←مبانی قرآنی برهان
| خط ۱۳۱: | خط ۱۳۱: | ||
*[[بشر]] برای [[عبادت]] و [[امتثال]] [[فرامین الهی]]، [[نیازمند]] [[هادی الهی]] است؛ تا در پیشگاه [[الهی]]، [[یقین]] بر صحّت [[اعمال]] خود داشته باشد: {{متن قرآن|فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«پس اگر پاسخت را ندهند بدان که از خواهشها (ی نفس) شان پیروی میکنند و گمراهتر از آنکه بیرهنمودی از خداوند، از خواهش (نفس) خویش پیروی کند کیست؟ بیگمان خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمیکند» سوره قصص، آیه ۵۰.</ref>. | *[[بشر]] برای [[عبادت]] و [[امتثال]] [[فرامین الهی]]، [[نیازمند]] [[هادی الهی]] است؛ تا در پیشگاه [[الهی]]، [[یقین]] بر صحّت [[اعمال]] خود داشته باشد: {{متن قرآن|فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«پس اگر پاسخت را ندهند بدان که از خواهشها (ی نفس) شان پیروی میکنند و گمراهتر از آنکه بیرهنمودی از خداوند، از خواهش (نفس) خویش پیروی کند کیست؟ بیگمان خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمیکند» سوره قصص، آیه ۵۰.</ref>. | ||
*و [[هادی الهی]] باید خود مستقیماً [[مهتدی]] به [[هدایت الهی]] باشد: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی "حق" رهنمون باشد؟ بگو خداوند به "حق" رهنماست؛ آیا آنکه به حقّ رهنمون میگردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمییابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری میکنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۲۶۱.</ref>. | *و [[هادی الهی]] باید خود مستقیماً [[مهتدی]] به [[هدایت الهی]] باشد: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی "حق" رهنمون باشد؟ بگو خداوند به "حق" رهنماست؛ آیا آنکه به حقّ رهنمون میگردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمییابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری میکنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref><ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۲۶۱.</ref>. | ||
===بیان دوم: [[لطف]]؛ اقتضاء [[حکمت الهی]]=== | |||
*[[رحمت]] و [[ربوبیّت خداوند]] و نیز [[هدایت]] موجودات و [[تسبیح]] دائمی آنان، از جمله اموری است که در [[آیات]] مختلف [[قرآن]] بدان اشاره شده و در بیان دوم از این [[برهان]] قابل استناد میباشد. | |||
====[[رحمت]] واسعه و [[ربوبیّت خداوند]]==== | |||
*سیر این بیان از [[برهان لطف]]، از [[آیات]] گوناگون [[قرآن]] قابل [[استنباط]] است؛ به این ترتیب که [[رحمت]] واسعه [[الهی]] همه خلایق را در برگرفته است: {{متن قرآن|وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref>«و بخشایشم همه چیز را فرا میگیرد» سوره اعراف، آیه ۱۵۶.</ref>. | |||
*و بنا بر آنکه [[عالم مُلک]] [[الهی]] است و [[خداوند]] "[[ربّ]] العالمین" است و "[[ربّ]]" به معنای [[مالکی]] است که مملوک خود را تا عالیترین مرتبه کمالش [[هدایت]] میکند، پس بنابراین، [[خداوند]] [[تربیت]] و [[هدایت]] [[نفوس]] خلایق را بر خود لازم نموده و فرموده است: {{متن قرآن|قُلْ لِمَنْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلْ لِلَّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ}}<ref>«بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست؟ بگو از آن خداوند است که بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است» سوره انعام، آیه ۱۲.</ref>. | |||
*[[ربوبیّت]] عامّ [[الهی]] که جلوه [[رحمت]] واسعه [[پروردگار]] بر خلایق است، همه موجودات را تحت [[تربیت]] خود به کمال لایقشان [[هدایت]] میکند و هستی و [[کمالات]] هستی هر موجودی را تأمین مینماید؛ چنانکه در [[سوره اعلی]] میفرماید: {{متن قرآن|سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى}}<ref>«نام برتر پروردگارت را به پاکی بستای! آنکه آفرید و باندام ساخت و آنکه اندازه کرد و راه نمود» سوره اعلی، آیه ۱-۳.</ref> | |||
*بر همین اساس است که وقتی [[فرعون]] از [[حضرت موسی]]{{ع}} میخواهد که خدایش را معرفی کند، حضرتش با [[وصف]] [[ربوبیّت]] و [[هدایت]] [[عامّه]] [[الهی]] [[خداوند]] را توصیف مینماید: {{متن قرآن|قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى}}<ref>«گفت: پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به (فراخور) او، ارزانی داشته سپس راهنمایی کرده است» سوره طه، آیه ۵۰.</ref>. | |||
*یعنی خدای من آن [[قادر]] متعالی است که اولاً، [[خلقت]] و هستی از او است و ثانیاً، [[کمالات]] بعدی موجودات که در طیّ [[زندگی]] نیز کسب میکنند، در تحت [[هدایت]] عامّ [[ربوبیّت]] او است. | |||
*از آنجا که سایر موجودات مادّی، در [[نظام تکوین]] تنها دارای یک بُعد هستند، [[ربوبیّت الهی]] تنها همان جنبه [[تکوینی]] آنان را [[تربیت]] میکند؛ مثلاً به [[زنبور عسل]] طریق لانهسازی و تهیّه عسل را میآموزد و گیاهان را در روییدن و [[رشد]] کردن [[هدایت]] مینماید. بدین ترتیب، [[نظام]] عالم تحت این [[هدایت الهی]] [[تدبیر]] میشود. | |||
*امّا در این میان، موجود [[انسانی]] دارای دو بُعد مادّی و [[معنوی]] است. از این رو، از لوازم [[ربوبیّت]] عامّ [[الهی]] درباره [[انسان]]، [[هدایت]] [[روح]] و نفس او به سوی [[کمالات]] [[توحیدی]] است. این [[هدایت]] همراه با [[اختیار انسان]] است؛ و الا [[خداوند]] میتوانست او را تکویناً [[مهتدی]] بیافریند: {{متن قرآن|وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَائِرٌ وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>«و (راهنمایی به) راه راست با خداوند است و برخی از آن (راه)ها کژ راه است و اگر میخواست همه شما را راهنمایی میکرد» سوره نحل، آیه ۹.</ref>. | |||
*از این جهت است که: | |||
#[[هدایت]] خاص و [[رحمت]] رحیمیّه [[ضرورت]] پیدا میکند و در نتیجه، [[انبیاء الهی]]{{عم}} [[مبعوث]] میگردند: {{متن قرآن|لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ}}<ref>«بیگمان خداوند بر مؤمنان منّت نهاد که از خودشان فرستادهای در میان آنان برانگیخت که آیات وی را بر آنان میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنها کتاب و فرزانگی میآموزد و به راستی پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند» سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.</ref> | |||
#بعد از [[رحلت انبیاء]]{{عم}} نیز [[ربوبیّت الهی]] اقتضا میکند که [[هدایت الهی]] منقطع نشود و اوصیای آنان [[منصوب]] گردند و [[زمین]] هرگز خالی از [[حجّت]] نباشد. [[خداوند]] در [[سوره یونس]]{{ع}}، ابتدائاً [[هدایت]] به [[سعادت]] [[حقیقی]] را منحصر در [[هدایت الهی]] بیان مینماید و میفرماید: {{متن قرآن|قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكَائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ}}<ref>«بگو آیا از شریکانتان کسی هست که به سوی "حق" رهنمون باشد؟ بگو خداوند به "حق" رهنماست» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref>. | |||
*بر این اساس، تنها کسانی میتوانند [[پرچمدار]] [[هدایت الهی]] قرار گیرند که مستقیماً [[مهتدی]] و [[هدایت]] شده [[الهی]] باشند؛ پس باید [[هدایت]] و [[علم]] آنان لدنّی و مستقیماً برگرفته از [[هدایت الهی]] باشد، لذا در ادامه [[آیه]] میفرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ}}<ref>«آیا آنکه به حقّ رهنمون میگردد سزاوارتر است که پیروی شود یا آنکه راه نمییابد مگر آنکه راه برده شود؟ پس چه بر سرتان آمده است؟ چگونه داوری میکنید؟» سوره یونس، آیه ۳۵.</ref>. | |||
*بارزترین صفات این [[حجج الهی]]، [[عصمت]] و [[علم الهی]] آنان است؛ زیرا کسانی مستقیماً [[هدایتشده]] [[خداوند]] هستند که در نتیجه شدّت [[طهارت]]، متصل به [[عالم ملکوت]] بوده و [[فطرت]] آنان مستقیماً [[علوم]] [[الهی]] را از [[خداوند]] و [[عالم ملکوت]] دریافت نماید؛ چنانکه [[خداوند]] این تعبیر را درباره [[انبیاء گذشته]]، از قبیل حضرات [[ابراهیم]] و [[نوح]] و [[موسی]] و [[عیسی]]{{عم}} و [[رسول اکرم]]{{صل}} بیان میدارد: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد در حالی که برخی از فرزندزادگان برخی دیگرند و خداوند شنوایی داناست» سوره آل عمران، آیه ۳۳-۳۴.</ref> | |||
*در همین راستا است که به [[حضرت یوسف]]{{ع}} علومی را [[عنایت]] میکند که [[بشر]] عادّی هرگز نمیتواند از طریق [[علوم]] کسبی فرا بگیرد: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}}<ref>«و بدین گونه پروردگارت تو را برمیگزیند و به تو از (دانش) خوابگزاری میآموزد و نعمت خویش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام میگرداند چنانکه پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام گردانید که پروردگار تو دانایی فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۶.</ref>. | |||
*[[رسول خدا]]{{صل}} که خاتم [[انبیاء الهی]] و [[افضل]] و [[اعلم]] آنهاست، دارای همه [[علوم]] و [[فضایل]] [[انبیاء]] قبل است و در نتیجه، [[خداوند]] به او [[عصمت]] و [[علوم]] اوّلین و آخرین را [[تفویض]] نموده و فرموده است: {{متن قرآن|وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا}}<ref>«و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمیکنند و به تو هیچ زیانی نمیرسانند و خداوند کتاب و فرزانگی بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمیدانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است» سوره نساء، آیه ۱۱۳.</ref>. | |||
*[[خداوند]] در بخش اوّل این [[آیه]]، [[عصمت]] [[رسول خدا]]{{صل}} را چنین [[تبیین]] میفرماید که هیچ کس [[قدرت]] بر [[اضلال]] آن [[حضرت]] ندارد. در ادامه [[آیه]]، [[خداوند]] یادآور میشود که [[علوم]] [[الهی]] رسولش{{صل}} به [[تعلیم]] مستقیم پروردگاراست و بیان میدارد که این دست [[علوم]]، از [[الهامات]] [[غیبی]] و امتنان [[الهی]] برگروه خاصّی از [[بندگان]] مطهّر است و از سایر طرق دستنایافتنی است: {{متن قرآن|عَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ}}<ref>«به تو چیزی آموخت که نمیدانستی» سوره نساء، آیه ۱۱۳.</ref> و بالاخره در بخش پایانی [[آیه]]، [[فضیلت]] [[رسول خدا]]{{صل}} بر همه خلایق و [[انبیاء گذشته]]{{عم}} را بیان مینماید: {{متن قرآن|وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا}}<ref>«و بخشش خداوند بر تو سترگ است» سوره نساء، آیه ۱۱۳.</ref>. | |||
*نتیجه آنکه، در طیّ این [[آیات]]، [[شرافت]] و [[عصمت]] و [[علم لدنّی]] [[رسول خدا]]{{صل}} نسبت به سایر [[انبیاء]] عظام{{عم}}[[ثابت]] میشود. | |||
*[[خداوند]] در [[آیات]] فراوان، همین [[مقامات]] را برای [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} و سایر [[اهل بیت]]{{عم}} [[عصمت]] و [[طهارت]] [[ثابت]] مینماید. بنابراین: | |||
#همانطور که [[خداوند]] [[علمالکتاب]] را برای [[رسول]]{{صل}} خویش [[ثابت]] مینماید، برای [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} هم عیناً ثابت نموده و میفرماید: {{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}}<ref>«و کافران میگویند: تو فرستاده (خداوند) نیستی؛ بگو: میان من و شما خداوند و کسی که دانش کتاب نزد اوست، گواه بس» سوره رعد، آیه ۴۳.</ref>. تا به آنجا که در [[آیه مباهله]]، حضرتش را در شدّت [[قرابت]] به [[پیامبر]]{{صل}}، تعبیر به "نفس [[نبی]]{{صل}}" میکند؛ که به مراتب از [[مقام]] [[وصایت]] بالاتر است؛ [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}<ref>«بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو:» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>. به تصریح [[فریقین]]، مصداق هر دوی این [[آیات]]، [[امام علی|امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} است. تعبیر "نفس [[نبی]]{{صل}}"، بیانگر [[مقام]] والای [[حضرت علی]]{{ع}} در [[کمالات]] نسبت به سایر [[مؤمنان]] است؛ تا به آنجا که تفاوت حضرتش با بقیه [[اصحاب]]، مانند تفاوت [[رسول خدا]]{{صل}} با سایر [[مردم]] است. | |||
#[[خداوند]] درباره سایر [[اهل بیت]] [[عصمت]] و [[طهارت]]{{عم}} میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>. مصداق این [[آیه شریفه]]، تنها [[ائمّه هدی]]{{عم}} و [[حضرت]] صدّیقه [[طاهره]]{{س}} است. | |||
*نتیجه آنکه: [[ربوبیّت]] عامّ [[الهی]] نه منقطع است و نه متناوب؛ بلکه متوالی و مستمر است و میباید در همه زمانها، [[حجج الهی]] در میان [[مردم]] باشند؛ به گونهای که در [[طهارت]] و [[عصمت]]، نازلمنزله [[رسول اکرم]]{{صل}} بوده و خلایق را در [[صراط مستقیم]] [[هدایت]] به [[حیات]] طیّبه رهنمون سازند<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۲۶۲-۲۶۶.</ref>. | |||
==[[پیامبر]] و [[برهان]] در فرهنگنامه [[پیامبر]] در [[قرآن کریم]]== | ==[[پیامبر]] و [[برهان]] در فرهنگنامه [[پیامبر]] در [[قرآن کریم]]== | ||