] کند، [[خدا]] او را [[محروم]] می‌گرداند، و هر که [[مرگ]] را فراوان یاد کند، [[خدا]] او را [[دوست]] می‌دارد"<ref>{{متن حدیث|الإمام صادق{{ع}}: أَفْطَرَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَشِيَّةَ خَمِيسٍ فِي مَسْجِدِ قُبَا فَقَالَ هَلْ مِنْ شَرَابٍ فَأَتَاهُ أَوْسُ بْنُ خَوَلِيٍّ الْأَنْصَارِيُّ بِعُسِّ مَخِيضٍ بِعَسَلٍ فَلَمَّا وَضَعَهُ عَلَى فِيهِ نَحَّاهُ ثُمَّ قَالَ: شَرَابَانِ يُكْتَفَى بِأَحَدِهِمَا مِنْ صَاحِبِهِ لَا أَشْرَبُهُ وَ لَا أُحَرِّمُهُ وَ لَكِنْ أَتَوَاضَعُ لِلَّهِ فَإِنَّ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ خَفَضَهُ اللَّهُ وَ مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَكْثَرَ ذِكْرَ الْمَوْتِ أَحَبَّهُ اللَّهُ}}؛ الکافی، ج۲، ص۱۲۲، ح۳؛ الزهد للحسین بن سعید، ص۱۲۴، ح۱۵۱ کلاهما عن عبد الرّحمن بن الحجّاج؛ تحف العقول، ص۴۶ و فیه ذیله من "شرابان یکتفی..".؛ دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۱۶، ح۳۸۵ کلّها نحوه؛ بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۶۵، ح۶۴.</ref>.
#به [[نقل]] از [[ابو سعید خُدری]]: [[پیامبر]]{{صل}} سوار بر استر، از جوی آبی [[گذشت]]. [[مردم]]، [[روزه]] و پیادگان، فراوان بودند. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "بنوشید" و [[مردم]] به او می‌نگریستند. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "بنوشید، که من، کمترین شما هستم!" <ref>در نسخه‌ای از این حدیث، به جای "أیسرکم"، "اَمرکم" دارد؛ یعنی: بنوشید که من به شما فرمان می‌دهم: در این صورت، این ماجرا می‌تواند ناظر به عصیان برخی از مسلمانان در برابر امر پیامبر{{صل}} به افطار روزه در سفر باشد، هرچند سادگی و فروتنی آب نوشیدن پیامبر{{صل}} را نیز نشان می‌دهد. (م)</ref>. [[مردم]] به او می‌نگریستند که [[پیامبر]]{{صل}} از استر، پیاده شد و [[آب]] نوشید و [[مردم]] نیز نوشیدند<ref>{{عربی|عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الخدری: مَرَّ النَّبِيُّ{{صل}} عَلَى نَهَرٍ مِنْ مَاءٍ وَهُوَ عَلَى بَغْلٍ وَالنَّاسُ صِيَامٌ، وَالْمُشَاةُ كَثِيرٌ فَقَالَ: اشْرَبُوا، فَجَعَلُوا يَنْظُرُونَ إِلَيْهِ، فَقَالَ: "اشْرَبُوا، فَإِنِّي أَيَسَرُكُمْ" فَجَعَلُوا يَنْظُرُونَ إِلَيْهِ، فَحَوَّلَ وَرِكَهُ فَشَرِبَ وَشَرِبَ النَّاسُ}}؛ مسند أبی یعلی، ج۲، ص۲۷، ح۱۰۷۵؛ مسند ابن حنبل، ج۴، ص۹۳، ح۱۱۴۲۳؛ صحیح ابن خزیمة، ج۳، ص۲۲۸، ح۱۹۶۶؛ صحیح ابن حبّان، ج۸، ص۳۱۹، ح۳۵۵۰، کلّها نحوه و ص۳۲۳، ح۳۵۵۶، و فیه "آمرکم" بدل "أیسرکم".</ref><ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۴۲-۴۴۹.</ref>.
#به [[نقل]] از [[ابو سعید خُدری]]: [[پیامبر]]{{صل}} سوار بر استر، از جوی آبی [[گذشت]]. [[مردم]]، [[روزه]] و پیادگان، فراوان بودند. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "بنوشید" و [[مردم]] به او می‌نگریستند. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "بنوشید، که من، کمترین شما هستم!" <ref>در نسخه‌ای از این حدیث، به جای "أیسرکم"، "اَمرکم" دارد؛ یعنی: بنوشید که من به شما فرمان می‌دهم: در این صورت، این ماجرا می‌تواند ناظر به عصیان برخی از مسلمانان در برابر امر پیامبر{{صل}} به افطار روزه در سفر باشد، هرچند سادگی و فروتنی آب نوشیدن پیامبر{{صل}} را نیز نشان می‌دهد. (م)</ref>. [[مردم]] به او می‌نگریستند که [[پیامبر]]{{صل}} از استر، پیاده شد و [[آب]] نوشید و [[مردم]] نیز نوشیدند<ref>{{عربی|عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الخدری: مَرَّ النَّبِيُّ{{صل}} عَلَى نَهَرٍ مِنْ مَاءٍ وَهُوَ عَلَى بَغْلٍ وَالنَّاسُ صِيَامٌ، وَالْمُشَاةُ كَثِيرٌ فَقَالَ: اشْرَبُوا، فَجَعَلُوا يَنْظُرُونَ إِلَيْهِ، فَقَالَ: "اشْرَبُوا، فَإِنِّي أَيَسَرُكُمْ" فَجَعَلُوا يَنْظُرُونَ إِلَيْهِ، فَحَوَّلَ وَرِكَهُ فَشَرِبَ وَشَرِبَ النَّاسُ}}؛ مسند أبی یعلی، ج۲، ص۲۷، ح۱۰۷۵؛ مسند ابن حنبل، ج۴، ص۹۳، ح۱۱۴۲۳؛ صحیح ابن خزیمة، ج۳، ص۲۲۸، ح۱۹۶۶؛ صحیح ابن حبّان، ج۸، ص۳۱۹، ح۳۵۵۰، کلّها نحوه و ص۳۲۳، ح۳۵۵۶، و فیه "آمرکم" بدل "أیسرکم".</ref><ref>[[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۴۲-۴۴۹.</ref>.
۲۲۵٬۰۱۸

ویرایش