جز
جایگزینی متن - 'ماه' به 'ماه'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'ماه' به 'ماه') |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
*پس از [[نزول]] این [[آیه]]، [[زینب]] به [[ازدواج]] با [[زید]] [[رضایت]] داد؛ اما [[اختلاف]] و مشاجرههایشان، [[زندگی]] را به کام آنان تلخ کرد و باعث [[شکایت]] مکرر [[زید]] از [[زینب]] به [[رسول خدا]]{{صل}} شد. گویا منشأ این [[اختلاف]]، [[تفاخر]] [[زینب]] و [[تکبر]] و زباندرازی و بداخلاقی او بود<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۴.</ref>؛ اما [[پیامبر]]{{صل}} هر بار [[زید]] را به [[مدارا]] و نگهداری [[همسر]] توصیه میکرد{{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}} <ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه میداشتی و از مردم میترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجامیافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷؛ همچنین ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۱؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۴ به بعد.</ref>. | *پس از [[نزول]] این [[آیه]]، [[زینب]] به [[ازدواج]] با [[زید]] [[رضایت]] داد؛ اما [[اختلاف]] و مشاجرههایشان، [[زندگی]] را به کام آنان تلخ کرد و باعث [[شکایت]] مکرر [[زید]] از [[زینب]] به [[رسول خدا]]{{صل}} شد. گویا منشأ این [[اختلاف]]، [[تفاخر]] [[زینب]] و [[تکبر]] و زباندرازی و بداخلاقی او بود<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۴.</ref>؛ اما [[پیامبر]]{{صل}} هر بار [[زید]] را به [[مدارا]] و نگهداری [[همسر]] توصیه میکرد{{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}} <ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه میداشتی و از مردم میترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجامیافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷؛ همچنین ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۱؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۴ به بعد.</ref>. | ||
*سرانجام در پی این ناسازگاریها، [[زید]]، [[صلاح]] خویش و [[زینب]] را در جدایی دانست؛ از اینرو، او را [[طلاق]] داد. پس از پایان عده [[زینب]]، [[رسول خدا]]{{صل}} به [[فرمان الهی]] برای از بین بردن این رسم [[جاهلی]] از [[زینب]] خواستگاری کرد. آن رسم، این بود که [[همسر]] پسر خوانده را عروس شخص میشمردند؛ از اینرو، او را به [[پدر]] شوهر [[محرم]] میدانستند<ref>دائرة المعارف تشیع، ج۸، ص۵۹۷.</ref>. | *سرانجام در پی این ناسازگاریها، [[زید]]، [[صلاح]] خویش و [[زینب]] را در جدایی دانست؛ از اینرو، او را [[طلاق]] داد. پس از پایان عده [[زینب]]، [[رسول خدا]]{{صل}} به [[فرمان الهی]] برای از بین بردن این رسم [[جاهلی]] از [[زینب]] خواستگاری کرد. آن رسم، این بود که [[همسر]] پسر خوانده را عروس شخص میشمردند؛ از اینرو، او را به [[پدر]] شوهر [[محرم]] میدانستند<ref>دائرة المعارف تشیع، ج۸، ص۵۹۷.</ref>. | ||
*زمانی که [[زینب]] از [[نزول]] این [[آیات]] و خواستگاری [[حضرت]] از ایشان باخبر شد از فرط [[شادی]]، [[سجده شکر]] به جا آورد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۱.</ref> و به شکرانه این [[نعمت الهی]] دو | *زمانی که [[زینب]] از [[نزول]] این [[آیات]] و خواستگاری [[حضرت]] از ایشان باخبر شد از فرط [[شادی]]، [[سجده شکر]] به جا آورد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۱.</ref> و به شکرانه این [[نعمت الهی]] دو ماه [[روزه]] گرفت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۱.</ref>. | ||
*برادرش، [[ابواحمد بن جحش]] او را با مهریه چهارصد درهم<ref>احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۶، ص۶۰.</ref> به [[عقد]] [[پیامبر]] در آورد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۴۴.</ref>. بدین ترتیب [[زینب بنت جحش]] در اواخر [[سال پنجم هجرت]] در سن ۳۵ سالگی به [[خانه رسول خدا]]{{صل}} وارد شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۸؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۳؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۱۵۵.</ref>. [[حضرت]] در روز عروسیاش غذایی از گوشت و نان تدارک دید و همه [[مردم]] را [[دعوت]] کرد<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۸۴۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۴.</ref>. | *برادرش، [[ابواحمد بن جحش]] او را با مهریه چهارصد درهم<ref>احمد بن علی مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة والمتاع، ج۶، ص۶۰.</ref> به [[عقد]] [[پیامبر]] در آورد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۶۴۴.</ref>. بدین ترتیب [[زینب بنت جحش]] در اواخر [[سال پنجم هجرت]] در سن ۳۵ سالگی به [[خانه رسول خدا]]{{صل}} وارد شد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۸؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۳۳؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۱۵۵.</ref>. [[حضرت]] در روز عروسیاش غذایی از گوشت و نان تدارک دید و همه [[مردم]] را [[دعوت]] کرد<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، ج۴، ص۱۸۴۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۴.</ref>. | ||
*برخی [[مفسران]] و مؤرخان در باب چگونگی [[ازدواج]] [[رسول الله]]{{صل}} با [[زینب بنت جحش]]، [[روایات]] سخیف، ضعیف و مذمومی را [[نقل]] کردهاند که بیتردید، وجود [[مقدس]] آن [[حضرت]] از این اتهامات، بری بوده است<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۰؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۲۲۶ به بعد.</ref>. | *برخی [[مفسران]] و مؤرخان در باب چگونگی [[ازدواج]] [[رسول الله]]{{صل}} با [[زینب بنت جحش]]، [[روایات]] سخیف، ضعیف و مذمومی را [[نقل]] کردهاند که بیتردید، وجود [[مقدس]] آن [[حضرت]] از این اتهامات، بری بوده است<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۱۱، ص۶۰۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۸۰؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۲۲۶ به بعد.</ref>. | ||