سفیانی: تفاوت میان نسخهها
←احتمال دوم: شخص بودن سفیانی
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
#[[امیر مؤمنان]] در نامهای به [[معاویه]]، این گونه به سفیانی اشاره نموده است:<ref>کتاب سلیم بن قیس، ج ۲، ص ۷۷۴: «يَا مُعَاوِيَةُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ أَخْبَرَنِي... ٍ وَ أَنَّ رَجُلًا مِنْ وُلْدِكَ مَشُومٌ مَلْعُونٌ جِلْفٌ جَافٍ مَنْكُوسُ الْقَلْبِ فَظٌّ غَلِيظٌ قَدْ نَزَعَ اللَّهُ مِنْ قَلْبِهِ الرَّأْفَةَ وَ الرَّحْمَةَ أَخْوَالُهُ مِنْ كَلْبٍ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ لَوْ شِئْتُ لَسَمَّيْتُهُ وَ وَصَفْتُهُ وَ ابْنُ كَمْ هُوَ فَيَبْعَثُ جَيْشاً إِلَى الْمَدِينَةِ فَيَدْخُلُونَهَا فَيُسْرِفُونَ فِيهَا فِي الْقَتْلِ وَ الْفَوَاحِشِ وَ يَهْرُبُ مِنْهُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِي زَكِيٌّ نَقِيٌّ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»</ref> «ای [[معاویه]]! [[پیامبر خدا]] به من خبر داده است که... فردی از نسل تو (که شوم، [[ملعون]]، نابخرد، خشن، با دلی واژگون، بدخو و سخت گیر است و [[خداوند]]، رحم و شفقت را از [[دل]] او برکنده و از سوی مادر به [[قبیله کلب]] میرسد و گویی او را میبینم و اگر میخواستم، نامش، ویژگیهایش و چند ساله بودنش را میگفتم)، لشکری را روانه [[مدینه]] میکند و به آن وارد میشود و در کشتار و زشت کاری، زیاده روی میکنند و مردی [[پاک]] و [[پاکیزه]] از نسل من از او میگریزد؛ کسی که [[زمین]] را از [[عدل]] و داد پر میکند، همان گونه که از [[ظلم]] و [[ستم]] پر شده است».<ref>ر.ک. [[محمد باقریزاده اشعری|باقری زاده اشعری، محمد]]، [[از امام مهدی بیشتر بدانیم (کتاب)|از امام مهدی بیشتر بدانیم]]، ص۷۲ـ۷۸</ref> | #[[امیر مؤمنان]] در نامهای به [[معاویه]]، این گونه به سفیانی اشاره نموده است:<ref>کتاب سلیم بن قیس، ج ۲، ص ۷۷۴: «يَا مُعَاوِيَةُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَدْ أَخْبَرَنِي... ٍ وَ أَنَّ رَجُلًا مِنْ وُلْدِكَ مَشُومٌ مَلْعُونٌ جِلْفٌ جَافٍ مَنْكُوسُ الْقَلْبِ فَظٌّ غَلِيظٌ قَدْ نَزَعَ اللَّهُ مِنْ قَلْبِهِ الرَّأْفَةَ وَ الرَّحْمَةَ أَخْوَالُهُ مِنْ كَلْبٍ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ لَوْ شِئْتُ لَسَمَّيْتُهُ وَ وَصَفْتُهُ وَ ابْنُ كَمْ هُوَ فَيَبْعَثُ جَيْشاً إِلَى الْمَدِينَةِ فَيَدْخُلُونَهَا فَيُسْرِفُونَ فِيهَا فِي الْقَتْلِ وَ الْفَوَاحِشِ وَ يَهْرُبُ مِنْهُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِي زَكِيٌّ نَقِيٌّ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»</ref> «ای [[معاویه]]! [[پیامبر خدا]] به من خبر داده است که... فردی از نسل تو (که شوم، [[ملعون]]، نابخرد، خشن، با دلی واژگون، بدخو و سخت گیر است و [[خداوند]]، رحم و شفقت را از [[دل]] او برکنده و از سوی مادر به [[قبیله کلب]] میرسد و گویی او را میبینم و اگر میخواستم، نامش، ویژگیهایش و چند ساله بودنش را میگفتم)، لشکری را روانه [[مدینه]] میکند و به آن وارد میشود و در کشتار و زشت کاری، زیاده روی میکنند و مردی [[پاک]] و [[پاکیزه]] از نسل من از او میگریزد؛ کسی که [[زمین]] را از [[عدل]] و داد پر میکند، همان گونه که از [[ظلم]] و [[ستم]] پر شده است».<ref>ر.ک. [[محمد باقریزاده اشعری|باقری زاده اشعری، محمد]]، [[از امام مهدی بیشتر بدانیم (کتاب)|از امام مهدی بیشتر بدانیم]]، ص۷۲ـ۷۸</ref> | ||
#و نیز فرمود:<ref>[[علامه مجلسی|مجلسی، محمد باقر]]، بحار الأنوار، ج ۵۲، ص۲۰۶؛ [[لطفالله صافی گلپایگانی|صافی گلپایگانی، لطفالله]]، منتخب الأثر، ص ۴۵۸: «ِيَخْرُجُ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ مِنَ الْوَادِي الْيَابِسِ وَ هُوَ رَجُلٌ رَبْعَةٌ وَحْشُ الْوَجْهِ ضَخْمُ الْهَامَةِ بِوَجْهِهِ أَثَرُ الْجُدَرِيِّ إِذَا رَأَيْتَهُ حَسِبْتَهُ أَعْوَرَ اسْمُهُ عُثْمَانُ وَ أَبُوهُ عَنْبَسَةُ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ أَبِي سُفْيَانَ حَتَّى يَأْتِيَ أَرْضَ قَرَارٍ وَ مَعِينٍ فَيَسْتَوِيَ عَلَى مِنْبَرِهَا»</ref> «پسر هند جگرخوار (سفیانی) از بیابان بیرون میآید. او مردی متوسط القامه، قیافهاش وحشتناک و سرش ضخیم و رویش آبله دارد. اگر او را ببینی خیال میکنی یک چشمی است، او از اولاد [[ابو سفیان]] است. وی [[خروج]] میکند و به [[کوفه]] (یا [[نجف]]) میآید و بر [[منبر]] آن مینشیند. گروه کثیری را [[فریب]] میدهد و آنان را با خود هم دست مینماید و مناطق: [[شام]]، [[دمشق]]، [[حمص]]، [[فلسطین]]، [[اردن]] و قنسرین<ref>قنسرین نام شهری بوده در نزدیکی حلب که در سال ۳۵۱ ه.ق در زمان استیلای رومیان بر آن شهر، ویران شد و مردمان آن از ترس، کوچ کردند و از شهر جز کاروانسرایی باقی نماند. (ر.ک. مراصد الإطلاع، ج ۳، ص ۱۱۲۶.)</ref> را [[تصرف]] مینماید».<ref>ر.ک. [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۰۴</ref> و....<ref>ر.ک. [[محمد باقریزاده اشعری|باقری زاده اشعری، محمد]]، [[از امام مهدی بیشتر بدانیم (کتاب)|از امام مهدی بیشتر بدانیم]]، ص۷۲ـ۷۸؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۰۴</ref> | #و نیز فرمود:<ref>[[علامه مجلسی|مجلسی، محمد باقر]]، بحار الأنوار، ج ۵۲، ص۲۰۶؛ [[لطفالله صافی گلپایگانی|صافی گلپایگانی، لطفالله]]، منتخب الأثر، ص ۴۵۸: «ِيَخْرُجُ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ مِنَ الْوَادِي الْيَابِسِ وَ هُوَ رَجُلٌ رَبْعَةٌ وَحْشُ الْوَجْهِ ضَخْمُ الْهَامَةِ بِوَجْهِهِ أَثَرُ الْجُدَرِيِّ إِذَا رَأَيْتَهُ حَسِبْتَهُ أَعْوَرَ اسْمُهُ عُثْمَانُ وَ أَبُوهُ عَنْبَسَةُ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ أَبِي سُفْيَانَ حَتَّى يَأْتِيَ أَرْضَ قَرَارٍ وَ مَعِينٍ فَيَسْتَوِيَ عَلَى مِنْبَرِهَا»</ref> «پسر هند جگرخوار (سفیانی) از بیابان بیرون میآید. او مردی متوسط القامه، قیافهاش وحشتناک و سرش ضخیم و رویش آبله دارد. اگر او را ببینی خیال میکنی یک چشمی است، او از اولاد [[ابو سفیان]] است. وی [[خروج]] میکند و به [[کوفه]] (یا [[نجف]]) میآید و بر [[منبر]] آن مینشیند. گروه کثیری را [[فریب]] میدهد و آنان را با خود هم دست مینماید و مناطق: [[شام]]، [[دمشق]]، [[حمص]]، [[فلسطین]]، [[اردن]] و قنسرین<ref>قنسرین نام شهری بوده در نزدیکی حلب که در سال ۳۵۱ ه.ق در زمان استیلای رومیان بر آن شهر، ویران شد و مردمان آن از ترس، کوچ کردند و از شهر جز کاروانسرایی باقی نماند. (ر.ک. مراصد الإطلاع، ج ۳، ص ۱۱۲۶.)</ref> را [[تصرف]] مینماید».<ref>ر.ک. [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۰۴</ref> و....<ref>ر.ک. [[محمد باقریزاده اشعری|باقری زاده اشعری، محمد]]، [[از امام مهدی بیشتر بدانیم (کتاب)|از امام مهدی بیشتر بدانیم]]، ص۷۲ـ۷۸؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۰۴</ref> | ||
===نظریه دوم سفیانی غیر نمادین و یک شخصیت انسانی و دلائل آن=== | ===نظریه دوم سفیانی غیر نمادین و یک شخصیت انسانی و دلائل آن=== | ||