|
|
| (۸۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| {{خرد}} | | {{مدخل مرتبط |
| {{امامت}}
| | | موضوع مرتبط = پیامبر خاتم |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | | عنوان مدخل = |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| | | مداخل مرتبط = [[صحابه در قرآن]] - [[صحابه در علوم حدیث]] - [[صحابه در نهج البلاغه]] - [[صحابه در اصول فقه]] - [[صحابه در معارف دعا و زیارات]] - [[صحابه در معارف و سیره نبوی]] - [[صحابه در معارف و سیره سجادی]] - [[صحابه در فقه اسلامی]] - [[صحابه در کلام اسلامی]] - [[صحابه از دیدگاه اهل سنت]] |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | | پرسش مرتبط = |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[صحابه در قرآن]] | [[صحابه در حدیث]] | [[صحابه در علوم حدیث]] | [[صحابه در نهج البلاغه]] | [[صحابه در کلام اسلامی]]</div>
| | }} |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[صحابه (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
|
| |
|
| صحابه یا [[اصحاب]]، جمعِ صاحب، کسی که همراه و همدوره با [[پیامبر خدا]]{{صل}} و مدتی با آن [[حضرت]] بوده و او را دیده و از سخنان او شنیده است. به [[یاران پیامبر]]، [[اصحاب]] و صحابه گفته میشود و به کسانی که در [[نسل]] بعد بوده و [[پیامبر]] را ندیدهاند، "[[تابعین]]" گویند. [[صحابه پیامبر]] بودن یک [[افتخار]] است و [[رسول خدا]]{{صل}} [[اصحاب]] خود را [[ستایش]] کرده است. کسانی همچون [[سلمان]]، [[ابوذر]]، [[بلال]]، [[ابن مسعود]]، [[مقداد]]، [[عمار یاسر]]، [[حمزه]]، از [[اصحاب پیامبر]] بودهاند و شمار آنان به هزاران نفر میرسد. البته برخی از صحابه، [[کارهای ناپسند]] و خلاف داشتند، و بعضی از [[منافقین]] هم در جمع صحابه بودند، پس نمیتوان همه صحابه را [[عادل]] و بیعیب دانست<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۳۱.</ref>. | | '''صحابه'''، به اشخاصی گفته میشود که همراه و ملازم [[حضرت محمد]] {{صل}} بودهاند. طبق [[آیات]] و [[روایات]] وضعیت تمام صحابه یکی نبوده و برخی از صحابه مورد [[ستایش]] و برخی دیگر مورد نکوهش [[خداوند متعال]] و [[پیامبر]] {{صل}} قرار گرفتهاند. [[اهل سنت]] با استناد به آیات و روایات مورد ستایش صحابه، [[حکم]] به [[عدالت]] جمیع صحابه داده است، در حالی که [[شیعه]] به [[دلیل]] وجود دو دسته از آیات و روایات در مورد صحابه، حکم آنان را مانند باقی [[مردم]] میدانند که عدالت آنها باید مورد بررسی قرار بگیرد. |
|
| |
|
| ==مقدمه== | | == معناشناسی == |
| * [[اصحاب]] و [[یاران پیامبر خاتم|یاران پیامبر]]{{صل}} میباشند، اصطلاحاً آنانکه زمان [[پیامبرخاتم|رسول خدا]] را [[درک]] کرده و او را دیدهاند. شمار آنان را تا سیهزار نفر هم گفتهاند که البته رقم دقیقی نیست، چون تنها در حجّة [[الوداع]]، بیش از صدهزار نفر با آن [[حضرت]] [[حج]] انجام دادند و سخنان او را در [[غدیر]] شنیدند. برخی هم [[صحابی]] را کسی دانستهاند که او را دیده و از او [[حدیث]] [[نقل]] کرده یا مدّتی با او [[مصاحبت]] داشته است. در مقابل صحابه، تابعیناند که [[نسل]] پس از صحابهاند. بحث از صحابه از آنجا ریشه میگیرد که [[اهل سنت]] معتقدند همۀ صحابه [[عادل]] و منزّهاند و دلیلشان هم آیاتی است که از [[مؤمنان]] و [[مهاجران]] و [[انصار]] [[ستایش]] میکند و این [[اعتقاد]]، برای تصحیح [[خلافت ابوبکر]] و [[عمر]] و [[عثمان]] و نیز توجیه خلافهای عملی آنان است. در حالی که در [[آیات]] متعدّدی از برخی افراد آن زمان [[نکوهش]] شده و به [[گواهی]] [[تاریخ]] نیز خطاهای بزرگی از برخی سرزده و [[اعتقاد]] به [[عدالت]] همۀ صحابه، چیزی جز چشم نهادن بر واقعیات [[تاریخی]] و توجیه [[ظلم]] و [[انحراف]] برخی نیست. آیا [[امام علی|علی]]{{ع}} که در همۀ صحنههای [[نبرد]] علیه [[باطل]] و [[شرک]] حضور داشته، و [[ابو سفیان]] که در همۀ توطئهها علیه [[اسلام]] فعالیّت داشته و اواخر [[عمر]] [[پیغمبر]] منافقانه [[مسلمان]] شده است برابرند؟<ref>در اینباره ر. ک: «نظریة عدالة الصحابه»، احمد حسین یعقوب، «معالم المدرستین»، ج ۱ ص ۸۷، «الصحابة فی القرآن و السنّة و التاریخ» مرکز الرساله</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۶۱.</ref>.
| | === معنای لغوی === |
| | صحابه در لغت به معنای ملازم و همراه است، چه آن ملازم [[انسان]]، حیوان و یا مکان و [[زمان]] باشد و فرقی نمیکند این [[مصاحبت]] و [[همراهی]] با جسم و تن (که اصل در همراهی همین است) باشد و یا با عنایت و توجه؛ ولی در عرف به کسی که همراهیاش با دیگری بسیار است گفته میشود<ref>{{عربی|صحب: الصَّاحِبُ الملازم...، و لا یقال فی العرف إلّا لمن کثرت ملازمته...، و الْمُصَاحَبَةُ و الِاصْطِحَابُ أبلغ من الاجتماع، لأجل أنّ المصاحبة تقتضی طول لبثه}}؛ مفردات راغب، ماده صحب و لسان العرب، ابن منظور، ج۷، ص۲۸۶؛ تاج العروس، زبیدی، ج۱، ص۳۲.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عدالت صحابه (کتاب)|عدالت صحابه]]، ص۲۷.</ref> |
|
| |
|
| ==تعریف [[صحابه]] از نگاه [[شیعه]]== | | === معنای اصطلاحی === |
| برای واژگان [[صحابه]] و [[اصحاب]] در [[قرآن]] و [[روایات]] تعریف خاصی بیان نشده، از اینرو، مسئله مهم معنای لغوی [[صحابه]] است.
| | ==== دیدگاه [[شیعه]] ==== |
| به [[باور]] [[علمای شیعه]] همه کسانی که با [[پیامبر]]{{صل}} [[همنشینی]] داشتهاند (خواه در [[غزوات]] و سفرها، یا در [[مکه]] و [[مدینه]] و دیگر سرزمینها) جزو [[صحابه]] به شمار میآیند؛ حتی کسانی که از نظر [[اعتقادی]] پیرو [[پیامبر اسلام]]{{صل}} میباشند، بدون اینکه حضور جسمانی در کنار [[پیامبر اکرم]]{{صل}} داشته باشند، جزو این گروه هستند. از این رو، [[صحابه]] و صاحب شامل افراد [[مؤمن]]، [[عادل]]، [[فاسق]] و [[منافق]] نیز میشود. [[شاهد]] این مدّعا [[آیات]] و روایاتی است که کلمه [[صحابه]] درباره این افراد به کار رفته است. چنانکه برخی [[آیات]] را در تعریف لغوی [[صحابه]] [[شاهد]] آوردیم، روایاتی نیز همین مطلب را ثابت میکند که اکنون به چند مورد اشاره میکنیم:
| | شیعه [[معتقد]] است لفظ "[[صحابی]]" اصصلاح [[شرعی]] نیست (این اصطلاح در لسان [[شارع]] نیامده)، بلکه [[شأن]] و مرتبه اش، مثل دیگر واژههای عربی است. "صاحب" در لغت ملازم و معاشر معنا میشود و این لفظ جز درباره کسی که ملازمتش زیاد باشد به کار نمیرود و چون "صحبت" همواره میان دو نفر مطرح است، از اینرو همواره صاحب و جمع آن یعنی "[[اصحاب]]" به صورت مضاف به کار میروند<ref>ر.ک: باقر شیخانی، علی، عدالت صحابه از دیدگاه شیعه، ص۲۹.</ref>. |
| ۱. روزی [[خلیفه دوم]] از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} خواست تا [[عبد الله]] بن أبی، [[منافق]] مشهور را بکشد. [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: "ای [[عمر]]! با سخن [[مردم]] چه خواهی کرد که بگویند [[محمد]]{{صل}} [[اصحاب]] خود را میکشد"<ref>صحیح مسلم، مسلم، ج۴، باب نصر الاخ ظالماً أو مظلوماً، ح۲۵۸۴. {{عربی|قال عمر: دعني اضرب عنق هذا المنافق. فقال النبيّ{{صل}}: دعه لا يتحدث الناس ان محمّدا يقتل أصحابه}}؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج۳، ص۳۰۳؛ السیرة النبویه، ابن کثیر، ج۳، ص۲۹۹؛ مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۵، ص۴۰، ح۱۶۳۲۳؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج۲، ص۳۹۹.</ref>.
| |
| ٢. جبیر بن مطعمه میگوید: [[پیامبر]]{{صل}} میفرمود: {{متن حدیث|إنّ في أصحابي منافقون}}؛ در میان [[اصحاب]] من منافقانی هستند<ref>مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۴، ص۸۳.</ref>. مانند این [[روایت]] در [[صحیح مسلم]] نیز آمده است که قبلا [[نقل]] شد.
| |
| ۳. صریحترین [[روایت]]، [[سخن پیامبر]]{{صل}} است که فرمود: "در [[روز قیامت]]، گروهی از [[اصحاب]] را در نزد [[حوض کوثر]] میآورند؛ آنگاه آنان را به سوی [[آتش]] میبرند، میگویم اینها از [[اصحاب]] من میباشند. در جواب گفته میشود: تو نمیدانی پس از تو چه بدعتهایی را پدید آوردند<ref>برای آگاهی بیشتر، ر.ک: کنز العمال، متقی هندی، ج۱، ص۲۲۱.</ref>. در این [[روایتها]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} واژه [[اصحاب]] را درباره افراد دوزخی به کار بردهاند.
| |
| [[بخاری]] [[نقل]] میکند، [[پیامبر اسلام]]{{صل}} فرمود:
| |
| {{متن حدیث|أنا فرطكم على الحوض، و ليرفعنّ رجال منكم ثمّ ليختلجنّ دوني فأقول: يا ربّ أصحابي! فيقال لأنّك لا تدري ما أحدثوا بعدك}}<ref>صحیح بخاری، کتاب الرقاق، ح۶۰۹۰؛ مسند احمد، کتاب مسند المکثرین من الصحابه، ح۳۹۶۶.</ref>.
| |
| من بر [[حوض کوثر]] وارد میشوم؛ در حالی که گروهی از مردان شما را بیرون برده و از کنار من دور میکنند. آنگاه میگویم: خدایا! اینها [[اصحاب]] من هستند. گفته میشود: تو نمیدانی که اینها پس از تو چه [[رفتاری]] کردهاند<ref>جهت آگاهی بیشتر، ر.ک: صحیح بخاری، ج۴، ص۲۰۶، باب الحوض.</ref>.
| |
| نتیجه آنکه واژه [[صحابی]] در [[روایات]] نیز به معنای لغوی آن است.
| |
| شرط لازم برای اینکه هر [[مسلمانی]] [[صحابه]] نامیده شود، ملازمت و [[همنشینی]] پیوسته یا [[همنشینی]] فراوان او با [[پیامبر]]{{صل}} است و دیدن اندک [[پیامبر]] برای نامیده شدن به این عنوان [[کفایت]] نمیکند و حداقل درباره کسی که اندکی [[پیامبر]] را دیده و به این عنوان نامیده شده، باید تردید داشت. بنابراین، مراد از [[همنشینی]] [[فرد]] [[مسلمان]] با [[پیامبر]]{{صل}} به طور مطلق و بدون قید زمان و مکان، [[همراهی]] طولانی مدتی است که [[تصور]] میشود و اگر [[مصاحبت]]، [[مقید]] به زمان و مکان خاصی باشد؛ مانند {{متن قرآن|يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ}}<ref>«ای دو یار زندان!» سوره یوسف، آیه ۳۹.</ref> یا {{متن قرآن|إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ...}}<ref>«آنگاه که آن دو در غار بودند همان هنگام که به همراهش میگفت.».. سوره توبه، آیه ۴۰.</ref>، در این صورت، [[مصاحبت]]، محدود به همان زمان و مکان میشود. از اینرو "مازری"<ref>ذهبی درباره مازری مینویسد: مازری، استاد، امام، علامه، دریایی از علوم و فنون و آخرین دانشمند صاحبنظر از بزرگان آفریقا در فقه و اجتهاد و دقت نظر است (سیر اعلام النبلاء، ج۲۰، ص۱۰۴).</ref> مینویسد: ما وقتی میگوییم [[صحابه]]، [[عادل]] هستند مقصود ما همه کسانی که روزی و یا گاه گاهی [[پیامبر]]{{صل}} را دیدهاند، یا برای عرضی با وی همنشین شدهاند و فوراً از نزد وی باز گشتهاند، نیست؛ بلکه مقصود [از [[صحابه]]] کسانی هستند که با [[پیامبر]] ملازمت داشته و آن [[حضرت]] را [[یاری]] کرده و از [[نور]] نازل شده بر او [[پیروی]] کردهاند<ref>{{عربی|لسنا نعني بقولنا الصحابة عدول كل من رآه النبيّ{{صل}} يوما أو زاره لماما، أو اجتمع به لغرض و انصرف عن كثب، و إنّما نعني به الذين لازموه و نصروه و اتّبعوا النور الذي أنزل معه أولئك هم المفلحون}}.</ref>.
| |
| از این تعریف دو مسئله دانسته میشود: ۱. طولانی بودن [[همنشینی]] با [[پیامبر]]{{صل}}؛ ۲. [[پیروی]] عملی از آن [[حضرت]].
| |
| [[علامه]] [[مقبلی]] (م: ۱۱۸۰ق)<ref>از علما و دانشمندان یمن که در اصل زیدی مذهب بود و سرانجام، حق را در تقلید نکردن دانست و مذهب زیدی را رها کرد. شوکانی از او به عنوان مجتهد مطلق یاد کرده است.</ref> نظریه کسانی را که دیدن [[پیامبر]]{{صل}} را برای نامیده شدن به عنوان [[صحابه]] کافی میدانند، مردود دانسته و مینویسد: [[پیروان]] [[نظریه]]"[[عدالت]] همه [[صحابه]]" در سالهای پس از [[صدر اسلام]] این اصطلاح را [[برگزیده]] و سپس [[قرآن]] و [[سنت]] را بر اساس آن اصطلاح [[تفسیر]] کردند؛ در صورتی که واژه صحبت، واژه [[شرعی]] نیست بلکه واژهای لغوی است. چنانکه دیگر واژهها درباره [[فضائل]] [[صحابه]] چنین است؛ یعنی [آن واژهها] باید به معنای لغوی برگردانده شود ولیکن [[محدثان]] این اصطلاحات را بدون [[دلیل]] برگزیدند و گفتند واژه [[صحابه]] به هر کسی که [[پیامبر]]{{صل}} را دیده باشد یا آن [[حضرت]] او را دیده باشد، هر چند [[کودک]] باشد، به شرطی که او تا هنگام [[مرگ]] بر [[دین اسلام]] باقی باشد و از [[اسلام]] برنگردد، به کار برده میشود<ref>{{عربی|العلم الشامخ في تفضيل الحق على الآباء و المشايخ}}.</ref>.
| |
| [[شیعه]] درباره [[صحابه پیامبر]]{{صل}} دیدگاه یکسانی ندارد که همه را [[عادل]] یا [[فاسق]] بداند، بلکه درباره هر یک از آنان به طور جداگانه و با توجه به [[کردار]] او در طول زمان حیاتش، [[قضاوت]] میکند. در نگاه [[شیعه]] هم [[صحابی]] بودن، ارزشی [[معنوی]] و [[مقدس]] است، اما این [[ارزش]] نمیتواند [[عدالت]] را برای کسی ثابت کند. [[شیعه]] با توجه به [[قرآن]] و [[سنت]] و یا [[دلایل]] [[تاریخی]] و [[عقلی]] [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} را به چند دسته تقسیم میکند:
| |
| ۱. [[اصحاب]] [[مؤمن]] و [[پارسا]] که در اوج پارسائی و [[ایمان]] قرار دارند.
| |
| ۲. اصحابی که پارسائی آنها در حد معمول بوده است.
| |
| ٣. [[اصحاب]] [[فاسق]] و [[فاجر]].
| |
| ۴. [[اصحاب]] [[منافق]].
| |
| برخلاف [[عقیده]] [[اهل سنت]] و با توجه به [[آیات قرآن]] دانسته میشود که [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} همه یکسان نبودهاند؛ زیرا [[قرآن]] برخی [[اصحاب پیامبر]] را با عنوان [[منافق]] معرفی و به شدت [[سرزنش]] کرده است. همچنین [[قرآن]] از [[فسق]] برخی [[صحابه]] خبر داده و برخی را [[ستایش]] کرده است.
| |
| [[اخبار]] متواتری نیز وجود دارد که ثابت میکند درباره برخی از [[مسلمانان]] [[مدینه]]، [[حکم]] حد [[زنا]] و حد شرب خمر و... [[اجرا]] شده است. این امور، موجب [[فاسق]] نامیده شدن [[صحابی]] میشود. اما نمیتوان گفت این افراد حدّ خورده [[صحابی]] نبودهاند؛ چون طبق تعریف، [[صحابی]] کسی است که [[پیامبر]]{{صل}} را در حال [[اسلام]] خود [[درک]] کرده باشد و کسی که در [[مدینه]] است بدون تردید [[پیامبر]]{{صل}} را [[درک]] کرده است.
| |
| واقعیت آن است که [[اهل سنت]] تنها به [[دلیل]] [[محبت]] به برخی از [[اصحاب]]؛ مانند [[ابوبکر]] و [[عمر]] و برخی افراد ناشایست، مانند [[معاویه]] و [[طلحه]] و [[زبیر]] که با [[اهل بیت پیامبر]] ستیزه داشتهاند، این [[حکم]] خلاف [[قرآن]] را صادر کردهاند که همه [[صحابه]] [[عادل]] و صالحاند و چشم خود را بر [[آیات قرآن]] و واقعیات [[تاریخی]] میبندند و گرنه با توجه به [[قرآن]] و [[سنت]] دانسته میشود که برخی [[صحابه]]، [[منافق]] و برخی از آنان [[فاسق]] و [[فاجر]] بودهاند. [[عقل]] نیز نمیپذیرد که اشخاص به صرف اینکه در شمار [[اصحاب پیامبر]] به حساب آمدهاند، [[عادل]] و [[درستکار]] باشند. اگر [[اهل سنت]]، خود را تابع [[سنت پیامبر]]{{صل}} میدانند، باید بپذیرند که برخی [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} نه تنها [[عادل]] نبودهاند بلکه [[ستمگر]] و [[فاسق]] بودهاند؛ حتی برخی از آنان پس از [[پیامبر]]{{صل}} [[مرتد]] شدهاند.
| |
| [[بخاری]] مینویسد که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود:
| |
| {{متن حدیث|يَرِدُ عَلَيَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ رَهْطٌ مِنْ أَصْحَابِي فَيُجْلَوْنَ عَنِ الْحَوْضِ. فَأَقُولُ: يَا رَبِّ أَصْحَابِي! فَيَقُولُ: إِنَّكَ لَا تَدْرِي مَا أَحْدَثُوا بَعْدَكَ. مَا زَالُوا يَرْجِعُونَ عَلَى أَعْقَابِهِمْ}}.
| |
| [[روز قیامت]] گروهی از اصحابم به نزد من میآیند؛ آنگاه از [[حوض کوثر]] رانده میشوند. پس میگویم: خدایا! اینها [[اصحاب]] من هستند. [[خداوند]] میفرماید: تو نمیدانی که آنان بعد از تو چه [[رفتاری]] کردهاند. آنان همواره از [[دین خدا]] بیرون رفته و به نیاکان خود ([[جاهلیت]]) باز میگشتند<ref>صحیح بخاری، ج۸، ص۱۴۸.</ref>.
| |
| مسلم بن [[حجاج]] قشیری مینویسد که [[پیامبر]]{{صل}} میفرمود: "پس از من پیشوایانی به [[فرمانروایی]] خواهند رسید که نه در [[راه]] من گام برمیدارند و نه روش من را پیش خواهند گرفت. در میان ایشان کسانی برخواهند خاست که پیکرشان پیکر [[آدمی]] ولی قلبشان [[قلب]] [[شیطان]] است"<ref>صحیح مسلم، ج۳، ص۱۱۷۳، باب الامر بلزوم الجماعة.</ref>.
| |
| [[شرافت]] و بزرگی [[اصحاب پیامبران]] از جمله [[پیامبر اسلام]]{{صل}} به چند چیز است:
| |
| ۱. [[یاری]] [[پیامبران]]؛ ۲. داشتن [[اخلاص]] همراه با [[جهاد]] و [[مبارزه]] در [[راه]] [[دعوت]] آنان و ٣. [[تحمل سختیها]]. میدانیم که [[پیشرفت]] [[رسالت پیامبر اسلام]]{{صل}} در سایه و تلاش [[اصحاب]] و [[یاران]] [[فداکار]] آن [[حضرت]] بوده است. گروهی از [[اصحاب]] در زمانی [[ایمان]] آوردند که [[مسلمانان]]، [[ناتوان]] و اندک بودند و در حالی به [[یاری پیامبر]]{{صل}} پرداختند که طمعی برای کسب [[غنیمت]] نداشتند. این [[رفتار]] [[ارزشمند]] موجب میشود تا هر کسی که به [[پیامبر]]{{صل}} و [[اسلام]] [[عشق]] میورزد، چنین صحابهای را [[دوست]] بدارد و الگوی [[زندگی]] خویش قرار دهد. چنانکه [[سخنان امام علی]]{{ع}} در [[نهجالبلاغه]] و [[امام سجاد]]{{ع}} در [[صحیفه سجادیه]] بر این اساس است که [[زندگی پیامبر]]{{صل}} و [[یاران]] [[مؤمن]] و فداکارش را [[الگو]] قرار داده از آنان درس [[صبر]] و [[شکیبایی]] بیاموزیم.
| |
| بنابراین، نسبت دادن این مطلب به [[شیعه]] که عنوان [[صحابه]] را نمیپذیرند، [[دروغ]] و بلکه [[تهمت]] است. در کتابهای رجالی و [[تاریخی]] [[شیعه]] از [[صحابه پیامبر]]{{صل}} [[ستایش]] شده است. [[شیعه]] از همه [[صحابه شهید]] در جنگهای [[احد]]، [[بدر]] و [[جنگهای صدر اسلام]] به [[نیکی]] یاد میکند و برای آنان [[احترام]] ویژهای قائل است؛ چنانکه دیگر صحابهای را که در [[غزوات]] همراه [[پیامبر]]{{صل}} بوده و در [[عقیده]] و [[رفتار]] در زمان زندگانی یا پس از درگذشت [[پیامبر]]{{صل}} از سنتهای [[حضرت]] جدا نشدند، و به توصیههای [[پیامبر اسلام]] عمل کردند، بزرگ میشمارد.
| |
| در [[روایات]] و [[دعاها]] [[اصحاب]] [[مؤمن]] و باوفای [[پیامبر]]{{صل}} به خوبی [[ستایش]] شده و بر آنان [[درود]] و [[سلام]] فرستاده میشود که به نمونههایی از آنها اشاره میکنیم.
| |
| ۱. در دعای روز سهشنبه چنین میخوانیم:
| |
| {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ تَمَامِ عِدَّةِ الْمُرْسَلِينَ وَ عَلَى آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَ أَصْحَابِهِ الْمُنْتَجَبِينَ}}.
| |
| خدایا! بر [[محمد]]{{صل}} [[خاتم پیامبران]] و تمامکننده شماره [[رسولان]] و بر [[خاندان]] [[پاک]] او و بر [[اصحاب]] و [[یاران]] نجیب او [[درود]] فرست<ref>کلیات مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی، ص۴۳.</ref>.
| |
| ٢. [[امام سجاد]] در [[دعای چهارم]] [[صحیفه سجادیه]] پس از [[دعا]] و [[طلب]] [[رحمت]] برای [[پیامبران الهی]] و پیروانشان که به [[راستی و درستی]] آنان [[اقرار]] کرده و در پیشگاه [[خداوند]] پیشانی [[عبادت]] بر [[خاک]] نهادهاند، میفرماید:
| |
| {{متن حدیث|اللَّهُمَّ وَ أَتْبَاعُ الرُّسُلِ وَ مُصَدِّقُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ بِالْغَيْبِ عِنْدَ مُعَارَضَةِ الْمُعَانِدِينَ لَهُمْ بِالتَّكْذِيبِ وَ الِاشْتِيَاقِ إِلَى الْمُرْسَلِينَ بِحَقَائِقِ الْإِيمَانِ، فِي كُلِّ دَهْرٍ وَ زَمَانٍ أَرْسَلْتَ فِيهِ رَسُولًا وَ أَقَمْتَ لِأَهْلِهِ دَلِيلًا مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَى مُحَمَّدٍ -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ- مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَى، وَ قَادَةِ أَهْلِ التُّقَى، عَلَى جَمِيعِهِمُ السَّلَامُ، فَاذْكُرْهُمْ مِنْكَ بِمَغْفِرَةٍ وَ رِضْوَانٍ، اللَّهُمَّ وَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ خَاصَّةً الَّذِينَ أَحْسَنُوا الصَّحَابَةَ وَ الَّذِينَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ الْحَسَنَ فِي نَصْرِهِ، وَ كَانَفُوهُ، وَ أَسْرَعُوا إِلَى وِفَادَتِهِ، وَ سَابَقُوا إِلَى دَعْوَتِهِ، وَ اسْتَجَابُوا لَهُ حَيْثُ أَسْمَعَهُمْ حُجَّةَ رِسَالاتِهِ، وَ فَارَقُوا الْأَزْوَاجَ وَ الْأَوْلَادَ فِي إِظْهَارِ كَلِمَتِهِ، وَ قَاتَلُوا الْآبَاءَ وَ الْأَبْنَاءَ فِي تَثْبِيتِ نُبُوَّتِهِ، وَ انْتَصَرُوا بِهِ. وَ مَنْ كَانُوا مُنْطَوِينَ عَلَى مَحَبَّتِهِ يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ فِي مَوَدَّتِهِ. وَ الَّذِينَ هَجَرَتْهُمْ الْعَشَائِرُ إِذْ تَعَلَّقُوا بِعُرْوَتِهِ، وَ انْتَفَتْ مِنْهُمُ الْقَرَابَاتُ إِذْ سَكَنُوا فِي ظِلِّ قَرَابَتِهِ. فَلَا تَنْسَ لَهُمُ اللَّهُمَّ مَا تَرَكُوا لَكَ وَ فِيكَ، وَ أَرْضِهِمْ مِنْ رِضْوَانِكَ، وَ بِمَا حَاشُوا الْخَلْقَ عَلَيْكَ، وَ كَانُوا مَعَ رَسُولِكَ دُعَاةً لَكَ إِلَيْكَ. وَ اشْكُرْهُمْ عَلَى هَجْرِهِمْ فِيكَ دِيَارَ قَوْمِهِمْ، وَ خُرُوجِهِمْ مِنْ سَعَةِ الْمَعَاشِ إِلَى ضِيقِهِ، وَ مَنْ كَثَّرْتَ فِي إِعْزَازِ دِينِكَ مِنْ مَظْلُومِهِمْ}}؛
| |
| بار خدایا [[پیروان]] [[پیغمبران]] و [[ایمان]] آورندگان به ایشان از [[اهل]] [[زمین]] که از روی [[غیب]] و [[پنهانی]] (در [[دل]]) [[ایمان]] آوردند (نه به زبان تنها مانند [[منافقین]] و [[مردم]] دو رو، و اینکه [[اهل]] [[زمین]] را اختصاص داده در صورتی که [[اهل آسمان]] نیز [[ایمان]] آوردهاند، برای آن است که پیش از این درباره آنها [[دعا]] فرموده است) در آن هنگام که [[دشمنان]] به [[تکذیب]] و [[دروغ]] پنداشتن ایشان معارضه نموده، رو برو شدند، و آن هنگام که ([[ایمان]] آورندگان) به سبب حقائق [[ایمان]] به [[پیغمبران]] علاقهمند بودند. در هر روزگار و زمانی که در آن [[پیغمبری]] فرستادی و برای [[اهل]] آن [[دلیل]] و [[راهنمائی]] گماشتی؛ از زمان [[آدم]] تا [[محمّد]] از [[پیشوایان]] [[هدایت]] و [[رستگاری]] و جلوداران [[اهل]] [[تقوا]] و [[پرهیزکاری]]، که بر همه آنها [[سلام]] و [[درود]] باد، آنان را از خود به [[آمرزش]] و خوشنودی یاد فرما (تخصیص ده).
| |
| بار خدایا و به خصوص [[اصحاب]] و [[یاران]] [[محمّد]]؛ آنان که همراه بودن (با آن [[حضرت]]) را [[نیکو]] به پایان بردند، و آنان که برای [[یاری]] او در [[جنگ]]، [[شجاعت]] و [[دلاوری]] برجستهای [[آشکار]] ساختند، و او را [[یاری]] کردند، و به [[ایمان آوردن]] به او شتافتند. و به ([[پذیرفتن]]) دعوتش (از دیگران) پیشی گرفتند، و [[دعوت]] او را آن هنگام که [[برهان]] [[رسالتها]] (پیغامها)ی خود را به گوششان رساند، پذیرفتند و در [[راه]] [[آشکار]] ساختن [[دعوت]] او (به [[راه]] [[حقّ]]) از [[زنان]] و [[فرزندان]] دوری نمودند، و در [[استوار]] کردن [[پیغمبری]] او با [[پدران]] و [[فرزندان]] (خودشان) جنگیدند، و به واسطه وجود (با [[برکت]]) آن [[حضرت]] [[پیروز]] گردیدند. و آنان که [[محبّت]] و [[دوستی]] آن بزرگوار را در [[دل]] داشتند، و در دوستیاش [[تجارت]] و بازرگانی ([[سعادت]] و نیکبختی) را [[آرزو]] داشتند که هرگز [[کسادی]] در آن [[راه]] نمییابد. و آنان که چون به عروه و دسته آن [[حضرت]] خود را آویختند (پیرو [[دین]] او گشتند) قبیلهها(شان) از آنها دوری گزیدند، و چون در سایه خویشی با او جای گرفتند (فرمانبر او گردیدند) [[خویشان]] با آنان خود را [[بیگانه]] پنداشتند.
| |
| پس خدایا! آنچه را که برای تو و در [[راه]] تو از [[دست]] دادهاند، برای ایشان فراموش مکن ([[جزا]] و [[پاداش]] بسیار به آنان عطا فرما) و برای آنکه [[مردم]] را بر ([[دین]]) تو گرد آوردند، و برای (رضای) تو با پیغمبرت (همراه بوده) دعوتکنندگان به سوی تو بودند و ایشان را از خوشنودی ([[رحمت]]) خود خوشنود ساز. و ایشان را در برابر آنکه در [[راه]] تو از [[شهرها]] و [[خویشاوندان]] دوری گزیده از [[زندگی]] فراخ به تنگی و [[سختی]] رو آوردند (تا اینکه [[دین]] تو را گوشزد جهانیان نمودند) [[جزا]] و [[پاداش]] ده، و (نیز) [[جزا]] ده آنها را که در ارجمند ساختن [[دین]] خود [[مظلوم]] و [[ستم]] رسیدهشان را فراوان گردانیدی.
| |
| {{متن حدیث|اللَّهُمَّ وَ أَوْصِلْ إِلَى التَّابِعِينَ لَهُمْ بِإِحْسَانٍ، الَّذِينَ يَقُولُونَ: رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ خَيْرَ جَزَائِكَ. الَّذِينَ قَصَدُوا سَمْتَهُمْ، وَ تَحَرَّوْا وِجْهَتَهُمْ، وَ مَضَوْا عَلَى شَاكِلَتِهِمْ. لَمْ يَثْنِهِمْ رَيْبٌ فِي بَصِيرَتِهِمْ، وَ لَمْ يَخْتَلِجْهُمْ شَكٌّ فِي قَفْوِ آثَارِهِمْ، وَ الِائْتِمَامِ بِهِدَايَةِ مَنَارِهِمْ. مُكَانِفِينَ وَ مُوَازِرِينَ لَهُمْ، يَدِينُونَ بِدِينِهِمْ، وَ يَهْتَدُونَ بِهَدْيِهِمْ، يَتَّفِقُونَ عَلَيْهِمْ، وَ لَا يَتَّهِمُونَهُمْ فِيمَا أَدَّوْا إِلَيْهِمْ؛ اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى التَّابِعِينَ مِنْ يَوْمِنَا هَذَا إِلَى يَوْمِ الدِّينِ وَ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ وَ عَلَى ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ عَلَى مَنْ أَطَاعَكَ مِنْهُمْ. صَلَاةً تَعْصِمُهُمْ بِهَا مِنْ مَعْصِيَتِكَ، وَ تَفْسَحُ لَهُمْ فِي رِيَاضِ جَنَّتِكَ، وَ تَمْنَعُهُمْ بِهَا مِنْ كَيْدِ الشَّيْطَانِ، وَ تُعِينُهُمْ بِهَا عَلَى مَا اسْتَعَانُوكَ عَلَيْهِ مِنْ بِرٍّ، وَ تَقِيهِمْ طَوَارِقَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ إِلَّا طَارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ. وَ تَبْعَثُهُمْ بِهَا عَلَى اعْتِقَادِ حُسْنِ الرَّجَاءِ لَكَ، وَ الطَّمَعِ فِيمَا عِنْدَكَ وَ تَرْكِ التُّهَمَةِ فِيمَا تَحْوِيهِ أَيْدِي الْعِبَادِ؛ لِتَرُدَّهُمْ إِلَى الرَّغْبَةِ إِلَيْكَ وَ الرَّهْبَةِ مِنْكَ، وَ تُزَهِّدَهُمْ فِي سَعَةِ الْعَاجِلِ، وَ تُحَبِّبَ إِلَيْهِمُ الْعَمَلَ لِلْآجِلِ، وَ الِاسْتِعْدَادَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ؛ وَ تُهَوِّنَ عَلَيْهِمْ كُلَّ كَرْبٍ يَحِلُّ بِهِمْ يَوْمَ خُرُوجِ الْأَنْفُسِ مِنْ أَبْدَانِهَا؛ وَ تُعَافِيَهُمْ مِمَّا تَقَعُ بِهِ الْفِتْنَةُ مِنْ مَحْذُورَاتِهَا، وَ كَبَّةِ النَّارِ وَ طُولِ الْخُلُودِ فِيهَا؛ وَ تُصَيِّرَهُمْ إِلَى أَمْنٍ مِنْ مَقِيلِ الْمُتَّقِينَ}}.
| |
| بار خدایا! [[بهترین]] [[پاداش]] خود را به [[تابعین]] و [[پیروان]] ایشان ([[پیروان]] صحابة [[پیغمبر]] از [[مهاجرین]] و [[انصار]]) که [[نیکو]] کردارند، برسان؛ آنانکه میگویند: پروردگارا! ما و [[برادران]] ([[ایمانی]]) ما را که به [[ایمان]] بر ما پیشی گرفتند بیامرز. آن [[تابعین]] و پیروانی که طریقة ایشان ([[صحابه]]) را قصد کردند و به آنجا که آنان رو آوردند، رو نمودند، و بر روش آنها [[رفتار]] کردند (در عقاند و گفتار و [[کردار]] پیرو آنها بودند) آنان را در بینائی ([[عقائد]] و [[ایمان]]) شان شکی بر نگردانید، و در [[پیروی]] آثار و [[اقتدا]] به نشانههای [[هدایت]] و [[رستگاری]] [[صحابه]] دو دلی آنها را نگران نساخت؛ در حالیکه یاریکننده و کمک دهنده ایشانند (به اینکه) [[دین]] آنان را پیروانند و به [[راه]] آنها میروند و با ایشان [[یگانگی]] دارند و در بینشان [[اختلاف]] نیست (که یکی درباره [[صحابه]] گفتاری بگوید و دیگری خلاف آن را بیان نماید) و در آنچه ([[اخبار]] و احکامی را) که [[صحابه]] (از [[پیغمبر]] شنیده) و به آنها رساندهاند، [[تهمت]] به ایشان نمیزنند (در [[راستی]] بیان آنها [[شکّ]] نمینمایند).
| |
| بار خدایا! از امروز ما تا [[روز قیامت]] بر [[تابعین]] و [[زنان]] و فرزندانشان و بر هر کدام از ایشان که تو را [[اطاعت]] نموده، [[درود]] فرست؛ چنان درودی که به سبب آن ایشان را از [[نافرمانی]] خویش نگهداری، و در باغهای [[بهشت]] خود برای آنها فراخی دهی، و آنان را از [[مکر]] [[شیطان]] باز داری. و بر هر کار [[نیکی]] که از تو کمک خواستند آنها را [[یاری]] فرمائی، و آنان را از پیشامدهای [[شب]] و روز جز پیشامدی که [[نیکی]] در آن باشد، [[حفظ]] نمائی و چنان درودی که به سبب آن ایشان را بر [[اعتقاد]] به [[امید]] نیکوی به تو و [[طمع]] و [[آز]] در آنچه نزد تو است، (روزی که برای آنها مقدر ساختهای) و بر [[تهمت]] نزدن در آنچه ([[فراوانی نعمت]]) که در دسترس [[بندگان]] است (نگویند چنین قسمت بر خلاف [[عدل]] است) برانگیزی تا آنان را خواهان به سوی ([[عبادت]] و [[بندگی]]) خود و [[ترس]] از ([[کیفر]]) خویش (بر اثر [[تقصیر]] در [[طاعات]]) باز گردانی، و در فراخی [[زندگی دنیا]] بیرغبت و پارساشان نمائید (به آن چشم ندوخته باشند که از [[بندگی]] تو باز مانند) و عمل برای [[آخرت]] ([[خدمت]] به [[خلق]]) و [[آمادگی]] برای پس از [[مرگ]] ([[توبه از گناه]] و [[بندگی]]) را [[محبوب]] آنها گردانی. و هر اندوهی را که روز بیرون شدن [[جانها]] از تنها روی میدهد، بر آنها آسان کنی و از آنچه را که آزمایشهای ترسناک (بسیار سخت) به میان میآورد و از [[سختی]] [[آتش]] ([[دوزخ]]) و همیشه و جاوید ماندن در آن رهائیشان بخشی و (چنان درودی که به سبب آن) ایشان را به [[جایگاه]] آسودگی ([[بهشت]]) که آسایشگاه [[پرهیزکاران]] است، روانه گردانی<ref>صحیفه سجادیه، ترجمه و شرح: فیض الاسلام؛ ص۶۴ – ۵۹.</ref>.
| |
| ٣. با توجه به [[سخنان امام علی]]{{ع}} دانسته میشود که ایشان نیز این نظریه را نپذیرفتهاند (چنانکه دیگر [[صحابه]] نیز بر این [[باور]] بودند) و [[امام]]{{ع}} در [[خطبه ۲۱۰]] [[نهج البلاغه]] که در فصل پیش به آن اشاره شد، [[اصحاب]] را به چهار گروه تقسیم فرموده و تنها یک گروه را [[حافظ دین]] میداند.
| |
| همچنین ایشان در [[خطبه ۱۵۰]] نیز میفرمایند:
| |
| {{متن حدیث|وَ طَالَ الْأَمَدُ بِهِمْ لِيَسْتَكْمِلُوا الْخِزْيَ وَ يَسْتَوْجِبُوا الْغِيَرَ حَتَّى إِذَا اخْلَوْلَقَ الْأَجَلُ وَ اسْتَرَاحَ قَوْمٌ إِلَى الْفِتَنِ وَ [اشْتَالُوا] أَشَالُوا عَنْ لَقَاحِ حَرْبِهِمْ لَمْ يَمُنُّوا عَلَى اللَّهِ بِالصَّبْرِ وَ لَمْ يَسْتَعْظِمُوا بَذْلَ أَنْفُسِهِمْ فِي الْحَقِّ حَتَّى إِذَا وَافَقَ وَارِدُ الْقَضَاءِ انْقِطَاعَ مُدَّةِ الْبَلَاءِ حَمَلُوا بَصَائِرَهُمْ عَلَى أَسْيَافِهِمْ وَ دَانُوا لِرَبِّهِمْ بِأَمْرِ وَاعِظِهِمْ حَتَّى إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ{{صل}} رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأَعْقَابِ وَ غَالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّكَلُوا عَلَى الْوَلَائِجِ وَ وَصَلُوا غَيْرَ الرَّحِمِ وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذِي أُمِرُوا بِمَوَدَّتِهِ وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ فَبَنَوْهُ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ مَعَادِنُ كُلِّ خَطِيئَةٍ وَ أَبْوَابُ كُلِّ ضَارِبٍ فِي غَمْرَةٍ قَدْ مَارُوا فِي الْحَيْرَةِ وَ ذَهَلُوا فِي السَّكْرَةِ عَلَى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطِعٍ إِلَى الدُّنْيَا رَاكِنٍ أَوْ مُفَارِقٍ لِلدِّينِ مُبَايِنٍ}}.
| |
| روزگار آنان به طول انجامید، تا [[رسوایی]] آنها به نهایت رسید و خود را سزاوار بلای زمانه گرداندند. و چون پایان مدت آنها نزدیک شد، گروهی در [[فتنهها]] آسودند و گروهی [[دست]] به حمله و [[پیکار]] با فسادگران زدند و با [[شکیبایی]] که داشتند بر [[خدا]] منّت ننهادند، و [[جان]] دادن در [[راه خدا]] را بزرگ نشمردند، تا آنجا که [[اراده الهی]] به پایان [یافتن] روزگار [[جاهلیت]] موافق شد، شمشیرها در [[راه خدا]] کشیدند و بینشهای خود را بر [[شمشیر]] نشاندند و [[طاعت]] [[پروردگار]] خود را پذیرفتند، و [[فرمان]] [[پنددهنده]] خود را شنیدند و در [[پیروزی]] و ### [[313]]### زیستند، تا آنکه [[خدا]]، پیامبرش را نزد خود برد. (افسوس) که گروهی به گذشته [[جاهلی]] خود بازگشتند و با پیمودن راههای گوناگون به [[گمراهی]] رسیدند و به [[دوستان]] [[گمراه]] خود پیوستند و از [[دوستی]] با [[مؤمنان]] بریدند که به آن امر شده بودند و بنیان [[اسلامی]] را [[تغییر]] داده، در جای دیگری [بنیانی را] بنا نهادند. آنان کانون هر [[خطا]] و [[گناه]] و [[پناهگاه]] هر فتنهجو شدند. که سرانجام در [[سرگردانی]] فرو رفته و در [[غفلت]] و مستی به روش و [[آیین]] [[فرعونیان]] درآمدند، یا از همه بریدند و [[دل]] به [[دنیا]] بستند و یا پیوند خود را با [[دین]] گسستند<ref>نهج البلاغه، ترجمه: محمد دشتی.</ref>.
| |
| [[امام]]{{ع}} در [[خطبه]] دیگری به [[مردم کوفه]] میفرماید:
| |
| {{متن حدیث|انْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا لَقَدْ رَأَيْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ ص فَمَا أَرَى أَحَداً يُشْبِهُهُمْ مِنْكُمْ لَقَدْ كَانُوا يُصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْراً وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِيَاماً يُرَاوِحُونَ بَيْنَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ وَ يَقِفُونَ عَلَى مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِكْرِ مَعَادِهِمْ كَأَنَّ بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ رُكَبَ الْمِعْزَى مِنْ طُولِ سُجُودِهِمْ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ هَمَلَتْ أَعْيُنُهُمْ حَتَّى تَبُلَّ جُيُوبَهُمْ وَ مَادُوا كَمَا يَمِيدُ الشَّجَرُ يَوْمَ الرِّيحِ الْعَاصِفِ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ وَ رَجَاءً لِلثَّوَابِ}}.
| |
| ای [[مردم]]! به [[اهل بیت]] پیامبرتان بنگرید. از آن سو که گام برمیدارند، بروید و قدم جای قدمشان بگذارید. آنها هرگز شما را از [[راه هدایت]] بیرون نمیبرند و به [[پستی]] و [[هلاکت]] باز نمیگردانند. اگر [[سکوت]] کردند، [[سکوت]] کنید و اگر [[قیام]] کردند، [[قیام]] کنید. از آنها پیشی نگیرید که [[گمراه]] میشوید، و از آنان عقب نمانید که نابود میگردید. من [[اصحاب]] [[محمد]]{{صل}} را دیدم، اما هیچ کدام از شما را همانند آنان نمینگرم؛ آنها صبح میکردند در حالی که موهایی ژولیده و چهرههای غبار [[آلوده]] داشتند؛ [[شب]] را تا صبح در حال [[سجده]] و [[قیام]] به [[عبادت]] میگذراندند، و پیشانی و گونههای صورت را در پیشگاه [[خدا]] بر [[خاک]] میساییدند. با یاد [[معاد]] چنان ناآرام بودند گویا بر روی [[آتش]] ایستادهاند. بر پیشانی آنها از [[سجدههای طولانی]] پینه بسته بود، و اگر [[نام خدا]] برده میشد، چنان میگریستند که گریبانهای آنهاتر میشد. و چون درخت در روز تندباد میلرزیدند؛ از [[کیفری]] که از آن [[بیم]] داشتند، یا برای پاداشی که به آن [[امیدوار]] بودند<ref>نهجالبلاغه، ترجمه: محمد دشتی، خطبه ۹۷ (با اندکی تصرف).</ref>.
| |
| ایشان در [[ستایش]] [[انصار]] نیز میفرمایند:
| |
| {{متن حدیث|هُمْ وَ اللَّهِ رَبَّوُا الْإِسْلَامَ كَمَا يُرَبَّى الْفِلْوُ مَعَ غَنَائِهِمْ بِأَيْدِيهِمُ السِّبَاطِ وَ أَلْسِنَتِهِمُ السِّلَاطِ}}<ref>نهجالبلاغه، ترجمه: محمد دشتی، حکمت ۴۶۵.</ref>.
| |
| به [[خدا]] [[سوگند]]! آنان [[اسلام]] را پروراندند، چونان [[مادری]] که فرزندش را بپروراند؛ با [[توانگری]]، با دستهای [[بخشنده]] و زبانهای برنده و گویا.
| |
| ۴. [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} میفرمایند:
| |
| {{متن حدیث|كَانَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفاً ثَمَانِيَةُ آلَافٍ مِنَ الْمَدِينَةِ وَ أَلْفَانِ مِنْ مَكَّةَ وَ أَلْفَانِ مِنَ الطُّلَقَاءِ وَ لَمْ يُرَ فِيهِمْ قَدَرِيٌّ وَ لَا مُرْجِئٌ وَ لَا حَرُورِيٌّ وَ لَا مُعْتَزِلِيٌّ وَ لَا صَاحِبُ رَأْيٍ كَانُوا يَبْكُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ يَقُولُونَ اقْبِضْ أَرْوَاحَنَا مِنْ قَبْلِ أَنْ نَأْكُلَ خُبْزَ الْخَمِيرِ}}<ref>الخصال، شیخ صدوق، ص۶۳۹-۶۴۰، باب الواحد الی مئة؛ خاتمه مستدرک الوسائل، میرزای نوری، ج۱، ص۲۱۲.</ref>.
| |
| [[یاران]] [[رسول الله]]{{صل}} [[دوازده]] هزار نفر بودند؛ هشت هزار از [[مدینه]]؛ دو هزار نفر از [[مکه]] و دو هزار نفر از [[آزادشدگان]] و در میان آنان کسی از گروههای قدری، [[مرجئه]]، [[معتزله]] و [[اهل رأی]] دیده نمیشود. آنان شبها میگریستند و در [[دعا]] میگفتند: خدایا! [[جان]] ما را پیش از خوردن نان (فردا صبح) بگیر.
| |
| در این [[روایت]]، [[امام صادق]]{{ع}} از [[دوازده]] هزار [[صحابه]] یاد میفرماید، در صورتی که [[یاران پیامبر]] بیش از [[صد]] هزار نفر بودند. آیا [[امام صادق]]{{ع}} در مفهوم [[صحابه]] [[تصرف]] کردهاند؟ یا همه [[یاران پیامبر]]{{صل}} را جزو [[صحابه]] نمیدانستند یا [[صحابه]] خوب را جزو [[صحابه پیامبر]]{{صل}} میدانستند؟ به نظر میرسد چون منظور آن [[حضرت]] [[صحابه]] خوب بوده است، از اینرو به [[دوازده]] هزار تن اشاره کردهاند و این نشان میدهد که از نگاه [[امام صادق]]{{ع}} فقط گروهی از [[صحابه]]، [[صحابه]] [[عادل]] و عالم بودهاند و نظر [[شیعه]] هم همین است.
| |
| ۵. [[علامه مجلسی]] از [[انس بن مالک]] [[روایت]] میکند که [[پیامبر]]{{صل}} میفرمود:
| |
| {{متن حدیث|طُوبَى لِمَنْ رَآنِي وَ طُوبَى لِمَنْ رَأَى مَنْ رَآنِي وَ طُوبَى لِمَنْ رَأَى مَنْ رَأَى مَنْ رَآنِي}}<ref>بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۲، ص۳۰۵، ح۳.</ref>.
| |
| خوشا به حال کسی که مرا ببیند و خوشا به حال فردی که ببیند کسی را که مرا دیده است، و خوشا به حال کسی که کسی را که او فردی را که مرا دیده ببیند.
| |
| [[روایت]] دیگری به همین مضمون از أبی امامه که جزو [[صحابه]] است، [[نقل]] شده است.
| |
| ۶. [[امیرمؤمنان]] فرمود:
| |
| {{متن حدیث|أُوصِيكُمْ بِأَصْحَابِ نَبِيِّكُمْ لَا تَسُبُّوهُمْ وَ هُمُ الَّذِينَ لَمْ يُحْدِثُوا بَعْدَهُ حَدَثاً وَ لَمْ يُؤْوُوا مُحْدِثاً فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَوْصَى بِهِمْ}}<ref>بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۲، ص۳۰۵، ح۴.</ref>.
| |
| به شما درباره [[صحابه]] پیامبرتان سفارش میکنم که به آنان [[دشنام]] ندهید؛ صحابهای که پس از [[پیامبر]]{{صل}} [[بدعت]] پدید نیاوردند و بدعتگرایان را [[پناه]] ندادند؛ زیرا [[رسول خدا]] درباره آنان سفارش فرموده است.
| |
| این [[حدیث]] نشان میدهد که گروهی از [[صحابه]] پس از [[پیامبر]]{{صل}} گرفتار [[بدعتها]] شدند؛ در نتیجه، سفارش [[پیامبر]] این افراد را در بر نمیگیرد.
| |
| ٧. ابی [[عبدالرحمن]] جهنی [[روایت]] کرده است که ما در نزد [[رسول خدا]]{{صل}} بودیم که دو سوار [[آشکار]] شدند. وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} آنان را دید، فرمود: "هر دو از [[قبیله]] کندیِ مُذحجی هستند". جلوتر که آمدند، دیدیم همان گونهاند که [[پیامبر]]{{صل}} فرمودهاند پس یکی از آنان نزدیک آمد تا [[بیعت]] کند پس از آنکه [[رسول خدا]] [[دست]] او را گرفت تا [[بیعت]] کند، آن مرد پرسید: ای [[رسول خدا]]! [[پاداش]] کسی که تو را ببیند، سپس [[ایمان]] آورد و تو را [[تصدیق]] و از تو [[پیروی]] کند، چیست؟ [[پیامبر]] فرمود: "خوشا به حال او". سپس [[حضرت]] [[دست]] روی [[دست]] او کشید و وی بازگشت. آنگاه دیگری آمد. پس از آنکه [[پیامبر]]{{صل}} [[دست]] او را برای [[بیعت]] گرفت، آن مرد پرسید: [[پاداش]] کسی که به تو [[ایمان]] آورد و تو را [[تصدیق]] و از تو [[پیروی]] کند ولی تو را نبیند، چیست؟ [[پیامبر]] دوباره فرمود: "خوشا به حال او؛ خوشا به حال او". آنگاه [[پیامبر]] [[دست]] خودش را روی [[دست]] او کشید و او بازگشت<ref>بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۲، ص۳۰۶، ح۶.</ref>.
| |
| ۸. [[عبدالله]] بن محیریز میگوید: به یکی از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} گفتم: برای ما [[حدیثی]] را بگو که خودت آن را از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدهای. او گفت: برای تو [[بهترین]] [[حدیث]] را بازگو خواهم کرد: همراه [[رسول خدا]] و [[ابو عبیده جراح]] شبی را صبح کردیم. ما از [[پیامبر]]{{صل}} پرسیدیم: ای [[رسول خدا]]! آیا کسی بهتر از ما خواهد بود که به وسیله شما [[اسلام]] را پذیرفته و همراه شما [[جهاد]] کردیم؟ [[پیامبر]] فرمود: "آری، گروهی از [[امت]] من که پس از من میآیند و به من [[ایمان]] میآورند".
| |
| از این [[روایت]] دانسته میشود کسانی که [[پیامبر اسلام]] را ندیده و به او [[ایمان]] آوردهاند از کسانی که همراه [[پیامبر]]{{صل}} بوده و با دیدن [[معجزات]] آن [[حضرت]] [[ایمان]] آوردهاند، برترند<ref>مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۴، ص۱۰۶.</ref>.
| |
| ۹. [[شیخ صدوق]] از [[امام صادق]]{{ع}} و [[پدران]] آن [[حضرت]] [[روایت]] میکند که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود:
| |
| {{متن حدیث|مَا وَجَدْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَالْعَمَلُ لَكُمْ بِهِ لَا عُذْرَ لَكُمْ فِي تَرْكِهِ وَ مَا لَمْ يَكُنْ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَتْ فِيهِ سُنَّةٌ مِنِّي فَلَا عُذْرَ لَكُمْ فِي تَرْكِ سُنَّتِي وَ مَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ سُنَّةٌ مِنِّي فَمَا قَالَ أَصْحَابِي فَقُولُوا بِهِ فَإِنَّمَا مَثَلُ أَصْحَابِي فِيكُمْ كَمَثَلِ النُّجُومِ بِأَيِّهَا أُخِذَ اهْتُدِيَ وَ بِأَيِّ أَقَاوِيلِ أَصْحَابِي أَخَذْتُمُ اهْتَدَيْتُمْ وَ اخْتِلَافُ أَصْحَابِي لَكُمْ رَحْمَةٌ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ أَصْحَابُكَ قَالَ أَهْلُ بَيْتِي}}<ref>بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۲۲، ص۳۰۷، ح۸.</ref>.
| |
| آنچه شما ([[مسلمانان]]) در کتاب خدای عزّوجلّ یافتید باید بدان [[رفتار]] کنید و عذر و بهانهای در ترک آن از شما پذیرفته نیست؛ و هرگاه [[[حکم]] آن را] در [[کتاب خدا]] نیافتید و [[[حکم]] آن] در [[سنت]] من وجود داشت، عذری برای [[ترک سنت]] من نیز پذیرفته نخواهد بود. و اگر [[[حکم]] آن] در [[سنت]] من نبود به گفتار [[اصحاب]] من مراجعه کنید که [[اصحاب]] من در میان شما مانند ستارگاناند؛ از هر کدام [[پیروی]] کنید، [[هدایت]] مییابید و گفتار هر کدام را بپذیرید، [[هدایت]] میشوید. و [[اختلاف]] [آرای][[اصحاب]] من برای شما [[رحمت]] است. آن گاه گفته شد: ای [[رسول خدا]]! [[اصحاب]] شما چه کسانی هستند؟
| |
| [[پیامبر]] فرمود: [[اصحاب]] من، [[أهل بیت]] من هستند.
| |
| با توجه به این [[روایات شیعه]]، [[فضائل]] گروهی از [[صحابه]] و [[تابعین]] فراوان است، اما هیچ یک از این [[روایات]]، "[[عدالت صحابه]]" را ثابت نمیکند.
| |
| بنابراین، نظریه [[شیعه]]؛ [[عادل]] نبودن همه [[صحابه]]، نه تنها موافق [[روایات شیعه]] و [[عقل]] است، بلکه این موضوع از [[روایات]] خود [[اهل سنت]] نیز استفاده میشود. [[صحابه]] نیز نظر [[شیعه]] را میپذیرند، چنانکه [[علاء بن مسیب]] از پدرش [[روایت]] میکند که [[براء بن عازب]] را دیدم و گفتم: خوشا به حال تو که [[پیامبر اسلام]] را دیدی و با او در زیر درخت، [[بیعت]] کردی. [[براء]] گفت: "ای پسر [[برادر]]، تو نمیدانی که پس از [[پیامبر]]، ما چه بدعتهایی آفریدیم<ref>صحیح بخاری، بخاری، کتاب الفتن، باب ما جاء فی قوله تعالی: {{متن قرآن|وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً}}، ص۱۸۷۹.</ref>.
| |
| [[شیعه]] سخن صحابهای را میپذیرد که افزون بر [[ایمان]] افراد تا پایان [[زندگی]] از [[کردار]] [[شایسته]] نیز بر خوردار باشند. البته این بدان معنا نیست که [[عادل]] بودن تنها شمار انگشت شماری را شامل شود.
| |
| از مجموع [[روایات]] این نتیجهها به [[دست]] میآید: اول: ادعای کسانی که میگویند از دیدگاه [[شیعه]] تنها سه یا [[پنج تن]] از [[صحابه]] عادلاند، مردود است؛ زیرا [[روایات]] فراوانی، دیدگاه [[شیعه]] را [[تأیید]] میکند.
| |
| دوم: چنین نظری در کتابهای [[اعتقادی]] و [[کلامی]] [[شیعه]] نیامده است، بلکه این نظر به صورت [[خبر واحد]] در برخی [[کتابهای حدیثی]] [[شیعی]] آمده که درباره [[سند]] و دلالت آنها تردید هست و با فرض قبول [[درستی]] [[سند]] چنین روایاتی، دلالت و محتوای آن پذیرفته نشده است. این [[روایات]]، میگویند که [[ارتداد]] فقط معنای لغوی دارد و در لغت به معنای بازگشت است؛ هر چند در اصطلاح [[فقها]] به معنای [[ارتداد]] و بازگشت از [[اسلام]] به کار رفته است. از این رو، مقصود [[روایات]] آن است که پس از درگذشت [[پیامبر]]{{صل}} در [[بیعت]] و [[پایبندی]] به [[ولایت]] [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} جز گروهی اندک از [[صحابه]] باقی نماندند. البته به مرور زمان بر این تعداد افزوده شد، چنانکه در برخی [[روایات]] به آن اشاره شده است.
| |
| از دیگر شواهدی که نشان میدهد از نظر [[شیعه]] تعداد [[صحابه]] [[عادل]]، بیش از آن شماری است که گاهی نویسندگان [[اهل سنت]] مدعی شدهاند، افزون بر این [[روایات]] و [[دعاها]]، نوشتههای بزرگان [[رجال]] و [[محدثان]] [[شیعه]] درباره [[صحابه]] است. از جمله شیخ حرّ عاملی در "رسالة فی معرفة الصحابه" گفتار رجالیون [[شیعه]] و برخی [[اهل سنت]] را درباره چهار [[صد]] و هشتاد و یک [[صحابی]] گرد آورده و دیدگاه [[شیعه]] را نیز بیان کرده است. او در مقدمه این رساله مینویسد: بسیاری از کسانی که در این رساله نامبرده شدهاند، [[موثق]] نبوده و [[مدح]] خاصی ندارند، ولی از آنجا که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به صورت عمومی و کلی فرمود: "خوشا به حال کسانی که مرا دیدند و خوشا به حال کسانی که دیدند کسی را که مرا دیده است"؛ هر صحابهای که درباره آنان سرزنشی وارد نشده و یا از آن [[آگاهی]] نداریم تا موجب [[جرح]] و قدح آنان شود، این [[حدیث]] [[پیامبر]] آنان را دربر میگیرد که خود نوعی [[مدح]] میباشد. اما [[روایات شیعه]] و [[اهل سنت]] در [[سرزنش]]، ویژه کسانی از [[صحابه]] است که پس از [[پیامبر]]{{صل}} در [[اسلام]]، [[بدعت]] و [[تحریف]] آفریدند.
| |
| [[محدث]] بزرگ در [[کتاب]]"أمل الآمل فی أحوال [[علماء]] جبل عامل" مینویسد: پس از درگذشت [[رسول خدا]]{{صل}} جز چهار تن از [[مخلصان]]، [[سلمان]]، [[مقداد]]، [[ابوذر]] و [[عمار]] [[شیعه]] [[علی]]{{ع}} باقی نماندند؛ پس تعداد کمی، [[دوازده تن]]، از آنها [[پیروی]] کردند و تعداد آنها به بیش از هزار تن رسید و در روزگار [[خلافت عثمان]] با [[تبعید]] [[ابوذر]] به [[شام]]، [[تشیع]] در آن [[سرزمین]] گسترش یافت<ref>تأسیس الشیعه، حسن صدر، ص۳۵۱.</ref>.
| |
| بنابراین، دیدگاه [[شیعه]] در [[ستایش]] نکردن و [[عادل]] ندانستن [[صحابه]]، مربوط به [[صحابه]] [[بدعتگذار]] میشود نه همه [[صحابه]]؛ زیرا [[صحابه]] از نگاه [[تشیع]] دور از [[خطا]] و [[لغزش]] نیستند، از اینرو، قاعدة [[جرح و تعدیل]] برای [[پذیرش]] یا مردود دانستن [[روایات]] [[صحابه]] به کار برده میشود و [[دلایل]] [[پیروان]] [[نظریه]]"[[عادل]] بودن همه [[صحابه]]" درباره [[صحابه]] [[بدعتگذار]]، مردود است.
| |
| با توجه به مطالب پیشین، روشن میشود که ادعای برخی نویسندگان [[اهل سنت]] که میگویند: اعتراضات و اشکالاتی که در کتابهای [[تاریخ]] بر [[اصحاب رسول الله]]{{صل}} وارد میشود، از دیدگاه [[اهل سنت]] مردود و بیپایه است؛ زیرا [[روایات]] نامعتبر و بدون مدرکی که عموماً [[راوی]] آنها افرادی مانند [[ابومخنف لوط بن یحیی]] [[کذاب]] هست، در مقابل [[آیات]] [[کلام]] [[الله]] و [[احادیث صحیح]]، پذیرفتنی نیستند...؛ قابل قبول نیست. ما در این نوشته به بررسی دیدگاه و دلیلهای [[اهل سنت]] و [[تشیع]] پرداختیم و روشن شد که هیچ کدام از دلیلها بر "[[عدالت]] همه [[صحابه]]" دلالت ندارد؛ چنانکه روش [[صحابه]] در [[کتابهای حدیثی]] و رجالی گویای این مطلب است که [[صحابه]] نیز خودشان را [[عادل]] نمیدانستند. پس آیا [[روایات]] [[صحاح]] [[اهل سنت]] یا کتابهای [[تاریخی]] و رجالی آنان مبنی بر "[[عدالت]] همه [[صحابه]]"[[دروغ]] است؟! به گفته طاها [[حسین]]، کسانی که [[اخبار]] [[جنگها]] و [[سیره پیامبر]]{{صل}} را برای ما [[نقل]] کردهاند، همانها [[اختلاف]] و جنگهای [[صحابه]] را نیز [[نقل]] کردهاند و سزاوار نیست که برخی را بپذیریم و برخی [[اخبار]] دیگر را نپذیریم و این [[رفتار]] دوگانه انگیزهای ندارد جز آنکه برخی [[اخبار]] را میپسندیم و برخی را نمیپسندیم.
| |
| کدام یک از [[دلایل]] نقد "[[عدالت]] همه [[صحابه]]" از [[ابومخنف]] [[روایت]] شده که برخی نویسندگان، تنها او را [[کذاب]] میدانند؟ هیچ کتاب رجالی [[اهل سنت]]، [[ابومخنف]] را [[کذّاب]] ندانسته که برخی از [[اهل سنت]] بدون [[تحقیق]]، یک [[تاریخنگار]] را [[کذاب]] میدانند. [[ابومخنف]] در [[قرن دوم]] [[هجری]] میزیسته و کتابهای فراوانی درباره رویدادهای پس از [[پیامبر]]{{صل}} نوشته است و [[طبری]]<ref>ذهبی درباره طبری مینویسد: «ثقة صادق»؛ ر.ک: میزان الاعتدال، ج۳، ص۴۹۹.</ref> و [[ابن اثیر]] از مورخان [[اهل سنت]] به او [[اعتماد]] و از او [[روایت]] کردهاند. [[طبری]] از کتابهای او بدون واسطه [[نقل]] میکند و در بازگویی [[اخبار]] [[جنگ صفین]] به او [[اعتماد]] کرده است. تعداد [[روایات]] [[ابومخنف]] در [[تاریخ]] [[طبری]] سیصد و [[چهل]] و چهار [[حدیث]] است<ref>تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة من روایات الامام الطبری و المحدثین، محمد محزون، ج۱، ص۲۵۳.</ref>. آیا باید [[ابو مخنف]] را به صرف طرفداری از [[علویون]] و [[مخالفت]] با امویها [[کذّاب]] دانست؟
| |
| در کتابهای رجالی [[اهل سنت]] عباراتی مانند {{عربی|لا يوثق به<ref>سیر اعلام النبلاء، ذهبی، ج۷، ص۳۰۲.</ref>، روى عن طائفة من المجهولين، متروك، ضعيف، ليس بثقة، شيعي محترق و صاحب اخبار}} هم آمده است ولی هیچ یک از او به عنوان [[دروغگو]] بودن نام نبردهاند. این سخنان نشان میدهد که چون [[ابومخنف]] [[شیعه]] بوده و از سویی شیوههای [[بنیامیه]] را نپذیرفته، آنها [[روایت]] او را قبول نمیکنند. همانطور که [[اهل سنت]] افرادی مانند هشام بن [[محمد]]، [[جابر بن یزید]] و گروهی دیگر را به خاطر [[شیعه]] بودن [[ضعیف]] دانستهاند؛ در حالی که برخی مورخان [[اهل سنت]] مانند [[طبری]] به [[روایت]] [[ابومخنف]] [[اعتماد]] کردهاند.
| |
|
| |
|
| ==صحابه در [[قرآن]]==
| | صحابی در عصر رسول الله{{صل}} نیز در همان معنای لغوی به کار میرفت و گفته میشد: {{عربی|صاحب رسول الله}} یا {{عربی|اصحاب رسول الله}} که همواره این واژهها به [[رسول الله]] یا چیز دیگر اضافه میشد، به عنوان مثال به افرادی که در [[مسجد رسول خدا]]{{صل}} ساکن بودند، "اصحاب الصفة" گفته میشد. البته پس از [[رسول خدا]]{{صل}}، صحابی بدون مضاف الیه نیز بکار میرفت که مرادشان، [[اصحاب رسول الله]]{{صل}} بود و به صورت نامی برای آنان درآمد، بنابراین لفظهای "صحابه" و "صحابی" از اصطلاعات متشرعه و [[مسلمانان]] بوده و اصطلاح شرعی نیست<ref>عسکری، سید مرتضی، معالم المدرستین، ج۱، ص۱۳۴.</ref>. |
| *در [[قرآن]]، شکلهای گوناگون این واژه به کار رفته و مترجمان و [[مفسران]] [[قرآن]] در ترجمه و [[تفسیر]] آن، معانی لغوی آن را به کار بردهاند:
| |
| #'''ملازمه و [[همراهی]] دو [[بنده]] [[صالح]] [[خداوند]]:''' {{متن قرآن|قَالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْرًا}}<ref>«گفت: اگر از این پس از تو چیزی پرسیدم همراهیم مکن که از سوی من معذوری» سوره کهف، آیه ۷۶.</ref>.
| |
| #'''[[معاشرت]] [[مؤمن]] و [[کافر]]:''' {{متن قرآن|وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا}}<ref>«و او را (بار و) بری بود پس (یک روز) به همراه خویش -که با وی گفت و گو میکرد- گفت: من از تو در مال بیشتر و در نفر نیرومندترم» سوره کهف، آیه ۳۴.</ref>.
| |
| #'''[[معاشرت]] [[پیامبر]]{{صل}} و [[مشرکان]]:''' {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«آیا نیندیشیدهاند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیمدهندهای آشکار نیست» سوره اعراف، آیه ۱۸۴.</ref>.<ref>[[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۱، ص:۱۵-۱۶.</ref>
| |
|
| |
|
| ==آیا [[قرآن]] به [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} تضمین میدهد؟==
| | بعد از گسترش یافتن مفهوم اصطلاحی "صحابه" و بهکارگیری فراوان آن در کتب [[تاریخی]]، [[حدیثی]] و [[فقهی]] برخی از علمای شیعه به تبیین مفهوم اصطلاحی آن پرداخته و گفتهاند: "[[صحابی]] کسی است که در حال [[ایمان]]، [[پیامبر]]{{صل}} را دیدار کرده و [[مسلمان]] از [[دنیا]] رفته است، اگرچه در این میان [[مرتد]] شده باشد"<ref>شهید ثانی، شیخ زین الدین، الرعایة فی علم الدرایة، ص۳۳۹.</ref>. |
| *ستایشی که [[قرآن کریم]] از [[رفتار]] گذشته [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} [[پلید]] کرده است، هرگز [[دلیل]] بر [[پاکی]] آنها از هر نوع [[فساد]] و [[انحرافی]] در دوران عمرشان نیست؛ زیرا [[رضایت خداوند]] و [[سعادت ابدی]] [[انسان]] در گرو تداوم [[ایمان]] و استمرار [[عمل صالح]] در طول میداد و خود [[اسوه]] [[فضایل]] [[انسانی]] بود و هرگز به [[شرک]] و [[گناه]] آلود نشد، اینگونه خطاب میکند: {{متن قرآن|لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«اگر شرک بورزی بیگمان کردارت از میان خواهد رفت و بیشک از زیانکاران خواهی بود» سوره زمر، آیه ۶۵.</ref>. همچنین در مورد [[پیامبر]] بزرگ [[ابراهیم]] و فرزندانش میفرماید: {{متن قرآن|وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و اگر شرک ورزیده بودند آنچه میکردند تباه میشد» سوره انعام، آیه ۸۸.</ref>.
| |
| *از نظر [[تاریخی]] [[بدیهی]] است که همه کسانی که به نام صحابه معرّفی شدهاند، [[صالح]] و [[پارسا]] نبودهاند. [[بخاری]] از [[پیامبر]]{{صل}} [[نقل]] کرده است که فرمود: "در [[قیامت]] من بر لب [[حوض کوثر]] ایستادهام و در [[انتظار]] کسانی هستم که نزدم خواهند آمد، در این هنگام گروهی را از کنار من جدا میکنند و دور مینمایند. میپرسم: اینان هم از صحابه من هستند؟ میگویند: آری! اما تو خبر نداری اینان (پس از تو) [[عقبگرد]] کردند و به قهقرا برگشتند"<ref>صحیح بخاری، کتاب فتن.</ref>.
| |
| * [[تفتازانی]] مینویسد: "[[جنگ]] و اختلافاتی میان صحابه رخ داده و در کتب [[تاریخ]] [[ثبت]] شده و از طریق افراد موثّق [[نقل]] گردیده است. از همه اینها میتوان پی برد که گروهی از [[اصحاب]] از راه [[حقّ]] [[منحرف]] شدند و به [[فسق]] و [[ستمکاری]] [[آلوده]] گردیدند، [[انگیزه]] این [[انحراف]] و [[فسق]] و [[ستم]]، [[حس]] [[کینهتوزی]] عناد و [[حسد]] و سلطنتخواهی و [[ریاستطلبی]] و [[تمایل]] به لذّات و [[شهوات]] بوده است؛ زیرا چنین نبود که همگی صحابه از [[گناه]] و [[پلیدی]] مبرّا و [[معصوم]] باشند"<ref>شرح المقاصد، ص۴۶.</ref>.
| |
| * [[مجتهد]] و معذور، بلکه مأجور دانستن صحابه و [[تنزیه]] آنان از سوی [[اهل سنت]] باعث تجری گروهی [[دنیاطلب]] و [[خودخواه]] گردید. کسانی همچون [[معاویه]]، [[عمرو بن عاص]]، [[خالد بن ولید]]، [[مغیرة بن شعبه]]، [[سعید بن عاص]]، [[بسر بن ارطاة]] و... به هر عمل خلاف و جنایت باری دست زدند و کسی نتوانست زبان به [[اعتراض]] بگشاید. [[رهبر]] [[خوارج نهروان]] - [[حرقوص بن زهیر]]- از [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} بود که [[حضرت]] دربارهاش فرمود: "او [[دین]] خود را رها میکند، همچون تیری که از ترکش بیرون میرود". همچنین [[عبدالله بن جحش]] - که از [[مهاجرین]] به [[حبشه]] بود- از [[اسلام]] برگشت و به [[آیین مسیحیت]] در آمد.
| |
| *بنابراین نه تنها به [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} و سایر [[مؤمنان]] تضمینی داده نشده که چنین تضمینی حتّی به شخص [[پیامبر]]{{صل}} نیز - که وجودش سراسر [[ایمان]] و [[تقوی]]، [[رحمت]] و [[برکت]] برای [[انسان]] است- داده نشده است<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امامشناسی ۵ (کتاب)|امامشناسی]]، ص:۱۲۵-۱۲۶.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==فهرستی از [[صحابه پیامبر خاتم]]== | | همچنین در تعریف دیگری آمده است: "[[صحابی]] کسی است که در حال ایمان با پیامبر{{صل}} همنشین شده و با ایمان مرده باشد"<ref>سید حسن صدر، نهایة الدرایة، ص۳۴۱.</ref>.<ref>ر.ک: باقر شیخانی، علی، عدالت صحابه از دیدگاه شیعه، ص۲۹ـ۳۰.</ref> |
| *شماری از [[اصحاب رسول الله]]{{صل}} به ترتیب الفبا:
| | |
| {{فهرست اثر}} | | ==== دیدگاه [[اهل سنت]] ==== |
| {{ستون-شروع|6}} | | دیدگاه اهل سنت در مورد معنای صحابه یکی نبوده و اختلافاتی در این خصوص میان بزرگان اهل سنت وجود دارد. برخی صحابه را شخصی میدانند که [[رسول خدا]]{{صل}} را دیده یا ملازم و همراه رسول خدا بوده است؛ برخی قید شنیدن [[حدیث]] از آن حضرت را اضافه کردهاند و برخی شرط نقل [[حدیثی]] از رسول خدا{{صل}} را اضافه نمودهاند. |
| | |
| | [[ابی صلاح شهرزوری]]<ref>عثمان بن صلاح الدین عبدالرحمن شهرزوری فقیه شافعی مؤلف کتاب علوم الحدیث در علم درایه است که به مقدمه ابن صلاح نیز معروف است و مورد توجه عالمان علم درایه بوده و شروح متعددی نیز بر این کتاب نوشته شده است. وی در سال ۶۴۳ در دمشق درگذشت.</ref> میگوید بیشتر [[اهل حدیث]]، هر [[مسلمانی]] را که رسول خدا{{صل}} را دیده است صحابی میدانند. همچنین [[بخاری]] در صحیح، کسی را که با پیامبر{{صل}} [[همراهی]] کرده یا در حال [[اسلام]]، او را دیده است، صحابی معرفی میکند<ref>بخاری، صحیح بخاری، ج۵، ص۲.</ref>.<ref>شهرزوری، ابن صلاح، علوم الحدیث، ص۲۹۲.</ref> |
| | |
| | [[ابوالمظفر سمعانی مروزی]] بر این [[عقیده]] است که اهل حدیث، به کسی صحابه میگویند که حدیث و یا جمله ای از پیامبر{{صل}} نقل کرده باشد. برخی نیز مفهوم صحابه را گسترش میدهند و میگویند حتی اگر کسی یک بار هم پیامبر{{صل}} را دیده باشد از صحابه محسوب میشود<ref>شهرزوری، ابن صلاح، علوم الحدیث، ص۲۹۲.</ref>. |
| | |
| | به گفته [[ابن حجر عسقلانی]]، صحیحترین تعریف برای «صحابی»، آن است که پیامبر{{صل}} را در حال ایمان دیدار کند و مسلمان از دنیا برود. از اینرو کسانی که حضرت را در [[زمان]] کوتاه یا طولانی [[همراهی]] کردهاند حال از او [[روایت]] نمودهاند یا نه، با ایشان به [[جنگ]] رفتهاند یا نه، او را دیدهاند و یا به جهت کوری ندیدهاند، همگی از صحابه هستند<ref>عسقلانی، ابن حجر، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۱۵۸.</ref>. |
| | |
| | جلال الدین سیوطی<ref>جلال الدین عبدالرحمان [[سیوطی]] (۸۴۹-۹۱۱ هـ.ق) عالم [[شافعی]] [[قرن نهم]] و دهم است. سیوطی در اواخر دوران شکوفایی [[علمی]] در [[مصر]] یعنی از [[زمان]] [[سقوط]] [[خلافت عباسی]] تا اوایل [[قرن دهم]] میزیست. وی از اکابر علمای [[عامه]] است و تألیفات پرشماری در زمینههای مختلف دارد. وی نویسنده [[تفسیر]] مهم [[الدر المنثور]] فی التفسیر بالمأثور و نیز [[جامعترین]] کتاب درباره [[علوم قرآنی]] با نام الإتقان فی [[علوم]] القرآن است.</ref> نیز به نقل از [[سعید بن مسیب]]<ref>سعید بن مسیب از بزرگان تابعین است که مورد پذیرش شیعه و سنی میباشد، وی از محبان امیرالمؤمنین{{ع}} و یکی از فقهای هفت گانه مدینه محسوب میشود.</ref> میگوید: "[[صحابی]] کسی است که یک یا دو سال، با [[رسول خدا]]{{صل}} همراه بوده و با او در یک یا دو [[غزوه]] شرکت داشته است"<ref>سیوطی، جلال الدین، تدریب الراوی، ج۲، ص۱۸۸.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید ضیاءالدین علیانسب|علیانسب، سید ضیاءالدین]]، [[صحابه در قرآن (کتاب)|صحابه در قرآن]]، ص۲۴ تا۳۰.</ref> |
| | |
| | == دیدگاه [[قرآنی]] == |
| | {{اصلی|صحابه در قرآن}} |
| | [[خداوند متعال]] در [[قرآن کریم]] [[اصحاب پیامبر]] را به دو دسته تقسیم و گروهی را ستوده و گروهی را [[سرزنش]] کرده است: |
| | === [[ستایش]] صحابه === |
| | # ستایش سابقانِ در قبول اسلام: {{متن قرآن|وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«و خداوند از نخستین پیشآهنگان مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی کردهاند خشنود است و آنها نیز از وی خشنودند و او برای آنان بوستانهایی فراهم آورده که جویبارها در بن آنها روان است، هماره در آن جاودانند، رستگاری سترگ، این است» سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>. |
| | # [[رضایت خدا]] از [[بیعتکنندگان]] زیر درخت هنگام [[صلح حدیبیه]]: {{متن قرآن|لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا}}<ref>«به راستی خداوند از مؤمنان خشنود شد هنگامی که با تو در زیر آن درخت بیعت میکردند پس آنچه در دل داشتند معلوم داشت، از اینرو آرامش را بر آنها فرو فرستاد و به پیروزی زودرسی پاداششان داد» سوره فتح، آیه ۱۸.</ref>. |
| | # [[ستایش]] [[مجاهدان]] و [[مهاجران]] و یاریکنندگان آنان: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ}}<ref>«کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیدهاند و در راه خداوند با مال و جانشان جهاد کردهاند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رساندهاند دوستان یکدیگرند» سوره انفال، آیه ۷۲.</ref> و {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ وَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا مَعَكُمْ فَأُولَئِكَ مِنْكُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«و کسانی که ایمان آورده و هجرت گزیده و در راه خداوند جهاد کردهاند و کسانی که (به آنان) پناه داده و یاری رساندهاند به راستی مؤمناند؛ آنان آمرزش و روزی ارجمندی دارند. و کسانی که پس از آن ایمان آورده و هجرت گزیده و همراه شما جهاد کردهاند از شمایند و در کتاب خداوند خویشاوندان (در ارثبری) نسبت به همدیگر (از دیگران) سزاوارترند؛ بیگمان خداوند به هر چیزی داناست» سوره انفال، آیه ۷۴ ـ ۷۵.</ref> |
| | # همچنین [[خداوند]] در وصف ایشان این [[آیه]] را فرو فرستاد: {{متن قرآن|وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«و نیز به غنیمتهای فراوانی که به دست خواهند آورد؛ و خداوند، پیروزمندی فرزانه است» سوره فتح، آیه ۱۹.</ref>. |
| | |
| | این [[آیات]] که بیانگر [[خشنودی خداوند]] از صحابه است؛ دلالت بر [[رستگاری]] همه ایشان ندارد، بلکه بیانگر کمالی است که این افراد در آن شرایط به دست آوردهاند و اگر آن کمال را تا پایان زندگی نیز نگه دارند، [[رستگار]] خواهند بود و اگر برخی صحابه در [[زندگی]]، راه خلاف [[اسلام]] را بپیمایند، [[رستگاری]] نخواهند یافت؛ زیرا جایگاه صحابه نزد [[خداوند]] بالاتر از [[پیامبر]] نیست که درباره او میفرماید: |
| | {{متن قرآن|لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ}}<ref>«اگر شرک بورزی بیگمان کردارت از میان خواهد رفت و بیشک از زیانکاران خواهی بود» سوره زمر، آیه ۶۵.</ref>. |
| | |
| | در [[آیات]] دیگر میخوانیم: |
| | #{{متن قرآن|كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ}}<ref>«شما بهترین گروهی بودهاید که (به عنوان [[سرمشق]]) برای [[مردم]] پدیدار شدهاید» [[سوره آل عمران]]، [[آیه]] ۱۱۰.</ref>، شما ([[مسلمانان]] [[حقیقی]]) نیکوترین امتی هستید که بر آن [[قیام]] کردند که (برای [[اصلاح]] [[بشر]]) مردم را به [[نیکوکاری]] وادار کنند و از بدکاری بازدارند و [[ایمان به خدا]] آورند. |
| | #{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}<ref>«و بدین گونه شما را امّتی میانه کردهایم» سوره بقره، آیه ۱۴۳.</ref>، ما شما مسلمانان را به اسلام [[هدایت]] کردیم و به [[اخلاق نیکو]] آراستیم تا [[گواه]] مردم باشید تا دیگر [[ملتها]] از شما [[نیکی]] و [[درستی]] را بیاموزند. |
| | #{{متن قرآن|مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ}}<ref>«محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با ویاند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۷۵-۷۹.</ref> |
| | |
| | === نکوهش صحابه === |
| | در برخی از آیات، عدهای از صحابه [[سرزنش]] شدهاند: |
| | # کسانی که دلهای [[بیمار]] دارند: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ}}<ref>«و دوزخبانان را جز از فرشتگان نگماردیم و شمار آنان را جز آزمونی برای کافران قرار ندادیم تا اهل کتاب، یقین پیدا کنند و مؤمنان بر ایمان خود بیفزایند و اهل کتاب و مؤمنان، دچار تردید نشوند و سرانجام بیماردلان و کافران بگویند که خداوند از این مثل چه میخواهد؟ بدینگونه خداوند هر که را بخواهد در گمراهی وا مینهد و هر که را بخواهد راهنمایی میکند و سپاه پروردگارت را کسی جز او نمیداند و این جز یادآوری برای آدمیان، نیست» سوره مدثر، آیه ۳۱.</ref>.<ref>"چون با توجه به معنای این [[آیه]] [[مردم]] [[مکه]] در آغاز [[دعوت پیامبر]] به چهار گروه [[اهل کتاب]]، [[مؤمنان]]، [[بیماردلان]] و [[کفار]] تقسیم شدهاند. [[مفسران]] در [[تفسیر]] این آیه و اینکه [[خداوند متعال]] گروه بیماردلان را در مقابل سه گروه دیگر قرار داده متحیر گشته و احتمالاتی دادهاند". برای توضیح بیشتر، ر.ک: [[تفسیر ابن کثیر]]، [[ابن کثیر]]، ج۴، ص۴۷۴؛ [[احکام القرآن]]، [[جصاص]]، ج۱، ص۶۵۱؛ [[تفسیر مفاتیح الغیب]]، [[فخر رازی]]، ج۳۰، ص۲۰۷؛ [[تفسیر جلالین]]، [[سیوطی]]، ص۷۷۷؛ [[المیزان]]، [[علامه طباطبایی]]، ج۲۰، ص۹۸.</ref> |
| | # [[منافقان]] معروف که علاوه بر [[آیات]] متعدد، یک [[سوره]] ([[سوره منافقون]]) نیز درباره آنها نازل شده است. |
| | # افراد فتنهجو و [[آزاردهنده]] [[رسول خدا]]{{صل}}: {{متن قرآن|إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ وَلَوْ أَرَادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَلَكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقَاعِدِينَ لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) میخواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپردهاند و در تردید خود سرگردانند. اگر (به راستی) میخواستند رهسپار گردند ساز و برگی برای آن فراهم میآوردند ولی خداوند روانه شدن آنان را خوش نداشت پس آنان را به درنگ کردن واداشت و (به آنها) گفته شد: با (خانه) نشستگان همنشین باشید! اگر در میان شما روانه میشدند جز شرّ به شما نمیافزودند و در میان شما برای ایجاد آشوب رخنه میکردند و آنان میان شما جاسوسانی دارند و خداوند به (حال) ستمگران داناست». سوره توبه، آیه ۴۵ ـ ۴۷.</ref>. [[خداوند]] در [[آیه]] دیگری میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا}}<ref>«خداوند آنان را که خداوند و فرستاده او را میآزارند در این جهان و جهان بازپسین لعنت میکند و برای آنها عذابی خوارساز آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۵۷.</ref>. |
| | # افرادی که در برابر [[حق]] ایستادند: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعَاسًا يَغْشَى طَائِفَةً مِنْكُمْ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَلْ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ مَا لَا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ مَا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ}}<ref>«آنگاه، (خداوند) پس از آن اندوه با خوابی سبک آرامشی بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی (دیگر) که در اندیشه جان خود بودند با پنداری جاهلی به خداوند گمان نادرست بردند؛ میگفتند: آیا ما در این کار (از خود) اختیاری داریم؟ بگو: بیگمان یکسره کار با خداوند است، (آنان) در خویش چیزی نهان میدارند که بر تو آشکار نمیکنند، میگویند: اگر ما در این کار اختیاری داشتیم اینجا کشته نمیشدیم، بگو: اگر در خانههایتان (نیز) میبودید، آنان که کشته شدن بر آنها مقرر شده بود به سوی کشتارگاههای خویش بیرون میآمدند، و (چنین شد) تا خداوند آنچه در اندرون خود دارید بیازماید و آنچه در دلهایتان دارید بپالاید و خداوند به اندیشهها داناست» سوره آل عمران، آیه ۱۵۴.</ref>.<ref>تفسیر ابن کثیر، ابن کثیر، ج۱، ص۴۲۷.</ref> |
| | # در [[سوره حجرات]] نیز آمده است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کردهاید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref>. همچنین [[خداوند]] در [[آیه]] دیگری درباره فرد مورد نظر در آیه قبل میفرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَا يَسْتَوُونَ}}<ref>«آیا آنکه مؤمن است همگون کسی است که نافرمان است؟ (هرگز) برابر نیستند» سوره سجده، آیه ۱۸.</ref>. [[شأن نزول آیه]] "[[ولید بن عقبه]]" از [[اصحاب پیامبر]] بوده است که در عین داشتن دو [[فضیلت]] [[صحابی]] بودن و [[هجرت]] کردن به [[مدینه]]، نتوانست اعتبار خود را [[حفظ]] کند و با [[دروغگویی]] درباره [[قبیله]] [[بنی مصطلق]]، خداوند از وی به عنوان [[فاسق]] یاد کرد. ملاحظه میشود با اینکه او [[پیامبر]]{{صل}} را دید و سخنانی را نیز از حضرت نقل کرد ولی [[فرمانبردار]] [[فرستاده خدا]] نبود؛ از اینرو نمیتوان همه [[اصحاب]] را که بیش از یکصد هزار تن بودند، [[عادل]] و [[پارسا]] دانست. |
| | |
| | [[آیات]] دیگر: |
| | #{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! پدران و برادرانتان را دوست مگیرید اگر کفر را بر ایمان برگزینند و کسانی از شما که آنها را دوست بگیرند ستمگرند. بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و دودمانتان و داراییهایی که به دست آوردهاید و تجارتی که از کساد آن بیم دارید و خانههایی که میپسندید از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او نزد شما دوستداشتنیتر است پس چشم به راه باشید تا خداوند امر (عذاب) خود را (در ميان) آورد و خداوند گروه نافرمانان را راهنمايى نمىكند. بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید». سوره توبه، آیه ۲۳ ـ ۲۵.</ref>. |
| | #{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انْفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُمْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ إِلَّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چگونهاید که چون به شما گفته شود در راه خداوند رهسپار (جنگ) گردید، گرانخیزی میورزید؟ آیا به جای جهان واپسین به زندگانی این جهان خرسند شدهاید؟ در حالی که کالای زندگی این جهان در برابر جهان واپسین جز اندکی نیست. اگر رهسپار نگردید (خداوند) شما را به عذابی دردناک دچار میکند و قومی دیگر را به جای شما میآورد و شما هیچ زیانی به او نمیتوانید رساند و خداوند بر هر کاری تواناست». سوره توبه، آیه ۳۸ ـ ۳۹.</ref>. |
| | #{{متن قرآن|وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ}}<ref>«و چون داد و ستد یا سرگرمییی ببینند، بدان سو شتاب میآورند و تو را ایستاده رها میکنند؛ بگو: آنچه نزد خداوند است از سرگرمی و داد و ستد، نکوتر است» سوره جمعه، آیه ۱۱.</ref>. |
| | #{{متن قرآن|هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَمَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُونُوا أَمْثَالَكُمْ}}<ref>«هان! این شمایید که فرا خوانده میشوید تا در راه خداوند هزینه کنید، آنگاه برخی از شما تنگچشمی میورزند و هر که تنگچشمی بورزد به زیان خود تنگچشمی ورزیده است و خداوند بینیاز است و شما نیازمندید و اگر روی بگردانید گروهی دیگر را جانشین میگرداند سپس آنان» سوره محمد، آیه ۳۸.</ref>. |
| | #{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ}}<ref>«کسانی که [به یکی از همسران پیامبر] آن دروغ را (وارد) آوردند» سوره نور، آیه ۱۱.</ref>. این [[آیه]]، گروهی از صحابه را که به یکی از [[همسران پیامبر]]{{صل}} [[تهمت]] [[زنا]] زدند، [[دروغگو]] معرفی میکند. [[ابن اثیر]] میگوید: مِسطح، از صحابه، که در [[جنگ بدر]] بود، از کسانی بود که تهمت زنا به [[عایشه]] زد و به خاطر آن از [[پیامبر]]{{صل}} تازیانه خورد. |
| | # [[قرآن کریم]] درباره کسانی که در [[جنگ احد]] به دستور پیامبر{{صل}} [[رفتار]] نکرده و سنگر خویش را در گردنه [[کوه]] [[احد]] رها کردند و در نتیجه، [[شکست]] زیانباری به [[مسلمانان]] رسید، میفرماید: {{متن قرآن|مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ}}<ref>«برخی از شما این جهان را و برخی جهان واپسین را میخواستید» سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.</ref>. |
| | # همچنین آیه {{متن قرآن|وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ}}<ref>«و از پیرامونیان شما از تازیان بیاباننشین و از اهل مدینه منافقانی هستند که به دورویی خو کردهاند؛ تو آنان را نمیشناسی ما آنها را میشناسیم؛ به زودی آنان را دوبار عذاب خواهیم کرد سپس به سوی عذابی سترگ برده میشوند» سوره توبه، آیه ۱۰۱.</ref>، به صراحت برخی اطرافیان [[پیامبر اسلام]]{{صل}} از [[اعراب]] و اهالی مدینه را [[منافق]] معرفی میکند. |
| | |
| | بنابراین طبق [[آیات الهی]] حال همۀ صحابه یکسان نبوده و برخی مورد [[ستایش]] و برخی دیگر مورد نکوهش آیات الهی قرار گرفتهاند و ملاک این ستایش یا نکوهش، عمل کردن یا ترک شروطی است که در [[آیات قرآن کریم]] ذکر شده اند<ref>ر.ک: [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۸۲-۹۸.</ref>. |
| | |
| | == دیدگاه [[روایی]]== |
| | در [[روایات]] نیز به تبع [[قرآن کریم]] دو دسته روایات وجود دارد، دسته ای از [[آیات]] که در [[ستایش]] صحابه هستند و دسته ای دیگر که در نکوهش صحابه هستند. |
| | === ستایش صحابه === |
| | #"به [[اصحاب]] من [[دشنام]] نگویید. [[سوگند]] به کسی که جانم در دست اوست، اگر کسی از شما به اندازه [[کوه]] [[احد]]، [[طلا]] [[انفاق]] کند به اندازه یک مدّ یا نصف [[ثواب]] یکی از آنها نمیرسد"<ref>{{عربی|لا تسُبُّوا أَصحابی فوالذی نفسی بیده لو أنّ أحدکم أنفق مثل أحد ذهبا، ما بلغ مدّ أحدهم و لا نَصِیفَهُ}}؛ صحیح بخاری، بخاری، ج۴، ص۱۹۵، ح۳۶۷۳؛ صحیح مسلم، مسلم، کتاب فضائل الصحابة، باب تحریم سب الصحابه، ص۹۸۵، ح۲۲۱ و ۲۲۲؛ مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۳، ص۱۱؛ شرح المقاصد، تفتازانی، ج۵، ص۳۰۳.</ref>. |
| | #"بهترین [[مردم]]، مردم [[قرن]] من هستند سپس کسانی که پس از آنها میآیند..."<ref>{{عربی|خَیْرُ الناسِ قَرْنی ثمَّ الَّذِین یَلُونَهُمْ...}}؛ صحیح مسلم، مسلم، کتاب فضائل الصحابة، باب خیار الناس، ص۹۸۳، ح۲۱۰ و ۲۱۵.</ref> |
| | #"درباره اصحاب من از [[خدا]] بترسید؛ پس از من آنها را [[هدف]] تیر [[ناسزا]] و [[سرزنش]] خویش قرار ندهید..."<ref>{{عربی|الله [[الله]] فی أصحابی لا تتخذوهم غرضا من بعدی...}}؛ [[مسند احمد]]، [[احمد بن حنبل]]، ج۵، ص۵۴ و ۵۷.</ref>. |
| | |
| | ==== نقد کلی روایات ==== |
| | # [[ثابت]] کردن "[[عدالت همه صحابه]]" به وسیله احادیثِ خود صحابه باتوجه به بطلان "دور" در منطق امری محال است؛ زیرا موجب تناقض میشود؛ یعنی "عدالت همه صحابه" پیش از پذیرش این روایات، ثابت نیست و [[اثبات]] عدالت همه صحابه به وسیله همان صحابه که [[عدالت]] آنان ثابت، نیست، دور است و دور، [[باطل]] و محال است. |
| | # هیچ یک از این روایات، بر "عدالت همه صحابه" دلالت ندارد بلکه این روایات بر دشنام ندادن به اصحاب دلالت دارد و علت دستور پیامبر بر پرهیز از دشنام گویی، نیز این بوده است که برخی اصحاب به یکدیگر دشنام میدادند و حضرت از دشنام دادن جلوگیری کردند. |
| | # [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نفرمود به آنها [[دشنام]] ندهید، چون [[اصحاب]] من [[عادل]] هستند؛ بلکه پرهیز دادن از [[دشنام]] گویی تنها دستوری [[اخلاقی]] و [[فقهی]] است؛ بنابراین دلالت بر [[عادل]] بودن فردی ندارد<ref>ر.ک: [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۱۰۳ ـ ۱۱۵.</ref>. |
| | |
| | بنابراین و با وجود [[آیات]] و روایات معارض با [[ادله]] [[اهل سنت]] روشن میشود به هیچ وجه نمیتوان [[حکم]] به [[عدالت]] جمیع صحابه کرد. |
| | |
| | === نکوهش صحابه در [[روایات]] === |
| | # [[ابوهریره]] از [[پیامبر]] [[روایت]] میکند که فرمود: "در [[روز قیامت]] گروهی از [[اصحاب]] به نزدم میآیند. آنگاه در کنار حوض، از نزد من بازگردانده میشوند. میگویم: پروردگارا! اصحابم را دریاب! [[خداوند]] میفرماید: تو نمیدانی چه مسائل و بدعتهایی پس از تو پدید آوردند؟ آنان به گذشته [[جاهلیت]] خویش بازگشتند"<ref>{{عربی|یرد علیّ یوم القیامة رهط من أصحابی فیجلون عن الحوض، فأقول: یا ربّ أصحابی، فیقول: إنّک لا علم لک بما أحدثوا بعدک انهم ارتدّوا علی أدبارهم القهقری}}؛ صحیح بخاری، بخاری، ج۵، ص۲۰۸، باب فی الحوض.</ref> در [[صحیح بخاری]] چند روایت دیگر به همین مضمون آمده است. مخاطب این روایت همان صحابهاند؛ زیرا واژه "اصحاب" در روایات به گونه صحیح آمده و تعریف ما از صحابه، این روایات را دربر میگیرد. از اینرو، کسی نمیتواند بگوید، مقصود از این روایات [[منافقان]] میباشند؛ چون که منافقان طبق نظر ما جزء اصحاب نیستند. |
| | # ابونضر میگوید: سخنی از [[رسول خدا]]{{صل}} به من رسیده که پیامبر{{صل}} درباره [[شهدای جنگ احد]] فرمود: "من درباره آنان [[شهادت]] میدهم". [[ابوبکر]] گفت: "ای رسول خدا! آیا ما [[برادران]] آنان نیستیم؟ آنان [[اسلام]] را پذیرفتند ما نیز اسلام را پذیرفتیم و آنان [[پیکار]] کردند ما نیز پیکار کردیم".پیامبر{{صل}} میفرمود: "آری، ولی من نمیدانم شما پس از من چگونه [[رفتار]] خواهید کرد". ابوبکر گریست و گفت: "آیا ما پس از شما خواهیم بود؟"<ref>الموطأ، مالک بن انس، ج۲، ص۴۶۱- ۴۶۲، ح۳۲، کتاب الجهاد، الشهداء فی سبیل الله.</ref>. برخی شارحان [[حدیث]] میگویند: معنای سخن پیامبر{{صل}} که درباره شهدای جنگ احد فرمود: "من شهادت میدهم"؛ یعنی من درباره آنان به ایمان صحیح و [[سلامت]] ایشان از [[گناه]] [[گواهی]] میدهم: از این [[روایت]] به خوبی فهمیده میشود که [[پیامبر]]{{صل}} بر صلاح و [[عدالت]] [[شهدا]] [[شهادت]] دادند، اما درباره همه صحابه حتی [[ابوبکر]] شهادت ندادند. |
| | # [[ابن مسعود]] روایت میکند روزی [[رسول خدا]]{{صل}} در خطبهاش پس از [[ستایش خداوند]] فرمود: "برخی شما [[منافق]] هستید، پس من نام هر کسی را گفتم، بلند شود. سپس پیامبر نام سی و سه تن را گفت و به آنان فرمود: شما از [[خدا]] بترسید"<ref>{{عربی|ان منکم منافقین فمن سمیت فلیقم. ثم قال: یا قم فلان، قم یافلان، حتی سمی ستة و ثلاثین رجلا قال ان فیکم أو منکم فاتقوالله}}؛ مجمع الزوائد، هیثمی، ج۱، ص۱۱۲، کتاب الایمان، باب فی نیة المؤمن و المنافق و عملهما.</ref>. |
| | # رسول خدا{{صل}} در [[حجة الوداع]] پس از سخنرانی مفصلی فرمود: "به شما هشدار میدهم که مبادا پس از من [[مرتد]] و [[کافر]] شوید در حالی که همدیگر را به [[قتل]] میرسانید. [[آگاه]] باشید که من [[شاهد]] و [[گواه]] بر [[رفتار]] شما هستم و شما از آن [[ناآگاه]] هستید"<ref>{{عربی|أَلَا لَأَعْرِفَنَّکُمْ تَرْتَدُّونَ بَعْدِی کُفَّاراً یَضْرِبُ بَعْضُکُمْ رِقَابَ بَعْضٍ أَلَا إِنِّی قَدْ شَهِدْتُ وَ غِبْتُمْ}}؛ المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج۱، ص۹۳؛ مجمع الزوائد، هیثمی، ج۷، ص۲۹۵؛ الفتن، ابن ماجه، ح۳۹۳۱.</ref>. |
| | |
| | این [[روایات]] نشانگر آن است که همه صحابه در برابر گفتار، رفتار و [[سنت نبوی]] [[تسلیم]] نبودند. پس دلیلی بر [[عدالت همه صحابه]] وجود ندارد<ref>ر.ک: [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۹۸-۱۰۳.</ref>. |
| | |
| | == نظریه [[عدالت صحابه]] == |
| | {{اصلی|عدالت صحابه}} |
| | بحث عدالت صحابه یکی از مباحث اختلافی بین [[شیعه]] و [[اهل سنت]] است. |
| | === دیدگاه شیعه === |
| | [[احترام]] به [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} [[وظیفه]] همه [[مسلمانان]] است و هیچ [[مسلمانی]] [[حق]] [[ناسزاگویی]] به آنها را ندارد. آنها در [[زمان]] زندگانی حضرت به او [[ایمان]] آورده و [[اسلام]] را از وی فرا گرفتند و چون در کنار او [[جهاد]] کردند، [[محترم]] هستند و در [[جهان اسلام]] هیچ مسلمانی نیست که درباره [[صحابه پیامبر اکرم]]{{صل}} بدگویی یا اظهار بیمهری کند و اگر چنین نسبتی به گروهی از [[مسلمانان]] بدهند، نسبتی کاملا بیپایه است. |
| | |
| | دیدن [[پیامبر]] امری افتخار آفرین است، ولی باعث [[پاک]] بودن هیچ [[انسانی]] از [[گناه]] نمیشود و نمیتوان همه صحابه را [[عادل]] و [[پرهیزگار]] و پیراسته از گناه دانست؛ زیرا به [[شهادت]] [[قرآن]]، آنان در عین داشتن افتخار "[[صحابی]] بودن"، از حیث [[ایمان]] و [[نفاق]] و [[اطاعت]] و [[سرکشی]] در برابر [[خدا]] و رسولش به دستههای گوناگونی تقسیم شدهاند؛ از اینرو، نمیتوان همگان را عادل و پرهیزگار دانست<ref>ر.ک: [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱]]، ص۷۴-۷۵.</ref>. |
| | |
| | [[علامه شرف الدین]] مینویسد: "هر چند که [[صحابه رسول الله]]{{صل}} بودن دارای [[شرافت]] و حسن است لکن به خودی خود سبب [[عدالت]] نمیشود و [[حکم]] آنها سه قسم است: عدول و [[بغات]]<ref>"مرتکب بغی، باغی جمع: بغات خوانده شده است. در منابع، در مقابل اصطلاح «اهل بغی»، «اهل عدل» به کار رفته (برای مثال به این منبع رجوع کنید که گویای مفهوم تاریخی بغی است. هر چند معنای اصلی واژه بغی، گونهای طلب است، اما در فرهنگها با توجه به معنای اصلی و کاربردها، معانی گوناگونی چون تعدی، تجاوز از حد، ظلم، حسد و کذب نیز برای آن ذکر شده است"؛ دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «بغی»، ج۱۲، ص۴۹۶۱.</ref> و مجهول الحال و این گزاره ای بر واقعیت صحابه است"<ref>{{عربی|إن من وقف علی رأینا فی الصحابة علم انه اوسط الآراء إذ لم نفرط فیه تفریط الغلاة الذین کفروهم جمیعاً، ولا افرطنا افراط الجمهور الذین وثقوهم اجمعین، فإن الکاملیة ومن کان فی الغلو علی شاکلتهم، قالوا: بکفر الصحابة کافة، وقال أهل السنة: بعدالة کل فرد سمع النبی{{صل}} وسلّم أورآه من المسلمین مطلقاً، واحتجوا بحدیث کل من دب أو درج منهم اجمعین اکتعین ابصعین، أما نحن فإن الصحبة بمجردها وان کانت عندنا فضیلة جلیلة؛ لکنها ـ بما هی ومن حیث هی ـ غیر عاصمة، فالصحابة کغیرهم من الرجال فیهم العدول، وهم عظماؤهم وعلماؤهم، وأولیاء هؤلاء وفیهم البغاة؛ وفیهم أهل الجرائم من المنافقین، وفیهم مجهول الحال، فنحن نحتج بعدولهم ونتولاهم فی الدنیا والآخرة، اما البغاة علی الوصی، وأخی النبی، وسائر أهل الجرائم والعظائم کابن هند، وابن النابغة، وابن الزرقاء وابن عقبة، وابن ارطاة، وامثالهم فلا کرامة لهم، ولا وزن لحدیثهم، ومجهول الحال نتوقف فیه حتی نتبین أمره، هذا رأینا فی حملة الحدیث من الصحابة وغیرهم، والکتاب والسنة بینتنا علی هذا الرأی}}؛ أجوبة مسائل جار الله؛ ص۱۶.</ref>. |
| | |
| | صدر الدین [[سید علی خان مدنی]] شیرازی نیز میگوید: "[[حکم]] [[عدالت صحابه]] مثل مابقی است و مطلق صحابه بودن مساوی با [[عادل]] بود آنها نیست"<ref>{{عربی|حکم الصحابة عندنا فی العدالة حکم غیرهم، ولا یتحتم الحکم بالأیمان والعدالة بمجرد الصحبة ولا یحصل بها النجاة من عقاب النار وغضب الجبار الا ان یکون مع یقین الایمان وخلوص الجنان، فمن علمنا عدالته وایمانه وحفظه وصیة رسول الله فی أهل بیته، وانه مات علی ذلک کسلمان وأبی ذر وعمار والیناه وتقربنا إلی الله تعالی بحبه، ومن علمنا انه انقلب علی عقبه واظهر العداوة لأهل البیت "ع" عادیناه لله تعالی وتبرأنا إلی الله منه و نسکت عن المجهولة حاله"؛ الدرجات الرفیعة}}؛ السید علی ابن معصوم، ج۱، ص۲۴.</ref>. |
| | |
| | دلیل [[شیعه]] برای ادعای خود کارنامه سیاه برخی از صحابه در [[تاریخ]]، همچنین وجود [[آیات]] و [[روایات]] در نکوهش برخی از صحابه و [[ستایش]] برخی دیگر از صحابه است که نشان دهنده یکی نبودن حال تمام صحابه است<ref>ر.ک: [[سید ضیاءالدین علیانسب|علیانسب، سید ضیاءالدین]]، [[صحابه در قرآن (کتاب)|صحابه در قرآن]]، ص۲۷۲ ـ ۲۷۳؛ باقر شیخانی، علی، عدالت صحابه از دیدگاه شیعه، ص۳۶ ـ ۳۹.</ref>. |
| | |
| | نظریه شیعه درباره صحابه برگرفته از [[کتاب خدا]] و [[سنت نبوی]] است. در [[قرآن]]، [[خداوند]] گروهی از اصحاب را منافق میشمارد و جمعی را [[اهل]] [[شک]] و عدهای را به نام آزاردهندگان [[رسول خدا]]{{صل}} و برخی را که به [[ارتداد]] خواهندگرایید، نام میبرد. در [[سنت]] نیز آمده است که (به اعتراف [[بخاری]] در صحیح خود) شماری از صحابه به قهقرا و [[عصر جاهلیت]] باز خواهند گشت و شمار آنان آن قدر است که پیامبر{{صل}} فرمود: «[[روز قیامت]] بر سر [[حوض کوثر]] وارد میشوند، ولی آنان را دور میکنند. میگویم اینان اصحاب من هستند، به من جواب داده میشود که تو میدانی، پس از تو چه [[بدعتها]] که نکردند و آنان را دور میکنند. افراد [[نجات]] یابنده جز به تعداد شترهای جا مانده از کاروان نخواهد بود»<ref>صحیح بخاری، ج۷، ص۲۶۵.</ref>. |
| | |
| | درباره [[عدالت]] نداشتن همه صحابه، بهترین [[شاهد]]، [[تاریخ]] است. مواردی که خود [[اصحاب]] از کردههای خویش در [[هراس]] بودهاند و اعتراف داشتند که پس از [[پیامبر]]{{صل}} به [[خطا]] و [[انحراف]] رفتهاند، یا این که برخی از صحابه، دیگری را به [[کذب]] و [[دروغ]] و [[نفاق]] و حتی [[کفر]] متهم کردهاند. اشخاصی مانند [[خالد بن ولید]]، [[مغیرة بن شعبه]]، [[معاویة بن ابوسفیان]]، [[براء بن عازب]]، [[انس بن مالک]]، [[ابو درداء]]، [[معاویة بن حدیج]]، [[بسر بن ارطاة]]، [[ولید بن عقبه]]، [[قدامة بن مظعون]]<ref>عدالت صحابه از دیدگاه تشیع و تسنن، علی باقر شیخانی، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ۱۳۸۳، ص۱۲۰.</ref>. |
| | |
| | برخلاف تهمتهایی که برخی [[جاهلان]] به [[پیروان اهل بیت]] میزنند و آنان را [[دشمن]] [[صحابه پیامبر]]{{صل}} و [[دشنام]] دهنده به آنان میدانند، [[شیعه]] برای اصحاب [[مخلص]] و [[وفادار]]، [[احترام]] بسیاری قائل است، بهویژه اصحابی که [[پیمان]] خود را با پیامبر{{صل}} نگسستند و پس از او نیز به سیرهاش وفادار ماندند. کسانی مانند [[ابورافع قبطی]] ([[غلام]] [[رسول الله]])، [[ابوذر غفاری]]، [[ابوایوب انصاری]]، [[بلال بن رباح حبشی]] (مؤذن پیامبر)، [[جابر بن عبدالله انصاری]]، [[حجر بن عدی کندی]]، [[حذیفه بن یمان]]، [[خباب بن ارت]]، [[خزیمه بن ثابت]]، [[سلمان فارسی]]، [[عمار بن یاسر]]، [[عبدالله بن عباس]]، [[عدی بن حاتم طایی]]، [[مقداد بن اسود کندی]] و...<ref>منتهی الامال، ج۱، ص۲۳۱ و ۲۲۲ و ۲۲۹ و ۳۷۰ و ۲۳۰ و ۲۳۳ و ۲۳۹ و ۲۲۷.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۹.</ref> |
| | |
| | === دیدگاه [[اهل سنت]] === |
| | قول مشهور بین اهل سنت آن است که همۀ صحابه از کوچک تا بزرگ، از [[مسلمانان]] با سابقه تا تازه مسلمان، همگی به صرف دیدن [[پیامبر]]{{صل}} و [[ایمان آوردن]] به او عادلاند و نباید در این باره تردیدی به خود راه داد. |
| | |
| | [[ابن حجر عسقلانی]] میگوید: "اهل سنت همه صحابه را عادل میدانند و در این [[عقیده]]، جز چند [[بدعت گذار]]، مخالفی ندارند"<ref>عسقلانی، ابن حجر، الاصابة، ج۱، ص۱۶۲.</ref>. شهرزوری ویژگی همه صحابه را این میداند که از [[عدالت]] هیچ یک از آنان بحث نمیشود؛ زیرا عدالت آنان، امری مسلم است که [[نص]] [[کتاب و سنت]] و [[اجماع]] بسیاری از [[امت]] بر آن دلالت دارد<ref>شهرزوری، ابن صلاح، علوم الحدیث، ص۲۹۵.</ref>. |
| | |
| | [[ابن کثیر دمشقی]] میگوید: "نزد اهل سنت و جماعت، همه صحابه عادلاند؛ زیرا [[کتاب الله]] عزیز و [[سنت نبوی]]، آنان را در [[اخلاق]] و [[کردار]] و بخششهای [[مالی]] و جانی به [[امید]] [[ثواب]] و جزای [[نیک]] در پیشگاه [[پیامبر]]{{صل}} ستوده است"<ref>دمشقی، ابن کثیر، الباحث الحثیث، ج۲، ص۴۴۹.</ref>. |
| | |
| | [[ابن اثیر]] نیز همه صحابه را [[عادل]] دانسته و هیچ نقد و انتقادی را بر آنان نمیپسندد<ref>ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابة فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۱۰.</ref>. [[ابن عبدالبر]] نیز مدعی است [[عدالت]] همه آنان، با تمجیدی که [[خدا]] و رسولش از آنان کرده است، [[ثابت]] شده و برای همین، آنان عادلترین کسانی هستند که خدا برای هم نشینی با پیامبرش برگزیده است<ref>ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی المعرفة الاصحاب، ج۱، ص۲.</ref>. |
| | |
| | البته برخی از اصولیون [[اهل سنت]] با این نظریه [[مخالفت]] کرده و صحابه را همچون دیگر راویان دانستهاند که شرط پذیرش روایتشان، بحث و بررسی احوال آنان و [[اثبات]] عدالتشان است. علامه [[محمد]] ابوریّه میگوید: "[[اصحاب]]، همانند دیگر افرادند که غلط و [[اشتباه]] و نسیان، بلکه [[پیروی از هوا و هوس]] نیز از آنان امکان دارد؛ زیرا آنان نیز بشرند و طبیعت بشری آنان همچون دیگران است و همان کارهایی که دیگران انجام میدهند، بر آنان نیز رواست<ref>اضواء علی السنة المحمدیة، ص۴۵۴.</ref>. |
| | |
| | همچنین شمس الدین سخاوی در کتابش به [[اختلاف]] در این باره اشاره کرده و مینویسد: "همه ما (اهل سنت) بر [[عدالت صحابه]] [[اعتقاد]] داریم، ولی «آمدی» و «ابن [[حاجب]]»، آنان را مانند دیگران میدانند که بحث از عدالتشان، ضروری است<ref>سخاوی، شمس الدین، فتح المغیث فی شرح الفیه الحدیث، ج۳، ص۵۹.</ref>.<ref>ر.ک: [[سید ضیاءالدین علیانسب|علیانسب، سید ضیاءالدین]]، [[صحابه در قرآن (کتاب)|صحابه در قرآن]]، ص۲۷۲ ـ ۲۷۳؛ باقر شیخانی، علی، عدالت صحابه از دیدگاه شیعه، ص۳۶ ـ ۳۹.</ref> |
| | |
| | [[دلایل]] اهل سنت برای اثبات عدالت جمیع صحابه، [[آیات]] و روایاتی است که در [[ستایش]] صحابه آمده است. پاسخ: این نظریه طبق آیات و [[روایات]] [[باطل]] است چراکه به استناد [[آیات]] و [[روایات]] حال تمام صحابه یکی نبوده و نمیتوان [[حکم]] به [[عدالت]] جمیع صحابه داد. چطور ممکن است حال صحابه ای که [[فاسق]] و [[منافق]] بودهاند با عدول صحابه یکی باشد؟ |
| | |
| | == فهرستی از [[صحابه پیامبر خاتم]] == |
| | شماری از [[اصحاب رسول الله]] {{صل}} به ترتیب الفبا: |
| | {{فهرست صحابه}} |
| # [[ام سلمه همسر رسول خدا]] | | # [[ام سلمه همسر رسول خدا]] |
| # [[ابراهیم فرزند رسول اکرم]] | | # [[ابراهیم فرزند رسول اکرم]] |
| خط ۱۳۷: |
خط ۱۵۴: |
| # [[ابوهریره دوسی]] | | # [[ابوهریره دوسی]] |
| # [[ابوهیثم بن تیهان]] | | # [[ابوهیثم بن تیهان]] |
| # [[اُبَیِ بنُ کَعْب]] | | # [[ابی بن کعب]] |
| # [[احنف بن قیس]] | | # [[احنف بن قیس]] |
| # [[ارقم بن ابی الارقم]] | | # [[ارقم بن ابی الارقم]] |
| # [[اسامه بن زید]] | | # [[اسامه بن زید]] |
| # [[اسعد بن زراره]] | | # [[اسعد بن زراره]] |
| # [[اسماء بنت عُمیس]] | | # [[اسماء بنت عمیس]] |
| # [[اسماء دختر نعمان بن ابیالجون]] | | # [[اسماء دختر نعمان بن ابیالجون]] |
| # [[اشعث بن قیس کِندی]] | | # [[اشعث بن قیس کندی]] |
| # [[اصحم نجاشی]] | | # [[اصحم نجاشی]] |
| # [[اُصیَد بن سلمه]] | | # [[اصید بن سلمه]] |
| # [[اعشی مازنی]] | | # [[اعشی مازنی]] |
| # [[اقرع بن حابس]] | | # [[اقرع بن حابس]] |
| خط ۱۵۲: |
خط ۱۶۹: |
| # [[اکثم بن صیفی]] | | # [[اکثم بن صیفی]] |
| # [[ام سلمه همسر رسول خدا]] | | # [[ام سلمه همسر رسول خدا]] |
| # [[اُم عُماره]] | | # [[ام عماره]] |
| # [[ام مَعبد خُزاعیه]] | | # [[ام معبد خزاعیه]] |
| # [[امایمن]] | | # [[امایمن]] |
| # [[امحبیبه دختر ابوسفیان]] | | # [[امحبیبه دختر ابوسفیان]] |
| # [[اَمَد بن اَبد]] | | # [[امد بن ابد]] |
| # [[امرؤالقیس]] | | # [[امرؤالقیس]] |
| # [[امسنان اسلمیه]] | | # [[امسنان اسلمیه]] |
| # [[امشُریک]] | | # [[امشریک]] |
| # [[امکلثوم دختر امام علی بن ابیطالب]] | | # [[امکلثوم دختر امام علی بن ابیطالب]] |
| # [[امورقه]] | | # [[امورقه]] |
| # [[امهانی دختر ابوطالب]] | | # [[امهانی دختر ابوطالب]] |
| # [[امیه بن ابیالصلت]] | | # [[امیه بن ابیالصلت]] |
| # [[اُمیه دختر قیس]] | | # [[امیه دختر قیس]] |
| # [[انس بن ابی مرثد]] | | # [[انس بن ابی مرثد]] |
| # [[اَنس بن حارث]] | | # [[انس بن حارث]] |
| # [[انس بن مالک]] | | # [[انس بن مالک]] |
| # [[انس بن نضر بن ضمضم]] | | # [[انس بن نضر بن ضمضم]] |
| # [[اوس بن صامت انصاری]] | | # [[اوس بن صامت انصاری]] |
| # [[أَوس بن قیظی]] | | # [[أوس بن قیظی]] |
| # [[اویس قرنی]] | | # [[اویس قرنی]] |
| # [[آبان بن سعید بن العاص]] | | # [[آبان بن سعید بن العاص]] |
| # [[باذان]] | | # [[باذان]] |
| # [[باقوم رومی]] | | # [[باقوم رومی]] |
| # [[بُجیر بن زهیر]] | | # [[بجیر بن زهیر]] |
| # [[بُدَیل بن وَرقاء]] | | # [[بدیل بن ورقاء]] |
| # [[براء بن عازب]] | | # [[براء بن عازب]] |
| # [[براء بن مالک]] | | # [[براء بن مالک]] |
| # [[براء بن معرور]] | | # [[براء بن معرور]] |
| # [[بُریده بن الحُصیب]] | | # [[بریده بن الحصیب]] |
| # [[بُسر بن أرطاه]] | | # [[بسر بن أرطاه]] |
| # [[بشر بن حارث]] | | # [[بشر بن حارث]] |
| # [[بشر بن معاویه]] | | # [[بشر بن معاویه]] |
| # [[بشیر بن معبد]] | | # [[بشیر بن معبد]] |
| # [[بکر بن شَداخ]] | | # [[بکر بن شداخ]] |
| # [[بلال مؤذن پیامبر]] | | # [[بلال مؤذن پیامبر]] |
| # [[بهلول بن ذویب]] | | # [[بهلول بن ذویب]] |
| خط ۱۹۵: |
خط ۲۱۲: |
| # [[ثعلبه بن حاطب]] | | # [[ثعلبه بن حاطب]] |
| # [[ثعلبه بن عبدالرحمان]] | | # [[ثعلبه بن عبدالرحمان]] |
| # [[ثُمامه بن اُثال حنفی]] | | # [[ثمامه بن اثال حنفی]] |
| # [[ثوبان مولی آزاده کرده رسول الله]] | | # [[ثوبان مولی آزاده کرده رسول الله]] |
| # [[جابر بن عبدالله انصاری]] | | # [[جابر بن عبدالله انصاری]] |
| # [[جارود بن المعلی]] | | # [[جارود بن المعلی]] |
| # [[جاریه بن قدامه]] | | # [[جاریه بن قدامه]] |
| # [[جُعده بن هُبیره]] | | # [[جعده بن هبیره]] |
| # [[جعفر طیار]] | | # [[جعفر طیار]] |
| # [[جُلاس بن سُوَید]] | | # [[جلاس بن سوید]] |
| # [[جناده بن ابیامیه]] | | # [[جناده بن ابیامیه]] |
| # [[جندب بن عبدالله]] | | # [[جندب بن عبدالله]] |
| # [[جندب بن کعب]] | | # [[جندب بن کعب]] |
| # [[جویریه]] | | # جویریه |
| # [[جُهیم بن صلت]] | | # [[جهیم بن صلت]] |
| # [[حارث بن صِمه]] | | # [[حارث بن صمه]] |
| # [[حارث بن کَلده]] | | # [[حارث بن کلده]] |
| # [[حارثه بن سراقه]] | | # [[حارثه بن سراقه]] |
| # [[حارثه بن نعمان]] | | # [[حارثه بن نعمان]] |
| # [[حاطب بن ابی بلتعه]] | | # [[حاطب بن ابی بلتعه]] |
| # [[حُباب بن مُنذر]] | | # [[حباب بن منذر]] |
| # [[حَجاج بن عُلاط]] | | # [[حجاج بن علاط]] |
| # [[حجر بن عدی]] | | # [[حجر بن عدی]] |
| # [[حُذَیفه بن الیمان]] | | # [[حذیفه بن الیمان]] |
| # [[حسان بن ثابت]] | | # [[حسان بن ثابت]] |
| # [[حفصه دختر عمر]] | | # [[حفصه دختر عمر]] |
| # [[حکم بن ابیالعاص]] | | # [[حکم بن ابیالعاص]] |
| # [[حَکَم بن عمرو غِفاری]] | | # [[حکم بن عمرو غفاری]] |
| # [[حُکیم بن جَبَله]] | | # [[حکیم بن جبله]] |
| # [[حکیم بن حزام]] | | # [[حکیم بن حزام]] |
| # [[حمزه بن عبدالمطلب]] | | # [[حمزه بن عبدالمطلب]] |
| # [[حنظله بن ابیعامر]] | | # [[حنظله بن ابیعامر]] |
| # [[حَولاء عطاره]] | | # [[حولاء عطاره]] |
| # [[حلیمه سعدیه]] | | # [[حلیمه سعدیه]] |
| # [[خالد بن سعید]] | | # [[خالد بن سعید]] |
| # [[خالد بن ولید]] | | # [[خالد بن ولید]] |
| # [[خباب بن اَرت]] | | # [[خباب بن ارت]] |
| # [[خُبَیب بن عَدی]] | | # [[خبیب بن عدی]] |
| # [[خدیجه بنت خویلد]] | | # [[خدیجه بنت خویلد]] |
| # [[خریم بن اوس]] | | # [[خریم بن اوس]] |
| # [[خزاعی بن عبدنهم]] | | # [[خزاعی بن عبدنهم]] |
| # [[خُزَیمه بن ثابت ذوالشهادتین]] | | # [[خزیمه بن ثابت ذوالشهادتین]] |
| # [[خَوات بن جُبَیر]] | | # [[خوات بن جبیر]] |
| # [[دِحیه بن خلیفه کلبی]] | | # [[دحیه بن خلیفه کلبی]] |
| # ### [[313]]###
| | # [[رافع بن عمیره]] |
| # [[رافع بن عُمیره]] | |
| # [[ربیع بن زیاد حارثی]] | | # [[ربیع بن زیاد حارثی]] |
| # [[رفاعه بن عبدالمنذر]] | | # [[رفاعه بن عبدالمنذر]] |
| خط ۲۴۴: |
خط ۲۶۰: |
| # [[امکلثوم دختر رسول خدا]] | | # [[امکلثوم دختر رسول خدا]] |
| # [[ریحانه بنت زید]] | | # [[ریحانه بنت زید]] |
| # [[زاهِر بن حرام]] | | # [[زاهر بن حرام]] |
| # [[زُبیر بن عَوام بن خُوَیلِد]] | | # [[زبیر بن عوام بن خویلد]] |
| # [[زُهَیر بن صُرَد سعدی]] | | # [[زهیر بن صرد سعدی]] |
| # [[زیاد بن سُمیه]] | | # [[زیاد بن سمیه]] |
| # [[زید بن ارقم]] | | # [[زید بن ارقم]] |
| # [[زید بن ثابت]] | | # [[زید بن ثابت]] |
| # [[زید بن حارثه]] | | # [[زید بن حارثه]] |
| # [[زید بن خالد الجُهنی]] | | # [[زید بن خالد الجهنی]] |
| # [[زید بن سعنه]] | | # [[زید بن سعنه]] |
| # [[زید بن صوحان]] | | # [[زید بن صوحان]] |
| # [[زید بن عمرو بن نُفَیل]] | | # [[زید بن عمرو بن نفیل]] |
| # [[زینب بنت جحش]] | | # [[زینب بنت جحش]] |
| # [[زینب بنت خزیمه]] | | # [[زینب بنت خزیمه]] |
| # [[سُراقَهُ بنُ مالک]] | | # [[سراقه بن مالک]] |
| # [[سعد الاسود]] | | # [[سعد الاسود]] |
| # [[سعد بن ابی وقاص]] | | # [[سعد بن ابی وقاص]] |
| # [[سعد بن خیثمه]] | | # [[سعد بن خیثمه]] |
| # [[سعد بن ربیع]] | | # [[سعد بن ربیع]] |
| # [[سعد بن عُباده بن دُلیم]] | | # [[سعد بن عباده بن دلیم]] |
| # [[سعد بن معاذ]] | | # [[سعد بن معاذ]] |
| # [[سعید بن زید]] | | # [[سعید بن زید]] |
| # [[سعید بن عامر بن حُذیم]] | | # [[سعید بن عامر بن حذیم]] |
| # [[سفینه مولی رسول الله]] | | # [[سفینه مولی رسول الله]] |
| # [[سلمان فارسی]] | | # [[سلمان فارسی]] |
| خط ۲۷۲: |
خط ۲۸۸: |
| # [[سواد بن قارب دوسی]] | | # [[سواد بن قارب دوسی]] |
| # [[سوده بنت زمعه]] | | # [[سوده بنت زمعه]] |
| # [[سهل بن حُنیف أوسی]] | | # [[سهل بن حنیف أوسی]] |
| # [[سهل بن سعد ساعدی]] | | # [[سهل بن سعد ساعدی]] |
| # [[سُهَیل بن عمرو]] | | # [[سهیل بن عمرو]] |
| # [[شریح قاضی]] | | # [[شریح قاضی]] |
| # [[شیبه بن عثمان]] | | # [[شیبه بن عثمان]] |
| # [[صخر بن حرب بنامیه]] | | # [[صخر بن حرب بنامیه]] |
| # [[صَرمه بن ابیانس]] | | # [[صرمه بن ابیانس]] |
| # [[صعصعه بن صوحان العبدی]] | | # [[صعصعه بن صوحان العبدی]] |
| # [[صَعصَعه بن ناجیه]] | | # [[صعصعه بن ناجیه]] |
| # [[صفیه دختر حُیی بن اخطب]] | | # [[صفیه دختر حیی بن اخطب]] |
| # [[صفیه دختر عبدالمطلب]] | | # [[صفیه دختر عبدالمطلب]] |
| # [[صهیب بن سنان]] | | # [[صهیب بن سنان]] |
| # [[ضَحاک بن سُفیان]] | | # [[ضحاک بن سفیان]] |
| # [[ضَماد بن ثَعلَبَه]] | | # [[ضماد بن ثعلبه]] |
| # [[طُفَیل بن عَمرو دَوسی]] | | # [[طفیل بن عمرو دوسی]] |
| # [[طلحه بن عُبیدالله تیمی]] | | # [[طلحه بن عبیدالله تیمی]] |
| # [[طلیب بن عمیر]] | | # [[طلیب بن عمیر]] |
| # [[عاتکه دختر عبدالمطلب]] | | # [[عاتکه دختر عبدالمطلب]] |
| خط ۲۹۵: |
خط ۳۱۱: |
| # [[عامر بن واثله]] | | # [[عامر بن واثله]] |
| # [[عایشه]] | | # [[عایشه]] |
| # [[عَباد بن بشر بن وقش]] | | # [[عباد بن بشر بن وقش]] |
| # [[عباس بن عبدالمطلب]] | | # [[عباس بن عبدالمطلب]] |
| # [[عبدالله بن ابیامیه]] | | # [[عبدالله بن ابیامیه]] |
| # [[عبدالله بن ارقم]] | | # [[عبدالله بن ارقم]] |
| # [[عبدالله بن اُنیس جُهَنی انصاری]] | | # [[عبدالله بن انیس جهنی انصاری]] |
| # [[عبدالله بن جَحش]] | | # [[عبدالله بن جحش]] |
| # [[عبدالله بن جعفر بن ابیطالب]] | | # [[عبدالله بن جعفر بن ابیطالب]] |
| # [[عبدالله بن حَنظَله]] | | # [[عبدالله بن حنظله]] |
| # [[عبدالله خُزاعی]] | | # [[عبدالله خزاعی]] |
| # [[عبدالله ذوالبجادین]] | | # [[عبدالله ذوالبجادین]] |
| # [[قَتاده بن نعمان]] | | # [[قتاده بن نعمان]] |
| # [[قُثَم بن عباس]] | | # [[قثم بن عباس]] |
| # [[قدامه بن مظعون]] | | # [[قدامه بن مظعون]] |
| # [[قَرَظه بن کعب]] | | # [[قرظه بن کعب]] |
| # [[قیس بن سعد بن عباده]] | | # [[قیس بن سعد بن عباده]] |
| # [[قیس بن عاصم منقری]] | | # [[قیس بن عاصم منقری]] |
| # [[کعب بن زهیر]] | | # [[کعب بن زهیر]] |
| # [[کعب بن سور ازادی]] | | # [[کعب بن سور ازدی]] |
| # [[کعب بن عُجره]] | | # [[کعب بن عجره]] |
| # [[کعب بن عمرو]] | | # [[کعب بن عمرو]] |
| # [[کعب بن مالک]] | | # [[کعب بن مالک]] |
| # [[کلثوم بن هِدم]] | | # [[کلثوم بن هدم]] |
| # [[لبابه الکبری امالفضل]] | | # [[لبابه الکبری امالفضل]] |
| # [[لبید بن ربیعه]] | | # [[لبید بن ربیعه]] |
| # [[ماعز بن مالک اسلمی]] | | # [[ماعز بن مالک اسلمی]] |
| # [[مالک بن عَوف نَصری]] | | # [[مالک بن عوف نصری]] |
| # [[مالک بن قیس]] | | # [[مالک بن قیس]] |
| # [[مالک بن نویره]] | | # [[مالک بن نویره]] |
| خط ۳۲۷: |
خط ۳۴۳: |
| # [[محمدبن ابیبکر]] | | # [[محمدبن ابیبکر]] |
| # [[مخنف بن سلیم الازدی الغامدی]] | | # [[مخنف بن سلیم الازدی الغامدی]] |
| # [[مِدعَم]] | | # [[مدعم]] |
| # [[مرثد بن ابیمرثد]] | | # [[مرثد بن ابیمرثد]] |
| # [[مروان بن حَکَم]] | | # [[مروان بن حکم]] |
| # [[مِسوَر بن مَخرمَه]] | | # [[مسور بن مخرمه]] |
| # [[مُصعب بن عُمیر]] | | # [[مصعب بن عمیر]] |
| # [[معاذ بن جبل]] | | # [[معاذ بن جبل]] |
| # [[مُعاذ بن عَفراء]] | | # [[معاذ بن عفراء]] |
| # [[معاویه بن ابیسفیان اموی]] | | # [[معاویه بن ابیسفیان اموی]] |
| # [[معاویه بن معاویه المزنی]] | | # [[معاویه بن معاویه المزنی]] |
| # [[مغیره بن شعبه]] | | # [[مغیره بن شعبه]] |
| # [[مقداد بن اسود]] | | # [[مقداد بن اسود]] |
| # [[مُنذر بن عمرو بن خُنَیس]] | | # [[منذر بن عمرو بن خنیس]] |
| # [[میمونه همسر رسول خدا]] | | # [[میمونه همسر رسول خدا]] |
| # [[نابغه جعدی]] | | # [[نابغه جعدی]] |
| # [[نعمان بن بشیر]] | | # [[نعمان بن بشیر]] |
| # [[نُعمان بن عَجلان]] | | # [[نعمان بن عجلان]] |
| # [[نعمان بن مالک]] | | # [[نعمان بن مالک]] |
| # [[نُعمان بن مُقرِن]] | | # [[نعمان بن مقرن]] |
| # [[نُعیم بن مسعود]] | | # [[نعیم بن مسعود]] |
| # [[نوفل بن حارث]] | | # [[نوفل بن حارث]] |
| # [[وائل بن حِجر]] | | # [[وائل بن حجر]] |
| # [[وائله بن اسقع]] | | # [[وائله بن اسقع]] |
| # [[وحشی بن حرب]] | | # [[وحشی بن حرب]] |
| خط ۳۵۶: |
خط ۳۷۲: |
| # [[هند همسر ابوسفیان]] | | # [[هند همسر ابوسفیان]] |
| # [[یسار حبشی]] | | # [[یسار حبشی]] |
| # [[یَعلی بن اُمیه التمیمی]] | | # [[یعلی بن امیه التمیمی]] |
| {{پایان}} | | {{پایان فهرست صحابه}} |
| {{پایان}}
| |
| | |
| == [[عدالت صحابه]]==
| |
| == [[سنت صحابه]]==
| |
| | |
| == جستارهای وابسته ==
| |
|
| |
|
| ==منابع== | | == جستارهای وابسته == |
| * [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']] | | {{مدخل وابسته}} |
| * [[پرونده:13681040.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|'''فرهنگنامه دینی''']] | | * [[حضرت محمد]] |
| * [[پرونده:1100354.jpg|22px]] [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱''']] | | * [[تعریف صحابه]] |
| | * [[عدالت صحابه]] |
| | * [[آیه انقلاب]] |
| | * [[انقلاب صحابه]] |
| | * [[انحراف صحابه]] |
| | * [[مذهب صحابی]] |
| | * [[سنت صحابه]] |
| | * [[اعمال صحابه]] |
| | * [[افضلیت امام علی بر صحابه]] |
| | * [[افضلیت صحابه]] |
| | * [[مرجعیت دینی صحابه]] |
| | * [[جایگاه صحابه]] |
| | * [[فضایل صحابه]] |
| | * [[محبت به صحابه]] |
| | * [[مظاهر حب نبی]] |
| | {{پایان مدخل وابسته}} |
|
| |
|
| ==پانویس== | | == منابع == |
| {{یادآوری پانویس}} | | {{منابع}} |
| {{پانویس2}} | | # [[پرونده:1100354.jpg|22px]] [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۱''']] |
| | # [[پرونده:14000733.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عدالت صحابه (کتاب)|'''عدالت صحابه''']] |
| | # [[پرونده:9030760879.jpg|22px]] [[علی باقر شیخانی|باقر شیخانی، علی]]، [[عدالت صحابه از دیدگاه شیعه (کتاب)|'''عدالت صحابه از دیدگاه شیعه''']] |
| | # [[پرونده:14000735.jpg|22px]] [[سید ضیاءالدین علیانسب|علیانسب، سید ضیاءالدین]]، [[صحابه در قرآن (کتاب)|'''صحابه در قرآن''']] |
| | # [[پرونده: IM010553.jpg|22px]] [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|'''بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری''']] |
| | # [[پرونده:IM010703.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|'''محمدنامه''']] |
| | {{پایان منابع}} |
|
| |
|
| | == پانویس == |
| | {{پانویس}} |
|
| |
|
| [[رده:صحابه]] | | [[رده:اصحاب پیامبر]] |
| [[رده:صحابه]]
| |
| [[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] | | [[رده:مدخل فرهنگ غدیر]] |