بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
#'''[[مرجعیت دینی]]''': [[هدف]] از [[نزول]] [[قرآن کریم]]، [[هدایت]] انسانهاست. اگر [[خداوند]] [[علوم]] موجود در [[قرآن]] را به کسی میدهد، بیتردید مسئولیتی را بر عهده وی میگذارد و آن [[مسئولیت]] همان [[ابلاغ]] و [[تفسیر وحی]] و [[هدایت مردم]] است. از اینرو، در [[روایات مستفیض]]، که البته برخی از آنها صحیح هم هستند، از [[امامان]] [[پاک]]{{عم}} با عنوان “تراجمة لوحیه”،به معنای [[مفسران]] [[وحی الهی]]، یاد شده است.در این باره، [[ابو حمزه ثمالی]] در ضمن روایتی صحیح، از [[امام سجاد]]{{ع}} [[نقل]] میکند که فرمودند: “بین [[خدا]] و حجتش حجابی نیست.... ما ابواب خداییم... و ما [[مفسران]] [[وحی]] اوییم”<ref>{{متن حدیث|لَيْسَ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ حُجَّتِهِ حِجَابٌ... نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ... وَ نَحْنُ تَرَاجِمَةُ وَحْيِهِ...}}. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۳۵.</ref>. [[سدیر]] پس از آنکه به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کرد که برخی از [[مردم]] ایشان را [[خدا]] میدانند، با [[انکار]] شدید آن [[حضرت]] مواجه شد؛ آنگاه پرسید: شما کیستید؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: “ما خزان [[علم]] خداییم؛ ما [[مفسران]] [[امر]] خداییم”<ref>{{متن حدیث|قَالَ قُلْتُ فَمَا أَنْتُمْ قَالَ نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ نَحْنُ تَرَاجِمَةُ أَمْرِ اللَّهِ نَحْنُ قَوْمٌ مَعْصُومُونَ}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۲ و ۲۶۹.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} این تعبیر را برای ابو خالد قماط نیز بیان کرده<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۶۳.</ref> و [[امام هادی]]{{ع}} نیز یکی از [[مقامات ائمه]]، را با عبارت {{متن حدیث|تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ}} توصیف کردهاند<ref>شیخ صدوق، من لا یحضر الفقیه، ج۲، ص۶۱۱.</ref>. | #'''[[مرجعیت دینی]]''': [[هدف]] از [[نزول]] [[قرآن کریم]]، [[هدایت]] انسانهاست. اگر [[خداوند]] [[علوم]] موجود در [[قرآن]] را به کسی میدهد، بیتردید مسئولیتی را بر عهده وی میگذارد و آن [[مسئولیت]] همان [[ابلاغ]] و [[تفسیر وحی]] و [[هدایت مردم]] است. از اینرو، در [[روایات مستفیض]]، که البته برخی از آنها صحیح هم هستند، از [[امامان]] [[پاک]]{{عم}} با عنوان “تراجمة لوحیه”،به معنای [[مفسران]] [[وحی الهی]]، یاد شده است.در این باره، [[ابو حمزه ثمالی]] در ضمن روایتی صحیح، از [[امام سجاد]]{{ع}} [[نقل]] میکند که فرمودند: “بین [[خدا]] و حجتش حجابی نیست.... ما ابواب خداییم... و ما [[مفسران]] [[وحی]] اوییم”<ref>{{متن حدیث|لَيْسَ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ حُجَّتِهِ حِجَابٌ... نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ... وَ نَحْنُ تَرَاجِمَةُ وَحْيِهِ...}}. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۳۵.</ref>. [[سدیر]] پس از آنکه به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کرد که برخی از [[مردم]] ایشان را [[خدا]] میدانند، با [[انکار]] شدید آن [[حضرت]] مواجه شد؛ آنگاه پرسید: شما کیستید؟ [[امام]]{{ع}} فرمود: “ما خزان [[علم]] خداییم؛ ما [[مفسران]] [[امر]] خداییم”<ref>{{متن حدیث|قَالَ قُلْتُ فَمَا أَنْتُمْ قَالَ نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ نَحْنُ تَرَاجِمَةُ أَمْرِ اللَّهِ نَحْنُ قَوْمٌ مَعْصُومُونَ}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۲ و ۲۶۹.</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} این تعبیر را برای ابو خالد قماط نیز بیان کرده<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۶۳.</ref> و [[امام هادی]]{{ع}} نیز یکی از [[مقامات ائمه]]، را با عبارت {{متن حدیث|تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ}} توصیف کردهاند<ref>شیخ صدوق، من لا یحضر الفقیه، ج۲، ص۶۱۱.</ref>. | ||
#'''[[عصمت]]''': گفته شد که [[امام]] [[امین الله]] بر [[قرآن کریم]] است و [[شأن مرجعیت دینی]] در [[تفسیر قرآن]] را بر عهده دارد. روشن است که اگر او [[امین الله]] است، نباید نسبت به این [[علوم]] [[خیانت]] کند؛ در غیر این صورت، نمیتوان او را [[امین الله]] دانست. به دیگر بیان، ممکن است کسی دانشی را در [[اختیار]] داشته باشد، اما در صورت [[لزوم]] آن را در [[اختیار]] دیگران قرار ندهد یا آنکه از آن استفاده صحیحی نکند. مفهوم [[امین الله]] بیانگر آن است که [[ائمه]]{{عم}} کسانیاند که حافظان سرّ الهیاند؛ آنگونه که [[خداوند]] میخواهد از این [[علوم]] استفاده میکنند و از این جهت، [[معتمد]] [[خداوند]] متعالاند؛ به دیگر سخن، از این جهت، آنها [[معصوم]] از [[گناه]] و اشتباهاند و به [[وظایف]] خود عمل میکنند. این [[حقیقت]]، همان امری است که در برخی زیارتنامههای [[مأثور]]، از [[ائمه]]{{عم}} صادر شده است؛ برای نمونه، [[امام صادق]]{{ع}} به [[شیعیان]] خود سفارش کردهاند که به هنگام [[زیارت]] [[مزار]] [[شریف]] [[حضرت امام حسین]]{{ع}}، این عبارات را بخوانند: {{متن حدیث|صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ أَشْهَدُ أَنَّكَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَمِينُهُ بَلَّغْتَ نَاصِحاً وَ أَدَّيْتَ أَمِيناً...}}<ref>ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ص۲۰۳؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۷۲.</ref>؛ “درود [[خدا]] بر تو باد! [[شهادت]] میدهم که تو [[بنده]] و [[امین]] خدایی. [[[دین]] را] مشفقانه [[تبلیغ]] کردی و ادا نمودی، در حالی که [[امین]] بودی”. نظیر این عبارت، از [[امام کاظم]]{{ع}} نیز در [[زیارت پیامبر]] اکرم{{صل}} وارد شده است. روایتی صحیح السند از ایشان [[نقل]] شده است که فرمودند: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ... السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ نَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۵۲؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۶. گفتنی است، سند این روایت در این دو منبع با یکدیگر متفاوت است و سند شیخ طوسی، سند صحیحی است.</ref>. بیانات پیش گفته از انجام دادن وظایفی حکایت دارد که بر عهده [[ائمه]]{{عم}} نهاده شده بود. [[امام هادی]]{{ع}} رابطه میان مفهوم [[امین الله]] و [[مقام عصمت]] را به گونهای روشنتر [[تبیین]] کردهاند. ایشان در [[زیارت جامعه کبیره]]، [[ائمه]]{{عم}} را اینگونه معرفی میکنند: {{متن حدیث|حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ... تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ... عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً}}<ref>محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۶.</ref>؛ [[[سلام]] بر شما ای] حافظان سرّ [[خدا]] و خازنان [[علم]] [[خدا]]... [[مفسران]] [[وحی]] او... [[خداوند]] شما را از [[لغزشها]] [[معصوم]] ساخت و از [[فتنهها]] ایمن داشت و از [[آلودگی]] [[پاکیزه]] ساخت و [[پلیدی]] را از شما [[اهل بیت]] برد و شما را [[تطهیر]] کرد. به نظر میرسد، تعابیر یاد شده در [[مقام]] بیان این امر است که [[ائمه]]{{عم}} از این جهت که حافظان سرّ [[الهی]] و [[مفسران]] [[وحی]] خداوندند، که این مفاهیم با مفهوم [[امین الله]] همسویند، لازم است [[معصوم]] باشند؛ از اینرو، [[خداوند متعال]] آنها را از [[آلودگی]] و [[پلیدی]] [[پاکیزه]] ساخته است. | #'''[[عصمت]]''': گفته شد که [[امام]] [[امین الله]] بر [[قرآن کریم]] است و [[شأن مرجعیت دینی]] در [[تفسیر قرآن]] را بر عهده دارد. روشن است که اگر او [[امین الله]] است، نباید نسبت به این [[علوم]] [[خیانت]] کند؛ در غیر این صورت، نمیتوان او را [[امین الله]] دانست. به دیگر بیان، ممکن است کسی دانشی را در [[اختیار]] داشته باشد، اما در صورت [[لزوم]] آن را در [[اختیار]] دیگران قرار ندهد یا آنکه از آن استفاده صحیحی نکند. مفهوم [[امین الله]] بیانگر آن است که [[ائمه]]{{عم}} کسانیاند که حافظان سرّ الهیاند؛ آنگونه که [[خداوند]] میخواهد از این [[علوم]] استفاده میکنند و از این جهت، [[معتمد]] [[خداوند]] متعالاند؛ به دیگر سخن، از این جهت، آنها [[معصوم]] از [[گناه]] و اشتباهاند و به [[وظایف]] خود عمل میکنند. این [[حقیقت]]، همان امری است که در برخی زیارتنامههای [[مأثور]]، از [[ائمه]]{{عم}} صادر شده است؛ برای نمونه، [[امام صادق]]{{ع}} به [[شیعیان]] خود سفارش کردهاند که به هنگام [[زیارت]] [[مزار]] [[شریف]] [[حضرت امام حسین]]{{ع}}، این عبارات را بخوانند: {{متن حدیث|صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ أَشْهَدُ أَنَّكَ عَبْدُ اللَّهِ وَ أَمِينُهُ بَلَّغْتَ نَاصِحاً وَ أَدَّيْتَ أَمِيناً...}}<ref>ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ص۲۰۳؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۷۲.</ref>؛ “درود [[خدا]] بر تو باد! [[شهادت]] میدهم که تو [[بنده]] و [[امین]] خدایی. [[[دین]] را] مشفقانه [[تبلیغ]] کردی و ادا نمودی، در حالی که [[امین]] بودی”. نظیر این عبارت، از [[امام کاظم]]{{ع}} نیز در [[زیارت پیامبر]] اکرم{{صل}} وارد شده است. روایتی صحیح السند از ایشان [[نقل]] شده است که فرمودند: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ... السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ نَصَحْتَ لِأُمَّتِكَ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۵۲؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۶. گفتنی است، سند این روایت در این دو منبع با یکدیگر متفاوت است و سند شیخ طوسی، سند صحیحی است.</ref>. بیانات پیش گفته از انجام دادن وظایفی حکایت دارد که بر عهده [[ائمه]]{{عم}} نهاده شده بود. [[امام هادی]]{{ع}} رابطه میان مفهوم [[امین الله]] و [[مقام عصمت]] را به گونهای روشنتر [[تبیین]] کردهاند. ایشان در [[زیارت جامعه کبیره]]، [[ائمه]]{{عم}} را اینگونه معرفی میکنند: {{متن حدیث|حَفَظَةً لِسِرِّهِ وَ خَزَنَةً لِعِلْمِهِ... تَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ... عَصَمَكُمُ اللَّهُ مِنَ الزَّلَلِ وَ آمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ وَ طَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ وَ أَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ طَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً}}<ref>محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۶.</ref>؛ [[[سلام]] بر شما ای] حافظان سرّ [[خدا]] و خازنان [[علم]] [[خدا]]... [[مفسران]] [[وحی]] او... [[خداوند]] شما را از [[لغزشها]] [[معصوم]] ساخت و از [[فتنهها]] ایمن داشت و از [[آلودگی]] [[پاکیزه]] ساخت و [[پلیدی]] را از شما [[اهل بیت]] برد و شما را [[تطهیر]] کرد. به نظر میرسد، تعابیر یاد شده در [[مقام]] بیان این امر است که [[ائمه]]{{عم}} از این جهت که حافظان سرّ [[الهی]] و [[مفسران]] [[وحی]] خداوندند، که این مفاهیم با مفهوم [[امین الله]] همسویند، لازم است [[معصوم]] باشند؛ از اینرو، [[خداوند متعال]] آنها را از [[آلودگی]] و [[پلیدی]] [[پاکیزه]] ساخته است. | ||
#'''[[منصوب بودن به نصب الهی]]''': با تحلیلی [[عقلی]] میتوان گفت: [[خداوند]] باید [[امین الله]] را به این [[مقام]] [[منصوب]] کند. [[مردم]] نمیتوانند کسی را بشناسند و برگزینند که [[شأن مرجعیت دینی]] در [[تفسیر قرآن]] را دارد و از اینرو، باید [[معصوم]] باشد تا در امانتی که [[خداوند]] بدو سپرده است، خیانتی نکند. در این باره [[امام صادق]]{{ع}} فرمودهاند: “خداوند تبارک و تعالی ما را برای خود برگزید؛ پس ما را برگزیدگان از میان بندگانش و امینان بر وحیاش قرار داد”<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى انْتَجَبَنَا لِنَفْسِهِ فَجَعَلَنَا صَفْوَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ أُمَنَاءَهُ عَلَى وَحْيِهِ}}. محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۶۲.</ref>. بنابراین [[امین الله]] کسی است که اولاً، [[علم الهی]] و [[خطاناپذیر]] نسبت به [[قرآن کریم]] به او داده شده است؛ ثانیاً، [[مسئول]] [[تفسیر]] [[کتاب خدا]] و [[تبیین]] آن است؛ ثالثاً، [[معصوم]] است و [[خیانت]] در [[علوم]] مزبور نخواهد کرد و آنها را به [[مردم]] [[ابلاغ]] خواهد کرد. از این تحلیل فهمیده میشود که [[امین الله]] باید [[مرجع]] [[دینی]] و در نتیجه، [[هدایت کننده]] [[مردم]] باشد؛ افزون بر آن، روشن است که همگان قابلیت دریافت چنین علومی را ندارند؛ از اینرو، این افراد، اولاً، [[برترین]] انسانهایند و تنها در این صورت است که [[قبح]] ترجیح [[مفضول]] بن [[افضل]] دامنگیر [[ساحت]] کبریایی [[خداوند متعال]] نمیشود؛ ثانیاً، اینان معصوماند و در نتیجه [[برگزیده]] و [[منصوب]] از جانب خداوندند<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۹۷-۳۰۸.</ref> | #'''[[منصوب بودن به نصب الهی]]''': با تحلیلی [[عقلی]] میتوان گفت: [[خداوند]] باید [[امین الله]] را به این [[مقام]] [[منصوب]] کند. [[مردم]] نمیتوانند کسی را بشناسند و برگزینند که [[شأن مرجعیت دینی]] در [[تفسیر قرآن]] را دارد و از اینرو، باید [[معصوم]] باشد تا در امانتی که [[خداوند]] بدو سپرده است، خیانتی نکند. در این باره [[امام صادق]]{{ع}} فرمودهاند: “خداوند تبارک و تعالی ما را برای خود برگزید؛ پس ما را برگزیدگان از میان بندگانش و امینان بر وحیاش قرار داد”<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى انْتَجَبَنَا لِنَفْسِهِ فَجَعَلَنَا صَفْوَتَهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ أُمَنَاءَهُ عَلَى وَحْيِهِ}}. محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۶۲.</ref>. بنابراین [[امین الله]] کسی است که اولاً، [[علم الهی]] و [[خطاناپذیر]] نسبت به [[قرآن کریم]] به او داده شده است؛ ثانیاً، [[مسئول]] [[تفسیر]] [[کتاب خدا]] و [[تبیین]] آن است؛ ثالثاً، [[معصوم]] است و [[خیانت]] در [[علوم]] مزبور نخواهد کرد و آنها را به [[مردم]] [[ابلاغ]] خواهد کرد. از این تحلیل فهمیده میشود که [[امین الله]] باید [[مرجع]] [[دینی]] و در نتیجه، [[هدایت کننده]] [[مردم]] باشد؛ افزون بر آن، روشن است که همگان قابلیت دریافت چنین علومی را ندارند؛ از اینرو، این افراد، اولاً، [[برترین]] انسانهایند و تنها در این صورت است که [[قبح]] ترجیح [[مفضول]] بن [[افضل]] دامنگیر [[ساحت]] کبریایی [[خداوند متعال]] نمیشود؛ ثانیاً، اینان معصوماند و در نتیجه [[برگزیده]] و [[منصوب]] از جانب خداوندند<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۹۷-۳۰۸.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||