سیاستهای جنگی امام علی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'کنده' به 'کنده'
جز (جایگزینی متن - 'رده:اتمام لینک داخلی' به '') |
جز (جایگزینی متن - 'کنده' به 'کنده') |
||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
*[[امام علی]]{{ع}}- در سفارشنامهاش به [[مالک اشتر]]-: پس در کار [[سپاهیان]]، چنان بنگر که [[پدر]] و [[مادر]] در کار فرزندشان مینگرند، و مباد آنچه که آنان را بدان نیرومند میکنی، نزد تو بزرگ نماید. نیکوییات درباره ایشان، هرچند اندک باشد، خُرد نیاید که آن [[نیکی]]، آنان را به [[خیرخواهی]] تو خوانَد و گمانشان را دربارهات [[نیکو]] گرداند، و رسیدگی به کارهای خُرد آنان را به [[اعتماد]] وارسی کارهای بزرگْ وا مگذار؛ چرا که [[لطف]] کوچک را جایی است که از آن بهره برگیرند، و [[لطف]] بزرگ را جایی است که از آن، بینیاز نباشند. و باید گزیدهترینِ سران [[سپاه]] در نزد تو کسی باشد که [[کمک]] خود را ارزانیشان دارد و از آنچه دارد، بر آنان ببخشاید، آن اندازه که آنان و کسانشان را که باز ماندهاند، وسعت دهد، تا [[عزم]] آنان در [[نبرد]] با دشمنْ یکی شود؛ چرا که [[مهربانی]] تو به آنان، دلهایشان را بر تو [[مهربان]] گردانَد، و [[برترین]] چشمروشنی [[زمامداران]]، [[برقراری عدالت]] در [[شهرها]] وپدیدارشدن [[دوستی]] میانشهروندان است<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}- فی عَهدِهِ إلی مالِک الأَشتَرِ-: ثُم تَفَقد مِن امورِهِم ما یتَفَقدُهُ الوالِدانِ مِن وَلَدِهِما، ولا یتَفاقَمَن فی نَفسِک شَیءٌ قَویتَهُم بِهِ. ولا تَحقِرَن لُطفاً تَعاهَدتَهُم بِهِ وإن قَل؛ فَإِنهُ داعِیةٌ لَهُم إلی بَذلِ النصیحَةِ لَک، وحُسنِ الظن بِک. ولا تَدَع تَفَقدَ لَطیفِ امورِهِمُ اتکالًا عَلی جَسیمِها؛ فَإِن لِلیسیرِ مِن لُطفِک مَوضِعاً ینتَفِعونَ بِهِ، ولِلجَسیمِ مَوقِعاً لا یستَغنونَ عَنهُ، وَلیکن آثَرُ رُؤوسِ جُندِک عِندَک مَن واساهُم فی مَعونَتِهِ، وأفضَلَ عَلَیهِم مِن جِدَتِهِ بِما یسَعُهُم ویسَعُ مَن وَراءَهُم مِن خُلوفِ أهلیهِم، حَتی یکونَ هَمهُم هَماً واحِداً فی جِهادِ العَدُو؛ فَإِن عَطفَک عَلَیهِم یعطِفُ قُلوبَهُم عَلَیک. وإن أفضَلَ قُرةِ عَینِ الوُلاةِ استِقامَةُ العَدلِ فی البِلادِ، وظُهورُ مَوَدةِ الرعِیةِ}} (نهج البلاغة، نامه ۵۳).</ref>. | *[[امام علی]]{{ع}}- در سفارشنامهاش به [[مالک اشتر]]-: پس در کار [[سپاهیان]]، چنان بنگر که [[پدر]] و [[مادر]] در کار فرزندشان مینگرند، و مباد آنچه که آنان را بدان نیرومند میکنی، نزد تو بزرگ نماید. نیکوییات درباره ایشان، هرچند اندک باشد، خُرد نیاید که آن [[نیکی]]، آنان را به [[خیرخواهی]] تو خوانَد و گمانشان را دربارهات [[نیکو]] گرداند، و رسیدگی به کارهای خُرد آنان را به [[اعتماد]] وارسی کارهای بزرگْ وا مگذار؛ چرا که [[لطف]] کوچک را جایی است که از آن بهره برگیرند، و [[لطف]] بزرگ را جایی است که از آن، بینیاز نباشند. و باید گزیدهترینِ سران [[سپاه]] در نزد تو کسی باشد که [[کمک]] خود را ارزانیشان دارد و از آنچه دارد، بر آنان ببخشاید، آن اندازه که آنان و کسانشان را که باز ماندهاند، وسعت دهد، تا [[عزم]] آنان در [[نبرد]] با دشمنْ یکی شود؛ چرا که [[مهربانی]] تو به آنان، دلهایشان را بر تو [[مهربان]] گردانَد، و [[برترین]] چشمروشنی [[زمامداران]]، [[برقراری عدالت]] در [[شهرها]] وپدیدارشدن [[دوستی]] میانشهروندان است<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}- فی عَهدِهِ إلی مالِک الأَشتَرِ-: ثُم تَفَقد مِن امورِهِم ما یتَفَقدُهُ الوالِدانِ مِن وَلَدِهِما، ولا یتَفاقَمَن فی نَفسِک شَیءٌ قَویتَهُم بِهِ. ولا تَحقِرَن لُطفاً تَعاهَدتَهُم بِهِ وإن قَل؛ فَإِنهُ داعِیةٌ لَهُم إلی بَذلِ النصیحَةِ لَک، وحُسنِ الظن بِک. ولا تَدَع تَفَقدَ لَطیفِ امورِهِمُ اتکالًا عَلی جَسیمِها؛ فَإِن لِلیسیرِ مِن لُطفِک مَوضِعاً ینتَفِعونَ بِهِ، ولِلجَسیمِ مَوقِعاً لا یستَغنونَ عَنهُ، وَلیکن آثَرُ رُؤوسِ جُندِک عِندَک مَن واساهُم فی مَعونَتِهِ، وأفضَلَ عَلَیهِم مِن جِدَتِهِ بِما یسَعُهُم ویسَعُ مَن وَراءَهُم مِن خُلوفِ أهلیهِم، حَتی یکونَ هَمهُم هَماً واحِداً فی جِهادِ العَدُو؛ فَإِن عَطفَک عَلَیهِم یعطِفُ قُلوبَهُم عَلَیک. وإن أفضَلَ قُرةِ عَینِ الوُلاةِ استِقامَةُ العَدلِ فی البِلادِ، وظُهورُ مَوَدةِ الرعِیةِ}} (نهج البلاغة، نامه ۵۳).</ref>. | ||
==اهتمام به [[روحیه]] سپاه== | ==اهتمام به [[روحیه]] سپاه== | ||
*'''تشویق''': [[امام علی]]{{ع}}- از سخنش به [[محمد بن حنفیه]]، هنگامی که در روز [[جنگ جمل]]، [[پرچم]] را به او سپرد-: کوهها از جای | *'''تشویق''': [[امام علی]]{{ع}}- از سخنش به [[محمد بن حنفیه]]، هنگامی که در روز [[جنگ جمل]]، [[پرچم]] را به او سپرد-: کوهها از جای کنده شوند و تو [[استوار]] باش. دندانهایت را برهم بفشار و کاسه سرت را به [[خدا]] عاریه ده. پایت را بر [[زمین]] بکوب و چشمت را به دورترین نقطه [[سپاه]] بیفکن و چشم فرو نِه و بدان که [[پیروزی]]، از سوی [[خداوند سبحان]] است<ref>{{متن حدیث|عنه{{ع}}- مِن کلامٍ لَهُ{{ع}} لِابنِهِ مُحَمدِ بنِ الحَنَفِیةِ لَما أعطاهُ الرایةَ یومَ الجَمَلِ-: تَزولُ الجِبالُ ولا تَزُل، عَض عَلی ناجِذِک. أعِرِ اللهَ جُمجُمَتَک. تِد فِی الأَرضِ قَدَمَک. ارمِ بِبَصَرِک أقصَی القَومِ، وغُض بَصَرَک، وَاعلَم أن النصرَ مِن عِندِ اللهِ سُبحانَهُ}} (نهج البلاغة، خطبه ۱۱).</ref>. | ||
*'''شعار''': [[امام علی]]{{ع}}: به درستی که [[پیامبر خدا]] به [[آشکار]] ساختن شعارها پیش از [[جنگ]]، [[فرمان]] داد و فرمود: "در شعارتان، نامی از نامهای [[الهی]] باشد"<ref>{{متن حدیث|عنه{{ع}}: إن رَسولَ اللهِ{{صل}} أمَرَ بِإِعلانِ الشعارِ قَبلَ الحَربِ، وقالَ: لِیکن فی شِعارِکمُ اسمٌ مِن أسماءِ اللهِ}} (دعائم الإسلام، ج ۱، ص ۳۷۰).</ref>. | *'''شعار''': [[امام علی]]{{ع}}: به درستی که [[پیامبر خدا]] به [[آشکار]] ساختن شعارها پیش از [[جنگ]]، [[فرمان]] داد و فرمود: "در شعارتان، نامی از نامهای [[الهی]] باشد"<ref>{{متن حدیث|عنه{{ع}}: إن رَسولَ اللهِ{{صل}} أمَرَ بِإِعلانِ الشعارِ قَبلَ الحَربِ، وقالَ: لِیکن فی شِعارِکمُ اسمٌ مِن أسماءِ اللهِ}} (دعائم الإسلام، ج ۱، ص ۳۷۰).</ref>. | ||
*'''پرهیزاندن از گریز''': [[امام علی]]{{ع}}: فرار کننده باید بداند که پروردگارش را به [[خشم]] آورده و هلاک کننده خویش است. به درستی که در فرار، [[دشمنی]] [[خداوند]]، [[خواری]] همیشگی، ننگ جاودان و [[زندگی]] ناخوشایند است، و فرارکننده، زیاد کننده [[عمر]] خویشنیست و میان او و روزی که برای مرگش مقدر شده، فاصلهنشود و [[خداوند]] را [[خشنود]] نکند. مردن [[آدمی]] به [[راستی]] و [[حقیقت]]، پیش از ارتکاب این خصلتها (فرار از [[نبرد]])، بهتر است از درآمیختن با این خصلتها و پذیرش آنها<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}: لِیعلَمِ المُنهَزِمُ بِأَنهُ مُسخِطٌ رَبهُ، وموبِقٌ نَفسَهُ، إن فِی الفِرارِ مَوجِدَةَ اللهِ، وَالذل اللازِمَ، وَالعارَ الباقِی، وفَسادَ العَیشِ عَلَیهِ. وإن الفار لَغَیرُ مَزیدٍ فی عُمُرِهِ، ولا مَحجوزٌ بَینَهُ وبَینَ یومِهِ، ولا یرضی رَبهُ. ولَمَوتُ الرجُلِ مَحقاً قَبلَ إتیانِ هذِهِ الخِصالِ خَیرٌ مِنَ الرضی بِالتلبیسِ بِها، وَالإِقرارِ عَلَیها!}} (الکافی، ج ۵، ص ۴۱، ح ۴).</ref>. | *'''پرهیزاندن از گریز''': [[امام علی]]{{ع}}: فرار کننده باید بداند که پروردگارش را به [[خشم]] آورده و هلاک کننده خویش است. به درستی که در فرار، [[دشمنی]] [[خداوند]]، [[خواری]] همیشگی، ننگ جاودان و [[زندگی]] ناخوشایند است، و فرارکننده، زیاد کننده [[عمر]] خویشنیست و میان او و روزی که برای مرگش مقدر شده، فاصلهنشود و [[خداوند]] را [[خشنود]] نکند. مردن [[آدمی]] به [[راستی]] و [[حقیقت]]، پیش از ارتکاب این خصلتها (فرار از [[نبرد]])، بهتر است از درآمیختن با این خصلتها و پذیرش آنها<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}: لِیعلَمِ المُنهَزِمُ بِأَنهُ مُسخِطٌ رَبهُ، وموبِقٌ نَفسَهُ، إن فِی الفِرارِ مَوجِدَةَ اللهِ، وَالذل اللازِمَ، وَالعارَ الباقِی، وفَسادَ العَیشِ عَلَیهِ. وإن الفار لَغَیرُ مَزیدٍ فی عُمُرِهِ، ولا مَحجوزٌ بَینَهُ وبَینَ یومِهِ، ولا یرضی رَبهُ. ولَمَوتُ الرجُلِ مَحقاً قَبلَ إتیانِ هذِهِ الخِصالِ خَیرٌ مِنَ الرضی بِالتلبیسِ بِها، وَالإِقرارِ عَلَیها!}} (الکافی، ج ۵، ص ۴۱، ح ۴).</ref>. | ||