جز
جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله'
جز (جایگزینی متن - 'سعیدیانفر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، [[فرهنگنامه' به 'سعیدیانفر و ایازی، [[فرهنگنامه') |
جز (جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله') |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
==[[خاتمیت]] در [[آیات قرآن]]== | ==[[خاتمیت]] در [[آیات قرآن]]== | ||
*نُه [[آیه]] از [[آیات قرآنی]]، بر [[خاتمیت]] [[نبوت]] [[پیامبر اکرم|رسول خدا]]{{صل}} دلالت میکنند<ref>هشت آیه دیگر عبارتاند از: فصلت:۴۱ – ۴۴؛ انعام:۲۰ و ۱۱۵؛ سبأ:۲۸؛ اعراف:۱۵۸؛ قلم:۵۲؛ انبیا:۱۰۷.</ref>. در اینجا به یک [[آیه]] اشاره میگردد و در ادامه بحث نیز به برخی [[آیات]] دیگر اشاره خواهد شد: {{متن قرآن|مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref> محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره احزاب، آیه: ۴۰.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | *نُه [[آیه]] از [[آیات قرآنی]]، بر [[خاتمیت]] [[نبوت]] [[پیامبر اکرم|رسول خدا]]{{صل}} دلالت میکنند<ref>هشت آیه دیگر عبارتاند از: فصلت:۴۱ – ۴۴؛ انعام:۲۰ و ۱۱۵؛ سبأ:۲۸؛ اعراف:۱۵۸؛ قلم:۵۲؛ انبیا:۱۰۷.</ref>. در اینجا به یک [[آیه]] اشاره میگردد و در ادامه بحث نیز به برخی [[آیات]] دیگر اشاره خواهد شد: {{متن قرآن|مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref> محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست؛ سوره احزاب، آیه: ۴۰.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | ||
*در زبان [[عرب]]، معنای اصلی "خَتم"، رسیدن به پایان هر چیزی است، واژه خاتَم یا خاتِم اسمی است مشتق از آن و به معنای چیزی است که به | *در زبان [[عرب]]، معنای اصلی "خَتم"، رسیدن به پایان هر چیزی است، واژه خاتَم یا خاتِم اسمی است مشتق از آن و به معنای چیزی است که به وسیله آن به کاری پایان داده میشود<ref>لسان العرب، ج۱۲، ص۱۶۴؛ تاج العروس، ج۱۶، ص۱۹۱؛ معجم مقاییس اللغه، ج۲، ص۲۴۶.</ref>. ازاینرو {{متن قرآن|خَاتَمَ النَّبِيِّينَ}}، یعنی کسی که آخرینِ [[پیامبران]] میباشد و سلسله [[نبوت]] به او پایان میپذیرد<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | ||
*درباره دلالت این [[آیه]] بر [[خاتمیت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دو اشکال مطرح شده است<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>: | *درباره دلالت این [[آیه]] بر [[خاتمیت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دو اشکال مطرح شده است<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>: | ||
#به فرض اینکه خاتم به همان معنای معروف باشد، مفاد [[آیه]] این است که سلسله "نبیین" بهوسیله آن [[حضرت]] ختم شده نه اینکه سلسله "[[رسولان]]" هم ختم شده باشد<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | #به فرض اینکه خاتم به همان معنای معروف باشد، مفاد [[آیه]] این است که سلسله "نبیین" بهوسیله آن [[حضرت]] ختم شده نه اینکه سلسله "[[رسولان]]" هم ختم شده باشد<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
*پاسخ اشکال اول: این است که هر [[پیامبری]] که دارای [[مقام]] [[رسالت]] باشد دارای [[مقام]] [[نبوت]] هم هست و با پایان یافتن سلسله [[انبیا]]، سلسله [[رسولان]] هم پایان مییابد<ref>آموزش عقائد، ص۲۸۸.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | *پاسخ اشکال اول: این است که هر [[پیامبری]] که دارای [[مقام]] [[رسالت]] باشد دارای [[مقام]] [[نبوت]] هم هست و با پایان یافتن سلسله [[انبیا]]، سلسله [[رسولان]] هم پایان مییابد<ref>آموزش عقائد، ص۲۸۸.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | ||
*اما پاسخ اشکال دوم: این است که "خاتَم" (بر وزن حاتم) آنگونه که لغتشناسان گفتهاند به معنی چیزی است که بهوسیله آن، امری پایان داده میشود، و نیز به معنی چیزی آمده است که با آن اوراق و مانند آن را [[مُهر]] میکنند. | *اما پاسخ اشکال دوم: این است که "خاتَم" (بر وزن حاتم) آنگونه که لغتشناسان گفتهاند به معنی چیزی است که بهوسیله آن، امری پایان داده میشود، و نیز به معنی چیزی آمده است که با آن اوراق و مانند آن را [[مُهر]] میکنند. | ||
این امر معمول بوده و هست که وقتی میخواهند درِ [[نامه]] یا ظرف یا خانهای را ببندند و کسی آن را باز نکند، روی در یا روی قفل آن ماده چسبندهای میگذارند و روی آن مهری میزنند که امروز از آن تعبیر به "لاک و مهر" میشود. مُهری را که بر اینگونه اشیاء میزنند "خاتَم" میگویند، لذا در بعضی از کتب معروف لغت در معنی خاتم "ما یوضع [[علی]] الطینه" گفته شده است<ref>لسان العرب، ج۱۲، ص۱۶۳.</ref>. اینها همه بدان سبب است که این کلمه از ریشه "ختم" به معنی "پایان" گرفته شده، و ازآنجاکه این کار (مهر زدن) در خاتمه و پایان قرار میگیرد نام "خاتم" بر | این امر معمول بوده و هست که وقتی میخواهند درِ [[نامه]] یا ظرف یا خانهای را ببندند و کسی آن را باز نکند، روی در یا روی قفل آن ماده چسبندهای میگذارند و روی آن مهری میزنند که امروز از آن تعبیر به "لاک و مهر" میشود. مُهری را که بر اینگونه اشیاء میزنند "خاتَم" میگویند، لذا در بعضی از کتب معروف لغت در معنی خاتم "ما یوضع [[علی]] الطینه" گفته شده است<ref>لسان العرب، ج۱۲، ص۱۶۳.</ref>. اینها همه بدان سبب است که این کلمه از ریشه "ختم" به معنی "پایان" گرفته شده، و ازآنجاکه این کار (مهر زدن) در خاتمه و پایان قرار میگیرد نام "خاتم" بر وسیله آن گذارده شده است<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | ||
*با این [[وصف]]، اگر میبینیم یکی از معانی "خاتم" [[انگشتر]] است آن نیز به همین [[دلیل]] است که نقش مهرها را معمولاً روی انگشترهایشان میکندند و بهوسیله [[انگشتر]] [[نامهها]] را مهر میکردند، لذا در حالات [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه|ائمه هدی]] شخصیتهای دیگری از جمله مسائلی که مطرح میشود نقش خاتم آنهاست<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | *با این [[وصف]]، اگر میبینیم یکی از معانی "خاتم" [[انگشتر]] است آن نیز به همین [[دلیل]] است که نقش مهرها را معمولاً روی انگشترهایشان میکندند و بهوسیله [[انگشتر]] [[نامهها]] را مهر میکردند، لذا در حالات [[پیامبر]]{{صل}} و [[ائمه|ائمه هدی]] شخصیتهای دیگری از جمله مسائلی که مطرح میشود نقش خاتم آنهاست<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | ||
*با این بیان بهخوبی روشن میشود که خاتم گر چه امروز به [[انگشتر]] تزیینی نیز اطلاق میشود، ولی ریشه اصلی آن از ختم به معنی پایان گرفته شده است و در آن روز به انگشترهایی میگفتند که با آن [[نامهها]] را مهر میکردند<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | *با این بیان بهخوبی روشن میشود که خاتم گر چه امروز به [[انگشتر]] تزیینی نیز اطلاق میشود، ولی ریشه اصلی آن از ختم به معنی پایان گرفته شده است و در آن روز به انگشترهایی میگفتند که با آن [[نامهها]] را مهر میکردند<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ج۱، ص۲۵۵ - ۲۶۴.</ref>. | ||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
==[[ختم نبوت]] از دیدگاه [[قرآن کریم]]== | ==[[ختم نبوت]] از دیدگاه [[قرآن کریم]]== | ||
*از مسلمات [[شریعت اسلام]] ختم سلسله [[نبوت]] و [[رسالت]] توسط [[رسول اکرم]] [[محمد مصطفی]]{{صل}} است. [[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] به صراحت این [[حقیقت]] را اعلام نموده و آن را در [[آیات]] متعدده با مضامین گوناگون مورد تأکید قرار داده است: | *از مسلمات [[شریعت اسلام]] ختم سلسله [[نبوت]] و [[رسالت]] توسط [[رسول اکرم]] [[محمد مصطفی]]{{صل}} است. [[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] به صراحت این [[حقیقت]] را اعلام نموده و آن را در [[آیات]] متعدده با مضامین گوناگون مورد تأکید قرار داده است: | ||
*در [[سورۀ احزاب]] میفرماید: {{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست» سوره احزاب، آیه ۴۰.</ref>. در این [[آیه]] [[ختم نبوت]] به | *در [[سورۀ احزاب]] میفرماید: {{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست» سوره احزاب، آیه ۴۰.</ref>. در این [[آیه]] [[ختم نبوت]] به وسیله [[رسول اکرم]]{{صل}} به صراحت اعلام گردیده است. | ||
*در جای دیگر میفرماید: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دینها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره صف، آیه ۹.</ref>. و همین [[آیه]] در [[سورۀ توبه]] نیز تکرار شده و بدین | *در جای دیگر میفرماید: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دینها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره صف، آیه ۹.</ref>. و همین [[آیه]] در [[سورۀ توبه]] نیز تکرار شده و بدین وسیله این [[حقیقت]] که [[دین اسلام]]، [[خاتم ادیان]] و [[دینی]] است که از سوی [[خدای متعال]] [[چیرگی]] و غلبۀ آن بر همۀ [[ادیان]] مقرر شده مورد تأکید قرار گرفته است. | ||
*و نیز فرموده است: {{متن قرآن|وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۸۵.</ref>. | *و نیز فرموده است: {{متن قرآن|وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره آل عمران، آیه ۸۵.</ref>. | ||
*و در [[سنت رسول خدا]]{{صل}} [[احادیث]] متواتره بر همین [[حقیقت]] تأکید دارند. از جمله [[حدیث متواتر]] معروف: "[[یا علی]] [[جایگاه]] تو نسبت به من به منزله [[جایگاه]] [[حضرت هارون]] است نسبت به [[حضرت موسی]]، الاّ اینکه بعد از من [[پیامبری]] نخواهد آمد"<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي}}؛ مسند احمد، ج۳، ص۳۲.</ref>. | *و در [[سنت رسول خدا]]{{صل}} [[احادیث]] متواتره بر همین [[حقیقت]] تأکید دارند. از جمله [[حدیث متواتر]] معروف: "[[یا علی]] [[جایگاه]] تو نسبت به من به منزله [[جایگاه]] [[حضرت هارون]] است نسبت به [[حضرت موسی]]، الاّ اینکه بعد از من [[پیامبری]] نخواهد آمد"<ref>{{متن حدیث|يَا عَلِيُّ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي}}؛ مسند احمد، ج۳، ص۳۲.</ref>. | ||