←فِرَق شیعه
جز (جایگزینی متن - 'راه تعیین امام' به 'راه تعیین امام') |
|||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
*امّا زمینۀ شکلگیری خارجی این گروه و [[ظهور]] آن به صورت یک مجموعۀ مشخّص، از ماجرای [[سقیفه]] بود. وقتی بعضی از سران [[قبایل]] و [[مهاجرین]] و [[انصار]] در [[سقیفه]] برای [[انتخاب خلیفه]] گرد آمدند، نام [[امام علی|علی]]{{ع}} هم به عنوان یکی از نامزدهای [[خلافت]] بر سر زبانها بود، ولی نتیجۀ [[سقیفه]] برخلاف [[دستور]] [[پیامبر]] به [[انتخاب]] [[ابوبکر]] انجامید. آنان که به توصیۀ [[پیامبر]] [[وفادار]] ماندند و دستاورد [[سقیفه]] را قبول نداشتند، بر محور [[اعتقاد]] به [[امامت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[شایستگی]] او برای [[خلافت]] گرد آمدند و محلّ تجمّع آنان، خانۀ [[حضرت فاطمه]] بود و از [[بیعت]] با [[خلیفه]] سرباز میزدند. نام کسانی چون [[عباس بن عبد المطلب]]، [[فضل بن عباس]]، [[زبیر]]، [[خالد بن سعید]]، [[مقداد]]، [[سلمان]]، [[ابوذر]]، [[ابن مسعود]]، [[عمار یاسر]]، [[ابیّ بن کعب]]، در آن میان به چشم میخورد.<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲ ص ۱۲۴</ref> همین مسأله از عوامل تهاجم به خانۀ [[فاطمه]] {{عم}} به عنوان مرکز تجمع [[مخالفان]] [[خلافت ابوبکر]] بود و آنان چون حاضر نبودند از خانه بیرون آیند، [[عمر]] تصمیم گرفت خانه را به [[آتش]] بکشد.<ref>الامامة و السّیاسة، ابن قتیبه دینوری، ج ۱ ص ۱۹</ref> | *امّا زمینۀ شکلگیری خارجی این گروه و [[ظهور]] آن به صورت یک مجموعۀ مشخّص، از ماجرای [[سقیفه]] بود. وقتی بعضی از سران [[قبایل]] و [[مهاجرین]] و [[انصار]] در [[سقیفه]] برای [[انتخاب خلیفه]] گرد آمدند، نام [[امام علی|علی]]{{ع}} هم به عنوان یکی از نامزدهای [[خلافت]] بر سر زبانها بود، ولی نتیجۀ [[سقیفه]] برخلاف [[دستور]] [[پیامبر]] به [[انتخاب]] [[ابوبکر]] انجامید. آنان که به توصیۀ [[پیامبر]] [[وفادار]] ماندند و دستاورد [[سقیفه]] را قبول نداشتند، بر محور [[اعتقاد]] به [[امامت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} و [[شایستگی]] او برای [[خلافت]] گرد آمدند و محلّ تجمّع آنان، خانۀ [[حضرت فاطمه]] بود و از [[بیعت]] با [[خلیفه]] سرباز میزدند. نام کسانی چون [[عباس بن عبد المطلب]]، [[فضل بن عباس]]، [[زبیر]]، [[خالد بن سعید]]، [[مقداد]]، [[سلمان]]، [[ابوذر]]، [[ابن مسعود]]، [[عمار یاسر]]، [[ابیّ بن کعب]]، در آن میان به چشم میخورد.<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲ ص ۱۲۴</ref> همین مسأله از عوامل تهاجم به خانۀ [[فاطمه]] {{عم}} به عنوان مرکز تجمع [[مخالفان]] [[خلافت ابوبکر]] بود و آنان چون حاضر نبودند از خانه بیرون آیند، [[عمر]] تصمیم گرفت خانه را به [[آتش]] بکشد.<ref>الامامة و السّیاسة، ابن قتیبه دینوری، ج ۱ ص ۱۹</ref> | ||
*تحزّب و شکلگیری [[اجتماعی]] [[سیاسی]] [[شیعه]]، عمدتا در زمان [[خلافت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} سامان یافت و پس از [[شهادت]] [[امام علی]]، بر گرد [[امام حسن]]{{ع}} جمع شده با او [[بیعت]] کردند. پس از [[امام حسن|امام مجتبی]]{{ع}} بر محور [[امامت]] [[امام حسین|حسین بن علی]]{{ع}} گرد آمدند و از او میخواستند که با [[معاویه]] بجنگد. این [[اعتقاد]] نسبت به [[امامان]] [[معصوم]] در دورههای بعد نیز ادامه یافت<ref>به فرقههای دیگری چون زیدیّه و. . . هم که به امامت دوازده امام معتقد نیستند، [[شیعه]] گفته میشود، چون [[امام علی]] و [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} را قبول دارند</ref> و [[شیعه]] به عنوان گروهی که [[خلافت]] [[امویان]] و [[عباسیان]] را قبول نداشتند و به [[امامت]] [[ائمه]] پایبند بودند به رافضیان نامیده شدند. این [[لقب]]، گرچه به عنوان یک توهین به کار میرفت، ولی افتخار [[شیعه]] آن بود که [[حکومت]] خلفای [[جائر]] و [[غاصب]] را ردّ میکرد و قبول نداشت. اصطلاح [[شیعه]] به عنوان [[پیروان]]، نسبت به [[مخالفان]] هم (با توجّه به معنای لغوی [[شیعه]]) اطلاق میشد و در متون [[تاریخی]] و [[روایات]]، هم شیعۀ [[اهل بیت]] دیده میشود که [[رهبری]] آنان با [[امامان]] [[معصوم]] بوده است، هم شیعۀ [[آل ابو سفیان]] (در سخن [[امام حسین]] در [[روز عاشورا]]) و شیعۀ بنی امیّه که به [[پیروان]] [[معاویه]] و [[یزید]] و خلفای [[اموی]] گفته میشد و این نشانۀ [[تعارض]] [[فکری]] و [[اختلاف]] مبنایی این دو [[خاندان]] و دو جریان است. تشیّع، غیر از مسألۀ [[امامت]] و [[خلافت امام علی]]{{ع}} و [[امامان]]، در مسائل دیگر [[اعتقادی]]، [[فکری]]، [[فقهی]] هم شاخصهای دیگری دارد و فرقههای متعدّد [[شیعی]] ریشه در همین مسائل دارد، مسائلی همچون [[توحید]]، [[قرآن]]، [[غلو]]، [[تشبیه]] و تجسیم، [[بداء]]، [[عدل الهی]]، [[عصمت]] [[انبیا]]، [[تقیه]]، [[راه تعیین امام]]، راه [[استنباط]] [[احکام شرع]]، [[جایگاه]] [[عقل]] و [[اجماع]]، [[اجتهاد]]، تخطئه و تصویب، اصول عملی در [[فقه]]، در [[شناخت]] تشیّع باید مورد توجّه قرار گیرد و به کتابهای مبسوطتر مراجعه شود.<ref> از جمله در شناخت تشیّع، ر. ک: این است آیین ما، دائرة المعارف تشیّع (واژۀ تشیّ، شیعه چه میگوید؟، لماذا انا شیعی؟، الشیعة بین الحقایق و الأوهام، التشیّع نشأته و معالمه، شیعه در اسلام، دائرة المعارف الاسلامیة الشیعیّه، لماذا اخترت مذهب الشیعه، الشیعه (محمّد صادق صدر)، الشیعة فی موکب التاریخ جعفر سبحانی</ref> [[علامه طباطبایی]] فشردهای از [[اعتقادات]] [[اسلامی]] از نظر شیعۀ [[دوازده امامی]] را در مباحث [[خداشناسی]]، ذات و [[صفات خدا]]، [[قضا و قدر]] و [[جبر و اختیار]]، [[پیغمبرشناسی]]، [[هدایت]] عمومی و خصوصی، [[نبوت]]، [[عصمت]]، [[پیامبر خاتم|پیغمبر اسلام]] و [[قرآن]]، [[معادشناسی]]، [[روح]] و [[حقیقت]] [[مرگ]]، [[عالم برزخ]] و [[قیامت]]، [[امامشناسی]]، فرق [[امام]] و [[نبی]] و [[مهدویت]] آورده است.<ref>شیعه در اسلام، ص ۶۷ تا ۱۵۰</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۶۳تا۱۶۶.</ref> | *تحزّب و شکلگیری [[اجتماعی]] [[سیاسی]] [[شیعه]]، عمدتا در زمان [[خلافت]] [[امام علی|علی]]{{ع}} سامان یافت و پس از [[شهادت]] [[امام علی]]، بر گرد [[امام حسن]]{{ع}} جمع شده با او [[بیعت]] کردند. پس از [[امام حسن|امام مجتبی]]{{ع}} بر محور [[امامت]] [[امام حسین|حسین بن علی]]{{ع}} گرد آمدند و از او میخواستند که با [[معاویه]] بجنگد. این [[اعتقاد]] نسبت به [[امامان]] [[معصوم]] در دورههای بعد نیز ادامه یافت<ref>به فرقههای دیگری چون زیدیّه و. . . هم که به امامت دوازده امام معتقد نیستند، [[شیعه]] گفته میشود، چون [[امام علی]] و [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} را قبول دارند</ref> و [[شیعه]] به عنوان گروهی که [[خلافت]] [[امویان]] و [[عباسیان]] را قبول نداشتند و به [[امامت]] [[ائمه]] پایبند بودند به رافضیان نامیده شدند. این [[لقب]]، گرچه به عنوان یک توهین به کار میرفت، ولی افتخار [[شیعه]] آن بود که [[حکومت]] خلفای [[جائر]] و [[غاصب]] را ردّ میکرد و قبول نداشت. اصطلاح [[شیعه]] به عنوان [[پیروان]]، نسبت به [[مخالفان]] هم (با توجّه به معنای لغوی [[شیعه]]) اطلاق میشد و در متون [[تاریخی]] و [[روایات]]، هم شیعۀ [[اهل بیت]] دیده میشود که [[رهبری]] آنان با [[امامان]] [[معصوم]] بوده است، هم شیعۀ [[آل ابو سفیان]] (در سخن [[امام حسین]] در [[روز عاشورا]]) و شیعۀ بنی امیّه که به [[پیروان]] [[معاویه]] و [[یزید]] و خلفای [[اموی]] گفته میشد و این نشانۀ [[تعارض]] [[فکری]] و [[اختلاف]] مبنایی این دو [[خاندان]] و دو جریان است. تشیّع، غیر از مسألۀ [[امامت]] و [[خلافت امام علی]]{{ع}} و [[امامان]]، در مسائل دیگر [[اعتقادی]]، [[فکری]]، [[فقهی]] هم شاخصهای دیگری دارد و فرقههای متعدّد [[شیعی]] ریشه در همین مسائل دارد، مسائلی همچون [[توحید]]، [[قرآن]]، [[غلو]]، [[تشبیه]] و تجسیم، [[بداء]]، [[عدل الهی]]، [[عصمت]] [[انبیا]]، [[تقیه]]، [[راه تعیین امام]]، راه [[استنباط]] [[احکام شرع]]، [[جایگاه]] [[عقل]] و [[اجماع]]، [[اجتهاد]]، تخطئه و تصویب، اصول عملی در [[فقه]]، در [[شناخت]] تشیّع باید مورد توجّه قرار گیرد و به کتابهای مبسوطتر مراجعه شود.<ref> از جمله در شناخت تشیّع، ر. ک: این است آیین ما، دائرة المعارف تشیّع (واژۀ تشیّ، شیعه چه میگوید؟، لماذا انا شیعی؟، الشیعة بین الحقایق و الأوهام، التشیّع نشأته و معالمه، شیعه در اسلام، دائرة المعارف الاسلامیة الشیعیّه، لماذا اخترت مذهب الشیعه، الشیعه (محمّد صادق صدر)، الشیعة فی موکب التاریخ جعفر سبحانی</ref> [[علامه طباطبایی]] فشردهای از [[اعتقادات]] [[اسلامی]] از نظر شیعۀ [[دوازده امامی]] را در مباحث [[خداشناسی]]، ذات و [[صفات خدا]]، [[قضا و قدر]] و [[جبر و اختیار]]، [[پیغمبرشناسی]]، [[هدایت]] عمومی و خصوصی، [[نبوت]]، [[عصمت]]، [[پیامبر خاتم|پیغمبر اسلام]] و [[قرآن]]، [[معادشناسی]]، [[روح]] و [[حقیقت]] [[مرگ]]، [[عالم برزخ]] و [[قیامت]]، [[امامشناسی]]، فرق [[امام]] و [[نبی]] و [[مهدویت]] آورده است.<ref>شیعه در اسلام، ص ۶۷ تا ۱۵۰</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۶۳تا۱۶۶.</ref> | ||
==تاریخچه [[تشیّع]]== | |||
*در زمینه آغاز پیدایش [[مذهب شیعه]] دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. برخی معتقدند [[شیعه]] پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} طلوع کرد و هسته اصلی آن هنگامی شکل گرفت که [[اصحاب]] درصدد [[تعیین]] [[جانشین پیامبر]]{{صل}} برآمدند. [[یعقوبی]] مینویسد: "گروهی از [[مهاجرین]] و [[انصار]] از [[بیعت با ابوبکر]] سرباز زدند؛ چون به [[علی بن ابیطالب]] [[گرایش]] داشتند، [[عبّاس بن عبدالمطلب]] [[فضل بن عبّاس]]، [[زبیر]]، [[خالد بن سعید]]، [[مقداد]]، [[سلمان]]، [[ابوذر]]، [[عمّار]]، [[براء]] و [[ابی بن کعب]] از این دسته بودند"<ref>تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۱۴.</ref>. [[مسعودی]] مینویسد: "[[سلمان فارسی]] از همان آغاز [[شیعه]] بود، [[عمّار یاسر]] در تمام عمرش به [[تشیّع]] [[شهرت]] داشت"<ref>مروج الذهب مسعودی. </ref>. گروه دیگری میگویند: "ظهور [[شیعه]] در دوران [[خلافت]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} شکل گرفت و دسته دیگر اظهار میدارند [[تشیّع]] در اواخر [[خلافت عثمان]] پا گرفت. جمعی هم [[امام صادق]]{{ع}} را پایهگذار [[مذهب]] [[تشیّع]] میدانند؛ البته در این میان بعضی دیدگاههای غرضآلود و [[سست]] وجود دارد، از قبیل اینکه [[ظهور]] [[تشیع]] را بر اساس [[سیاست]] انتقامجویی [[ایرانیان]] یا انعکاسی از سایر اغراض [[سیاسی]] میدانند یا آن را حاصل [[افکار]] [[شخصیت]] موهومی به نام [[عبدالله بن سبأ]] میدانند که گرچه بطلان این سخنان روشن است، ولی در اینجا سخن یکی از [[دانشمندان]] [[اهل سنت]] در جواب این سخنان [[بیهوده]] [[نقل]] میشود: "گروهی از [[صحابه]] معروف که در [[صدر اسلام]] از [[علی]]{{ع}} [[پیروی]] میکردند، به نام [[شیعه]] نامیده شدند، آنچه از پارهای نوشتهها استفاده میشود، این است که بعضی از کوته فکران، [[مذهب شیعه]] را از [[بدعتها]] و ساختههای شخصی به نام [[عبدالله بن سبأ]] معروف به ابن السوداء به حساب میآورند؛ امّا تردیدی وجود ندارد که این سخن از اوهام و [[خرافات]] است؛ زیرا شخصی به نام [[عبدالله بن سبأ]] [[یهودی]] جز در عالم [[وهم]] و [[خیال]] وجود ندارد و دادن این نسبت به [[شیعه]]، از عدم آشنایی به [[اصول مذهب شیعه]] ناشی شده است"<ref>خطط شام، ج۶، ص۲۴۶.</ref><ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۱۲۹-۱۳۰.</ref>. | |||
==[[پیامبر]]{{صل}} و [[تشیّع]]== | |||
*دستهای از محقّقان شخص [[پیامبر]]{{صل}} را پایهگذار [[شیعه]] میدانند. آن [[حضرت]] بود که نخستین بار واژۀ "شیعه" را در مورد [[دوستان]] و [[پیروان]] [[امام علی]]{{ع}} به کار برد و آنان را ستود. مفسّران [[اهل سنت]] در مورد [[شأن نزول]] [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ}}<ref>«بیگمان آنانکه ایمان آوردهاند و کردارهایی شایسته کردهاند، بهترین آفریدگانند» سوره بینه، آیه ۷.</ref>. | |||
*از [[جابر بن عبدالله]] [[روایت]] کردهاند که میگفت: روزی محضر [[رسول خدا]]{{صل}} شرفیاب شده بودم که [[علی]]{{ع}} وارد شد، [[پیامبر اکرم]] فرمود: برادرم آمد. آنگاه ادامه داد: "سوگند به [[خدا]]! همانا این مرد و شیعیانش در [[قیامت]] [[رستگار]] خواهند بود"<ref>صواعق محرقه، فصل اوّل، باب ۱۱.</ref>. | |||
*[[طبری]] - مفسّر و مورّخ معروف - نیز ذیل [[آیه]] یاد شده [[روایت]] میکند که لفظ [[شیعه]] را [[رسول اکرم]] به کار برده است. [[حسن بن موسی نوبختی]] و [[سعد بن عبدالله]] مینویسند: "فرقه [[علی بن ابی طالب]] نخستین فرقهای بود که در زمان [[رسول خدا]]{{صل}} طلوع کرد و به نام [[شیعه]] [[علی]] نامیده شد و چنین [[شهرت]] یافت که آنها قایل به [[امامت]] [[علی بن ابی طالب]]اند و از [[یاران]] و علاقهمندان او محسوب میشوند. [[مقداد]]، [[سلمان]]، [[ابوذر]] و [[عمار]]، از جمله [[شیعیان]] او بودند. نخستین کسانی که به عنوان [[شیعه]] شناخته شدند، اینها بودند. نام [[شیعه]] هم تازگی نداشت. در گذشتهها نیز [[پیروان]] برخی از [[انبیای الهی]] به نام [[شیعه]] [[نوح]]، [[شیعه]] [[ابراهیم]]، [[شیعه]] [[موسی]] و [[عیسی]]، نامیده میشدند"<ref>المقالات و الفرق، ص۱۵.</ref>. | |||
*بنابراین شخص [[پیامبر اکرم]]{{صل}} گروهی از ارادتمندان خاصّ [[علی]]{{ع}} را - که آن [[حضرت]] را مقتدای خود میدانستند - به عنوان [[شیعه]] معرّفی کرده است<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۱۳۰-۱۳۱.</ref>. | |||
==فِرَق [[شیعه]]== | ==فِرَق [[شیعه]]== | ||