جز
جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی'
جز (جایگزینی متن - 'علیه ' به 'علیه ') |
جز (جایگزینی متن - 'باقی' به 'باقی') |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
:*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "[[دعا]]، [[قضاء]] [[الهی]] را باز میگرداند، در حالی که از [[آسمان]] نازل شده و حتّی محکم و قطعی نیز شده است"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنِ الْإِمَامِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: إِنَّ الدُّعَاءَ يَرُدُّ الْقَضَاءَ وَ قَدْ نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۶۹.</ref>؛ | :*[[امام صادق]]{{ع}} میفرمایند: "[[دعا]]، [[قضاء]] [[الهی]] را باز میگرداند، در حالی که از [[آسمان]] نازل شده و حتّی محکم و قطعی نیز شده است"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنِ الْإِمَامِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: إِنَّ الدُّعَاءَ يَرُدُّ الْقَضَاءَ وَ قَدْ نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۶۹.</ref>؛ | ||
:*[[امام]] سجّاد{{ع}} میفرمایند: "[[دعا]] و [[بلاء]] تا [[روز قیامت]] از هم جدا نمیشوند، [[دعا]] [[بلا]] را در حالی که محکم و قطعی نیز شده باز میگرداند"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنِ الْإِمَامِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ{{ع}} إِنَّ الدُّعَاءَ وَ الْبَلَاءَ لَيَتَرَافَقَانِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ الدُّعَاءَ لَيَرُدُّ الْبَلَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۶۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۴۷.</ref>. | :*[[امام]] سجّاد{{ع}} میفرمایند: "[[دعا]] و [[بلاء]] تا [[روز قیامت]] از هم جدا نمیشوند، [[دعا]] [[بلا]] را در حالی که محکم و قطعی نیز شده باز میگرداند"<ref>{{متن حدیث|وَ عَنِ الْإِمَامِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ{{ع}} إِنَّ الدُّعَاءَ وَ الْبَلَاءَ لَيَتَرَافَقَانِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ الدُّعَاءَ لَيَرُدُّ الْبَلَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۶۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۴۷.</ref>. | ||
*توضیح آنکه گاه مقتضای [[نزول]] [[بلا]] در عالم ربوبی و [[علم]] [[حضرت حق]] موجود است، امّا به واسطه [[دعا]] آن مقتضی از بین رفته [[بلا]] از میان میرود؛ همانگونه که اگر دعایی در بین نباشد، آن [[بلا]] قطعی شده بر آن کس که مقدّر شده نازل میگردد. این مطلب در [[حدیثی]] از [[امام کاظم]]{{ع}} اینگونه بیان شده است: "شما را به [[دعا]] سفارش میکنم، چرا که [[دعا]] به درگاه [[الهی]] و درخواست از او [[بلاء]] را رد میکند، در حالی که مقدّر شده و تنها امضاء آن از جانب [[حضرت حق]] | *توضیح آنکه گاه مقتضای [[نزول]] [[بلا]] در عالم ربوبی و [[علم]] [[حضرت حق]] موجود است، امّا به واسطه [[دعا]] آن مقتضی از بین رفته [[بلا]] از میان میرود؛ همانگونه که اگر دعایی در بین نباشد، آن [[بلا]] قطعی شده بر آن کس که مقدّر شده نازل میگردد. این مطلب در [[حدیثی]] از [[امام کاظم]]{{ع}} اینگونه بیان شده است: "شما را به [[دعا]] سفارش میکنم، چرا که [[دعا]] به درگاه [[الهی]] و درخواست از او [[بلاء]] را رد میکند، در حالی که مقدّر شده و تنها امضاء آن از جانب [[حضرت حق]] باقی مانده است؛ در این حال اگر [[خداوند]] خوانده شود و از او درخواست شود، [[بلا]] به صورت کامل بازگردانده میشود"<ref>{{متن حدیث|عَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّ الدُّعَاءَ لِلَّهِ وَ الطَّلَبَ إِلَى اللَّهِ يَرُدُّ الْبَلَاءَ وَ قَدْ قُدِّرَ وَ قُضِيَ وَ لَمْ يَبْقَ إِلَّا إِمْضَاؤُهُ- فَإِذَا دُعِيَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُئِلَ صَرَفَ الْبَلَاءَ صَرْفَةً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۰.</ref>؛ | ||
*همانگونه که گاه [[قدر]] [[الهی]] با آنچه [[محبوب]] [[انسان]] است، مطابقت نداشته [[انسان]] به آن [[محبوب]] و مقصود خود واصل نمیشود؛ امّا چون دست به [[دعا]] بردارد همین [[دعا]] مقتضی پیدایش [[هدف]] [[انسان]] را تأمین کرده، و یا مانعی که پیدایش آن را به تأخیر میاندازد، رفع مینماید؛ از اینرو [[انسان]] [[هدف]] خود را حاصل شده مییابد. [[امام صادق]]{{ع}} به این مطلب اینگونه تصریح فرمودهاند:"[[دعا]] [[قضاء]] [[الهی]] را بعد از آن که به صورت کامل محکم و حتمی شده، باز میگرداند. از اینرو بسیار [[دعا]] کن که [[دعا]] کلید تمامی رحمتها و وسیله به دست آوردن هر حاجتی است، و آنچه نزد [[خداوند]] است تنها به وسیله [[دعا]] به دست میآید. نیز هیچ دربی نیست که چون بسیار کوبیده شود، برای آن کس که پشت درب است باز نشود"<ref>{{متن حدیث|الدُّعَاءُ يَرُدُّ الْقَضَاءَ بَعْدَ مَا أُبْرِمَ إِبْرَاماً فَأَكْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ مِفْتَاحُ كُلِّ رَحْمَةٍ وَ نَجَاحُ كُلِّ حَاجَةٍ وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا بِالدُّعَاءِ وَ إِنَّهُ لَيْسَ بَابٌ يُكْثَرُ قَرْعُهُ إِلَّا يُوشِكُ أَنْ يُفْتَحَ لِصَاحِبِهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۴۸.</ref>. | *همانگونه که گاه [[قدر]] [[الهی]] با آنچه [[محبوب]] [[انسان]] است، مطابقت نداشته [[انسان]] به آن [[محبوب]] و مقصود خود واصل نمیشود؛ امّا چون دست به [[دعا]] بردارد همین [[دعا]] مقتضی پیدایش [[هدف]] [[انسان]] را تأمین کرده، و یا مانعی که پیدایش آن را به تأخیر میاندازد، رفع مینماید؛ از اینرو [[انسان]] [[هدف]] خود را حاصل شده مییابد. [[امام صادق]]{{ع}} به این مطلب اینگونه تصریح فرمودهاند:"[[دعا]] [[قضاء]] [[الهی]] را بعد از آن که به صورت کامل محکم و حتمی شده، باز میگرداند. از اینرو بسیار [[دعا]] کن که [[دعا]] کلید تمامی رحمتها و وسیله به دست آوردن هر حاجتی است، و آنچه نزد [[خداوند]] است تنها به وسیله [[دعا]] به دست میآید. نیز هیچ دربی نیست که چون بسیار کوبیده شود، برای آن کس که پشت درب است باز نشود"<ref>{{متن حدیث|الدُّعَاءُ يَرُدُّ الْقَضَاءَ بَعْدَ مَا أُبْرِمَ إِبْرَاماً فَأَكْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ فَإِنَّهُ مِفْتَاحُ كُلِّ رَحْمَةٍ وَ نَجَاحُ كُلِّ حَاجَةٍ وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا بِالدُّعَاءِ وَ إِنَّهُ لَيْسَ بَابٌ يُكْثَرُ قَرْعُهُ إِلَّا يُوشِكُ أَنْ يُفْتَحَ لِصَاحِبِهِ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۴۸.</ref>. | ||
===مرتبه سوّم=== | ===مرتبه سوّم=== | ||
| خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
*مراد آن [[حضرت]]، آن است که [[عذاب]] جهنّم آسانتر از [[فراق]] از اوست؛ بدین ترتیب سختترین عذابهای [[دنیایی]]، برای آن [[حضرت]] از ترک ارتباط با او آسانتر مینماید. | *مراد آن [[حضرت]]، آن است که [[عذاب]] جهنّم آسانتر از [[فراق]] از اوست؛ بدین ترتیب سختترین عذابهای [[دنیایی]]، برای آن [[حضرت]] از ترک ارتباط با او آسانتر مینماید. | ||
*به همین ترتیب فروافتادن درخواستهای نفسانی - هرچند [[حلال]] نیز شمرده شود-، حجابی است که [[فطرت انسان]] را پوشانیده او را از دریافت [[انوار]] [[الهی]] [[محروم]] مینماید. به این [[حدیث شریف]] توجه کنید: "بر [[قلب]] من زنگار مینشیند، از اینرو هفتاد مرتبه [[استغفار]] مینمایم" <ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِنَّهُ لَيُغَانُ عَلَى قَلْبِي فَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِي الْيَوْمِ سَبْعِينَ مَرَّةً}}؛ بحارالأنوار، ج۶۰، ص۱۸۲.</ref>. | *به همین ترتیب فروافتادن درخواستهای نفسانی - هرچند [[حلال]] نیز شمرده شود-، حجابی است که [[فطرت انسان]] را پوشانیده او را از دریافت [[انوار]] [[الهی]] [[محروم]] مینماید. به این [[حدیث شریف]] توجه کنید: "بر [[قلب]] من زنگار مینشیند، از اینرو هفتاد مرتبه [[استغفار]] مینمایم" <ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِنَّهُ لَيُغَانُ عَلَى قَلْبِي فَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِي الْيَوْمِ سَبْعِينَ مَرَّةً}}؛ بحارالأنوار، ج۶۰، ص۱۸۲.</ref>. | ||
*اکنون روشن میشود که به واسطه ترک [[دعا]] و یاد [[حضرت حق]]، و نیز فرو رفتن در خواستههای [[دنیایی]]، [[فطرت انسان]] از دست رفته حجابهای ظلمانی آن را میپوشانند؛ در این حال [[حقیقت انسان]] تبدیل به حیوان شده او در ظاهر [[انسان]] | *اکنون روشن میشود که به واسطه ترک [[دعا]] و یاد [[حضرت حق]]، و نیز فرو رفتن در خواستههای [[دنیایی]]، [[فطرت انسان]] از دست رفته حجابهای ظلمانی آن را میپوشانند؛ در این حال [[حقیقت انسان]] تبدیل به حیوان شده او در ظاهر [[انسان]] باقی میماند، امّا در واقع و [[حقیقت]] امر حیوانی است که [[اهل دل]] او را با چهارپایان یکسان میبینند!<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۵۵.</ref>. | ||
===٣. پیدایش عقده خود کمبینی=== | ===٣. پیدایش عقده خود کمبینی=== | ||
*این مفسده، از آن رو که بسیاری از جنایات در اثر همین عقده پدید میآید، بسیار درخور توجّه است. [[تباهکاران]] که چون در [[زمین]] قدرتی مییابند تنها در پی نابودی [[مردم]] و دست [[رنج]] آنان هستند، از همین عقده که خود آبی جهنّمی است، مینوشند؛ و آنان که از [[زندگی]] شادمانه در [[دنیا]] مأیوسند و از اینرو دائماً خود و دیگران را [[آزار]] مینمایند نیز، از همین [[طوفان]] داغوزیده از [[دوزخ]]، تنفّس میکنند. | *این مفسده، از آن رو که بسیاری از جنایات در اثر همین عقده پدید میآید، بسیار درخور توجّه است. [[تباهکاران]] که چون در [[زمین]] قدرتی مییابند تنها در پی نابودی [[مردم]] و دست [[رنج]] آنان هستند، از همین عقده که خود آبی جهنّمی است، مینوشند؛ و آنان که از [[زندگی]] شادمانه در [[دنیا]] مأیوسند و از اینرو دائماً خود و دیگران را [[آزار]] مینمایند نیز، از همین [[طوفان]] داغوزیده از [[دوزخ]]، تنفّس میکنند. | ||
| خط ۱۰۴: | خط ۱۰۴: | ||
*آری! إعراض از [[دعا]] و رویگردانی از آن، با [[انقطاع]] از [[حضرت حق]] مساوی خواهد بود: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ}}<ref>«و آنکه خداوند برای او فروغی ننهاده است فروغی نخواهد داشت» سوره نور، آیه ۴۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۶۰.</ref>. | *آری! إعراض از [[دعا]] و رویگردانی از آن، با [[انقطاع]] از [[حضرت حق]] مساوی خواهد بود: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ}}<ref>«و آنکه خداوند برای او فروغی ننهاده است فروغی نخواهد داشت» سوره نور، آیه ۴۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۴ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۴، ص ۳۶۰.</ref>. | ||
===۵. تسلّط یافتن [[شیطان]] بر [[انسان]]=== | ===۵. تسلّط یافتن [[شیطان]] بر [[انسان]]=== | ||
*[[انسان]] در عمق [[جان]] خود مبارزهای سخت در پیش دارد، که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آن را [[جهاد اکبر]] خواندهاند: "آفرین بر گروهی که [[جهاد]] اصغر را گذراندند و [[جهاد اکبر]] بر آنان | *[[انسان]] در عمق [[جان]] خود مبارزهای سخت در پیش دارد، که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} آن را [[جهاد اکبر]] خواندهاند: "آفرین بر گروهی که [[جهاد]] اصغر را گذراندند و [[جهاد اکبر]] بر آنان باقی ماند!. جهادگران باز پرسیدند: ای [[پیامبر خدا]]! [[جهاد اکبر]] کدام است؟؛ و ایشان فرمودند: [[جهاد با نفس]]!. آنگاه فرمودند: [[برترین]] جهادها، [[جهاد]] کسی است که با [[نفس]] خود که در میان جانش قرار دارد، به مقابله برخواسته است"<ref>{{متن حدیث|قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ عَلَيْهِمُ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ ثُمَّ قَالَ{{صل}} أَفْضَلُ الْجِهَادِ مَنْ جَاهَدَ نَفْسَهُ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْهِ}}؛ بحارالأنوار، ج۷، ص۶۵.</ref>. | ||
*این [[جهاد]] در میدانی در جریان است، که یکسویه آن جسم و یکسویه آن [[روح]]، و یا به تعبیر بلند [[قرآن کریم]] یکسوی آن [[نفس]] مُلهمه و یکسوی آن [[نفس اماره]] قرار دارد: | *این [[جهاد]] در میدانی در جریان است، که یکسویه آن جسم و یکسویه آن [[روح]]، و یا به تعبیر بلند [[قرآن کریم]] یکسوی آن [[نفس]] مُلهمه و یکسوی آن [[نفس اماره]] قرار دارد: | ||
:*{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref>«و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۷-۸.</ref>؛ | :*{{متن قرآن|وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا}}<ref>«و به جان (آدمی) و آنکه آن را بهنجار داشت * پس به او نافرمانی و پرهیزگاری را الهام کرد» سوره شمس، آیه ۷-۸.</ref>؛ | ||