شوق: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - '،[[' به '، [['
جز (جایگزینی متن - 'لطیف' به 'لطیف') |
جز (جایگزینی متن - '،[[' به '، [[') |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
==تلازم شوق و [[خوف]] == | ==تلازم شوق و [[خوف]] == | ||
* [[علت]] اینکه [[امام علی]]{{ع}} عبارت «شوقاً الی الثواب و خوفاً من العقاب» را با هم ذکر کرده، این است که هر جا شوقِ [[صادق]] باشد [[خوف]] هم هست و برعکس، [[خداوند]] در [[سوره]] [[یوسف]] [[آیه]] ۸۷ میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«ای فرزندان من! بروید و از یوسف و برادرش خبر گیرید و از رحمت خداوند نومید نگردید که جز گروه کافران (کسی) از رحمت خداوند نومید نمیگردد» سوره یوسف، آیه ۸۷.</ref>. [[انسان]] [[مؤمن]] هر [[قدر]] هم [[گناهکار]] و آلوده باشد،[[ناامید]] نیست و همیشه [[نشاط]] دارد چرا که [[ترس]] او با امیدش آمیخته است. | * [[علت]] اینکه [[امام علی]]{{ع}} عبارت «شوقاً الی الثواب و خوفاً من العقاب» را با هم ذکر کرده، این است که هر جا شوقِ [[صادق]] باشد [[خوف]] هم هست و برعکس، [[خداوند]] در [[سوره]] [[یوسف]] [[آیه]] ۸۷ میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«ای فرزندان من! بروید و از یوسف و برادرش خبر گیرید و از رحمت خداوند نومید نگردید که جز گروه کافران (کسی) از رحمت خداوند نومید نمیگردد» سوره یوسف، آیه ۸۷.</ref>. [[انسان]] [[مؤمن]] هر [[قدر]] هم [[گناهکار]] و آلوده باشد، [[ناامید]] نیست و همیشه [[نشاط]] دارد چرا که [[ترس]] او با امیدش آمیخته است. | ||
* حرکت و شکفتگی [[انسان]] در گرو آمیزش [[خوف]] و رجالت و هر کدام بدون دیگری بی نتیجه است؛ [[خوف]] بدون [[رجا]]، [[ناامید]] کننده و [[رجا]] بدون [[خوف]]، غافل کننده است. عکس آن هم همینطور است. اگر یک جایی شوق باشد ولی [[خوف]] نباشد [[آدم]] را بیچاره و هلاک میکند زیرا او را به وادی [[غرور]] و [[فریب]] سوق میدهد و به همان [[عبادت]] مختصری که انجام میدهد [[مغرور]] میشود. لذا این دو معجونی است که باید به اندازه هم در [[انسان]] باشد و اگر این معادله به هم بخورد خطر [[اخلاقی]] دارد. درجبهههای [[دفاع مقدس]] رزمندگان [[عزیز]] ما هر دو حالت را داشتند هم به [[جهاد]] و [[شهادت]] شوق داشتند و هم از کمین [[دشمن]] و ضربههای ناگهانی اوخوف داشتند؛ این [[خوف]] اتخاذ [[تدابیر]] لازم و [[آمادگی]] تاکتیکی، اطلاعاتی را در برابر [[دشمن]] فراهم میکرد. | * حرکت و شکفتگی [[انسان]] در گرو آمیزش [[خوف]] و رجالت و هر کدام بدون دیگری بی نتیجه است؛ [[خوف]] بدون [[رجا]]، [[ناامید]] کننده و [[رجا]] بدون [[خوف]]، غافل کننده است. عکس آن هم همینطور است. اگر یک جایی شوق باشد ولی [[خوف]] نباشد [[آدم]] را بیچاره و هلاک میکند زیرا او را به وادی [[غرور]] و [[فریب]] سوق میدهد و به همان [[عبادت]] مختصری که انجام میدهد [[مغرور]] میشود. لذا این دو معجونی است که باید به اندازه هم در [[انسان]] باشد و اگر این معادله به هم بخورد خطر [[اخلاقی]] دارد. درجبهههای [[دفاع مقدس]] رزمندگان [[عزیز]] ما هر دو حالت را داشتند هم به [[جهاد]] و [[شهادت]] شوق داشتند و هم از کمین [[دشمن]] و ضربههای ناگهانی اوخوف داشتند؛ این [[خوف]] اتخاذ [[تدابیر]] لازم و [[آمادگی]] تاکتیکی، اطلاعاتی را در برابر [[دشمن]] فراهم میکرد. | ||
* در کار [[دنیا]]، باید [[خوف]] و شوق همواره کنار یکدیگر باشند.اگر نه توازن روحی و قلبی [[انسان]] به هم میخورد. [[دل]]، بی [[امید]] و بیشوق مانند یک خانۀ خراب و بی [[نور]] است. همانگونه که اگر در دلی فقط شوق باشد و [[خوف]] نباشد، مانند خانهای بدون [[آتش]] است با [[نور]] زیاد. پس شوق و [[خوف]] باید همراه همدیگرباشند. | * در کار [[دنیا]]، باید [[خوف]] و شوق همواره کنار یکدیگر باشند.اگر نه توازن روحی و قلبی [[انسان]] به هم میخورد. [[دل]]، بی [[امید]] و بیشوق مانند یک خانۀ خراب و بی [[نور]] است. همانگونه که اگر در دلی فقط شوق باشد و [[خوف]] نباشد، مانند خانهای بدون [[آتش]] است با [[نور]] زیاد. پس شوق و [[خوف]] باید همراه همدیگرباشند. | ||