انتخاب امام: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '[[ردده:' به '[[رده:')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۹: خط ۱۹:
===نقد و بررسی [[نظریه اختیار]]===
===نقد و بررسی [[نظریه اختیار]]===
[[اجماع صحابه]] نمی‌تواند در مباحث [[امامت]] مستند قرار گیرد زیرا برای بررسی مسائل [[امامت]] باید از [[قرآن کریم]] و [[سنت]] [[قطعیه]] [[نبی اکرم]]{{صل}} معیار و مناط اخذ کرده آنگاه «ما وقع» را مورد ارزیابی و سنجش قرار دهیم نه این که «ما وقع» را ملاک و معیار فرض کنیم. مضافاً بر اینکه [[اجماع]] اصلاً محقق نشده و بر فرش تحقق با وجود معیارهای ارائه شده و [[نصوص امامت]]، اعتبار ندارد زیرا حتی از نظر طرفداران و مدعیان، اعتبار [[اجماع]] مشروط به عدم وجود [[نص]] است<ref>شبهات مربوط به وجود نصوص جلیه در بحث‌های امامت خاصه بررسی خواهد شد.</ref>.
[[اجماع صحابه]] نمی‌تواند در مباحث [[امامت]] مستند قرار گیرد زیرا برای بررسی مسائل [[امامت]] باید از [[قرآن کریم]] و [[سنت]] [[قطعیه]] [[نبی اکرم]]{{صل}} معیار و مناط اخذ کرده آنگاه «ما وقع» را مورد ارزیابی و سنجش قرار دهیم نه این که «ما وقع» را ملاک و معیار فرض کنیم. مضافاً بر اینکه [[اجماع]] اصلاً محقق نشده و بر فرش تحقق با وجود معیارهای ارائه شده و [[نصوص امامت]]، اعتبار ندارد زیرا حتی از نظر طرفداران و مدعیان، اعتبار [[اجماع]] مشروط به عدم وجود [[نص]] است<ref>شبهات مربوط به وجود نصوص جلیه در بحث‌های امامت خاصه بررسی خواهد شد.</ref>.
برخی از اشکالاتی که – صرف نظر از [[اجماع]] مورد ادعا - بر [[نظریه اختیار]] یا [[بیعت]] وارد است بدین شرح می‌‌باشد:
برخی از اشکالاتی که – [[صرف]] نظر از [[اجماع]] مورد ادعا - بر [[نظریه اختیار]] یا [[بیعت]] وارد است بدین شرح می‌‌باشد:


*'''[[نقض غرض]]'''
*'''[[نقض غرض]]'''
خط ۲۶: خط ۲۶:
*'''عدم تحقق [[خلافت]]'''
*'''عدم تحقق [[خلافت]]'''
[[بیعت کنندگان]] در [[مقام عمل]] [[نائب]] خود را [[تعیین]] می‌‌کنند نه [[نائب]] [[خدا]] و [[رسول]] را و نتیجه [[اختیار]] و [[انتخاب مردم]]، مشخص کردن [[خلیفه رسول خدا]] نیست.
[[بیعت کنندگان]] در [[مقام عمل]] [[نائب]] خود را [[تعیین]] می‌‌کنند نه [[نائب]] [[خدا]] و [[رسول]] را و نتیجه [[اختیار]] و [[انتخاب مردم]]، مشخص کردن [[خلیفه رسول خدا]] نیست.
در پاسخ گفته شده: [[عمل]] [[بیعت]] عبارت از انشاء و ایجاد [[امامت]] و [[نیابت]] از [[رسول الله]]{{صل}} نیست بلکه [[بیعت]] عبارت است از [[اخبار]] و حکایت از اینکه [[خداوند]] [[بیعت]] شونده را [[نائب]] خودش و [[نائب]] رسولش قرار داده است. یعنی اشکال زمانی وارد است که [[بیعت]] به [[تنهایی]] ایجادکننده [[امامت]] باشد اما اگر [[بیعت]] حکایت کننده و کاشف از خلافه [[الله]] و الرسول باشد، اشکال فوق وارد نیست. تفاوت بین انشاء و حکایت در [[امارت]] سایر [[احکام]] به خوبی روشن است زیرا [[قیاس]] و استصحاب و [[استحسان]] - بر فرض [[حجیت]] - حاکی و کاشف از [[حکم]] [[خداوند تعالی]] هستند نه منشئ و ایجادکننده [[حکم]]<ref>ر.ک: شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۵۱.</ref>.
در پاسخ گفته شده: عمل [[بیعت]] عبارت از انشاء و ایجاد [[امامت]] و [[نیابت]] از [[رسول الله]]{{صل}} نیست بلکه [[بیعت]] عبارت است از [[اخبار]] و حکایت از اینکه [[خداوند]] [[بیعت]] شونده را [[نائب]] خودش و [[نائب]] رسولش قرار داده است. یعنی اشکال زمانی وارد است که [[بیعت]] به [[تنهایی]] ایجادکننده [[امامت]] باشد اما اگر [[بیعت]] حکایت کننده و کاشف از خلافه [[الله]] و الرسول باشد، اشکال فوق وارد نیست. تفاوت بین انشاء و حکایت در [[امارت]] سایر [[احکام]] به خوبی روشن است زیرا [[قیاس]] و استصحاب و [[استحسان]] - بر فرض [[حجیت]] - حاکی و کاشف از [[حکم]] [[خداوند تعالی]] هستند نه منشئ و ایجادکننده [[حکم]]<ref>ر.ک: شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۵۱.</ref>.
نقد و بررسی: [[قیاس]] [[بیعت]] در موضوع [[امامت]] با امارات [[احکام]]، [[قیاس]] مع الفارق است زیرا کاشفیت و [[حجیت]] برخی از امارات متکی و مستند به [[دلیل]] اعتبار است مثلاً [[خبر واحد]] کاشف از [[حکم شرعی]] است نه منشئ و ایجادکننده [[حکم]] و این اعتبار و [[حجیت]] و [[کشف]] و حکایت مستند و [[دلیل]] دارد مانند [[آیه]] نبأ یا [[سیره]] عقلاء و سایر [[ادله]] [[حجیت]] [[خبر واحد]]. اما مشکل اصلی در اینجا یعنی در بحث [[امامت]] و شیوه [[تعیین خلیفه]]، سوال از مستند و [[دلیل]] اعتبار [[بیعت]] است یعنی کاشفیت [[بیعت]] از نیابة [[الله]] و الرسول بر چه [[دلیل]] و مستندی [[استوار]] شده است؟ بنابراین [[اهل سنت]] باید برای [[مشروعیت بیعت]] [[دلیل]] و [[مستند شرعی]] ارائه کنند و عمل برخی از [[صحابه]] نمی‌تواند مستند اعتبار [[بیعت]] باشد.
نقد و بررسی: [[قیاس]] [[بیعت]] در موضوع [[امامت]] با امارات [[احکام]]، [[قیاس]] مع الفارق است زیرا کاشفیت و [[حجیت]] برخی از امارات متکی و مستند به [[دلیل]] اعتبار است مثلاً [[خبر واحد]] کاشف از [[حکم شرعی]] است نه منشئ و ایجادکننده [[حکم]] و این اعتبار و [[حجیت]] و [[کشف]] و حکایت مستند و [[دلیل]] دارد مانند [[آیه]] نبأ یا [[سیره]] عقلاء و سایر [[ادله]] [[حجیت]] [[خبر واحد]]. اما مشکل اصلی در اینجا یعنی در بحث [[امامت]] و شیوه [[تعیین خلیفه]]، سوال از مستند و [[دلیل]] اعتبار [[بیعت]] است یعنی کاشفیت [[بیعت]] از نیابة [[الله]] و الرسول بر چه [[دلیل]] و مستندی [[استوار]] شده است؟ بنابراین [[اهل سنت]] باید برای [[مشروعیت بیعت]] [[دلیل]] و [[مستند شرعی]] ارائه کنند و عمل برخی از [[صحابه]] نمی‌تواند مستند اعتبار [[بیعت]] باشد.


خط ۳۷: خط ۳۷:
*'''عدم مجوز [[شرعی]]'''
*'''عدم مجوز [[شرعی]]'''
[[بیعت کنندگان]] که فی حد نفسه [[حق]] دخالت در امور دیگران را ندارند یعنی [[حق]] [[تصدی]] و تولیت در امور را واجد نیستند، چگونه آنچه را که ندارند به دیگری می‌‌دهند تا [[حق تصرف]] در امور را پیدا کند و [[امام]] [[جامعه اسلامی]] شود؟
[[بیعت کنندگان]] که فی حد نفسه [[حق]] دخالت در امور دیگران را ندارند یعنی [[حق]] [[تصدی]] و تولیت در امور را واجد نیستند، چگونه آنچه را که ندارند به دیگری می‌‌دهند تا [[حق تصرف]] در امور را پیدا کند و [[امام]] [[جامعه اسلامی]] شود؟
در پاسخ گفته شده: [[عمل]] [[بیعت کنندگان]] ایجاد و انشاء [[حق]] نیست بلکه حاکی از ایجاد و انشاء [[الهی]] است مضافاً بر این که اشکال نقض می‌‌شود به [[شاهد]] و [[حاکم]] نسبت به [[قاضی]] و محکوم له، یعنی [[شاهد]] که در [[مال]] مورد دعوا حقی ندارد به [[حاکم]] [[حق]] [[حکم]] می‌‌دهد و نیز [[حاکم]] که خود نسبت به [[مال]] مورد دعوا [[بیگانه]] است به محکوم له [[حق تصرف]] می‌‌دهد<ref>ر.ک: شرح المواقف، ج ص، شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۵۴.</ref>.
در پاسخ گفته شده: عمل [[بیعت کنندگان]] ایجاد و انشاء [[حق]] نیست بلکه حاکی از ایجاد و انشاء [[الهی]] است مضافاً بر این که اشکال نقض می‌‌شود به [[شاهد]] و [[حاکم]] نسبت به [[قاضی]] و محکوم له، یعنی [[شاهد]] که در [[مال]] مورد دعوا حقی ندارد به [[حاکم]] [[حق]] [[حکم]] می‌‌دهد و نیز [[حاکم]] که خود نسبت به [[مال]] مورد دعوا [[بیگانه]] است به محکوم له [[حق تصرف]] می‌‌دهد<ref>ر.ک: شرح المواقف، ج ص، شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۵۴.</ref>.
نقد و بررسی: گفتیم حکایت و کاشفیت [[نیازمند]] [[دلیل]] و [[مستند شرعی]] است و چنین مستند و دلیلی برای [[حجیت]] و اعتبار [[بیعت]] ارائه نشده است. مورد نقض هم [[قیاس]] مع الفارق است زیرا، [[ادله]] [[شرعی]] در باب مرافعات [[دلیل]] بر اعتبار و نفوذ [[شاهد]] و [[حاکم]] است برخلاف [[بیعت]] که اعتبار [[شرعی]] آن اول الکلام است.
نقد و بررسی: گفتیم حکایت و کاشفیت [[نیازمند]] [[دلیل]] و [[مستند شرعی]] است و چنین مستند و دلیلی برای [[حجیت]] و اعتبار [[بیعت]] ارائه نشده است. مورد نقض هم [[قیاس]] مع الفارق است زیرا، [[ادله]] ### [[313]]### در باب مرافعات [[دلیل]] بر اعتبار و [[نفوذ]] [[شاهد]] و [[حاکم]] است برخلاف [[بیعت]] که اعتبار [[شرعی]] آن اول الکلام است.


*'''[[سیره پیامبر]]{{صل}} در [[تنصیص]]'''
*'''[[سیره پیامبر]]{{صل}} در [[تنصیص]]'''
خط ۴۵: خط ۴۵:


*'''[[پیشگیری]] از [[اختلاف]]'''
*'''[[پیشگیری]] از [[اختلاف]]'''
با نگاه دقیق به اوضاع و شرائط [[حاکم]] بر [[جامعه اسلامی]] هنگام [[وفات]] [[نبی اکرم]]{{صل}} [[ضرورت]] تنصیب و [[تنصیص]] به خوبی روشن می‌‌گردد. توضیح اینکه: [[وظائف]] و مسؤولیت‌های [[رسول خدا]]{{صل}} در امور چهارگانه - [[تبیین]] [[قرآن کریم]] و بیان [[احکام]] در موضوعات [[جدید]] و دفع [[شبهات]] و [[حفظ]] و صیانت از [[دین]] - بعد از آن [[حضرت]] نیز باقی است. حال سوال این است که [[نبی اکرم]]{{صل}} این موضوع مهم [[تصدی]] امور [[مسلمانان]] را مورد بی توجهی قرار داده؟ یا به خود آنان سپرده؟ و یا برای [[اداره امور]] و انجام این [[وظائف]] شخصی را معین نموده است؟
با نگاه دقیق به اوضاع و شرائط [[حاکم]] بر [[جامعه اسلامی]] هنگام [[وفات]] [[نبی اکرم]]{{صل}} [[ضرورت]] تنصیب و [[تنصیص]] به خوبی روشن می‌‌گردد. توضیح اینکه: [[وظائف]] و مسؤولیت‌های [[رسول خدا]]{{صل}} در امور چهارگانه - [[تبیین]] [[قرآن کریم]] و بیان [[احکام]] در موضوعات جدید و دفع [[شبهات]] و [[حفظ]] و صیانت از [[دین]] - بعد از آن [[حضرت]] نیز باقی است. حال سوال این است که [[نبی اکرم]]{{صل}} این موضوع مهم [[تصدی]] امور [[مسلمانان]] را مورد بی توجهی قرار داده؟ یا به خود آنان سپرده؟ و یا برای [[اداره امور]] و انجام این [[وظائف]] شخصی را معین نموده است؟


بطلان احتمال اول روشن است اما در احتمال دوم با نگاه به وضعیت [[جامعه اسلامی]] در آن عصر در می‌‌یابیم که [[امت]] به آن حد از کمال نرسیده که خود بتواند این [[وظائف]] را به خوبی انجام دهد. علاوه بر اینکه هجمه همه جانبه ### [[313]]### و [[منافقان]] از داخل و مناسبات قبیله‌گرایی در بین [[مردم]] زمینه و بستر برای ایجاد تشتت و [[اختلاف]] و نابه سامانی را فراهم کرده است لذا احتمال دوم هم قابل قبول نیست. تنها احتمال معقول و مورد پسند عقلا [[تعیین]] و اعلام [[جانشین]] توسط خود [[پیامبر]]{{صل}} برای انجام ماموریت‌ها و [[وظائف]] است<ref>ر.ک: الإنصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، ج ۳، ص ۴۴۴؛ الهیات، ج ۲، ص ۲۸ تا ۷۵؛ محاضرات فی الالهیات، ص ۳۳۹.</ref>.
بطلان احتمال اول روشن است اما در احتمال دوم با نگاه به وضعیت [[جامعه اسلامی]] در آن عصر در می‌‌یابیم که [[امت]] به آن حد از کمال نرسیده که خود بتواند این [[وظائف]] را به خوبی انجام دهد. علاوه بر اینکه هجمه همه جانبه ### [[313]]### و [[منافقان]] از داخل و مناسبات قبیله‌گرایی در بین [[مردم]] زمینه و بستر برای ایجاد تشتت و [[اختلاف]] و نابه سامانی را فراهم کرده است لذا احتمال دوم هم قابل قبول نیست. تنها احتمال معقول و مورد پسند عقلا [[تعیین]] و اعلام [[جانشین]] توسط خود [[پیامبر]]{{صل}} برای انجام ماموریت‌ها و [[وظائف]] است<ref>ر.ک: الإنصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، ج ۳، ص ۴۴۴؛ الهیات، ج ۲، ص ۲۸ تا ۷۵؛ محاضرات فی الالهیات، ص ۳۳۹.</ref>.
[[شیخ]] الرئیس [[ابوعلی سینا]] می‌‌گوید: {{عربی| والاستخفاف بالنص أصوب فان ذلک لا یودی إلی التشعب و التشاغب و الاختلاف}}<ref>الشفاء (الإلهیات) [الفصل الخامس] {{عربی|فصل فی الخلیفة و الإمام و وجوب طاعتهما، و الإشارة إلی السیاسات و المعاملات و الأخلاق}}، ج ۲، ص ۴۵۱.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص ۱۵۷-۱۶۲.</ref>.
شیخ الرئیس [[ابوعلی سینا]] می‌‌گوید: {{عربی| والاستخفاف بالنص أصوب فان ذلک لا یودی إلی التشعب و التشاغب و الاختلاف}}<ref>الشفاء (الإلهیات) [الفصل الخامس] {{عربی|فصل فی الخلیفة و الإمام و وجوب طاعتهما، و الإشارة إلی السیاسات و المعاملات و الأخلاق}}، ج ۲، ص ۴۵۱.</ref><ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]] ص ۱۵۷-۱۶۲.</ref>.
===ارجاع [[بیعت]] به [[دموکراسی]]===
===ارجاع [[بیعت]] به [[دموکراسی]]===
برخی تلاش کرده‌اند تا برای کسب [[مشروعیت]]، [[بیعت]] را به نوعی [[انتخابات]] و همه پرسی رایج در [[دموکراسی]] امروزی برگردانند یعنی تصمیمی که در [[سقیفه بنی ساعده]] گرفته شد. به منزله [[رجوع]] به [[افکار]] عمومی و رفراندوم است. [[مستند شرعی]] آن را [[آیات قرآن کریم]] در مورد [[شوری]] قرار داده‌اند: {{متن قرآن|ْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>، {{متن قرآن|وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ}}<ref>«و کارشان رایزنی میان همدیگر است» سوره شوری، آیه ۳۸.</ref>.
برخی تلاش کرده‌اند تا برای کسب [[مشروعیت]]، [[بیعت]] را به نوعی [[انتخابات]] و همه پرسی رایج در [[دموکراسی]] امروزی برگردانند یعنی تصمیمی که در [[سقیفه بنی ساعده]] گرفته شد. به منزله [[رجوع]] به [[افکار]] عمومی و رفراندوم است. [[مستند شرعی]] آن را [[آیات قرآن کریم]] در مورد [[شوری]] قرار داده‌اند: {{متن قرآن|ْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>، {{متن قرآن|وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ}}<ref>«و کارشان رایزنی میان همدیگر است» سوره شوری، آیه ۳۸.</ref>.
خط ۵۴: خط ۵۴:
نقد و بررسی: اوّلاً: به وضوح و روشنی معلوم است که آنچه بعد از [[نبی اکرم]]{{صل}} انجام شد هرگز با مراجعه به [[افکار]] عمومی تناسب ندارد بلکه بعد از [[سقیفه]] - یعنی [[نصب]] [[خلیفه دوم]] و سوم - هم شیوه [[نصب]] [[خلیفه]] با رفراندوم و مراجعه به آراء عمومی هیچ تناسبی ندارد<ref>ر.ک: الإنصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، ج ۳، ص ۴۶۶.</ref>.
نقد و بررسی: اوّلاً: به وضوح و روشنی معلوم است که آنچه بعد از [[نبی اکرم]]{{صل}} انجام شد هرگز با مراجعه به [[افکار]] عمومی تناسب ندارد بلکه بعد از [[سقیفه]] - یعنی [[نصب]] [[خلیفه دوم]] و سوم - هم شیوه [[نصب]] [[خلیفه]] با رفراندوم و مراجعه به آراء عمومی هیچ تناسبی ندارد<ref>ر.ک: الإنصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، ج ۳، ص ۴۶۶.</ref>.


ثانیاً: اگر مراجعه به آراء و [[انتخاب مردم]] [[مشروعیت]] داشت لازم بود [[پیامبر اکرم]]{{صل}}[[شیوه]] اجرایی را که با [[شرع اسلام]] منطبق بود بیان می‌‌فرمود تا بعد از آن [[حضرت]] [[امت]] در شیوه اجرایی [[بیعت]] گرفتار سردرگمی و [[حیرت]] و تشتت نظرات نشود، سردرگمی در شیوه اجرایی [[بیعت]] در سخنان [[متکلمان]] [[اهل سنت]] دیده می‌‌شود<ref>ر.ک: شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۵۲؛ دانشنامه کلام اسلامی، ج ۱، ص ۴۲۷ مدخل امامت.</ref>.
ثانیاً: اگر مراجعه به آراء و [[انتخاب مردم]] [[مشروعیت]] داشت لازم بود [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[شیوه]] اجرایی را که با [[شرع اسلام]] منطبق بود بیان می‌‌فرمود تا بعد از آن [[حضرت]] [[امت]] در شیوه اجرایی [[بیعت]] گرفتار سردرگمی و [[حیرت]] و تشتت نظرات نشود، سردرگمی در شیوه اجرایی [[بیعت]] در سخنان [[متکلمان]] [[اهل سنت]] دیده می‌‌شود<ref>ر.ک: شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۵۲؛ دانشنامه کلام اسلامی، ج ۱، ص ۴۲۷ مدخل امامت.</ref>.


ثالثاً: [[تمسک]] به کلمه [[شوری]] برای کسب [[مشروعیت]] [[اختیار]] در مقابل [[تنصیص]] ناتمام است زیرا [[آیه]] اول خطاب به [[حاکم]] است بعد از استقرار [[حکومت]] و بیان یکی از [[وظائف]] [[حاکم]] یعنی اعتنا به آراء عمومی و دخالت دادن آنها در [[کارها]] و تصمیمات اجرایی، علاوه بر این که به قرینه {{متن قرآن|فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>.[[تصمیم]] نهایی با [[حاکم]] است و [[مشورت]] الزامی ایجاد نمی‌کند پس [[آیه]] ربطی به قبل از استقرار [[حاکم]] و شیوه [[انتخاب]] [[والی]] ندارد<ref>ر.ک: الإنصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، ج ۳، ص ۴۶۸.</ref>.
ثالثاً: [[تمسک]] به کلمه [[شوری]] برای کسب [[مشروعیت]] [[اختیار]] در مقابل [[تنصیص]] ناتمام است زیرا [[آیه]] اول خطاب به [[حاکم]] است بعد از استقرار [[حکومت]] و بیان یکی از [[وظائف]] [[حاکم]] یعنی اعتنا به آراء عمومی و دخالت دادن آنها در [[کارها]] و تصمیمات اجرایی، علاوه بر این که به قرینه {{متن قرآن|فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>. [[تصمیم]] نهایی با [[حاکم]] است و [[مشورت]] الزامی ایجاد نمی‌کند پس [[آیه]] ربطی به قبل از استقرار [[حاکم]] و شیوه [[انتخاب]] [[والی]] ندارد<ref>ر.ک: الإنصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، ج ۳، ص ۴۶۸.</ref>.


و [[آیه]] دوم {{متن قرآن|وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ}}<ref>«و کارشان رایزنی میان همدیگر است» سوره شوری، آیه ۳۸.</ref> از اضافه کلمه "امر" به [[ضمیر]] "هم" استفاده شمول و عموم شده یعنی همه امور و [[شئون]] [[مؤمنین]] با [[مشورت]] انجام گیرد از جمله [[تعیین خلیفه]] و [[امام]].
و [[آیه]] دوم {{متن قرآن|وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ}}<ref>«و کارشان رایزنی میان همدیگر است» سوره شوری، آیه ۳۸.</ref> از اضافه کلمه "امر" به [[ضمیر]] "هم" استفاده شمول و عموم شده یعنی همه امور و [[شئون]] [[مؤمنین]] با [[مشورت]] انجام گیرد از جمله [[تعیین خلیفه]] و [[امام]].
۵۳٬۳۷۰

ویرایش