بیوفایی در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'دنیا دوستی' به 'دنیادوستی'
جز (جایگزینی متن - ':{{متن قرآن' به ': {{متن قرآن') |
|||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
#'''صید در روز [[شنبه]]:''' [[خداوند متعال]] در چند موضع از [[قرآن کریم]]، به توضیح این مطلب پرداخته تا [[زشتی]] [[حیلهگری]] و [[بیوفایی]] در [[پیمان]] را نشان دهد. یکی از پیمانهای [[الهی]] با [[بنیاسرائیل]]، آن بود که روزهای [[شنبه]] به صید ماهیان نپردازند. آنان امّا [[حیلهگری]] کرده در روزهای [[شنبه]] رودها را میبستند، تا یکشنبه به صید و جمعآوری ماهیان بپردازند؛ ازاینرو [[خداوند]] بر آنان [[غضب]] گرفت و از این فعل نابخردانه آنان بهعنوان یکی از علّتهای [[نزول]] [[عذاب]] یاد فرمود: {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ}}<ref>«و میان خود، آنان را که در روز شنبه از اندازه در گذشتند شناختهاید که به آنها گفتیم بوزینگانی باشید، رانده» سوره بقره، آیه ۶۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۲.</ref>. | #'''صید در روز [[شنبه]]:''' [[خداوند متعال]] در چند موضع از [[قرآن کریم]]، به توضیح این مطلب پرداخته تا [[زشتی]] [[حیلهگری]] و [[بیوفایی]] در [[پیمان]] را نشان دهد. یکی از پیمانهای [[الهی]] با [[بنیاسرائیل]]، آن بود که روزهای [[شنبه]] به صید ماهیان نپردازند. آنان امّا [[حیلهگری]] کرده در روزهای [[شنبه]] رودها را میبستند، تا یکشنبه به صید و جمعآوری ماهیان بپردازند؛ ازاینرو [[خداوند]] بر آنان [[غضب]] گرفت و از این فعل نابخردانه آنان بهعنوان یکی از علّتهای [[نزول]] [[عذاب]] یاد فرمود: {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ}}<ref>«و میان خود، آنان را که در روز شنبه از اندازه در گذشتند شناختهاید که به آنها گفتیم بوزینگانی باشید، رانده» سوره بقره، آیه ۶۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۲.</ref>. | ||
#'''حکایت گاو:''' یکی از نعمتهایی که [[خداوند]] بر آنان اعطا فرمود، [[راهنمایی]] آنان به [[قتل]] گاوی بود، که با زدن یکی از اجزاءش به [[بدن]] مرد مقتول، او به حیات بازگشته [[قاتل]] خود را معرّفی میکرد. این [[راهنمایی]] از آن رو برای آنان نعمتی بزرگ بود، که از وقوع [[جنگی]] [[عظیم]] در میان آنان و [[کشتار]] نفوسی بسیار، جلوگیری میکرد. آنان امّا از این کار سرباز زدند، و به جدال با [[موسی]] پرداختند. این داستان با تمامی اجزاء خود، به [[زشتی]] جدال با [[حق]] اشاره میفرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً... فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: خداوند به شما فرمان میدهد که گاوی بکشید... باری، گفتیم با پارهای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید * باز از پس آن، دلهایتان به سختیگرایید» سوره بقره، آیه ۶۷-۷۴.</ref>.<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۲-۱۵۳.</ref>. | #'''حکایت گاو:''' یکی از نعمتهایی که [[خداوند]] بر آنان اعطا فرمود، [[راهنمایی]] آنان به [[قتل]] گاوی بود، که با زدن یکی از اجزاءش به [[بدن]] مرد مقتول، او به حیات بازگشته [[قاتل]] خود را معرّفی میکرد. این [[راهنمایی]] از آن رو برای آنان نعمتی بزرگ بود، که از وقوع [[جنگی]] [[عظیم]] در میان آنان و [[کشتار]] نفوسی بسیار، جلوگیری میکرد. آنان امّا از این کار سرباز زدند، و به جدال با [[موسی]] پرداختند. این داستان با تمامی اجزاء خود، به [[زشتی]] جدال با [[حق]] اشاره میفرماید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً... فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ * ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که موسی به قوم خود گفت: خداوند به شما فرمان میدهد که گاوی بکشید... باری، گفتیم با پارهای از آن (گاو) بر این (کشته) بزنید، این چنین خداوند مردگان را زنده میکند و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، باشد که خرد ورزید * باز از پس آن، دلهایتان به سختیگرایید» سوره بقره، آیه ۶۷-۷۴.</ref>.<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۲-۱۵۳.</ref>. | ||
#'''[[دنیادوستی]]:''' در این [[آیات]]، همچنین به [[فرورفتن]] آنان در بُعد مادّی عالم اشاره شده است. گویا ذات آنان با [[آب]] [[دنیادوستی]] سرشته شده بود؛ و ازاینرو به هیچ وجه به چیزی جز آن نمیپرداختند: {{متن قرآن|وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ}}<ref>«و آنان (- قوم یهود) را به زندگی آزمندترین مردم و آزمندتر از مشرکان خواهی یافت، هر یک از آنها دوست میدارد هزار سال او را سالمندی دهند» سوره بقره، آیه ۹۶.</ref>. همین [[ | #'''[[دنیادوستی]]:''' در این [[آیات]]، همچنین به [[فرورفتن]] آنان در بُعد مادّی عالم اشاره شده است. گویا ذات آنان با [[آب]] [[دنیادوستی]] سرشته شده بود؛ و ازاینرو به هیچ وجه به چیزی جز آن نمیپرداختند: {{متن قرآن|وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ}}<ref>«و آنان (- قوم یهود) را به زندگی آزمندترین مردم و آزمندتر از مشرکان خواهی یافت، هر یک از آنها دوست میدارد هزار سال او را سالمندی دهند» سوره بقره، آیه ۹۶.</ref>. همین [[دنیادوستی]] بود که سرانجام آنان را به چنین عذابهایی- که در این سطور به برخی از آنها اشاره کردیم-، [[مبتلا]] ساخت<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۳.</ref>. | ||
#'''[[تحریف تورات]]:''' از دیگر ناسپاسیهای آنان - که نه خود، و نه هیچ بخردی به آن [[رضایت]] نمیدهد! - تحریفی بود که در متن [[کتاب آسمانی]] [[تورات]] روا داشته، معانی آن را تغییر دادند. ازاینرو دانسته به [[ضلالت]] دچار شدند؛ و [[آشکار]] است که ضلالتی که بر اساس [[دانش]] [[آدمی]] پدید آید، بسیار زشتتر از دیگر انواع ضلالتها است: {{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دستهای از آنان سخن خداوند را میشنیدند و آن را پس از آنکه در مییافتند آگاهانه دگرگون میکردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۳-۱۵۴.</ref>. | #'''[[تحریف تورات]]:''' از دیگر ناسپاسیهای آنان - که نه خود، و نه هیچ بخردی به آن [[رضایت]] نمیدهد! - تحریفی بود که در متن [[کتاب آسمانی]] [[تورات]] روا داشته، معانی آن را تغییر دادند. ازاینرو دانسته به [[ضلالت]] دچار شدند؛ و [[آشکار]] است که ضلالتی که بر اساس [[دانش]] [[آدمی]] پدید آید، بسیار زشتتر از دیگر انواع ضلالتها است: {{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دستهای از آنان سخن خداوند را میشنیدند و آن را پس از آنکه در مییافتند آگاهانه دگرگون میکردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۳-۱۵۴.</ref>. | ||
#[[نفاق]]: [[نفاق]] که از [[کفر]] و [[شرک]] پلیدتر بوده و در پایینترین درکات [[جهنم]] قرارد دارد نیز، از دیگر ناسپاسیهای آنان است، که بدان آلوده شدند: {{متن قرآن|وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَا بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و هرگاه با کسانی که ایمان آوردهاند دیدار کنند میگویند: ما (نیز) ایمان آوردهایم و چون با یکدیگر تنها شوند میگویند: آیا آنچه را خداوند بر شما برگشوده است به آنان میگویید تا با آن در پیشگاه پروردگارتان با شما چون و چرا کنند، آیا خرد نمیورزید؟» سوره بقره، آیه ۷۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۴.</ref>. | #[[نفاق]]: [[نفاق]] که از [[کفر]] و [[شرک]] پلیدتر بوده و در پایینترین درکات [[جهنم]] قرارد دارد نیز، از دیگر ناسپاسیهای آنان است، که بدان آلوده شدند: {{متن قرآن|وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَا بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و هرگاه با کسانی که ایمان آوردهاند دیدار کنند میگویند: ما (نیز) ایمان آوردهایم و چون با یکدیگر تنها شوند میگویند: آیا آنچه را خداوند بر شما برگشوده است به آنان میگویید تا با آن در پیشگاه پروردگارتان با شما چون و چرا کنند، آیا خرد نمیورزید؟» سوره بقره، آیه ۷۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۳، ص ۱۵۴.</ref>. | ||