بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{ولایت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
{{ولایت}} | {{ولایت}} | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[عقل]]''' است. "''' | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[عقل]]''' است. "'''عقل نظری'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[عقل نظری در قرآن]] | [[عقل نظری در حدیث]] | [[عقل نظری در اخلاق اسلامی]] | [[عقل نظری در عرفان اسلامی]]</div> | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[عقل نظری در قرآن]] | [[عقل نظری در حدیث]] | [[عقل نظری در اخلاق اسلامی]] | [[عقل نظری در عرفان اسلامی]]</div> | ||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*حكما [[عقل]] را به دو قسم نظری و عملی تقسیم میکنند، ولی در تصویر تفاوت [[عقل]] عملی با | *حكما [[عقل]] را به دو قسم نظری و عملی تقسیم میکنند، ولی در تصویر تفاوت [[عقل]] عملی با عقل نظری و [[تعیین]] [[وظیفه]] هریک، با هم [[اختلاف]] دارند. تفاوت عقل نظری و [[عقل]] عملی به دو صورت تصویر شده است: | ||
==تفاوت غایی== | ==تفاوت غایی== | ||
*گروهی معتقدند [[عقل]] مبدأ [[ادراک]] است و در این جهت هیچ فرقی بین | *گروهی معتقدند [[عقل]] مبدأ [[ادراک]] است و در این جهت هیچ فرقی بین عقل نظری و [[عقل]] عملی نیست، تنها تفاوت این دو با هم، در [[مقام]] [[غایت]] است. هنگامی که [[هدف]] از [[ادراک]] چیزی فقط دانستن آن باشد، مبدأ آن [[ادراک]] را عقل نظری مینامند؛ مثل [[ادراک]] حقایق وجود و اگر [[هدف]] از [[ادراک]] چیزی عمل به آن باشد مبدأ آن [[ادراک]] را [[عقل]] عملی میگویند؛ مثل [[ادراک]] [[حسن]] [[صدق]] و [[قبح]] [[کذب]]. | ||
*طبق این نظر [[عقل]] عملی همانند | *طبق این نظر [[عقل]] عملی همانند عقل نظری مبدأ [[ادراک]] است نه مبدأ تحریک<ref>محمدرضا مظفر، المنطق، ج۳۴۳.</ref><ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱،ص۱۷۱.</ref>. | ||
==تفاوت جوهری== | ==تفاوت جوهری== | ||
*گروه دیگری معتقدند مبدأ [[ادراک]] در وجود [[انسان]]، همان | *گروه دیگری معتقدند مبدأ [[ادراک]] در وجود [[انسان]]، همان عقل نظری است؛ خواه [[هدف]] از [[ادراک]] خود دانستن باشد یا عمل کردن؛ بنابراین، [[ادراک]] [[وظیفه]] عقل نظری است و [[عقل]] عملی هیچ دخالتی در [[ادراک]] ندارد. [[وظیفه]] [[عقل]] عملی اجرای [[فرامین]] عقل نظری و تحریک [[قوة]] [[غضب]] و [[شهوت]] برای اجرای آن [[احکام]] است<ref>محمدمهدی نراقی، جامع السعادات، ج۱، ص۵۷؛ محمد صالح مازندرانی، شرح اصول کافی، ج۱، ص۷۴.</ref>. بنابراین عقل نظری و [[عقل]] عملی از نظر جوهر متفاوتاند. | ||
*طرفدارن این نظریه برای تحول و [[تکامل عقل]] نظری و [[عقل]] عملی مراحلی را برشمردهاند. این مراحل را از [[کلام]] [[شهید ثانی]] نام میبریم: | *طرفدارن این نظریه برای تحول و [[تکامل عقل]] نظری و [[عقل]] عملی مراحلی را برشمردهاند. این مراحل را از [[کلام]] [[شهید ثانی]] نام میبریم: | ||
*اولین مرحله | *اولین مرحله عقل نظری که دورترین مرحله آن از [[نقطه کمال]] [[عقل]] محسوب میشود، [[عقل]] هیولایی است. به این معنی که [[انسان]] فقط از استعداد [[ادراک]] برخوردار است. | ||
*مرحله دوم اینکه [[انسان]] مسائل ضروری را بالفعل [[درک]] کند و برای [[درک]] مسائل نظری آماده شود. این مرحله [[عقل]] بالملكه نامیده میشود؛ زیرا در این مرحله، استعداد انتقال به معقولات نظری در [[انسان]] [[راسخ]] شده، به صورت ملکه در میآید. [[انسان]] هنگامی که به این مرحله برسد، صلاحیت [[تکلیف]] پیدا میکند. | *مرحله دوم اینکه [[انسان]] مسائل ضروری را بالفعل [[درک]] کند و برای [[درک]] مسائل نظری آماده شود. این مرحله [[عقل]] بالملكه نامیده میشود؛ زیرا در این مرحله، استعداد انتقال به معقولات نظری در [[انسان]] [[راسخ]] شده، به صورت ملکه در میآید. [[انسان]] هنگامی که به این مرحله برسد، صلاحیت [[تکلیف]] پیدا میکند. | ||
*مرحله سوم این است که [[انسان]] مسائل نظری را [[درک]] کرده و هر وقت بخواهد با یک التفات آنها را در نظر میآورد، بدون اینکه به کسب جدید نیاز باشد؛ این مرحله، [[عقل]] بالفعل نامیده میشود. | *مرحله سوم این است که [[انسان]] مسائل نظری را [[درک]] کرده و هر وقت بخواهد با یک التفات آنها را در نظر میآورد، بدون اینکه به کسب جدید نیاز باشد؛ این مرحله، [[عقل]] بالفعل نامیده میشود. | ||
*مرحله چهارم که مرحله کمال | *مرحله چهارم که مرحله کمال عقل نظری است، این است که معقولات نظری را [[مشاهده]] میکند. این مرحله را [[عقل]] مستفاد مینامند، زیرا این كمال تنها از راه [[ارتباط]] با [[عقل]] فعال که خارج از وجود [[انسان]] است به دست میآید. | ||
*بنابراین [[عقل]] هیولایی و [[عقل]] بالملكه، در [[حقیقت]]، استعداد و [[آمادگی]] کمالاند. [[عقل]] مستفاد از نظر تحقق بر [[عقل]] بالفعل مقدم است؛ چون بدون مشاهده مكرر، [[قدرت]] استحضار به دست نمیآید، پس [[عقل]] بالفعل هر چند در بقا متأخر از [[عقل]] مستفاد است و پس از [[زوال]] [[مشاهده]] حدوث بر او مقدم است و هم از این رو برخی آن را در مرحله چهارم و پس از مستفاد قرار دادهاند<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱،ص۱۷۱-۱۷۲.</ref>. | *بنابراین [[عقل]] هیولایی و [[عقل]] بالملكه، در [[حقیقت]]، استعداد و [[آمادگی]] کمالاند. [[عقل]] مستفاد از نظر تحقق بر [[عقل]] بالفعل مقدم است؛ چون بدون مشاهده مكرر، [[قدرت]] استحضار به دست نمیآید، پس [[عقل]] بالفعل هر چند در بقا متأخر از [[عقل]] مستفاد است و پس از [[زوال]] [[مشاهده]] حدوث بر او مقدم است و هم از این رو برخی آن را در مرحله چهارم و پس از مستفاد قرار دادهاند<ref>[[مجتبی تهرانی|تهرانی، مجتبی]]، [[اخلاق الاهی ج۱ (کتاب)|اخلاق الاهی]]، ج۱،ص۱۷۱-۱۷۲.</ref>. | ||