طاغوت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۰
خط ۴۴: خط ۴۴:
*[[سند]] دوم نیز صحیح است؛ زیرا تمام [[رجال]] آن همگی ثقات‌اند، تنها کسی که وثاقتش ممکن است مورد تردید قرار بگیرد، [[محمد]] بن بکر نقّاش [[قمی]] است که از او به [[محمد]] بن بکران نیز تعبیر شده است. نامبرده از [[مشایخ]] [[صدوق]] است و [[صدوق]] بر او ترضی کرده است و در محل خود توضیح داده‌ایم که ترضّی [[صدوق]] بیش از توثیق را می‌رساند.
*[[سند]] دوم نیز صحیح است؛ زیرا تمام [[رجال]] آن همگی ثقات‌اند، تنها کسی که وثاقتش ممکن است مورد تردید قرار بگیرد، [[محمد]] بن بکر نقّاش [[قمی]] است که از او به [[محمد]] بن بکران نیز تعبیر شده است. نامبرده از [[مشایخ]] [[صدوق]] است و [[صدوق]] بر او ترضی کرده است و در محل خود توضیح داده‌ایم که ترضّی [[صدوق]] بیش از توثیق را می‌رساند.
*در هر صورت، این [[روایت]] از نظر [[سند]] محل اشکال نیست و عبارت "ضلاله" در این [[روایت]] که قید "رایه" آمده است، [[روایت]] قبلی، یعنی صحیحه [[ابوبصیر]] را تقیید می‌زند.
*در هر صورت، این [[روایت]] از نظر [[سند]] محل اشکال نیست و عبارت "ضلاله" در این [[روایت]] که قید "رایه" آمده است، [[روایت]] قبلی، یعنی صحیحه [[ابوبصیر]] را تقیید می‌زند.
*افزون بر این، قرائن فراوانی وجود دارد که این قید را مورد [[تأیید]] و تأکید قرار می‌دهند؛ از جمله صحیحه [[عیص بن القاسم]] از [[امام صادق]]{{ع}} در مورد [[زید بن علی]]{{عم}} که در ضمن آن آمده است: "هرگاه شخصی از ما شما را به [[قیام]] فراخواند بنگرید که برای چه چیزی [[قیام]] می‌کنید، نگویید [[زید]] [[قیام]] کرد، زیرا [[زید]] دانشمندی [[راستگو]] بود و شما را برای [[امامت]] خود فرانخواند بلکه به [[امامت]] {{متن حدیث|الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}} فراخواند و چنانچه [[پیروز]] می‌شد به آنچه شما را بدان فرا‌خواند [[وفا]] می‌کرد، او برای براندازی [[سلطنت]] گردآمده‌ای بپا خاست... تا آخر [[روایت]]"
*افزون بر این، قرائن فراوانی وجود دارد که این قید را مورد [[تأیید]] و تأکید قرار می‌دهند؛ از جمله صحیحه [[عیص بن القاسم]] از [[امام صادق]]{{ع}} در مورد [[زید بن علی]]{{عم}} که در ضمن آن آمده است: "هرگاه شخصی از ما شما را به [[قیام]] فراخواند بنگرید که برای چه چیزی [[قیام]] می‌کنید، نگویید [[زید]] [[قیام]] کرد، زیرا [[زید]] دانشمندی [[راستگو]] بود و شما را برای [[امامت]] خود فرانخواند بلکه به [[امامت]] {{متن حدیث|الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}} فراخواند و چنانچه [[پیروز]] می‌شد به آنچه شما را بدان فرا‌خواند [[وفا]] می‌کرد، او برای براندازی [[سلطنت]] گرد آمده‌ای بپا خاست... تا آخر [[روایت]]"<ref>{{متن حدیث|إِنْ أَتَاكُمْ آتٍ مِنَّا فَانْظُرُوا عَلَى أَيِّ شَيْءٍ تَخْرُجُونَ وَ لَا تَقُولُوا خَرَجَ زَيْدٌ- فَإِنَّ زَيْداً كَانَ عَالِماً وَ كَانَ صَدُوقاً وَ لَمْ يَدْعُكُمْ إِلَى نَفْسِهِ وَ إِنَّمَا دَعَاكُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}} وَ لَوْ ظَهَرَ لَوَفَى بِمَا دَعَاكُمْ إِلَيْهِ إِنَّمَا خَرَجَ إِلَى سُلْطَانٍ مُجْتَمِعٍ لَيَنْقُضَهُ... الی آخر الحديث}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۵، ابواب جهاد العدو، ص۵۰، باب۱۳، ح۱.</ref>.
<ref>{{متن حدیث|إِنْ أَتَاكُمْ آتٍ مِنَّا فَانْظُرُوا عَلَى أَيِّ شَيْءٍ تَخْرُجُونَ وَ لَا تَقُولُوا خَرَجَ زَيْدٌ- فَإِنَّ زَيْداً كَانَ عَالِماً وَ كَانَ صَدُوقاً وَ لَمْ يَدْعُكُمْ إِلَى نَفْسِهِ وَ إِنَّمَا دَعَاكُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}} وَ لَوْ ظَهَرَ لَوَفَى بِمَا دَعَاكُمْ إِلَيْهِ إِنَّمَا خَرَجَ إِلَى سُلْطَانٍ مُجْتَمِعٍ لَيَنْقُضَهُ... الی آخر الحديث}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۵، ابواب جهاد العدو، ص۵۰، باب۱۳، ح۱.</ref>.
*در این [[روایت]]، [[امام صادق]]{{ع}} [[قیام زید بن علی]] را [[تأیید]] فرموده و علّت این [[تأیید]] را نیز با عبارت {{متن حدیث|فَإِنَّ زَيْداً...}} بیان فرموده است که عبارت است از:
*در این [[روایت]]، [[امام صادق]]{{ع}} [[قیام زید بن علی]] را [[تأیید]] فرموده و علّت این [[تأیید]] را نیز با عبارت {{متن حدیث|فَإِنَّ زَيْداً...}} بیان فرموده است که عبارت است از:
#شما را برای [[امامت]] خود فرانخواند بلکه به [[امامت]] رضای از [[آل‌محمد]]{{صل}} فراخواند.<ref>{{متن حدیث|لَمْ يَدْعُكُمْ إِلَى نَفْسِهِ وَ إِنَّمَا دَعَاكُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ}}؛</ref>
#شما را برای [[امامت]] خود فرانخواند بلکه به [[امامت]] رضای از [[آل‌محمد]]{{صل}} فراخواند.<ref>{{متن حدیث|لَمْ يَدْعُكُمْ إِلَى نَفْسِهِ وَ إِنَّمَا دَعَاكُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ}}؛</ref>
#تنها برای براندازی [[سلطنت]] گردآمده‌ای بپا خاست.<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا خَرَجَ إِلَى سُلْطَانٍ مُجْتَمِعٍ لَيَنْقُضَهُ}}.</ref>
#تنها برای براندازی [[سلطنت]] گرد آمده‌ای بپا خاست.<ref>{{متن حدیث|إِنَّمَا خَرَجَ إِلَى سُلْطَانٍ مُجْتَمِعٍ لَيَنْقُضَهُ}}.</ref>
*بنابراین، آنجا که این دو سبب - یعنی عدم [[دعوت]] إلی النفس و [[دعوت]] إلی [[الرضا]] من [[آل محمد]] و نیز [[خروج]] برای درهم شکستن [[سلطنت]] [[جور]] - وجود داشته باشد [[قیام]]، مورد [[تأیید]] [[ائمه اطهار]]{{عم}} است و مؤید این [[روایت]]، [[روایات]] دیگری است که در [[تأیید]] [[قیام زید بن علی]]{{عم}} وارد شده است؛ نظیر روایتی که [[صدوق]] به سندش از [[امام رضا]]{{ع}} [[روایت]] می‌‌کند: به [[مأمون]] فرمود: برادرم [[زید]] را به [[زید بن علی]] [[قیاس]] مکن زیرا [[زید بن علی]] از علمای [[آل محمد]]{{صل}} بود. برای [[خدا]] [[خشم]] کرد و با [[دشمنان خدا]] [[جهاد]] نمود تا در [[راه خدا]] کشته شد، همانا پدرم [[موسی بن جعفر]]{{ع}} از پدرش [[جعفر بن محمد]]{{ع}} شنید که می‌گفت: خدای [[رحمت]] کند عمویم [[زید]] را که [[مردم]] را به سوی رضای از [[آل محمد]]{{صل}} فراخواند و اگر [[پیروز]] می‌شد بدانچه [[دعوت]] کرده بود عمل می‌کرد و [[وفا]] می‌نمود <ref>{{متن حدیث|أَنَّهُ قَالَ لِلْمَأْمُونِ لَا تَقِسْ أَخِي زَيْداً إِلَى زَيْدِ بْنِ عَلِيٍ -فَإِنَّهُ كَانَ مِنْ عُلَمَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}- غَضِبَ لِلَّهِ فَجَاهَدَ أَعْدَاءَهُ حَتَّى قُتِلَ فِي سَبِيلِهِ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ- أَنَّهُ سَمِعَ أَبَاهُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ{{ع}} يَقُولُ: رَحِمَ اللَّهُ عَمِّي زَيْداً إِنَّهُ دَعَا إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوْ ظَفِرَ لَوَفَى بِمَا دَعَا إِلَيْهِ...}}</ref>- تا آنجا که فرمود: - همانا [[زید بن علی]] آنچه را [[حق]] خود نبود ادعا نمی‌کرد، و [[خدا]] ترس‌تر از این بود که چنین ادعایی بکند، او گفت: شما را به رضای از [[آل محمد]]{{صل}} فرامی‌خوانم<ref>{{متن حدیث|إِنَّ زَيْدَ بْنَ عَلِيٍّ لَمْ يَدَّعِ مَا لَيْسَ لَهُ بِحَقٍّ وَ إِنَّهُ كَانَ أَتْقَى لِلَّهِ مِنْ ذَلِكَ إِنَّهُ قَالَ: أَدْعُوكُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۵۴، باب۱۳، ح۱۱.</ref>.
*بنابراین، آنجا که این دو سبب - یعنی عدم [[دعوت]] إلی النفس و [[دعوت]] إلی [[الرضا]] من [[آل محمد]] و نیز [[خروج]] برای درهم شکستن [[سلطنت]] [[جور]] - وجود داشته باشد [[قیام]]، مورد [[تأیید]] [[ائمه اطهار]]{{عم}} است و مؤید این [[روایت]]، [[روایات]] دیگری است که در [[تأیید]] [[قیام زید بن علی]]{{عم}} وارد شده است؛ نظیر روایتی که [[صدوق]] به سندش از [[امام رضا]]{{ع}} [[روایت]] می‌‌کند: به [[مأمون]] فرمود: برادرم [[زید]] را به [[زید بن علی]] [[قیاس]] مکن زیرا [[زید بن علی]] از علمای [[آل محمد]]{{صل}} بود. برای [[خدا]] [[خشم]] کرد و با [[دشمنان خدا]] [[جهاد]] نمود تا در [[راه خدا]] کشته شد، همانا پدرم [[موسی بن جعفر]]{{ع}} از پدرش [[جعفر بن محمد]]{{ع}} شنید که می‌گفت: خدای [[رحمت]] کند عمویم [[زید]] را که [[مردم]] را به سوی رضای از [[آل محمد]]{{صل}} فراخواند و اگر [[پیروز]] می‌شد بدانچه [[دعوت]] کرده بود عمل می‌کرد و [[وفا]] می‌نمود <ref>{{متن حدیث|أَنَّهُ قَالَ لِلْمَأْمُونِ لَا تَقِسْ أَخِي زَيْداً إِلَى زَيْدِ بْنِ عَلِيٍ -فَإِنَّهُ كَانَ مِنْ عُلَمَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}- غَضِبَ لِلَّهِ فَجَاهَدَ أَعْدَاءَهُ حَتَّى قُتِلَ فِي سَبِيلِهِ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ- أَنَّهُ سَمِعَ أَبَاهُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ{{ع}} يَقُولُ: رَحِمَ اللَّهُ عَمِّي زَيْداً إِنَّهُ دَعَا إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوْ ظَفِرَ لَوَفَى بِمَا دَعَا إِلَيْهِ...}}</ref>- تا آنجا که فرمود: - همانا [[زید بن علی]] آنچه را [[حق]] خود نبود ادعا نمی‌کرد، و [[خدا]] ترس‌تر از این بود که چنین ادعایی بکند، او گفت: شما را به رضای از [[آل محمد]]{{صل}} فرامی‌خوانم<ref>{{متن حدیث|إِنَّ زَيْدَ بْنَ عَلِيٍّ لَمْ يَدَّعِ مَا لَيْسَ لَهُ بِحَقٍّ وَ إِنَّهُ كَانَ أَتْقَى لِلَّهِ مِنْ ذَلِكَ إِنَّهُ قَالَ: أَدْعُوكُمْ إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۵۴، باب۱۳، ح۱۱.</ref>.
*از این [[روایت]] نیز همان استفاده می‌شود که در [[روایت]] پیشین گفتیم. این دو [[روایت]] و [[روایات]] متعدّد دیگری که بعد از این متعرّض خواهیم شد به [[تواتر اجمالی]]، این معنا را ثابت می‌کنند که [[قیام]] علیه [[حاکمان]] [[جائر]] به قصد [[برپایی حکومت]] {{متن حدیث|الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}} به معنای [[حکومتی]] که بر اساس [[رهبری]] [[ائمه اطهار]]{{عم}} برپا گردد و [[پرچم]] برافراشته آن، [[پرچم]] برافراشته آنان باشد نه پرچمی در عرض [[پرچم]] آنان، نه تنها مورد [[نهی]] قرار نگرفته، بلکه مؤکّداً مورد [[تأیید]] [[ائمه اطهار]]{{عم}} قرار گرفته است.
*از این [[روایت]] نیز همان استفاده می‌شود که در [[روایت]] پیشین گفتیم. این دو [[روایت]] و [[روایات]] متعدّد دیگری که بعد از این متعرّض خواهیم شد به [[تواتر اجمالی]]، این معنا را ثابت می‌کنند که [[قیام]] علیه [[حاکمان]] [[جائر]] به قصد [[برپایی حکومت]] {{متن حدیث|الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}} به معنای [[حکومتی]] که بر اساس [[رهبری]] [[ائمه اطهار]]{{عم}} برپا گردد و [[پرچم]] برافراشته آن، [[پرچم]] برافراشته آنان باشد نه پرچمی در عرض [[پرچم]] آنان، نه تنها مورد [[نهی]] قرار نگرفته، بلکه مؤکّداً مورد [[تأیید]] [[ائمه اطهار]]{{عم}} قرار گرفته است.
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش