برهان در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله'
جز (جایگزینی متن - 'سعیدیانفر، محمد جعفر و ایازی، سید محمد علی، [[فرهنگنامه' به 'سعیدیانفر و ایازی، [[فرهنگنامه') |
جز (جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله') |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
:*روشنگر هر چیز {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ }} <ref> و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان گواه آوریم و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است؛ سوره نحل، آیه: ۸۹.</ref>، | :*روشنگر هر چیز {{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ }} <ref> و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان گواه آوریم و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است؛ سوره نحل، آیه: ۸۹.</ref>، | ||
:*ملاک [[هدایت]] {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ }} <ref> این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است؛ سوره بقره، آیه: ۲.</ref>، | :*ملاک [[هدایت]] {{متن قرآن|ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ }} <ref> این (آن) کتاب (است که) هیچ تردیدی در آن نیست، رهنمودی برای پرهیزگاران است؛ سوره بقره، آیه: ۲.</ref>، | ||
:*سبب تذکّر {{متن قرآن|وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ }} <ref> و در این قرآن برای مردم از هرگونه مثلی آوردهایم باشد که پند گیرند؛ سوره زمر، آیه: ۲۷.</ref>، | :*سبب تذکّر {{متن قرآن|وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ }} <ref> و در این قرآن برای مردم از هرگونه مثلی آوردهایم باشد که پند گیرند؛ سوره زمر، آیه: ۲۷.</ref>، وسیله تعقّل {{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ }} <ref> به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید؛ سوره زخرف، آیه: ۳.</ref>. | ||
:*و مایه [[علم]] {{متن قرآن|كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ }} <ref> کتابی است که آیات آن آشکار شده است، به گونه قرآنی عربی، برای گروهی که میدانند؛ سوره فصلت، آیه: ۳.</ref> است میتوان به طور [[قطع]] همه آن را یکپارچه مصداق بارز بلکه مصداق أتمّ [[برهان]] دانست و آن را به همین عنوان به جهانیان شناساند{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا }} <ref> ای مردم! به راستی برهانی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و نوری آشکار برای شما فرو فرستادهایم؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۴.</ref>. | :*و مایه [[علم]] {{متن قرآن|كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ }} <ref> کتابی است که آیات آن آشکار شده است، به گونه قرآنی عربی، برای گروهی که میدانند؛ سوره فصلت، آیه: ۳.</ref> است میتوان به طور [[قطع]] همه آن را یکپارچه مصداق بارز بلکه مصداق أتمّ [[برهان]] دانست و آن را به همین عنوان به جهانیان شناساند{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا }} <ref> ای مردم! به راستی برهانی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و نوری آشکار برای شما فرو فرستادهایم؛ سوره نساء، آیه: ۱۷۴.</ref>. | ||
* [[شاهد]] [[صدق]] ادّعای مزبور آن است که [[قرآن]] اساسیترین [[برهان]] بر [[حقانیّت]] [[رسالت]] [[خاتم پیامبران]]{{صل}} و بزرگترین [[معجزه جاوید]] آن [[حضرت]] است که تاکنون کسی نتوانسته و در [[آینده]] نیز نخواهد توانست نظیر آن را بیاورد، گذشته از این [[قرآن]] در بسیاری از موارد برای تبیین مسائل اساسی [[اعتقادی]] چون [[حقانیت]] [[خداوند متعال]] {{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ }} <ref> به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref> | * [[شاهد]] [[صدق]] ادّعای مزبور آن است که [[قرآن]] اساسیترین [[برهان]] بر [[حقانیّت]] [[رسالت]] [[خاتم پیامبران]]{{صل}} و بزرگترین [[معجزه جاوید]] آن [[حضرت]] است که تاکنون کسی نتوانسته و در [[آینده]] نیز نخواهد توانست نظیر آن را بیاورد، گذشته از این [[قرآن]] در بسیاری از موارد برای تبیین مسائل اساسی [[اعتقادی]] چون [[حقانیت]] [[خداوند متعال]] {{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ }} <ref> به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref> | ||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
==[[دعوت به دین]] با [[برهان]] و مطالبه آن از مدعیان== | ==[[دعوت به دین]] با [[برهان]] و مطالبه آن از مدعیان== | ||
*در [[حیات]] طیّبه [[انسانی]] [[برهان]] استوارترین روش در اندیشیدن است، ازاینرو [[قرآن کریم]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را موظّف میکند تا در مسیر [[دعوت]] [[انسانها]] به [[دین خدا]] در رأس همه راههای ممکن و قابل [[دفاع]] از [[برهان]] استفاده کند: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ}}<ref> مردم را به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بیگمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است؛ سوره نحل، آیه: ۱۲۵.</ref>. در این [[آیه شریفه]] برای [[دعوت به دین]] [[خدا]]، سه راه مطرح گردیده تا درخور استعداد افراد و بر حسب نیاز از آنها استفاده شود: [[حکمت]]، [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن. [[حکمت]]، [[دست]] یافتن به [[حق]] از راه [[علم]] و [[عقل]]، [[موعظه]]، تذکّر دادن به [[کار خیر]] در اموری که [[قلب]] در آنها [[رقت]] مییابد و [[جدال]]، [[برابری]] کردن با دیگران بر اساس برتریجویی و [[غلبه]] است. از [[تأمّل]] در این معانی چنین برمیآید که [[حکمت]] حجّتی است که بدون تردید، [[سستی]] و ابهام [[انسان]] را به [[حق]] نایل میکند و [[موعظه]] بیانی است که [[دل]] را نرم میسازد و [[جدال]] حجتی است که با تکیه بر مسلمات برای [[سست]] کردن مبانی [[خصم]] به کار میرود، بنابراین [[حکمت]] و [[موعظه]] و [[جدل]] مطرح در [[آیه]] به ترتیب بر [[برهان]] [[خطابه]] و [[جدل]] مصطلح در [[منطق]] منطبق میشود، جز آنکه [[خداوند]] [[موعظه]] را به «[[حسنه]]» و [[جدال]] را به «احسن» مقیّد ساخته است<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | *در [[حیات]] طیّبه [[انسانی]] [[برهان]] استوارترین روش در اندیشیدن است، ازاینرو [[قرآن کریم]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} را موظّف میکند تا در مسیر [[دعوت]] [[انسانها]] به [[دین خدا]] در رأس همه راههای ممکن و قابل [[دفاع]] از [[برهان]] استفاده کند: {{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ}}<ref> مردم را به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بیگمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است؛ سوره نحل، آیه: ۱۲۵.</ref>. در این [[آیه شریفه]] برای [[دعوت به دین]] [[خدا]]، سه راه مطرح گردیده تا درخور استعداد افراد و بر حسب نیاز از آنها استفاده شود: [[حکمت]]، [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن. [[حکمت]]، [[دست]] یافتن به [[حق]] از راه [[علم]] و [[عقل]]، [[موعظه]]، تذکّر دادن به [[کار خیر]] در اموری که [[قلب]] در آنها [[رقت]] مییابد و [[جدال]]، [[برابری]] کردن با دیگران بر اساس برتریجویی و [[غلبه]] است. از [[تأمّل]] در این معانی چنین برمیآید که [[حکمت]] حجّتی است که بدون تردید، [[سستی]] و ابهام [[انسان]] را به [[حق]] نایل میکند و [[موعظه]] بیانی است که [[دل]] را نرم میسازد و [[جدال]] حجتی است که با تکیه بر مسلمات برای [[سست]] کردن مبانی [[خصم]] به کار میرود، بنابراین [[حکمت]] و [[موعظه]] و [[جدل]] مطرح در [[آیه]] به ترتیب بر [[برهان]] [[خطابه]] و [[جدل]] مصطلح در [[منطق]] منطبق میشود، جز آنکه [[خداوند]] [[موعظه]] را به «[[حسنه]]» و [[جدال]] را به «احسن» مقیّد ساخته است<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
* [[حکمت]] به امور دیگری نیز [[تفسیر]] شده<ref>الکاشف، ج۴، ص۵۶۴؛ مواهب علیّة، ج۲، ص۴۰۳؛ تقریب القرآن الی الاذهان، ج۱۴، ص۱۶۸.</ref> که برخی از این [[تفسیرها]] با [[تفسیر]] [[حکمت]] به [[برهان]] قابل جمع است. برخی [[آیه]] یاد شده را همافق با [[آیه]] ۱۰۸ [[سوره یوسف]]: {{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}<ref> بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا میخوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم؛ سوره یوسف، آیه: ۱۰۸.</ref>. دانسته و افزودهاند: اینکه [[خداوند]] در این [[آیه]] به [[پیامبر]] [[فرمان]] میدهد تا بگوید راه من این است که با [[بصیرت]] کامل [[مردم]] را به [[خداوند]] فرا میخوانم، اشاره به این نکته است که [[دین اسلام]] [[دین]] [[حجّت]] و [[برهان]] است و هرگز نمیخواهد [[مردم]] ندانسته به آن بگروند. این [[دین]] [[نظام هستی]] را با همه [[اتقان]] و [[استحکام]] فرا روی عقلها مینهد تا در آن بیندیشند و بدین | * [[حکمت]] به امور دیگری نیز [[تفسیر]] شده<ref>الکاشف، ج۴، ص۵۶۴؛ مواهب علیّة، ج۲، ص۴۰۳؛ تقریب القرآن الی الاذهان، ج۱۴، ص۱۶۸.</ref> که برخی از این [[تفسیرها]] با [[تفسیر]] [[حکمت]] به [[برهان]] قابل جمع است. برخی [[آیه]] یاد شده را همافق با [[آیه]] ۱۰۸ [[سوره یوسف]]: {{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}<ref> بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا میخوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم؛ سوره یوسف، آیه: ۱۰۸.</ref>. دانسته و افزودهاند: اینکه [[خداوند]] در این [[آیه]] به [[پیامبر]] [[فرمان]] میدهد تا بگوید راه من این است که با [[بصیرت]] کامل [[مردم]] را به [[خداوند]] فرا میخوانم، اشاره به این نکته است که [[دین اسلام]] [[دین]] [[حجّت]] و [[برهان]] است و هرگز نمیخواهد [[مردم]] ندانسته به آن بگروند. این [[دین]] [[نظام هستی]] را با همه [[اتقان]] و [[استحکام]] فرا روی عقلها مینهد تا در آن بیندیشند و بدین وسیله به صحت دعویهایش [[یقین]] کنند<ref>تفسیر مراغی، ج۱۳، ص۵۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
* [[قرآن کریم]] نه تنها خود [[برهان]] است و به [[پیامبر]] [[فرمان]] میدهد تا در رأس شیوههای [[تبلیغی]] خویش از [[برهان]] استفاده کند، بلکه در مواضع گوناگون و به مناسبتهای مختلف از دیگر مدّعیان [[برهان]] میطلبد و توقّع بیجای قبول هر ادّعایی گرچه بی[[برهان]] باشد را مردود میداند، ازاینرو در برابر ادعای کسانی که [[بهشت]] را ویژه [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] میدانند: {{متن قرآن|وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ }}<ref> و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمیآید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست میگویید هر [[برهان]] دارید بیاورید؛ سوره بقره، آیه: ۱۱۱.</ref> یا در برابر کسانی که غیر [[خدا]] را [[پرستش]] میکنند پس از اشاره به [[برهان]] تمانع: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ }} <ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۱.</ref> به [[پیامبر]] میفرماید: به اینان بگو: اگر درباره ادّعای خویش [[برهان]] دارید بیاورید: {{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ }} <ref> یا به جای او خدایانی برگزیدند؟ بگو دلیلتان را بیاورید، این یادکرد همراهان من و یادکرد کسان پیش از من است؛ بلکه بیشتر آنان حق را نمیشناسند بنابراین (از آن) رو گردانند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۴.</ref>؛ و نیز پس از آنکه خود از راه [[نشانهها]] و [[آیات]] روشن، براهینی محکم بر حقّانیت و [[استحقاق]] و [[لزوم]] [[پرستش خدای یکتا]] اقامه میکند از [[پیامبر]] میخواهد تا به [[مشرکان]] بگوید: اگر شما نیز راست میگویید [[برهان]] خود را بیاورید: {{متن قرآن|أَمَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ }} <ref> یا آن کسی که آفرینش را میآغازد سپس آن را باز میگرداند و کسی که از آسمان و زمین به شما روزی میرساند؛ آیا با خداوند، خدایی (دیگر) هست؟ بگو: اگر راست میگویید [[برهان]] ان را بیاورید؛ سوره نمل، آیه: ۶۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | * [[قرآن کریم]] نه تنها خود [[برهان]] است و به [[پیامبر]] [[فرمان]] میدهد تا در رأس شیوههای [[تبلیغی]] خویش از [[برهان]] استفاده کند، بلکه در مواضع گوناگون و به مناسبتهای مختلف از دیگر مدّعیان [[برهان]] میطلبد و توقّع بیجای قبول هر ادّعایی گرچه بی[[برهان]] باشد را مردود میداند، ازاینرو در برابر ادعای کسانی که [[بهشت]] را ویژه [[یهودیان]] و [[مسیحیان]] میدانند: {{متن قرآن|وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ }}<ref> و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمیآید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست میگویید هر [[برهان]] دارید بیاورید؛ سوره بقره، آیه: ۱۱۱.</ref> یا در برابر کسانی که غیر [[خدا]] را [[پرستش]] میکنند پس از اشاره به [[برهان]] تمانع: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ }} <ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۱.</ref> به [[پیامبر]] میفرماید: به اینان بگو: اگر درباره ادّعای خویش [[برهان]] دارید بیاورید: {{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ }} <ref> یا به جای او خدایانی برگزیدند؟ بگو دلیلتان را بیاورید، این یادکرد همراهان من و یادکرد کسان پیش از من است؛ بلکه بیشتر آنان حق را نمیشناسند بنابراین (از آن) رو گردانند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۴.</ref>؛ و نیز پس از آنکه خود از راه [[نشانهها]] و [[آیات]] روشن، براهینی محکم بر حقّانیت و [[استحقاق]] و [[لزوم]] [[پرستش خدای یکتا]] اقامه میکند از [[پیامبر]] میخواهد تا به [[مشرکان]] بگوید: اگر شما نیز راست میگویید [[برهان]] خود را بیاورید: {{متن قرآن|أَمَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ }} <ref> یا آن کسی که آفرینش را میآغازد سپس آن را باز میگرداند و کسی که از آسمان و زمین به شما روزی میرساند؛ آیا با خداوند، خدایی (دیگر) هست؟ بگو: اگر راست میگویید [[برهان]] ان را بیاورید؛ سوره نمل، آیه: ۶۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
*افزون بر طلب [[برهان]] در [[دنیا]]، در [[آخرت]] نیز [[خداوند]] از [[مدعیان دروغین]] و [[مشرک]] [[برهان]] طلب کرده و از آنها میخواهد بر دعویهای [[باطل]] خود در [[دنیا]]، [[برهان]] بیاورند، آنگاه آنها رسوا گشته، میفهمند که [[حق]] با [[خدا]] و [[رسولان]] اوست و همه بافتههای آنان نابود خواهد شد: {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ }} <ref> و از هر امّت گواهی بر میآوریم و میگوییم: [[برهان]] خود را بیاورید آنگاه میدانند که حق با خداوند است و آنچه بر میبافتند از (چشم) آنان ناپدید میگردد؛ سوره قصص، آیه: ۷۵.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | *افزون بر طلب [[برهان]] در [[دنیا]]، در [[آخرت]] نیز [[خداوند]] از [[مدعیان دروغین]] و [[مشرک]] [[برهان]] طلب کرده و از آنها میخواهد بر دعویهای [[باطل]] خود در [[دنیا]]، [[برهان]] بیاورند، آنگاه آنها رسوا گشته، میفهمند که [[حق]] با [[خدا]] و [[رسولان]] اوست و همه بافتههای آنان نابود خواهد شد: {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ }} <ref> و از هر امّت گواهی بر میآوریم و میگوییم: [[برهان]] خود را بیاورید آنگاه میدانند که حق با خداوند است و آنچه بر میبافتند از (چشم) آنان ناپدید میگردد؛ سوره قصص، آیه: ۷۵.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
| خط ۸۷: | خط ۸۷: | ||
==انواع [[برهان]] == | ==انواع [[برهان]] == | ||
* [[قرآن کریم]] برای [[تبیین]] مسائل مورد نظر از گونههای متفاوت [[برهان]] بر حسب تناسب موضوع و سطح [[فکر]] مخاطبان و سهولت یا صعوبت مطلب استفاده کرده است؛ مثلا در مواردی که با عموم [[مردم]] و تودههای بیسواد یا [[کمسواد]] ولی بیداردل بیتعصّب سخن میگوید، از راه انتقال از معلول به علّت که در اصطلاح "[[دلیل]]" یا "[[برهان]] انّی" نامیده میشود، وارد شده، مطلب را برای آنها [[تبیین]] میکند؛ مانند آیاتی که با ارائه نشانههای [[خداوند]] در آفاق و انفس [[حقانیت]] [[خداوند]] را بیان و بر آن تأکید کرده است. نمودار این گونه [[آیات]] در بیانی کلّی [[آیه]] ۵۳ [[سوره فصّلت]] است که تأکید میکند: ما [[آیات]] و نشانههای خود را در جای جای عالم و افقهای دور و نزدیک و در وجود خود [[انسانها]] بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که [[حقّ]] فقط [[خداوند]] است و بس و جز او در [[حقیقت]] سرابی بیش نیست: {{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ }} <ref> به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref> در این بخش از [[آیه]] مناسب با [[فهم]] عموم [[مردم]] و متوسطان [[جامعه]] سخن گفته شده است؛ ولی در بخش بعدی روی سخن با [[خواص]] افراد و طبقه بالای [[جامعه]] است، ازاینرو نحوه [[استدلال]] [[تغییر]] میکند و از دلالت [[نشانهها]] بر [[خداوند]] سخنی به میان نمیآید، بلکه برعکس، از [[خداوند]] که علّت اشیاست بر وجود معلولهایش [[استدلال]] میشود: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ }} <ref> به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref>؛ امّا خود [[خداوند]] از آن رو که [[بدیهی]] و غیر قابل تردید است: {{متن قرآن|أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ }} <ref> آیا درباره خداوند- آفریننده آسمانها و زمین- تردیدی هست؟؛ سوره ابراهیم، آیه: ۱۰.</ref> از [[اثبات]] و [[استدلال]] بینیاز است، بلکه این خود اوست که به [[حقّ]] بر خویش دلالت کرده: {{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ }} <ref> سوره آل عمران، آیه: ۱۱۸.</ref>، [[شاهد]] وجود ظلّی دیگر اشیا نیز هست و از همین رو در برخی [[ادعیه]]، [[خداوند]] به اسم «[[برهان]] خوانده شده است: {{عربی|" اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا دَيَّانُ يَا بُرْهَانُ "}}<ref>البلدالامین، ج۱، ص۴۰۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | * [[قرآن کریم]] برای [[تبیین]] مسائل مورد نظر از گونههای متفاوت [[برهان]] بر حسب تناسب موضوع و سطح [[فکر]] مخاطبان و سهولت یا صعوبت مطلب استفاده کرده است؛ مثلا در مواردی که با عموم [[مردم]] و تودههای بیسواد یا [[کمسواد]] ولی بیداردل بیتعصّب سخن میگوید، از راه انتقال از معلول به علّت که در اصطلاح "[[دلیل]]" یا "[[برهان]] انّی" نامیده میشود، وارد شده، مطلب را برای آنها [[تبیین]] میکند؛ مانند آیاتی که با ارائه نشانههای [[خداوند]] در آفاق و انفس [[حقانیت]] [[خداوند]] را بیان و بر آن تأکید کرده است. نمودار این گونه [[آیات]] در بیانی کلّی [[آیه]] ۵۳ [[سوره فصّلت]] است که تأکید میکند: ما [[آیات]] و نشانههای خود را در جای جای عالم و افقهای دور و نزدیک و در وجود خود [[انسانها]] بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که [[حقّ]] فقط [[خداوند]] است و بس و جز او در [[حقیقت]] سرابی بیش نیست: {{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ }} <ref> به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref> در این بخش از [[آیه]] مناسب با [[فهم]] عموم [[مردم]] و متوسطان [[جامعه]] سخن گفته شده است؛ ولی در بخش بعدی روی سخن با [[خواص]] افراد و طبقه بالای [[جامعه]] است، ازاینرو نحوه [[استدلال]] [[تغییر]] میکند و از دلالت [[نشانهها]] بر [[خداوند]] سخنی به میان نمیآید، بلکه برعکس، از [[خداوند]] که علّت اشیاست بر وجود معلولهایش [[استدلال]] میشود: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ }} <ref> به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref>؛ امّا خود [[خداوند]] از آن رو که [[بدیهی]] و غیر قابل تردید است: {{متن قرآن|أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ }} <ref> آیا درباره خداوند- آفریننده آسمانها و زمین- تردیدی هست؟؛ سوره ابراهیم، آیه: ۱۰.</ref> از [[اثبات]] و [[استدلال]] بینیاز است، بلکه این خود اوست که به [[حقّ]] بر خویش دلالت کرده: {{متن قرآن|شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ }} <ref> سوره آل عمران، آیه: ۱۱۸.</ref>، [[شاهد]] وجود ظلّی دیگر اشیا نیز هست و از همین رو در برخی [[ادعیه]]، [[خداوند]] به اسم «[[برهان]] خوانده شده است: {{عربی|" اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا دَيَّانُ يَا بُرْهَانُ "}}<ref>البلدالامین، ج۱، ص۴۰۲.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
* [[استدلال]] بر [[ذات خداوند]] به | * [[استدلال]] بر [[ذات خداوند]] به وسیله خود ذات که [[برهان]] شبه لمّی است با [[استدلال]] سابق که [[برهان]] انّی یا [[دلیل]] بود متفاوت است، چنانکه [[استدلال]] بر اشیا به وسیله [[ذات خدا]] که [[برهان]] لمّی است با هر دو نوع [[استدلال]] یاد شده فرق میکند. [[استدلال]] پیشین [[استدلال]] متعارف و معمولی است که عموم [[مردم]] توان [[درک]] آن را دارند، برخلاف دو [[استدلال]] اخیر که [[فهم]] آن دو [[نیازمند]] به نوعی [[معرفت]] متعالی و فوق معمول است، ازاینرو [[اهل]] [[عرفان]] و [[حکمت]] [[متعالیه]] [[برهان]] را که با آن از ذات [[واجب]] تعالی به ذات او میرسند [[برهان]] «صدّیقین» که انسانهایی فوق متعارفاند نامیدهاند. به گفته برخی بیان قسمت پایانی [[آیه]] ۵۳ [[سوره فصلت]] ویژه [[خواص]] است که به وسیله [[ذات خداوند]] بر وی استشهاد میکنند و از همین رو [[خداوند]] خطاب موجود در پایان [[آیه]] را متوجّه [[پیامبر]]{{صل}} کرده و فرموده است: آیا اینکه [[پروردگار]] تو بر همه چیز [[شاهد]] و [[گواه]] است کافی نیست؟!<ref>الصافی، ج۴، ص۳۶۵.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
* [[تفسیر]] مشهور دیگر در [[آیه]] یاد شده این است که [[آیه]] ناظر به [[اعجاز قرآن]] و [[حقانیّت]] [[دعوی رسالت]] [[پیامبراسلام]]{{صل}} است<ref>المیزان، ج۱۷، ص۴۰۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | * [[تفسیر]] مشهور دیگر در [[آیه]] یاد شده این است که [[آیه]] ناظر به [[اعجاز قرآن]] و [[حقانیّت]] [[دعوی رسالت]] [[پیامبراسلام]]{{صل}} است<ref>المیزان، ج۱۷، ص۴۰۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
* [[برهان]] لمّی باشد یا انّی یا [[دلیل]]، از اقسام پنجگانه [[قیاس]] است و [[قیاس]] بر دو گونه است: اقترانی و استثنایی، ازاینرو میتوان [[برهان]] را بهیکی از این دو صورت ارائه کرد. [[خداوند]] در برخی موارد [[براهین]] را مناسب با قیاسهای استثنایی مطرح کرده است، چنان که میگوید: اگر در [[آسمان]] و [[زمین]] جز خدای یگانه خدایانی میبود هرآینه به آن دو [[فساد]] راه مییافت، لکن به آن دو [[فساد]] راه نیافته است، بنابراین جزخدای یگانه خدایانی در [[آسمان]] و [[زمین]] وجود ندارند: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ }} <ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۱.</ref> و اگر چنانکه اینان میگویند با [[خدای یکتا]] [[خدایان]] دیگری وجود میداشت هرآینه آنها به سوی صاحب [[عرش]] و مالک [[نظام هستی]] راه یافته، او را از سلطنتش [[عزل]] میکردند؛ لکن [[حقیقت]] امر چنین نیست، پس با [[خدای یکتا]] [[خدایان]] دیگری نیستند: {{متن قرآن|قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً }} <ref> بگو اگر با او خدایانی میبودند چنان که میگویند، در آن صورت (آن خدایان) به سوی دارنده اورنگ (فرمانفرمایی جهان) راهی میجستند؛ سوره اسراء، آیه: ۴۲.</ref> و اگر با خدای یگانه [[خدایان]] دیگری میبود هرآینه هر کدام به سوی مخلوقهای خود روی آورده، بعضی از آنها بر بعضی دیگر [[برتری]] میجست؛ لکن واقع امر اینگونه نیست، پس با خدای یگانه [[خدایان]] دیگری وجود ندارند: {{متن قرآن|مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ }} <ref> خداوند فرزندی نگزیده است و با وی هیچ خدایی نیست که (اگر میبود) در آن صورت هر خدایی آفریده خویش را (با خود) میبرد و بر یکدیگر برتری میجستند؛ پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۹۱.</ref>؛ و در برخی دیگر از موارد، مناسب با قیاسهای اقترانی؛ مانند: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ}} <ref> و چون شب بر او چادر افکند ستارهای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمیدارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۶.</ref> که آن را به یکی از دو صورت زیر میتوان ارائه کرد: ۱. این اجرام آسمانی غروب میکنند و هرچیزی که غروب میکند نمیتواند [[پروردگار]] باشد، پس این اجرام نمیتوانند [[پروردگار]] باشند. ۲. این اجرام چون غروب میکنند [[محبوب]] نیستند و [[پروردگار]] باید [[محبوب]] باشد، پس این اجرام [[پروردگار]] نیستند<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | * [[برهان]] لمّی باشد یا انّی یا [[دلیل]]، از اقسام پنجگانه [[قیاس]] است و [[قیاس]] بر دو گونه است: اقترانی و استثنایی، ازاینرو میتوان [[برهان]] را بهیکی از این دو صورت ارائه کرد. [[خداوند]] در برخی موارد [[براهین]] را مناسب با قیاسهای استثنایی مطرح کرده است، چنان که میگوید: اگر در [[آسمان]] و [[زمین]] جز خدای یگانه خدایانی میبود هرآینه به آن دو [[فساد]] راه مییافت، لکن به آن دو [[فساد]] راه نیافته است، بنابراین جزخدای یگانه خدایانی در [[آسمان]] و [[زمین]] وجود ندارند: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ }} <ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی میبودند، هر دو تباه میشدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف میکنند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۱.</ref> و اگر چنانکه اینان میگویند با [[خدای یکتا]] [[خدایان]] دیگری وجود میداشت هرآینه آنها به سوی صاحب [[عرش]] و مالک [[نظام هستی]] راه یافته، او را از سلطنتش [[عزل]] میکردند؛ لکن [[حقیقت]] امر چنین نیست، پس با [[خدای یکتا]] [[خدایان]] دیگری نیستند: {{متن قرآن|قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً }} <ref> بگو اگر با او خدایانی میبودند چنان که میگویند، در آن صورت (آن خدایان) به سوی دارنده اورنگ (فرمانفرمایی جهان) راهی میجستند؛ سوره اسراء، آیه: ۴۲.</ref> و اگر با خدای یگانه [[خدایان]] دیگری میبود هرآینه هر کدام به سوی مخلوقهای خود روی آورده، بعضی از آنها بر بعضی دیگر [[برتری]] میجست؛ لکن واقع امر اینگونه نیست، پس با خدای یگانه [[خدایان]] دیگری وجود ندارند: {{متن قرآن|مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ }} <ref> خداوند فرزندی نگزیده است و با وی هیچ خدایی نیست که (اگر میبود) در آن صورت هر خدایی آفریده خویش را (با خود) میبرد و بر یکدیگر برتری میجستند؛ پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۹۱.</ref>؛ و در برخی دیگر از موارد، مناسب با قیاسهای اقترانی؛ مانند: {{متن قرآن|فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ}} <ref> و چون شب بر او چادر افکند ستارهای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمیدارم؛ سوره انعام، آیه: ۷۶.</ref> که آن را به یکی از دو صورت زیر میتوان ارائه کرد: ۱. این اجرام آسمانی غروب میکنند و هرچیزی که غروب میکند نمیتواند [[پروردگار]] باشد، پس این اجرام نمیتوانند [[پروردگار]] باشند. ۲. این اجرام چون غروب میکنند [[محبوب]] نیستند و [[پروردگار]] باید [[محبوب]] باشد، پس این اجرام [[پروردگار]] نیستند<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
| خط ۹۶: | خط ۹۶: | ||
# ''' برخورداری از [[امنیّت]]:''' [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} هنگامی که [[مشرکان]] بر اساس [[جهل]] و [[غرور]] خود میپنداشتند که در [[امنیّت]] قرار دارند و او را از زیان رساندن بتها میترساندند فرمود: شما بدون هیچ [[برهان]] [[بت]] میپرستید و در عین حال میپندارید که در [[امنیت]] قرار دارید و نمیترسید. آیا من که در [[یکتاپرستی]] خود [[برهان]] دارم باید [[احساس امنیت]] کنم یا شما که در [[شرک]] و [[بتپرستی]] خویش هیچ [[برهان]] ندارید: {{متن قرآن|وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ }}<ref> و چگونه از آنچه شریک (خداوند) قرار میدهید بهراسم در حالی که خود نمیهراسید از اینکه چیزی را شریک خداوند قرار دادهاید که [[برهان]] بر آن بر شما فرو نفرستاده است؛ پس اگر دانایید کدامیک از (ما) دو گروه به امن (و آرامش) سزاوارتر است؟؛ سوره انعام، آیه: ۸۱.</ref>، کسی که با تکیه بر [[برهان]] موضع معیّنی اتخاذ میکند و بر آن پای میفشارد به [[احساس امنیت]] سزاوارتر است؛ همچنین [[حضرت سلیمان]]{{ع}} چون سراغ مرغان را گرفت و «هُد هُد» را در جمع آنها نیافت فرمود: همانا او را به عذابی سخت [[کیفر]] کنم یا آنکه سر از بدنش جدا سازم، مگر آنکه برای [[غیبت]] خویش [[برهان]] قانع کننده و روشن داشته باشد: {{متن قرآن|لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }} <ref> او را سخت عذاب خواهم کرد یا سرش را خواهم برید مگر آنکه حجّتی آشکار برای من بیاورد؛ سوره نمل، آیه: ۲۱.</ref> [[حضرت سلیمان]]{{ع}} در این واقعه به طور ضمنی اشاره میکند که [[برهان]] و [[پیروی]] از [[دلیل]] روشن شخص را از [[احساس]] [[ناامنی]] و [[دلهره]] [[عذاب]] و... رهانیده، او را در دژ [[امن]] [[اطمینان]] مستقر میسازد<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | # ''' برخورداری از [[امنیّت]]:''' [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} هنگامی که [[مشرکان]] بر اساس [[جهل]] و [[غرور]] خود میپنداشتند که در [[امنیّت]] قرار دارند و او را از زیان رساندن بتها میترساندند فرمود: شما بدون هیچ [[برهان]] [[بت]] میپرستید و در عین حال میپندارید که در [[امنیت]] قرار دارید و نمیترسید. آیا من که در [[یکتاپرستی]] خود [[برهان]] دارم باید [[احساس امنیت]] کنم یا شما که در [[شرک]] و [[بتپرستی]] خویش هیچ [[برهان]] ندارید: {{متن قرآن|وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ }}<ref> و چگونه از آنچه شریک (خداوند) قرار میدهید بهراسم در حالی که خود نمیهراسید از اینکه چیزی را شریک خداوند قرار دادهاید که [[برهان]] بر آن بر شما فرو نفرستاده است؛ پس اگر دانایید کدامیک از (ما) دو گروه به امن (و آرامش) سزاوارتر است؟؛ سوره انعام، آیه: ۸۱.</ref>، کسی که با تکیه بر [[برهان]] موضع معیّنی اتخاذ میکند و بر آن پای میفشارد به [[احساس امنیت]] سزاوارتر است؛ همچنین [[حضرت سلیمان]]{{ع}} چون سراغ مرغان را گرفت و «هُد هُد» را در جمع آنها نیافت فرمود: همانا او را به عذابی سخت [[کیفر]] کنم یا آنکه سر از بدنش جدا سازم، مگر آنکه برای [[غیبت]] خویش [[برهان]] قانع کننده و روشن داشته باشد: {{متن قرآن|لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }} <ref> او را سخت عذاب خواهم کرد یا سرش را خواهم برید مگر آنکه حجّتی آشکار برای من بیاورد؛ سوره نمل، آیه: ۲۱.</ref> [[حضرت سلیمان]]{{ع}} در این واقعه به طور ضمنی اشاره میکند که [[برهان]] و [[پیروی]] از [[دلیل]] روشن شخص را از [[احساس]] [[ناامنی]] و [[دلهره]] [[عذاب]] و... رهانیده، او را در دژ [[امن]] [[اطمینان]] مستقر میسازد<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
# '''[[رهایی]] از پیرویهای کور و بیمنطق:''' پیرو بیّنه و [[برهان]] نمیتواند صرفاً دنباله رو هرشخص یا [[قوم]] و [[قبیله]] یا ملّتی باشد، بلکه تا جایی که [[دلیل]] و [[منطق]] به وی اجازه دهد با دیگران [[همراهی]] میکند و اگر در مواردی گفتهها و خواستههای آنها را برخلاف [[حجّت]] و [[برهان]] ببیند، از آنان [[پیروی]] نمیکند، هرچند در این [[پیروی]] نکردن تنها بماند. [[حضرت شعیب]]{{ع}} هنگامی که قومش بر [[دنبالهروی]] بیمنطق از [[پدران]] مشرکشان [[اصرار]] ورزیده، از وی میخواستند تا آنها را از راه [[پدران]] و اجدادشان باز ندارد و حتی در برخی از موارد با تهدیدْ وی را به [[پیروی]] از راه خود فرا میخواندند، فرمود: ای [[قوم]] من! شما خود [[انصاف]] دهید. آیا اگر مرا از جانب [[پروردگار]] حجّتی روشن و دلیلی [[قاطع]] باشد باز هم با من اینگونه [[رفتار]] میکنید: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىَ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا }} <ref> گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر [[برهان]] از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد؛ سوره هود، آیه: ۸۸.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | # '''[[رهایی]] از پیرویهای کور و بیمنطق:''' پیرو بیّنه و [[برهان]] نمیتواند صرفاً دنباله رو هرشخص یا [[قوم]] و [[قبیله]] یا ملّتی باشد، بلکه تا جایی که [[دلیل]] و [[منطق]] به وی اجازه دهد با دیگران [[همراهی]] میکند و اگر در مواردی گفتهها و خواستههای آنها را برخلاف [[حجّت]] و [[برهان]] ببیند، از آنان [[پیروی]] نمیکند، هرچند در این [[پیروی]] نکردن تنها بماند. [[حضرت شعیب]]{{ع}} هنگامی که قومش بر [[دنبالهروی]] بیمنطق از [[پدران]] مشرکشان [[اصرار]] ورزیده، از وی میخواستند تا آنها را از راه [[پدران]] و اجدادشان باز ندارد و حتی در برخی از موارد با تهدیدْ وی را به [[پیروی]] از راه خود فرا میخواندند، فرمود: ای [[قوم]] من! شما خود [[انصاف]] دهید. آیا اگر مرا از جانب [[پروردگار]] حجّتی روشن و دلیلی [[قاطع]] باشد باز هم با من اینگونه [[رفتار]] میکنید: {{متن قرآن|قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىَ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا }} <ref> گفت: ای قوم من! به من بگویید که اگر [[برهان]] از پروردگار خود داشته باشم و او نیز از نزد خویش به من روزی نیکویی ارزانی داشته باشد؛ سوره هود، آیه: ۸۸.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
# '''[[پیروزی]] بر [[مخالفان]]: ''' کسی که بر [[برهان]] تکیه میکند در واقع به [[حق]] پیوند خورده، با آن رابطه [[عینی]] ناگسستنی برقرار میکند. از سوی دیگر در رویارویی [[حق و باطل]] همواره [[پیروزی]] از آنِ [[حقّ]] بوده، [[باطل]] [[شکست]] خورده است: {{متن قرآن|بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ }} <ref> بلکه، راستی را بر ناراستی میافکنیم که آن را درهم میشکند؛ و خود ناگهان از میان میرود و وای بر شما! از آنچه (در چگونگی خداوند) وصف میکنید؛ سوره انبیاء، آیه: ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|بقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا }} <ref> و بگو حقّ آمد و باطل از میان رفت؛ بیگمان باطل از میان رفتنی است؛ سوره اسراء، آیه: ۸۱.</ref>، بنابراین [[انسانی]] که از [[برهان]] [[پیروی]] و به اقتضای آن [[عقیده]] و عمل خویش را تنظیم میکند همانند [[حق]] در همه صحنهها [[پیروز]] واقعی است. سرّ [[غلبه]] اندیشههای [[توحیدی]] که پایهگذار آنها پیامآوران [[الهی]] بودهاند، بر تفکّراتالحادی و [[انحرافی]] [[شِرک]] و [[کفر]] و [[پیروزی]] نهایی [[یکتاپرستان]] بر [[کافران]] و [[مشرکان]] نیز در همین نکته نهفته است: {{متن قرآن|كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ }} <ref> خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد؛ بیگمان خداوند توانایی پیروزمند است؛ سوره مجادله، آیه: ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ }} <ref> خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد؛ بیگمان خداوند توانایی پیروزمند است؛ سوره مائده، آیه: ۵۶.</ref> در آیه۳۵ [[سوره قصص]] [[خداوند]] به [[حضرت موسی]]{{ع}}میفرماید: ما به | # '''[[پیروزی]] بر [[مخالفان]]: ''' کسی که بر [[برهان]] تکیه میکند در واقع به [[حق]] پیوند خورده، با آن رابطه [[عینی]] ناگسستنی برقرار میکند. از سوی دیگر در رویارویی [[حق و باطل]] همواره [[پیروزی]] از آنِ [[حقّ]] بوده، [[باطل]] [[شکست]] خورده است: {{متن قرآن|بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ }} <ref> بلکه، راستی را بر ناراستی میافکنیم که آن را درهم میشکند؛ و خود ناگهان از میان میرود و وای بر شما! از آنچه (در چگونگی خداوند) وصف میکنید؛ سوره انبیاء، آیه: ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|بقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا }} <ref> و بگو حقّ آمد و باطل از میان رفت؛ بیگمان باطل از میان رفتنی است؛ سوره اسراء، آیه: ۸۱.</ref>، بنابراین [[انسانی]] که از [[برهان]] [[پیروی]] و به اقتضای آن [[عقیده]] و عمل خویش را تنظیم میکند همانند [[حق]] در همه صحنهها [[پیروز]] واقعی است. سرّ [[غلبه]] اندیشههای [[توحیدی]] که پایهگذار آنها پیامآوران [[الهی]] بودهاند، بر تفکّراتالحادی و [[انحرافی]] [[شِرک]] و [[کفر]] و [[پیروزی]] نهایی [[یکتاپرستان]] بر [[کافران]] و [[مشرکان]] نیز در همین نکته نهفته است: {{متن قرآن|كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ }} <ref> خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد؛ بیگمان خداوند توانایی پیروزمند است؛ سوره مجادله، آیه: ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ }} <ref> خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد؛ بیگمان خداوند توانایی پیروزمند است؛ سوره مائده، آیه: ۵۶.</ref> در آیه۳۵ [[سوره قصص]] [[خداوند]] به [[حضرت موسی]]{{ع}}میفرماید: ما به وسیله برادرت بازوی ترا [[قوی]] میگردانیم و به شما [[حجت]] و [[برهان]] میدهیم، پس دشمنانْ ناکام گشته، شما با تکیه بر [[براهین]] و حجتهای روشن ما<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۴۳۶؛ غریب القرآن، ص۳۴۶؛ تفسیر قرطبی، ج۱۳، ص۲۸۷.</ref>. بر آنان [[غلبه]] خواهید یافت. {{متن قرآن|قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا أَنتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ }} <ref> فرمود: به زودی بازوی تو را با (فرستادن) برادرت توانمند میگردانیم و به هر دوتان چیرگییی میبخشیم که با نشانههای ما دستشان به شما نرسد. پیروز شمایید و هر کس که از شما پیروی کند؛ سوره قصص، آیه: ۳۵.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
# ''' دوری از اوهام و [[خرافات]]: ''' عمدهترین راه [[مبارزه]] با اوهام و [[خرافات]] [[برهان]] اندیشیدن و توجّه به امور [[حقیقی]] و [[برهان]] است، ازاینرو [[خداوند متعال]] به طور مکرر به زبان پیامآوران خویش به [[خرافه]] پرستان گوشزد میکند که [[کارها]] و عقایدشان پشتوانه منطقی و [[برهان]] ندارد و اکیداً از آنها میخواهد تا بر آنچه میگویند یا انجام میدهند [[دلیل]] و [[برهان]] اقامه کنند. [[خرافات]] و اوهامی که [[قرآنکریم]] با رویکرد یاد شده به [[مبارزه]] با آنها برخاسته عبارت است از: [[شرک]] و [[بتپرستی]] ### [[313]]### <ref> و هر کس با خداوند خدایی دیگر (به پرستش) بخواند که [[برهان]] بر آن ندارد جز این نیست که حسابش نزد پروردگار اوست؛ بیگمان کافران رستگار نمیگردند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱۱۷.</ref>، {{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ }} <ref> یا به جای او خدایانی برگزیدند؟ بگو دلیلتان را بیاورید، این یادکرد همراهان من و یادکرد کسان پیش از من است؛ بلکه بیشتر آنان حق را نمیشناسند بنابراین (از آن) رو گردانند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۴.</ref>؛ {{متن قرآن|أَمَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ }} <ref> یا آن کسی که آفرینش را میآغازد سپس آن را باز میگرداند و کسی که از آسمان و زمین به شما روزی میرساند؛ آیا با خداوند، خدایی (دیگر) هست؟ بگو: اگر راست میگویید [[برهان]] ان را بیاورید؛ سوره نمل، آیه: ۶۴.</ref> فرزنددار بودن [[خداوند]] {{متن قرآن|قَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}} <ref> گفتند: خداوند فرزندی برگزیده است، پاکاکه اوست، او بینیاز است؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست شما را در این (گفته) [[برهان]] نیست؛ آیا چیزی که نمیدانید درباره خداوند میگویید؟؛ سوره یونس، آیه: ۶۸.</ref>، دخترانِ [[خدا]] [[خواندن]] [[فرشتگان]] {{متن قرآن|أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الأُنثَى }} <ref> آیا برای شما پسر و برای او دختر است؟؛ سوره نجم، آیه: ۲۱.</ref>، نژادپرستی {{متن قرآن|وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ }} <ref> و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمیآید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست میگویید هر [[برهان]] دارید بیاورید؛ سوره بقره، آیه: ۱۱۱.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | # ''' دوری از اوهام و [[خرافات]]: ''' عمدهترین راه [[مبارزه]] با اوهام و [[خرافات]] [[برهان]] اندیشیدن و توجّه به امور [[حقیقی]] و [[برهان]] است، ازاینرو [[خداوند متعال]] به طور مکرر به زبان پیامآوران خویش به [[خرافه]] پرستان گوشزد میکند که [[کارها]] و عقایدشان پشتوانه منطقی و [[برهان]] ندارد و اکیداً از آنها میخواهد تا بر آنچه میگویند یا انجام میدهند [[دلیل]] و [[برهان]] اقامه کنند. [[خرافات]] و اوهامی که [[قرآنکریم]] با رویکرد یاد شده به [[مبارزه]] با آنها برخاسته عبارت است از: [[شرک]] و [[بتپرستی]] ### [[313]]### <ref> و هر کس با خداوند خدایی دیگر (به پرستش) بخواند که [[برهان]] بر آن ندارد جز این نیست که حسابش نزد پروردگار اوست؛ بیگمان کافران رستگار نمیگردند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱۱۷.</ref>، {{متن قرآن|أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ }} <ref> یا به جای او خدایانی برگزیدند؟ بگو دلیلتان را بیاورید، این یادکرد همراهان من و یادکرد کسان پیش از من است؛ بلکه بیشتر آنان حق را نمیشناسند بنابراین (از آن) رو گردانند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۴.</ref>؛ {{متن قرآن|أَمَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ }} <ref> یا آن کسی که آفرینش را میآغازد سپس آن را باز میگرداند و کسی که از آسمان و زمین به شما روزی میرساند؛ آیا با خداوند، خدایی (دیگر) هست؟ بگو: اگر راست میگویید [[برهان]] ان را بیاورید؛ سوره نمل، آیه: ۶۴.</ref> فرزنددار بودن [[خداوند]] {{متن قرآن|قَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}} <ref> گفتند: خداوند فرزندی برگزیده است، پاکاکه اوست، او بینیاز است؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست شما را در این (گفته) [[برهان]] نیست؛ آیا چیزی که نمیدانید درباره خداوند میگویید؟؛ سوره یونس، آیه: ۶۸.</ref>، دخترانِ [[خدا]] [[خواندن]] [[فرشتگان]] {{متن قرآن|أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الأُنثَى }} <ref> آیا برای شما پسر و برای او دختر است؟؛ سوره نجم، آیه: ۲۱.</ref>، نژادپرستی {{متن قرآن|وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ }} <ref> و گفتند هرگز کسی جز یهودی و مسیحی به بهشت در نمیآید، این آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست میگویید هر [[برهان]] دارید بیاورید؛ سوره بقره، آیه: ۱۱۱.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]] ج۵، ص ۵۰۲ - ۵۱۷.</ref>. | ||
| خط ۱۰۶: | خط ۱۰۶: | ||
==[[پیامبر]] و [[برهان]] در فرهنگنامه [[پیامبر]] در [[قرآن کریم]]== | ==[[پیامبر]] و [[برهان]] در فرهنگنامه [[پیامبر]] در [[قرآن کریم]]== | ||
*از جمله آیاتی که [[پیامبر]] در خطاب به دیگران در [[اثبات]] صحت ادعای خود به [[دلیل]] و [[شاهد]] و بیشتر با کلمه [[بینه]] داشتن اشاره میکند، هر چند که گاه از کلمه [[برهان]] نیز استفاده شده است. البَینة، جمع آن بَینَات و به معنای [[دلیل]] و [[برهان]] است. به معنای [[راهنمایی]] با بیان روشن هم آمده است، و معنای اصلی این ماده جدایی و کنار رفتن چیزی از چیز دیگر است، به طوری که دیگر اتصال و اختلاطی با هم نداشته باشند، و کلمه" بین "و" بون "و" بینونه "و امثال آن از مشتقات همین ماده است. [[بینه]]، را از این نظر [[بینه]] گفتهاند که به | *از جمله آیاتی که [[پیامبر]] در خطاب به دیگران در [[اثبات]] صحت ادعای خود به [[دلیل]] و [[شاهد]] و بیشتر با کلمه [[بینه]] داشتن اشاره میکند، هر چند که گاه از کلمه [[برهان]] نیز استفاده شده است. البَینة، جمع آن بَینَات و به معنای [[دلیل]] و [[برهان]] است. به معنای [[راهنمایی]] با بیان روشن هم آمده است، و معنای اصلی این ماده جدایی و کنار رفتن چیزی از چیز دیگر است، به طوری که دیگر اتصال و اختلاطی با هم نداشته باشند، و کلمه" بین "و" بون "و" بینونه "و امثال آن از مشتقات همین ماده است. [[بینه]]، را از این نظر [[بینه]] گفتهاند که به وسیله آن [[حق]] از [[باطل]] جدا گشته و به خوبی و به آسانی و بدون [[سختی]] و مشقتی میتوان بر آن وقوف یافت. | ||
*{{متن قرآن|قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي}}<ref>«بگو: بیگمان من از پروردگارم برهانی (روشن) دارم و شما آن را دروغ شمردهاید؛ آنچه آن را شتابناک میجویید نزد من نیست؛ داوری جز با خداوند نیست (که) حق را پی میگیرد و او بهترین جداکنندگان (حق از باطل) است» سوره انعام، آیه ۵۷.</ref> | *{{متن قرآن|قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي}}<ref>«بگو: بیگمان من از پروردگارم برهانی (روشن) دارم و شما آن را دروغ شمردهاید؛ آنچه آن را شتابناک میجویید نزد من نیست؛ داوری جز با خداوند نیست (که) حق را پی میگیرد و او بهترین جداکنندگان (حق از باطل) است» سوره انعام، آیه ۵۷.</ref> | ||
*{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینشاند) به آن ایمان دارند و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ» سوره هود، آیه ۱۷.</ref> | *{{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ}}<ref>«پس آیا کسی که از سوی پروردگارش برهانی دارد و گواهی از (خویشان) وی پیرو اوست؛ و کتاب موسی به پیشوایی و بخشایش پیش از او بوده است، (مانند کسی است که چنین نیست)؟ آنان (که اهل بینشاند) به آن ایمان دارند و از دستهها (ی مشرکان) هر کس بدان کفر ورزد آتش (دوزخ» سوره هود، آیه ۱۷.</ref> | ||