←اشکال و جواب
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
*جواب: در جواب گفته شده برای [[اثبات]] [[معجزه]] بودن چیزی، [[درک]] همه افراد در تمام زمانها و مکانها شرط نیست و الاّ هیچ [[معجزه]] ای از [[انبیای گذشته]] [[ثابت]] نمیشد؛ علاوه بر آن، [[اذعان]] به [[فصاحت]] و [[بلاغت]] و [[نظم]] و اسلوب [[جدید]] [[قرآن]] هم به [[نقل]] [[متواتر]] و هم به [[نص]] قطعی از طرف ادیبان و سخن دانان مشهور [[عرب]] حتی معاندین، [[ثابت]] شده است و همین اذعانها [[معجزه]] بودن [[قرآن]] را ثابت میکند و دیگران نیز از دو راه میتوانند به [[معجزه]] ادبی بودن [[قرآن]] پی ببرند: اوّل این که با تلاش و [[کسب علم]] معانی و بیان لغت [[عرب]]، راه [[شناخت]] [[کلام]] [[فصیح]] و [[بلیغ]] را به دست آورند یا راه دوم را در پیش گرفته به متخصص [[رجوع]] کرده و به [[اذعان]] آنان درباره [[معجزه]] ادبی بودن [[قرآن]] [[اعتماد]] کنند<ref>البیان، ص ۸۲ و المیزان، ج۱، ص ۶۱.</ref><ref>[[محمد رضا بهدار|بهدار، محمد رضا]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۵۴.</ref>. | *جواب: در جواب گفته شده برای [[اثبات]] [[معجزه]] بودن چیزی، [[درک]] همه افراد در تمام زمانها و مکانها شرط نیست و الاّ هیچ [[معجزه]] ای از [[انبیای گذشته]] [[ثابت]] نمیشد؛ علاوه بر آن، [[اذعان]] به [[فصاحت]] و [[بلاغت]] و [[نظم]] و اسلوب [[جدید]] [[قرآن]] هم به [[نقل]] [[متواتر]] و هم به [[نص]] قطعی از طرف ادیبان و سخن دانان مشهور [[عرب]] حتی معاندین، [[ثابت]] شده است و همین اذعانها [[معجزه]] بودن [[قرآن]] را ثابت میکند و دیگران نیز از دو راه میتوانند به [[معجزه]] ادبی بودن [[قرآن]] پی ببرند: اوّل این که با تلاش و [[کسب علم]] معانی و بیان لغت [[عرب]]، راه [[شناخت]] [[کلام]] [[فصیح]] و [[بلیغ]] را به دست آورند یا راه دوم را در پیش گرفته به متخصص [[رجوع]] کرده و به [[اذعان]] آنان درباره [[معجزه]] ادبی بودن [[قرآن]] [[اعتماد]] کنند<ref>البیان، ص ۸۲ و المیزان، ج۱، ص ۶۱.</ref><ref>[[محمد رضا بهدار|بهدار، محمد رضا]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۵۴.</ref>. | ||
*اشکال دوم: هر کس که به لغت [[عرب]] [[آگاهی]] داشته باشد، میتواند کلماتی هم چون کلمات [[قرآن]] بیاورد با میسر شدن این امر، آوردن مثل [[قرآن]] نیز ممکن خواهد بود و وقتی بتوان [[سوره]] کوچکی هم چون [[کوثر]] آورد، [[معجزه]] بودن [[قرآن]] از لحاظ [[فصاحت]] و [[بلاغت]] از بین میرود<ref>[[محمد رضا بهدار|بهدار، محمد رضا]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۵۴.</ref> | *اشکال دوم: هر کس که به لغت [[عرب]] [[آگاهی]] داشته باشد، میتواند کلماتی هم چون کلمات [[قرآن]] بیاورد با میسر شدن این امر، آوردن مثل [[قرآن]] نیز ممکن خواهد بود و وقتی بتوان [[سوره]] کوچکی هم چون [[کوثر]] آورد، [[معجزه]] بودن [[قرآن]] از لحاظ [[فصاحت]] و [[بلاغت]] از بین میرود<ref>[[محمد رضا بهدار|بهدار، محمد رضا]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۵۴.</ref> | ||
*جواب: پاسخ این است که هیچ ملازمه ای بین امکان بیان یک واژه و آوردن یک [[سوره]] وجود ندارد، هم چنان که بیان یک واژه مستلزم این نیست که شخص [[توانایی]] سرودن [[شعر]] را دارد این مطلب شبیه آن است که گفته شود چون شخصی [[توانایی]] کار گذاشتن یک آجر را دارد، میتواند ساختمانی بلند و مستحکم بسازد <ref>باقلانی، التمهید، ص ۱۷۷و الطراز، ج۳، ص ۴۱۱ و ۴۱۲.</ref> در ضمن اگر چنین امکانی بود تا حال سورهای و لو [[شبیه]] | *جواب: پاسخ این است که هیچ ملازمه ای بین امکان بیان یک واژه و آوردن یک [[سوره]] وجود ندارد، هم چنان که بیان یک واژه مستلزم این نیست که شخص [[توانایی]] سرودن [[شعر]] را دارد این مطلب شبیه آن است که گفته شود چون شخصی [[توانایی]] کار گذاشتن یک آجر را دارد، میتواند ساختمانی بلند و مستحکم بسازد <ref>باقلانی، التمهید، ص ۱۷۷و الطراز، ج۳، ص ۴۱۱ و ۴۱۲.</ref> در ضمن اگر چنین امکانی بود تا حال سورهای و لو [[شبیه]] [[سوره کوثر]]، آورده میشد<ref>[[محمد رضا بهدار|بهدار، محمد رضا]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۵۴.</ref>. | ||
*اشکال سوم: برخی اشکال کردهاند که احتمالاً عربهای عصر [[پیامبر]]{{صل}} با [[قرآن]] معارضه کرده و مثل آن را آوردهاند، اما در طول زمان از بین رفته و به دست ما نرسیده است. | *اشکال سوم: برخی اشکال کردهاند که احتمالاً عربهای عصر [[پیامبر]]{{صل}} با [[قرآن]] معارضه کرده و مثل آن را آوردهاند، اما در طول زمان از بین رفته و به دست ما نرسیده است. | ||
*جواب: پاسخ این است اگر چنین اتفاقی افتاده بود مخالفین [[اسلام]] و [[قرآن]] آن را مطرح و [[نقل]] میکردند کسانی که جنگهای بزرگ علیه [[اسلام]] به راه انداختند، [[توانایی]] [[حفظ]] و معرفی چنین آثاری را نیز دارا بودند، پس نبود چنین اثری نشان میدهد که کسی [[توانایی]] معارضه با [[قرآن]] را نداشته است<ref>الاقتصاد الهادی إلی طریق الرشاد، ص ۱۶۸، الخرائج والجرائح، ص ۹۷۳ و ۹۷۴، شرح الاصول الخمسة، ص ۵۸۷ و ۵۸۸ و شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۷ و ۲۸.</ref><ref>[[محمد رضا بهدار|بهدار، محمد رضا]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۵۴.</ref>. | *جواب: پاسخ این است اگر چنین اتفاقی افتاده بود مخالفین [[اسلام]] و [[قرآن]] آن را مطرح و [[نقل]] میکردند کسانی که جنگهای بزرگ علیه [[اسلام]] به راه انداختند، [[توانایی]] [[حفظ]] و معرفی چنین آثاری را نیز دارا بودند، پس نبود چنین اثری نشان میدهد که کسی [[توانایی]] معارضه با [[قرآن]] را نداشته است<ref>الاقتصاد الهادی إلی طریق الرشاد، ص ۱۶۸، الخرائج والجرائح، ص ۹۷۳ و ۹۷۴، شرح الاصول الخمسة، ص ۵۸۷ و ۵۸۸ و شرح المقاصد، ج۵، ص ۲۷ و ۲۸.</ref><ref>[[محمد رضا بهدار|بهدار، محمد رضا]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۵۴.</ref>. | ||