پرش به محتوا

فرق بین پیشگویی و علم غیب چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' بدست ' به ' به‌دست '
جز (جایگزینی متن - 'حجت الاسلام والمسلمین' به 'حجت الاسلام و المسلمین')
جز (جایگزینی متن - ' بدست ' به ' به‌دست ')
خط ۵۵: خط ۵۵:
[[پرونده:847645352.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد تقی شاکر|شاکر]]]]
[[پرونده:847645352.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[محمد تقی شاکر|شاکر]]]]
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد تقی شاکر]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[محمد تقی شاکر]]''' در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان ''«[[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«مراد از غیب در اصطلاح، غیبی است که شناخت آن بدون توسل به دلیل، علل و اسباب عادی تحقق پذیرد، اما اطلاع یافتن از غیب از شیوه‌های عادی و اسباب طبیعی مثل خبر دادن از خسوف و کسوف و... هر چند علم به غیب است و شناخت به امری غائب از حس عموم انسان‌هاست، لکن این [[غیب در قرآن و حدیث به چه معنا به کار رفته است؟ (پرسش)|آگاهی علم به غیب در اصطلاح قرآن و حدیث]] گفته نمی‌شود، چنین آگاهی و شناختی را خداوند سبحان به تمامی کسانی که راه و شیوه آن را بیاموزند اجازه فرموده، و این نوع آگاهی در سایه آموزش و رقابت علمی محقق می‌گردد و دلیلی بر وصول به خدا و عوالم غیبی آگاهِ از این امور نیست، بلکه تنها می‌تواند دلیل نبوغ و تخصص در یک امر و یا اموری باشد. به بیان دیگر مراد از علم به غیب علم حضوری و ارادی است، نه دانش‌هایی که از راه دلائل و حواس ظاهری و فنون اکتسابی بدست می‌آیند زیرا تنها تابع علل و اسباب عادی خود هستند و آن علل اختصاص به کسی ندارد، لذا در این‌گونه از دانش‌ها مردم با هم شریک‌اند. بر خلاف قسم اول که در صورت پذیرش امکان علم به غیب، خداوند علام الغیوب آن را به کسی که بخواهد و برگزیند عطا می‌نماید»<ref>محمد تقی شاکر، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۱۱۹.</ref>.
::::::«مراد از غیب در اصطلاح، غیبی است که شناخت آن بدون توسل به دلیل، علل و اسباب عادی تحقق پذیرد، اما اطلاع یافتن از غیب از شیوه‌های عادی و اسباب طبیعی مثل خبر دادن از خسوف و کسوف و... هر چند علم به غیب است و شناخت به امری غائب از حس عموم انسان‌هاست، لکن این [[غیب در قرآن و حدیث به چه معنا به کار رفته است؟ (پرسش)|آگاهی علم به غیب در اصطلاح قرآن و حدیث]] گفته نمی‌شود، چنین آگاهی و شناختی را خداوند سبحان به تمامی کسانی که راه و شیوه آن را بیاموزند اجازه فرموده، و این نوع آگاهی در سایه آموزش و رقابت علمی محقق می‌گردد و دلیلی بر وصول به خدا و عوالم غیبی آگاهِ از این امور نیست، بلکه تنها می‌تواند دلیل نبوغ و تخصص در یک امر و یا اموری باشد. به بیان دیگر مراد از علم به غیب علم حضوری و ارادی است، نه دانش‌هایی که از راه دلائل و حواس ظاهری و فنون اکتسابی به‌دست می‌آیند زیرا تنها تابع علل و اسباب عادی خود هستند و آن علل اختصاص به کسی ندارد، لذا در این‌گونه از دانش‌ها مردم با هم شریک‌اند. بر خلاف قسم اول که در صورت پذیرش امکان علم به غیب، خداوند علام الغیوب آن را به کسی که بخواهد و برگزیند عطا می‌نماید»<ref>محمد تقی شاکر، [[منابع علم امام در قرآن و روایات (پایان‌نامه)|منابع علم امام در قرآن و روایات]]، ص۱۱۹.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش