←جستارهای وابسته
(←منابع) |
|||
| خط ۱۵۵: | خط ۱۵۵: | ||
*از بیان [[حضرت علی]]{{ع}} دانسته میشود که [[راویان]] [[صحابی]] باید [[جرح و تعدیل]] شوند، چنانکه از [[آیات]] بیان شده نیز [[جرح و تعدیل]] [[صحابه]] فهمیده میشود. پس چگونه است که [[ابوزرعه]] و مانند او میگویند: کسانی که [[صحابه]] را [[جرح]] و نقد کنند، هدفشان [[باطل]] کردن [[کتاب و سنت]] است؟ | *از بیان [[حضرت علی]]{{ع}} دانسته میشود که [[راویان]] [[صحابی]] باید [[جرح و تعدیل]] شوند، چنانکه از [[آیات]] بیان شده نیز [[جرح و تعدیل]] [[صحابه]] فهمیده میشود. پس چگونه است که [[ابوزرعه]] و مانند او میگویند: کسانی که [[صحابه]] را [[جرح]] و نقد کنند، هدفشان [[باطل]] کردن [[کتاب و سنت]] است؟ | ||
*بنابراین، نپذیرفتن این نظریه موجب [[نگرانی]] درباره نگهداری [[قرآن]] و [[سنت]] نیست، بلکه [[پذیرش]] آن و قبول صحت گفتار و [[کردار]] همه [[صحابه]] موجب [[نگرانی]] است. [[یادآوری]] این نکته ضروری است که اگر همه [[صحابه]] [[عدالت]] دارند، نباید پس از [[پیامبر]]{{صل}} [[فتنه]]، [[اختلاف]] و [[فساد]] در میان [[امت]] پدید میآمد. در صورتی که بر اساس شواهد [[تاریخی]] هنوز جنازه [[پیامبر]]{{صل}} [[دفن]] نشده بود که آثار زیانبار [[اختلاف]] بین [[مسلمانان]] [[آشکار]] شد.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۴۴-۵۲.</ref> | *بنابراین، نپذیرفتن این نظریه موجب [[نگرانی]] درباره نگهداری [[قرآن]] و [[سنت]] نیست، بلکه [[پذیرش]] آن و قبول صحت گفتار و [[کردار]] همه [[صحابه]] موجب [[نگرانی]] است. [[یادآوری]] این نکته ضروری است که اگر همه [[صحابه]] [[عدالت]] دارند، نباید پس از [[پیامبر]]{{صل}} [[فتنه]]، [[اختلاف]] و [[فساد]] در میان [[امت]] پدید میآمد. در صورتی که بر اساس شواهد [[تاریخی]] هنوز جنازه [[پیامبر]]{{صل}} [[دفن]] نشده بود که آثار زیانبار [[اختلاف]] بین [[مسلمانان]] [[آشکار]] شد.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۴۴-۵۲.</ref> | ||
==پیامدهای زیانبار قبول [[نظریه]] "[[عدالت]] همه [[صحابه]]"== | |||
*[[پیروان]] این نظریه بر این باورند که این نظریه موجب [[استواری]] [[دین]] میشود در صورتی که قبول این نظریه آثار زیانبار بسیاری برای [[اسلام]] داشته است و نه تنها باعث [[پیشگیری]] از [[تزلزل]] [[دین]] نشده، بلکه باعث شده تفسیرهای غلط [[اعتقادی]]، [[فقهی]] و [[سیاسی]] درباره [[اسلام]] بیان شود. در این جا ما به طور اختصار به برخی از آنها اشاره میکنیم. | |||
#[[صحابه]] دارای درجات گوناگون [[فضایل]] و [[کمالات]] بودند. اگر همه [[صحابه]]، را [[عادل]] بدانیم، لازم است [[صحابه]] را الگوی خویش قرار دهیم و گفتار آنان را بپذیریم. در حالی که [[صحابه]] در مسائل فراوانی با هم اختلافنظر داشتند. پس [[پذیرش]] این نظریه با وجود ناسازگاری در گفتار [[صحابه]]، [[اختلاف]] میان [[مسلمانان]] را در پی خواهد داشت. | |||
#لازمه [[پذیرش]] این نظریه آن است که گفتار [[صحابه]] را باید به عنوان [[سنت]] بپذیریم؛ چنانکه [[اهل سنت]] [[سلسله]] هر روایتی را که به [[صحابه]] میرسد، میپذیرند. در این صورت بایستی آنچه آنان فهمیده و گفتهاند به عنوان [[رأی]] و [[عقیده]] [[اسلامی]] بپذیریم. این مطلب در صورتی قابل قبول است که همه [[صحابه]] [[معصوم]] باشند یا حداقل از نظر [[علم]] و [[تقوا]] در مقامی باشند که سخن و [[رفتار پیامبر]]{{صل}} را به خوبی فهمیده، بدون آنکه نظریات خود را دخالت دهند، برای [[مسلمانان]] بیان کنند. در صورتی که صحابهای با چنین ویژگیها بسیار اندکاند؛ چرا که بسیاری از آنان، برای مدت کمی در نزد [[حضرت]] بودهاند. | |||
#بر اساس [[آیات]] و [[روایات]]، در بین [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} منافقانی بودهاند؛ چنانکه [[قرآن]] میفرماید:{{متن قرآن|وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ}}<ref>«و از پیرامونیان شما از تازیان بیاباننشین و از اهل مدینه منافقانی هستند که به دورویی خو کردهاند؛ تو آنان را نمیشناسی ما آنها را میشناسیم» سوره توبه، آیه ۱۰۱.</ref>. از سویی در [[روایات]] برای [[منافق]] نشانههایی از جمله [[دروغگو]] بودن بیان شده است. همانگونه که [[نقل]] شد [[علی]]{{ع}} در [[خطبه ۲۱۰]] [[نهج البلاغه]] در این باره مطالبی را فرمودند. پس اگر این نظریه درست باشد و گفتار و [[رفتار صحابه]] را بپذیریم، لازم است که گفتار و [[رفتار]] [[منافقان]] زمان [[پیامبر]]{{صل}} را [[عقیده]] [[اسلام]] بدانیم و گفتار آنان بیانگر [[احکام]] و [[عقاید]] [[اسلام]] باشد و معیاری برای جداسازی [[احادیث]] ساختگی [[منافقان]] و [[احادیث صحیح]] [[صحابه]] [[راستین]] نباشد. | |||
#[[تاریخ]]، آینه [[حق و باطل]] است و نشان میدهد که در میان [[صحابه]] به ویژه پس از [[پیامبر]]{{صل}} درگیریهای فراوانی همراه با [[کشتار]] واقع شده است. حال بر اساس این نظریه کدام یک از آنها میتوانند الگوی [[مسلمانان]] باشد؟ آیا قابل قبول است که هر دو گروه [[صحابه]] را [[الگو]] و پیشوای خودمان بدانیم؟! اگر فردی [[صحابی]]، [[علی]]{{ع}} را [[دشمن]] بدارد، یا او را [[آزار]] دهد یا اگر [[علی]]{{ع}} را [[دوست]] نداشته باشد، چگونه باید [[قضاوت]] کرد؟! اگر گروهی از [[صحابه]] به طرفداری [[علی]]{{ع}} برخاسته باشند و برخی دیگر [[معاویه]] را پذیرفته باشند و دسته سوم [[علی]]{{ع}} و [[معاویه]] را نپذیرفته باشند؛ بر اساس این نظریه [[راه]] درست را چه گروهی از [[صحابه]] پیمودهاند؟! | |||
*آیا بر اساس این نظریه اگر گروهی از [[صحابه]] علیه گروه دیگری سخن گفته یا علیه یکدیگر جنگیدند، ما باید ساکت باشیم و چیزی نگوییم؟ در این صورت [[مسلمانان]] بعدی سرگردان خواهند شد که آیا [[حقّ]] با [[علی]]{{ع}} است که روش او را [[الگو]] قرار دهیم یا [[حق]] با [[معاویه]] و کسانی است که با [[علی]]{{ع}} جنگیدند؟ از این رو، میتوان گفت [[سرگردانی]] درباره [[شناخت]] پیشینیان و [[شناخت]] [[حق و باطل]]، حاصل [[پیروی]] از این نظریه است. | |||
*بنابراین این نظریه نه موافق [[شرع]] است و نه موافق [[عقل]]؛ چون [[عقل]] نمیپذیرد که تنها با [[دیدار]] با [[پیامبر]]{{صل}}، شخصی [[عادل]] حساب شود؛ با توجه به اینکه هیچ رابطهای بین [[همنشینی]] با [[پیامبر]] و [[عدالت صحابه]] نیست.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۵۲-۵۴.</ref> | |||
==جستارهای وابسته== | ==جستارهای وابسته== | ||