عدل: تفاوت میان نسخهها
←جستارهای وابسته
| خط ۸۹: | خط ۸۹: | ||
*[[محمد عبده]] درباره کارهای [[معاویه]] برای [[پیشرفت]] امور خود میگوید: او گروهی از [[صحابه]] و [[تابعان]] را وادار کرد [[اخبار]] [[زشت]] و ناپسندی را درباره [[علی]]{{ع}} [[جعل]] کنند تا به وسیله این [[احادیث]] [[شخصیت علی]]{{ع}} را خدشهدار کند و خود را منزه جلوه دهد. [[معاویه]] برای این کار [[پاداش]] بسیار مناسبی در نظر گرفت که باعث [[طمع]] و روی آوردن جعلکنندگان [[حدیث]] به سوی او شد و جعلکنندگان [[حدیث]] برای کسب [[خشنودی]] او یکی پس از دیگری به نزد او میرفتند که یکی از آنان [[ابوهریره]] بود<ref>رسالة التوحید، ص۷-۸؛ و ر.ک: شیخ المضیره، محمود ابوریه، ص۱۲۰.</ref>. مانند این سخن را [[احمد]] أمین [[مصری]] بیان میکند<ref>ضحی الاسلام، ج۲، ص۱۲۳.</ref>. | *[[محمد عبده]] درباره کارهای [[معاویه]] برای [[پیشرفت]] امور خود میگوید: او گروهی از [[صحابه]] و [[تابعان]] را وادار کرد [[اخبار]] [[زشت]] و ناپسندی را درباره [[علی]]{{ع}} [[جعل]] کنند تا به وسیله این [[احادیث]] [[شخصیت علی]]{{ع}} را خدشهدار کند و خود را منزه جلوه دهد. [[معاویه]] برای این کار [[پاداش]] بسیار مناسبی در نظر گرفت که باعث [[طمع]] و روی آوردن جعلکنندگان [[حدیث]] به سوی او شد و جعلکنندگان [[حدیث]] برای کسب [[خشنودی]] او یکی پس از دیگری به نزد او میرفتند که یکی از آنان [[ابوهریره]] بود<ref>رسالة التوحید، ص۷-۸؛ و ر.ک: شیخ المضیره، محمود ابوریه، ص۱۲۰.</ref>. مانند این سخن را [[احمد]] أمین [[مصری]] بیان میکند<ref>ضحی الاسلام، ج۲، ص۱۲۳.</ref>. | ||
*[[عباس محمود عقاد مصری]] در [[کتاب]] "[[معاویة بن ابیسفیان]] فی [[المیزان]]" مینویسد: اگر از [[اخبار]] این روزگار چیزی جز آن خبری که [[درستی]] آن مسلّم است، یعنی اینکه [[معاویه]] [[دستور]] [[لعن علی]] را بر فراز [[منبرها]] داده است، [[ثابت]] نشود، برای ترجیح [[علی]]{{ع}} بر [[معاویه]] کافی است<ref>بررسی نظریه عدالت صحابه، احمد حسین یعقوب أردنی (ترجمه: مالک محمودی)، ص۱۱۸.</ref>.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۲۹-۳۳.</ref> | *[[عباس محمود عقاد مصری]] در [[کتاب]] "[[معاویة بن ابیسفیان]] فی [[المیزان]]" مینویسد: اگر از [[اخبار]] این روزگار چیزی جز آن خبری که [[درستی]] آن مسلّم است، یعنی اینکه [[معاویه]] [[دستور]] [[لعن علی]] را بر فراز [[منبرها]] داده است، [[ثابت]] نشود، برای ترجیح [[علی]]{{ع}} بر [[معاویه]] کافی است<ref>بررسی نظریه عدالت صحابه، احمد حسین یعقوب أردنی (ترجمه: مالک محمودی)، ص۱۱۸.</ref>.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۲۹-۳۳.</ref> | ||
==[[اهل سنت]] و [[نظریه]] "[[عادل]] بودن همه [[صحابه]]"== | |||
*برخی ادعا کردهاند که همه [[اهل سنت]] این نظریه را پذیرفتهاند؛ زیرا [[اصحاب]] (با وجود تخلفات فراوان گروهی از آنان) بدون استثناء و به طور مطلق، [[عادل]] هستند، و چون این افراد، [[مجتهد]] بوده و بر مبنای [[اجتهاد]] خود عمل کردهاند، به همین [[دلیل]]، از [[عدالت]] ساقط نمیشوند! | |||
*سرچشمه این مبنا آن است که [[اهل سنت]] بعد از [[قرآن کریم]]، [[احادیث]] و [[سنت]] [[رسول اکرم]]{{صل}}، [[کردار]] [[اصحاب]] را نیز پایه [[اعتقادات]] و [[احکام دین]] میدانند؛ از این رو [[موثق]] بودن و [[عدالت]] [[اخلاقی]] و [[روایی]] [[اصحاب]]، اصلی مهم است. | |||
*اما آیا تمام [[فرقهها]] و گروههای [[اهل سنت]] این نظریه را [[باور]] دارند؟ برخی نویسندگان [[اهل سنت]] مینویسند: [[عدالت]] این گروه ([[صحابه]]) از [[معتقدات]] [[مورد اتفاق]] [[اهل سنت]] میباشد و [[ابوالعز حنفی]] در شرح [[فقه اکبر]] مینویسد: جمهور [[علما]] در [[عدالت]] همه [[صحابه]] [[اتفاق نظر]] دارند. اشکالی که در این ادعا وجود دارد و نویسنده متوجه آن نشده است، ناسازگاری در این مطلب است؛ چون بین [[عقیده]] [[مورد اتفاق]] و [[عقیده]] جمهور، تفاوت اساسی وجود دارد. در [[عقیده]] [[مورد اتفاق]]، هیچ اختلافی نیست؛ در صورتی که واژه جمهور درباره [[اکثریت]] [[مردم]] به کار برده میشود. بنابراین در برابر آن [[اکثریت]]، گروهی وجود دارند که به [[نظریه]] [[عدالت صحابه]] [[اعتقادی]] ندارند. پس ادعای [[اتفاق]] [[اهل سنت]] بر [[عدالت]] [[صحابه]] با گفته کتاب شرح [[فقه اکبر]] که تعبیر جمهور را دارد، [[اثبات]] نمیشود. البته [[ابن حجر]] گفته است: [[اهل سنت]] بر اینکه جمیع [[صحابه]] [[عدالت]] دارند، [[اتفاق نظر]] دارند و مخالفی در این مورد مگر افراد نادری از مبتدعه وجود ندارد<ref>الاصابه، فصل سوم از مقدمه، ج۱، ص۱۶۲.</ref>. ولی [[ابن حزم]]، [[خطیب بغدادی]] و [[ابن اثیر]] تنها به بیان اصل نظریه [[عدالت]] همه [[صحابه]] و بهشتی بودن آنان پرداختهاند و تعبیر [[اتفاق]] [[اهل سنت]] را ندارند، بلکه [[ابن اثیر]]، تعبیر {{عربی|و ذلك المشهور}} را دارد<ref>المختصر فی علل الحدیث، ابن حزم، ج۲، ص۶۷.</ref>. | |||
*[[ابن حاجب]] پس از آنکه میگوید بیشتر [[اهل سنت]] به [[عدالت صحابه]] معتقدند، مینویسد: کسانی این نظریه را نپذیرفتهاند و برخی معتقدند که [[صحابه]] پیش از ورود در [[فتنهها]] عادلاند و در آن هنگام (ورود به [[فتنهها]]) [[عادل]] نیستند؛ زیرا [[فاسق]] شناخته نمیشود. [[معتزله]] میگویند جز کسانی که با [[علی]]{{ع}} جنگیدند [بقیه [[مسلمانان]]] [[عادل]] هستند<ref>المختصر فی علل الحدیث، ابن حزم، ج۲، ص۶۷. </ref>. | |||
*با بررسی کتابهای [[اهل سنت]]، روشن میشود که برخی از علمای [[اهل سنت]]، نظریه [[عدالت]] همه [[صحابه]] را نپذیرفتهاند. در اینجا به برخی از آنان اشاره میکنیم: | |||
#[[سعدالدین تفتازانی]]، از علمای بزرگ [[کلامی]] [[اشاعره]]، مینویسد: رویدادها، [[جنگها]] و مشاجراتی که بین [[صحابه]] پدید آمد - چنانکه در کتابهای [[تاریخی]] آمده است و افراد قابل [[اطمینان]] یاد کردهاند - حاکی از این واقعیت است که برخی [[صحابه]] از [[راه]] [[حق]] [[منحرف]] گشته تا جایی که دچار [[ستم]] و [[فسق]] شدند و ریشه این [[انحراف]] و [[ستم]] آنان [[کینه]] و [[دشمنی]]، [[حسادت]] و [[خصومت]]، حکومتخواهی، [[ریاستطلبی]] و [[تمایل]] به [[لذتها]] و [[شهوتها]] بوده است<ref>شرح المقاصد، تفتازانی، ص۴-۵؛ تدریب الراوی، سیوطی، ص۳۷۷.</ref>. | |||
#[[سیوطی]] در ذیل بحث [[عدالت صحابه]] مینویسد: گفته شده که در [[پذیرش]] نظریه [[عدالت]] همه [[صحابه]] جستجو و [[تحقیق]] لازم است. برخی دیگر گفتهاند: [[عدالت]] همه [[صحابه]] پس از پدید آمدن [[فتنهها]] باید بررسی شود و گروه [[معتزله]] (از مهمترین فرقههای [[اهل سنت]] در [[قرن دوم]] و سوم) میگویند: همه [[اصحاب]]، [[عادل]] هستند جز کسانی که با [[علی]] جنگیدند. | |||
#[[طه حسین]] درباره [[فتنه]] روزگار [[خلافت عثمان]] مینویسد: [[مردم]] دیدگاههای ناهماهنگ و متضادی دارند؛ گروهی خود را راحت کرده و گفتهاند: بسیاری از این پدیدهها ساختگی است. برخی رخدادها نیز پذیرفتنی و قابل توجیه و [[تأویل]] است؛ زیرا آنان [[[صحابه]]] بر پایه [[اجتهاد]] [[رفتار]] کرده و جز [[خیر و خوبی]] برای [[مسلمانان]] چیزی دیگر را در نظر نداشتهاند. این گروه از این جهت، به چنین باوری [[گرایش]] پیدا کردهاند که آن زمان را با [[قداست]] ویژهای مینگرند و [[دوست]] ندارند که [[باران]] [[پیامبر]]{{صل}} را به روی آوردن به [[دنیا]] و امور [[نفسانی]] متهم کنند. پس امکان ندارد [[صحابه]] [[رسول خدا]]{{صل}} که برای برپایی [[دولت اسلامی]] با [[خون]] و [[دارایی]] خویش [[جهاد]] کردند، در [[گناهان کبیره]] فرو روند؛ البته [[یاران پیامبر]]{{صل}} [[اهل]] [[خطا]] و صوابند، ولی همواره در اجتهادند. گروه دیگری، خویش را آسوده خاطر کرده و میگویند: بسیار بعید است که این [[فتنهها]] و [[بدعتها]] را [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} به پا کرده باشند، بلکه این [[آشوبها]] حیلههای [[دشمنان اسلام]] و افرادی مانند [[عبدالله بن سبا]] و برخی [[اهل کتاب]] و غیر آنان بود. | |||
*[[طه حسین]] در ادامه مینویسد: ما نمیتوانیم این نظریه را بپذیریم و خود را آسوده خاطر سازیم؛ زیرا این اندازه [[زیادهروی]] در [[تقدیس]] و قداست بخشی را بعید دانسته و روا نمیدانیم. خود [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} نیز این نگاه و [[باور]] را نسبت به خود نداشتند، بلکه خودشان را بشری دانستهاند که مانند دیگر [[مردم]] از [[خطا]] و [[گناه]] [[پاک]] نیستند. [[روابط]] [[صحابه]] با یکدیگر نشان میدهد که برخی [[صحابه]] به یکدیگر نسبتهای ناروا و [[کفر]] و [[فسق]] دادهاند. [[روایت]] شده که [[عمار بن یاسر]] به [[عثمان]] نسبت [[کفر]] داده، به گونهای که [[خون]] او را [[مباح]] شمرده و او را "[[نعثل]]" نامیده است. چنانکه [[روایت]] شده [[ابن مسعود]] نیز [[خون عثمان]] را [[حلال]] شمرده و در روزگار اقامتش در [[کوفه]] در خطبهاش میگفت: بدترین [[کارها]] رویدادهای جدید است و هر رویداد جدیدی، [[بدعت]] و هر بدعتی [[گمراهی]] و هر [[گمراهی]] نتیجهاش [[آتش]] است، و مقصود او [[عثمان]] و فرماندارش [[ولید]] بود. | |||
*[[روایت]] شده، [[عبدالرحمن بن عوف]] در هنگام [[بیماری]] که به مرگش انجامید، به برخی از [[اصحاب]] خود گفت: پیش از آنکه [[عثمان]] در [[حکومت]] خود [[طغیان]] کند، در امر او بشتابید (او را به [[قتل]] رسانید) و از سویی [[اصحاب]] [[یاور]] [[عثمان]] بر این [[باور]] بودند که [[صحابه]] [[مخالف]] آنان از [[دین]] بیرون رفتهاند و بدین جهت [[جنگ]] با آنان را [[حلال]] شمردند؛ چنانکه در [[صفین]] و [[جمل]] برخی [[صحابه]] با برخی دیگر جنگیدند، جز گروه اندکی مانند سعد و [[یاران]] او. | |||
*بنابراین، هنگامی که [[اصحاب پیامبر]] بین خود [[اختلاف]] داشته و [[گناهان کبیره]] را به یکدیگر نسبت میدادند و با هم میجنگیدند، [[شایسته]] نیست که [[باور]] ما درباره آنان بهتر از [[باور]] خودشان درباره خودشان باشد و یا باید [[رفتار]] آنان را توجیه کرده و [[فتنهها]] را به [[بیگانگان]] و دیگران نسبت داد یا به طور کلی همه آن رویدادها را نپذیریم. سپس مینویسد: اگر ما چنین کنیم، [[تاریخ اسلام]] را از هنگام [[بعثت پیامبر]]{{صل}} [[دروغ]] شمردهایم؛ چون کسانی این [[اخبار]] را [[نقل]] کردهاند که [[اخبار]] [[جنگها]]، [[سیره پیامبر]]{{صل}} و [[خلفا]] را [[روایت]] کردهاند. از اینرو سزاوار نیست که برخی سخنان آنان را پذیرفته و برخی دیگر را نپذیریم. در صورتی که هیچ انگیزهای برای این کار وجود ندارد، جز آنکه برخی [[اخبار]]، مورد پسند ما و برخی برای ما [[ناپسند]] بوده و از سویی [[شایسته]] نیست که همه [[روایتها]] را بپذیریم و با همه آنها را [[انکار]] کنیم؛ چرا که [[راویان]]، جزو [[مردم]] هستند و کار [[اشتباه]] و درست و [[راستگویی]] و [[دروغگویی]] بر همه آنان نیز جایز است...<ref>الفتنة الکبری، طه حسین، ص۱۷۰-۱۷۳؛ و ر.ک: اضواء علی السنة المحمدیه، محمود ابوریه، ص۳۶۰.</ref>. | |||
*[[احمد امین]] دیدگاه [[زیدیه]] و [[معتزله]] درباره [[عدالت]] همه [[صحابه]] را چنین شرح میدهد: بررسی [[زندگی]] و [[رفتار صحابه]] نشان میدهد که آنان از یکدیگر [[انتقاد]] کرده، بلکه یکدیگر را [[نفرین]] میکردند، و اگر [[صحابه]] در نزد خودشان مقامی داشتند که [[انتقاد]] و [[لعن]] درباره آنان صحیح نبود، به طور حتم آن را میگفتند؛ زیرا آنان یکدیگر را بهتر از [[مردم]] روزگار ما میشناختند. [[طلحه]]، [[زبیر]]، [[عایشه]] و [[پیروان]] آنان در برابر [[علی]] ایستادند، چنانکه [[معاویه]] و [[عمرو بن عاص]] نیز چنین بودند. | |||
*[[صحابه]] گروهی از [[مردم]] بودند که مانند دیگر [[مردم]]، [[رفتار]] درست یا نادرستشان به حساب خودشان میباشد، و ما هر کس از [[صحابه]] را که [[رفتار]] [[بدی]] را به جا آورد، [[نکوهش]] و هر کسی را که [[رفتار]] [[نیکی]] به جا آورد، [[ستایش]] میکنیم و آنان جز امتیاز [[دیدار]] [[پیامبر]]، [[امتیاز]] دیگری نداشتند. چه بسا [[گناهان]] آنان بزرگتر از [[گناهان]] دیگران بود؛ چون آنان بیننده [[معجزات]] و نشانههای [[پیامبری]] [[پیامبر]]{{صل}} بودند. بنابراین، [[گناهان]] ما سبکتر از آنان خواهد بود؛ چون عذر ما پذیرفتهتر است. | |||
*بنابر آنچه [[نقل]] شد، دانسته میشود که در میان [[اهل سنت]] هرگز [[وحدت]] نظری درباره [[عدالت]] همه [[صحابه]] نبوده است<ref>ضحی الاسلام، ج۳، ص۷۶ – ۷۵.</ref>.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۳۳-۳۷.</ref> | |||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||