مدینه در عصر بعثت: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'اعراب جاهلی' به 'اعراب جاهلی'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'اعراب جاهلی' به 'اعراب جاهلی') |
||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
*[[نظام سیاسی]] و [[اجتماعی]] یثرب نیز مانند دیگر نقاط شبه [[جزیره عربستان]] از [[نظام]] قبیلگی [[تبعیت]] میکرد. سه [[طایفه]] بزرگ [[اوس]] و [[خزرج]] و [[یهود]]، بافت [[اجتماعی]] [[مدینه]] را تشکیل میدادند؛ اما پیوند [[اجتماعی]] این گروهها در [[مدینه]]، همیشه شکننده و متلاطم بود و دائم دچار تغییر میشد. | *[[نظام سیاسی]] و [[اجتماعی]] یثرب نیز مانند دیگر نقاط شبه [[جزیره عربستان]] از [[نظام]] قبیلگی [[تبعیت]] میکرد. سه [[طایفه]] بزرگ [[اوس]] و [[خزرج]] و [[یهود]]، بافت [[اجتماعی]] [[مدینه]] را تشکیل میدادند؛ اما پیوند [[اجتماعی]] این گروهها در [[مدینه]]، همیشه شکننده و متلاطم بود و دائم دچار تغییر میشد. | ||
*در اواخر دوره [[جاهلی]] این [[شهر]] به علت توطئههای [[یهودیان]]، درگیر جنگهای طولانی و خونینی بین دو [[قبیله]] [[اوس]] و [[خزرج]] و همپیمانانشان شده بود<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۶۸۱.</ref>؛ به گونهای که آنها شبانهروز [[سلاح]] بر [[زمین]] نمینهادند<ref>شیخ طبری، اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۱۳۶.</ref>. آخرین [[جنگ]] آنها "بعاث" بود که در آن، اوسیها بر خزرجیها [[پیروز]] شدند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۵۵.</ref>. این [[جنگها]] باعث کشته شدن بسیاری از اشراف و بزرگان [[اوس]] و [[خزرج]] شده<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة، و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۲۱؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۸۰.</ref> و آنها را به شدت از پا درآورده بود. آنها زیر فشار این اختلافها و [[درگیریها]] به ستوه آمده بودند و دانستند که اگر همین طور پیش برود نابود خواهند شد<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۳۷.</ref>. عدهای از [[اهل سنت]] به [[نقل]] از [[عایشه]] معتقدند [[خداوند]] روز بعاث را برای [[رسول خدا]]{{صل}} قرار داد؛ چرا که در این [[جنگ]]، بسیاری از اشراف [[اوس]] و [[خزرج]] که مخالف آن [[حضرت]] بودند، کشته شدند و راه برای [[تبلیغ]] [[اسلام]] باز شد<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۴۸؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة، و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۲۱.</ref>. | *در اواخر دوره [[جاهلی]] این [[شهر]] به علت توطئههای [[یهودیان]]، درگیر جنگهای طولانی و خونینی بین دو [[قبیله]] [[اوس]] و [[خزرج]] و همپیمانانشان شده بود<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۶۸۱.</ref>؛ به گونهای که آنها شبانهروز [[سلاح]] بر [[زمین]] نمینهادند<ref>شیخ طبری، اعلام الوری باعلام الهدی، ج۱، ص۱۳۶.</ref>. آخرین [[جنگ]] آنها "بعاث" بود که در آن، اوسیها بر خزرجیها [[پیروز]] شدند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۵۵.</ref>. این [[جنگها]] باعث کشته شدن بسیاری از اشراف و بزرگان [[اوس]] و [[خزرج]] شده<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة، و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۲۱؛ عزالدین ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۸۰.</ref> و آنها را به شدت از پا درآورده بود. آنها زیر فشار این اختلافها و [[درگیریها]] به ستوه آمده بودند و دانستند که اگر همین طور پیش برود نابود خواهند شد<ref>احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۳۷.</ref>. عدهای از [[اهل سنت]] به [[نقل]] از [[عایشه]] معتقدند [[خداوند]] روز بعاث را برای [[رسول خدا]]{{صل}} قرار داد؛ چرا که در این [[جنگ]]، بسیاری از اشراف [[اوس]] و [[خزرج]] که مخالف آن [[حضرت]] بودند، کشته شدند و راه برای [[تبلیغ]] [[اسلام]] باز شد<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۴۸؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة، و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۲۱.</ref>. | ||
*همانگونه که گفته شد [[یهودیان]]، بخشی از [[جامعه]] [[مدنی]] [[مدینه]] را به خود اختصاص داده بودند. آنان که به [[امید]] [[درک]] [[پیامبر]] [[آخر الزمان]]{{صل}} به این منطقه آمدند<ref>نورالدین علی سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۲۶.</ref> یثرب را از مراکز اصلی [[یهودیان]] در شبه [[جزیره عربستان]] قرار دادند. آنها به مرور زمان به [[دلیل]] [[معاشرت]] بسیار با [[اعراب]]، رفتهرفته رنگ [[عرب جاهلی]] به خود گرفتند؛ به گونهای که در [[حیات]] [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[یهودیان]] با [[اعراب | *همانگونه که گفته شد [[یهودیان]]، بخشی از [[جامعه]] [[مدنی]] [[مدینه]] را به خود اختصاص داده بودند. آنان که به [[امید]] [[درک]] [[پیامبر]] [[آخر الزمان]]{{صل}} به این منطقه آمدند<ref>نورالدین علی سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۲۶.</ref> یثرب را از مراکز اصلی [[یهودیان]] در شبه [[جزیره عربستان]] قرار دادند. آنها به مرور زمان به [[دلیل]] [[معاشرت]] بسیار با [[اعراب]]، رفتهرفته رنگ [[عرب جاهلی]] به خود گرفتند؛ به گونهای که در [[حیات]] [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] [[یهودیان]] با [[اعراب جاهلی]]، غیر از [[دین]]، [[اختلاف]] چندانی به چشم نمیخورد. آنها در اکثر امور همچون [[اعراب]] بودند و این شاید به [[دلیل]] تأثیر [[اعرابی]] بوده است که [[یهودی]] شده بودند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب، ص۵۳۲.</ref>. | ||
*[[یهودیان]] از [[اعراب]]، [[زن]] میگرفتند و به آنها [[زن]] میدادند. لباسشان را به تن میکردند و حتی به رسم [[اعراب | *[[یهودیان]] از [[اعراب]]، [[زن]] میگرفتند و به آنها [[زن]] میدادند. لباسشان را به تن میکردند و حتی به رسم [[اعراب جاهلی]]، وارد جنگهای [[جاهلی]] نیز میشدند و [[خون]] همکیشان خود را به [[زمین]] میریختند <ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۴۰.</ref>. [[مغرور]] بودن به اصالت نژادی و آرزوی [[حکومت]] بر [[مردم]]، آنان را دائماً به [[تفرقهافکنی]] بین رؤسای [[قبایل]] و دشمن ساختن آنها وا میداشت؛ چرا که [[اتحاد]] [[اعراب]] را خطری جدی برای خود میپنداشتند<ref>جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب، ص۵۱۶.</ref>.[[مبالغه]] در [[مفاسد]] و کارهای [[زشت]] و نیز [[پیمانشکنی]] و ضایع ساختن [[حقوق مردم]] از مشخصات اصلی دیگرشان شمرده میشد<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۱، ص۳۷.</ref>. | ||
*[[یهودیان]] [[قبل از ظهور]] [[پیامبر]]{{صل}}، پیوسته از [[ظهور]] ایشان خبر میدادند و [[اخبار]] [[حضرت]] را در [[مکه]] دنبال میکردند<ref>اسحاق بن محمد همدانی، سیرت رسول الله{{صل}}، ج۱، ص۲۵۳.</ref>. [[یهودیان]] [[تصور]] باطلی داشتند که [[دین]] آسمانی، فقط [[دین]] ایشان است و هیچ کس غیر از ایشان، حقی در [[رسالت]] و [[پیامبری]] ندارد. آنان نسبت به [[اعراب]] از این لحاظ که برایشان همیشه چیره بودهاند، [[کینه]] و [[عداوت]] [[کورکورانه]] و [[تقلیدی]] داشتند. شیفتگی ناپسندشان به [[امور مادی]] و [[حرص]] [[زشت]] ایشان بر [[زندگی]] و لوازم آن، [[مبالغه]] آنها در [[مفاسد]] و کارهای [[زشت]] و سودهای کلانشان از بازرگانی [[نامشروع]] و [[ربا]] از مشخصههای بارز [[یهودیان]] [[مدینه]] به شمار میآمد. به علاوه، آنان مردمی بودند که [[تقوا]] نداشتند و سنگدلی و بیرحمی و ارتکاب به [[گناه]] در همه کارهایشان به چشم میخورد..."<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۳۷.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مدینه در عصر بعثت (مقاله)|مدینه در عصر بعثت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۷۳-۲۷۴.</ref>. | *[[یهودیان]] [[قبل از ظهور]] [[پیامبر]]{{صل}}، پیوسته از [[ظهور]] ایشان خبر میدادند و [[اخبار]] [[حضرت]] را در [[مکه]] دنبال میکردند<ref>اسحاق بن محمد همدانی، سیرت رسول الله{{صل}}، ج۱، ص۲۵۳.</ref>. [[یهودیان]] [[تصور]] باطلی داشتند که [[دین]] آسمانی، فقط [[دین]] ایشان است و هیچ کس غیر از ایشان، حقی در [[رسالت]] و [[پیامبری]] ندارد. آنان نسبت به [[اعراب]] از این لحاظ که برایشان همیشه چیره بودهاند، [[کینه]] و [[عداوت]] [[کورکورانه]] و [[تقلیدی]] داشتند. شیفتگی ناپسندشان به [[امور مادی]] و [[حرص]] [[زشت]] ایشان بر [[زندگی]] و لوازم آن، [[مبالغه]] آنها در [[مفاسد]] و کارهای [[زشت]] و سودهای کلانشان از بازرگانی [[نامشروع]] و [[ربا]] از مشخصههای بارز [[یهودیان]] [[مدینه]] به شمار میآمد. به علاوه، آنان مردمی بودند که [[تقوا]] نداشتند و سنگدلی و بیرحمی و ارتکاب به [[گناه]] در همه کارهایشان به چشم میخورد..."<ref>ابوبکر بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۳۷.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[مدینه در عصر بعثت (مقاله)|مدینه در عصر بعثت]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۲، ص:۲۷۳-۲۷۴.</ref>. | ||