جز
جایگزینی متن - 'کنده' به 'کنده'
جز (جایگزینی متن - 'خوردن' به 'خوردن') |
جز (جایگزینی متن - 'کنده' به 'کنده') |
||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۲۳: | ||
#به [[نقل]] از [[ابو ذر]]: [[سلمان]] و [[بلال]] را دیدم که به سوی [[پیامبر]]{{صل}} میآیند. ناگاه، [[سلمان]] روی پای [[پیامبر خدا]]{{صل}} افتاد و شروع به بوسیدن آن کرد. [[پیامبر]]{{صل}} او را از این کار باز داشت و سپس به او فرمود: "ای [[سلمان]]! [[رفتاری]] را که عجمها با شهریاران خود میکنند، با من نکن. من بندهای از [[بندگان خدا]] هستم و مانند [[بنده]] [[غذا]] میخورم و مانند [[بنده]] نشست و برخاست مینمایم"<ref>{{عربی|عَنْ أَبِي ذَرٍّ: رَأَيْتُ سَلْمَانَ وَ بِلَالاً يُقْبِلَانِ إِلَى النَّبِيِّ{{صل}} إِذْ انْكَبَّ سَلْمَانُ عَلَى قَدَمِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يُقَبِّلُهَا فَزَجَرَهُ النَّبِيُّ {{صل}} عَنْ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ لَهُ يَا سَلْمَانُ لَا تَصْنَعْ بِي مَا تَصْنَعُ الْأَعَاجِمُ بِمُلُوكِهَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ اللَّهِ آكُلُ مِمَّا يَأْكُلُ الْعَبِيدُ وَ أَقْعُدُ كَمَا يَقْعُدُ الْعَبِيدُ}}؛ تأویل الآیات الظاهره، ج۲، ص۴۸۴، ح۱۲؛ بحار الأنوار، ج۲۷، ص۱۳۹، ح۱۴۴.</ref>. | #به [[نقل]] از [[ابو ذر]]: [[سلمان]] و [[بلال]] را دیدم که به سوی [[پیامبر]]{{صل}} میآیند. ناگاه، [[سلمان]] روی پای [[پیامبر خدا]]{{صل}} افتاد و شروع به بوسیدن آن کرد. [[پیامبر]]{{صل}} او را از این کار باز داشت و سپس به او فرمود: "ای [[سلمان]]! [[رفتاری]] را که عجمها با شهریاران خود میکنند، با من نکن. من بندهای از [[بندگان خدا]] هستم و مانند [[بنده]] [[غذا]] میخورم و مانند [[بنده]] نشست و برخاست مینمایم"<ref>{{عربی|عَنْ أَبِي ذَرٍّ: رَأَيْتُ سَلْمَانَ وَ بِلَالاً يُقْبِلَانِ إِلَى النَّبِيِّ{{صل}} إِذْ انْكَبَّ سَلْمَانُ عَلَى قَدَمِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} يُقَبِّلُهَا فَزَجَرَهُ النَّبِيُّ {{صل}} عَنْ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ لَهُ يَا سَلْمَانُ لَا تَصْنَعْ بِي مَا تَصْنَعُ الْأَعَاجِمُ بِمُلُوكِهَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ اللَّهِ آكُلُ مِمَّا يَأْكُلُ الْعَبِيدُ وَ أَقْعُدُ كَمَا يَقْعُدُ الْعَبِيدُ}}؛ تأویل الآیات الظاهره، ج۲، ص۴۸۴، ح۱۲؛ بحار الأنوار، ج۲۷، ص۱۳۹، ح۱۴۴.</ref>. | ||
#به [[نقل]] از [[ابو مسلم]]، از [[ابو هریره]]: روزی همراه [[پیامبر خدا]]{{صل}} وارد بازار شدم. [[پیامبر]] به سمت پارچهفروشان رفت و شلواری به چهار درهم خرید. بازاریان، کسی را داشتند که کالاها را برایشان وزن میکرد. [[پیامبر خدا]]{{صل}} به او فرمود: "وزن کن و چربش کن"<ref>متن اصلی، «ترجیح بدء» است؛ یعنی کمی سنگینتر بکِش و به مشتری ارفاق کن.</ref>. مردِ وزنکننده گفت: این سخن را از هیچکس نشنیده بودم. به او گفتم: در دوری و ناآشنایی با دینت، همین بس که پیامبرت را نمیشناسی؟ آن مرد، ترازو را انداخت و خود را روی دست [[پیامبر]]{{صل}} انداخت و شروع به بوسیدن آن کرد. [[پیامبر خدا]]{{صل}} دستش را از دست او بیرون کشید و فرمود: "این را عجمها با [[پادشاهان]] خود میکنند. من، تنها مردی از شما هستم. وزن کن و چربش کن". [[پیامبر خدا]]{{صل}} شلوار را گرفت و رفت<ref>{{عربی|عن أَبِي مُسْلِمٍ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ: دَخَلْتُ يَوْمًا السُّوقَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}، فَجَلَسَ إِلَى الْبَزَّازِينَ، فَاشْتَرَى سَرَاوِيلَ بِأَرْبَعَةِ دَرَاهِمَ، وَكَانَ لِأَهْلِ السُّوقِ وَزَّانٌ قَالَ: فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: "اتَّزِنْ وَأَرْجِحْ"، فَقَالَ الْوَزَّانُ: إِنَّ هَذِهِ الْكَلِمَةُ مَا سَمِعْتُهَا مِنْ أَحَدٍ. قَالَ أَبُو هُرَيْرَةَ: فَقُلْتُ لَهُ: كَفَى بِكَ مِنَ الْجَفَاءِ فِي دَيْنِكَ أَنْ لَا تَعْرِفَ نَبِيَّكَ{{صل}}، فَطَرَحَ الْمِيزَانَ، وَوَثَبَ إِلَى يَدِ النَّبِيِّ{{صل}} يُقَبِّلُهَا، فَجَذَبَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} يَدَهُ مِنْهُ، وَقَالَ: "هَذَا إِنَّمَا يَفْعَلُهُ الْأَعَاجِمُ بِمُلُوكِهَا، إِنَّمَا أَنَا رَجُلٌ مِنْكُمْ، فَزِنْ وَأَرْجِحْ"، وَأَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} السَّرَاوِيلَ}}؛ المعجم الأوسط، ج۶، ص۳۴۹، ح۶۵۹۴؛ شعبالإیمان، ج۵، ص۱۷۲، ح۶۲۴۴؛ مسند أبی یعلی، ج۵، ص۴۲۸، ح۶۱۳۶؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۲۰۵، ح۱۰۰۳،کلها نحوه.</ref>. | #به [[نقل]] از [[ابو مسلم]]، از [[ابو هریره]]: روزی همراه [[پیامبر خدا]]{{صل}} وارد بازار شدم. [[پیامبر]] به سمت پارچهفروشان رفت و شلواری به چهار درهم خرید. بازاریان، کسی را داشتند که کالاها را برایشان وزن میکرد. [[پیامبر خدا]]{{صل}} به او فرمود: "وزن کن و چربش کن"<ref>متن اصلی، «ترجیح بدء» است؛ یعنی کمی سنگینتر بکِش و به مشتری ارفاق کن.</ref>. مردِ وزنکننده گفت: این سخن را از هیچکس نشنیده بودم. به او گفتم: در دوری و ناآشنایی با دینت، همین بس که پیامبرت را نمیشناسی؟ آن مرد، ترازو را انداخت و خود را روی دست [[پیامبر]]{{صل}} انداخت و شروع به بوسیدن آن کرد. [[پیامبر خدا]]{{صل}} دستش را از دست او بیرون کشید و فرمود: "این را عجمها با [[پادشاهان]] خود میکنند. من، تنها مردی از شما هستم. وزن کن و چربش کن". [[پیامبر خدا]]{{صل}} شلوار را گرفت و رفت<ref>{{عربی|عن أَبِي مُسْلِمٍ، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ: دَخَلْتُ يَوْمًا السُّوقَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}، فَجَلَسَ إِلَى الْبَزَّازِينَ، فَاشْتَرَى سَرَاوِيلَ بِأَرْبَعَةِ دَرَاهِمَ، وَكَانَ لِأَهْلِ السُّوقِ وَزَّانٌ قَالَ: فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: "اتَّزِنْ وَأَرْجِحْ"، فَقَالَ الْوَزَّانُ: إِنَّ هَذِهِ الْكَلِمَةُ مَا سَمِعْتُهَا مِنْ أَحَدٍ. قَالَ أَبُو هُرَيْرَةَ: فَقُلْتُ لَهُ: كَفَى بِكَ مِنَ الْجَفَاءِ فِي دَيْنِكَ أَنْ لَا تَعْرِفَ نَبِيَّكَ{{صل}}، فَطَرَحَ الْمِيزَانَ، وَوَثَبَ إِلَى يَدِ النَّبِيِّ{{صل}} يُقَبِّلُهَا، فَجَذَبَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} يَدَهُ مِنْهُ، وَقَالَ: "هَذَا إِنَّمَا يَفْعَلُهُ الْأَعَاجِمُ بِمُلُوكِهَا، إِنَّمَا أَنَا رَجُلٌ مِنْكُمْ، فَزِنْ وَأَرْجِحْ"، وَأَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} السَّرَاوِيلَ}}؛ المعجم الأوسط، ج۶، ص۳۴۹، ح۶۵۹۴؛ شعبالإیمان، ج۵، ص۱۷۲، ح۶۲۴۴؛ مسند أبی یعلی، ج۵، ص۴۲۸، ح۶۱۳۶؛ تاریخ دمشق، ج۴، ص۲۰۵، ح۱۰۰۳،کلها نحوه.</ref>. | ||
#به [[نقل]] از [[یحیی بن جعده]]: مردی سیاهپوست و آبلهرو که پوست او | #به [[نقل]] از [[یحیی بن جعده]]: مردی سیاهپوست و آبلهرو که پوست او کنده شده بود، وارد شد و کنار هیچکس نمینشست، جز آن که وی او را بلند میکرد. [[پیامبر خدا]]{{صل}} دست او را گرفت و کنار خود نشاند<ref>{{عربی|عَنْ يَحْيَى بْنِ جَعْدَةَ، قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ أَسْوَدُ بِهِ جُدَرِيٌّ قَدْ تَقَشَّرَ، لَا يَجْلِسُ جَنْبَ أَحَدٍ إِلَّا أَقَامَهُ، فَأَخَذَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فَأَجْلَسَهُ إِلَى جَنْبِهِ}}؛ المصنّف لابن أبی شیبه، ج۵، ص۵۶۸، ح۵؛ المغنی عن حمل الأسفار، ج۲، ص۹۵۶، ح۳۴۸۴؛ إحیاء العلوم، ج۳، ص۴۹۶ کلاهما نحوه.</ref><ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ج۱، ص ۴۷۰-۴۷۷.</ref>. | ||
==[[روایات]] مربوطه== | ==[[روایات]] مربوطه== | ||