عام الوفود: تفاوت میان نسخهها
←زمان و علت ورود وفود به مدینه
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
==زمان و علت ورود وفود به [[مدینه]]== | ==زمان و علت ورود وفود به [[مدینه]]== | ||
*عمده منابع، زمان ورود این هیئتها را به [[مدینه]]، پس از مراجعت [[رسول خدا]]{{صل}} از [[تبوک]] دانستهاند. [[ابن هشام]] مینویسد: "پس از [[فتح مکه]] و مراجعت [[پیامبر]] از [[تبوک]] و [[اسلام]] [[مردم]] [[طائف]] ([[قبیله]] [[ثقیف]])، [[نمایندگان]] و برگزیدگان [[عرب]] از مناطق مختلف بر [[پیامبر خاتم]]{{صل}} وارد شدند"<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۵۹.</ref>. | *عمده منابع، زمان ورود این هیئتها را به [[مدینه]]، پس از مراجعت [[رسول خدا]]{{صل}} از [[تبوک]] دانستهاند. [[ابن هشام]] مینویسد: "پس از [[فتح مکه]] و مراجعت [[پیامبر]] از [[تبوک]] و [[اسلام]] [[مردم]] [[طائف]] ([[قبیله]] [[ثقیف]])، [[نمایندگان]] و برگزیدگان [[عرب]] از مناطق مختلف بر [[پیامبر خاتم]]{{صل}} وارد شدند"<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۵۹.</ref>. | ||
*[[طبرسی]] نیز مینویسد: "وقتی [[قبیله]] | *[[طبرسی]] نیز مینویسد: "وقتی [[قبیله]] [[ثقیف]] [[اسلام]] آوردند، وفود [[عرب]] به محضر [[پیامبر]]{{صل}} آمدند و در [[دین خدا]] داخل شدند"<ref>شیخ طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۲۵۰.</ref>. | ||
*به نظر میرسد این گروهها پس از [[شکست]] [[قریش]] از [[رسول اکرم]] در [[فتح مکه]] و [[اسلام]] این [[قبیله]]، متوجه شدند که توان مقابله با [[پیغمبر]]{{صل}} و [[مسلمانان]] را ندارند؛ از این رو به حضور [[پیامبر]]{{صل}} رسیدند و اظهار [[اسلام]] کردند. در منابع آمده است: "[[اعراب]] تا این زمان نگران کار [[قریش]] بودند و [[منتظر]] بودند ببینند کار آنان با [[پیغمبر]] به کجا میانجامد. پس از [[فتح مکه]] و [[تسلیم شدن]] [[قریش]] (قبیلهای که در میان [[عرب]] [[مقام رهبری]] و [[سیادت]] را داشتند)، دریافتند که نیروی [[جنگ]] با [[رسول خدا]]{{صل}} را ندارند؛ از این رو [[دین اسلام]] را پذیرفتند و به آن گرویدند"<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۵۹-۵۶۰؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال والأموال و الحفدة و امتاع، ج۲، ص۸۹.</ref>. | *به نظر میرسد این گروهها پس از [[شکست]] [[قریش]] از [[رسول اکرم]] در [[فتح مکه]] و [[اسلام]] این [[قبیله]]، متوجه شدند که توان مقابله با [[پیغمبر]]{{صل}} و [[مسلمانان]] را ندارند؛ از این رو به حضور [[پیامبر]]{{صل}} رسیدند و اظهار [[اسلام]] کردند. در منابع آمده است: "[[اعراب]] تا این زمان نگران کار [[قریش]] بودند و [[منتظر]] بودند ببینند کار آنان با [[پیغمبر]] به کجا میانجامد. پس از [[فتح مکه]] و [[تسلیم شدن]] [[قریش]] (قبیلهای که در میان [[عرب]] [[مقام رهبری]] و [[سیادت]] را داشتند)، دریافتند که نیروی [[جنگ]] با [[رسول خدا]]{{صل}} را ندارند؛ از این رو [[دین اسلام]] را پذیرفتند و به آن گرویدند"<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۵۹-۵۶۰؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال والأموال و الحفدة و امتاع، ج۲، ص۸۹.</ref>. | ||
*بنا به [[نقلی]] [[سوره فتح]] در همین باره نازل شده است<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۶۰؛ واحدی نیشابوری، اسباب النزول، ص۴۹۷؛ بنا به نقل عمده مفسران نزول سوره فتح بعد از صلح حدیبیه بوده است.</ref>. برخی از [[قبایل]] هم وقتی میدیدند سایر [[قبایل]]، گروههایی را به محضر [[حضرت]] میفرستند و [[اسلام]] میآوردند، [[تشویق]] میشدند که [[اسلام]] بیاورند. برخی از افراد [[قبیله]] غسان میگفتند: "آیا باید بدترین [[عرب]] باشیم، ما به همین [[دلیل]] به حضور [[پیامبر]] رسیدیم، [[مسلمان]] شدیم و او را [[تصدیق]] کردیم"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۵.</ref>. محلی که این گروهها عمدتاً در آن محل با [[پیامبر]] [[دیدار]] میکردند، [[مسجد النبی]] و در کنار "ستون وفود" بوده است<ref>حمیدرضا شیخی، فرهنگ اعلام جغرافیایی، ص۴۳.</ref>. | *بنا به [[نقلی]] [[سوره فتح]] در همین باره نازل شده است<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۶۰؛ واحدی نیشابوری، اسباب النزول، ص۴۹۷؛ بنا به نقل عمده مفسران نزول سوره فتح بعد از صلح حدیبیه بوده است.</ref>. برخی از [[قبایل]] هم وقتی میدیدند سایر [[قبایل]]، گروههایی را به محضر [[حضرت]] میفرستند و [[اسلام]] میآوردند، [[تشویق]] میشدند که [[اسلام]] بیاورند. برخی از افراد [[قبیله]] غسان میگفتند: "آیا باید بدترین [[عرب]] باشیم، ما به همین [[دلیل]] به حضور [[پیامبر]] رسیدیم، [[مسلمان]] شدیم و او را [[تصدیق]] کردیم"<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۵۵.</ref>. محلی که این گروهها عمدتاً در آن محل با [[پیامبر]] [[دیدار]] میکردند، [[مسجد النبی]] و در کنار "ستون وفود" بوده است<ref>حمیدرضا شیخی، فرهنگ اعلام جغرافیایی، ص۴۳.</ref>. | ||