ویژگی‌های ولی: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۱٬۰۲۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳۱ اوت ۲۰۲۰
خط ۴۵: خط ۴۵:
===[[منصوب بودن به نصب الهی]]===
===[[منصوب بودن به نصب الهی]]===
از تمام آن چه تاکنون بیان شد، به روشنی ثابت می‌شود که [[مردم]] نمی‌توانند ولی را برگزینند؛ در توضیح این مطلب باید گفت [[حق]] اداره [[جهان]] اصالتاً از آنِ [[خداوند]] است؛ از این‌رو، اگر کسی بخواهد بر [[جهان]] [[مدیریت]] کند، روشن است که صاحب [[حق]] باید این [[حق]] را به او بدهد. همچنین [[ولی الله]] که [[خداوند]]، [[قدرت]] [[تصرف]] در کائنات، [[سرپرستی]] [[جهان]] و [[منصب]] [[مرجعیت دینی]] را به او داده است و برخوردار از [[علم ویژه]] [[الهی]]، برای اِعمال این ولایات است، نمی‌تواند به وسیله [[مردم]] شناخته شود، از این‌رو، لزوماً [[خداوند]] او را [[تعیین]] می‌کند<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۸۴.</ref>
از تمام آن چه تاکنون بیان شد، به روشنی ثابت می‌شود که [[مردم]] نمی‌توانند ولی را برگزینند؛ در توضیح این مطلب باید گفت [[حق]] اداره [[جهان]] اصالتاً از آنِ [[خداوند]] است؛ از این‌رو، اگر کسی بخواهد بر [[جهان]] [[مدیریت]] کند، روشن است که صاحب [[حق]] باید این [[حق]] را به او بدهد. همچنین [[ولی الله]] که [[خداوند]]، [[قدرت]] [[تصرف]] در کائنات، [[سرپرستی]] [[جهان]] و [[منصب]] [[مرجعیت دینی]] را به او داده است و برخوردار از [[علم ویژه]] [[الهی]]، برای اِعمال این ولایات است، نمی‌تواند به وسیله [[مردم]] شناخته شود، از این‌رو، لزوماً [[خداوند]] او را [[تعیین]] می‌کند<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۱۸۴.</ref>
==ویژگی‌های [[ولایت]] [[خلیفه الهی]]==
*یکی از ویژگی‌های مهم و اساسی ولایت‌مداری [[خلفای الهی]] اعم از [[پیامبران]] و [[اوصیا]]{{عم}} [[رحمت]] و [[دلسوزی]] و [[هدایت]] همه‌جانبه [[مادّی]] و [[معنوی]]، فردی و [[اجتماعی]] برای [[سعادتمند]] کردن دیگران است که بر مبنای [[وحی]] و [[الهام الهی]]، و دارای جهات مختلف با روش‌های مختلف است؛ [[هدایت]] در جهات مختلف [[فرهنگی]]، [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] و با روش‌های مختلف همچون [[انذار]] و [[تبشیر]] است.
*[[هدایتی]] که در آن [[دعوت به تقوا]]، [[ترغیب]] به [[کسب علم]] و [[اعمال]] [[تفکر]] و [[تعقل]] در مسائل [[معرفت‌شناسی]] اعم از درونی و برونی، [[دعوت]] به [[فضایل اخلاقی]] و [[استغفار]]، [[توبه]] و [[بندگی]] [[پروردگار]] عالمیان است. [[هدایتی]] که در آن [[تزکیه]]، [[تعلم]]، [[تکامل]] و [[رشد]] است و نسبت به همدیگر [[عفو و گذشت]] داشتن و به یکدیگر [[عطوفت]] و [[مهربان]] بودن است. و [[هدایتی]] که....
===داشتن [[دین حق]]===
*کلمه "دین"، در لغت عبارت از "[[خضوع]] و [[انقیاد]] در قبال برنامه یا مقررات معینّی است و قریب به آن معنا، عبارت از [[اطاعت]]، [[تعبد]]، محکومیت، مقهوریت و [[تسلیم]] در مقابل قانونی یا حکمی یا جزایی است"<ref>التحقیق، ج۳، ص۲۸۹، کلمه دین.</ref> و "دین یعنی [[اطاعت]] و [[جزا]] که از باب استعاره به [[شریعت]]، دین گفته می‌شود"<ref>مفردات راغب، ص۳۲۳، کلمه دین.</ref> و "دین به معنای [[جزا]]{{متن قرآن|مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ}} <ref>«مالک روز پاداش و کیفر» سوره فاتحه، آیه ۳.</ref>، [[اطاعت]] و [[بندگی]]{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref> «اوست که شما را در خشکی و دریا می‌گرداند تا چون در کشتی‌ها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتی‌ها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شده‌اند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره یونس، آیه ۲۲.</ref>، و [[قانون]] و [[شریعت]]{{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ}}<ref> «در (کار) دین هیچ اکراهی نیست که رهیافت از گمراهی آشکار است» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref>؛ {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد و خداوند، گواه بس» سوره فتح، آیه ۲۸.</ref> در [[قرآن]] آمده است"<ref>قاموس قرآن، ج۲، ص۳۸۰، کلمه دین.</ref>.
*{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد و خداوند، گواه بس» سوره فتح، آیه ۲۸.</ref>؛ و آیات دیگر: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}} <ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳ و سوره صف، آیه ۹.</ref><ref>در بیش‌تر ترجمه‌ها، کلمه {{متن قرآن|لِيُظْهِرَهُ}}، به معنای غالب و پیروز میدان، ترجمه شده است؛ در حالی که ظهور و آشکار شدن حقانیت دین، با ظاهر آیه مناسب‌تر است و مرجع ضمیر به دین با وصف حق برمی‌گردد. بنابر این، دو معنا در باره آن محتمل است که معنای ظهور و بروز حقانیت با آیه مناسبت دارد و گفته برخی از اهل لغت مؤید آن است: {{عربی|يصحّ أن يكون من البروز، و أن يكون من المعاونة و الغلبة، أي: ليغلّبه على الدّين كلّه}} (المفردات، ص۵۴۱، کلمه ظهر). پس: بنابر این احتمال، معنای آیه چنین می‌شود: حقانیت دین اسلام بر همه ادیان دیگر و بر همگان در همه جای جهان، ظاهر و بارز می‌شود و آن حقانیت در زمان ظهور امام زمان{{ع}} ان‌شاءالله کامل خواهد شد.</ref>.<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۳۷-۱۳۸.</ref>
===[[ولایت]] [[خلیفه الهی]]، تجلّی [[ولایت]] [[خدای سبحان]]===
*{{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آورده‌اند، همان کسان که نماز برپا می‌دارند و در حال رکوع  زکات می‌دهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref>؛ آیات دیگر: {{متن قرآن|قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ}}<ref>«بگو از خداوند و پیامبر فرمان برید و اگر پشت کردند  (بدانند که) بی‌گمان خداوند کافران را دوست نمی‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۳۲</ref>؛ {{متن قرآن|وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref>«و از خداوند و فرستاده (او) پیروی کنید باشد که بر شما بخشایش آورند» سوره آل عمران، آیه ۱۳۲.</ref>؛ {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستاده‌ایم» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>؛ *در این [[آیات]]، [[ولایت]] [[خلفای الهی]] همچون [[پیامبر]] و [[وصی]] او عطف بر [[ولایت]] [[خدای سبحان]] بدون تکرار لفظ‍ "[[ولی‌]]" شده که دلالت بر [[وحدت]] بین آن دو نوع [[ولایت]] می‌کند.
*[[ولایت]] [[خدای متعال]] اصلی و [[ولایت]] خلفای او، تَبَعی و [[تجلی]] [[ولایت پروردگار]] [[متعال]] است؛ چنان که [[عصیان]] و [[نافرمانی]] از دستورهای ولی [[حق]]، [[عصیان]] [[خدای سبحان]] و [[گرفتاری]] در [[عذاب]] [[جهنم]] خواهد بود: {{متن قرآن|مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا}}<ref>«و آنان که با خداوند و پیامبر او نافرمانی کنند بی‌گمان آتش دوزخ، آنان راست که هماره در آن جاودانند» سوره جن، آیه ۲۳.</ref>؛ و آیات دیگر: {{متن قرآن|وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«و هر کس با خداوند و فرستاده او نافرمانی ورزد و از حدود او فراتر رود (خداوند) او را در آتشی در می‌آورد (که) جاودانه در آن است و او را عذابی خوارساز (در پیش) خواهد بود» سوره نساء، آیه ۱۴.</ref>؛ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستاده‌اش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶.</ref>.
*و [[اراده]] [[جانشین]] [[خدای سبحان]]، [[ظهور]] [[اراده]] اوست: {{متن قرآن|مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ}}<ref>«هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بی‌گمان از خداوند فرمان برده است» سوره نساء، آیه ۸۰.</ref>؛ هر کس که از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[اطاعت]] کند، در واقع از [[خدای متعال]] [[اطاعت]] کرده است؛ زیرا [[اراده]] او، [[اراده]] [[خدای سبحان]] است، و [[بیعت]] با او، [[بیعت]] با خداست{{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد) تا مؤمنان را از سوی خود نعمتی نیکو دهد  که خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۱۷.</ref>.
*در [[حدیثی]] از [[امام حسن عسکری]]{{ع}} [[نقل]] شده است: "قلب‌های ما، محل و ظرف [[ظهور]] [[مشیت]] [[خدا]] است؛ هنگامی که [[خدای سبحان]] چیزی را [[اراده]] کند، ما نیز همان را [[اراده]] می‌کنیم"<ref>{{متن حدیث|قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيئَةِ اللَّهِ، فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شِئْنَا}}؛ کشف الغمة، ج۲، ص۴۹۹، در ذیل عنوان فی معجزات صاحب الزمان{{ع}}؛ دلائل‌الإمامة، ص۲۷۳؛ بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۳۶، ح۱۶ و ج۵۲، ص۵۱، ح۳۵.</ref><ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۳۸-۱۳۹.</ref>
===[[هدایت به امر الهی]]===
*{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>.
*کلمه "[[هدی]]" به معنای [[راهنمایی]] و دلالت کردن بر چیزی است که متعلق آن [[امور مادی]] و [[معنوی]] است؛ [[امور مادی]] مثل [[هدایت]] به راه‌ها و مکان‌ها؛ [[امور معنوی]] که یا "[[هدایت]] و دلالت به سوی خیر است، مانند [[راهنمایی]] [[معنوی]] [[پیامبران]]{{عم}} یا دلالت و [[راهنمایی]] به سوی [[شرّ]] است، مانند: دلالت [[شیطان]] به سوی [[عذاب]] سوزان [[جهنم]]{{متن قرآن|كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ}}<ref> «بر او مقرّر است که هر کس او را دوست گیرد وی، گمراهش می‌کند و او را به عذاب آتش رهنمون می‌شود» سوره حج، آیه ۴.</ref>"<ref>التحقیق، ج۱۱، ص۲۴۷، کلمه هدی.</ref>.
*[[راغب]] در مفردات می‌نویسد: "[[هدایت]]، دلالت با [[لطف]] است، اما [[هدایت]] [[شیطان]] به [[جهنم]]، از باب استعمال لفظ‍ از روی [[سرزنش]] و مغالطه در معنا است، مثل [[بشارت]] [[عذاب]] الیم دردناک به [[کافران]] و [[مشرکان]]"<ref>مفردات راغب، باب هاء، ص۵۳۶.</ref>. اما با توجه به کلمه [[هدایت]] و وازگان هم‌خانواده استعمال شده در [[قرآن مجید]]، [[هدایت]] صرفاً به معنای دلالت خواهد بود.
*[[هدایت]] از جانب [[خدای متعال]] یا [[تشریعی]] است، [[تکوینی]]، مانند: {{متن قرآن|وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى}}<ref>«و آنکه اندازه کرد و راه نمود» سوره اعلی، آیه ۳.</ref>
*و [[تشریعی]] مانند: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا}}<ref>«بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راهی راست راهنمایی کرده است، به دینی استوار، آیین ابراهیم درست‌آیین» سوره انعام، آیه ۱۶۱.</ref>.
*[[هدایت]] [[خلفای الهی]]{{عم}} نیز [[تشریعی]] و [[تکوینی]] است؛ اما [[تشریعی]] آن نسبت به [[تکوینی]] [[عمومیت]] دارد و آن، [[هدایت]] به سوی صراط‍ و [[راه مستقیم]]{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref> «و بدین‌گونه ما روحی از امر خویش  را به تو وحی کردیم؛ تو نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی می‌کنیم و بی‌گمان تو، به راهی راست راهنمایی می‌کنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«و چنین است که او  نشان آگاهی (به روز) رستخیز است از این روی هیچ‌گاه در آن (روز) تردید نورزید و از من پیروی کنید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۱</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید! این راهی است راست» سوره زخرف، آیه ۶۴.</ref> با امر و [[عنایت الهی]] بوده که شامل [[امور مادی]] و [[معنوی]] و همه افراد می‌شود و [[تکوینی]] آن در صورت وجودِ قابل و شرایط‍ خاصی تحقق می‌یابد.
*اگر در [[قرآن کریم]] آمده که: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«خداوند گروه کافران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref> و {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«بی‌گمان خداوند گروه ستمگران را راهنمایی نمی‌کند» سوره مائده، آیه ۵۱.</ref>،
*پس: [[فرستادن پیامبر]] برای [[هدایت]] آنان چه معنا دارد؟ جواب کوتاه، اینکه: [[هدایت]] نکردن [[ظالمان]] و [[کافران]] بعد از [[اتمام حجت]] بوده است، که در صورت [[اصرار]] بر [[ظلم]] و کفرشان، از [[لطف]] و [[عنایت ویژه]] [[الهی]] که [[توفیق]] [[هدایت]] باشد، بی‌نصیب می‌شوند<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۳۹-۱۴۱.</ref>.
===داشتن برنامه مدوّن [[الهی]]===
*{{متن قرآن|لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ}}<ref>«ما پیامبرانمان را با برهان‌ها (ی روشن) فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند» سوره حدید، آیه ۲۵.</ref>؛
*{{متن قرآن|وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به موسی کتاب و فرقان  دادیم، باشد که به راه آیید» سوره بقره، آیه ۵۳</ref>؛
*{{متن قرآن|وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref>«و این (قرآن) کتابی است خجسته که آن را فرو فرستاده‌ایم پس، از آن پیروی کنید و پرهیزگاری ورزید باشد که بر شما بخشایش آورند» سوره انعام، آیه ۱۵۵</ref>؛
*{{متن قرآن|قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا}}<ref>«(نوزاد) گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است» سوره مریم، آیه ۳۰</ref>؛
*{{متن قرآن|وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}<ref>«و ما این کتاب را بر تو فرو فرستادیم تا آنچه را در آن اختلاف ورزیدند برای آنها روشن گردانی و تا رهنمود و بخشایشی باشد برای گروهی که ایمان دارند» سوره نحل، آیه ۶۴</ref>؛
*{{متن قرآن|وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلَاءِ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) روزی را که در هر امّتی گواهی از خودشان بر آنان برانگیزیم و تو را بر اینان  گواه آوریم و بر تو این کتاب  را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز و رهنمود و بخشایش و نویدبخشی برای مسلمانان است» سوره نحل، آیه ۸۹.</ref>.
*یکی از ویژگی‌های خلفای [[پروردگار]] عالمیان، این است که دارای برنامه مشخص و [[قانون]] مُدَوّن از جانب او هستند، از جانب خالقی که بر مخلوقاتش [[احاطه علمی]] دارد و آنچه برای [[رشد]]، [[تکامل]] فردی و تعامل [[اجتماعی]]، مورد نیاز [[بشر]] و برای او ضروری است، تحت عنوان کتاب، بر خلیفه‌اش نازل می‌کند، کتابی که [[قوانین]] آن را [[حکیم]] علی‌الاطلاق با اغماض نکردن از کوچک‌ترین مسأله مورد نیاز [[بشر]] در [[امور مادّی]] و [[معنوی]]، تدوین کرده است و [[پیامبران]] و [[اوصیا]]{{عم}}، با [[عنایت]] [[خدای سبحان]]، بر اجرای آن [[نظارت]] کرده و در مواقع [[لزوم]]، آن را [[تفسیر]] و [[تبیین]] می‌کنند<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۴۱.</ref>
===برخورداری از [[وحی]] و [[الهام]]===
*{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و ما پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی می‌کردیم نفرستادیم؛ اگر نمی‌دانید از اهل کتاب (آسمانی)  بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.</ref>؛
*{{متن قرآن|إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا}}<ref>«ما به تو همان‌گونه وحی فرستادیم که به نوح و پیامبران پس از وی،  و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط  و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان وحی فرستادیم و به داود زبور دادیم» سوره نساء، آیه ۱۶۳.</ref>؛
*{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و پیش از تو جز مردانی از مردم شهرها را که به آنان وحی می‌کردیم نفرستادیم؛ آیا روی زمین گردش نکرده‌اند تا بنگرند سرانجام پیشینیانشان چگونه بوده است؟ و به راستی سرای واپسین برای پرهیزگاران بهتر است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره یوسف، آیه ۱۰۹.</ref>؛
*{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و پیش از تو جز مردانی را که به آنها وحی می‌کردیم نفرستادیم، اگر نمی‌دانید از اهل کتاب  بپرسید» سوره انبیاء، آیه ۷</ref>؛
*{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ}}<ref>«و پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر بدو وحی کردیم که هیچ خدایی جز من نیست پس مرا بپرستید» سوره انبیاء، آیه ۲۵.</ref>؛
*{{متن قرآن|وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>.
*[[انبیا]] و [[اوصیا]]{{عم}}، هماره مورد [[عنایت ویژه]] [[الهی]] بوده و هستند و در زمان نیاز، به آنان [[وحی]] یا [[الهام]] می‌شده و می‌شود. بنابراین، یکی دیگر از ویژگی‌های [[ولایت ولی]] [[حق]]، داشتن [[وحی]] و [[الهام الهی]] است که حاکی از نبودن کوچک‌ترین [[انحراف]] در [[هدایت]] [[انسان‌ها]] توسط‍ آنان به سوی [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] است<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۴۱.</ref>
===[[دعوت]] همراه با [[ادله]] روشن===
*{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ}}<ref>«و بی‌گمان ما مردم دوره‌های  پیش از شما را چون ستم کردند نابود کردیم در حالی که پیامبرانشان برای آنها برهان‌ها (ی روشن)  آوردند و آنان بر آن نبودند که ایمان آورند؛ بدین گونه ما گروهی را که گنهکارند کیفر می‌دهیم» سوره یونس، آیه ۱۳.</ref>؛
*{{متن قرآن|كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«چگونه خداوند گروهی را راهنمایی کند که پس از آنکه ایمان آوردند و گواهی دادند که این فرستاده، بر حقّ است و برهان‌ها (ی روشن) برای آنان آمد کفر ورزیدند و خداوند گروه ستمکاران را راهنمایی نمی‌کند» سوره آل عمران، آیه ۸۶.</ref>؛
*{{متن قرآن|مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ}}<ref>«به همین روی بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هرکس تنی را -جز به قصاص یا به کیفر تبهکاری در روی زمین- بکشد چنان است که تمام مردم را کشته است و هر که آن را زنده بدارد چنان است که همه مردم را زنده داشته است؛ و بی‌گمان پیامبران ما برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردند آنگاه بسیاری از ایشان از آن پس، در زمین گزافکارند» سوره مائده، آیه ۳۲.</ref>.
*کلمات {{متن قرآن|الْبَيِّنَاتُ}} و "بینة"<ref>{{عربی|الْبَيِّنَةُ: الدلالة الواضحة عقلية كانت أو محسوسة}}؛ المفردات، ص۱۵۷، کلمه بین.</ref>، یعنی دلالت واضح؛ و چون مادّه اصلی آن از "بَین"، به معنای وسط‍ و فاصله بین دو چیز است و "[[بینات]]" نیز از آن مادّه است، پس به مفهوم ایجاد فاصله بین [[حق و باطل]] به صورت [[آشکار]] خواهد بود؛ لذا [[خلفای الهی]] دارای [[ادله]] واضح و [[برهان]] [[قاطع]] [[عقلی]] [[آشکار]] هستند، در صورتی که هر فردی با [[تعقل]] و [[تدبر]] بدون پیشداوری، آنها را مطالعه کند، [[حقانیت]] [[پیامبران]]{{عم}} را [[تصدیق]] کرده، و از قُدرت [[شناخت]] و تفاوت بین [[حق و باطل]] بهره‌مند خواهد شد.
*در این برهه، [[بینه]] ماندگار [[پیامبر اسلام]]{{صل}} ([[قرآن مجید]]) برای طالبان [[ولایت]] [[حق]]، دلیلی روشن و [[راهنمایی]] جاودان تا [[روز قیامت]] خواهد بود<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۴۲.</ref>
===[[دعوت]] مبتنی بر برهان‌های [[قاطع]]، [[موعظه]] [[حسنه]] و [[جدال]] احسن===
*{{متن قرآن|ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.</ref>.
*[[حکمت]] یعنی [[برهان]] و دلیلی که هیچ ابهام، [[شک]] و ایرادی نداشته و نتیجه‌اش [[اثبات حق]] باشد. [[موعظه]] [[حسنه]]، بیانی است که حاوی مطالب [[پند]] و عبرت‌آموز بوده و [[نَفْس]] شنونده را رام و [[قلب]] او را متأثر می‌کند. [[جدال]] خوب، جدلی است که [[سیر]] صعودی دارد و [[فکر]] را از [[احساس]] به [[گمان]]، از [[گمان]] به [[استدلال]] و از [[استدلال]] به [[عقل]] محض بالا می‌برد.
*سخن جدلی، دو [[هدف]] را دنبال می‌کند: یکی اینکه جدل‌کننده با تکیه بر مشهودات و مسلّمات، [[الزام]] و اقناع [[خصم]] را بخواهد. دوم اینکه خواهان ایجاد ظنّ قَوی در عقیده‌ای است که قصد تصحیحش را دارد، به نحوی که [[خصم]] [[گمان]] کند آن [[عقیده]] از یقینات است.
*مفسری در ذیل [[آیه شریفه]] می‌نویسد: "از اینجا روشن می‌شود که [[حُسن]] [[موعظه]] از جهت [[حُسن]] اثر آن در [[احیای حق]]، مورد نظر است، و [[حُسن]] اثر هنگامی است که واعظ‍ خود به وعظهایش عمل کند، و از آن گذشته در وعظ‍ خود، چندان [[حُسن خُلق]] نشان دهد که کلامش در [[قلب]] شنونده مورد قبول افتد، [[قلب]] با [[مشاهده]] آن [[خُلق و خوی]]، رقّت یابد و پوست بدنش جمع شود و گوشش آن را گرفته و چشم در برابرش [[خاضع]] شود. و اگر از [[راه]] [[جدال]] [[دعوت]] می‌کند، باید از هر سخنی که [[خصم]] را بر ردّ دعوتش تهییج می‌کند و او را به عناد و لجبازی واداشته به غضبش می‌اندازد، بپرهیزد و مقدمات کاذب را هر چند که [[خصم]] راستش بپندارد، به‌کار نگیرد. و نیز باید از بی‌عفتی در [[کلام]] و [[سوء]] تعبیر اجتناب ورزد و به [[خصم]] خود و [[مقدسات]] او توهین نکند. و [[جدال]]، از [[موعظه]] بیش‌تر احتیاج به [[حُسن]] دارد، به همین [[دلیل]] [[خداوند]]، [[موعظه]] را به [[حُسن]] [[مقید]] ساخته، ولی [[جدال]] را [[مقید]] به احسن (بهتر) کرد"<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۷۳.</ref>.<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۴۲-۱۴۳.</ref>
===[[اخراج]] از [[ظلمات]] به سوی [[نور]]===
*{{متن قرآن|قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}}<ref>«خداوند برای شما یادکردی فرستاده است پیامبری که بر شما آیات روشنگر خداوند را می‌خواند تا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند به سوی روشنایی، از تیرگی‌ها بیرون آورد» سوره طلاق، آیه ۱۰-۱۱</ref>؛
*{{متن قرآن|الر كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«الف، لام، را، (این) کتابی است که بر تو فرو فرستاده‌ایم تا مردم را به اذن پروردگارشان به سوی راه آن (خداوند) پیروزمند ستوده، از تیرگی‌ها به سوی روشنایی برون آوری و به راستی موسی را با نشانه‌های  خویش فرستادیم (و گفتیم) که قومت را به سوی روشنایی از تیرگی‌ها بیرون بر و روزهای خداوند را به آنان گوشزد کن، بی‌گمان در آن نشانه‌هایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است» سوره ابراهیم، آیه ۱ و ۵.</ref>.
*کلمه {{متن قرآن|الظُّلُمَاتِ}} جمع "ظُلمة"، به معنای تاریکی‌ها است که دو صورت دارد: [[مادّی]] که همان [[تاریکی]] است و [[معنوی]]، مانند [[کفر]]، [[شرک]]، [[جهل]]، [[شر]]، [[ظلم]] و هر چه [[باطل]] باشد و "هر [[اخلاق]] [[ناپسند]] و اعمالی که در [[ظلمت]] [[عقل]]، [[قلب]]، [[روح]]، حرکت کمالی [[انسان]]، [[شعور]] و [[حیات]] [[معنوی]] مؤثر باشند"<ref>من وحی القرآن، ج۵، ص۵۹.</ref>.
*[[ظلمت]] در [[امور معنوی]]، مراتبی دارد، چنان که در [[امور مادّی]] دارای شدت و [[ضعف]] است؛ [[کفر]] و [[شرک]]، دارای [[ظلمت]] شدید [[معنوی]] و [[ایمان]] ناقص، دارای [[ظلمت]] با شدت کم‌تری است، لذا [[وظیفه]] [[پیامبران]] و [[اوصیا]]{{عم}} عمومی بوده و نسبت به همه مراحل [[ظلمت]] افراد، [[احساس]] [[مسؤولیت]] کرده و آنان را به سوی [[نور]] فرا می‌خوانند.
*کلمه {{متن قرآن|النُّورِ}}، با لحاظ‍ جهاتی، به چند قِسم تقسیم می‌شود:
#[[مادّی]]؛
#[[معنوی]]؛
#[[نور]] [[روشنایی]] بخش به دیگری، مثل [[خورشید]]، چراغ و لامپ [[روشنایی]]؛
#[[نور]] غیر روشنایی‌بخش دیگری، مثل آب، ماه؛ و آن حالت روشنی بخشی در قِسم [[معنوی]] نیز ملحوظ‍ می‌گردد.
*پس وجود [[انبیا]] و [[اوصیا]]{{عم}} همچون [[نور]] [[معنوی]]، روشنی‌بخش افراد خواهند بود، لذا هر که خود را در معرض تابش [[نور]] [[معنوی]] آنان قرار دهد، [[نورانی]] شده و از [[ظلمات]] بیرون می‌آید. و نحوه [[خروج]] از [[ظلمات]] به سوی [[نور]]، به تأثیرپذیری و قابلیت افراد بستگی دارد.
*علت استعمال [[ظلمات]] به صورت جمع و [[نور]] به صورت مفرد این است که از آنجا مصادیق [[باطل]] متعدد، مختلف و با اهداف گوناگون هستند، [[ظلمات]]، جمع آورده شده است، اما از آنجاکه [[حق]] منحصر در یک مورد است، [[نور]] نیزکه حاکی از آن است، مفرد آورده شده است.
*مفسری آن [[اخراج]] از [[ظلمات]] به سوی [[نور]] را، [[حقیقی]] دانسته که واقعاً در عالَم خارج متحقق می‌شود <ref>المیزان، ج۲، ص۳۴۹.</ref>؛ و مفسری دیگر با ردّش آن را مجازی و از باب استعاره دانسته است<ref>من وحی القرآن، ج۵، ص۵۹.</ref>؛ ولی [[اخراج]] از [[ظلمات]] به سوی [[نور]] [[حقیقی]] [[معنوی]] است که در عالم [[روحانی]] نفس افراد، در صورتی که به [[احکام]] اصیل [[اسلامی]] [[متعهد]] و تابع محض [[ولایت]] [[خلیفه]] [[خدای سبحان]] باشند، تحقق می‌یابد و آن حالت [[معنوی]] برای خود آن افراد، قابل [[درک]] خواهد بود<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۴۳-۱۴۴.</ref>
===اِحیاگری===
*{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ}}<ref>«ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید» سوره انفال، آیه ۲۴.</ref>.
*[[حیات]] دو قِسم دارد، [[مادّی]] که از آن تعبیر به [[حیات]] نباتی و حیوانی می‌شود، و [[معنوی]] که همان [[حیات انسانی]] است که در مسیر [[رشد]]، [[تکامل]] [[روحی]] و کسب [[فضایل اخلاقی]] قرار دارد.
*[[مفسران]] درباره سبب [[احیا]]، اقوال و نظریه‌هایی بیان کرده‌اند؛
#مراد از {{متن قرآن|لِمَا يُحْيِيكُمْ}}، [[جهاد]] است؛ زیرا سبب [[احیای دین]] و [[عزت اسلام]] است؛
#[[قرآن مجید]] است، چون [[تبعیت]] از آن، موجب [[حیات]] دائم در [[بهشت]] [[ابدی]] [[آخرت]] می‌شود؛
#[[علم]] است، [[علمی]] که سبب [[هدایت]] به [[حق]] و [[تبعیت]] از آن شود<ref>التبیان، ج۵، ص۱۰۱.</ref>.
#[[ایمان]] است که [[حیات]] [[قلب]]، به [[ایمان]] است و [[موت]] آن، به [[کفرورزی]]<ref>کشف الاسرار، ج۴، ص۲۹؛ به نقل از: سُدَی‌.</ref>.
#[[خلود]] در [[بهشت]] است و [[دلیل]] آن، [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ}}<ref>«و بی‌گمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.</ref> است<ref>مجمع البیان، ج۴، ص۸۲۰؛ صاحب تفسیر مذکور، پنج نظریه را در قالب چهار قول، از افراد مختلفی مانند سدی، قتادة و ابی مسلم، بدون اظهار نظری، مطرح کرده است؛ و قول به خلود در بهشت، نظریه صاحب تفسیر البرهان، ج۱، ص۱۶۲، است.</ref>.
#[[اطاعت]] کردن از دستورهای [[پیامبر اسلام]]{{صل}} است که [[جهاد]]، [[ایمان]] و عمل به فرمان‌های [[قرآن]] و هر [[عمل نیک]] را دربر می‌گیرد، که موجب [[احیای دین]] و [[اصلاح]] افراد است و آن نیز سبب [[حیات]] [[ابدی]] آنان می‌شود<ref>المنیر، ج۹، ص۲۸۷-۲۸۸.</ref>.
#طبق احادیثی، [[ولایت]] [[امیرمؤمنین]] [[علی بن ابی‌طالب]]{{عم}} است<ref>البرهان، ج۱، ص۱۶۲.</ref>.
*اما با توجه به اطلاق [[آیه شریفه]]، [[احیا]] مخصوص یکی از آن موارد مذکور نخواهد بود، بلکه شامل همه آنها و مصادیق دیگری که سبب ایجاد [[حیات]] سالم [[اسلامی]] در [[امور مادّی]] و [[حیات معنوی]] فردی و [[اجتماعی]] [[جامعه اسلامی]] است، خواهد بود.
*چنان که مفسری پس از [[نقل]] آن اقوال پیش‌گفته می‌نویسد: "وجوه ذکر شده، از مواردی است، که [[آیه]] بر هر یک از آنها، قابل انطباق است، و [[آیه]] مطلق است و موارد مذکور، موجب صَرف [[آیه]] از معنای وسیعی که داراست، نمی‌شود"<ref>المیزان، ج۹، ص۴۶.</ref>.<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۴۵-۱۴۶.</ref>
===[[دعوت]] همراه با [[انذار]] و [[بشارت]]===
*{{متن قرآن|إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ}}<ref>«تو، جز بیم‌دهنده‌ای نیستی ما تو را به حق، نویدبخش و بیم‌دهنده فرستاده‌ایم و هیچ امتی نیست مگر میان آنان بیم‌دهنده‌ای بوده است» سوره فاطر، آیه ۲۳-۲۴.</ref>؛
*{{متن قرآن|يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ}}<ref>«ای گروه پریان و آدمیان! آیا پیامبرانی از خودتان نزد شما نیآمدند که آیات مرا برایتان می‌خواندند و به دیدار امروزتان شما را هشدار می‌دادند؟ می‌گویند: (چرا،) ما بر (زیان) خود گواهی می‌دهیم و زندگانی این جهان آنان را فریفته بود و بر (زیان) خویش گواهی دادند» سوره انعام، آیه ۱۳۰.</ref>؛
*{{متن قرآن|أَوَعَجِبْتُمْ أَنْ جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِنْكُمْ لِيُنْذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُوا وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref>«آیا شگفت می‌دارید که از سوی پروردگارتان بر (زبان)  مردی از شما پندی آمده باشد تا هشدارتان دهد؟ و تا پرهیزگاری ورزید و باشد که بر شما رحمت آورند» سوره اعراف، آیه ۶۳.</ref>؛
*{{متن قرآن|أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ}}<ref>«که جز خداوند را نپرستید بی‌گمان من از سوی او شما را بیم‌دهنده و نویدبخشم» سوره هود، آیه ۲.</ref>؛
*{{متن قرآن|فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنْتَ نَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ}} <ref>«و مبادا تو برخی از آنچه را بر تو وحی شده است کنار نهی و دل از آن تنگ داری از آن رو که می‌گویند: «چرا بر او گنجی فرو فرستاده نمی‌شود یا فرشته‌ای همراه وی نمی‌آید؟» تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و خداوند بر هر چیزی مراقب است» سوره هود، آیه ۱۲.</ref>؛
*{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و به یقین نوح را نزد قومش فرستادیم (و به ایشان گفت:) من برای شما بیم دهنده‌ای آشکارم» سوره هود، آیه ۲۵.</ref>؛
*{{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«و کافران می‌گویند: چرا نشانه‌ای از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ تو، تنها بیم‌دهنده‌ای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref>؛
*{{متن قرآن|وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ}}<ref>«و ما آسمان‌ها و زمین و آنچه را میان آنهاست جز راستین نیافریدیم و به یقین رستخیز آمدنی است پس (از آنان) با گذشتی نیکو درگذر» سوره حجر، آیه ۸۵.</ref>؛
*{{متن قرآن|وَمَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنْذِرُونَ}}<ref>«و ما هیچ شهری را نابود نکردیم مگر آنکه بیم‌دهندگانی داشت» سوره شعراء، آیه ۲۰۸.</ref>؛
*{{متن قرآن|إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«من جز بیم دهنده‌ای روشنگر، نیستم» سوره شعراء، آیه ۱۱۵.</ref>؛
*{{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنْذِرٌ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ}}<ref>«بگو: جز این نیست که من بیم‌دهنده‌ای هستم و خدایی جز خداوند یگانه دادفرما نیست» سوره ص، آیه ۶۵</ref>؛
*{{متن قرآن|إِنْ يُوحَى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«به من جز این وحی نمی‌شود که من تنها بیم‌دهنده‌ای آشکارم» سوره ص، آیه ۷۰</ref>؛
*{{متن قرآن|وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ}}<ref>«و آنان را که کفر ورزیدند دسته‌دسته به سوی دوزخ گسیل می‌کنند تا چون به آن رسند درهای آن گشوده شود و نگهبانان آن به آنها بگویند: آیا پیامبرانی از میان خودتان نیامده بودند که آیات پروردگارتان را بر شما می‌خواندند و شما را به دیدار امروزتان هشدار می‌دادند؟» سوره زمر، آیه ۷۱.</ref>.
*کلمه "[[انذار]]"<ref>لغت‌شناس محققی درباره معنای انذار و فرق آن با نذر می‌نویسد: {{عربی|أنّ الأصل الواحد في المادّة: هو تخويف بالقول، و ليس كلّ تخويف إنذارا. و يقابله التبشير. و أمّا النذر بمعنى التعهّد و الالتزام على عمل: فهو مأخوذ من العبريّة و السريانيّة، و هو في اللغتين بالزاء أو الدال، لفقدان الذال فيهما. مضافا الى أنّ ذلك التعهّد و الالتزام القولىّ كالتخويف و الإنذار، فانّ في الالتزام القاطع تضييقا و تحذيرا و محدوديّة شديدة. و بهذا اللحاظ يستعمل مفهوم التعهّد و الالتزام في المجرّد من المادّة، بمناسبة كونه كاللازم. و مفهوم التخويف من أفعل متعديّا، حيث يلاحظ فيه جهة الصدور أو الوقوع}}؛ التحقیق، ج۱۲، ص۷۷، کلمه نذر.</ref>، به معنای اعلام و [[اخبار]] از امر ترسناکی است که نسبت به آن، هشدار و سفارش به [[مراقبت]] و [[پرهیز]] از واقع شدن در آن می‌شود.
*لغت‌نویسی می‌نویسد: "[[انذار]]، [[تخویف]] است از مخوفی که زمانش وسیع است، تا از آن احتراز شود"<ref>قاموس قرآن، ج۷، ص۴۲، کلمه نذر.</ref>؛ [[وظیفه]] اصلی [[خلفای خدا]]، همان [[انذار]] است. در [[قرآن کریم]] خطاب به [[پیامبر اسلام]]{{صل}} آمده: {{متن قرآن|إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ}}<ref>«تو، جز بیم‌دهنده‌ای نیستی» سوره فاطر، آیه ۲۳.</ref>. چون اگر [[انسان]] به حال خود، رها شود و از [[آینده]] خویش ترسناک نباشد، گرفتار [[جنون]] حیوانی شده، به هر کار قبیحی [[اقدام]] می‌کند، و از جهتی دارای قوّه [[تعقل]] است و از هر امر ترسناک حتّی در صورت احتمال، احتیاط‍ کرده و [[سعی]] در ترک آن می‌کند، لذا نخست باید افراد را [[انذار]] کرد، تا به سوی کارهای بد نروند و از عواقب [[سوء]] آن بترسند، و هنگامی که از [[اعمال بد]]، دوری کردند، به [[کارهای نیک]] [[تشویق]] کرد و آنان را به [[بهشت]] [[ابدی]] و [[رضوان]] [[الهی]] [[بشارت]] داد.
*در بعضی [[آیات]]، [[انذار]] همراه با [[بشارت]] آمده: {{متن قرآن|وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«و ما پیامبران را جز نویدبخش و بیم‌دهنده نمی‌فرستیم پس کسانی که ایمان آورند و به راه آیند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین می‌گردند» سوره انعام، آیه ۴۸.</ref>.
*[[بشارت]] یعنی خبری که مسرّت‌بخش است، یکی از ویژگی‌های ولایتمداری [[خلفای الهی]]، این است که علاوه بر [[ترساندن]] از عواقب [[سوء]] [[مخالفت]] و [[تکذیب]] آنان و [[ایمان]] نیاوردن و مرتکب [[اعمال بد]] شدن و داشتن [[معتقدات]] [[باطل]]، [[بشارت]] و خبرهای مسرّت‌بخش نیز به افرادی که [[ایمان]] بیاورند و از کارهای بد دوری کنند و زیر [[پرچم]] [[ولایت]] آنان قرار گیرند، می‌دهند. [[بشیر]] بودن در کنار [[راهنمایی]] کردن است، [[انبیاء]] و [[اوصیا]]{{عم}} [[راه]] و نتیجه پیمودن آن را نشان داده و [[بشارت]] نیز می‌دهند که: اگر به راهی که ما نشانتان می‌دهیم، بروید، به مقصد و مقصود [[فطری]] و عقل‌پسندتان خواهید رسید. و بعد از مدتی، در پایان آن، می‌بینید که به چه مقصد عالی نزدیک شده و چه [[بهشت]] [[ابدی]] خواهید داشت که از نعمت‌های آن و بالاتر از آن، از مهر و صفای [[ملاقات]] [[الهی]] که ثمره پیمودن [[راه مستقیم]] است، برخوردار خواهید شد: {{متن قرآن|وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«و به کسانی که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید ده که بوستان‌هایی خواهند داشت که جویبارهایی از بن آنها روان است. هرگاه میوه‌ای از آن بوستان‌ها روزی آنان گردد، می‌گویند این همان است که از پیش روزی ما شده بود و همانند آن برای آنان آورده می‌شود و آنها در آن همسرانی پاکیزه دارند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۵.</ref>.
*واژه [[بشارت]] در خبرهای مسرّت‌بخش و نیز نگران‌کننده در [[قرآن مجید]] استعمال شده است: {{متن قرآن|بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا}}<ref>«به منافقان نوید ده که عذابی دردناک خواهند داشت!» سوره نساء، آیه ۱۳۸.</ref>.
*بعضی درباره آن می‌نویسند: "اما جایی که [[عذاب]] است و در آن کلمه [[بشارت در قرآن]] به‌کار رفته است، نوعی تحکم است، یعنی مژده و پاداشی نداری، مگر [[عذاب]]"<ref>قاموس قرآن، ج۱، ص۱۹۴، کلمه بشر و مفردات راغب، ص۱۲۶، کلمه بشر.</ref>.
*اما باتوجه به اینکه، ماده اصلی [[تبشیر]]، بَشَر است، سرّ نامگذاری [[انسان]] به [[بشر]] این است که حالات گوناگون افراد همچون: نشاط‍‌، [[شادی]]، [[غم]] و [[اضطراب]] از روی پوست صورت افراد معلوم می‌شود؛ لذا [[بشارت]] [[عذاب]] به [[منافقین]] از باب مجاز و تحکم نیست، بلکه [[بشارت]] معنای عامی [[حقیقی]] دارد که شامل [[اخبار]] مسرّت‌بخش و غم‌آور است؛ زیرا آثار شنیدن [[اخبار]] خوب و بد با بشره صورت، نمایان و ظاهر می‌شود<ref>[[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)|ولایت در قرآن]]، ص:۱۴۶-۱۴۸.</ref>.


==منابع==
==منابع==
# [[پرونده:291506008.jpg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|'''معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان''']]
# [[پرونده:291506008.jpg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|'''معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان''']]
#[[پرونده:1100498.jpg|22px]] [[عبدالله حق‌جو|حق‌جو، عبدالله]]، [[ولایت در قرآن (کتاب)| '''ولایت در قرآن''']]


==پانویس==
==پانویس==
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش