←پانویس
جز (added Category:اصطلاحات قرآنی using HotCat) |
(←پانویس) |
||
| (۳۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = امر | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[امر الهی در قرآن]] | پرسش مرتبط = }} | ||
== | == معناشناسی == | ||
امر در لغت به دو صورت بهکار رفته است<ref>المصباح، ص ۲۱؛ مفردات، ص ۸۸؛ قاموس قرآن، ج ۱، ص۱۰۹ ـ ۱۱۰، «امر».</ref>: | |||
# امری که جمع آن "[[اوامر]]" است. این امر ضد [[نهی]]<ref>لسان العرب، ج ۱، ص ۲۰۳، «امر».</ref> و به معنای طلب <ref> المصباح، ص ۲۱، «امر».</ref> و [[فرمان]] بوده و به صورت مصدر و اسم مصدر کاربرد دارد <ref>قاموس قرآن، ج ۱، ص ۱۰۹، «امر».</ref>. | # امری که جمع آن "[[اوامر]]" است. این امر ضد [[نهی]]<ref>لسان العرب، ج ۱، ص ۲۰۳، «امر».</ref> و به معنای طلب <ref> المصباح، ص ۲۱، «امر».</ref> و [[فرمان]] بوده و به صورت مصدر و اسم مصدر کاربرد دارد <ref>قاموس قرآن، ج ۱، ص ۱۰۹، «امر».</ref>. | ||
#امری که جمع آن "امور" است. این امر همواره اسم مصدر است و برای آن معناهایی مانند [[شأن]]<ref>مفردات، ص ۸۸.</ref>، حال<ref>المصباح، ص ۲۱، «امر».</ref>، حادثه<ref> لسان العرب، ج ۱، ص ۲۰۴؛ القاموس المحیط، ج ۱، ص ۴۹۳؛ تاج العروس، ج ۶، ص ۳۲، «امر».</ref> و شیء<ref>المنجد، ص ۱۸، «امر».</ref>ذکر شده است. برخی گفتهاند: بعید نیست معنای اصلی امر معنای نخست بوده و سپس در معنای دوم بهکار رفته باشد<ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۵۰ ـ ۱۵۱.</ref>. برخی نیز معنای | # امری که جمع آن "امور" است. این امر همواره اسم مصدر است و برای آن معناهایی مانند [[شأن]]<ref>مفردات، ص ۸۸.</ref>، حال<ref>المصباح، ص ۲۱، «امر».</ref>، حادثه<ref> لسان العرب، ج ۱، ص ۲۰۴؛ القاموس المحیط، ج ۱، ص ۴۹۳؛ تاج العروس، ج ۶، ص ۳۲، «امر».</ref> و شیء<ref>المنجد، ص ۱۸، «امر».</ref>ذکر شده است. برخی گفتهاند: بعید نیست معنای اصلی امر معنای نخست بوده و سپس در معنای دوم بهکار رفته باشد<ref>المیزان، ج ۸، ص ۱۵۰ ـ ۱۵۱.</ref>. برخی نیز معنای واحد در مادّه "ا ـ م ـ ر" را، طلب و [[تکلیف]] همراه با استعلا دانستهاند<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۱۴۴، «امر».</ref>. | ||
امر الهی دارای دو معناست: | |||
# [[فرمان تشریعی خداوند]]. | |||
# [[امر تکوینی]] و [[شأن]] [[الهی]]<ref> تفسیر صدرالمتالهین، ج ۵، ص ۴۶۹؛ المیزان، ج ۸، ص ۱۵۱.</ref>. | |||
هرگاه [[خداوند]] خواستار تحقق چیزی باشد، اگر آن را به صورت [[فرمان]] به [[بندگان]] خود اعلام کند تا آنان با [[اراده]] خویش آن را محقق سازند، این [[فرمان]]، [[امر تشریعی]] خداست و اگر مستقیما آن را ایجاد کند و [[اراده]] [[بندگان]] دخالتی در تحقق آن نداشته باشد، این ایجاد، [[امر تکوینی]] [[الهی]] است<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[امر الهی (مقاله)| امر الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص ۳۲۷.</ref>. | |||
واژه امر و مشتقات آن در [[آیات]] فراوانی به [[خداوند]] نسبت داده شده است و مضمون آن نیز از آیاتی پرشمار که مشتمل بر این واژه و مشتقات آن نیست استفاده میشود. این [[آیات]] گاهی با واژههایی دیگر مانند "[[حکم]]" و "[[قضاء]]" و گاهی با صیغه و هیئت امر، به امر الهی پرداختهاند. یکی از [[اسمای الهی]] که در برخی از [[دعاها]] وارد شده "آمر" است؛ مانند: "یا آمر"<ref>بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۳۹۵.</ref>، "یا آمرا بکلّ خیر"<ref>بحارالانوار، ج ۹۱، ج ۸۸، ص ۳۷۰.</ref>، "یا آمرا بالطّاعة"<ref>المقام الاسنی، ص ۸۶.</ref> و در دعایی صفت "ذی القدرة والأمر" به [[خداوند]] نسبت داده شده است <ref> بحارالانوار، ج ۸۸، ص ۱۹۴.</ref>. در روایاتی نیز به امر الهی اشاره شده است<ref>الکافی، ج ۱، ص ۲۱۶ و ج ۸، ص ۸.</ref>.<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[امر الهی (مقاله)| امر الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص ۳۲۷.</ref> | |||
== | == امر الهی در [[قرآن]] == | ||
=== فرمان تشریعی خداوند === | |||
{{اصلی|امر تشریعی الهی}} | |||
[[فرمان تشریعی]] [[خداوند]] به عمل اختیاری برخی از موجودات مختار مانند [[انسان]] و [[جنّ]] تعلق گرفته و بدین معناست که خداوند خواستار تحقق آن عمل است. احکام دینی ([[واجبات]] و [[مستحبات]]) که در [[آیات قرآن]] بیان شده، از مصادیق امر الهی است: {{متن قرآن|ذَلِكَ أَمْرُ اللَّهِ أَنْزَلَهُ إِلَيْكُمْ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا}}<ref>«این فرمان خداوند است که به سوی شما فرو فرستاده است و هر که از خدا پروا کند (خداوند) گناهانش را میپوشاند و برای وی پاداشی سترگ فراهم میگرداند» سوره طلاق، آیه ۵.</ref><ref>مجمعالبیان، ج ۱۰، ص۴۶۱.</ref>، چنانکه [[دین]] نیز [[امر خداوند]] است<ref>سوره توبه، آیه ۴۸.</ref>.<ref>جامعالبیان، مج ۶، ج ۱۰، ص۱۸۹.</ref> | |||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} از طرف خداوند [[مأمور]] شد تا [[فرمانهای الهی]] را به [[انسانها]] برساند<ref>سوره حجر، آیه ۹۴.</ref>. [[قرآن]] به صورتهایی گوناگون بر [[اجرای فرمان]] [[الهی]] تأکید کرده و انسانها را از [[مخالفت]] با آن برحذر داشته است. | |||
[[انسانی]] که با وجود نعمتهای گوناگون [[الهی]]، باز هم [[فرمان خداوند]] را مبنی بر [[خضوع]] برای [[ربوبیّت الهی]] یا [[شکر نعمت]] او یا [[تأمّل]] در [[دلایل]] [[قدرت]] و [[وحدانیت خدا]]، نادیده گرفته و به [[کفر]] و [[معصیت]] رو آورد، مورد [[سرزنش]] [[قرآن]] است: {{متن قرآن|كَلَّا لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَهُ}}<ref>«هرگز؛ آنچه بدو فرمان داده بود هنوز بجا نیاورده است» سوره عبس، آیه ۲۳.</ref>.<ref>تفسیرمراغی، مج۱۰، ج۳۰، ص۴۵ـ۴۶؛ تفسیرقاسمی، ج ۱۷، ص۶۰؛ المیزان، ج ۲۰، ص۲۰۸.</ref>.<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[امر الهی (مقاله)| امر الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۳۲۸-۳۳۰.</ref> | |||
===[[ | ==== اوصاف فرمان تشریعی ==== | ||
فرمان تشریعی [[خداوند]] دارای چند ویژگی است: | |||
# [[فرمان خداوند]] متناسب با [[قدرت]] شخص مکلّف است: {{متن قرآن|لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ...}}<ref>«خداوند به هیچ کس جز (برابر با) توانش تکلیف نمیکند ...» سوره بقره، آیه ۲۸۶.</ref> و [[خداوند]] کسانی را که [[ایمان]] آورده و کارهای [[نیکو]] انجام دهند، به اموری [[تکلیف]] میکند که برایشان دشوار نباشد: {{متن قرآن|وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًا}}<ref>«و امّا آن کس که ایمان آورد و کار شایستهای کند، او را پاداش، نکویی خواهد بود و کار را بر او آسان خواهیم گرفت» سوره کهف، آیه ۸۸.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۳، ص۳۶۲.</ref> | |||
# [[فرمان]] دادن مخصوص خداوند است و کسی جز او [[قدرت]] صدور فرمانی را ندارد: {{متن قرآن|يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ}}<ref>«روزی که هیچ کس برای دیگری هیچ اختیاری ندارد و در این روز، کار یکسره با خداوند است» سوره انفطار، آیه ۱۹.</ref>.<ref>روح البیان، ج ۱۰، ص۳۶۲.</ref>. | |||
# [[فرمان تشریعی]] خداوند تخلّفپذیر است<ref>سوره نور، آیه ۶۳.</ref>؛ زیرا [[اطاعت]] کردن از [[فرمان تشریعی]] امری اختیاری است و [[انسان]] میتواند آن را [[امتثال]] یا با آن [[مخالفت]] کند<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج ۵، ص۳۸۴.</ref>.<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[امر الهی (مقاله)| امر الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۳۳۰.</ref> | |||
===[[پایداری]] در [[صراط مستقیم]] | ==== مصادیق فرمان تشریعی ==== | ||
آیاتی که در آنها [[فرمانهای تشریعی خداوند]] آمده دو دسته است: | |||
# '''آیاتی که در آنها واژه امر و مشتقات آن بهکار نرفته است:''' در این دسته گاهی با واژههای دیگری چون [[حکم]] و [[قضا]] به [[فرمانهای تشریعی الهی]] اشاره شده و بر انحصار [[فرمان]] در [[خداوند]]<ref>سوره یوسف، آیه ۴۰.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۳۵۸.</ref> و فرمان به [[پرستش]] نکردن غیر او<ref>سوره اسراء، آیه ۲۳.</ref>.<ref>جامعالبیان، مج ۹، ج ۱۵، ص۸۰ ـ ۸۱؛ المنیر، ج ۱۵، ص۵۳.</ref> و [[لزوم]] [[صبر]] در برابر [[فرمان الهی]]<ref>سوره انسان، آیه ۲۴.</ref>.<ref>التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص۲۵۸.</ref> تأکید گشته است و گاهی نیز با صیغه و هیئت [[امر]] فرمانهای تشریعی خداوند بیان شده است؛ مانند دستور به برپایی نماز و [[پرداخت زکات]]<ref>سوره نور، آیه ۵۶.</ref>، [[انفاق]]<ref>سوره بقره، آیه ۲۵۴.</ref>، [[تقوا]]<ref>سوره حشر، آیه ۱۸.</ref>، صبر<ref>سوره آل عمران، آیه ۲۰۰.</ref>، [[اطاعت از خدا]] و [[پیامبر]] و [[اولواالامر]]<ref>سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>، [[عدالت]]<ref>سوره نساء، آیه ۱۳۵.</ref>، [[ایمان]]<ref>سوره نساء، آیه ۱۳۶.</ref>، [[وفای به پیمان]]<ref>سوره مائده، آیه ۱.</ref>، بودن با [[راستگویان]]<ref>سوره توبه، آیه ۱۱۹.</ref>، [[جهاد]]<ref>سوره توبه، آیه ۱۲۳.</ref>، [[یاد خدا]]<ref>سوره احزاب، آیه ۴۱.</ref>، یاری دین [[خداوند]]<ref>سوره صف، آیه ۱۴.</ref> و [[توبه]]<ref>سوره تحریم، آیه ۸.</ref> شمار اینگونه [[آیات]] فراوان است. | |||
# '''آیاتی که در آنها واژه امر یا مشتقات آن بهکار رفته است:''' در این دسته آیات نیز [[خداوند]] به مسائل گوناگونی [[فرمان]] داده است: | |||
## '''[[عدالت]]، [[احسان]] و [[انفاق]] به [[خویشاوندان]]:''' در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز میدارد؛ به شما اندرز میدهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref> افزون بر عدل، به [[احسان]] و [[انفاق]] به [[خویشان]] نیز [[فرمان]] داده شده است. | |||
## '''[[اسلام]] و [[ایمان]]:''' [[خداوند]] به [[مؤمنان]] [[فرمان]] داده که برای [[پروردگار]] جهانیان [[تسلیم]] شوند: {{متن قرآن|... وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«...و فرمان یافتهایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم» سوره انعام، آیه ۷۱.</ref>، چنانکه به [[پیامبر اسلام]]{{صل}} دستور داده از تسلیم شوندگان باشد: {{متن قرآن| وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ}}<ref>«فرمان یافتهام که از گردن نهادگان (به خداوند) باشم» سوره یونس، آیه ۷۲.</ref>. | |||
## '''[[کفر به طاغوت]]:''' [[خداوند]] برخی از [[مسلمانان]] صدر اسلام را که [[گمان]] داشتند به [[قرآن]] و [[کتابهای آسمانی]] پیشین [[ایمان]] آوردهاند و با اینحال میخواستند برای رفع نزاعشان به [[طاغوت]] مراجعه کنند، [[سرزنش]] کرده است؛ زیرا به آنها فرمان داده شده بود که به طاغوت [[کفر]] بورزند: {{متن قرآن|... وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ ...}}<ref>«... با آنکه به آنان فرمان داده شده است که به آن کفر ورزند ...» سوره نساء، آیه ۶۰.</ref>. | |||
## '''[[پایداری]] در [[صراط مستقیم]]:''' [[خداوند]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[مؤمنان]] [[فرمان]] داده که در صراط مستقیم [[ثابت قدم]] بوده و از افراط و تفریط بپرهیزند: {{متن قرآن|فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ}}<ref>«پس چنان که فرمان یافتهای پایداری کن و (نیز) آنکه همراه تو (به سوی خداوند) بازگشته است (پایداری کند)» سوره هود، آیه ۱۱۲.</ref>. | |||
## '''[[توحید در عبادت]]:''' [[خداوند]] به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و دیگر [[انسانها]] دستور داده است او را [[عبادت]] کنند و هیچکس را در عبادت [[شریک]] او نکنند: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلَا أُشْرِكَ بِهِ}}<ref>«بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را بپرستم و با او شریک قرار ندهم» سوره رعد، آیه ۳۶.</ref>. در برخی [[آیات]] نیز به [[عبادت]] [[خداوند]] همراه با [[اخلاص]] [[فرمان]] داده شده است: {{متن قرآن|قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ}}<ref>«بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میدارم بپرستم» سوره زمر، آیه ۱۱.</ref>. | |||
## '''[[صله رحم]] و مانند آن:''' خداوند نسبت به اموری فرمان وصل و پیوند داده و در آیهای کسانی را که به این [[فرمان الهی]] عمل میکنند ستوده است: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ}}<ref>«و کسانی که آنچه را خداوند فرمان به پیوند آن داده است میپیوندند و از پروردگار خویش میترسند و از سختی حساب هراس دارند؛» سوره رعد، آیه ۲۱.</ref>. | |||
## '''بازگرداندن [[امانتها]] به صاحبانش:''' خداوند به مؤمنان فرمان داده است که امانتها را به اهلش باز گردانند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}}<ref>«خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری میکنید با دادگری داوری کنید؛ بیگمان خداوند به کاری نیک اندرزتان میدهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸.</ref>. | |||
## '''[[جهاد]]:''' در صدر اسلام [[خداوند]] به [[مسلمانان]] که هنوز از [[قدرت]] کافی برخوردار نبودند، دستور داد در برابر ستمهای [[مشرکان]] با [[عفو]] و [[مدارا]] برخورد کنند تا [[فرمان الهی]] آمده و به آنها [[اجازه]] [[جهاد]] دهد<ref>سوره بقره، آیه ۱۰۹.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۵۴؛ نمونه، ج ۱، ص۳۹۹.</ref> گفته شده: این آیه با آیه {{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ ...}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمیآورند ...» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref> [[نسخ]] شده است<ref>جامع البیان، مج ۱، ج ۱، ص۶۸۵؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۵۴.</ref>.<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[امر الهی (مقاله)| امر الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۳۳۱ ـ ۳۳۳.</ref> | |||
===[[ | === امر تکوینی الهی === | ||
{{اصلی|امر تکوینی الهی}} | |||
[[امر تکوینی]] و شأن الهی، همان ایجاد [[خداوند]] است؛ به ذات شیء تعلق بگیرد یا به [[نظام]] صفات و [[افعال]] آن و ایجاد خداوند چیزی جز وجود شییء نیست؛ اما نه از هر جهتی بلکه از آن جهت که مستند و [[قائم]] به خداوند است. توضیح آنکه وجودی که خداوند به موجودات افاضه میکند دارای دو نسبت است: نسبتی به خداوند که [[ملکوت]] شییء است و نسبتی به خود شییء، و از جهت نسبتی که با خداوند دارد همان [[امر الهی]] و کلمه ایجاد است که در [[قرآن]] از آن به قول {{متن قرآن|كُنْ}} و از نسبت دوم به {{متن قرآن|فَيَكُونُ}} تعبیر شده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو میگوید: باش! بیدرنگ خواهد بود پس پاکا آنکه فرمانفرمایی هر چیز در دست اوست و به سوی او بازگردانده میشوید» سوره یس، آیه ۸۲-۸۳.</ref>. | |||
امر الهی واحد بوده و هیچگونه تدریجی در آن راه ندارد<ref>سوره قمر، آیه ۵۰.</ref> در این آیه امر خداوند به چشم برهم زدن تشبیه شده است که این تشبیه برای [[نفی]] هرگونه تدریج است و از آن بر میآید که اشیایی که به تدریج و از طریق اسباب کونیّه حادث میشوند و دارای زمان و مکان هستند، جهت دیگری نیز دارند که آن جهت تهی از تدریج و خارج از حیطه زمان و مکان است و بنابر نظری اشیا از جهت اوّل [[خلق الهی]] بوده و از جهت دوم امر، قول و کلمه الهی هستند<ref>سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref>.<ref>المیزان، ج۱۳، ص۱۹۷.</ref>، بنابراین، عبارت {{متن قرآن|أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}} بدین معنا نیست که لفظی وجود دارد که با تلفظ آن، شییء موجود میشود<ref> مجمعالبیان، ج۸، ص۶۷۹؛ الکشاف، ج۲، ص۶۰۶.</ref>؛ زیرا در این صورت وجود آن لفظ نیز محتاج به لفظی دیگر و این مستلزم [[تسلسل]] و [[باطل]] است و نیز معنای عبارت بالا این نیست که مخاطبی وجود دارد که خطاب [[الهی]] را میشنود؛ زیرا در صورت وجود مخاطب، افاضه وجود به آن بیمعنا خواهد بود، پس عبارت فوق برای بیان چگونگی افاضه وجود از طرف [[خداوند]]، بدون اینکه نیاز به چیزی داشته باشد و بدون تخلف و تدریج است<ref>المیزان، ج ۱۷، ص۱۱۵.</ref>.<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[امر الهی (مقاله)| امر الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ص۳۳۴-۳۳۵.</ref> | |||
=== | ==== اوصاف امر تکوینی ==== | ||
# '''امر تکوینی [[الهی]] همه عالم ممکنات را در برگرفته است؛''' زیرا هر شأنی از [[شئون]] ایجاد از امر الهی است و [[خداوند]] مالک هر امری است<ref>سوره اعراف، آیه ۵۴.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۱۱۱.</ref>؛ همچنین [[مالکیت]] امر تکوینی مختص خداوند است و هیچکس حتّی رسول اکرم{{صل}} هیچگونه مالکیتی نسبت به امور الهی ندارد<ref>سوره آل عمران، آیه ۱۲۸.</ref>.<ref>رحمة من الرحمن، ج ۱، ص۴۶۶.</ref> | |||
# '''تحقق امر الهی [[قطعی]] است؛''' زیرا [[خداوند]] بر امر خویش غالب است و امر الهی مغلوب او بوده و چارهای جز [[اطاعت]] از او ندارد، بنابراین، تخلف از امر الهی غیر ممکن است و هیچکس نمیتواند مانع تحقق [[امر تکوینی]] خداوند شود. علت این امر آن است که اسباب ظاهری در تأثیرات خود مستقل نیستند، بلکه اثرگذاری آنها به [[اذن خداوند]] است<ref>سوره یوسف، آیه ۲۱.</ref>. | |||
# '''[[امر خداوند]] دارای اندازه، تقدیر و [[تدبیر]] است''' و او برای هر کسی چیزی را تقدیر میکند که مناسب با حال وی است: {{متن قرآن|... وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَقْدُورًا}}<ref>«... و فرمان خداوند دارای اندازهای سنجیده است» سوره احزاب، آیه ۳۸.</ref>.<ref>المیزان، ج ۱۶، ص۳۲۴.</ref> و در نظام هستی نیز [[خداوند]] [[امر]] عالم را تدبیر میکند، بدین معنا که با آوردن امری پس از امری دیگر، بهترین [[نظام]] را بین موجودات عالم برقرار میسازد، بهگونهای که هر چیزی به سوی غایتی که مقصود از [[آفرینش]] آن چیز است حرکت کند و مجموع [[عالم دنیا]] نیز به سوی غایت خویش که رجوع به سوی خدا و ظهور [[آخرت]] پس از دنیاست حرکت کند<ref>سوره رعد، آیه ۲.</ref>.<ref>المیزان، ج ۸، ص۱۵۳؛ ج ۱۱، ص۲۹۰.</ref>. | |||
# '''[[امر تکوینی]] [[الهی]]، دفعی است و تدریج در آن راه ندارد:''' {{متن قرآن|وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ}}<ref>«و فرمان ما یک کلمه بیش نیست مانند یک چشم بر هم زدن» سوره قمر، آیه ۵۰.</ref><ref>المیزان، ج ۱۳، ص۱۹۷.</ref> و تدریجی که در موجودات مادّی مشاهده میشود، مربوط به نحوه وجود و جنبه مادیّت آنهاست<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[امر الهی (مقاله)| امر الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ۳۳۵-۳۳۶.</ref>. | |||
===[[ | ==== مصادیق [[امر تکوینی]] ==== | ||
آیاتی که مصادیق امر تکوینی در آنها بهکار رفته دو دسته است: | |||
# '''آیاتی که در آنها واژه "امر" یا مشتقات آن وجود ندارد،''' چنانکه در [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ}}<ref>«و میان خود، آنان را که در روز شنبه از اندازه در گذشتند شناختهاید که به آنها گفتیم بوزینگانی باشید، رانده» سوره بقره، آیه ۶۵.</ref>، امر الهی مبنی بر [[مسخ]] برخی از [[بنىاسرائیل]] بیان شده است. از دیگر مصادیق امر تکوینی میتوان به سرد و [[سلامت]] قرار دادن [[آتش]] براى ابراهیم{{ع}}<ref>سوره انبیاء، آیه ۶۹.</ref> و ایجاد [[آدم]]{{ع}}<ref>سوره آل عمران، آیه ۵۹.</ref> اشاره کرد. گاهى نیز با واژههاى دیگرى مانند "[[حکم]]" به امر تکوینی الهى اشاره شده است<ref>سوره یوسف، آیه ۶۷.</ref>.<ref>تفسير قرطبى، ج ۹، ص۱۴۹.</ref> | |||
# '''آیاتی که در آنها واژه امر یا مشتقات آن بهکار رفته است.''' در این [[آیات]] مصادیق گوناگونى بیان شده است؛ مانند: | |||
## '''[[هدایت تکوینی]]:''' یکی از [[شئون امامت]]، [[هدایت]] کردن [[مردم]] به [[امر تکوینی]] [[خداوند]] است<ref>سوره سجده، آیه ۲۴.</ref>، مراد از این هدایت، هدایت تشریعى و ارائه طریق یعنى [[آموزش]] معارف دینى نیست؛ زیرا خداوند ابراهیم{{ع}} را سالها پس از [[نبوّت]] به [[امامت]] رساند و معلوم است که [[نبوت]] هیچگاه جداى از هدایت به معناى ارائه طریق نیست، بنابراین، هدایتى که از شئون امامت است، هدایت تکوینى و ایصال به مطلوب و آن نوعى تصرّف تکوینى در [[نفوس]] [[انسانها]] و [[سیر]] دادن آنها به سوى کمال است، پس [[امام]] رابط بین مردم و پروردگارشان در گرفتن فیضهای باطنى و رساندن آنها به انسانهاست، چنانکه [[پیامبر]] رابط بین مردم و پروردگارشان در گرفتن فیضهاى ظاهرى و [[احکام]] دینى و رساندن آنها به انسانهاست<ref>الميزان، ج۱۴، ص۳۰۴.</ref>. | |||
## '''حوادث طبیعی:''' وقوع همه پدیدههاى [[جهان]] نیازمند [[امر تکوینی]] [[خداوند]] است، چنانکه [[قرآن]] حرکت کشتى در دریا را به امر تکوینی [[الهی]] مىداند<ref>سوره جاثیه، آیه ۱۲.</ref>؛ همچنین بقای [[نظام]] متقن [[آسمان]] و [[زمین]] در قرون متمادی به امر تکوینی [[خداوند]] است<ref>سوره روم، آیه ۲۵.</ref>.<ref>التحرير والتنوير، ج ۲۱، ص۸۰.</ref> | |||
## '''[[عذاب]] الهی:''' خداوند بسیاری از امتهای گذشته را عذاب کرده است<ref>سوره غافر، آیه۷۸.</ref> و هنگامى که عذاب [[خدا]] فرا میرسید هیچ یک از خدایان دروغین آنها نمىتوانستند آنها را بىنیاز سازند<ref>سوره هود، آیه ۱۰۱.</ref>. در [[قرآن]] به [[عذاب]] برخى از امتهاى گذشته به طور مشخّص نیز اشاره شده است؛ مانند: [[قوم نوح]]<ref>سوره هود، آیه ۴۰.</ref>؛ عاد<ref>سوره هود، آیه ۵۸.</ref>؛ [[ثمود]]<ref>سوره هود، آیه ۶۶.</ref>؛ [[قوم لوط]]<ref>سوره هود، آیه ۸۲.</ref> و [[قوم شعیب]]<ref>سوره هود، آیه ۹۴.</ref>. | |||
در [[آیات]] دیگری به برخی دیگر از مصادیق [[امر تکوینی]] [[الهی]] اشاره شده است؛ مانند: وقوع [[قیامت]]<ref>سوره نحل، آیه ۳۳.</ref>؛ آمدن [[مرگ]]<ref>سوره حدید، آیه ۱۴.</ref>؛ وقوع [[جنگ]] میان [[مؤمنان]] و [[مشرکان]] و پیروزی مؤمنان در آن<ref>سوره انفال، آیه ۴۲.</ref>؛ [[نصرت]] [[مؤمنان]] و [[خوار]] کردن [[کافران]] و آشکار ساختن [[دین]]<ref>سوره نحل، آیه ۱.</ref>؛ نصرت دین و جایگزین کردن قومى که جز [[خدا]] را [[دوست]] ندارند به جای [[مسلمانان]] مقصّر<ref>سوره توبه، آیه ۲۴.</ref> و نابودی گیاهان سرسبز<ref>سوره یونس، آیه ۲۴.</ref>.<ref>[[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[امر الهی (مقاله)| امر الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴]]، ۳۳۸-۳۴۱.</ref> | |||
===[[ | == منابع == | ||
{{منابع}} | |||
#[[پرونده:000055.jpg|22px]] [[احمد جمالیزاده|جمالیزاده، احمد]]، [[امر الهی (مقاله)| امر الهی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | |||
[[رده:اصطلاحات قرآنی]] | [[رده:اصطلاحات قرآنی]] | ||