جز
جایگزینی متن - 'صدیقه طاهره' به 'صدیقه طاهره'
جز (جایگزینی متن - 'امامی' به 'امامی') |
جز (جایگزینی متن - 'صدیقه طاهره' به 'صدیقه طاهره') |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
#'''رابطه بین [[شناخت خداوند]] و [[شناخت]] رسولش:''' وقتی با [[حجت]] باطنیِ خود یعنی [[عقل]] با [[تدبر]] در [[آیات]] انفسی و آفاقی به وجود خالقی یکتا، [[حکیم]]، علیم، [[قادر]] و منزّه از هرگونه [[عیب]] و [[نقص]] پی میبریم که عبث و قبیح از او سر نمیزند، درمی یابیم که قطعاً از [[خلقت انسان]] هدفی داشته است. استعدادهای شگفت انگیز و ویژگیهای خاصِّ [[انسان]]، [[گواه]] این معناست که حبِّ بقاء، سیری ناپذیری و مطلقگرایی و کمال جوئیش، همه و همه، نشانگر این است که [[انسان]] بیهدف آفریده نشده است. از اینجا به [[ضرورت وحی]] و [[نبوت]] پی میبریم که [[خداوند]] باید کسانی را بفرستد تا راه و رسمِ رسیدن به قلههای [[سعادت]] و رشد و تعالی را به [[انسان]] نشان دهند، چنانچه میفرماید: {{متن قرآن|رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا }}<ref> پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره نساء، آیه: ۱۶۵.(برای توضیح بیشتر نک: مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۴۰)</ref>. آری، اگر کسی در راه [[شناخت خداوند]] به مشکل دچار مشکل شود و چوب و سنگ و بتهای دیگر را به خدایی [[انتخاب]] کند، هرگز [[رسول]] و [[حجت]] برای او مفهومی نخواهد داشت. پس هرچه [[شناخت]] ما از [[خداوند]] قویتر باشد، [[ضرورت]] [[نیاز]] به [[رسول]] و [[حجّت]] را بیشتر احساس خواهیم کرد<ref>[[محمود اباذری|اباذری، محمود]]، [[ادعیه و زیارات مهدوی (کتاب)|ادعیه و زیارات مهدوی]]، ص ۴۲-۴۳.</ref> | #'''رابطه بین [[شناخت خداوند]] و [[شناخت]] رسولش:''' وقتی با [[حجت]] باطنیِ خود یعنی [[عقل]] با [[تدبر]] در [[آیات]] انفسی و آفاقی به وجود خالقی یکتا، [[حکیم]]، علیم، [[قادر]] و منزّه از هرگونه [[عیب]] و [[نقص]] پی میبریم که عبث و قبیح از او سر نمیزند، درمی یابیم که قطعاً از [[خلقت انسان]] هدفی داشته است. استعدادهای شگفت انگیز و ویژگیهای خاصِّ [[انسان]]، [[گواه]] این معناست که حبِّ بقاء، سیری ناپذیری و مطلقگرایی و کمال جوئیش، همه و همه، نشانگر این است که [[انسان]] بیهدف آفریده نشده است. از اینجا به [[ضرورت وحی]] و [[نبوت]] پی میبریم که [[خداوند]] باید کسانی را بفرستد تا راه و رسمِ رسیدن به قلههای [[سعادت]] و رشد و تعالی را به [[انسان]] نشان دهند، چنانچه میفرماید: {{متن قرآن|رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا }}<ref> پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره نساء، آیه: ۱۶۵.(برای توضیح بیشتر نک: مجلسی، بحارالانوار، ج۴، ص۴۰)</ref>. آری، اگر کسی در راه [[شناخت خداوند]] به مشکل دچار مشکل شود و چوب و سنگ و بتهای دیگر را به خدایی [[انتخاب]] کند، هرگز [[رسول]] و [[حجت]] برای او مفهومی نخواهد داشت. پس هرچه [[شناخت]] ما از [[خداوند]] قویتر باشد، [[ضرورت]] [[نیاز]] به [[رسول]] و [[حجّت]] را بیشتر احساس خواهیم کرد<ref>[[محمود اباذری|اباذری، محمود]]، [[ادعیه و زیارات مهدوی (کتاب)|ادعیه و زیارات مهدوی]]، ص ۴۲-۴۳.</ref> | ||
#رابطه [[شناخت]] [[رسول]] با [[شناخت]] [[حجّت]] و [[جانشین]] [[رسول]]{{صل}}: وقتی [[عظمت]] [[خداوند متعال]] را دریافتیم، [[عظمت]] [[رسول]]، [[شئون]] و [[وظایف]] او را نیز [[درک]] خواهیم کرد. از آنجایی که [[رسول]] از جنس [[انسان]] است و {{متن قرآن| كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ }}<ref> هر کسی مرگ را میچشد؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۸۵.</ref> و به بیان [[قرآن]] خطاب به [[حضرت رسول]] {{متن قرآن| إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ}}<ref> بیگمان تو خواهی مرد و آنان نیز میمیرند؛ سوره زمر، آیه: ۳۰.</ref>؛ پس به همان دلیلی که ما به [[رسول]] [[نیاز]] داریم، درست به همان [[دلیل]] باید پس از [[رسول]] کسی در اندازه و رتبه او از سوی [[خدای حکیم]] معرفی گردد تا همه [[شئون]] و وظایفش را ادامه دهد، به جز [[نبوت]] که با ارائه [[کاملترین]] [[دین]] به وسیله خاتم [[انبیاء]]، [[حضرت]] [[محمد مصطفی]]{{صل}} پرونده آن برای همیشه بسته شد. به عبارت دیگر چون [[عقل]] فقط مدرک کلیات است و هر زمان اقتضائات ویژه خود را دارد، [[انسان]] پیوسته [[نیازمند]] [[هادی]] است، از سوی دیگر رابطه میان [[عالم غیب]] و [[عالم شهود]] قطع نمیشود؛ بنابراین [[خداوند]] هرگز [[زمین]] را از حجّت و [[امام]] خالی نگذاشته و نخواهد گذاشت و [[امام]] نیز با در [[اختیار]] داشتن آنچه که بر [[رسول]] نازل شده، راه او را ادامه خواهد داد. اگر کسی [[رسول]] را به خوبی نشناسد و فقط او را یک [[حاکم]] [[اجتماعی]] بداند که بر اساس [[اجتهاد]] و تخمین امور را اداره میکند، طبعاً درباره [[جانشین]] او نیز دچار مشکل خواهد شد و به [[بیراهه]] خواهد رفت، بنابراین، میان [[امام علی]]{{ع}} و دیگران تفاوتی نخواهد دید که از [[ضعف]] عمیق در [[خداشناسی]] ناشی میشود و به اینجا میرسد که: [[سپاس]] خدایی را که کسی را که پایینتر بود ([[ابوبکر]])، بر کسی که [[برتر]] بود ([[امام علی]])، مقدم داشت!!؟ <ref>{{عربی|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي... قدّم المفضول على الأفضل }}؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳.</ref> نتیجه اینکه از [[معرفت خداوند]] به [[معرفت]] [[رسول]] و از [[معرفت]] [[رسول]] به [[معرفت امام]] و [[ضرورت]] وجود او میرسیم<ref>[[محمود اباذری|اباذری، محمود]]، [[ادعیه و زیارات مهدوی (کتاب)|ادعیه و زیارات مهدوی]]، ص ۴۳-۴۴.</ref> | #رابطه [[شناخت]] [[رسول]] با [[شناخت]] [[حجّت]] و [[جانشین]] [[رسول]]{{صل}}: وقتی [[عظمت]] [[خداوند متعال]] را دریافتیم، [[عظمت]] [[رسول]]، [[شئون]] و [[وظایف]] او را نیز [[درک]] خواهیم کرد. از آنجایی که [[رسول]] از جنس [[انسان]] است و {{متن قرآن| كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ }}<ref> هر کسی مرگ را میچشد؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۸۵.</ref> و به بیان [[قرآن]] خطاب به [[حضرت رسول]] {{متن قرآن| إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ}}<ref> بیگمان تو خواهی مرد و آنان نیز میمیرند؛ سوره زمر، آیه: ۳۰.</ref>؛ پس به همان دلیلی که ما به [[رسول]] [[نیاز]] داریم، درست به همان [[دلیل]] باید پس از [[رسول]] کسی در اندازه و رتبه او از سوی [[خدای حکیم]] معرفی گردد تا همه [[شئون]] و وظایفش را ادامه دهد، به جز [[نبوت]] که با ارائه [[کاملترین]] [[دین]] به وسیله خاتم [[انبیاء]]، [[حضرت]] [[محمد مصطفی]]{{صل}} پرونده آن برای همیشه بسته شد. به عبارت دیگر چون [[عقل]] فقط مدرک کلیات است و هر زمان اقتضائات ویژه خود را دارد، [[انسان]] پیوسته [[نیازمند]] [[هادی]] است، از سوی دیگر رابطه میان [[عالم غیب]] و [[عالم شهود]] قطع نمیشود؛ بنابراین [[خداوند]] هرگز [[زمین]] را از حجّت و [[امام]] خالی نگذاشته و نخواهد گذاشت و [[امام]] نیز با در [[اختیار]] داشتن آنچه که بر [[رسول]] نازل شده، راه او را ادامه خواهد داد. اگر کسی [[رسول]] را به خوبی نشناسد و فقط او را یک [[حاکم]] [[اجتماعی]] بداند که بر اساس [[اجتهاد]] و تخمین امور را اداره میکند، طبعاً درباره [[جانشین]] او نیز دچار مشکل خواهد شد و به [[بیراهه]] خواهد رفت، بنابراین، میان [[امام علی]]{{ع}} و دیگران تفاوتی نخواهد دید که از [[ضعف]] عمیق در [[خداشناسی]] ناشی میشود و به اینجا میرسد که: [[سپاس]] خدایی را که کسی را که پایینتر بود ([[ابوبکر]])، بر کسی که [[برتر]] بود ([[امام علی]])، مقدم داشت!!؟ <ref>{{عربی|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي... قدّم المفضول على الأفضل }}؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۳.</ref> نتیجه اینکه از [[معرفت خداوند]] به [[معرفت]] [[رسول]] و از [[معرفت]] [[رسول]] به [[معرفت امام]] و [[ضرورت]] وجود او میرسیم<ref>[[محمود اباذری|اباذری، محمود]]، [[ادعیه و زیارات مهدوی (کتاب)|ادعیه و زیارات مهدوی]]، ص ۴۳-۴۴.</ref> | ||
#'''درجات [[معرفت]]:''' همانگونه که در اصل [[معرفت]]، با [[معرفت خداوند]] به [[معرفت]] [[رسول]] و از [[معرفت]] [[رسول]] به [[معرفت]] [[حجت]] میرسیم، درباره مرتبههای [[معرفت]] هم قضیه [[صادق]] است. بالاترین [[میزان]] [[معرفت]] به [[رسول]]{{صل}} را [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دارد و میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه }}<ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۹۰.</ref> زیرا بالاترین [[معرفت به خداوند]] را دارد و بالاترین مرتبه [[معرفت]] به [[حجت]] را [[حضرت]] [[صدیقه | #'''درجات [[معرفت]]:''' همانگونه که در اصل [[معرفت]]، با [[معرفت خداوند]] به [[معرفت]] [[رسول]] و از [[معرفت]] [[رسول]] به [[معرفت]] [[حجت]] میرسیم، درباره مرتبههای [[معرفت]] هم قضیه [[صادق]] است. بالاترین [[میزان]] [[معرفت]] به [[رسول]]{{صل}} را [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دارد و میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه }}<ref>کلینی، کافی، ج۱، ص۹۰.</ref> زیرا بالاترین [[معرفت به خداوند]] را دارد و بالاترین مرتبه [[معرفت]] به [[حجت]] را [[حضرت]] [[صدیقه طاهره]]{{س}} دارد؛ زیرا از بالاترین [[میزان]] [[معرفت]] به [[خدا]] و [[رسول]] او بهرهمند است. | ||
#'''از [[خداوند]] به [[امام]] و از [[امام]] به [[خداوند]] میرسیم:''' بر اساس آنچه گذشت، از [[معرفت خداوند]] به [[معرفت]] [[رسول]] و [[امام]] میرسیم؛ اما از سوی دیگر، از آنجاکه [[امام]] و [[نبی]] از [[مقام]] والای [[عصمت]] برخوردارند و کاملترین و مقربترین مخلوق و [[مظهر]] اسماء حسنای [[الهی]] میباشند، راهی برای [[خداشناسی]] و دست یابی به مراحل بالاتر [[شناخت خداوند]] و [[تقرب]] به سوی او هستند. بیان [[نورانی]] [[امام حسین]]{{ع}} به همین مطلب اشاره میکند. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: [[حسین بن علی]]{{ع}} نزد [[یاران]] خود آمد و فرمود: ای [[مردم]]! [[خدای متعال]] [[بندگان]] را جز برای اینکه او را بشناسند، نیافرید؛ پس چون او را بشناسند، [[پرستش]] او میکنند و چون او را بپرستند، از پرستشِ جز او بینیاز میشوند. مردی پرسید: ای پسر [[پیامبر]]، [[پدر]] و مادرم فدای تو [[باد]]! [[معرفت]] و [[شناخت]] [[خدا]] چیست؟ [[حضرت]] فرمود: "اینکه اهل هر زمان، [[امام]] خود را که [[اطاعت]] او [[واجب]] است، بشناسند"<ref>{{متن حدیث| مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ}}؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۹.</ref>. از آنجاکه [[خدای متعال]] [[بندگان]] را برای این آفرید که او را بشناسند و بپرستند<ref>ذاریات: ۵۶.</ref>، بنابراین راهنمایانی برای این [[شناخت]] و [[پرستش]] قرار داد؛ [[رسالت]] اصلی [[امام]] همین است، چنانچه در [[قرآن]] پس از بیان مژده و نوید [[ظهور]] و مسائل مربوط به آن میفرماید: {{متن قرآن| یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بیشَیْئا }}، همه اینها برای این است که عبودیتی خالصانه و منزّه از هرگونه [[شرک]] در عالم انجام شود. مرحوم [[علامه طباطبایی]] میفرماید: [[امام]] کسی است که در [[روز قیامت]] [[مردم]] را به سوی [[خداوند]] میبرد، همان گونه که در ظاهر و باطنِ این عالم آنها را به سوی او به پیش میبرد<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۷۳.</ref>. | #'''از [[خداوند]] به [[امام]] و از [[امام]] به [[خداوند]] میرسیم:''' بر اساس آنچه گذشت، از [[معرفت خداوند]] به [[معرفت]] [[رسول]] و [[امام]] میرسیم؛ اما از سوی دیگر، از آنجاکه [[امام]] و [[نبی]] از [[مقام]] والای [[عصمت]] برخوردارند و کاملترین و مقربترین مخلوق و [[مظهر]] اسماء حسنای [[الهی]] میباشند، راهی برای [[خداشناسی]] و دست یابی به مراحل بالاتر [[شناخت خداوند]] و [[تقرب]] به سوی او هستند. بیان [[نورانی]] [[امام حسین]]{{ع}} به همین مطلب اشاره میکند. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: [[حسین بن علی]]{{ع}} نزد [[یاران]] خود آمد و فرمود: ای [[مردم]]! [[خدای متعال]] [[بندگان]] را جز برای اینکه او را بشناسند، نیافرید؛ پس چون او را بشناسند، [[پرستش]] او میکنند و چون او را بپرستند، از پرستشِ جز او بینیاز میشوند. مردی پرسید: ای پسر [[پیامبر]]، [[پدر]] و مادرم فدای تو [[باد]]! [[معرفت]] و [[شناخت]] [[خدا]] چیست؟ [[حضرت]] فرمود: "اینکه اهل هر زمان، [[امام]] خود را که [[اطاعت]] او [[واجب]] است، بشناسند"<ref>{{متن حدیث| مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ}}؛ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱، ص۹.</ref>. از آنجاکه [[خدای متعال]] [[بندگان]] را برای این آفرید که او را بشناسند و بپرستند<ref>ذاریات: ۵۶.</ref>، بنابراین راهنمایانی برای این [[شناخت]] و [[پرستش]] قرار داد؛ [[رسالت]] اصلی [[امام]] همین است، چنانچه در [[قرآن]] پس از بیان مژده و نوید [[ظهور]] و مسائل مربوط به آن میفرماید: {{متن قرآن| یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بیشَیْئا }}، همه اینها برای این است که عبودیتی خالصانه و منزّه از هرگونه [[شرک]] در عالم انجام شود. مرحوم [[علامه طباطبایی]] میفرماید: [[امام]] کسی است که در [[روز قیامت]] [[مردم]] را به سوی [[خداوند]] میبرد، همان گونه که در ظاهر و باطنِ این عالم آنها را به سوی او به پیش میبرد<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱، ص۲۷۳.</ref>. | ||
#فراز پایانی این [[دعا]] بر یک مطلب اساسی دلالت دارد و آن اینکه اگر کسی درباره چنین امامی [[معرفت]] و [[اعتقاد]] نداشته باشد، در واقع [[توحید]] و [[دین]] او دچار مشکل خواهد شد. به عبارت دیگر این حلقه [[اعتقادی]]، مانند [[نماز]] است؛ [[نماز]] وقتی شکل میگیرد که تکبیره الاحرام با شرایط و [[آداب]] آن به [[سلام]] پایان یابد و [[روزه]] آنگاه [[صدق]] میکند که امساک به [[اذان]] [[مغرب]] برسد. این همان نکتهای است که در بیان [[نورانی]] [[امام رضا]]{{ع}} به آن تصریح شده است. ایشان در ادامه [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها}}<ref>سوره روم:۳۰.</ref> میفرماید: مراد یکتایی [[خداوند]] و [[رسالت]] [[حضرت محمد]]{{صل}} و [[ولایت]] [[امیر المؤمنین]]{{ع}} است، سپس اضافه میفرماید:با [[پذیرش ولایت]]، [[توحید]] شکل میگیرد <ref>{{متن حدیث|إِلَى هَاهُنَا التَّوْحِيد}}؛ قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۱۵۵.</ref>. | #فراز پایانی این [[دعا]] بر یک مطلب اساسی دلالت دارد و آن اینکه اگر کسی درباره چنین امامی [[معرفت]] و [[اعتقاد]] نداشته باشد، در واقع [[توحید]] و [[دین]] او دچار مشکل خواهد شد. به عبارت دیگر این حلقه [[اعتقادی]]، مانند [[نماز]] است؛ [[نماز]] وقتی شکل میگیرد که تکبیره الاحرام با شرایط و [[آداب]] آن به [[سلام]] پایان یابد و [[روزه]] آنگاه [[صدق]] میکند که امساک به [[اذان]] [[مغرب]] برسد. این همان نکتهای است که در بیان [[نورانی]] [[امام رضا]]{{ع}} به آن تصریح شده است. ایشان در ادامه [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها}}<ref>سوره روم:۳۰.</ref> میفرماید: مراد یکتایی [[خداوند]] و [[رسالت]] [[حضرت محمد]]{{صل}} و [[ولایت]] [[امیر المؤمنین]]{{ع}} است، سپس اضافه میفرماید:با [[پذیرش ولایت]]، [[توحید]] شکل میگیرد <ref>{{متن حدیث|إِلَى هَاهُنَا التَّوْحِيد}}؛ قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۱۵۵.</ref>. | ||