مکر و فریبکاری: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'صورت' به 'صورت'
جز (جایگزینی متن - ' بصورت ' به ' به‌صورت ')
جز (جایگزینی متن - 'صورت' به 'صورت')
خط ۱۷: خط ۱۷:
*[[خدعه‌ورزی]] در شمار [[افعال]] منافقانه نیز قرار می‌‌گیرد؛ از این‌رو [[گناه]] آن بزرگتر از عملی است که بدون [[حیله گری]] به‌صورت [[آشکار]] انجام می‌‌شود. از این‌رو اگر بی گناهی را آشکارا به خوردن سَم وادار نمایند، [[گناه]] [[قتل]] نفس متحقّق شده است؛ امّا اگر کسی را بدون آنکه خود بداند، [[فریب]] داده به خوردن ظرفی از سَم وادار نمایند، هم [[قتل]] نفس انجام شده و هم [[نفاق]] صورت پذیرفته است!. آنچه خلفای ناشایست بنی‌عبّاس در [[حق]] [[ائمّه هدی]]{{عم}} و برخی از [[اولیاء]] [[حضرت حق]] انجام می‌‌دادند، در همین شمار بود؛ اینان [[قاتلان]] [[منافق]] صفت بودند، و [[نفاق]] در [[پست‌ترین]] مراتب [[آتش]] قرار دارد!. از این‌رو می‌‌توان گفت که: [[مکرورزی]] و [[خدعه‌بازی]] در شمار [[پست‌ترین]] [[رذائل اخلاقی]] قرار دارد؛ و آنکس که خود را به این [[صفات]] [[آلوده]] باشد در صف [[منافقان]] نشسته است. در ابتدای [[سوره]] [[مبارکه]] بقره به این موضوع اینگونه اشاره شده است: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا }}<ref>«و برخی از مردم می‌گویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آورده‌ایم با آنکه آنان مؤمن نیستند با خداوند و با کسانی که ایمان دارند فریب می‌ورزند در حالی که جز خود را نمی‌فریبند و در نمی‌یابند» سوره بقره، آیه ۸-۹.</ref> و در [[سوره]] [[منافقین]] نیز به وضوح امر شده تا از آنان دوری گزیده اجتناب شود: {{متن قرآن|فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>«از آنها دوری گزین! خدایشان لعنت کناد! چگونه (از حق) بازگر» سوره منافقون، آیه ۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۹۴.</ref>.
*[[خدعه‌ورزی]] در شمار [[افعال]] منافقانه نیز قرار می‌‌گیرد؛ از این‌رو [[گناه]] آن بزرگتر از عملی است که بدون [[حیله گری]] به‌صورت [[آشکار]] انجام می‌‌شود. از این‌رو اگر بی گناهی را آشکارا به خوردن سَم وادار نمایند، [[گناه]] [[قتل]] نفس متحقّق شده است؛ امّا اگر کسی را بدون آنکه خود بداند، [[فریب]] داده به خوردن ظرفی از سَم وادار نمایند، هم [[قتل]] نفس انجام شده و هم [[نفاق]] صورت پذیرفته است!. آنچه خلفای ناشایست بنی‌عبّاس در [[حق]] [[ائمّه هدی]]{{عم}} و برخی از [[اولیاء]] [[حضرت حق]] انجام می‌‌دادند، در همین شمار بود؛ اینان [[قاتلان]] [[منافق]] صفت بودند، و [[نفاق]] در [[پست‌ترین]] مراتب [[آتش]] قرار دارد!. از این‌رو می‌‌توان گفت که: [[مکرورزی]] و [[خدعه‌بازی]] در شمار [[پست‌ترین]] [[رذائل اخلاقی]] قرار دارد؛ و آنکس که خود را به این [[صفات]] [[آلوده]] باشد در صف [[منافقان]] نشسته است. در ابتدای [[سوره]] [[مبارکه]] بقره به این موضوع اینگونه اشاره شده است: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا }}<ref>«و برخی از مردم می‌گویند: به خداوند و روز واپسین ایمان آورده‌ایم با آنکه آنان مؤمن نیستند با خداوند و با کسانی که ایمان دارند فریب می‌ورزند در حالی که جز خود را نمی‌فریبند و در نمی‌یابند» سوره بقره، آیه ۸-۹.</ref> و در [[سوره]] [[منافقین]] نیز به وضوح امر شده تا از آنان دوری گزیده اجتناب شود: {{متن قرآن|فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ}}<ref>«از آنها دوری گزین! خدایشان لعنت کناد! چگونه (از حق) بازگر» سوره منافقون، آیه ۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۹۴.</ref>.
*از این‌روست که [[خداوند]]، مردانی که پس از [[طلاق]]، مکّارانه به [[همسر]] خویش [[رجوع]] می‌‌نمایند تا او را از مهر خویش بازدارند را، بگونه ترسیم می‌‌نمایند که گوئی آنان [[آیات]] [[خداوند]] را به [[استهزاء]] و [[تمسخر]] گرفته‌اند: {{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خود نزدیک شدند، یا با شایستگی آنها را نگه دارید و یا به نیکی رها کنید و آنان را برای زیان رساندن نگه ندارید که (به آنها) ستم کنید و هر کس چنین کند، به خود ستم کرده است و آیات خداوند را به ریشخند نگیرید و نعمت خدا» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref>.
*از این‌روست که [[خداوند]]، مردانی که پس از [[طلاق]]، مکّارانه به [[همسر]] خویش [[رجوع]] می‌‌نمایند تا او را از مهر خویش بازدارند را، بگونه ترسیم می‌‌نمایند که گوئی آنان [[آیات]] [[خداوند]] را به [[استهزاء]] و [[تمسخر]] گرفته‌اند: {{متن قرآن|وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«و چون زنان را طلاق دادید و به سرآمد عدّه خود نزدیک شدند، یا با شایستگی آنها را نگه دارید و یا به نیکی رها کنید و آنان را برای زیان رساندن نگه ندارید که (به آنها) ستم کنید و هر کس چنین کند، به خود ستم کرده است و آیات خداوند را به ریشخند نگیرید و نعمت خدا» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref>.
*[[اصحاب]] سَبْت نیز که به بوزینه تبدیل شدند!، جز [[خدعه‌ورزی]] گناهی دیگر در کارنامه خویش نداشتند؛ آنان چون در روز [[شنبه]] صید ماهیان را بر خویش [[حرام]] یافتند، حوضچه‌هائی تعبیه کردند تا ماهی‌ها در آن قرار گرفته روز یکشنبه به صید و جمع آوری آنها بپردازند؛ از این‌رو گوئی به مکربازی با [[حضرت حق]] پرداختند؛ [[خداوند متعال]] نیز آنان را به میمون - که [[صورت]] [[حقیقی]] مکربازی است - تبدیل نمود: {{متن قرآن|فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ مَا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ}}<ref>«و چون از (ترک) آنچه از آن باز داشته شده بودند سرپیچیدند به آنان فرمودیم:» سوره اعراف، آیه ۱۶۶.</ref>؛ اگر در [[قرآن کریم]] هیچ آیه‌ای در مذمّت این [[رذیلت اخلاقی]] وارد نشده بود، و تنها همین یک [[آیه]] به چشم می‌‌آمد: {{متن قرآن|وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا}}<ref>«و آیات خداوند را به ریشخند نگیرید» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref> کافی بود تا آن را در شمار [[پست‌ترین]] صفات دانسته احتراز از آن را لازم بشماریم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۹۵.</ref>.
*[[اصحاب]] سَبْت نیز که به بوزینه تبدیل شدند!، جز [[خدعه‌ورزی]] گناهی دیگر در کارنامه خویش نداشتند؛ آنان چون در روز [[شنبه]] صید ماهیان را بر خویش [[حرام]] یافتند، حوضچه‌هائی تعبیه کردند تا ماهی‌ها در آن قرار گرفته روز یکشنبه به صید و جمع آوری آنها بپردازند؛ از این‌رو گوئی به مکربازی با [[حضرت حق]] پرداختند؛ [[خداوند متعال]] نیز آنان را به میمون - که صورت [[حقیقی]] مکربازی است - تبدیل نمود: {{متن قرآن|فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ مَا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ}}<ref>«و چون از (ترک) آنچه از آن باز داشته شده بودند سرپیچیدند به آنان فرمودیم:» سوره اعراف، آیه ۱۶۶.</ref>؛ اگر در [[قرآن کریم]] هیچ آیه‌ای در مذمّت این [[رذیلت اخلاقی]] وارد نشده بود، و تنها همین یک [[آیه]] به چشم می‌‌آمد: {{متن قرآن|وَلَا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا}}<ref>«و آیات خداوند را به ریشخند نگیرید» سوره بقره، آیه ۲۳۱.</ref> کافی بود تا آن را در شمار [[پست‌ترین]] صفات دانسته احتراز از آن را لازم بشماریم<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۳۹۵.</ref>.


==منابع==
==منابع==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش