ولایت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←=رابطه اولیالامر و ولایت زعامت
| خط ۱۲۴: | خط ۱۲۴: | ||
*از نظر [[علامه طباطبائی]]، [[بشر]] با [[فطرت]] و نهاد خدادادیاش، به [[حکومت]] و [[اداره]] [[جامعه]] بیاعتنا نبوده، آرام نمینشیند و خواهناخواه شخص یا مقامی نامزد [[سرپرستی]] آن قرار میدهد. این سِمَت که به موجب آن، شخص یا مقامی متصدی امور دیگران شده و مانند شخصیتی واقعی کارهای [[زندگی]] آنها را [[اداره]] مینماید، "[[ولایت]]" نامیده میشود<ref>محمدحسین طباطبائی، رساله مرجعیت و زعامت، ص۷۴.</ref><ref>[[هادی اکبری ملکآبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۲۱۴-۲۲۱.</ref>. | *از نظر [[علامه طباطبائی]]، [[بشر]] با [[فطرت]] و نهاد خدادادیاش، به [[حکومت]] و [[اداره]] [[جامعه]] بیاعتنا نبوده، آرام نمینشیند و خواهناخواه شخص یا مقامی نامزد [[سرپرستی]] آن قرار میدهد. این سِمَت که به موجب آن، شخص یا مقامی متصدی امور دیگران شده و مانند شخصیتی واقعی کارهای [[زندگی]] آنها را [[اداره]] مینماید، "[[ولایت]]" نامیده میشود<ref>محمدحسین طباطبائی، رساله مرجعیت و زعامت، ص۷۴.</ref><ref>[[هادی اکبری ملکآبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۲۱۴-۲۲۱.</ref>. | ||
====رابطه [[اولیالامر]] و [[ولایت]] [[زعامت]]=== | ====رابطه [[اولیالامر]] و [[ولایت]] [[زعامت]]==== | ||
[[علامه]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> به دو [[شأن]] از [[شئون پیامبر]] اکرم{{صل}} اشاره کرده است: | *[[علامه طباطبائی]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref> به دو [[شأن]] از [[شئون پیامبر]] اکرم{{صل}} اشاره کرده است: [[خدای تعالی]] از این [[دستور]] که [[مردم]] او را [[اطاعت]] کنند منظوری جز این ندارد که ما او را در آنچه از طریق [[پیامبر]] عزیزش به سوی ما [[وحی]] کرده [[اطاعت]] کنیم و [[معارف]] و شرایعش را به کار بندیم و اما [[رسول]] گرامیاش دو جنبه دارد؛ یکی: جنبه [[تشریع]]، بدانچه پروردگارش از غیر طریق [[قرآن]] به او [[وحی]] فرموده؛ یعنی همان جزئیات و تفاصیل [[احکام]] که آن جناب برای کلّیات و مجملات کتاب و متعلقات آنها [[تشریع]] کردند، و [[خدای تعالی]] در این باره فرموده: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>؛ دوم یک دسته دیگر از [[احکام]] و آرایی است که آن جناب به مقتضای [[ولایتی]] که بر [[مردم]] داشتند و زمام [[حکومت]] و [[قضا]] را در دست داشتند صادر میکردند، و [[خدای تعالی]] در این باره فرموده: {{متن قرآن|لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ}}<ref>«در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref> و این همان رأیی است که [[رسول خدا]]{{صل}} با آن بر [[ظواهر]] [[قوانین]] [[قضا]] در بین [[مردم]] [[حکم]] میکرد. و همچنین آن رأیی است که در امور مهم به کار میبست، و [[خدای تعالی]] دستورش داده بود که وقتی میخواهد آن [[رأی]] را به کار بزند، قبلاً [[مشورت]] بکند، و فرموده: {{متن قرآن|وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ}}<ref>«و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>. ملاحظه میفرمایید که [[مردم]] را در [[مشورت]] [[شرکت]] داده، ولی در تصمیمگیری شرکت نداده، و تصمیمِ خود آن جناب (به [[تنهایی]]) را معتبر شمرده است<ref>المیزان، ج۴، ص۳۸۷.</ref>. | ||
[[خدای تعالی]] از این [[دستور]] که [[مردم]] او را [[اطاعت]] کنند منظوری جز این ندارد که ما او را در آنچه از طریق [[پیامبر]] عزیزش به سوی ما [[وحی]] کرده [[اطاعت]] کنیم و [[معارف]] و شرایعش را به کار بندیم و اما [[رسول]] گرامیاش دو جنبه دارد؛ یکی: جنبه [[تشریع]]، بدانچه پروردگارش از غیر طریق [[قرآن]] به او [[وحی]] فرموده؛ یعنی همان جزئیات و تفاصیل [[احکام]] که آن جناب برای کلّیات و مجملات کتاب و متعلقات آنها [[تشریع]] کردند، و [[خدای تعالی]] در این باره فرموده: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}}<ref> | *با توجه به مطلب یاد شده روشن میشود که [[اطاعت رسول]]، معنایی، و [[اطاعت]] [[خدای سبحان]]، معنایی دیگر دارد هرچند [[اطاعت از رسول خدا]]{{صل}}، در [[حقیقت]] [[اطاعت از خدا]] نیز هست، چون تشریع کننده تنها خداست، زیرا اوست که اطاعتش [[واجب]] است، چنانکه در [[آیه]]: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref>، [[وجوب اطاعت]] [[رسول]] را هم منوط به [[اذن خدا]] دانسته، پس بر [[مردم]] [[واجب]] است [[رسول]] را در دو [[ناحیه]] [[اطاعت]] کنند؛ یکی: [[ناحیه]] احکامی که به [[وسیله]] [[وحی]] بیان میکند، و دیگر: احکامی که خودش در قالب نظریه و [[رأی]] صادر مینماید<ref>المیزان، ص۳۸۸.</ref>. | ||
با توجه به مطلب یاد شده روشن میشود که [[اطاعت رسول]]، معنایی، و [[اطاعت]] [[خدای سبحان]]، معنایی دیگر دارد هرچند [[اطاعت از رسول خدا]]{{صل}}، در [[حقیقت]] [[اطاعت از خدا]] نیز هست، چون | *اینکه [[خداوند]] در [[آیه]] مذکور، کلمه {{متن قرآن|أَطِيعُوا}} را دوبار تکرار کرده به [[دلیل]] این است که بفهماند [[اطاعت خدا]] یک نحوه [[اطاعت]] است و [[اطاعت رسول]] نحوهای دیگر. اما [[اولیالامر]] - هرکس که باشند - بهرهای از [[وحی]] ندارند، و کار آنان تنها صادر نمودن آرایی است که به نظرشان صحیح میرسد، و [[اطاعت]] آنان در آن آرا و در اقوالشان بر [[مردم]] [[واجب]] است، همانطور که [[اطاعت رسول]] در آرایَش و اقوالش بر [[مردم]] [[واجب]] بود. [[اولیالامر]] [[حق]] ندارند [[حکم]] جدیدی غیر از [[حکم خدا]] و [[رسول]] وضع کنند، و نیز نمیتوانند حکمی از [[احکام ثابت]] در کتاب و [[سنّت]] را نَسخ نمایند. پس [[اولیالامر]]، اختیاری در تشریح [[شرایع]] و یا [[نسخ]] آن ندارند، و تنها امتیازشان بر دیگران این است که [[حکم خدا]] و [[رسول]]، یعنی کتاب و [[سنّت]] به آنان سپرده شده، لذا [[خدای تعالی]] در [[آیه]] ۵۹ [[سوره نساء]]، که سخن در ردّ [[حکم]] دارد، نام آنان را [[نبرد]]، و فقط فرمود: {{متن قرآن|فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ...}}، از اینجا میفهمیم که [[خدای تعالی]] یک [[اطاعت]] دارد و [[رسول]] و [[اولیالامر]] هم یک [[اطاعت]] دارند، و به همین جهت فرمود: {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref><ref>المیزان، ج۴، ص۳۹۰.</ref><ref>[[هادی اکبری ملکآبادی|اکبری]] و [[رقیه یوسفی سوته|یوسفی]]، [[ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی (کتاب)| ولایت از دیدگاه علامه طباطبایی]]، ص۲۲۱-۲۲۴.</ref>. | ||
اینکه [[خداوند]] در [[آیه]] مذکور، کلمه {{متن قرآن|أَطِيعُوا}} را دوبار تکرار کرده به [[دلیل]] این است که بفهماند [[اطاعت خدا]] یک نحوه [[اطاعت]] است و [[اطاعت رسول]] نحوهای دیگر. اما [[اولیالامر]] - هرکس که باشند - بهرهای از [[وحی]] ندارند، و کار آنان تنها صادر نمودن آرایی است که به نظرشان صحیح | |||
==منابع== | ==منابع== | ||